| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان /

چطور برا گی با یه پسر دوست بشیم...!؟

صفحه  صفحه 6 از 20:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  19  20  پسین »  
#51 | Posted: 18 Jan 2012 23:59
pesarakxox
pesarakxox:
مرسی اقا حمید. خیلی این چیزای نوشتین درست بودن.عاشق هر کسی باشی حتمن خیلی دوستتون داره .چونکه درکش میکنید. مرسی بازم . بای.

منم از شما خیلی خیلی ممنونم. دوستش دارم دوست پسر نازمو. کسی که بیشتر از هرکار دیگه دلم میخواد تو بغلم باشه و برام حرف بزنه تا آخر عمرم. فرشته ایه که نگو و نپرس. کاشکی خدا کمکم کنه و منم بهتر و بیشتر درکش کنم. چیزی که فقط نمیخوام هیچ وقت پیش بیاد رفتن و از دست دادنشه. نفسم از اونه. قلبم به یاد اون میزنه و تو مغزم چیزی جز اسم و تصویرش نیست. واسه اینکه پیشم بمونه هرچی دارم رو حاضرم بدم. آخه دوستششششششششششششششششششششش دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.

این یک حقیقته که: جگر شیر نداری، سفر عشق مرو
     
#52 | Posted: 20 Jan 2012 18:53
alish2011:
برا اینکه فقط فکرتون تو سکس هست و به غیز سکس فکر نمیکنید
مگه مه چی سکس هست
پس احساسات کو
سایتی رو میشناختم که مخصوص دوست یابی اینا هست ولی اسمشو نمیگم چون ممکن هست پروفایلهای اونجارو هم با این فکر کردن به سکستون خراب کنید
البته اونجا هم همچین افرادی پیدا میشه ولی تعداشون کمه و فکر کنم همونقدر بمونند بسه
بابا همه چی که سکس نیست

(درست میگی‌ عزیزم منم با‌هات موافقم به جمله دقت کن(با هم گی‌ کنیم) فکر می‌کنن کلمهٔ گی‌ یعنی‌ سکس کردن بیشتر دگرجنس گرایان که تو سایتهای گی‌ میان از این حرفها می‌زنن تعداد گی‌‌های اینجوری کمه یه عده هم به خاطر محدودیتهای ایران تو سن بلوغ بیماریهای روانی‌ پیدا می‌کنن و به هر کثافتکاری تن میدن ).
     
#53 | Posted: 20 Jan 2012 22:17
wretre
wretre:
دوست دارم احساس شما رو هم در مورد این دوتا موضوع : مفعول بودن واین که همه بفهمن هم جنسگرا هستید رو بدونم.

سلام. منم یکی مثل شما . اینکه مفعول باشیم و یکی عاشق ما باشه و سکس کنیم یک چیز دیگس و اینکه هویتمونو از دست بدیم چیزی دیگه. اقلا من تا حالا تونستم اینا رو برا خودم حل کنم. بذار بهم بگن کونی. اونا چند تای که میکنن میدونن همه خبر ندارن. عاشق بودن و گی خیلی خصوصیه نبادید کسی بدونه که حالا بعدا چی بشه.مثل یه زن و مرد که ازدواج میکنن .رابطشونو کسی نمیدونه ولی زندگی میکنن.

hamidblb مرد
hamidblb:
دوستش دارم دوست پسر نازمو. کسی که بیشتر از هرکار دیگه دلم میخواد تو بغلم باشه و برام حرف بزنه

خوش بحال دوست پسرتون. کاشکی از سن و سالش هم مینوشتی. بنظر من بیشتر گی ها عاشق پسرای توی سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی میشن. شما هم اینطوری هستید؟ راستش برای منم پیش اومده بود اون سن که بودم ولی بعد از سکس نمیدونم چرا همونای که میگفتن عاشقتین یهو عوض میشدن. یکی بود دو سال عاشق شده بود و بدون من زندگی براش معنی نداشت تا اینکه قبول کردم که برای اولین بار منو توی خونشون ببره و سکس کردیم. من پانزده سالم بود اون ۲۲ سالش بود.همونروزی که کرد و خیلی هم لذت برد ولی دیگه هیچوقت نشد اون عاشق قبلی. چرا همیشه سکس همه عشق رو عوض میکنه؟
شما هم این پسری که میگید باهاش سکس میکنید؟ ؟

sawalana
sawalana:
درست میگی‌ عزیزم منم با‌هات موافقم به جمله دقت کن(با هم گی‌ کنیم) فکر می‌کنن کلمهٔ گی‌ یعنی‌ سکس کردن بیشتر دگرجنس گرایان که تو سایتهای گی‌ میان از این حرفها می‌زنن تعداد گی‌‌های اینجوری کمه یه عده هم به خاطر محدودیتهای ایران تو سن بلوغ بیماریهای روانی‌ پیدا می‌کنن و به هر کثافتکاری تن میدن ).

سلام. من میخوام بگم منم موافقم. گی کردن یعنی سکس کردن. ولی نمیدونم عشق کجای این روابط هست؟
محدودیت خیلی زیاده ولی خوشبختانه کسی بخواد لذتشو ببره .کون بده بکنه یا گی باشه میتونه باشه ولی توی شهر و محلشون زیاد کسی ندونه.عاشق بودن و روابط سالم برای کسایی که این طوریشو نیاز دارن رو نباید بنظر من طوری دیگه تعریفش کرد. .
     
#54 | Posted: 21 Jan 2012 19:29
سلام
خطاب به hamidblb
چیز جالبی در مورد عاشق شدن در یک نگاه گفتین، من روانشناسی می خونم و یه چیزایی در این مورد میدونم.
پژوهشگرها جدیدا یه چیزیو کشف کردم در این مورد.
یه روز تو کلاس بودیم و استاد روشو کرد به من و ازم پرسید که چطور میشه ما نسبت به یه فرد بدون اینکه صورتشو دیده باشیم، احساس مثبت پیدا میکنیم یا احساس منفی، مثلا تو یه اتاقی یا یه جایی نشیتیم ، میدونیم یکی اومد تو، ولی ندیدیمش ، یه لحظه احساس میکنیم نسبت بهش احساس خوبی نداریم. یا اینکه احساس خوبی نسبت بهش پیدا میکنیم.
اینجوری توضیحش داد که:
دانشمندا میگن وقتی یه احساسی درون ما ایجاد میشه( غم، شادی ، نفرت ، مثبت، منفی و ... ) پیام غم یا شادی یا هر چیزی که هست( مثبت یا منفی) از سلولهای عصبی ما عبور میکنه( سلول عصبی مثل درختیه که از ریشه کنده شده و به صورت افقیه، پیام عصبی مثلا از ریشه دریافت میشه و از ساقه عبور میکنه و از تاج درخت خارج میشه و همینطور به سلولهای دیگه میره و همه سلولهای عصبی پیام رو دریافت و از یه جای دیگه خارج میکنن) وقتی پیام عصبی از ساقه داره عبور میکنه یه موجی ایجاد میکنه، هر احساسی یه جور موج داره و شبیه هم نیستند.
اینقدر این موج ادامه پیدا میکنه تا در همه سلولای بدن این موج ایجاد میشه، و بعد از بدن به فضا(هوا)محیطی که توشیم( اتاق ، خیابون و ...) منتقل میشه، و وقتی این موج به کس دیگه ای برخورد میکنه، میره تو سلولای اون و این موج تو سلولای اونم ایجاد میشه،( چون فرد دریافت کننده پیام از محیط ناخوداگاه میدونه موج ایجاد شده از غم یا شادی چجوریه، خودشم تجربه غم وشادی رو داشته) همون احساس درش ایجاد میشه، که میتونه منفی( غم، بدبینی)، مثبت (شادی، خوشبینی و ...) باشه.
پس به این نتیجه میرسیم که هر چه قد مثبت فکر کنیم به محیطمون انرژی مثبت پراکنده میکنیم. و هر چه قد منفی فکر کنیم به محیط انرژی منفی پراکنده میکنیم.و محیطمون همونجوری تغییر میکنه. میگن تو یه خانواده ای که همیشه شاد بودن یه نفرشون مشکل پیدا کنه و انرژی منفی تو محیط پراکنده کنه باعث میشه همه خانواده احساس منفی داشته باشن و از حالت شادی دربیان.
عشق در یک نگاه هم همونجوریه، شما یهو احساس میکنید که اون آدم به شما احساس مثبتی میده، انگار یه جورایی آشناست، همونی که دنبالش بودین.
جالبیش میدونی کجاست، میگن این موج های ایجاد شده تو محیط، هیچوقت از بین نمیره و تا ابد هست. انگار خدا همون انرژی هارو جمع میکنه و روز قیامت همونارو بهمون نشون میده.(فقط یه حدسه و هیچوقت نمی تونه ثابت شه ، نرید همه جا بگید که آقا اینطوریه)
الان محققا دنبال ساخت یه دستگاهین ، تا امواج موجود تو قارهایی که انسانهای اولیه توش زندگی می کرند رو بگیرن، تا بفهمن اونا به چه زبانی صحبت می کردن، یا رفتارشون چه جوری بوده.
     
#55 | Posted: 21 Jan 2012 20:10
خطاب به hamidblb
شما اولین کسی هستین که به تعهد اشاره کردید. شما میگید اگه می خوایید اون مال شما باشه پس مال اون باشید، خیلی ها تو این سایت هستن که اعتقادی به تعهد ندارن و مثلا میگن با هر کس که دلت میخواد باید باشی و به هر کی دلت بخواد باید کون بدی یا بکنیش، این آدما دوست دارن دیگران برده و آویزون اونها باشن و نمی خوان به یک نفر متعهد باشن و دوست ندارن همیشه با یک نفر سکس کنن.چون میترسن اونو از دست بدنو تنها شن، اصلا یک نفر رو حاشیه اطمینان واسه خودشون نمی دونن.
من خودم به تعهد معتقدم و دوست دارم همونطور که من برای کسی هستم ، اون هم برای من باشه.
احساس میکنم هم جنس گرا به معنای اینکه خودش این راهو انتخاب کرده باشه تو ایران نیست، بلکه همه به این راه کشیده شدن و از اول خواستشون اینطوری نبوده. مجبور شدن و بعد از اینکه بهش عادت کردن و قبولش کردن، مجبورن که انجامش بدن.
یه سری جوان تر ها دنبال فرد مناسب میگردند و به قول خودشون به هر کی هر کی نمیدن، یه سریشونم که واسشون فرقی نداره، چون سنشون بالاست و افراد زیادی خواهان سکس با اونا نیستن، مجبور بشن با هر کی سکس میکنن. مثلا یه سری پیر مرد هستن بدون اینکه از سنشون خجالت بکشن ، هی میان دور و برت از این و اون می پرسن ، آخرشم میگن بیا منو بکن. ول کنم نیستن.
من که وقتی اینجور چیزارو می بینم به فکر فرو میرم، میدونم که اونا دست خودشون نیست و باید یه جوری ارضا بشن. ولی با این حال احساس خوبی به آدم دست نمیده.
واسه همینه که همیشه به خودم میگم همیشه باید برای آیندت برنامه داشته باشی ، یا حد اقل باید بهش فکر کنی.
یه زمانی تو اروپا و امریکا هم همجنس بازی یا همجنس گرایی یه اختلال محسوب میشد، و اصلا مورد قبول نبود و یه سری مقاومتهایی در این باره صورت می گرفت ، کما اینکه همین الانشم تو اروپا دید خوبی نسبت به همجنس گرا ها یا همجنس بازها وجود نداره.
ولی چون دیدن افراد همجنس گرا زیادن باهاش کنار اومدن و اجازه دادن اونا کارشونو بکنن ، نه به این معنا که آزادشون بذارن تا هر غلطی دلشون میخواد بکنن. نه ،یه سری قانون براشون تعیین کردن که به حریم دیگران وارد نشن و واسه هر دوتاشون هم فاعل هم مفعول یه سری حقوق و یه سری محدودیت قائل شدن. و در واقع یه جوری کنترلش کردن تا حریمشون جدا باشه و باعث آسیب به جامعه نشن.
     
#56 | Posted: 22 Jan 2012 02:07
سلام. من کاملا با (گی جنوب)موافقم. من حتی روم هایی رفتم که 30نفر فقط گی داشتن. همشون گی. باور کنید با بیش از 100تا گی چته خصوصی و طولانی داشتم. اما وقتی پای دیدار و سکس وسط میاد پا به فرار میذارن. من که چندساله پیدا نکردم.نگردید نیس چون گشتم نبود. البته زیاده یا فقط.فقط.فقط(اون چیز که مد نظره شماس پیدا نمیشه)واسه من که نشد.

خطاب به aidin_sir

سلام دادا توی تاپیک (گی های بی غیرت) کامنتت رو که خوندم وقتی گفتی که ما مجبور به گی بودن شدیم یه خورده تعجب کردم اما خیلی اهمیت ندادم ولی وقتی گفتی روانشناسی می خونی دانشجوی این رشته ای جای بسی تعجب بود که شما اینو میگی دوست دارم در این رابطه بحث کنیم اگر امکان داره لطفا دلیل بیار . راستی توی کامنت قبلی (ایا گی ها بی غیرت هستن) نمی دونم چرا احساس می کردم کامنت دوم روی سخنش به من بود البته شاید بوده باشه که اگه اینطوره خوشحال میشم در این رابطه فرهنگ و تعریفش بدور از تعصب و حاشیه پردازی بحث کنیم
مرسی
     
#57 | Posted: 22 Jan 2012 10:47
سلام
خطاب به wretre
من گفتم احساس میکنم‎، نگفتم صد درصد اینطوریه. ممکنه کسایی باشن به میل خودشون این راهو انتخاب کرده باشن مثل کسایی که مشکل هورمونی دارن تغییر دادن اونا خیلی سخته، ولی خیلی کم هستن، حتما یه انگیزه ای وجود داشته.
یه مثال از اونایی که مجبور شدن :
( حالت عامیانش اینطوری میشه)
یه سری هستن که وقتی بچه بودن بهشون تجاوز شده، خب آدم وقتی اولین بار بهش تجاوز میشه خیلی تحقیر میشه، و تو خودش میشکنه، وقتی این تجاوز ها ادامه پیدا میکنه ، یه جور قبولش میکنه( مثل ضربه چکش به ورقه آهنی که پشتش خالی باشه ، گود میشه و این حالتو قبول میکنه. یا قطره ای که هی رو سیمان میچیکه، آخرش سیمانو سوراخ میکنه)، بعد از اون احساس میکنه جزو زندگیشه و فراری از اون نیست، این آدم از لحاظ روحی شکست می خوره. کم کم این کار واسش لذت بخش میشه و جزو جدای ناپذیر شخصیتش میشه. این یه حالت قابل تصوره و میتونه هزاران یا میلیونها یا حتی میلیاردها حالت قابل تصور دیگه هم باشه، بسته به محیط و خانواده ای که توش هستی فرق میکنه.
اتفاقاتی که در کودکی و به طور کل در گذشته واسه یه نفر اتفاق میوفته خیلی مهمه و خیلی چیزارو تعیین میکنه.

حالا تحلیل روان شناختی این قضیه که بر می گرده به هویت جنسی ( هویت جنسی یعنی اینکه مرد بودن یا زن بودنتو قبول کنی و مهمتر از اون مسئولیت های طبیعی جنس خودت)، ( مسئولیت ها مثل ازدواج کردن، پدر و سرپرست بودن و ...)
وقتی به یه پسر تجاوز میشه، از لحاظ روحی تحقیر میشه و بهش بر می خوره یا شایدم بر نخوره و واسش جالب و عجیب باشه یا لذت بخش. ممکنه چندین بار دیگم بهش تجاوز بشه. بعد از اون خیلی بهش فکر میکنه و هویت جنسی خودش بدش میاد،یا از هویت جنس مخالف خوشش( دختر) میاد تا هویت خودش. ممکنه آگاهانه باشه ممکنه آگاهانه نباشه، و به طرف هویت جنس مخالف گرایش پیدا میکنه، یا شایدم گرایش پیدا نکنه ولی از هویت جنسی خودش خوشش نمیاد، مثلا از کردن خوشش نمیاد و شاید این کارو یه ظلم بدونه. دادن رو بهتر قبول میکنه تا کردنو.
یا از کردن دخترا خوشش نمیاد، چون از هویت مرد بودن خوشش نمیاد.
از پسرهای خوشگل خوشش نمیاد ، چون اونارو واسه خودش رقیب میدونه.
البته حالتها میتونه متفاوت باشه و اونچه اتفاق افتاده می تونه کاملا متفاوت از اینی که من گفتم باشه، یه سری دوست دارن هم بدن و هم بکنن، یه سری فقط میدن، یه سری فقط میکنن (ولی دوست ندارن با دخترا باشن، یا ترتیب دخترارو بدن، به سمت پسرا میان چون از هویت خودش بدشون میاد)، یه سری هستن فقط می خوان بمالونن و علاقه های مختلف
اینو مطمئنم که همچین حالتی واسه همشون اتفاق افتاده، شاید قبولش واسه همه شما سخت باشه ولی واقعیت داره.
لزوما حالتهای روانی همشون اینطوری نیست ، ممکنه یه حالت روانی دیگه واسش پیش اومده باشه، که وقتی میتونم بفهمم که باهاش مشاوره کنم و اونچه که درونشه و اتفاقاتی که در کودکی واسش افتاده رو بدونم.
به ما این چیزا رو یاد میدن تا وقتی همچین چیزیو از یه مراجع شنیدیم تعجب نکنیم.
اگه برید پیش روان شناس این چیزارو واسش بگی اصلا تعجب نمیکنه و واسش عادیه، می تونی با کمک مشاور ( البته نه هر مشاوری)زوایای پنهان زندگیتو کشف کنی، چیزایی که خودت نمی دونستی و در واقع نتونستی بهش توجه کنی.
راستی تو کامنت دو تایپیک بی غیرتها چی گفته بودم که احساس کردی روی سخنم با شماست?
     
#58 | Posted: 22 Jan 2012 10:54 | Edited By: hamidblb
از شما پسرک و آیدین عزیز ممنونم که به پست هام توجه کردین.

درباره ی مطلب شما پسرک مهربونم باید بگم که به نظر من به عنوان کسی که خودش رو یک گی میشناسه رابطه ی عاطفی یک پسر خیلی جوون با یک پسر نوجوون به احتمال زیاد نشانه ی گی بودن اون پسره هست. ولی اینکه چرا اون بعد از دو سال فقط با یک سکس عشقش نابود شده واقعا عجیبه. به هر حال هر آدمی ویژگیهایی داره که منحصر به فرده و توضیحش برای دیگرانم خیلی سخته. من اصلا دوست ندارم و نمی خوام جای اون باشم. به نظرم میاد که اون همین هدف رو برای خودش انتخاب کرده بوده و احتمالا چون شما سنتون خیلی کم بوده اون پسر فکر کرده که نهایت رسیدن به تو براش همین میتونه باشه. واقعیت اینه که عاشق پسرای کم سن شدن یه جورایی اشتباهه. چون فرهنگ ما اجازه نمیده خیلی در این عشق پیشروی کنیم و اکثر مواقع فقط و فقط سکس نتیجه ی اینطور روابطه. اما شاید عشق برای بعضی ها واقعا فقط همین معنی رو میده.

اما در مورد مطلب شما آیدین خان. به نظر من عشق کمی بیشتر از این چیزیه که شما میگین. من از اون پسر انرژی مثبت میگیرم درسته. ولی چقدر؟ به نظرم باید اینطور بگیم که همه ی انرژیمو از اون میگیرم. اگه فقط یک شب باهام حرف نزنه و ازش بی خبر بمونم روز بعدش دیگه اصلا هیچ چیزی نمی تون خوشحالم کنه. دلگرفتگی خیلی شدیدی به سراغم میاد و روی هیچ چیزی نمی تونم تمرکز کنم. گاهی وقتا احساس میکنم این منم که آویزوونش شدم. گیر دادم بهش و اونم فقط از روی محبت و دلسوزی به سراغم میاد چون میدونه و باور داره که دوستش دارم. خودش میگه اینطور نیست و من باور میکنم حرفشو. تعهد از نظر من فقط به سکس ربطی نداره. به هر حال آدم با آدم فرق داره. اون پسر شاید دلش نخواد با من سکس کنه. شاید از ریختم از اندامم و از سکسم خوشش نیاد. من که نمی تونم مجبورش کنم. چون دوستش دارم از هر چیزی که اون بخواد و انجامش خوشحالش کنه خوشحال میشم. اون روزی که در یک نگاه دلمو برد به تنها چیزی که فکر نکردم سکس بود. ارزشش خیلی خیلی بیشتر از این حرفاست. من همیشه از ته قلبم و با ایمان بهش میگم که تو فرشته ی منی. احساسم اینو میگه و از خدا نمی دونم چطور باید به خاطر این فرشته ی مهربون تشکر کنم.

بازم از همتون ممنونم که جواب دادین به پستم.

این یک حقیقته که: جگر شیر نداری، سفر عشق مرو
     
#59 | Posted: 22 Jan 2012 11:28
پست من رفت زیر هیچکی کمک ما نکرد

______________________________________________________________
     

#60 | Posted: 22 Jan 2012 21:26
aidin_sir:
بعد از اون خیلی بهش فکر میکنه و هویت جنسی خودش بدش میاد

من نمیدونم احساس میکنم این استدلال شما رو قبول ندارم..این همون بحث معروف روانشناسا با بیولوژیستا واسه توجیح محیطی یا بیولوژیکی بودن گی ئه که شما روی مقوله محیطی تاکید داری... شما میگی که چونکه به کسی تجاوز میشه دیگه از هویت جنسیش خوشش نمیاد .. این شاید تاحدودی درست باشه و یه نفر هویت جنسی خودشو از دست بده ولی مسئولیت هایی مثه ازدواج کردن دیگه ربطی به هویت جنسی نداره..به گرایش جنسی مربوط میشه.. این الزاماً دلیل نمیشه که چون اون طرف هویت جنسیش خدشه دار شده گرایش جنسی خودشو هم از دست بده و به طرف پسرا گرایش پیدا کنه همونطور که میدونی این دوتا یعنی هویت جنسی و گرایش جنسی میتونن متفاوت باشن و هیچ تناقضی با هم ندارن و یه نفر میتونه هویت جنسیش مرد باشه ولی گرایش زنونه داشته باشه...
aidin_sir:
البته حالتها میتونه متفاوت باشه و اونچه اتفاق افتاده می تونه کاملا متفاوت از اینی که من گفتم باشه، یه سری دوست دارن هم بدن و هم بکنن، یه سری فقط میدن، یه سری فقط میکنن (ولی دوست ندارن با دخترا باشن، یا ترتیب دخترارو بدن، به سمت پسرا میان چون از هویت خودش بدشون میاد)

و اما مصداق این حرف درمورد خودم.. با این تعاریف یعنی میگی من ( که تاپ گی ام) نمیتونم ترتیب دخترا رو بدم چونکه از هویت خودم(یعنی مرد بودن و کردن) بدم میاد و با پسرا سکس میکنم..درسته دیگه همینو میگی، نه؟؟...خب حالا اگه منظورتو خوب گرفتم بذار واکاوی کنیم..یکم فکر نمیکنی این استدلالا باهم تناقض دارن؟ نفرت از هویت و درعین حال سکس و کردن؟؟
درکل به نظر من این حرف اصلا عمومیت نداشت ولی شاید بتونیم اینجوری بگیم که یکی از عوامل محیطی (ژنتیک هم میتونه تاثیرگذارباشه)در ابنه شدن میتونه تغییر گرایش جنسی بوسیله تغییر هویت جنسی در اثر رفتار جامعه باشه(یعنی کسی دیگه خوشش نیاد بکنه)...
امیدوارم سرتونو درد نیاورده باشم فقط میخواستم احساسمو بگم..

تاسفم برای بنده ای است که بندبند لحظاتش بنده ی بندگان بنده ی شهوتیست که بندبند روحش را به بند میکشند و بند تنش را میدرند.
>>>>>>>>> Only Love <<<<<<<<<
     
صفحه  صفحه 6 از 20:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  19  20  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / چطور برا گی با یه پسر دوست بشیم...!؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.