تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
موسیقی ایرانی

Shahin Najafi | شاهین نجفی

صفحه  صفحه 21 از 51:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  50  51  پسین »  
#201 | Posted: 15 Aug 2012 16:33 | Edited By: Vampire
شاهین... به غم مظلوم نگاهت قسم، ما هواداران واقعی تو، هرگز پشتت را خالی نخواهیم کرد. بی رحمانه شریم آبای





اینم لینک:


You know what don't be killed? an Original VAMPIRE
Signature
" به وسعتت جهانمو ، «شکنجه زار» میکنم "
     
#202 | Posted: 16 Aug 2012 09:03
مصاحبه شبکه بی بی سی برنامه به عبارت دیگر با شاهین نجفی




     
#203 | Posted: 16 Aug 2012 09:58 | Edited By: saba_hehe
متن مصاحبه شاهین نجفی با برنامه به عبارت دیگر بی بی سی


پیش گفتاری از عنایت فانی (مجری برنامه)

من یک شاعر و موزیسین هستم و نمیتوانم خود را سانسور کنم،اونقدر وحشی بودمو هستم که برای آنچه گفتم سیلی خوردم و ترد شدم و امروز هم اگر از طرف عده ای لعن شوم اهمیتی ندارد.این گوشه ایی از حرف های مهمان جوان من است که نام مستعار خود را در موسیقی رپ شر گذاشته،میگوید هیچ نهاد و سازمانی اجازه ندارد بگوید هنرمند درباره ی چه چیزی حرف بزند یا نزند،شرافت انسانی از نظر او به این است که آنچه را میگویی باور داشته باشی و از اون چه که باور داری حرف بزنی و دروغ نگویی و خود را پنهان نکنی.آنچه او در این سال ها آشکارا گفته برایش تا پای جان دردسر ساز شده، این بغض ترکیده اجتماعی از کجا نشٔت میگیرد؟؟؟؟او با شکستن مرزها به کجا میخواهد برسد؟؟؟ آیا برای او مرزی برای گفتن یا نگفتن وجود دارد؟؟؟؟
.
.
.
ادامه دارد...
     
#204 | Posted: 16 Aug 2012 13:05
قسمت اول:

-آقای نجفی الان مدت کمی از صدور فتوای یک آیت الله در ایران علیه شما میگذرد،که گفته میشه علیه شماست در واقع،و به دلیل خواندن ترانه نقی ،چه اثری روی زندگی شما گذاشته تو این مدت؟؟

-قانون من در زندگی اینجور بوده که حکم یک فنرو داشته باشم هر چه فشار بیشتر بشه ارتفاع پریدن من هم باید بیشتر بشه ولی در نهایت من در مقم کسی که کار هنری میکنه زیاد برام تفاوتی وجود نداره در زندگی شخصیم چه اتفاقی می افته،اما بعد از این جریان یقینا خیرات و حسنات زیادی داشته برای کارمان

-ولی در زندگی شخصیتون اینکه شما در معرض خطر جانی هستید یعنی اگر این فتوا اونی باشه و کسانی لااقل تلقی شون این باشه که این فتوا شما رو بخواهند بکشند، اون وقت یعنی اینکه شما باید دائما نگران باشد دائما پشت سرتونو نگاه کنید که مبادا یک نفر بکشه شما رو؟؟

-این فکر وجود داره اما وقتی من نگاه میکنم به زندگی گذشته ام همیشه این اتفاق میتونست بیوفته همیشه وجود داشت برای من،من هر وقت کاری رو دارم انجام میدم هر لحظه ای که دارم زندگی میکنم از خوابیدن گرفته تا همخوابگیم گرفته تا شعر نوشتنم گرفته،این فکر پسه ذهن من هست که ممکنه این آخرین کاره من باشه قراره انجام بدم در نتیجه برای من از این جهت دغدغه زیادی ایجاد نمیکنه

-درباره ی زندگیه کاریتون میگید ما حسنات زیادی داشتیم،به چه شکل؟؟

-وقتی نگاه میکنم میبینم با صبر و تعمل بیشتری دارم به خودم نگاه میکنم،رو خیلی از قضایا نظرم عوض شده از مباحث تولید گرفته تا این که دوباره باید بخونم و دوباره باید نگاهم به زندگی رو نو کنم،اینها نه فقط چیزی در حد شعار که عملا برای من اتفاد و آشنایی من بعد از ۷ سال با جریان روشنفکری در آلمان به شدت نظر من رو عوض کرد،آشنایی من با آقای گونتربارهاف یکی از این اتفاقات بزرگ بود

-شما وقتی که بر میگردید نگاه میکنید با این نظرتون که میگید نگاه تون به خیل از مسائل عوض شده،آیا به این معناست که فرض کنید همین حالا میخواستید دوباره این ترانه رو دوباره بنویسید ،این بار یه طور دیگه مینوسید،مینوشتید یا اینکه اون شعر یه طور دیگه میگفتید که احیانا ممکنه اما نقی توش نباشه؟؟؟؟

-نه، من به کاری که کردم اعتقاد دارم و باور دارم و فکر میکنم اگر هزار بار قرار باشه اینکارو ازنو بنویسم همین طور مینوشتم

-برای چه نوشتید اینو؟؟؟قصدتون این بود که چه بدست بیاورید از این ترانه که بسیاری نظرشون این بود که به عقایدشون توهین شده؟؟؟

-درهنر یا خصوصی تر در رابطه بار کاره من هیچ وقت اینجوری نیست که من بخوام کاری رو با پیش زمینه انجام بدم ،که اوکی قراره من ای کارو انجام بدم به این دلیل به این هدف،اینگونه نیست کار اتفاق میوفته و در واقع این من هستم که تابع کارم،کار خودشو به من تحمیل میکنه این اصل خلقه،اصل هنر اصلا در نتیجه تعبیری که از کار میشه خارج از منه ،ایم مخاطب منه که کارو گوش میکنه و تعبیر میکنه کارو ،ممکنه نظر مخالف داشته باشه ممکنه نظر موافق داشته باشه ،من با هدف یا پیش زمینه جلو نمیرم ولی طبیعیه که پیش زمینه های تاریخی در ذهن من وجود داره ،اینهارو نمیشه انکار کرد و اون نقد من به دینه ،نقد من به اجتماع ،نقد من به اجتماع خارج از ایرانه ،همه ی اینها و شما سال ۲۰۱۱ رو اگه نگاه کنید ما مجموعه ای از اتفاقات طنز آمیز رو در این سال میبینیم،از ویدیو های توی یوتیوب گرفته تا اتفاقات کوچک و ریز و درشتی که اینور اونور میشنیدیم همه ی اینها دست به دست هم میده تا در نهایت کاری به نام نقی به وجود بیاد
     
#205 | Posted: 23 Aug 2012 11:36 | Edited By: ALI2012


مجری : آقای نجفی شما درگفتگویی که پیش تر باهاتون شده اشاره کردید اعتراض در هنر برای من شعار دادن نیست شما به چه چیزی اعتراض میکنید ؟؟؟

شاهین نجفی : من حتی به خودم هم اعتراض میکنم به اون چیزی که هست و نباید باشه اعتراض میکنم


جهانو به دو قسمت اگه تقسیم کنی‌ یه مرز باریکی وسطش ترسیم کنی‌

حکمن یه عده خوبن و بقیه بدن چند تا رفیقنتو بقیه همه دشمنن

طرف تو همه صافن و لوتی و با مرام طرف دیگه حتما پلیدن و هیولان

ولی‌ دروغه وقتی‌ بفهمی یه جنسن دوطرف این وسط فقط تورو بازی دادن

تو میشی‌ پله بقیه بالا میرن ازت تو چشات نیگاه میکنن و بهت میخندن


میشه دائم باهات از امید و اعتماد بگن تو باور میکنی‌ اونا تو رو به گور میسپارن

تو یه دستمال چرکی تو دستشون همین لجن روحشون و با تو پاک میکنن

نگاه میکنی‌ به دورو برت میبینی‌ همه گیر کمر و شکم اینه مرام رمه


هورا میکشن برات میشی‌ شاعر ملی‌ ارزش داری براشون آره خیلی‌

مثل تو اومدن و حالا اسمی نیس دیگه ازشون هی پس چی‌؟

یعنی همه چی‌ دروغه فقط تویی و خودت یعنی همه دروغه خودت و گول نزن

هر کی‌ دسته راستشو دراز کرده توی دست چپش خنجر خوب ببین


یعنی همه چی‌ دروغه حتی تو حتی من یعنی ببین و بمیر ولی‌ بیخود جوش نزن


حتی تو که تو بغلمی و از عشقی‌ دم میزنی‌ و اشکت دم مشکی

هست ولی‌ فکرت پیش کسیه که وقتی‌ گیج میشی‌ پولشو میبینی‌ آره مشتی‌

هر کی‌ دنبال یه چیزیه تو کسی‌ دیگه رابطه یعنی یه معامله که سود بده

تا جایی‌ که مصرف بشی‌ ارزش داری اینو میگن ارزش انسان آره حاجی

یعنی همه چی‌ دروغه عشقت حرف مفته میفروشی راحت منو اگه پاش بیفته

دروغه همه چی‌ جز اشکای اون مردی که تو آینه خودشو میبینه و گردی

نشسته رو موهاش همه چی‌ شو باخته توی سلولی که دنیا واسش ساخته

یعنی همه چی‌ دروغه جز خون سعید دامادی‌ که تو حجله عروسشو ندید

یعنی همه چی‌ دروغه جز خرمشهرو مردای تیکه تیکه و زنای بی‌ شوهرو

دروغه اون که زیر تانک رفت رهبر نبود رهبر در گوشش لالایی مرگ میخوند

همه چی دروغه جز شاعری که نیومده همه چی دروغه جز شعری که کسی نسروده

همه چی‌ دروغه جز پاکت سیگارم نتی که یه روز گم شده رو گیتارم

همه چی دروغه جز فصل سرد فروغ یعنی همه چی‌ دروغه حتی دروغه این دروغ



یعنی همه چی‌ دروغه حتی تو حتی من حتی....

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#206 | Posted: 27 Aug 2012 08:32



به همان عکسمان دمِ چادر
به شبِ در نگاهِ «ریچی» پُر

قسمت می‌دهم که خسته نشو،
خسته از مغزهای بسته نشو!


یـــــغــــمــــا گلــــروئــــی


راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#207 | Posted: 24 Sep 2012 16:35
شاهین = عشق




راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#208 | Posted: 30 Sep 2012 22:42
که رمز ماست ایستاده مردن


     
#209 | Posted: 30 Sep 2012 22:58
مردم خدا رحمت کند اجدادتان را
ته مانده های یخ زده در یادتان را



شاهین ، توی آسمون ایران ، همواره هست
شاهین ها ، جای خود را به عقاب ها خواهند داد
و عقاب ها جای خود را به ترسناک ترین افسانه ی تاریخ
اژدها



حالا بشینین و مرثیه بگین با سولو ی گیتار

Alone But Alive !
     
#210 | Posted: 22 Oct 2012 10:01

نام: بکنیم

خواننده:شاهین نجفی

شاعر:فاطمه اختصاری

آهنگ: شاهین نجفی

تنظیم:بابک خضائی



شاهین نجفی می گوید:
« آنچه در شعر فاطمه اختصاری مرا تحت تاثیر خویش قرار داد وجود و نیز عدم جنسیت اش بود. آیا مولف با ما بازی می کند. چگونه من ناممکن خویشتن خویش را در موقعیت توصیفی او قرار می دهم و یا شاید از همین روی در ترجیع بند (با چشم های بسته تا ته جهان…) من به او (مولف) پاسخ می دهم .
در این سفر خیالی و حقیقی،در این مسیر مدام و خسته.باری من در “بکنیم”همسفر شاعر شدم و با او به گفت و گو نشستم.از تو به توی کسی که بوی کفن می داد وجهان لیلی بود و جنسیت اش را نفهمیدن.شعر فراجنسیتی و مشخصا از یک جنسیت مشخص می گوید و تو در این تعلیق باقی می مانی و من ماندم و اینگونه لذت اش را نوشیدم. “تریپ هاپ” به کمک من آمد و با تیزهوشی “بابک خضایی” در تنظیم کار همانی شد که تصور می کردم.سولوی گیتار از مجید کاظمی ست و گوش را آماده می کند برای فریاد انتهایی.کار با نجوا آغاز می شود و به نعره ای می رسد که دیگر جهان را در سفریدن که در ریده شدن می بیند.مرگ واژه انتهایی برای تمامی چیزهاست. »

ترانه “بکنیم” نمونه ای از “غزل پست مدرن” ، از مجموعه شعر “یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها” اثر فاطمه اختصاری میباشد که شاعر چیره دست با توجه به نقش “فعل” در بیان مفاهیم ، و شاهین نجفی با ظرافت تمام در اجرای این ترانه در موسیقی “تریپ هاپ” ,تجربه ی متفاوتی از تجربیات روزمره ی انسان ها را به تصویر میکشند که در این نوشتار به تاویل قسمت هایی از آن میپردازیم.

شعر از بیت اول با یک تصویر شبه فانتزی شروع می شود. «پالام پولوم پلیچ…» (که نوعی «هر کی تک بیاره…» است برای تعیین گرگ ِ بازی!).و از بیت دوم مخاطب را با تفاوت استفاده از فعل “بکنیم” مواجه میکند! آری!قرار را نمی کنند.قرار را «می گذارند». و این به نوعی «کنتراست در سطح ارکان دستوری» است که بکنیم های شعر پررنگ تر می شوند.
حالا چرا بکنیم؟ طبیعی است!چرا که از دو آدم «ولنگار» انتظار دیگری نمیرود! دو نفر که اولش بدون بلیط و مقصد و از «کجا» سوار اتوبوس می شوند و آخرش زیر پل همدیگر را بغل می کنند.
در واقع در این شعر ردیف های بکنیم بدون درنظر گرفتن اینکه فعل «بکنیم» برای جمله درست یا نادرست انتخاب شده، آورده شده است. فعلی که معانی مختلفی را می تواند در خود داشته باشد اما در زندگی روزمره، ما از این فعل به عنوان جایگزین فعل «سکس کردن» نیز استفاده می کنیم. در واقع بسیاری از بکنیم های شعر صرفا با همین هدف آورده شده اند.
“ژان بودریار” به عنوان یکی از متفکران مشهور پست مدرن معتقد است که : «در عصر جدید پست مدرن، سکس مُرده است ، زیرا تمام چیزها به صورت سکس در آمده اند.در آگهی های تبلیغاتی، در مد، در تلویزیون، ویدئو و سینما، “سکسوآلیته “دیگر رفتار یا عملی شخصی، خصوصی، و محرمانه نیست. بلکه رفتاری است آزاد، باز، همه جایی، نامحدود، بی قید و بند، مورد تشویق و ترغیب و با حالتی تحکم آمیز و امریه ای فرمان یا دستوری برای رها ساختن تنش ها و امیال جنسی (که از طریق نمایش همه جایی سکسوآلیته ایجاد می شوند) به کمک کدهای جنسی، بدین ترتیب بودریار چنین نتیجه گیری می کند که همه چیز سکسوآلیته است. »
در این شعر انواع المان های مدرنیته و زندگی شهری، به نوعی از هویت خود خالی شده و توسط شخصیت های شعر به تمسخر گرفته می شوند.
همین مساله را می توان با توضیح «شبه روایت دایره ای اثر» کاملتر فهمید. در واقع در حال خواندن این شعر، مخاطب وارد یک داستان با درون مایه های سانتی مانتال شده که از بازی نوستالژیک «گرگم به هوا» شروع میشود و در طول متن، رفتارهای یک روزِ یک جفت عاشق عاصی را نمایش می دهد. از قرار گذاشتن در جایی دورتر از حیاط (که حتی می شود این حیاط را «حیات» هم تصور کرد و مفهوم فراتری را برداشت نمود) و خانه تا اتوبوس سواری با هدف هدفون گوش کردن و قدم زدن در اتوبان شلوغ و محدود کردن شام و ناهار به یک ساندویچ… و نهایتا با همان بازی پایان می یابد.
ما در تصویرهایی که در عین «سادگی» سرشار از شاعرانگی اند با رخدادهای غیرمنتظره ای روبرو نمی شویم و اتفاق ها کاملا روزمره و معمولی اند. ولی همین روزمرگی ها آنقدر بجا پرداخت شده اند که تا آخر کار مخاطب را درگیر می کنند.
مثلا در بیت دوم، قرار گذاشن یک عمل معمول و ساده است. ولی وقتی ما این کار را کنار جاده ی فرعی و دور از حیاط و خانه می کنیم (فرار از سنت ها) شاعرانگی کار پررنگ میشود. این بررسی را می توان روی تک تک بیت ها انجام داد.
در بیت ششم «دوتایی هدفون گوش کردن» (که احتمالا به نوعی بیانگر حفظ هویت فردی در میان جمع است.) شاید کار بزرگ و جذابی نباشد. ولی وقتی همین هدفون، قرضی است و تازه بر اساس بقیه ی شبه روایت، این جفت بدون بلیط و مقصد سوار اتوبوس می شوند و هدفون گوش می کنند، این تصویر ساده پربارتر میشود.
بیت هفتم تصویری جالب از شهری مدرن ارائه می دهد. احتمالا به نظر هیچکس شلوغی و رفت و آمد مردم شهر چیز عجیبی نیست. ولی وقتی همین حرف به نتیجه ای مثل مقایسه ی تلویحی غار (نماد بربریت) با متروی شلوغ می رسدمیتوان به مفاهیم عمیق تری دست یافت.
در بیت بعدی از المان هایی مثل «شلوغی اتوبان» و خط چین هایش استفاده شده تا به «استاندارد سازی» و «یکسان سازی» در دنیایی مدرن اعتراض کند و بعد با پیاده روی همین المان ها به این جبر ساختگی بتازد.
علاوه بر این که تصویر «خط چین ها» نوعی تابو و مرز مشخص را در ذهن متبادر می کند و در ادامه عبور شخصیت های شعر از این خط چین ها و مرزهای قراردادی و عصیان آنها در مقابل جبر حاکم بر فضا «اختیار را کردن!».
بیت نهم شعر در یک ساندویچی اتفاق می افتد. طبیعتا در ساندویچی نمی توان کاری غیر از ساندویچ خوردن انجام داد. اما شاعر با یک «آشنایی زدایی» و «تصرف در نحو» خواننده اش را شوکه می کند. آنجا که کاراکتر ها در ساندویچی نمی خورند، بلکه خورده می شوند!
در بیت دهم، می رود که با یک شیب ملایم شبه روایت را تمام کند. چون شب است و با توجه به موقوف المعانی بودن بیت، ما نه تنها به «یک خواب خوب» محتاجیم، بلکه به «همدیگر را با فشار بغل کردن» هم نیاز داریم. در این بیت داریم «هر ۲ به ۱ خواب خوب مجتاجیم» و به این ترتیب در فضای زیر پل که باز هم نمایی از زندگی شهری و مدرنیته ی آن است دو شخصیت شعر به یگانگی رسیده و در بغل هم به آرامش می رسند. این آرامش و سکون و خواب بعد از بیت های پر از حرکتی است که از اول شعر مخاطب با آنها مواجه است. فرار کردن، رفت و آمد مردم، سوار اتوبوس و قطار و مترو شدن، پیاده از اتوبان گذشتن و حتی اگر از نمایی بالاتر به شعر نگاه کنیم خود بازی گرگم به هوا.
و بیت بعد که به نوعی چکیده ی کل شعر است. اینکه ما بی خیال تمام چیزهای اضافه و آدم ها (تن ها)، بی خیال این زندگی شهری و فضای دودآلود و سیاه جامعه، به تنهایی و به شکلی کاملا تکراری «زندگی خنده دار» و مسخره ی مان را بکنیم .
و البته بیت آخر جمع کردن کل شبه روایت، و از طرفی بستن فرم دایره ای کار است. به این ترتیب که شخصیت اول روایت که تمام مدت گرگ بود دستش را به شخصیت دوم روایت (راوی) می زند و به اصطلاح او را گرگ می کند: «یواش می خورد از پشت سر به من دستی/ که گرگ هستم و…» و حالا راوی در موقعیت انجام تمام روایت قرار می گیرد، اما به جای عمل به تمام چیزهایی که در بیت های قبل گذشته است می پرسد: «چه کار را بکنیم؟»
به نوعی کاراکتر ها در زندگی روزمره شان کلی گرگم به هوا بازی کرده اند، که در آخر به این سوال برسند که گویا در متن بی جواب می ماند (هرچند خارج از متن هم نمیتوان جواب چندانی برایش یافت!)
امیدواریم آنچه را که لازم بوده در این نوشته آموخته باشی و به آنچه که باید با نگاهی ژرف در این اثر دست یابی !
حالا واقعا چه کار را بکنیم؟!

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
صفحه  صفحه 21 از 51:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  50  51  پسین » 
موسیقی ایرانی انجمن لوتی / موسیقی ایرانی / Shahin Najafi | شاهین نجفی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites