|
من و دوست صمیمیم عاشق هم بودیم و یواش یواش با هم ور رفتیم.اون همیشه منو میکرد اما هیچوقت نمیذاشت که کیرشو بخورم چون باهاش لب می گرفتم دوست نداشت که لبم کیری بشه. اما یه بار که خیلی حشری بود و خوابید که منم بشینم روی کیرش اما من برعکس نشستم و نذاشتم تکون بخوره و کیرشو خوردم اما تفلک انقدر هول کرد که زود آبش اومد و درست حسابی نفهمیدم کیرخوردن چه لذتی میده. اما ابشو تا آخر قورت دادم .۲ روز با هام قهر بود.بعد که اومد آشتی کنه من قهر بودم و شرط ساک زدن گذاشتم. ۶۹ شدیم و من زیر خوابیدم و حسابی کیرشو خوردم و اون هم با لیس زدن به سر کیرم سر و ته قضیه را هم آورد. خودشم خیلی لذت برد اما خیلی کم از اون به بعد اجازه میداد کیرشو بخورم.ما تو یه اتاق بودیم و هر شب تقریبن تو بقلش بودم.هروقت میخواست بره شهرستان چون میدونست چند روز فرصت داریم که دهانم پاک بشه اجازه میداد کیرشو بخورم وگرنه روزهای عادی وسواس داشت
|