| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان /

چطور برا گی با یه پسر دوست بشیم...!؟

صفحه  صفحه 6 از 18:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  17  18  پسین »  
#51 | Posted: 17 Jan 2012 20:34 | Edited By: Mehraann
دوستان یکی توضیح بده که چطوری نه بگیم ! حالا من زیاد آدم جدی ای نیستم و کلآ هرگونه روابط عشقی و عاطفی رو کیرمم حساب نمی کنم واقعیت اما یه آقا پسری هست تو یه شرکت کار می کنه . من هر دفعه میرم اونجا حساب بگیرم میبینمش . شمارمو گرفته کلی اس ام اس عاشقانه و ... میفرسته . یه بار بهش گفتم تو گِی هستی و مطمئنش کردم من طرز فکر تخمی قدیمی در مورد این موضوع ندارم و اون هم گفت که گِی هست اما من واقعآ نیستم . انصافآ خیلی پسر با شخصیت و آقایی هست نمیخوام تو ذوقش بزنم . منم همچین مالی نیستم البته اما واقعیت ایشون از من خوشش اومده و واقعآ دلم نمیخواد دایورتش کنم . البته من همه جوره پایه سکس و ... هستم اما زیاد حال و حوصله رفیق بازی و ... رو ندارم راستش .
     
#52 | Posted: 18 Jan 2012 20:14
سلام
نمی دونم چرا این صحبت ها و این که می فهمم کسایی مثل من هستن یه جورایی ارومم میکنه
بعد از سالها دارم قبول میکنم که یه همجنسگرام . میدونی میترسم برام سخته. قبول این موضوع دشواره. وقتی تو بغل کسی هستم که داره منو نوازش میکنه و منم خودم رو به دست اون میسپارم همه چیز عالیه انگار دارم پرواز میکنم ولذتی رو تجربه می کنم که توی هیچ چیز دیگه ای نیست ولی وقتی به خودم میام . وای اگه دوستام بفهمن اگه خونواده بفهمن چی میشه دیگه هیچ جا نمی تونم سر بلند کنم تو محل کارم باید چه کار کنم همیشه یه برچسب روم هست که این.... حتی نمی گن گی میگن کونی
خلاصه این که یه چیزی توم اعلام بلاتکلیفی میکنه . حداقل شما تکلیفتون با خودتون مشخصه که میخوایین چه کار کنید ولی من همیشه تو قید و بند اینم که دیگران ازم چی می خوان
این بحث عاشق شدن هم خیلی برام سخته احساس می کنم اگه عاشق کسی بشم یعنی قبول کردم که مفعولم واین بشدت منو ناراحت میکنه انگار استقلال رو از من می گیره انگار هویت رو از من میگیره میدونید احساس نرمال بودن و مثل همه زندگی کردن رو از من می گیره . دوست دارم احساس شما رو هم در مورد این دوتا موضوع : مفعول بودن واین که همه بفهمن هم جنسگرا هستید رو بدونم.
     
#53 | Posted: 18 Jan 2012 21:53
دوست من، ما همه هم همین مشکل رو داریم... مشکل از ما نیست مشکل از جامعه است..از فرهنگیه که توش اینطوری جاافتاده...منم خیلی میترسم که فردا اگه کسی بفهمه من که اینهمه جلوشون بچه مودب و آرومی هستم، یهویی بیان بگن مثلاَ فلانی رو حین انجام این کار دیدن..اونم تو جامعه ای که خوراکش این چیزاس..
وقتی من میبینم بچه های دانشگامون در مقابل یه گشتن کوچیک پسری با دختری اینجوری صحبت میکنن و خاله زنک بازی درمیارن، نمیدونم فردا اگه از اینجور روابط چیزی بفهمن چی میشه..دیگه فک کنم که باید برم خودکشی کنم..نمیشه سرتو بالا بگیری...دیگه هصن هیچ جا واست نمیمونه..حتی خونه ات..یا باید بزنی بیرون از ایران یا ...

تاسفم برای بنده ای است که بندبند لحظاتش بنده ی بندگان بنده ی شهوتیست که بندبند روحش را به بند میکشند و بند تنش را میدرند.
>>>>>>>>> Only Love <<<<<<<<<
     
#54 | Posted: 18 Jan 2012 23:59
pesarakxox
pesarakxox:
مرسی اقا حمید. خیلی این چیزای نوشتین درست بودن.عاشق هر کسی باشی حتمن خیلی دوستتون داره .چونکه درکش میکنید. مرسی بازم . بای.

منم از شما خیلی خیلی ممنونم. دوستش دارم دوست پسر نازمو. کسی که بیشتر از هرکار دیگه دلم میخواد تو بغلم باشه و برام حرف بزنه تا آخر عمرم. فرشته ایه که نگو و نپرس. کاشکی خدا کمکم کنه و منم بهتر و بیشتر درکش کنم. چیزی که فقط نمیخوام هیچ وقت پیش بیاد رفتن و از دست دادنشه. نفسم از اونه. قلبم به یاد اون میزنه و تو مغزم چیزی جز اسم و تصویرش نیست. واسه اینکه پیشم بمونه هرچی دارم رو حاضرم بدم. آخه دوستششششششششششششششششششششش دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.

این یک حقیقته که: جگر شیر نداری، سفر عشق مرو
     
#55 | Posted: 20 Jan 2012 18:53
alish2011:
برا اینکه فقط فکرتون تو سکس هست و به غیز سکس فکر نمیکنید
مگه مه چی سکس هست
پس احساسات کو
سایتی رو میشناختم که مخصوص دوست یابی اینا هست ولی اسمشو نمیگم چون ممکن هست پروفایلهای اونجارو هم با این فکر کردن به سکستون خراب کنید
البته اونجا هم همچین افرادی پیدا میشه ولی تعداشون کمه و فکر کنم همونقدر بمونند بسه
بابا همه چی که سکس نیست

(درست میگی‌ عزیزم منم با‌هات موافقم به جمله دقت کن(با هم گی‌ کنیم) فکر می‌کنن کلمهٔ گی‌ یعنی‌ سکس کردن بیشتر دگرجنس گرایان که تو سایتهای گی‌ میان از این حرفها می‌زنن تعداد گی‌‌های اینجوری کمه یه عده هم به خاطر محدودیتهای ایران تو سن بلوغ بیماریهای روانی‌ پیدا می‌کنن و به هر کثافتکاری تن میدن ).
     
#56 | Posted: 20 Jan 2012 22:17
wretre
wretre:
دوست دارم احساس شما رو هم در مورد این دوتا موضوع : مفعول بودن واین که همه بفهمن هم جنسگرا هستید رو بدونم.

سلام. منم یکی مثل شما . اینکه مفعول باشیم و یکی عاشق ما باشه و سکس کنیم یک چیز دیگس و اینکه هویتمونو از دست بدیم چیزی دیگه. اقلا من تا حالا تونستم اینا رو برا خودم حل کنم. بذار بهم بگن کونی. اونا چند تای که میکنن میدونن همه خبر ندارن. عاشق بودن و گی خیلی خصوصیه نبادید کسی بدونه که حالا بعدا چی بشه.مثل یه زن و مرد که ازدواج میکنن .رابطشونو کسی نمیدونه ولی زندگی میکنن.

hamidblb مرد
hamidblb:
دوستش دارم دوست پسر نازمو. کسی که بیشتر از هرکار دیگه دلم میخواد تو بغلم باشه و برام حرف بزنه

خوش بحال دوست پسرتون. کاشکی از سن و سالش هم مینوشتی. بنظر من بیشتر گی ها عاشق پسرای توی سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی میشن. شما هم اینطوری هستید؟ راستش برای منم پیش اومده بود اون سن که بودم ولی بعد از سکس نمیدونم چرا همونای که میگفتن عاشقتین یهو عوض میشدن. یکی بود دو سال عاشق شده بود و بدون من زندگی براش معنی نداشت تا اینکه قبول کردم که برای اولین بار منو توی خونشون ببره و سکس کردیم. من پانزده سالم بود اون ۲۲ سالش بود.همونروزی که کرد و خیلی هم لذت برد ولی دیگه هیچوقت نشد اون عاشق قبلی. چرا همیشه سکس همه عشق رو عوض میکنه؟
شما هم این پسری که میگید باهاش سکس میکنید؟ ؟

sawalana
sawalana:
درست میگی‌ عزیزم منم با‌هات موافقم به جمله دقت کن(با هم گی‌ کنیم) فکر می‌کنن کلمهٔ گی‌ یعنی‌ سکس کردن بیشتر دگرجنس گرایان که تو سایتهای گی‌ میان از این حرفها می‌زنن تعداد گی‌‌های اینجوری کمه یه عده هم به خاطر محدودیتهای ایران تو سن بلوغ بیماریهای روانی‌ پیدا می‌کنن و به هر کثافتکاری تن میدن ).

سلام. من میخوام بگم منم موافقم. گی کردن یعنی سکس کردن. ولی نمیدونم عشق کجای این روابط هست؟
محدودیت خیلی زیاده ولی خوشبختانه کسی بخواد لذتشو ببره .کون بده بکنه یا گی باشه میتونه باشه ولی توی شهر و محلشون زیاد کسی ندونه.عاشق بودن و روابط سالم برای کسایی که این طوریشو نیاز دارن رو نباید بنظر من طوری دیگه تعریفش کرد. .
     
#57 | Posted: 21 Jan 2012 19:29
سلام
خطاب به hamidblb
چیز جالبی در مورد عاشق شدن در یک نگاه گفتین، من روانشناسی می خونم و یه چیزایی در این مورد میدونم.
پژوهشگرها جدیدا یه چیزیو کشف کردم در این مورد.
یه روز تو کلاس بودیم و استاد روشو کرد به من و ازم پرسید که چطور میشه ما نسبت به یه فرد بدون اینکه صورتشو دیده باشیم، احساس مثبت پیدا میکنیم یا احساس منفی، مثلا تو یه اتاقی یا یه جایی نشیتیم ، میدونیم یکی اومد تو، ولی ندیدیمش ، یه لحظه احساس میکنیم نسبت بهش احساس خوبی نداریم. یا اینکه احساس خوبی نسبت بهش پیدا میکنیم.
اینجوری توضیحش داد که:
دانشمندا میگن وقتی یه احساسی درون ما ایجاد میشه( غم، شادی ، نفرت ، مثبت، منفی و ... ) پیام غم یا شادی یا هر چیزی که هست( مثبت یا منفی) از سلولهای عصبی ما عبور میکنه( سلول عصبی مثل درختیه که از ریشه کنده شده و به صورت افقیه، پیام عصبی مثلا از ریشه دریافت میشه و از ساقه عبور میکنه و از تاج درخت خارج میشه و همینطور به سلولهای دیگه میره و همه سلولهای عصبی پیام رو دریافت و از یه جای دیگه خارج میکنن) وقتی پیام عصبی از ساقه داره عبور میکنه یه موجی ایجاد میکنه، هر احساسی یه جور موج داره و شبیه هم نیستند.
اینقدر این موج ادامه پیدا میکنه تا در همه سلولای بدن این موج ایجاد میشه، و بعد از بدن به فضا(هوا)محیطی که توشیم( اتاق ، خیابون و ...) منتقل میشه، و وقتی این موج به کس دیگه ای برخورد میکنه، میره تو سلولای اون و این موج تو سلولای اونم ایجاد میشه،( چون فرد دریافت کننده پیام از محیط ناخوداگاه میدونه موج ایجاد شده از غم یا شادی چجوریه، خودشم تجربه غم وشادی رو داشته) همون احساس درش ایجاد میشه، که میتونه منفی( غم، بدبینی)، مثبت (شادی، خوشبینی و ...) باشه.
پس به این نتیجه میرسیم که هر چه قد مثبت فکر کنیم به محیطمون انرژی مثبت پراکنده میکنیم. و هر چه قد منفی فکر کنیم به محیط انرژی منفی پراکنده میکنیم.و محیطمون همونجوری تغییر میکنه. میگن تو یه خانواده ای که همیشه شاد بودن یه نفرشون مشکل پیدا کنه و انرژی منفی تو محیط پراکنده کنه باعث میشه همه خانواده احساس منفی داشته باشن و از حالت شادی دربیان.
عشق در یک نگاه هم همونجوریه، شما یهو احساس میکنید که اون آدم به شما احساس مثبتی میده، انگار یه جورایی آشناست، همونی که دنبالش بودین.
جالبیش میدونی کجاست، میگن این موج های ایجاد شده تو محیط، هیچوقت از بین نمیره و تا ابد هست. انگار خدا همون انرژی هارو جمع میکنه و روز قیامت همونارو بهمون نشون میده.(فقط یه حدسه و هیچوقت نمی تونه ثابت شه ، نرید همه جا بگید که آقا اینطوریه)
الان محققا دنبال ساخت یه دستگاهین ، تا امواج موجود تو قارهایی که انسانهای اولیه توش زندگی می کرند رو بگیرن، تا بفهمن اونا به چه زبانی صحبت می کردن، یا رفتارشون چه جوری بوده.
     
#58 | Posted: 21 Jan 2012 20:10
خطاب به hamidblb
شما اولین کسی هستین که به تعهد اشاره کردید. شما میگید اگه می خوایید اون مال شما باشه پس مال اون باشید، خیلی ها تو این سایت هستن که اعتقادی به تعهد ندارن و مثلا میگن با هر کس که دلت میخواد باید باشی و به هر کی دلت بخواد باید کون بدی یا بکنیش، این آدما دوست دارن دیگران برده و آویزون اونها باشن و نمی خوان به یک نفر متعهد باشن و دوست ندارن همیشه با یک نفر سکس کنن.چون میترسن اونو از دست بدنو تنها شن، اصلا یک نفر رو حاشیه اطمینان واسه خودشون نمی دونن.
من خودم به تعهد معتقدم و دوست دارم همونطور که من برای کسی هستم ، اون هم برای من باشه.
احساس میکنم هم جنس گرا به معنای اینکه خودش این راهو انتخاب کرده باشه تو ایران نیست، بلکه همه به این راه کشیده شدن و از اول خواستشون اینطوری نبوده. مجبور شدن و بعد از اینکه بهش عادت کردن و قبولش کردن، مجبورن که انجامش بدن.
یه سری جوان تر ها دنبال فرد مناسب میگردند و به قول خودشون به هر کی هر کی نمیدن، یه سریشونم که واسشون فرقی نداره، چون سنشون بالاست و افراد زیادی خواهان سکس با اونا نیستن، مجبور بشن با هر کی سکس میکنن. مثلا یه سری پیر مرد هستن بدون اینکه از سنشون خجالت بکشن ، هی میان دور و برت از این و اون می پرسن ، آخرشم میگن بیا منو بکن. ول کنم نیستن.
من که وقتی اینجور چیزارو می بینم به فکر فرو میرم، میدونم که اونا دست خودشون نیست و باید یه جوری ارضا بشن. ولی با این حال احساس خوبی به آدم دست نمیده.
واسه همینه که همیشه به خودم میگم همیشه باید برای آیندت برنامه داشته باشی ، یا حد اقل باید بهش فکر کنی.
یه زمانی تو اروپا و امریکا هم همجنس بازی یا همجنس گرایی یه اختلال محسوب میشد، و اصلا مورد قبول نبود و یه سری مقاومتهایی در این باره صورت می گرفت ، کما اینکه همین الانشم تو اروپا دید خوبی نسبت به همجنس گرا ها یا همجنس بازها وجود نداره.
ولی چون دیدن افراد همجنس گرا زیادن باهاش کنار اومدن و اجازه دادن اونا کارشونو بکنن ، نه به این معنا که آزادشون بذارن تا هر غلطی دلشون میخواد بکنن. نه ،یه سری قانون براشون تعیین کردن که به حریم دیگران وارد نشن و واسه هر دوتاشون هم فاعل هم مفعول یه سری حقوق و یه سری محدودیت قائل شدن. و در واقع یه جوری کنترلش کردن تا حریمشون جدا باشه و باعث آسیب به جامعه نشن.
     
#59 | Posted: 21 Jan 2012 20:29
سلام. من کاملا با (گی جنوب)موافقم. من حتی روم هایی رفتم که 30نفر فقط گی داشتن. همشون گی. باور کنید با بیش از 100تا گی چته خصوصی و طولانی داشتم. اما وقتی پای دیدار و سکس وسط میاد پا به فرار میذارن. من که چندساله پیدا نکردم.نگردید نیس چون گشتم نبود. البته زیاده یا فقط.فقط.فقط(اون چیز که مد نظره شماس پیدا نمیشه)واسه من که نشد.

بگویید بر قبرم بنویسند : زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن
     

#60 | Posted: 22 Jan 2012 02:07
خطاب به aidin_sir
سلام دادا توی تاپیک (گی های بی غیرت) کامنتت رو که خوندم وقتی گفتی که ما مجبور به گی بودن شدیم یه خورده تعجب کردم اما خیلی اهمیت ندادم ولی وقتی گفتی روانشناسی می خونی دانشجوی این رشته ای جای بسی تعجب بود که شما اینو میگی دوست دارم در این رابطه بحث کنیم اگر امکان داره لطفا دلیل بیار . راستی توی کامنت قبلی (ایا گی ها بی غیرت هستن) نمی دونم چرا احساس می کردم کامنت دوم روی سخنش به من بود البته شاید بوده باشه که اگه اینطوره خوشحال میشم در این رابطه فرهنگ و تعریفش بدور از تعصب و حاشیه پردازی بحث کنیم
مرسی
     
صفحه  صفحه 6 از 18:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  17  18  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / چطور برا گی با یه پسر دوست بشیم...!؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Adult Forums  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Report Abuse

Copyright © Looti.net 2009-2014.