تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
موسیقی ایرانی

تکس آهنگ های رپ

صفحه  صفحه 8 از 28:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  27  28  پسین »  
#71 | Posted: 26 May 2010 20:01
بیباک - من مجرم نیستم

وایسا – نرو حرف دارم
پاسبان – نرو ترس دارم
اشتباهی پیش اومده اینجا جای یه مجرم بوده قبل من
قلمم علنا" تنهاست و کسی نیست اشکاشو پاک کنه
بگه درداشو
قلم خاک کنه خاطرات بد رو
تازه داره غم رو می فهمه معنیش چیه
منو آزاد کن از این قفس
من خوبی زیاد دارم و رپ خوندنو دیدید از این همش
به جرم فریاد
دستبند به دستم
وای خدای من خستم من خستم
فریاد نمیزنم فقط نالست
درد دله با خدای خودم تو هم شاه هم برده ...
به مافوقت بگو من باید برم هرچه سریعتر سربازام تنهان
یه سری جوون پاک دبیرستانی سرتاپا برپان
باید اتمام حجت کنم حداقل درباره خاک وطنم
تا که وطنمو بعد من نگه دارن با جون و دل
بیباک باید راهنمایی کنه چون مجبوره نذر داره
به خدای خودش هر جوره قرض داره
خدا چشم داده که ببینم با زبون ارشاد کنم و با دستام بنویسم
مگه بده؟اگه بده چرا از این طریق امرار معاش می کنن ملتی؟
بعد 6 سال هر روز بدبختی
حالا دیگه قافیه ها پیدا کرده قدمتی
چه سخته درکش
که وقت ترکه
بخت من که تلخ تلخه
بذار زندگیم بچرخه چرخش
که هرچه ارزش نداشته باشه برام
ولی رپ بهم لطف داره مثل پدر به بچه
رپ واسه من دنیاییه و زندگی می بخشه
حتی خدای فرشته ها هم زنده نیست بی بخشش
اون که فقط یه بنده ی کوچیک خداست
پس بگو جرم نکردمو ببخشه
من مسلمونم ایرانو دوست دارم
طرح یه پرچم 3 رنگو من رو پوست دارم
ولی من ایرانیم و قانون اساسی رو محترم می شمارم
مغتنم می شمرم فرصتو تا بگم من مجرم نیستم
فقط راوی پیر زندگیم
تو جوونی درد اجتماع پیرم کرد
من اسیر زندگیم من مطرب نیستم
فقط حرفای دلو میزنم به طرزی جدید
تا بگیرن درسی جدید
نسل جدید
چرا مجرم منو خطاب می کنید؟ واسه خلاقیتم؟
چرا؟
واسه ... جوونی پست مدرنیسم و صلاحیتم؟
بگو چرا میده میده این بازی به من یه حس غرور قاضیه قصه
بگو بدونم یه بچه نصیحتو از زبون پدر بهتر قبول می کنه یا یه دوست همسن؟
من مجرم نیستم
فقط در حد یه دوست همسن
اون سر دنیا یکی اسم ... واسه خوندن یه غولی پشتشه
ولی من کو هه کی پشتمه؟
از درآمدم میدم تا بخرم واسه مردمم خورشیدو
صبح و شب تلاش واسه ارزشهایی که از یاد رفته
واسه فرهنگی که بر باد رفته
اگه جرمه بگو درست چیه؟
من غلط بگو درست کیه؟
خستم چون م یخواید منو مجرم نشون بدید
بشون بگید
تا اینجا رسیدیم تا یه پاپ خون لعنتی که سرتا پای وجودشو صدای تقلیدی گرفته
میاد و میدزده کل شهرتمو
کی گفته من مجرمم؟
چون حرفام ساده نیست قافیه دارن؟
تهمت دیگه کافیه به من
مردم بد نگام می کنن چون من رپ خوندم
خدایا من ایراد دارم یا رپ خوندن؟
شاید تقصیر یه سری جوون نا بالغه که رپو با یه سری اراجیف و فحش به مردم تحویل دادن و تحمیل کردن
من مجرم نیستم
فقط عاشقم و معشوقم زبان فارسی
الان وقت جنگه نه زمان بازی
آقای قاضی من محمدم خواننده ی سبک رپ
من رپر نیستم و خیلی سخته من
خداحافظی کنم با خودکار و تبعید شم به یه جای دور تر از دور
خدایا تو غصه نخور میدونم هم هچی درس می شه زودتر از زود
غم کمین کرده برا من
همین بسه برا من
که با نوشته هام اندک افرادی به راه راست بیان
اصلاح شن و به کعبه باز بیان
     
#72 | Posted: 26 May 2010 20:01
بابك تيغه – مافياي رپ

يك سال سكوت براي اين نبود ، كه نداره جوهرخودكار بابك تيغه
پس با خون يه بار ديگه رو تن خيابون بنويس
كسي كه به دست داره انگشتري كه روش نوشته مرگ
حق از كس و ناكسي نداره ترس ، تا بفهمن دشمنا كه برد وشكست
داره فرقي واسه ماري زخمي ، پس بدوييد دنبال سوراخ موش
6و8 خوناي گوشواره به گوش
باز اين جنگ بين مافياي رپه پسر ، ته خط نازي آباد تا شمال شهر
يه خودكار آبي بديد به من ، بازي تازه شروع شده بونيد دست كم
تا وقتي تيغه زندست پيروزي رو ببينيد خواب
بچه ها پاشيد رسيده وقت تصويه حساب


همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم


بنداز يه نگاه به خيابون ، كه انشاست از وضع جامعمون
كه ازمون پس مي گيره خدا مثل دست پس از خودكار آبي روكاغذ تا باز است
خيابون انشايي رو بكنه شروع ، خودكار آبي من ايندفعه يه گروه
شده تا بازي بشه به نفع خيابون ، همون بچه ها نبينم به كسي بدين امون
اينا همون عوضيايين كه وقتي هيچي نبوديم ميگفتن اينا كين
با صداي بلند به ما ميخنديدند ، وقتي مي ديدند خيابونه راهمون
هر چند دستمون به جايي بند نبود ، ولي زود يه كاري ميكرد كه كسي نگه
رپ فارس مال دافاست ، خودكار آبي خوندن از خيابونو بكن آغاز


همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم


عوضيا با همتونم ، شما كه ميمونيد كنارم تا وقتي ميخونم
شما كه شبا بابك تيغه رو مي ديديد به خواب
كجا بوديد وقتي كه داشتم ميكشدم عذاب
وقتي اسمي ازم نبود چون آهنگي نبود ، به هر چيزي فكر ميكردم جز اينكه حسود
باشن كسايي كه مثل داداشن ، وقتي سختي باشه پشتم نباشن
اما اين بار اشتباهات نميشه تكرار
بعد از برگشتن از مرز شكست ، حتي هوس نكن بياي سمت تيغه
چون عوض شده ، شده يه آدم ديگه
هر كي ميتونه فكر كنه بهترين رپ كنه
اما نه وقتي ترنج ، طوفان ، فرياد ، وحيد ، تولاك بشن خودكار به دست
تا بهار 87 نفس تو سينه حبس ...


همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
     
#73 | Posted: 3 Jun 2010 03:08
خواننده ها:فلاكت و اشكان
نام:يه پسر ده ساله


( فلاكت )

يه پسر ده ساله كه گوشه اتاقشه و نشسته و ناراحته تو فكر خدا شه كه اون
مي پرسه از خداش : خدا آخه چرا ، رنگ شادي رو من نديدم حتي يه بار ؟
ببين از تنهايي يه بچه گربه شده بودم دم چاهي كه جز اون همه ميكردنش مسخره
همبازياش اونو دست مينداختن ديگه شده بودش يه پسرك شب زده
ببين بچه هاي ملعونو بازي نمي دادن چون اونا با يه پسر لوس و ننر نمي سازن
اونو صدا ميكردن يه احمق ابله كه هر دفعه ، از سر حرف بچه هاي محل
مي شكست و بعد ، هيچكس كمك بهش نمي كرد تا كه از تنهايي در بياد
نمي تونست اون از پس غم و غصه بر بياد
اونم ميخواست مث بقيه يذره بد باشه
ولي نمي تونست مث بقيه بد باشه
آرزوشه يكي اونو تحويل بگيره و كار خوب و از بد تشخيص نميده
چون الان ميخواد يه چاقو رو دستش بگره و رگش و بزنه
ولي نميزنه چون كه خيلي ترس داره
ببين حق داره ترس داره
چون كه فقط هست يه پسر ده ساله
چون كه فقط هست يه پسر ده ساله

( اشكان‌ )

يه پسر ده ساله كه خب هميشه تنهاست
يه پسر ده ساله كه اسير غمهاست
يه پسر ده ساله كه خب نداره كسي رو
يه پسر ده ساله كه فقط ديده بدي رو

( فلاكت )

ببين اون پسر لوس وننر حالا شده فلاكت
اون پسر كوچيك ببين د... چطوري بالا رفت
پس بايد ديگه يه زندگي خوبو من بسازم
تا بتونم جلو آينه من به خودم بنازم
مريضم ، پليدم ، نديدم پريدم توي لجن
آخه چرا همه بدشون مياد از بوي بدم
تو ديدي كه دور خط روي تنم
ديدي ديده ميشه رد چاقو روي بدن
ببين اينا يادگاري دوران كودكيه
چون كه ميبيني الان منم همون كودكي كه
كسي دورش نبود ولي همه الان دورشن
د... هنوزكه هنوز قلب منه پر غم

( اشكان‌ )

يه پسر ده ساله كه خب هميشه تنهاست
يه پسر ده ساله كه اسير غمهاست
يه پسر ده ساله كه خب نداره كسي رو
يه پسر ده ساله كه فقط ديده بدي رو
     
#74 | Posted: 3 Jun 2010 03:09
سعيد كرماني به همراهي عليشمس : 4دقيقه

(سعيد كرماني)
صبر كن صبر كن آروم باش آوم باش!!!
10 دقيقه به من فرصت بده ....
باشه باشه 5 دقيقه ....
حداقل براي برگشت به زندگي گذشته ....
4 دقيقه
روزي كه ميرفتي از پنجره دور بودي
جلوي چشماي من مثل غنچه اي از نور بودي
من ميخوام با تو باز بمونم عزيزم ، اگه بري نمي تونم تنها بمونم
چشماي تو بازم بارون رو به يادم مياره
دستاي تو بازم مثل گرمي بهاره
من ميخوام تو قلبت ، بمونم هميشه
اگه بري نمي تونم بي تو نميشه ...
4 دقيقه به من فرصت بده تا دستاي تو رو بگيرم من
4 دقيقه به من فرصت بده تا كنار عشقم بشينم من
4 دقيقه ... من به ياد تو ... 4 دقيقه ... در كنار تو ...
4 دقيقه ... زير بارون ... 4دقيقه ... من به ياد تو ...

(عليشمس)
من دوستت دارم اينو قسم خوردم ، ولي عشقمو گرفتن و ازم بردن
يعني اين بود از عشقم قسمت من ؟ مي خوابيد شبها كنارم تو بستر من
ولي حالا رفته و ديگه برنگشت ، رفته و داره به من ميگه برنگرد
من واسه ي خودم خيلي متاسفم ، از عشق از ته دل متنفرم
كه ايجوري با قلب آدم باز كنن ، من از اين رفتارا ديگه شاكي شدم
بيا گوش بده اينبار حرفاي منو ، بيا كنار بذاريم ديگه اشكاي شبو
كنار هم خوابيدن و تب عشق گرمم ، چقدر با عكسات گريه كردم
خاونمي برگرد نذار تو سربه سر من ، واسه 4دقيقه تو سر بزن به من

(سعيد كرماني)
4 دقيقه به من فرصت بده تا دستاي تو رو بگيرم من
4 دقيقه به من فرصت بده تا كنار عشقم بشينم من
4 دقيقه ... من به ياد تو ... 4 دقيقه ... در كنار تو ...
4 دقيقه ... زير بارون ... 4دقيقه ... من به ياد تو ...

من ميخوام كه با تو بمونم تا هميشه ، اگه بري ميميرم بدون تو نميشه
چشماتو مي بينم جلو چشمات مي ميرم ، همه ي خاطاتمو توي چشمات مي بينم
.... به تو اسيرم ....
4 دقيقه به من فرصت بده ، بيا كنارم ...

4 دقيقه به من فرصت بده تا دستاي تو رو بگيرم من
4 دقيقه به من فرصت بده تا كنار عشقم بشينم من
4 دقيقه ... من به ياد تو ... در كنار تو ...
4 دقيقه ... زير بارون ... 4دقيقه ... من به ياد تو ...

من به ياد تو ...
     
#75 | Posted: 3 Jun 2010 03:09
ياس --_-- مرهم

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

ميدوني اينو كه ياس از توو داره نقصي ، گذشته هام مثل طومار مغزي
دور و بر منو مثل ديوار فرضي ، ميگرن ميشن مثل يه بيمار مغزي
نميدونم كه كي داره تقصير ، حوصله ندارم بكنم اينا رو تفسير
وقتي كه اشكت چكيده يكي يكي ، چيزي كه تو قلبته بگو به كي بگي
داستان منو نميدوني تو زير آسمان كبود ، حالا اون آدم راز دار و صبور
واسه ي خونواده پاسداره هنوز ...
گذشته ي منه مثل كتاب داستان ، به دنبال يه روزي كه بتابه آفتاب
يه حس ميگه به اون روز نزديكم ، نزديك ... نزديكتر

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

وقتشه ديگه بخونمو وقت ندم ، بگم از روزايي كه زير برف يخ زدم
مقصدم كه به سمت كسب درآمد و حالا ديگه ازم رفته طراوت
تو پول در مياري و يعد سركار ، مي بيني جيب شده هم وزن پر كاه
فقط خودتي و دوروبرت مشكل ، اون وقت كيه كه بكنه تر و خشكت
آره اين روزا اوضاع آرومه مشتي ، فردا از سختيا تو بارون اشكي!!
روزي ميرسه كه بابا مامان پيرن ، يا مثل پدر من از دنيا ميرن
حالا 7 ساله كه خاليه پشتم ، خدا بوده فقط باعث و باني رشدم
خيلي سخته ولي ميدونم ... اينو ميتونم ...

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت

وقتشه به تو بگم تو بدوني پس يه حرفي كه ميخونم هست درون قلب
تو سختيا چگونه من با يه كوه غم ، رو قلبي كه ديده شكسته جلو برم
خسته و اسير درد تو مسير بعد ، وقتي كه كسي نبود و
رفيق من ، به سختي يه چيزي كه شد نصيب من
پس بذار از اين بعد بذار به تو بگم ، عزم رو جزم ميكنم مثل سرباز
اينو بدونيد نيستم يه قصه پرداز ...
پرواز ميكنم به سمت هدف ، پس باخت كسي كه به حمله نرفت
تا حالا سرنوشت بوده يه داور بد ، ولي دليل نميشه برسم آخر خط
حالا خيلي مونده ولي تخت گاز جلو ميره با فكر و مغز و باز

هر وقت دلم مي گيره از همه ، قلم تو دستمه و مي نويسم از اينكه:
سرسخت بايد پاي دردا وايستم ، تا برسم به فرداهاي روشن
قلبم ميگه ميكروفونو بردار ، تو بخون حالا از همه ي دردات
تا مرهم باشه واسه دل شكستت ، تا نموني تو با اين گله و حسرت
     
#76 | Posted: 3 Jun 2010 03:11
مافياي مخفي از استپس - بهرام - دافر و تريپر


حسام استپس :
تلاشتو بکن تا تو مافیا من شی
چون طرفدارمن همه دافیای وحشی
هزاران زندانی دارم کشتارگاهم
بپا که زندانی نشی هشدار دادم
من پشتکار دارم بذا خوشحال باشن
اونایی که فکر می کنن از من هستن سر
بذا بگم منم دارم مرض در سر
پس می کشم من همتون و نود درصد
تو فکر می کنی قویی چون رپ من و ندیدی
تو تازه کار و جدیدی و تو فکر من پلیدی
تو ندیدی قویی داری فکر می کنی رقیبی
وسعت تو قطره آبی و وسعت ما کویری
حسام مثل یه ستاره رفت و برق زد
آسمونم با صدا من رعد و برق زد
یه وقت نزنی تو پشت مافیای حرفی
چون که پشت سرمن یه مافیای مخفی

{حسام استپس}
حرفایی که می زنم دیس نیس
تو به دست برو بکس من میشی ریز ریز
باید بگم نمی تونی کل کنی با ما داداش
چونکه کار شما الآن مثل ماها بیس نیس

{بهرام}

من گنده م جسما باطنا ظاهرا
جوری می خونم که همه وابرن ماهرم
توی کارم
می دونی شیش سال می گذره که روی کارم
بذا از نقطه اول حرفام شروع کنم به گفتن
که مخالفو طرفدار جمیعا بگرخن
همه دافای شما نظر به چشمک من دارن
شاخ بشی جات می دم توی خشتک شلوارم
کلم باد داره مریضی حاد داره
بازم فکر می کنی کشتن تو واسم کار داره؟!
یه جوری می کشمت نشورتت غسال خونه
پلیس بگه قاتل این بابا قصاب بوده
توی دل من راه نداره هیچ عامل مقدس
حرفام واسه امثال تو حامله کنندس
وقتی خون به چشمه
یه جوری می کشمت که فقط بتونه بشناستت دندون پزشکت


{دافر}

تلاش می کنیم واسه پیشرفت رپ
شمام کار می کنین و ماها نیشخند به لب
بذا بیشتر بگم تا که بیشتر برن
دنبال کار و نذاریم که زیر دست بشن
همه دنبال داف و تاج و تختن
پادشاه تاج و داد و در رفت
سردارا سرباز افکار منم
اما ما الآف ابزار قلم
نگرت می داریم چون رسمش اینه
هر کی میاد دنبال دستکش می ره
آخه سختش میشه بگه کار بوده قوی
تو تولید قافیه کارخونه زدیم
طرفدارای من همه اغلب دافن
خب حقمه اینطوری سرور باشم
دافر به زبون رپی میگه
که ما یه سمتیم شما سمت دیگه

{تریپر}

می خونم تا کساییکه شک دارن در کارم
همه خفه خون بگیرن من بازم حرف دارم
الفاظم اسرارم اشعارم هست بازم
صد سالم در کارم سر باشم حق دارم
پرواز افکارم شیش هزار پاس
حتی پادشاه رپم جلوم میشه بازخواست
آره سلاحی که دستمه میکروفون پسر
هر کی میخواد گوشو تیز بکنه بگم
تو این بازی بازم خودم طراح نقشه م
از غرب اومدم تا اسباب شر شم
فرق داره سبکم شخصا تاکید کنم
که من سردار رپم رسما تثبیت شدم
خودم نابغه م تو کار می دونم درس میدم به تو
تا من اومدم با سه کلمه ترسیدن یه هو
به تو توصیه می کنم که تو رپ کن نشی
چون تریپر از کنارتون رد شد سریع
     
#77 | Posted: 3 Jun 2010 17:03
بايد برم كاري از پيشرو

آره زندگی واسه خودمم تلخه
چه برسه به خانوادم

من نمیتونم بگذرم هیچ وقت از خانوادم
واس همین بین رپ و زندگیم فاصله دادم
میبینم چه روزای سردی هست در انتظارم
وقتی که پولی ندارم کی میرسه به دادم؟
اصلا من نمیدونم کی غمناکم کی اا شادم
دیگه نمیخونم تا خدا برسه به دادم
دارم از خانوادم میزنم واس رپ فارسی
ولی ندیدم تو این 5 ساله من چیز خاصی
کاری واس مادرم نکردم تا اونجا که یادم میاد
در صورتی که خرج اموراتمم بهم میداد
تو این ایران لعنتی کارم داره ایراد
باید یه روز ترکش کنم هرچند دوسش دارم زیاد
بعد از این همه تمرین حسابمون کردن یه سگ
واس همین رپ فارسی پایینه تو چرخ و فلک
گوش کنین فایده نداره توی تاریکی بزک
هنرمندایی مثل ما باید برن به درک

اما من نه دیگه نمیتونم رپ بخونم
چون که کارد زندگی رسیده به استخونم
یه روز میام میگم که منم کسی شدم
اونوقت میتونم که با سرافرازی رپ بکنم

یه روز تو اتاق با قلم و کاغذم تنها بودم
داداش کوچیکم گفت بازی کنیم گفتم برو اونور
بعدش کتکش زدم اونو به انباری بردم
داد زدم چرا میای تو خراب میکنی متنم؟

با چشمای گریونش گفت که هنوز من یه بچم
حالا می فهمم که با این کار من خودمو زدم
از همه خاطراتم من به هم می خوره حالم
دیگه از مجرم شدن و زندان موندن بیزارم
راه رفتن تو مسیری که هیچ وقت نداره پایان
می خوام که ببینم ببینم من بهار باران
توبه کردم واس هرچی بدی کردم به دیگران
فهمیدم که دنیای مادرم بوده بیکران
تمام آوزهام تو این چند ساله ثابت بود
اما مامان بدون رضا این شعرو به عشق تو خوند
لعنت به خاطرات تلخ از نو می سازم یه سقف
بعد میام دوباره میخونم و می نازم به بخت

اما من نه دیگه نمیتونم رپ بخونم
چون که کارد زندگی رسیده به استخونم
یه روز میام میگم که منم کسی شدم
اونوقت میتونم که با سرافرازی رپ بکنم
قاب یادگار خانوادم شکسته بی شک
تمام تیکه خورده هاشم رفت به سمت درک
تو خونه یکی شدنم ندیدم طعم نمک
سر قبر روح مردمم نکشیدم سرک
ببین با جسم بی روحم می شه باز ادامه داد
باید مقابله کنم جلوی ادامه باد
مادر تو نگاهت مانند دریا بی انتهاست
جادوی وجود تو منو کشوند هرجایی خواست
با این وضعیت وجود من تو رپ مثل رویاست
باید مدتی نخونم تا که پر شه کم و کاست
خداست که ناظر دنیاست
نا به جاست به همون خدا ظلمه به ما
لحظه ی وداست
اشک تو چشامه رضا چرا اینجاست؟
میسپرم دست تقدیرم هرجور خودش خواست
واسه پول آرزوی داشتن یه پل عبور
مجبور بودم با عشق نافرجام بمونم به زور
اما نور بدون گرمایی ازش دارم دور
عادت سیاهیه بیش از حد چشمو کرد کور
عشق و شور دستمو باز گرفت و کرد توی گور
حتی شیطان نپرسید چرا اینجا داری حضور
بد موندم توی زندان
شبا عذاب وجدان
منع از آزادی بزرگترین شکنجه ی انسان
حس خودکشی و رسیدن به بن بست زمان
مرگ دسته جمعی که هنوزم مونده تو ابهام
اما امیدی که باز منو نگه داشت رو پاهام
همیشه همین بود وجود گرم هوادارام
میرم و یه روزی میام خیلی زود با انفجار
پس تا امید اون روز فعلا خدا نگهدار

اما من نه دیگه نمیتونم رپ بخونم
چون که کارد زندگی رسیده به استخونم
یه روز میام میگم که منم کسی شدم
اونوقت میتونم که با سرافرازی رپ بکنم
آره داستان ما هم اینجوری تموم شد
فعلا یه دوسالی بعد از تموم شدن آلبوم واقعیت نمی خوام کار کنم
ولی به زودیه زود بر می گردم
     
#78 | Posted: 3 Jun 2010 17:07
گربه صفت كاري از تتلو - تيغه و پيشرو


امیر تتلو :

صبح از خواب پا میشی بهش فکر نکن
گفت دوستت داره، بخند بی محلی کن
چون اون دافیا دوست داشتن نیست تو ذاتشون
یه روز با منن یه روز باتو یه روزم با اون
اینو بدون که دست بالا دست زیاده
بهتر از تو پیدا میشه خیلی ساده
بهترو پیدا کنن می خوان با اون باشن
تیغه :
پس بهتره فقط تو قصمون باشن
امیر تتلو :
گربه صفتها نمی دونن عشق چیه
دافیا گربه صفتن این ارثیه
استثنا کمه،بیشترشون یکین
صورتاشون سرخ از تو مشکین
اگه گفت دوستت داره بدون یه نقشه است
تیغه :
جیبت خالی باشه نشونت میده یک شصت
هیچکس :
دختر می خوای؟، باید پول داشته باشی
امیر تتلو :
یا تو چراغ جادوت غول داشته باشی
اگه غیر از این باشه میره تو رو پیچش
دافا رفیق چین؟، بند کیف...
تک و توک میشه آدم بینشون پیدا کنی
ولی اونم میپره،
پیشرو :
دست از پا گم کنی
(گربه
گربه صفت)
امیر تتلو :
دخترو بی خیال بخند به ریشش
به حرفم گوش بده ببین چی میشه
نذار فکر کنه اُسکولی تو پیشش
اگه واست شاخ شد بده تو پیچش
دخترو بی خیال بخند به ریشش
به حرفم گوش بده ببین چی میشه
نذار فکر کنه اُسکولی تو پیشش
اگه واست شاخ شد بده تو پیچش
تیغه :
رفتی و تنها چیزی که جا گذاشتی یه گله
شدم یه عوضی که وجودش از عقده پره
باید واسه گفتنت رو غرورم پا بذارم
هنوز یادم نرفته که خندیدی به کفش پاره ام
حالا چرا از ناباوری بود، چشمات گذاشتی لنز
کسی که مسخره اش میکردی نشسته پشت بنز
اولین روز به خودم گفتم شاید نداشته باشی لیاقت
اما تو زده بودی به چشمات سایه ی صداقت
صدای خشم و کی نمی دونه
اما می خونه واسه من تا خدا بدونه
ویرونه با نگاه حیرونه یه دیونه که می دونه این دنیا زندونه
هر وقت پولدار شدی دوست دخترت باهات مهربونه
لعنت به عشق دروغینی که سر و سرش درده
بذار حتی گربه ی تو کوچه هم بهم بخنده
دیگه باید عشقمو تو آسمون بکنی رصد
چون می دم به دافای گربه صفت انگشت وسط
فکر نمی کنی من با بقیه فرق دارم؟
نه باورش سخته بدون که حق دارم
پسر داف بازی می خواد یه شکم سیر
من باید پول دربیارم قبل از اینکه بشم پیر
گربه ها تو جاده ی عاشقی وایسادن کمین
اینو از من داشته باش عاشقی نمی شناسه همین
یکی پرسید بابک جز غم چه هنری داره عشق
گفتم ای آدم عاقل چه هنر بهتر از این
امیر تتلو :
دخترو بی خیال بخند به ریشش
به حرفم گوش بده ببین چی میشه
نذار فکر کنه اُسکولی تو پیشش
اگه واست شاخ شد بده تو پیچش
دخترو بی خیال بخند به ریشش
به حرفم گوش بده ببین چی میشه
نذار فکر کنه اُسکولی تو پیشش
اگه واست شاخ شد بده تو پیچش
امیر تتلو و تیغه :
من دیگه نمی خوام تو رو
کاسه کوزتو جمع کنو از پیشم برو
تو هم گربه صفتی پس برو
دل نمی بندم به هیچکی تجربه کردم برو
اگه یه روز تو پشت گوشتو دیدی
همون روز ازم دوستت دارم شنیدی
یادته وقتی که رفتی و تو اشکامو دیدی
گفتی اشک تمساحه، هر و هر بهم خندی
تو رفتی و نبود عین خیالت
که این دل منو کشتی تو دامت
حالا که فراموشت کردم باز اومدی چی کار؟
می خوای که دوباره نیشم بزنی تو عین مار؟
می خوام کارتو تلافی کنم، دلم نمیاد
می خوای ببخشمت؟، نه دلم نمی خواد
میگی بخاطر تو دوباره برگشتم
مگه من دلمو از سر راه برداشتم؟
امیر تتلو :
دخترو بی خیال بخند به ریشش
به حرفم گوش بده ببین چی میشه
نذار فکر کنه اُسکولی تو پیشش
اگه واست شاخ شد بده تو پیچش
دخترو بی خیال بخند به ریشش
به حرفم گوش بده ببین چی میشه
نذار فکر کنه اُسکولی تو پیشش
اگه واست شاخ شد بده تو پیچش
پیشرو :
گفتم بیا بهت میدم اینم آخرین فرصت
ولی باز گذاشتی رفتی و موندی گربه صفت!
     
#79 | Posted: 3 Jun 2010 17:08
حيف واژه ی خيانت ، امزيپر

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
(گابریل گارسیا مارکز)

چه اشتباهی کردم که اسم تو رو بردم
خوبیش اینه لااقل واست قسم نخوردم
راستی چه عالمي بود اگه بدا نبودن
جدا می شیم ما از هم چون خیلیا حسودن
دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب
تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب
عکسا و هدیه هاتم میدم به یه واسطه
تا که به خیر و خوشی تموم شه این رابطه
حرفای عاشقونه همش مال قدیمه
مثل همون حرفها که ما ها بهم زدیم
هر وعده ای كه دادی به هرکسي عمل کن
غصه هاشو يه جوري با مهربونی حل کن
نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه
نذار که از دستتو راهی يه سفر شه
چه وقتایی تلف شد با تو سر قرارا
تکلیفا روشن می شه همیشه تو بهارا
گناه تو همین بود نداشتن صداقت
اما گناه من بود نکردن خیانت
سفیدیه نگاهت نابه شبیه برفه
أب میشه زود و فقط به قیمت یه حرفه
دیگه خدانگهدار لحظه هاي قیمتی
منو ببخش عزیزم هرکی داره قسمتی
دنیارم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه
دلی که بشکنه و کدر شه شفاف نمی شه
نه دیگه دوست دارم محاله باورم بشه
اسم تو دیگه محاله تو دلم جا بشه
حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم
من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت
دیگه نمی خوامت لعنت به تو و اون روز تولدت

شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ می گن
آدمای مهربون و با وفا دروغ می گن
اونا که می گن كه تا همیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم كه به شما دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه ها كه اومدن
از توي شهر قشنگ قصه ها دروغ می گن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تمام آسمونا به خدا دروغ میگن
اونا که با قسم و آیه میخوان بهت بگن
تا قیامت نميشن ازت جدا دروغ میگن

حیفه لحظه های خوبی که براي تو گذاشتم
حیفه غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حیفه اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم
حیفه شوقی که تو گفتی داره اما من ندیدم
حیفه حرفای قشنگی که برای تو نوشتم
حیفه رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم
حیفه شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیفه وقتی که تلف شد واسه دیدن تو توی خواب
حیفه با وفايی من حیف عشق و اعتمادم
حیفه اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم
حیفه فرصتهای نقرم حیف عمرم و دقیقه ام
حیفه هرچی به تو گفتم راست راستی حیف سلیقه ام
حیفه اشکهایی که ریختم واسه تو دم سپهیده
حیفه احساس طلاییم حیف این عشق و عقیده
حیفه شادیم توي روزی که می گن تولدت بود
حیفه عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود
حیفه اون همه قسما که به اسم تو نخوردم
حیفه نازی که کشیدم چون كه طاقت نیاوردم
حیفه اون کسی که دائم عاشقم بود توي رویا
حیف که تو از راه رسیدی و اونو دادمش به دریا
حیفه چیزی که ندارم حیفه ذوقی که نکردی
حیفه گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیفه قلبم که يه روزی دادمش دستت امانت
حیفه اعتماد اون روز ، حیفه واژه ی خیانت
حیفه اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره
حیفه اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره
حیفه چشمایی که گفتم به تو با لبای خندون
حیفه آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
حیفه هر چی که سپردم حیفه هرچی که نبودی
حیفه تکلیفم و بیا روشنش کن تو به زودی

شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ می گن
آدمای مهربون و با وفا دروغ می گن
اونا که می گن كه تا همیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم كه به شما دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه ها كه اومدن
از توي شهر قشنگ قصه ها دروغ می گن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تمام آسمونا به خدا دروغ میگن
اونا که با قسم و آیه میخوان بهت بگن
تا قیامت نميشن ازت جدا دروغ میگن

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هرکی که دوسش داری
با اوني كه پنهونی سر روی شونش می ذاری
ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود
قصه ي چشمای تو واسه ما تکراری نبود
ما که رفتیم حالا تو مي موني و عشق جدید
می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدید
ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود
دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود
ما كه رفتيم وليكن قدرتو دونسته بودیم
بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ماکه رفتیم تو برو دل بده دست دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری
ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش
آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت
ببینم كه سال دیگه کی میاد تولدت
ماکه رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده
اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده
ما که رفتیم دل ندیم به عشق کاغذی
لااقل می اومدی پیشم واسه ی خداحافظی

شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ می گن
آدمای مهربون و با وفا دروغ می گن
اونا که می گن كه تا همیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم كه به شما دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه ها كه اومدن
از توي شهر قشنگ قصه ها دروغ می گن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تمام آسمونا به خدا دروغ میگن
اونا که با قسم و آیه میخوان بهت بگن
تا قیامت نميشن ازت جدا دروغ میگن

تو زندگیت به هیچکس اعتماد نکن
می دونی چی میگم؟ به هیچکس!
     
#80 | Posted: 3 Jun 2010 17:09
اشک حافظ (کرشمه) ، ام سی خاک

_سلام
_سلام
_چطوری؟
_خوبم
_اسمت چیه؟
_کرشمه
_چیکار می کنی کرشمه؟
_دارم فال می فروشم
_فال می خری؟
_آره آره یه دونه بده

اشک حافظ ، کرشمه ، ام سی خاک

می خوام واست رو کنم از دریای فقر یه چشمه
دخترک فال فروش پمپ بنزین کرشمه
دختری که توی این سن تنها کسش حافظه
به جای دستای پدر توی دستاش حافظه
دستای سرخ و کوچیک دخترک هفت ساله
خسته و زخمی و سرده و این برام یواله
سوالی که جوابشو هیچ کسی نمی دونه
چرا باید وضع دخترک این جوری بمونه؟
چرا باید توی پمپ بنزین بکشه انتظار؟
وسط ماشینایی که پشت هم شدن قطار
چرا باید زمستونا توی سرما بشینه و
بخار شیشة ماشینای گرمو رو ببینه
چرا باید سرشو زمین بذاره گرسنه؟
تو رخت خوابی از درد و اشک و آه و غصه
چرا باید برسه به اونجایی که از نیاز
همه توهینی بشنوه و نکنه اعتراض
چرا باید سهم اون از دنیا انقد کم باشه
تموم آرزوی اون یه آغوش گرم باشه
چرا باید واسه فروش فال کنه التماس
چون که پولای خورد ما واسه اون مثه طلاست
پمپ بنزین تعطیله و همه ماشینا رفتن
کرشمه رو فراموش کردن و آسوده خفتن
غیر از فال حافظ تو پاکت کسی پیشش نیست
از اشک حافظ توی پاکت ، پاکت میشه خیس

_کرشمه اگه الان همین الان خدا بگه اگه یه آرزو داشته باشی بر آورده می کنم
بزرگ ترین چیزی که الان از خدا می خوای چیه؟
_یه غذای دست نخورده

گفتم بگو به من بگو بگو آرزوت چیه
توی این دنیای بزرگ بت آرزوت کیه؟
کی تو دنیا بیشتر از همه چی دلتو برده
نگام کرد و خندید و گفت یه غذای دست نخورده
خندید و از تلخیه نگاهش وجودم سوخت
از تلخیه آرزوش همة تار و پودم سوخت
جامعة اطرافمون پر از این کرشمه هاست
لبخند هر کدومشون یه ضجة بی صداست
دستای من و تو باید اشکاشونو پاک کنه
حضور ماست که باید غصه هاشونو خواب کنه
به حرمت صداقت بچگونه تو صداش
به حرمت ترکای عمیق روی دستاش
به حرمت چشای از می مصیبت مستش
به حرمت غزلای حافظ توی دستش
به حرمت اشکاش که خون روی این دل شده
به حرمت خاک گونش که از گریه گل شده
به حرمت قدرتی که خدا به دست تو داد
به حرمت اون نونی که سر سفرت فرستاد
کاری نکنید که دل کرشمه ها بشکنه
یا که دل از فال غزلای حافظ بکنه
کاری نکنین که از فکر شرافت بیفته
که به فکر یه کار کثیف و راحت بیفته
غیر از فال حافظ تو پاکت کسی پیشش نیست
از اشک حافظ توی پاکت ، پاکت شده خیس

_حالا فال می خری؟
_آره عزیزم یه دونه فال بده ، بیا
_بقیة پولت
_نمی خوام عزیزم واسه خودت
_نه نمی خوام
_مال خودت عزیزم
     
صفحه  صفحه 8 از 28:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  27  28  پسین » 
موسیقی ایرانی انجمن لوتی / موسیقی ایرانی / تکس آهنگ های رپ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites