| انجمن ها  | نظرسنجی ها |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
ایـران انجمن لوتی / ایـران /

My Beautiful Homeland | سرزمین زیبای من

صفحه  صفحه 17 از 17:  « قبلی  1  2  3  ...  15  16  17  
#161 | Posted: 3 Jan 2012 12:06
خمینی شهر اصفهان

خمینی‌شهر یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر قرار دارد. جمعیت آن طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۲۸۷۲۶۵ نفر بوده‌است.





بخش‌ها و محله‌ها
علی رغم اینکه این شهر در تقسیم بندی به سه محله بزرگ ورنوسفادران و خوزان و فروشان تقسیم می‌شود باید گفت چند محله بزگ دیگر هم با قدمت چند هزار ساله در این شهر وجود دارد اما به علت وجه تسمیه نام قدیم این شهر که سده‌است گمان برده شده باید از سه ده تشکیل شده باشد و محلات دیگر را نام نمی‌برند.

از جمله محله‌های قدیم این شهر :
دستگرد، اسفریز، اندآن، هرستان، آدریانف درچه پیاز، ولاشان، زازران، تیرانچی، کوشک، قلعه امیریه، قرطمان، اصغرآباد، جوی آباد، وازیچه می‌باشد و از بخش‌های جدید آن منظریه و هفتصد دستگاه را می‌توان نام برد.


صنایع و مشاغل
از صنایع این شهر می‌توان سنگبری و ریسندگی و دباغی و کشاورزی را نام برد. خمینی شهر از بزرگترین شهرهای استان اصفهان بوده و از نظر موقعیت علمی دانشگاهی و صنعتی قابل توجه می‌باشد. دانشگاه صنعتی اصفهان از دانشگاه‌های معتبر کشور در این شهر قرار گرفته‌است


بناهای تاریخی
از بناهای تاریخی خمینی شهر می‌توان از مزار ورنوسفادران، مسجد جامع خوزان، خانه سرتیب، خانه مجیری‌ها نام برد.

مشاهیر
از مشاهیر و بزرگان خمینی شهر می‌توان از افراد زیر نام برد:

ریحان میردامادی پدر سرم شناسی ایران
محسن امیریوسفی کارگردان تئاتر و سینما
آیت اله اشرفی اصفهانی پنجمین شهید محراب
سروش اصفهانی
شهید موذنی
سعید بیابانکی شاعر و نویسنده
اصغر حاج حیدری شاعر محلی
اصغر فرهادی نویسنده و کارگردان سینما
فیض السلام اولین مترجم نهج البلاغه
محمد قورچانی از اولین پیشکامان تکواندو در ایران

     
#162 | Posted: 3 Jan 2012 12:06
زرین شهر اصفهان

زرین‌شهر (ریز سابق) یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر مرکز شهرستان لنجان استان اصفهان است. جمعیت زرین‌شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی برابر با ۵۶٬۳۷۵ نفر بوده‌است. زرین‌شهر، در ۴۱ کیلومتری اصفهان واقع شده‌است و از آب و هوایی خشک با فصول نامنظم برخوردار است. میزان بارندگی در این شهر بطور متوسط سالیانه ۱۱۵ میلی‌متر و متوسط درجه حرارت سالیانه ۱۴+ درجه سانتیگراد می‌باشد. اماکن تاریخی این شهر عبارتند از: مسجد جامع و مسجد صباحی که مسجد صباحی مربوط به سدهٔ پنجم هجری و حضور اسماعیلیان در این منطقه می‌باشد. رودخانه زاینده‌رود از کنار آن عبور می‌کند. آب وهوای آن خنک بوده ولی به دلیل مجاورتش با کارخانه‌هایی چون ذوب آهن و صنایع دفاع آب و هوایش آلوده شده‌است. آبشار شاه‌لولاک در نزدیکی این شهرستان واقع است. مسجد صباحی از جاذبه‌های گردشگری آن می‌باشد. شهر زرین‌شهر به دلیل مجاورتش با کارخانه ذوب آهن اصفهان مورد موج مهاجرت اقوام مختلف از سراسر ایران قرار گرفته که بیشتر آنها را قوم بختیاری تشکیل می‌دهند. سنتی ماندن برخی از محل‌ها از جمله قهوه‌خانه‌های مجاور رودخانه جلوه خاصی را به این شهر داده‌است.




پارک زرین‌شهر در حاشیه زاینده‌رود از مکان‌های دیدنی آن است.
کشاورزی
از جمله محصولات مهم این منطقه برنج لنجان است که در زرین شهر و شهرهای اطراف کشت می‌شود. در بیشتر مناطق کشاورزی و شالیکاری (به زبان محلی: تولِکی) هنوز به صورت سنتی و با دست انجام میپذیرد. از جمله مناطق مهم کشت برنج در زرین شهر می‌توان به قروق، طوله شوغالی و باغ آقا اشاره کرد.





تاریخچه
مرکز شهرستان لنجان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال ۱۳۳۶ طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرین‌رود به زرین‌شهر تغییر نام یافت.

به گفتهٔ باستان‌شناسان، اشیاء کشف شده در تله‌های باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپه‌های باستانی مسیر زاینده رود می‌باشد که از لحاظ تاریخی همدوره با تمدن سیلک کاشان است.

از دیگر آثار تاریخی فرهنگی این منطقه می‌توان به مسجد صباحی (مسمی به رییس فرقه اسماعیلیه) حمام صحرایی با کتیبه ۸۰۰ ساله، قلعه اعراب، پل شاه نشین و تالار کهن ریز، آسیاب‌ها، کبوتر خانه‌ها و عصار خانه، حمام‌های خزانه‌ای، قلعه‌های دفاعی و مساجد گوناگون اشاره کرد که به جز مسجد رحیم خان (جامع) قلعه حسین آباد و باغ برجی شرق ریز مربوط به دوره قاجار و حوزه علمیه قدیمی ریز کلیه آثار ذکر شده در هجوم صنعت و توسعه بی حساب همچون دیگر نمادهای تاریخی فرهنگی شهر از صفحه روزگار محو گردیده‌اند.


بزرگان
فیلسوف اسماعیل ابن محمد ریزی (از دانشمندان قرن هفتم هجری قمری)صاحب کتب رساله نصرتیه و حیات النفوس، علامه ملا عبدالوهاب ریزی صاحب چند جلد تعلیقات مفصل بر کتاب القسطاس المستقیم و رسالاتی در احکام متوفی ۱۲۸۱(ه-ق)، علامه شیخ مرتضی ریزی(پیشوای دینی اهالی اصفهان و اطراف و رهبر مبارزات آنان در مقابل تعدیات ظل السلطان و ارسال کننده حکم درخواست انفصال ایشان از حکومت اصفهان و پشتیبان مردم تاخلع نهایی او از حکومت اصفهان) مدفون در تکیه ریزی تخت فولاد اصفهان متوفی۱۳۲۹(ه-ق)، شیخ ابوالمعالی ریزی اولین استاد حضرت آیت الاه بروجردی مرجع اعلای تشیع، مجتهد و فقیه اصولی آقاشیخ ابوالفضل ریزی (مدفون در تکیه ریزی تخت فولاد متوفی ۱۳۳۹ ه-ق)، شیخ ضیاء الدین ریزی از علمای برجسته حوزه نجف اشرف، ملا حسن ریزی شاگرد خاص حوزه درس حاجی آباده‌ای و مدفون در تکیه آباده‌ای تخت فولاد اصفهان متوفی(۱۲۹۹ ه-ق)، آقا سید اسماعیل ریزی از علمای برجسته سامرا ونجف اشرف و شاگرد میرزای بزرگ شیرازی در سامرا (از رهبران مشروطیت و نماینده اولین دوره مجلس شورای ملی)و فقیه وارسته مریم ریزی صاحب کتاب وزین و مرجع مطالب السوال، شیخ جعفر ریزی پدر فقیه وارسته مریم ریزی، سید آقاجان نوربخش جد اعلای دکتر محسن نور بخش وزیر اقتصاد و دارایی و رییس بانک مرکزی، ملا لطف اله شمس الواعظین ریزی صاحب کتب جواهر الکلام و شمس طالعه، ملا ابوالقاسم ریزی، ابوالحسن ریزی و حضرت آیت الله شیخ محمود شریعت ریزی در سده‌های گذشته آیت الله حاج شیخ حبیب الله رهبر و محمد تقی رهبر (نماینده مجلس) و همچنین هنرمندان، صنعتگران و شخصیت‌های اجتماعی برجسته همچون سردار جعفرقلی خان ریزی (رهبر اهالی ریز درمبارزه علیه تعدی‌های شاهزادگان قاجار)، میرزا عبدالجواد خطیب از خطاطان برجسته اصفهان و صاحب دیوان اشعار با قریب بر سه هزار بیت شعر و استاد نامدار حاج علی پرورش سازنده اولین پل معلق کشور بر روی زاینده رود با ابزار ساده آهنگری قدیم و میرزا احمد نقاش استاد حاج میرزا آقا امامی معروف از نقاشان برجسته کشور در دوره قاجار اشاره کرد که همه و همه به عنوان زیر ساختار جامعه علمی فرهنگی شهر در عصر نوین منجر به ظهور چهره‌های شاخصی همچون پروفسور عبدالرحیم رجایی ریزی،دکتر هوشنگ رجایی ریزی، پروفسور مهدی پرورش ریزی و دکتر خدامراد مرادیان از چهره‌های ماندگار علمی و بین المللی و دهها چهره برجسته علمی فرهنگی دیگر گردیده‌است.

     
#163 | Posted: 3 Jan 2012 12:07
معرفی بادرود اصفهان


بادرود شهری تاریخی - مذهبی است در بخش امامزاده از شهرستان نطنز در استان اصفهان در مرکز ایران که در کوهپایه شمالی کوه کرکس قرار دارد.




این بخش در ۱۳۵ کیلومتری شمال اصفهان، ۲۵ کیلومتری شمال نطنز، ۶۰ کیلومتری جنوب شرق کاشان و ۵۵ کیلومتری غرب اردستان در کنار شاهراه ترانزیت تهران - بندرعبارس و همچنین اتوبان قم-اصفهان قرار دارد. باستان شناسان آثار تمدن ۶۰۰۰ ساله را در اطراف روستای اریسمان یافته‌اند[نیازمند منبع]. دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد از حمله آشور ناسیراپال (پادشاه آشور) به بادرود نوشته‌است.

جمعیت شهر بادرود در ۱۴۳۹۱ نفر است که با روستاهای اطراف آن ۲۳۲۱۱ نفر می‌شود.[۱]

گویش محلی مردم بادرود «گویش بادرودی» است که جزئی از زبان‌های ایرانی مرکزی و از شاخه زبان‌های ایرانی شمال غربی و هم خانواده با زبان مادی مانند کردی است.

دو امام‌زاده آقا علی عباس و شاهزاده محمد (از فرزندان موسی کاظم) در نزدیکی این بخش قرار دارد.

آب و هوای بادرود خشک و کویری است که تابستان‌های گرم و زمستان‌هایی سرد دارد.

شغل بیشتر مردم بادرود باغداری و کشاورزی است گرچه بخش صنعت و خدمات هم در آن رونق دارد. محصول مهم شهر بادرود انار است که به خارج از کشور هم صادر می‌شود[نیازمند منبع]. پس از انار میوه‌هایی مانند انجیر، انگور و سیب هم در آن تولید می‌شود.

     
#164 | Posted: 3 Jan 2012 12:07
معرفی شهرستان داران اصفهان

داران مرکز شهرستان فریدن یکی از شهرستانهای استان اصفهان است. داران در غرب استان اصفهان و در منطقه‌ای کوهستانی از رشته کوه‌های زاگرس قرار دارد...



داران مرکز شهرستان فریدن یکی از شهرستانهای استان اصفهان است. داران در غرب استان اصفهان و در منطقه‌ای کوهستانی از رشته کوه‌های زاگرس قرار دارد. زبان مردم شهر فارسی است ولی روستاهای زیر مجموعه به لهجه‌های بختیاری ، لری،ترکی,گرجى و ارمنی نیز تکلم می‌کنند. داران یکی از مرتفع ترین و سرد ترین شهرهای ایران است. مشخصات جغرافیایی داران، مركز شهرستان فریدن، با پهنه ای حدود ۵ كیلومتر مربع، ‌در باختر استان اصفهان، د‌ر ۳۲ درجه و ۵۸ دقیقه و ۴۵ ثانیه پهنای شمالی و ۵۰ درجه و جود آورده است. پوشش گیاهی شهرستان را گون، گز، كرفس كوهی و درختان پراكنده بلوط تشكیل می دهند. این شهر در ایران باستان به نامهای پاری تاکن و پرتیکان خوانده می‌شده است و از اهمیت زیادی برخوردار بوده ولی اکنون به علت فقر و محرومیت شدید دچار عقب ماندگی و مهاجرت جمعیتی شده است.

     
#165 | Posted: 3 Jan 2012 12:08
اصفهان (پارسی میانه: سپاهان؛ فارسی دری: اصفهان) شهری باستانی در مرکز ایران می‌باشد که به فاصله ۴۲۰ کیلومتری جنوب تهران، پایتخت ایران، قرار دارد. شهر اصفهان، مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است، و در فرهنگ ایرانی به «نصف جهان» مشهور شده‌است. به لحاظ جمعیت بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران می‌باشد. این شهر طبق سرشماری نفوس و مسکن، در سال ۱۳۸۵، ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ نفر جمعیت داشته‌است.‎ این شهر از دیر باز از مهمترین مراکز شهر نشینی در فلات ایران بوده‌است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آنها بعنوان میراث تاریخی در UNESCO به ثبت رسیده‌است. [۲]




اصفهان در منطقه‌ای نیمه کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانه‌ی زاینده رود قرار گرفته‌، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران است. آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظم است.

پیرامون واژه
شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای: صفاهان، صفویان، پارتاک، پارک، پاری، پاریتاکن، پرتیکان، جی، دارالیهودی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده‌است.

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند:

بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.

این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن، هیچ گونه پیوندی ندارد، مانند:

گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گابا.

تاریخ
در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را بطور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آنکه در دوران پیش از اسلام نقطه ثقل امپراتوری‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی امپراتوری‌ها و بخصوص بین النهرین بود، این شهر در کانون توجه این سلسله‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نامهای مختلف، محلهای مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پیگیری نمود.هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیویی ها بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده‌است. در قرون اولیه اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جِی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جَی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود. بعد از اسلام این شهر رو به پیشرفت نهاد. در دوره سلجوقی این شهر به عنوان پایتخت سلجوقیان برگزیده شد. اوج شکوفایی اصفهان به زمان صفویان بر می‌گردد؛ هنگامی که شاه عباس کبیر پایتخت صفویه را به این شهر منتقل نمود.

سوغات شهر
معروفترین سوغات اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته، بادام، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود. در گز از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود.

معماری و آثار تاریخی اصفهان

میدان نقش جهاناصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مِنارْ جُنبان، هتل عباسی، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو، کاخ هشت‌بهشت و مدرسه چهارباغ از بارزترین آنها هستند.

پل‌های تاریخی : پل جویی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو.

بازارهای تاریخی : بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار و ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگرها.

مساجد تاریخی: مسجد علی، مسجد امام، مسجد حکیم، مسجد حاج‌ محمدجعفر آباده‌ای، مسجد علیقلی‌آقا، مسجد قطبیه، مسجد ایلچی، مسجد آقا نور، مسجد رکن الملک، مسجد سید، مسجد رحیم خان، مسجد صفا، مسجد ذوالفقار، مسجد خان، مسجد شیخ لطف الله، مسجد مصری، مسجد جمعه، مسجد لنبان و مسجد مقصودبیک


مسجد امام-نقش جهاناز دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه تنها بنای برپا و برجا همین پل شهرستان است.

بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.


دوران سلجوقیان

ایوان شمالی مسجد جامعمعماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است.

آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد.


دوران صفویان
عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود.شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند.

از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود.

معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.



زاینده رودبزرگترین رودفلات مركزی ایران ازكوههای بختیاری سرچشمه گرفته وباورودبه اصفهان زیبایی،شكوه وسرزندگی راسالیان سال به اصفهان ارزانی داشته است... همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش آب و هوای حاشیه زایند رودمی‌باشد،ازدیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان می‌توان به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره نمود. منطقه کلاه قاضی یک پارک ملی است با نام پارک ملی کلاه قاضی که محل زیست جانوران زیادی مانند کل، بز، آهو، و عقاب است.


کوه کلاه قاضی
کوه کلاه قاضی قسمتی از رشته کوه ماهدشت است. بلندترین قله این کوه به ارتفاع ۲۵۳۴ متر است که در جنوب خاوری اصفهان واقع و شکلی شبیه کلاه قاضیان در ادوار گذشته دارد. کوه کلاه قاضی از مناطق حفاظت شده شکار ممنوع و پناهگاه حیات وحش است و دارای پاسگاه‌های مختلف شکاربانی است و چشمه‌های زیادی در دامنه‌های این کوه وجود دارد که گله‌های حفاظت شده بز و پازن از آن استفاده می‌کنند. این کوه را معمولاً از گردنه‌ای موسوم به گردنه لاشتر در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری اصفهان در جاده اصفهان به شهرضا می‌نوردند. این کوهستان دارای دره‌های متعدد شمالی و جنوبی است و وجه تسمیه آن شکل کاملاً مشخصی است که قله آن دارد و از شهر اصفهان به شکل کلاه قاضیان قدیم به چشم می‌آید. کوه کلاه قاضی دارای دیواره‌های بلند با سنگ‌های مناسب جهت صخره‌نوردی است به همین دلیل مورد توجه صخره‌نوردان قرار گرفته و مسیرهای گوناگونی در آن گشایش شده‌است.


کلاه قاضی از شرق قله
در دره‌ای به نام دره شاهین که در قسمت جنوب خاوری کوه واقع شده گروه کوهنوردی چکاد کوهستان اصفهان به همت سایر علاقمندان در صدد ایجاد محلی با گذرگاه‌های متنوع آموزشی است که هیجده خط آن احداث شده‌است. (سال ۱۳۸۱)


دیواره‌های کلاه قاضی
۱) دیواره پلیس راه در شمال غربی پلیس راه اصفهان-شهرضا-مبارکه قرار دارد.

۲) دیواره محیط زیست در شمال پاسگاه محیط زیست کلاه قاضی قرار دارد.

     
#166 | Posted: 3 Jan 2012 12:09
تاریخ كاشان

در دوران بارانی بین آخرین دوره های یخچالی (زمین شناسی) به نظر می رسد در مرکز ایران دریای پهناوری گسترده بود. این دریا با شروع عهد خشکی به تدریج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کویر بزرگ مرکزی برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف این محل اسکان یافته است چنان که قدیمی ترین تمدنها را می توان در حاشیه هلالی شکل کویر یافت.



یکی از قدیمی ترین تمدنهای این حاشیه تمدن سیلک است. تپه های موسوم به سیلک واقع در 2 کیلومتری جنوب غربی کاشان یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران به شمار می آید. حدود هفت هزار سال پیش مردم سیلک پایه و اساس تمدنی را بنیان نهادند که در دوره های مختلف پیشرفت شایانی را بدست آورد. نشانه هایی از این پیشرفت و ترقی را می توان در آثار سفالین و اشیاء مسی و مفرغی بدست آمده از این تپه ها (تپه های شمالی و جنوبی سیلک) که امروزه زینت بخش اکثر موزه های معتبر ایران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سیلک كه دارای ابداعات و نوآوریهای فراوانی در صنایع آن دوران بوده اند، با تمدن بین النهرین و مناطق دیگر ایران ارتباطات فرهنگی و اقتصادی داشته اند. تمدن سیلك به عنوان یكی از نخستین تمدن های دشت نشین برای باستان شناسان از اهمیت قابل توجهی برخوردار می باشد. خاصه آنكه در كوزه گری و نگارگری و استفاده از آجر پخته در بنای ساختمانها و موارد متعدد دیگر به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای رسیده بودند. گرچه ردپای این تمدن ناگهان در تاریخ گم می شود و مردم سیلك بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گریزان می شوند، اما برخی بر این عقیده اند كه ساكنان سیلك پس از ویرانی شهر و دیارشان به چشمه ساران به ویژه نیاسر و نوش آباد پناه برده و آبادیهایی را بوجود آورده اند. با توجه به اینكه در منطقه كاشان آثاری از دوره هخامنشی و اشكانی وجود ندارد و پژوهشهای باستان شناسی نیز در این منطقه بسیار محدود بوده است از تمدن این دوره در كاشان اطلاعات زیادی در دست نیست لیكن كشف سكه های نقره متعلق به دوران هخامنشی و اشكانی در این منطقه نشان از ردپای تاریخ دوره هخامنشی و سلوكی دارد. كشف گنجینه ای متعلق به اواخر هزاره اول قبل از میلاد در روستای مرق گواهی بر امتداد مدنیت در منطقه كاشان تا اواخر دوره هخامنشی است. گرچه اخبار و مداركی از دوره اشكانیان در این منطقه بدست نیامده است اما قراین متعدد تاریخی خبر از آبادانی و رونق كاشان در دوره ساسانیان می دهد. وجود آتشكده های نیاسر ، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاریخ قم به مناطق باستانی چون نیاسر و نوش آباد ، اخباری مربوط به یك شهرك دوره ساسانی به نام سارویه درمنطقه كاشان كه به گزارش تاریخ نویسان تا دوره اولیه اسلامی نیز آثاری از آن برجای بوده است همگی گواهی بر این مدعاست.
كاشان در دوران اسلامی همراه با قم، اصفهان، همدان و ... از جمله شهرهای بلاد جبال یا عراق عجم محسوب می شود. تاریخ نویسان فراوانی از مردان نام آور و جنگجوی كاشان در این عصر (دوران ساسانی) سخن به میان آورده اند كه در جنگهای بسیار شركت كرده اند » اعثم« كوفی تاریخ نویس بزرگ عرب از حضور 20 هزار سوار جنگجوی قم و كاشان یاد كرده است كه در جنگ »نهاوند« حضور داشتند.
مورخان و سفرنامه نویسان اوایل دوران اسلامی از عقربهای فراوان در كاشان و شیعه بودن مردمانشان به عنوان اصلی ترین ویژگی آن یاد كرده اند و كاشان را به عنوان شهر كوچكی معرفی نموده اند.
كاشان در نخستین دهه های قرن اول هجری با هجوم عربها روبرو شد و پس از مقاومتهای بسیار با از دست دادن استحكامات خود، تسلیم شده به تاراج رفت، حمداب مستوفی در »نزهه القلوب« بنای شهر كاشان را در دوران اسلامی به »زبیده خاتون« همسر هارون الرشید نسبت داده و در این مورد می نویسد:
در قرن دوم هجری مسلمانان در جایی به نام چهل حصاران زندگی می كردند.
كاشان در دوران آل بویه از رونق و آبادی خاصی برخوردار بود و صنعت سفالگری و فلزكاری آن شهرت فراوان داشت چنان كه مقدسی در این زمان از كاشان چنین یاد می كند: «كاشان شهری آباد و روستاهای نیكو دارد، كشتزارهای بسیار ، گرمابه نیكو و نعمت فراوان و دارای دژ و خندقی است.»
كاشان در دوران آل بویه بواسطه ظهور سلاطین شیعی و نفوذ آنان بر خلیفه بغداد مورد توجه بیشتری قرار گرفت و به همراه قم از عنایت آل بویه و وزیر دانشمند آنان صاحب بن عباد بی نصیب نماند.
با آغاز قرن پنجم و روی كار آمدن حكومت سلجوقیان ، كاشان اهمیت و اعتبار روز افزونی یافت و در این زمان مردان بزرگ و نام آوری از این شهر به خدمت حكومت درآمده و به مدارج عالی رسیدند. چنان كه راوندی می نویسد: «اغلب وزارء و مستوفیان و دبیران دربار، كاشانی بودند، هنر و علم در این زمان كمال یافت و كاشان محل و منشاء فضل و ادب شد. در این دوره ، شهر توسعه یافت و بناهای عمومی فراوان و گوناگونی مانند مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفاء و كتابخانه ساخته شد.»
بیشتر بناهایی كه در دوره سلجوقیان بنا شده است به دلیل زلزله های پی در پی ویران شده و از میان رفته اند‏، لیكن آنچه باقی مانده، نشانی از توسعه و آبادی كاشان در این عصر می باشد. مهمترین آثار بجای مانده از این بناها مسجد جامع است كه در این دوران (سلجوقیان) بازسازی شده و دارای گنبدی آجری و مناره ای مزین به خط كوفی با تاریخ 466 هـ . ق است. علاوه بر آن مناره »پنجه شاه « »برج و باروی شهر« » بند قمصر« و »قلعه جلالی« از دیگر بناهای معروف این عصر به شمار می روند.
در دوران سلجوقیان‏ كاشان به ترقی و آبادانی قابل ملاحظه ای رسید. كثرت آثار تاریخی در این دوره و وجود مدارس متعددی كه در این دوره در كاشان تاسیس شد و نیز ظهور دهها دانشمند كاشانی در این مقطع گواهی بر مدنیت و پیشرفت این شهر بوده است. كاشان دراین دوره آنچنان كه در كتاب راحه الصدور و دیوان ابوالرضا راوندی آمده است دوبار توسط میاجیق یكی از سرداران خوارزمشاهی و ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه سلجوقی مورد هجوم قرار گرفته است.
در هر دو هجوم شهر كاشان به واسطه برج و بارو و پایمردی و جوانمردی اهالی در امان مانده است. اما روستاهای بی دفاع مورد قتل و غارت واقع شده اند.
كاشان در قرن هفتم با حملات وحشیانه مغولان صدمات فراوانی دید و بخشی از شهر ویران شده و به غارت رفت ولی دیری نپائید، که به دلیل رونق كارگاهها و بافت انواع قالی، پارچه، ساخت كاشی و سفال دوباره حیات خود را بازیافت. در این دوره بناهای تازه ای ساخته شد و بازار نیز گسترش یافت . در زمان جهانشاه »قراقویونلو« بناهای معتبر دیگری هم ساخته شده كه برخی از آنها هنوز پابرجاست از جمله میدان سنگ و بناهای اطراف آن كه به همت عماد الدین محمود بنا گردید. پس از برقراری حكومت مغولان در ایران و قبول اسلام و تشیع توسط ایلخانان مغولی، كاشان از شهرهای آباد و پررونق ایران به حساب می آمده است. حتی غازان خان سلطان مغولی پس از اینكه به مذهب شیعه درآمد، عنایت خاصی به كاشان داشته و عمارات قابل توجهی در این شهر بنا كرده است. معروفترین عالمان كاشانی دوره سلجوقی و مغول عبارتند از:
محمد بن علی بن سلیمان راوندی مولف راحه الصدور درباره تاریخ سلجوقیان ـ علامه قطب راوندی ـ سید فضل ا... ضیاء الدین ابوالرضا عالم فقیه و ادیب ـ حكیم فضل الدین كاشانی معروف به باباافضل ـ عارف نامی عبدالرزاق خان كاشانی از شاگردان مكتب ابن عربی ـ عزیزالدین محمود كاشانی و غیاث الدین جمشید كاشانی، حكیم، منجم و ریاضی دان نامی كه به سبب تبحر و تالیفات در ریاضی و نجوم شهرت جهانی دارد.
با روی كارآمدن حكومت صفوی در قرن دهم هجری، اهالی كاشان، شیعیانی مومن بودند و از حكومت آنان استقبال كردند. اگر چه زلزله ویرانگر سال 982 هـ . ق ضربه سختی به بناهای شهر وارد آورد لیكن در این دوره از تاریخ كاشان در شئون مختلف ترقی فراوانی كرده و به منتها درجه شهرت دست یافت. صنعت و هنر بافندگی در این شهر به اوج ترقی و شكوفایی رسیده و بهترین و زیبا ترین انواع پارچه های ابریشمی، كتان، مخمل، مرغوبترین قالی های پشم و ابریشم در كارگاههای نساجی كاشان بافته می شد. چنانكه شاردن سیاح فرانسوی می نویسد: اساس ثروت و حیات مردم كاشان از صنایع نساجی و ابریشم بافی و تهیه قطعات زربفت و نقره بافت تشكیل شده است. عصر صفوی بهترین دوره رونق و آبادانی كاشان بوده است. دهها اثر تاریخی در شهر و حومه آن و ظهور دهها عالم و فقیه كاشانی در این دوره همگی نشانگر عصر طلائی كاشان در این دوره می باشد. سلاطین شیعه صفوی پس از اینكه اصفهان را به عنوان پایتخت برگزیدند و به كاشان كه از مهمترین كانونهای شیعه نشین بود توجه شایانی كرده و ضمن سفرهای متعدد به این شهر اماكن رفاهی و مذهبی بسیاری را به یادگار گذاشتند. اهمیت كاشان در این دوره به حدی است كه سفرنامه نویسان از این شهر به عنوان پایتخت مذهبی ایران یاد كرده اند.
بازار كاشان در این دوره نیز رونق و گسترش یافت، شاه عباس در وسط بازار، چهارسوق تازه ای به نام قیصریه مشتمل بر دكانها و كاروانسراهای مجلل بنا نهاده، دهها بقعه متبركه بازسازی و نوسازی گردیده و كاروانسراها و مساجد با شكوهی ساخته شد. یكی از ارزنده ترین و مجل ترین بناهای این دوران باغ فین است كه در 5 كیلومتری جنوب كاشان بنیان نهاده شد.
مشهورترین عالمان دوره صفوی عبارتند از:
ملافتح ا... كاشانی، متكلم، فقیه، مفسر و ادیب و صاحب آثار متعدد ـ ملامحسن فیض كاشانی كه از وی دهها آثار در زمینه های حكمت، كلام، اخلاق، عرفان و ... برجای مانده است ـ كلیم كاشانی ـ محتشم كاشانی، مدیحه سرای نامی دورن صفویه.
در اواخر دوران صفویه كاشان دوبار مورد هجوم افغانها قرار گرفت در یكی از این هجومها كه در زمان حسنقلی خان حاكم افشاری كاشان صورت گرفت. اهالی روستاهای كویر كاشان همانند نوش آباد و نصرآباد مورد قتل و غارت قرار گرفتند اما این بار نیز برج و بارو و تیراندازهای فراز آن مانع از ورود این مهاجمان به داخل شهر كاشان شدند.

كاشان در دوران قاجار روزگار را به آرامی می گذراند و با آنكه زلزله مهیب سال 1192 هـ . ق در واپسین سالهای حكومت زندیه شهر را ویران كرده بود و رونق زمان صفویه را نداشت ولی هنوز صنیعش بر سایر شهرها برتری داشت. شهر در این زمان گسترش یافته و بناهای فراوانی بدان افزوده شد. از جمله بناهای این دوران خانه بروجردیها، طباطبائیها، عباسیان و ... مسجد و مدرسه آقا بزرگ، مدرسه امام و ... است كه از شاهكارهای هنری این عصر به شمار می روند. »دیولاخوا« كه در سده سیزدهم كاشان را دیده است آن را چنین توصیف می كند: «خانه ها با خشت و گل تمیز ساخته شده، كوچه ها سنگفرش و بازار وسیع و آباد است». از مهمترین رویدادهای این دوره می توان به قتل امیركبیر، طغیان نابینایان و جنب و جوش مشروطه خواهان كاشانی اشاره كرد. در این دوره كاشان از بلایای طبیعی همچون سیلهای مخروب، خشكسالی و قحطی در امان نبوده و در این حوادث هزاران نفر از اهالی به كام مرگ افتادند.
در این دوره نیز عالمان بزرگی در این شهر پا به عرصه وجود گذاشتند، كه مشهورترین آنان عبارتند از: استاد ملامهدی نراقی، فیلسوف، متكلم، فقیه، منجم و ... ملا احمد نراقی فرزند ملا مهدی از عالمان نام آور و فقهای معروف این دوران است ـ ملاحبیب ا... شریف، عالم دینی و ادبی عصر خویش ـ ملا عبدالرسول مدنی.
كاشان در همه ادوار تاریخی و هنری از چنان غنا و تنوعی برخوردار شد كه نظری حتی به اجمال و اختصار بر آنها فرصتی طولانی را طلب می كند. این شهر ضمن معرفی چهره های استثنایی از ایمان و علم و ادب و هنر همچون: ملامحسن فیض ـ غیاث الدین جمشید كاشانی ـ باباافضل ـ سهراب سپهری ـ محتشم كاشانی ـ ملا احمد و مهدی نراقی و ... عنوان دارالمومنین را نیز برای خود به ارمغان آورد و آثار بازمانده از آنان كاشان را در ردیف پربارترین گنجینه های علمی و هنری جهان قرار داد.

وجه تسمیه كاشان

در مورد وجه تسمیه کاشان سخن بسیار است. لیکن با در نظر گرفتن معنی واژه های کاس، کاسه و کاس آب و موقعیت کاشان در قدیم این واژه می تواند گرفته شده از کاس باشد که در اصل کاشان و به مرور زمان به کاشان تغیر شکل یافته است.

ربان شناسان بر این باورند که نام کاشان به معنی خانه های تابستانی است، که با چوب و نی ساخته می شده است ولی برخی دیگر نام کاشان را ماخوذ از کلماتی چون کاسیان، کاشیان، کی آشیان و کاه فشان، کاسو یا کاشو می دانند.

در کل در مورد وجه تسمیه کاشان و نام اولیه آن از طرف مورخین و باستان شناسان عقاید گوناگونی ابراز شده که به چند مورد آن اشاره می شود:

1ـ از آنجا که این شهر در قرون متمادی مرکز ساخت بهترین کاشیها بوده آن را کاشیان و کاشان نامیده اند.

2ـ گروهی از باستان شناسان پس از حفاریهای باستان شناسی در تپه های سیلک به این نتیجه رسیده اند که نام کاشان مشتق از کلمه کاشو یا کاسو است و آن نام قومی کهن بوده که در بین النهرین می زیسته اند و سپس به این سامان نقل مکان کرده و نام محل اسکان آنها کاسیان یا کاشیان خوانده شده است.

3ـ ملک الشعراء بهار در دیوان خود وجه تسمیه کاشان را معبد و جایگاه جشن و دل آسایی دانسته است.

4ـ مولف کتاب فرهنگ واژه های فارسی در زبان عربی می نویسد: کاشان به خانه های تابستانی اطلاق می شود که با چوب و نی ساخته می شد.

5 ـ مولف کتاب آثار تاریخی کاشان و نطنز می نویسد: چون اولین جایگاه آبادانی در این ناحیه به امر پادشاهان اساطیری در کنار چشمه فین ساخته شده آن را کی آشیان یعنی جایگاه حکام گفته اند.

مذهب و زبان

مذهب:
مذهب مردم این شهر، شیعه اثنی عشری است چنان که بواسطه ایمان راسخ، زهد و تقوای بی نظیر شیعیان آن از صدر اسلام تا کنون با نام دارالمومنین در صدر شهرهای شیعه نشین قرار گرفته و به نیکی از آن یاد شده است. به طوری که در زمان صفویه کاشان پایتخت مذهبی ایران شناخته شده بود. از قرنها قبل عده ای از یهودیان نیز در کاشان ساکن بوده اند که از دوره صفوی تعداد آنها زیاد بوده لیکن امروزه تعداد کمی از آنان در این شهر اقامت دارند. یاقوت حموی نیز در معجم البلدان در مورد ایمان مردم کاشان می نویسد:
«عده ای از علویان ساکن کاشان منتظرند که صبح فردا قائم آنان ظهور کند و در هر طلوع، مسلح سوار بر اسب به خارج از شهر می روند و متاسف بر می گردند.»



زبان:
زبان مردم این شهرستان فارسی است. ولی در روستاهای حاشیه شهر، زبان رایجی و تاتی رواج دارد که اصل آن در واژه های فارسی دری یا فرس قدیم است. ضرابی در تاریخ کاشان می نویسد: مردم بلوک (حومه) را زبانی دیگر است که اهل شهر از فهم معانی آن بی خبرند و آن را زبان رایجی گویند که دارای واژه های دری فراوانی است.

مشاهیر كاشان

در طول تاریخ پرفراز و نشیب ایران در دوران‌های مختلف از زمان ساسانیان، آل‌بویه (كه زبیده خاتون همسر هارون‌الرشید كاشان كنونی را بنا نهاد) تا عهد سلجوقی، صفویه و قاجاریه و پس از آن انسانهای بزرگی در این دیار پرورش یافته و به دنیا معرفی شده‌اند از جمله: غیاث‌الدین جمشید (ریاضی‌دان و منجم بزرگ)، كمال‌الملك و صنیع‌الملك (نقاشان نامدار)، ملامحسن فیض و ملااحمد و ملامهدی نراقی (عالم، حكیم، عارف و دانشمند)، ملافتح‌اله كاشانی (مفسر)، محتشم كاشانی، بابا افضل مرقی، سپیده كاشانی، كلیم كاشانی و سهراب سپهری (شاعران نامی) و صدها چهره برجسته دیگر.

www.kashan.ir

     
#167 | Posted: 25 Jan 2012 15:57
نياسر و مشهد اردهال
نیاسَر یکی از شهرها در مرکز ایران است.


شهر نیاسر در بخش نیاسر شهرستان کاشان استان اصفهان قرار گرفته‌است. مهم‌ترین اثر باستانی نیاسر، بنای تقویمی چهارتاقی نیاسر است.

جمعیت آن در سال ۱۳۸۳ برابر با ۲۳۴۳ نفر برآورد شده‌است.

نیاسر روستایی باستانی بوده‌است که در آثار جغرافیایی سده‌های ششم و هفتم از آن یاد شده‌است. آثار باستانی و طبیعی موجود نیاسر عبارت است از: چهارتاقی نیاسر، آبشار، کاخ صفوی تالار که بر روی آتشکده ساسانی ساخته شده، گرمابه صفوی، برج دیدبانی، پناهگاه زیرزمینی معروف به سوراخ رئیس، چنارهای کهنسال و چشمه و نیایشگاه مجاور آن که اکنون تبدیل به مسجد شده‌است.

در نیاسر اکنون مراسمی برگزار می‌شود که بازمانده آیین‌های کهن است. قربانی گاوی آذین شده در روز قربان و برگزاری جشن اسفندی، نمونه‌هایی از آن است



مَشهَد اَردَهال روستایی در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان ودليجان در ایران است. این روستا در میان افراد محلی به مشهد قالی نیز مشهور است.

در این محل بنای امامزاده سلطان علی بن امام محمد باقر قرار دارد که قدمت آن به سده ششم هجری می‌رسد.

تاریخچه در روایت تاریخ می‌گویند: مردم فین کاشان در سال ۱۱۳ هجری قاصدی را به نام عامر بن ناصر فینی به مدینه نزد امام محمد باقر فرستاده بودند و از او درخواست پیشوایی راداشتند.امام فرزند خود سلطانعلی برادر امام جعفر صادق را رهسپار ایران و شهر کاشان کرد.امامزاده به کاشان رسید و در محله فین بزرگ ساکن شد و تابستانهابه دلیل گرمی هوا به منطقه اردهال می‌رفت.چند سالی اوضاع بدین صورت بود تا اینکه امامزاده سلطانعلی از نفوذ زیادی در بین مردم برخوردار گشت و این باعث ترس حاکم اردهال که زرین کفش بارکرسفی نام داشت شد. وی سپاهی را برای قتل حضـرت سلطان علی به منطقـه میفرستد و آن حضرت سرانجام در یک جنگ نابرابر که ۱۳ روز طول کشید، همراه یارانش در منطقه ییلاقی اردهال به شهادت می‌رسد.مردم فین پس از شنیدن خبر سراسیمه به طرف اردهال حرکت می‌کنند، ولی زمانی می‌رسند که حضرت به شهادت رسیده‌است، آنها حضرت را در قالی می‌پیچند و در نهر آبی که در آن نزدیکی است، شستشو می‌دهند و دفن می‌کنند. از آن زمان تاکنون همه ساله در دومین جمعه مهر ماه و با حضور هزاران نفر از مردم فین و کاشان آیین سنتی مذهبی قالیشویان برگزار می‌شود.

چوبهایی که افراد در دومی جمعه مهر ماه هر سال به دست می‌گیرند دو روایت دارد. اول اینکه برای شستن قالیها در مشهد اردهال به کار می‌رود و دوم اینکه افراد آنها را به نشانه خونخواهی به دست می‌گیرند
     
#168 | Posted: 17 Feb 2012 02:29
معرفی کامل استان اصفهان

     
#169 | Posted: 17 Feb 2012 02:32
استان اصفهان (ایرانشناسی)

موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان

استان اصفهان با مساحتي حدود 105937 كيلومتر مربع بين 30 درجه و 43 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي خط استوا و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و31 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد . اين استان كه در مركز ايران واقع شده است از شمال به استانهاي مركزي , قم و سمنان ؛ ازجنوب به استانهاي فارس و كهگيلويه و بويراحمد ؛ از شرق به استانهاي لرستان و چهارمحال بختياري محدود است . بر اساس آخرين تقسيمات كشوري ، اين استان داراي 17 شهرستان , 60 شهر ، 37 بخش و 116 دهستان و مركز آن اصفهان است .

جغرافياي تاريخي استان

در ادوار پيش , اصفهان نقش پلي را داشت كه قسمتهاي كم ارتفاع شرق فلات ايران را با سرزمين هاي كوهستاني غرب مرتبط مي ساخت و براي اطراق سرمازدگان كوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هواي خشك شرق , محل مناسب و مطلوبي بود . از اصفهان قبل از اسلام ، يعني دوره حكومت مادها و دوره شاهنشاهي هخامنشيان ، اشكانيان و ساسانيان اطلاعات زيادي در دست نيست و از آن دوره ها , آثار قابل توجهي بر جاي نمانده است . آنچه مسلم است , استقرار جلگه اصفهان درميان بيابان ها و كوه هاي خشك مركزي ايران از يك طرف و اهميت و موقعيت ارتباطي خاص آن در مركز فلات پهناور ايران از طرف ديگر , تاريخ و سابقه آن را به سابقه و قدمت كشور ايران مرتبط كرده است . پيش از برپايي پادشاهي مادها , اصفهان حد شرقي ممالكي بوده است كه بابلي ها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوي جزو ناحيه ( انزان) يا (انشان) بوده است .

استان اصفهان يکی از بزرگترين مراکز توليد انواع مختلف صنايع دستی ايران محسوب می شود. اين استان از قديم الايام مهد هنرهای زيبا و صنايع ظريفه بوده است. تزئينات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاريخی اصفهان، از حدود قرنها پيش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و تذهيب و تحرير انواع کتاب، قرآن و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزيت هنری اصفهان گواهی می دهند.

سيم کشی، زرکشی، زربافي, گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجيره بافی، قالی بافی و نساجی از صنايع دستی رايج اصفهان است. اين صنايع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت. در دوران قاجاريه، بازار صنايع دستی در اصفهان از رونق افتاد. ولی بعد از انقلاب مشروطه باز توسعه يافت. به طور کلی طرح و نقش عموم مصنوعات دستی اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی های روی پارچه تحت تاثير طرحهای تزئينی دوران صفويه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قديمی اقتباس می کنند و با خلاقيت خود، آنها را زيباتر می سازند. در حال حاضر اهم صنايع دستی استان عبارتنداز:

قالی بافی:

اصفهان در زمان صفويه يکی از مراکز عمده قاليبافی بود. در اين شهر تعداد زيادی کارگاه وجود داشت که در آن قاليهای زر بفت بافته می شد. اصفهان در فتنه افغان آسيب فراوان ديد و تعداد بسياری از هنرمندان و صنعتگران خود را از دست داد ولی پس از چندی توانست رونق اوليه خود را به دست آورد. در زمان قاجاريه قالی بافی اصفهان دوباره احياء شد. در جنگ جهانی اول اصفهان يکی از مراکز عمده تهيه قاليچه بود و پس از آن نيز بحرانهای زياد اقتصادی تاثير در کار قالی بافی نگذاشت چون قاليچه های آن بسيار ارزان تهيه می شد.

تعداد رنگهای انتخاب شده در قاليهای اصفهان بسيار محدود است. گره قاليهای اصفهان فارسی بوده و جفتی آن نيز کم نيست. رنگهای طبيعی بسيار کم مصرف می شود و بيشتر در قاليهای خوب از رنگهای شيميايی دندانه ای استفاده می شود.

در روستاهای اطراف اصفهان نيز کم و بيش دارهای قالی وجود دارد. روی اين دارها قالی و قاليچه ها طرح شاه عباسی و ساير طرحهای اصفهان بافته می شود. رنگهای بکاررفته در آنها عموماً نباتی بوده و بيشتر از روناس، قارا، اسپرک، گنده يا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گياه ديگر استفاده به عمل می آيد.

از توابع اصفهان که در هنر قالی بافی مشهور هستند از قاليچه های بختياری و قالی های جوشقان بايستی نام برد. قاليچه های بختياری را البته بيشتر در روستاهای شهرکرد و چهار محال می بافند. قالی و قاليچه های جوشقان از زمان صفويه مشهور عالم بوده است و سابقه قالی بافی جوشقان به پيش از زمان صفويان می رسد. ولی در روزگار شاه عباس اين صنعت در آنجا توسعه بسيار يافت. در آن زمان کارگاههای متعدد شاهی در آنجا مشغول کار بوده اند. جوشقان در آن زمان از توابع کاشان بوده است. در موزه های اروپا و امريکا تعداد زيادی قالی وجود دارد که منصوب به اين روستای کوچک بوده است. قاليهای جوشقان ريز بافت و دوپوده است.

نقش قالی جوشقان شکسته است و شايد از دويست و پنجاه سال پيش تابحال همچنين ثابت مانده است. رنگهای آن از بهترين رنگهای طبيعی انتخاب می شود و همچنين رنگها کاملاً زنده و شاداب است. نوع پشم قالی جوشقان بسيار خوب و خامه آن دستريس است و گره جفتی چندی است که در جوشقان رخنه کرده است. درميمه واقع در سه فرسنگی جوشقان بر سر جاده اصفهان به تهران نيز قاليهايی با همان نقش شکسته جوشقانی اما ريز بافت و بهتر از کار خود جوشقان بافته می شود.

نايين در شمال يزد و کناره دشت کوير قرار دارد و پيش از اين به بافتن عباهای بسيار لطيف شهرت داشت اما پس از آنکه در کشور ما مردم به لباس اروپايی درآمدند عبا منسوخ گشت. بافندگان نايين مانند شال بافان کرمان و مخمل و زيبا بافان کاشان به قالی بافی روی می آوردند. صنعت قالی بافی در نايين در آستانه جنگ دوم جهانی آغاز شد و چون بافندگان آنجا همواره با پشم نازکتر سروکار داشتند به بافتن قاليچه های بسيار ريز بافت پرداختند و از آنجا که ميزان توليد کم و جنس بسيار خوب بود، بازار خوبی برای کالای خود يافتند. که در زمان جنگ باز بر رونق آن افزوده شد. بدين ترتيب قالی نايين که شايد بهترين قالی امروز ايران باشد پديد آمد. پشم نايين نازکتر و نرمتر از ديگر پشمهای ايران است. رنگها چندان دلاويز نيست و تنوع ندارد. شايد90 درصد قاليهای اصفهان دارای متنی است به رنگ کرم بايک ترنج سرمدادی يا آجری و حاشيه آجری تند، رنگهای فرعی نيز در مايه های تند و شماره آنها محدود است و شايد در سراسر صنعت قالی بافی اصفهان بيش از 15 رنگ بکار برده نشود. مسئول اين امر البته رنگرزان اصفهان هستند. ولی همچنين خود صاحب کار که توجهی به مايه های رنگی که تحويل می گيرد ندارد نيز مقصر است.

قالی کاشان:

قاليهای تاريخی و گرانبهای کاشان مظهر زيبايی ذوق و هنر ايرانيان در جهان است. قالی ايران که عامل بزرگ شناسايی کشور کهنسال ما به جهانيان گشته و اکنون در زندگانی همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خودنمايی می کند، گذشته از تامين نيازمنديهای زندگی و تشکيل اندوخته پربهای هر خانه و خانواده ای، ارزنده ترين نماينده انديشه های لطيف انسانی و زيباترين پديده های دلپذير بشمار می رود. اما قالی کاشان که شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبها ترين آثار هنری و قطعه های ممتازی در نوع خود می باشد از نظر تاريخی دو عصر متفاوت و مختلفی را پيموده و يک تعطيل طولانی و فاصله زمانی قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يکديگر جدا ساخته است.

هر چند اظهار نظر قطعی درباره همه قالی های بافت کاشان که اکنون در موزه ها و مجموعه های دنيا موجود است کار سهل و آسانی نيست اما از بررسيهای فنی کارشناسان و تحقيق و تطبيق کلی و قراين ديگر خصوصياتی از قالی کاشان به دست آمده که برای شناختن و تشخيص آنها بسيار مؤثر است. از جمله تزئينات مربوط به نقش و تزئينات و ريزه کاريها و نقش و نگار مشترکی که با ظروف سفالی و کاشی سازی کاشان در آنها موجود است.همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالی های ديگری که باگره فارسی بافته شده است. پروفسور پوپ مختصات ديگری را هم برای نقشه قاليها ی کاشان شمرده است مانند: ترنجهای کنگره دار و برگهای ظريف، شاخه ها و برگهای دندانه دار و ... .

قلمکارسازی استان اصفهان:

قلمکارسازی يکی از صنايع دستی پر سابقه ای است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ايران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان نيز دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه يا پارچه های قلمکار بود، سپس اين صنعت در زمان صفويه گسترش بيشتری پيدا کرد.

به هر صورت عمر پرشکوه اين صنعت در زمان صفويه بود و در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبير اين صنعت رونق بسزايی يافت و بيشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمکار تهيه می شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود و از اينرو بيشتر لباس آنان از " قلمکارزر" يا " اکليلی" تهيه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت وپارچه هاي قواره ای قلمکارراکه دراصطلاح آن روز "دلگه" ناميده می شدرا از آن محلها به دست می آوردند.

در زمان سلطنت رضا شاه با امتيازات خاصی که برای صنعتگران و ارباب حرف به ويژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار ديگر اين صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده ای از استادکاران بزرگ قديمی مثل شيخ حريری مشهدی عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چيت ساز، برادران بيرجندی و شيخ بهايی و چند تن ديگر شرکت توليد قلمکار را تشکيل دادند.

اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادکاران اين فن نبود، اکنون اثری از اين صنعت ظريف باقی نمی ماند ولی تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا برای اينگونه پارچه های نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران را به چاره انديشی و پيدا کردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان کيفيت هنری واداشت. در اين مورد تنها راه چاره را ايجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند.

معروفترين استاد قالب تراش در اين رشته مرحوم استاد رحيم بيدادی بود که سالها پيش در گذشت. از استادان ديگر قالب تراش می توان از استاد اسماعيل قالب تراش و استاد مهدی اوليايی نام برد.

     
#170 | Posted: 17 Feb 2012 02:32
خاتم سازی اصفهان:

خاتم هنر آراستن سطح اشياء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. اين شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهايی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکيل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 ميلی متر در سطح خارجی يا سطح داخلی و خارجی اشياء چوبی چسبانده می شود.

آثاری که از قديم مانده نظير درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که اين هنر در زمان قديم و به ويژه عهد صفويه رواج کامل داشته يکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همين معلوم می کند تا چند سالی اين هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شيراز مرکز اين صنعت شده است.

در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسيار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهيه می شد ولی به تدريج با پيشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ريزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پيدايش تا کنون تحولاتی را داشته است. صنعتگران خاتم ساز برای تهيه خاتم از مواد اوليه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی ديگری اين چنين تنوعی به چشم می آيد. اين مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لايه برنجی، سريشم گرم، سريشم سرد، فرمالين، فيبر و روغن جلا و تخته سه لايی. غير از آن برای تکميل ساخت از چفت و لولا و غيره نيز استفاده می کنند. از خاتم در تهيه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سيگار، عصا، پيپ، جعبه لوازم آرايش، جا کليدی، جاقلمی و جلد آلبوم.

در اصفهان علاوه بر اشياء خاتم که به شيوه شيرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مينا سازی توأم کرده اند که در شيراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رويه آن را نقاشی مينياتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند.

ساخت و قلمزنی فرآورده های مسی و برنجی:

يکی از پر رونق ترين رشته های صنايع دستی اصفهان ساخت و قلمزنی محصولات نقره ای مسی و برنجی است.

مواد اوليه مورد مصرف سازندگان فرآورده های مس و برنج و نقره شامل نقره، مس، برنج و آلياژ مس و برنج است. مقداری از مواد اوليه مذکور از کشورهای ديگر نظير يوگسلاوی بقيه آن در ايران از شرکتهای برق منطقه ای و شرکت ملی نفت ايران و غيره تهيه می شود.

ابزار کار صنعتگران اين رشته از دو دسته تشکيل می شود. يک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار می گيرد مانند دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره برقی، سندان، چکش و دسته ديگر که در مرحله قلمزنی مورد احتياج است و عبارت از دستگاه قير آب کنی، پرگار، تعدادی قلم آهنی، چکش و غيره است. برخی از کارگاه های اين رشته صرفاً بکار ساخت محصولات نقره مسی و برنجی مشغول هستند و در مقابل کارگاههايی نيز وجود دارد که فقط کارقلمزنی برروی اين فلزات را انجام می دهند و دسته سوم کارگاههايی می باشند که به هر دو کار ساخت و قلمزنی تواماً می پردازند.

منبت کاری:

واژه منبت به معنای کنده کاری خاص و همراه با خلل و فرج روی چوب است که سابقه ای ديرينه دارد، شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاری را از زمانی دانست که انسان نخستين بار، با ابزاری برنده چوبی را تراشيده است. در حال حاضر هم هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ايران هنرمندان بسياری بدان مشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصيل که شامل طرحهای اسليمی و ختايی يا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرحهای خارجی جای آنها را می گيرد. در نوعی از اين هنر بجای آنکه زمينه چوب را کنده کاری کنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهای مختلف را با رنگهای گوناگون طبيعی آن بريده پهلوی هم قرارمی دهند. اين کار شباهت زيادی به هنر موزائيک دارد. در اين گونه جديد از چوبهای شمشاد برای رنگ زرد و عناب برای رنگ قرمز استفاده می کنند. زمينه کار بيشتر از چوب گردو و يا ريشه درختان جنگلی است که خود دارای نقوش زيبايی هستند. مهمترين ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. اين چوب بايد محکم و بدون گره باشد. برای اين منظور از چوبهای آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده می کنند. البته آبنوس و بقم چون هم محکمتر و هم چربتر هستند دوام بيشتری دارند اما در ايران بخاطر فراوانی چوب گردو اکثراً از اين چوب استفاده می شود.

منبت کاری چوب در شهرهای گلپايگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شايان توجه ای دارد.

نمد مالی:

نمد مالی در استان اصفهان رونق فراوان دارد و يکی از مراکز مهم توليد انواع نمد شهر«شهرضا» است.

گيوه بافی و گيوه دوزی:

متأسفانه گيوه دوزی در شهرهای مختلف استان اصفهان در حال از بين رفتن است. گيوه دوزان اين شهر علاوه بر توليدگيوه به تعمير کفش نيز می پردازند. نحوه توليد گيوه که شامل تهيه رويه، تهيه تخت گيوه و نهايتاً دوخت رويه و تخت است، همانند ساير مناطق کشور است.

عبا بافی در نايين:

نايين در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستی آن عبا بافی که در ناحيه ای نزديک شهرنايين به نام محمديه وجود دارد.

حدود 25 درصد عباهای توليد شده در محل به فروش می رسد و بقيه به شهر های مشهد و قم و گاهی کشورهای عربی ارسال می شود.

سفال و سراميک سازی در شهرضا:

در شهر اصفهان و نيز در شهرهای نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سراميک سازی رواج دارد. شهرضا از مراکز عمده سفال سازی ايران است و محصولات آن دارای خريداران بسيار است.

نقشهايی که در سراميک شهرضا به چشم می خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهی است و برای رنگ کردن لعاب نيز از اکسيدهای فلزات آهن، مس و منگنز و کبالت استفاده می شود. درشهر نطنز نيز يک کارگاه سراميک سازی با استفاده از خاک استون ور محصولات جالبی را توليد می کند. در شهر اصفهان هم کارگاههای متعدد سفال و سراميک سازی وجود دارد.

پوست و پوستين دوزی:

صنعت پوست دوزی در اصفهان از صنايع دستی پررونق اين شهر در گذشته بوده است ولی اکنون آن رونق ديرين را ندارد. فرآورده های پوستی اصفهان به لحاظ ظرافت و لطافت الياف و رنگ سفيد يکدست آن خواستاران زيادی دارد. بررسی ها نشان می دهد که تعداد خريداران فرآورده های پوستی روز به روز در حال کاهش است، از طرفی کاهش تعداد کارگاههای پوست دوزی نيز حاکی از نقصان تقاضا برای محصولات مذکور است.

مليله سازی در اصفهان:

يکی از رشته های صنايع دستی اصفهان که از ارزش هنری زيادی برخوردار است و توليد محصولات آن نياز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد مليله سازی است و فرآورده های توليدی صنعتگران اين رشته نمايانگر ذوق سرشار آنان است.

بايد به اين نکته توجه کرد که در توليد برخی از فرآورده ها چون گل سينه و گوشواره تنها مليله سازان دخالت ندارند بلکه از مينا سازان و زرگران هم استفاده می کنند و در مقابل انجام عمل به آنان کارمزد می دهند.

سکمه دوزی و قلاب دوزی:

يکی ديگر از رشته های صنايع دستی موجود در شهر اصفهان سکمه دوزی و قلابدوزی است.

مواد اوليه مورد استفاده سکمه دوزان و قلابدوزان عبارت است از:

کتان ايرانی و خارجی و نخ پنبه ای (که از تهران تهيه می شود و به صورت کلاف يا عمامه ای است)، کتان خارجی را که بيشتر هم مورد استفاده دارد و عرض آن 140 سانتيمتر است. روميزی گرد، زيربشقابی و دستمالهای مخصوص از انواع محصولات سکمه دوزان يا قلابدوزان است.

نگارگری در اصفهان:

نگارگری در ايران از سابقه ای طولانی برخوردار است. در زمان شاه عباس دوم که اصفهان پايتخت و مرکز هنر ايران شد، نگارگری هم در اين شهر تکامل يافت.

معمولاً برای نگارگری از چوب، عاج، فيبر و استخوان استفاده می شود و هر کارگاه رأساً اقدام به توليد می کند ومعمولاً برای دور قاب عکس و جعبه از خاتم و مينا استفاده می شود. ضمن آن که بايد گفت عده ای از هنرمندان اصفهانی نيز در زمينه طراحی فرش، تذهيب و تشعير هم فعاليت دارند.

نقره سازی:

نقره سازی از جمله صنايع دستی رايج در شهر اصفهان است کارگاههايی که در آنها کار نقره سازی انجام می شود کارهای ديگر از جمله قلمزنی روی نقره محصولات مسی و برنجی انجام می دهند.

انواع فرآوده های توليدی نقره سازان عبارتست از: سرويس چايخوری، گلدان، شمعدان وسرويسهای چند پارچه.

مينا کاری اصفهان:

مشکل بتوان گفت از چه زمانی هنر مينا کاری در ايران رواج گرفته است. زيرا از روزگاران پيش از عهد صفويه نمونه هايی از ميناکاری در دست نيست وحتی از دوران صفوي هم نمونه های قابل ملاحظه ای برجای نمانده است. لکن در دوران قاجاريه مينا کاری به مقدار کم وجود داشته است و اشيايی مانند سرقليان وکوزه قليان وکوزه و بادگير قليان را ميناکاری می کرده اند.

رواج صنعت مينا کاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً اين که اين هنر- صنعت به وسيله يکی از استادان هنرمند و بنام اصفهان يعنی استاد شکرا... صنيع زاده بسط و توسعه يافت و شاگردانی در اين مکتب تربيت شدند که هر يک کانون ديگری در هنر مينا بوجود آوردند.

بيشتر اشيايی که مينا سازان فعلی به بازار عرضه می کنندعبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ و کوچک آرايش زنانه، قوطی سيگار، جعبه های خاتم کاری و مينا کاری، بشقاب مينا، گلدان مينابه اندازه های مختلف، تابلوهای بزرگ و کوچک ميناکاری که با هنرهای ديگر مانند طلا کاری و خاتم کاری و مينياتور ترکيب می شود. روی اشياء طلايی و نقره ای هم می توان مينا کاری کرد ولی اساساً مينا کاری روی مس انجام می شود.

کاشی سازی:

کاشی سازی يکی از اصلی ترين صنايع دستی اصفهان است. در اين فرآورده ها ويژگی طرحها و نقشهای قديمی به خوبی حفظ شده است و حتی امروز هم خواستاران بسياری دارد. از ديگر هنر هايی که با استفاده از کاشی در اين استان انجام می گيرد کاشی معرق می باشدکه عبارت از بريدن و خرد کردن کاشی و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهايی که روی کاشی ها پياده می شود تا حدی پيچيده است کاشی سازها نمی توانند آنها را به صورت ذهنی ترسيم کنند، از اين رو صنعتگران طرحهای مورد نظر را به طراحان سفارش می دهند. پس از اينکه طرح مورد نظر تهيه شد صنعتگران آنرا روی کاشی پياده می کنند. برای اين منظور طرح مورد نظر را روی کاشی ساده که قبلاً آماده شده قرار می دهند و سپس روی خطوط طرح، سوزن فرو می کنند و به اين ترتيب خطوط نقشه در جای سوزن باقی می ماند که باريختن گرد زغال روی منفذهای ايجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروی کاشی انتقال داده می شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سليقه رنگ آميزی کرده و جهت پخت به داخل کوره می گذارند. از اين به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود.

طلا کوبی روی فولاد:

طلاکوبی يکی از شيوه های تزيين اشياء و آثار فولادی است که در شهر اصفهان رواج دارد. از فولاد علاوه بر افزارهای معمولی اقدام به ساخت علم نيز می کنند که می دانيم آن را پيشاپيش صف عزاداران بويژه در مراسم سوگواری سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)، حرکت می دهند. علم علاوه بر تيغه های فولادی معمولاً دارای پيکره هايی از برخی از پرندگان حيوانات ديگر و نيز گلدان، قوطی و شمعدان است که تمامی آنها به ميله ای که قاب بر آن تکيه دارد متصل است و برروی تيغه های علم بويژه تيغه وسط که از ساير تيغه ها بلندتر است اسماء مبارکه طلاکوبی می شود.

در حال حاضر طلاکوبی برروی مجسمه های پرندگان و حيوانات نظير طاووس، کبوتر، آهو، شير و... (که در واقع به تقليد از پيکره هايی که به انواع علم های سوگواری متصل است، ساخته و پرداخته می شود.) نيز صورت می گيرد.

قفل سازی:

چيزی که موجب شگفتی هر بيگانه ای که از ايران ديدن می کند می شود همانا نزديکی و پهلوی هم بودن اشيای بسيار کهن و کالاهای نو و وارداتی است. در مورد قفل و کليد هم همين طور است. قفل کردن خزانه ها و انبارهای گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بين النهرين متداول بوده است. قفلی که قفل ساز ايرانی می سازد نشانه نبوغ فنی او در جهات مختلف است. پاره اي از اين قفل ها همانند قفل های مصری و يونانی است، برخی ديگر همانند قفل های رومی ها است برخی به قفلهای چينی و هندی می ماند و تعدادی هم مانند قفلهايی است که در اروپا از قرون وسطی تا انقلاب صنعتی به کار برده می شد.

قفلهای ايران را از ديدگاه فنی می توان به رده های زير بخش کرد.

الف) قفلهای ثابت در (کليدون خانه)

1-کلون دان

2-کلون

3- قفل فنر پخش شو

ب) قفل آهن

1- قفل فنر (با کليد پيچی)

2- قفل فنری (با کليد فشاری)

3- قفل لوله (با کليد پيچی)

4- قفل رمز (حرفی بی کليد)

لاکی روغنی:

محصولات لاکی روغنی مختلف هستند از آن جمله قلمدان سازی است. قلمدان و قلمدان سازی با هنر و فرهنگ ايران رابطه و پيوند ديرينه دارد. چرا که گرانمايه ترين ميراث های نقاشی و نگارگری تذهيب و منبت کاری هنرمندان قديمی ما بر جعبه های قلمدان نقش بسته است. از طرفی قلمدان در گذشته ای نه چندان دور مهمترين وسيله کتابت و بهترين عامل برانگيختن و ترغيب مردم طبقات گوناگون به فراگيری آموزش و خطاطی و خوشنويسی بود. قلمدان سازی از عهد صفويه رونق و اعتبار افزونی گرفت. قلمدانهای اين دوره از جمله اصيل ترين آثار هنری باستان به شمار می رود.

قلمدان ها به طور عمده از سه دسته تشکيل يافته اند (از نظر جنس)

1- قلمدانهای چوبی

2- قلمدانهای فلزی

3- قلمدانهای مقوايی

به طور کلی از لحاظ اندازه قلمدانها بر چهار گونه اند:

الف) کوچک که به آن نيم بهره نيز می گويند و ابعاد آن 2*13 سانتيمتر است.

ب) قلمدان متوسط يا يک بهره که ابعاد آن7/3*21 سانتيمتر است.

ج) قلمدان عادی که دوبهره نيز ناميده می شود و ابعادش 4/4*5/23 سانتيمتر است.

د) قلمدانبزرگ که تقريباً به اندازه جعبه قلمدان است به ابعاد 5/5*28 و سه بهره نام دارد.

از قلمدان سازان معروف که قلمدان مقوايی می ساختند. که در دوره قاجار شهرت داشتندمی توان به ميرزا ابوالقاسم طباطبائی، مشهدی حسن تهرانی، عبدالحسين مقوا ساز اصفهانی و کريم مقوا ساز اشاره کرد.

از محصولات ديگر لاکی روغنی می توان به جلد سازی و قاب آئينه اشاره کرد.

به لاکی روغنی هايی که از جنس کاغذ تهيه می شود پاپيه ماشه هم می گويند، پاپيه ماشه که اساساً واژه ای فرانسوی است و در فرهنگهای لغت به معنی کاغذ فشرده آمده، معمولاً به اشيايی مقوايی که سطح آنها به وسيله نگارگری تزيين و با لاک مخصوص پوشش يافته است اطلاق می شود. سابقه اين نوع هنر که در گذشته «نقاشی روغن» يا «لاکی» ناميده می شد، چندان روشن نيست، ليکن از آثار موجود در موزه ها چنين استنباط می شود که تا بعد از دوره سلجوقيان کليه کتابهای خطی دارای جلد چرمی ساده يا ضربی و فاقد هر نوع تزئينات اسليمی بوده است.

در دوره ايلخانی نيز که شهر هرات مرکز عده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد کتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی سادهيا ضربی و فاقد هر نوع تزئينات اسليمی بوده است.

در دوره ايلخانی که شهر هرات مرکز عمده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد کتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی ساده يا ضرب بوده وبرای تزئين کتب علاوه برنقوش اسليمی ازخطوط ختايي استفاده می شده و ظاهراً تا آن زمان پاپيه ماشه در ايران رواجی نداشته ولی اسناد معتبری در دست است که نشان می دهد اين هنر از دوره صفويه به ايران راه يافته و به موازات ساير انواع صنايع دستی شکل گرفته و متکامل شده است.

     
صفحه  صفحه 17 از 17:  « قبلی  1  2  3  ...  15  16  17 
ایـران انجمن لوتی / ایـران / My Beautiful Homeland | سرزمین زیبای من بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link     :up2: :laugh: :tease: :-( :up: :handshake: :winking: :flowers: بقیه شکلک ها ... 
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2012.