تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
موسیقی ایرانی

Maryam Heidar Zade | مریم حیدرزاده

صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین »  
#11 | Posted: 8 Feb 2014 18:09
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه لالایــــــــــی

» شاعر : مریم حیدرزاده


لا لا لا لا نخواب سودی نداره

همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه

که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

لا لا لا لا نخواب باز هم سفر رفت

نمیدونم به کارون یاخزر رفت

فقط دردم اینه مثل همیشه بدون اطلاع و بی خبر رفت

لا لا لا لا نخواب میدونه جنگه

دست هر کی میبینی یه تفنگه

یه عمره دور چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

لا لا لا لا نخواب زندونه دنیاسر ناسازگاری داره با ما

بشین باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها

لا لا لا لا نخواب اون راه دوره خدا میدونه که حالش چه جوره

توی خلوت میگم اینجا کسی نیست خداییش که دلم خیلی صبوره

لا لا لا لا نخواب تیره است چراغم مثل اتشقشان میمونه داغم

به جون گلدونا کم غصه ای نیست

هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نیست

دل دیوونه داشتن که خطا نیست

میگن دست از سرش بردار نمیشه اخه عاشق شدن که دست ما نیست

لا لا لا لا نخواب تنها میمونم کاش اون قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثل اون نامهربونم

لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن

من اسفند رو میارم تو دعا کن

بگو برگرده پیش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن

لا لا لا لا نخواب سرما تو راهه همیشه عمر خوشبختی کوتاهه

میگن با یه فرشته اونو دیدن دروغه جون دریا اشتباهه

لا لا لا لا نخواب تلخ جدایی کمر خم میشه زیر بی وفایی

تو بیدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایی

لا لا لا لا نخواب تنهایی زرده اگه طولانی شه مثل یه درده اگه چشم انتظار باشی که

هیچی دروغ میگی به دل که بر میگرده

لا لا لا لا نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله

من و تو هم شب و هم قلب و کشتیم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خیاله

لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه واسه کم ادمی خوب مینویسه

یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

لا لا لا لا نخواب عاشق یه سیبه همیشه سرخ و تب دار و غریبه

تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست پایین هم که بیوفته بی نصیبه

لا لا لا لا نخواب اینجا سیاهی پر اما تو تنگه قصه ماهی

اونی که ما ها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی

لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه بشین انقدر تا که خورشید بتابه

زمونی که یقین کردم بیدار شد بخواب با یاد عکسی که تو یه قابه

لا لا لا لا بخواب بیدار حالا دیگه باید بخوابی پس لالالا بخواب

دیگه تو میتونی بخوابی

ببین خورشید اومد بالای بالا

لا لا لا لا این هم بود سرنوشتم

این از امروزم و این از گذشتم

نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم

نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#12 | Posted: 8 Feb 2014 18:13
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه اسفــــنج

» شاعر : مریم حیدرزاده


مثل اسفنج مثل مرجان مثل دریا می مونی
مثل اسفنج مثل مرجان مثل دریا می مونی
اینقدر عزیزی که همیشه تنها می مونی
پشت چشم نازک نکن اینقدر واسه پروانه هات
آخرش از کاروان پروانه هات جا می مونی
پاسخ تو رو محاله کس دیگه بدونه
حلتو من بلدم مثل معما می مونی
چشم تو یه عالمه شعر قدیم و نو داره
چشم تو یه عالمه شعر قدیم و نو داره
مثل حافظ مثل سهراب مثل نیما می مونی
مثل نیما می مونی مثل مجنون نمی گم
مجنون که طفلی ناز نداشت
تو یه دنیا ناز داری پس مثل لیلی می مونی
مثل شاعری که پرسید پریا چشون شده
مثل همصحبت شعراش مثل ایدا می مونی
سارا اسمش واسه وفاداریش افسانه شده
اگه با وفا بمونی مثل سارا می مونی
مثل حوض تو حیاط خونه مادر بزرگ
مثل عکس ماه کامل توی شبها می مونی
دنیا رو به هم می ریزی وقتی از راه می رسی
دنیا رو به هم می ریزی وقتی از راه می رسی
مثل طوفان مثل شورش مثل غوغا می مونی
رقص موهات تو نسیم سمفنی عاشقیه
مثل اوج یه ترانه تو نت لا می مونی
هر کجا یی که بری اسمونش پائین میاد
چون همه دوست دارن همیشه بالا می مونی
تو همیشه هستی و مال تمام قرنایی
مثل دیروز مثل فردا مثل حالا می مونی
فال من تو روشنایی چشای نازته
مثل نیتای پاک شب یلدا می مونی
چی میشه
چی میشه یه شب بیای غرور بشکنی
بگی که واسه همیشه پهلوی ما می مونی
مثل الوند و خزر مثل دماوند و دنا
باشکوهی تو مثل نخلای خرما می مونی
توی قطبم دست تو واسه سوزوندن کافیه
اسم استوا میاد تو مثل سرما می مونی
اسم تو همه می پرسن و نمی تونم بگم
اسم تو همه می پرسن و نمی تونم بگم
توی شعرام همیشه با اسم زیبا می مونی
مثل حرمت صلیبی واسه مریم و مسیح
تو مقدسی مثل اسم کلیسا می مونی
اینقدر دوری ازم که نمی شه ببینمت
مثل رفتن رو ابرا مثل رویا می مونی
مثل مسجد مثل معبد مثل گنبد مثل نور
تومثل قدم زدن رو شهر ابرا می مونی
مثل حرچی که قشنگه مثل حرچی که گله
مثل هر چی عطر خوش داریم تو دنیا می مونی
مثل جنگل مثل رود خونه مثلدره کویر
مثل بارون مثل آفتاب مثل صحرا می مونی
روزا شب بو میشی و شبا که ما شب بو میخوایم
مثل پونه مثل لادن مثل مینا می مونی
اینکه من چقدر دوست دارم هنوز نمی دونم
آخه من نمی دونم که تو می ری یا می مونی
خود نویسم دیگه جوهرش داره تموم میشه
نامتم مثل خودت باز واسه فردا می مونی
خود نویسم دیگه جوهرش داره تموم میشه
نامتم مثل خودت باز واسه فردا می مونی



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#13 | Posted: 8 Feb 2014 18:17
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه نــــــــــــامه

» شاعر : مریم حیدرزاده


نامه یتو چقدر زیبا بود
نامه یتو چقدر زیبا بود
هر خطش را سه مرطبه خواندم
بعد آنرا به روی یک دفتر
تا نخوردهقشنگچسباندم
نامه یتو چقدرخوشبو بود
بوی گلهای رازقی می داد
حرفهایت هنوزهم طعم عطر پاییز عاشقی میداد
گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب غمگین است
پیش من هم طلوع کم رنگ است
خوشم آمد چقدر دانایی
خوشم آمد چقدر دانایی
حالی از حال من نپرسیدی
ولی از پشت قاب دلتنگی
زردیم را چه زود فهمیدی
یاس زرد دو خانه آنورتر
داشت دیشب تو را دعا میکرد
تشنه بود و نبودی و او داشت التماس پرنده ها میکرد
گفته بودی ز غیبت باران باز هم درد مشترک داری
تا بخواهی شقایق تشنه
گل سرخ پر از ترک داری
دوریت کار دست من داده
فاصله که میان ما کم نیست
هیچکس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست
فکرت اینجا میان گلدان است
جلوی چشم آرزوهایم
تو خودت را به جای من بگذار
تو خودت را به جای من بگذار
تو دلت سوخت من چه تنهایم
سالها میشود که با عکست توی این شهر زندگی کردم
با یکی دو تماس کوتاهت ماهها رفع تشنگی کردم ولی آخر چقدر بنشینم
نامه ایحرف روشنیچیزی
گل خشکی میان این کاغذ که به آن وعده ای بیاویزی
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصرفقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#14 | Posted: 8 Feb 2014 18:21
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه نشد ی قصری بـــسازیم

» شاعر : مریم حیدرزاده


نشد یه قصری بسازم پنجرهاش ابی باشه
نشد یه قصری بسازم پنجرهاش ابی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه ماله خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام بجز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم نزاشت گلهارو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم
اما نشد ، اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم بیا بازم منو بکش
نسد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم هیچ جای دنیا ندیدم
عجب چشای روشنی
باور نکرد یه موژشو به صدتا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم
راست میگه هر چی اون بگه راست میگه هر چی اون بگه
من کجا و دیوونگی
چه جوری به حرفش گوش کنم
اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه آخرش نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم
نشد یه بار برسم به آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال
نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون
دیر شده به خدا قسم
نشد به موقع این کویر ابری بشه بارون بگیره
نشد خودش آینه که هست بیاد و شمعدون بگیره
نشد بپاچم زیر پاش عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده
حتی بهم بگه بدی
نشد دوستت دارم بگه
به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد بشه
از روی شعرا سرسری
نشد یه کاری بکنه
که بدونم دوستم داره
آتیش گرفتم و یه بار
نگام نکرد بگه آره
نشد یه بار حرف بزنه
نزاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت
نشد بشه یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم
نشد بره
نشد نره
نشد بخواد
نشد بیاد
نشد ولی
شاید بشه
واسم دعا کنید
زیاد
از شما پنهون نکنم
یه حرفهایی بهم زده
گفته همین روزا میاد
اما هنوز نیومده
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#15 | Posted: 8 Feb 2014 18:26 | Edited By: shomal
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه یا تو یا هـــــــــیچ کس دیگه

» شاعر : مریم حیدرزاده


عطر زرد گل یاس رو نمی خوام

نمره ی بیست کلاسو نمی خوام

من فقط واسه چش تو جون می دم

عاشقای بی حواسو نمی خوام

من تو رو می خوام اونارو نمی خوام

نفسم تویی هوارو نمی خوام

عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام

دوره گرد گل فروشو نمی خوام

اونی که چشاشبه رنگ عسله

مجنونخونه به دوشو نمی خوام

من تو رومی خوام اونارو نمی خوام

نفسم توییهوارو نمی خوام

من کسی با قد رعنا نمی خوام

چشای درشت و گیرا نمی خوام

دوس دارم قایق سواری رو ، ولی

جز تو از هیچ کسی دریا نمی خوام

من تو رو می خواماونا رو نمی خوام

نفسم توییهوارو نمی خوام

موهای خیلی پریشون نمی خوام

آدم زیادی مجنون نمی خوام

می دونی چشم منو گرفتی و

جز تو هیچی از خدامون نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

چشم شرقی سیاهو نمی خوام

صورتای مثل ماهو نمی خوام

آخه وقتی تو تو فکر من باشی

حق دارمبگم گناهو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

حرفای نقره ای رنگ رو نمی خوام

او دو تا چشم قشنگو نمی خوام

حتی اون که بلده شکار کنه

صاحب تیر و تفنگو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توییهوا رو نمی خوام

شعرایساده و تازه نمی خوام

اونکه می گه اهل سازه نمی خوام

من دلم می خواد تو رو داشته باشم

واسه ی اینماجازه نمی خوام

من تو رو می خواماونا رو نمی خوام

نفسمتوییهوا رو نمی خوام

سفر دور جهانو نمی خوام

رنگای رنگینکمانو نمی خوام

لحظه و ساعتعمر من تویی

تو که نیستی من زمانو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسمتویی هوا رو نمی خوام

فالای جور واجور رونمی خوام

نامه های راه دور و نمی خوام

واسه چی برم ستاره بچینم

ماه من تویی که نور و نمی خوام

من تو رو می خواماونا رو نمی خوام

نفسم توییهوا رو نمی خوام

آذر و خرداد و تیر نمی خوام

آدمای سر به زیر نمی خوام

من خودم تو چشم تو زندونیم

حق دارم بگم ، اسیرو نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

حرف خیلی عاشقونه نمی خوام

دلرسوا و دیوونه نمی خوام

یا تو ، یا هیچکس دیگه به خدا

خدا هم خودش می دونه ،‌نمی خوام

خرداد و اردی بهشتو نمی خوام

بی تو من این سرنوشتو نمی خوام

یکی پرسید اگه آخرش نشه

حتی این خیال زشتو نمی خوام

من تو رو می خواماونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

بی تو چیزی از این عالمنمی خوام

تو فرشته ای من آدم نمی خوام

می دونی خیلی زیادی واسه من

همیشهعادتمه ،‌کم نمی خوام

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم تویی هوا رو نمی خوام

من و باششعر و نوشتم واسه کی

توییکه گفتی شما رو نمی خوام



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#16 | Posted: 8 Feb 2014 18:33
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه یـــــــــــادمه

» شاعر : مریم حیدرزاده


یادمه اولین روز، گونه هامو تر کردید
وقتی دیدی دیوونم، حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد، که بی شما میمیرم
محبتو از اون وقت، کمتر و کمتر کردید
گفته بودید با من، حتی اگه نباشم
کلاغ خبر میاورد، شبو با کی سر کردید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
نمی دونم شعرامو، واسه چی از بر کردید

از هرجا می گذشتید، گل به پاتون می ریختم
شما به جاش تو قلبم، هزار تا خنجر کردید
عزیز بودی فراوون، زجرم دادی چه آسون
وجودتونو با زجر، واسم عزیزتر کردید
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
پیش هزار تا شاهد، دستم انگشتر کردید؟

چه روزایی که شونه ام، پناه اشکاتون شد
رو زانوای خسته ام، خستگی رو در کردید
انگار خوشی نمی خواست، من مزه شو بفهمم
یه روز که گل می دادم، نداده پرپر کردید
چیزی نبود تا اون روز، آروم بودیمو خوشبخت
تمام این کارا رو، اون روز آخر کردید
پس نذرامون چی میشه؟
پس نذرامون چی میشه؟ حتماً به یادتون نیست
واسه ضریح آغا، نذر کبوتر کردید

حق با شماست من کجا، شما کجا و تقدیر
میوه خوشبختی رو، همیشه نوبر کردید
من که چیزی نگفتم، که دلتون گرفته
این اولین باره که، شما با من قهر کردید
همون کلاغه می گفت، یه جا شما رو دیده
انگشترو تو دستِ، یک کس بهتر کردید
من که پسش ندادم، دادم به همسایتون
گفتم دیگه درست نیست، شما ما رو ترک کردید

یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
...


بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#17 | Posted: 13 Feb 2014 03:59
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه جـــــواب نــــامه ات

» شاعر : مریم حیدرزاده
» آهنگ ساز : فریبرز غفاری


سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بذا به حساب غربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینمکه چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سر تو مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چه قدر از دریا ما دوریم بیگناهیم هر دو تامون
بد جوری به هم می ریزه من و گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی که دست من نیست بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده زشتا رو برام نوشته
باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما اشکات رو نگه دار نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیش و بگم می بینی گریه هات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشام عشق رو ببینی
یادته من و تو داشتیم ساده زندگی می کردیم
از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی می کردیم
یه دفه یه مهمون اومد عقلم رو یه جوری دزدید
دل تو به روش نیاورد از همون دقیقه فهمید
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شد
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده
تو بازم طاقت آوردی مث پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیزه
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعترافه
همیشه نبودن تو کرده این دل و کلافه
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
می دونم دوسم نداری مث روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی این رو نوشته
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستاره س
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوباره س
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#18 | Posted: 13 Feb 2014 04:07
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه مــــــــن کـــــه ادعـــــا نـــــــکردم

» شاعر : مریم حیدرزاده
» آهنگ ساز : فریبرز لاچینی


نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم
همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم
عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
واسه موندن تو اما بخدا دعا نکردم
واسه تو کلی نوشتم که یه جوری مبتلا شی
تقصیر منه که آخر تو رو مبتلا نکردم
توی کوچه ی رفاقت یه سلام جواب ندادم
تو دلم تویی اون و با کسی آشنا نکردم
می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم بودن اشتباه نکردم
ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچه های رویا
این دفعه تو اومدی من به قرار وفا نکردم
زیر دین ناز چشمات یه عمریه دارم می سوزم
تا خاکستری نشه دل دینمو ادا نکردم
اومدن واسه نصیحت به بهانه ی یه صحبت
عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم
راه آسمون که بسته س گرچه قلبامون شکسته س
تا بحال انقد خدا رو اینجوری صدا نکردم
تو من و گذشاتی رفتی خواستی من دیوونه تر شم
باورت نمی شه شاید آخه جون فدا نکردم
نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه
اما از کسای دیگه س پس اونا رو وا نکردم
یادته عکست و دادی بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز دیگه هرگز به کسی نگا مکردم
تو از اون روزی که رفتی نه تو رفتی که ببینی
تا قیامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#19 | Posted: 13 Feb 2014 04:19
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه نـــــــــامـــــه ی آخـــــــر

» شاعر : مریم حیدرزاده
» آهنگ ساز : فریبرز لاچینی


سلام ، کسی که تو دلم درخشید
سلام کسی که تو دلم درخشید
من دیگه دوستت ندارم ، ببخشید
بهتره که نپرسی علتش رو
چون که خودت ندادی فرصتش رو
بهتره این نامه ی آخر باشه
فکر کنم این واسه ما بهتر باشه
من ، واسه اون کسی که دوست ندارم
نمی تونم شاخه ی گل بیارم
بین تو و اون روزها کلی فرقه
تو آسمونت پر رعد و برقه
نه مهربونی ، نه واسم می خندی
هر دری رو من می زنم ، می بندی
کو اون همه شعرهای عاشقونه
کی بود بهم می گفت سلام بهونه
نه ، نه صحبت از سلام بهونه ای نیست
پرنده این جاست ولی دونه ای نیست
خواستی فقط صاحب یه قفس شی
بری و با دیگری هم نفس شی
خواستی بگی می شه تو دام بیفتم
بعدش بگی دیدی بهت نگفتم
از چشم من افتادی نازنینم
دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

اون کسی که دم می زد از حسادت
اون کسی که دم می زد از حسادت
اگه بمیرم نمی یاد عیادت
منم می خوام اتمام حجت کنم
خیال هر دومون رو راحت کنم
اگه دلت همین حالا بشکنه
بهتر از آوارگی های منه
من کسی رو می خوام که عاشق باشه
اول و آخرش ، شقایق باشه
من کسی رو می خوام که نیست مثل تو
پشیمونم ، دوستت ندارم ، برو
پشیمونی گرچه نداره سودی
خوب شد که فهمیدم بدی به زودی
من کسی رو می خوام که ناز و کم کم
صدام کنه مثل فرشته ، مریم
مثل همون روزهای آشنایی
نه مثل حالا ، نه مثل رهایی

جواب بدی ندی دیگه تمومه
نمی دونم جواب واسه کدومه
نامه هامو از بس جواب ندادی
جواب بدی شاید بشه زیادی
شاخه نباتم که بشه واسطه
دل نمی دم دیگه به این رابطه
اما یادت باشه ، اما یادت باشه که این آدما
کم نبودن پیشم ولیکن شما
نیستید مثل اون روزهای طلایی
کی گفته سه تا بخش داره جدایی
جدایی هر غمش هزار تا بخشه
دل می سوزونه مثل آذرخشه
من هر چی دوست دارم تموم شه نامه
دلم می یاد ، بازم می ده ادامه
دیگه تموم شد اون همه غم و رنج
وقت قرار و شوق ساعت پنج
برو ، برو پیش هر کسی که دوست داری
حق نداری اسم منم بیاری
بخوای ، نخوای ، زود برو به سلامت
خدا کنه بین ما ها قضاوت
بخوای نخوای ، زود برو ، به سلامت
خدا کنه بین ما ها قضاوت



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#20 | Posted: 13 Feb 2014 04:33
مــــــتــــــــــن و دانـــــــــــــــــلـــــــــــــود تــــــــرانــــــــــه تنـــــــــها توقـــع

» شاعر : مریم حیدرزاده
» آهنگ ساز : فریبرز لاچینی


نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه
من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه
من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه
تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه
آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی
مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه
من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی
زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟
می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه
رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن
قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه
شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه
حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه
دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن
یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه
تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه
چشمای روشنت یه کم کاشکه هوای من رو داشت
تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه



بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین » 
موسیقی ایرانی انجمن لوتی / موسیقی ایرانی / Maryam Heidar Zade | مریم حیدرزاده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites