تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
سیاست

Political News | آخرين خبر .......... (خواندن پست اول الزامیست)

صفحه  صفحه 1 از 65:  1  2  3  4  5  ...  61  62  63  64  65  پسین »  
#1 | Posted: 11 Nov 2009 12:17




muhammad
سلام محمد عزيز از اينكه به جمع ما اومدى خوشحالم.
ممنون از اخباري كه ميدي فقط لطف كن و لينك خبرو هم بذار

---
گذاشتن لینک خبر در پست الزامی ست .

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#2 | Posted: 12 Nov 2009 02:17
افزايش کودک ربايي در جنوب تهران
پابرهنه با سرنگ و خون



گوشه يي از شهر با شادماني هاي جشنواره تئاتر کودک رنگارنگ شده، يک گوشه ديگر هفته کودکان است و کانون. روزنامه ها خبر از بچه هاي شهر مي دهند که با دست هاي بي گناه شان زنجيره صلح ساخته اند. جشنواره بادبادک ها تهران را موقتاً زيبا کرده. سال تحصيلي تازه آغاز شده و دبير کميته ملي تغذيه از پيچيدن صداي «زنگ شير» در مدرسه ها مي گويد و ما همه خوبيم. ما همه خوشحاليم که سال گذشته سه هزار کتاب کودک منتشر شده است و خدا را شکر که مجهز به يک جشنواره کودک خلاق هم هستيم. ما بار رسالت مان را به تمامي بر دوش کشيده ايم. حال همه ما خوب است و جهان جايي است در حوالي فراموشي ما. اما نه خيلي دور، نه خيلي نزديک، جايي همين اطراف، اينجا، درست جلو چشم شهروندان محترم، درست وسط يکي از قلب هاي تجاري پايتخت، اينجاست که هر روز کودکاني در معبر بادهاي بي ترحم، بسمل شدن را به جان مي پذيرند. اينجا، هيچ روزي با هيچ روزي فرق ندارد. از هياهوي شادمانه روز جهاني کودک هم حتي سهم اين بچه ها همچنان له شدن زير قدم هاي سنگين زندگي بود و بس. اينجا روزها چيزي نيستند مگر همان شرمساري جبران ناپذير. روزنامه اعتماد، فهيمه خضرحيدري :

---

راه دوري نيامده ايم. حتي از پايتخت با همه شب هاي روشن و بزرگراه هاي پيچ در پيچش هم خارج نشده ايم. ما فقط از واگن هاي شلوغ مترو پرتاب شده ايم به يکي از ايستگاه هاي جنوب تهران و زندگي ناگهان چهره ديگري به خود گرفته است. راستي از جشن هاي شهر بزرگ تا طعم گس زندگي بچه هاي اين محله چند ايستگاه راه است؟

آيا کسي هست که بپرسد چرا کودکان يکي از محله هاي جنوب ماه هاست يکي پس از ديگري ناپديد مي شوند و به جست و جو نمي آيند و آخرش هم يا هرگز پيدا نمي شوند يا اگر پيدا شوند ديگر کودک نيستند که يک شبه استخوان ترکانده اند زير بار تجربه هاي شوم زودهنگام؟ آيا کسي سراغي از اين کودکان گرفته؟ آيا کسي از خودش مي پرسد بچه هاي دزديده شده، ربوده شده، گم شده يا هر صفت ديگري که شما دوست داريد- هر صفتي که پنهانکارانه تر و در نتيجه محترمانه تر به نظر مي آيد- چرا وقتي که بر حسب اتفاق پيدا مي شوند، ديگر کودک نيستند، تنها تفاله هايي از يک کودک اند؟

آيا يکي، تنها يکي از نهادهاي مسوولي که نام پرطمطراق توليت امور کودکان را بر دوش مي کشند تا به حال درباره سير صعودي افزايش کودک ربايي در اين محله ها چاره يي، برنامه يي انديشيده؟ با همه اين آياها و چراها است که راهي اين محله ها شده ايم و دنبال محل جديد «خانه کودک...» مي گرديم. سر راهمان، کودکاني در کوچه پرسه مي زنند که آموخته اند عمرشان را با قرصي نان معاوضه کنند.

اينجا هر ماه دست کم دو کودک ناپديد مي شوند

«هر ماه دست کم دو مورد ناپديد شدن يا ربوده شدن کودکان به خانه کودک... گزارش مي شود و در اغلب موارد هم پيگيري هاي ما و خانواده بچه ها به نتيجه يي نمي رسد.» اين جمله خبري تکان دهنده را مجيد بي خيله عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق کودکان مي گويد و در ادامه اش يادآوري مي کند؛ «تا به حال اقدام مشخصي براي پايان دادن به اين وضعيت در منطقه انجام نشده است.» انگار آنها که مسوول و صاحب بودجه امور کودکان اند، بيشتر ترجيح مي دهند مساله يي تا اين حد بحراني را به دست زمان بسپارند يا به کلي فراموشش کنند.

اين روزها ديگر فايده ندارد که حکيمانه سري تکان دهيم و تکرار کنيم؛ «تو کز محنت ديگران بي غمي.» زندگي مدرن در کلانشهرهاي بي در و پيکري مثل تهران، ديگر فرصت اين افاضات را به شهرنشينان خسته و گرفتار نمي دهد. با وجود اين اما حتي درصورت بي توجهي محض به محنت ديگران، باز هم مي توان بخش ديگري از همين شعر پندگونه را تکرار کرد که؛ «بني آدم اعضاي يکديگرند.» و منفعت طلبانه به اين فکر کرد که اگر بخشي از جامعه آسيب جدي ببيند، بخش هاي ديگر را هم درگير خواهد کرد. اما انگار حتي همين بخش هم براي ما چندان جدي نيست. نه براي ما که براي نهادهاي مسوول و درگير هم.

با اين حال ميان اين بن بست هاي کج و معوج و کوچه هاي باريک، 10سالي هست که چراغي هم روشن است و مردان و زناني که بنيانگذاران «خانه کودک ...» بوده اند با مداخله مستقيم در بحران هاي زندگي کودکان منطقه، مي کوشند جريان بادها را تغيير دهند. مجيد بي خيله يکي از اعضاي قديمي اين خانه است؛ يکي از همان داوطلب هاي پرشوري که پابه پاي کودکان محروم يکي از مناطق جنوبي، 10 سال است که مي دود. او خيلي ها را مي شناسد. قصه هاي زيادي براي گفتن دارد. از بچه هايي مي گويد که دزديده شدند و تحت پوشش خانه کودک بودند و هرگز ديگر پيدايشان نشد و بچه هايي که پيدا شدند اما ديگر همان بچه هاي قديم نبودند.

پابرهنه با سرنگ و خون

بچه ها دل شان مي خواهد از خانه بيرون بروند و بيرون يعني آغاز جهان پرخطر يعني همه سرنگ هاي خون آلودي که معتادهاي محل پس از تزريق مواد مخدر انداخته اند کف کوچه و خيابان. شما راه مي رويد و زير پايتان پر است از سرنگ هاي خطرناک آلوده. بچه هاي کوچک، اغلب پابرهنه و حتي بدون يک جفت دمپايي لابه لاي سرنگ هاي خون آلود با سوزن هاي تيز، لي لي و شمع، گل، پروانه بازي مي کنند و هيچ کس پرواي سرنگ ها را ندارد، نه پدر و مادرهاي خمار و بيکار و خسته و عصبي و نه شهرداري منطقه که به هر حال مسوول جمع آوري زباله هاي شهر است و تازه مکانيزه و هموژنيزه و... هم هست. مجيد بي خيله عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق کودکان مي گويد؛ «اين سرنگ ها هم يکي از ويژگي هاي طبيعي اين منطقه شده اند، فکري برايشان نشده و متاسفانه خانواده ها هم بي توجه اند تا جايي که ما حتي مي ترسيم از اينکه يک تست هپاتيت توي اين منطقه بگيريم. ترديد نکنيد که اين بيماري در ميان بچه هاي اين محله ها خيلي شايع است.»

در فاصله خانه منور و خانه سيتا اکبري، پسر و دختربچه يي که هر دو چندي پيش ربوده شده بودند، بعدها شهرداري لابد با اين اميد و هدف که کانون فتنه و فساد را برچيند،اين قسمت محله را خراب و بخش وسيعي از آن را به پارک و فضاي سبز تبديل کرده است. اما ساکنان خلافکار هنوز سر جاي خودشان هستند. آنها هنوز در منطقه پراکنده اند و کار خودشان را مي کنند. همان طور که اهالي خاک سفيد هم هنوز کار خودشان را مي کنند و تازه بخشي از آنها به اين منطقه مهاجرت کرده اند تا آشکارا نشانه يي باشند از اينکه آسيب هاي اجتماعي را با «بولدوزر» نمي توان حل و فصل کرد.

توي پارکي که امروز جاي اين قسمت محله را گرفته، معتادهاي محل بدون هيچ پنهان کاري تزريق مي کنند. موادفروش ها سرشان به کار خودشان گرم است .جاي خوبي است براي رديف جوان هاي بيکار و بي انگيزه. براي زن هاي وانهاده و مردان رهاشده. براي فراموش کردن خوشبختي و خورشيد.

آسيب ديده، آسيب مي زند

«بخش هايي از شهر هستند مثل اينجا يا مثل بعضي حاشيه هاي رهاشده که دولت هم کاري به آنها ندارد. اين مناطق را جمعيتي پر کرده که يکسره آسيب ديده و آزرده اند و شما خوب مي دانيد که کسي که آسيب ديده، مي خواهد آسيب برساند. اين مردم چيز ديگري نديده اند و راه ديگري براي زندگي نمي شناسند.»

مجيد بي خيله با اين توضيحات، از اين مناطق جنوب مي گويد؛ از کودکاني که در طول 10 سال گذشته دردهايشان را از نزديک، خيلي نزديک، لمس کرده. بي خيله و همکارانش سال 1379 کارشان را توي همين پارکي آغاز کردند که امروز محل مبادله مواد مخدر است. آن موقع گروهي از فعالان حقوق کودک جمعي 20نفره از کودکان کار سطح شهر را که بيشترشان در اين منطقه ساکن هستند، به پارک دعوت کردند و يک روز جمعه بود که سوادآموزي به اين کودکان شروع شد. بي خيله به ياد مي آورد؛ «کم کم تعداد بچه ها بيشتر شد و ما هم در جريان کار احساس کرديم سوادآموزي و ورزش تنها نياز اين بچه ها نيست بلکه نيازهاي روحي و رواني و مشاوره و تغذيه و خيلي مسائل ديگر هم هست. اين شد که به فکر اجاره مکاني در همين منطقه افتاديم و با همکاري شهرداري محل سابق خانه کودک را برپا کرديم. امسال 10 سالگي خانه کودک ... است و ما جاي قبلي مان را به دلايلي از دست داده ايم اما باز هم با همکاري شهرداري جاي تازه يي گرفته ايم و به زودي مي خواهيم 10 سال حضور مستمر در کنار بچه ها را جشن بگيريم.»

بي خيله «ترک تحصيل» را يکي از پديده هاي اجتماعي رايج در اين منطقه مي داند و مي گويد؛ «تمام مدرسه ها يک شيفته هستند و کلاس ها خيلي خلوت است در حالي که اينجا تعداد بچه ها در سنين مدرسه به مراتب بيش از ديگر مناطق شهر است.»

او از فسادي که در رگ هاي اين محله خانه کرده، مي گويد و دلش مي سوزد براي کودکاني که روزگاري کودکان خانه کودک ...بودند اما حالا چهره هاي معروف پارک اند.

کولي ها، افغان ها،خيلي فراموش شده و خيلي خشن باندهاي فساد و مواد مخدر محل را اداره مي کنند و کودکان همچنان که بزرگ و بزرگ تر مي شوند، بيشتر و بيشتر در منجلاب آنها شريک مي شوند. در کوچه ها که راه مي روي، به جز سرنگ هاي آلوده، صحنه هاي دردناک ديگري هم هست از جمله جسد بي جان و خون آلود حيوانات شهري؛ سگ يا گربه. نزديک ساختمان شوراياري محله، گربه يي در خون خودش غرق شده، پيداست که رگ گردنش را با چاقو بريده اند.

چرخه مخوف اقتصاد جنايي

خانه کودک ...در تمام طول اين سال ها رد پاي کودکان ناپديد شده را دنبال کرده اما آنچه در اين زمينه خاص به عنوان موفقيت به دست آورده، بسيار کم بوده است. مبارزه با کودک ربايي در حجمي تا اين وسيع کاري نيست که داوطلبان و فعالان مدني اين مرکز به تنهايي از عهده آن بربيايند. شايد لازم است نه تنها مسوولان بلکه مردم هم توجه بيشتري به وضعيت دردناک اين کودکان بکنند. «بي خيله» تاکيد مي کند که رها شدن و پس زدگي اين کودکان از سوي جامعه آ نها را در شرايط خطرناک تري قرار مي دهد. او مي گويد؛ «جامعه بايد به وضعيت اين کودکان واکنش نشان بدهد. اين مساله همه ماست. اين طور نيست که با خودمان بگوييم خب اينها تعدادي خانواده بي فرهنگ هستند که پشت سر هم بچه آورده اند و ريخته اند توي خيابان و تربيت شان هم نکرده اند. پس اين مشکل ما نيست. به نظر من اين طور نيست. اين طور فکر و نگاه بايد تغيير کند. بچه يي که پشت چراغ قرمز ايستاده و دارد فال مي فروشد، الزاماً گدا و انگل به دنيا نيامده. اينها بيش از هر چيز معلول فقر هستند، چه خودشان و چه خانواده هايشان.»

به گفته عضو هيات مديره انجمن دفاع از حقوق کودکان، محله ...محله به شدت آسيب خيزي است و شرايط به شدت بحراني دارد. از معضل اعتياد که در برخي کوچه پس کوچه ها و خانه هاي اين محله ريشه دوانده تا فقر شديد و فساد، همه نوع آسيب اجتماعي را در اين منطقه مي توان سراغ گرفت و در نتيجه بروز پديده يي مثل کودک ربايي هم در اين شرايط چندان نامحتمل نخواهد بود. بي خيله بازمي گردد به تجربه 10 ساله اش در اين منطقه؛ «مواردي که طي 10 سال گذشته به ما گزارش شده، خيلي خيلي زياد بوده و اين اواخر سير صعودي نگران کننده تري هم داشته است. همين حالا هم که شما چرخي توي برخي کوچه پس کوچه هاي اين محله بزنيد، با تعداد قابل توجهي آگهي هاي دست نويس مردم محلي روبه رو مي شويد که روي ديوارها چسبانده شده اند و خبر از گم شدن يا دزديده شدن بچه ها مي دهند و کاري که ما مي توانستيم با امکانات و اختيارات محدود خودمان در همه اين سال ها انجام بدهيم مثلاً اين بوده که رد بچه ها را پيگيري کنيم. به مراکز بهزيستي و کلانتري هاي نزديک مراجعه کنيم و فقدان بچه ها را گزارش کنيم. اما واقعيت اين است که متاسفانه نهاد مسوول، پيگير و رسيدگي کننده يي درباره اين فاجعه در منطقه وجود ندارد و خيلي راحت اين مساله ناديده گرفته مي شود. براي همين هم خيلي از پدرها و مادرها که از کار ما آگاهي دارند و چيزهايي درباره اين خانه کودک شنيده اند، حتي اگر بچه هايشان تحت پوشش خانه کودک نباشند، وقتي بچه شان دزديده شده به اينجا مراجعه کرده اند و ما هم دنبال کارشان را گرفتيم و موارد بسيار زيادي هم بوده که سرانجام بچه هم پيدا نشده و اصلاً معلوم نشده چه بلايي بر سرش آمده است.»

فرهاد مرادي فعال حقوق کودک و يکي ديگر از فعالان داوطلب خانه کودک ...اما تحليلي اقتصادي تر از معضل کودک ربايي در منطقه دارد. به عقيده او آن بخش از چرخه اقتصادي اين منطقه که به اقتصاد جنايي معروف است، وسيع تر از آن است که به اين سادگي ها و بدون اقدام جدي نهادهاي دولتي مسوول بتوان مانعش شد. مرادي مي گويد؛ « بخش عمده و اغلب پنهان اقتصاد اين منطقه را اقتصاد جنايي در دست دارد مثل باندهاي توزيع مواد مخدر يا باندهاي فساد و حتي باندهاي فروش اندام. اين باندها اغلب براي جابه جايي مواد مخدر از بچه ها استفاده مي کنند. منطقه، يک پخش کننده عمده دارد و تعدادي زيرمجموعه که آخرين زيرمجموعه آن کودکاني هستند که دزديده مي شوند، تعداد زيادي از بچه هايي که دزديده مي شوند براي کار توزيع موادمخدر در منطقه و حتي در سطح شهر به کار گرفته مي شوند. اما متاسفانه حتي نهادهاي متولي در اين منطقه نسبت به موضوعي با اين سطح از اهميت حساسيت زيادي نشان نمي دهند و به همين خاطر هنوز زواياي زيادي از اين ماجراها پنهان مانده است. نهادهاي غيردولتي هم که در اينجا دارند فعاليت مي کنند، به خاطر فقر بودجه و البته محدوديت هاي موجود نمي توانند در اين زمينه کار پژوهشي و شناسايي اساسي انجام دهند. بنابراين نمي توان در حال حاضر بر اساس يافته هاي مستند پژوهشي حرف زد اما آنچه از 10 سال کار مستمر ما برمي آيد و در چارچوب مشاهدات و تجربيات عيني و تلخ ما مي گنجد، نشان دهنده آن است که وضعيت بچه ها در اين منطقه به شدت خطرناک و توام با انواع بهره کشي ها و آسيب هاست که دزديده شدن تنها يکي از آنها است.»

او مي گويد؛ «تا به حال و تا آنجايي که ما در طول اين سال ها پيگير بچه هاي اين محله بوده ايم، نديده ايم که مراجع قانوني چاره انديشي براي اين مشکلات داشته باشند يا کودک ربايي در اين منطقه را پيگيري کنند يا به هر حال به شکلي به مشکلات کودکان اين محله ها ورود کنند. ما هم اينجا علاوه بر مشاهده مستقيم اين حجم گسترده از بحران، در تلاش هستيم با همکاري داوطلبان مان مشکلات بي شمار 300 خانواده يي را که تحت پوشش داريم، به نوعي حل و فصل کنيم.»

عدالتي که شعارش را مي دهيد براي کيست

حرفي نيست. شعار محوري و مرکزي شما عدالت باشد. عدالت اجتماعي مهم تر از هر چيز ديگري است. شما حق داريد اما آيا انصاف اين نيست که دست کم به شعارهاي خودمان پايبند باشيم؟ آيا براي تحقق عدالت، هيات محترم دولت حتماً بايد با هواپيما به جنوب و شمال و شرق و غرب کشور سفر کنند؟ آيا همين جا کنار گوش خودمان را به همين سادگي فراموش کرده ايم چون سر و صداي رفتن به مناطق دوردست بيشتر است؟ اين سوال ها شايد سوال تک تک کودکاني باشد که دزديده مي شوند و معتاد به خانه بازمي گردند تا در همکاري شان براي توزيع مواد مخدر جاي ترديدي باقي نماند. اين سوال ها شايد همان سوال هايي باشد که کف اين کوچه ها،کنار سرنگ هاي آلوده به خون ريخته اند و بي جواب مانده اند.

در پاسخ به اين پرسش که سازمان بهزيستي يا شهرداري- که به هر حال به عنوان متوليان آسيب هاي اجتماعي و کودکان کار شناخته مي شوند- چه فکري براي بحران زندگي اين کودکان کرده اند. بي خيله آب پاکي را روي دستمان مي ريزد؛ «سقف نيازهاي اين بچه ها در سطح بهزيستي نيست. بهزيستي يک سازمان مياني است. اين سطح از بحران ها و مشکلات را بايد وزارتخانه هاي مربوط و مسوول دنبال کنند. اگر مهم ترين عامل اين حجم از فساد و اعتياد و کودک آزاري و کودک ربايي در اين منطقه، فقر است و بيکاري و فقدان آموزش، خب ما در کشورمان براي هر کدام از اين معضلات اجتماعي وزارتخانه هاي عريض و طويل داريم که بودجه اين امور را در اختيار دارند و بايد کار را در مسير درست خودش بيندازند. تا وقتي شما نتوانيد به يک پدر کودک آزار شغل بدهيد، چطور مي خواهيد کودک را نجات دهيد؟ اينکه بهزيستي به عنوان تنها متولي اين امور بيايد و بچه ها را به قول خودشان «جمع» کند و ببرد و يک هفته بعد هم دوباره رهايشان کند، مشکلي از اين بچه ها حل نمي کند. ضمن اينکه در همين مراکز نگهداري بهزيستي هم مواردي از کودک آزاري گزارش شده و اساساً يکي از بحث هاي ما با بهزيستي همين است که بالاخره چه زماني قرار است در هاي اين مراکز باز شود تا مورد بازرسي و ديده باني نهادي مدني قرار بگيرند؟»

بچه ها هم اغلب در خانه فضاهاي بسيار خشني را تجربه مي کنند تا جايي که کودک آزاري هاي خيلي شديد عادي ترين اتفاقي است که در خانه هاي اين منطقه مي افتد. براي همين هم اغلب بچه ها فراري مي شوند اما در خيابان هم چيز تازه يي در انتظارشان نيست بلکه با خشونت وسيع تر و بي رحم تري روبه رو مي شوند. بنابراين روشن است که اگر نهادهاي مسوول وظايف خود را به درستي انجام دهند و بودجه ها در جاي خود و بر مبناي کار کارشناسي صرف شوند، اصلاً اين همه مشکلات به وجود نمي آيد که چندين و چند سازمان و نهاد بخواهند درگير برطرف کردن شان باشند و کاري هم از پيش نبرند.»
     
#3 | Posted: 14 Nov 2009 00:19
14 Nov 2009 10:06 - Attached on merging:
ممانعت حراست تهران جنوب از برگزاری مناظره سیاسی

ممانعت حراست تهران جنوب از برگزاری مناظره سیاسی

در ادامه کارشکنی های دانشگاه تهران جنوب در برگزاری برنامه های مختلف، اینبار نوبت به لغو یک مناظره سیاسی رسید تا مسئولین این دانشگاه از برگزاری آن جلوگیری کنند.
به گزارش آژانس ايران خبر ، این مناظره بین دکتر زارعی نماینده جناح راست و محمد جواد حق شناس از اعضای بلندپایه حزب اعتماد ملی راجع به نقش رسانه های در سیاست ترتیب داده شده بود که در آخرین لحظات و به رغم حضور محمد جواد حق شناس در محل برگزاری مناظره لغو شد. بنابراخبار دریافتی از دانشگاه تهران جنوب، به رغم دریافت مجوزهای اولیه برای برگزاری این مراسم و همچنین ثبت نام بیش از 200 نفر از دانشجویان برای شرکت در این برنامه، این مناظره بدون اطلاع قبلی مسئولین دانشگاه لغو شد و رئیس حراست دانشگاه تهران جنوب، آقای مجاور از برگزاری این مناظره مهم ممانعت بعمل آورده است. پس از اعلام این خبر توسط مسئولین برگزاری مناظره، دانشجویان به سردادن شعارهای ضد حکومتی پرداختند که این امر دانشجویان بسیجی را به واکنش و سردادان شعار مرگ بر منافق تحریک کرد. از نکات قابل توجه در این مسئله، فیلمبرداری یکی از اعضای بسیج از دانشجویان حاضر در سالن برگزاری بود که عده ای از دانشجویان معتقدند بسیج دانشگاه با برگزاری این مناظره و لغو آن سعی در شناسایی دانشجویان مخالف دولت داشته است. گفتنی است مسئولین دانشگاه تهران جنوب چندی پیش نیز از نمایش فیلم دایره، ساخته جعفر پناهی در دانشگاه تهران جنوب نیز ممانعت به عمل آورده بودند.
     
#4 | Posted: 14 Nov 2009 00:20
رژيم اسلامی قصد اجرای تمامی احکام اعدام در کردستان را دارد
به گزارش کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و مدنی یک منبع آگاه و مستقل که با کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و مدنی در ارتباط است در تماسی اعلام کرد تیم ویژه اعدام اعزامی از تهران هم اکنون در سنندج به سر می برد و قرار است که فردا شنبه، 24 آبان ماه این تیم به همراه گروسی، رییس دادگستری استان کردستان به سقز بروند.
شایان ذکر است که این تیم و رییس دادگستری احتمالا به منظور اجرای حکم اعدام شیرکو معارفی به این سقر سفر خواهند کرد.
شیرکو معارفی روز پنج شنبه ساعت شش عصر به سلول انفرادی در بند اجرای احکام زندان سقز منتقل شده است.
وی سال گذشته در حومه سقز دستگیر و بعد از طی کردن مراحل سنگین بازجویی و شکنجه های طاقت فرسا در یک دادگاه کاملا فرمایشی و چند دقیقه ای به اعدام محکوم شد.
دادگاه تجدید نظر شیرکو نیز به اعتراض های وی و وکیل قانونی اش توجهی نکرد تا این که این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شد.
از این رو بیم آن می رود که با وجود تیم ویژه اعدام در مرکز استان و خارج نشدن آنان از سنندج، اعدام ها در این استان وارد فاز تازه ای شده و گستردگی بی سابقه ای به خود بگیرد.
در این صورت تمامی اخبار تایید نشده ای که چندی پیش پیرامون دستور صریح دادستان کل کشور به گروسی ، مبنی بر اجرای تمامی احکام اعدام در کردستان وجود داشت، رنگ حقیقت به خود خواهد گرفت.
     
#5 | Posted: 14 Nov 2009 00:20
دیدار بی سابقه و سری روسای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل، مصر و اردن پیرامون ایران

خبرگزاری «ریا نووستی» : خبرگزاری اسرائیلیDebkaFile со روز جمعه به نقل از منابعی آگاه در سرویس های ویژه اسرائیل که نامشان عنوان نشده است، اطلاع داد روز 9 نوامبر "مئیر داگان" رئیس اداره اطلاعاتی اسرائیل، موساد، و "آموس یادلین" رئیس اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، آمان، در جلسه محرمانه روسای ادارات اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل، مصر و اردن شرکت یافتند و این دیدار در اردن انجام شد. در دستور کاری این دیدار یک مسئله وجود داشت و آن اوضاع در ایران و پیرامون آن و متعاقباً امکان مناقشه مسلحانه در خاور نزدیک بود.

در این مقاله گفته می شود: در اجلاس، ژنرال "محمد الرقاد" رئیس سازمان اطلاعاتی اردن، مقامات بلند پایه CIA و آژانس اطلاعات دفاعی پنتاگون (Defence Intelligence Agency)، رئیس موساد و اداره اطلاعاتی ارتش اسرائیل، ژنرال "عمر سلیمان" رئیس اداره اطلاعاتی مصر حضور داشتند. بلافاصله پس از پایان دیدار، سلیمان به عربستان سعودی رفت تا سران اداره اطلاعاتی این کشور را نیز در جریان اوضاع قرار دهد.

در ادامه آمده است: کارشناسان نظامی DebkaFile со خاطر نشان می کنند که شایان توجه است که این دیدار بی سابقه و فوق العاده محرمانه با حضور سران ادارات اطلاعاتی اسرائیل چند روز مانده به سفر "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل به واشنگتن و ادامه گفتگوی محرمانه وی با "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا برگزار شد. منابع آگاه این خبرگزاری در اداره اطلاعاتی همچنین خبر دادند که نتانیاهو در پاریس نیز طی دیدار با "نیکلای سارکوزی" رئیس جمهور فرانسه وی را در جریان اوضاع قرار داده و از نتایج جلسه محرمانه باخبر کرده است. همچنین اطلاع داده شده است که تنها موضوع بررسی در دیدار نتانیاهو با اوباما ایران بود. باقی (از جمله از سرگیری مذاکرات با ابو مازن و مذاکرات احتمالی با سوریه) تنها مسائلی "زینتی" بودند.

در این مقاله نوشته شده است: بی دلیل نیست که درباره دیدار با اوباما عملاً در رسانه ها هیچ خبری داده نشد، نه در رسانه های آمریکایی و نه اسرائیلی: این بار نتانیاهو بدون کاروان بزرگ خبرنگاران رسانه های اسرائیلی عازم واشنگتن و پاریس شد.

در پایان گفته می شود: همچنین این واقعیت که روز 13 نوامبر کاخ سفید خبر داد که تحریمات اقتصادی در رابطه با ایران را از سر می گیرد، بطور غیر مستقیم به امکان آماده سازی مناقشه مسلحانه منطقه ای در خاور نزدیک با ایران اشاره می کند، در ضمن پیشتر ایران پیشنهاد سازشکارانه 1+5 را رد کرده بود که تکمیل غنی سازی اورانیوم در خارج از کشور، یعنی در روسیه و فرانسه که نخست وزیر اسرائیل به آن (پاریس) سفر کرده بود را نیز در نظر داشت.
     
#6 | Posted: 14 Nov 2009 00:21
ممانعت از برگزاری مراسم ختم احسان فتاحيان در كرمانشاه

خبرگزاری ديده بان حقوق بشر كردستان: با فشار نهادهای امنيتی كرمانشاه مراسم ختم احسان فتاحيان لغو شد.
در حالی كه يك روز پس از اجرای حكم اعدام احسان فتاحيان، فعال سياسی كُرد در زندان مركزی سنندج و دفن مخفيانه‌ی جسد وی در گورستان شهر كرمانشاه، از سوی خانواده فتاحيان اعلام شده بود كه مراسم ختم اين فعال كُرد بعد از ظهر جمعه در مسجد بقيه الله اعظم شهرك كارمندان كرمانشاه برگزار خواهد شد، اما نهادهای امنيتی با فشار بر خانواده احسان فتاحيان آن‌ها را مجبور به اعلام خبر لغو مراسم كردند.
اعلام خبر لغو مراسم در مسجد مزبور تنها يك ساعت قبل از ساعت شروع آن بود و در اين فاصله‌ی كم هيچ گونه امكانی برای انتقال محل مراسم به مكانی ديگر و اطلاع رسانی در اين مورد وجود نداشت. نيروهای امنيتی حتی از نسب اطلاعيه‌ای بر درب مسجد بقيه الله كه آدرس منزل شخصی يكی از اقوام خانواده فتاحيان به عنوان محل جديد مراسم ختم اعلام شده بود جلوگيری كردند.
گروه‌هايی از شهروندان كرمانشاهی كه به قصد حضور در مراسم بزرگداشت احسان فتاحيان در محل اعلام شده حاضر شده بودند با درب بسته مسجد مواجه شده و با تذكر نيروهای‌ انتظامی مجبور به ترك محل شدند. در اين ميان عده‌ای ‌از فعالان مدنی و دانشجويی كرمانشاه همراه با خانواده‌های كيانوش آسا (دانشجوی كُرد جانباخته طی وقايع اخير) و فرزاد كمانگر (زندانی سياسی كُرد محكوم به اعدام) با حضور در منزل يكی از بستگان خانواده فتاحيان با نثار تاج گلی مزين به عكس احسان فتاحيان و عبارت "مه‌ژی بو مردن بمره بو ژيان" و نيز تصاويری از كيانوش آسا و فرزاد كمانگر كه توسط مادران اين دو حمل می‌شد به هم‌دردی با خانواده احسان فتاحيان پرداختند.
حضور مأموران لباس شخصی در اطراف منزل مزبور نيز كاملاً مشهود بود و حتی در مراجعه‌ی اين افراد به خانواده احسان فتاحيان از آنان خواسته شد تا نوشته‌ای كه در آن از عبارت شهيد برای احسان فتاحيان استفاده شده بود را از روی تاج گلی كه درب منزل قرار گرفته بود بردارند.
     
#7 | Posted: 25 Nov 2009 04:04
74ضربه ‌شلاق برای توهین به احمدی‌نژاد

وکیل علی تاجرنیا از محکومیت موکل خود به 6 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی خبرداد.

به گزارش ایلنا، حمیدفاتح نیا با اعلام این مطلب اظهارداشت: صبح امروز حکم علی تاجرنیادر شعبه 26 دادگاه انقلاب به بنده ابلاغ شد.

وکیل تاجرنیا ادامه داد: موکلم به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی به 5 سال حبس و اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس و توهین به مسوولان کشور (رییس جمهور و مجموعه دولت) به 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است.

وی بااشاره به نمایندگی موکلش در مجلس ششم اظهارداشت:اتهام توهین به مسوولان کشور در رای صادره بگونه‌ای بیان شده که گویی موکلم در زمانی که رییس جمهور و اعضای دولت مشغول به انجام وظیفه بودند به آنها توهین کرده است در حالیکه آنچه که در رای آمده با متن کیفرخواست کاملا مغایرت دارد.

گفتنی است علی تاجرنیا عضو جبهه مشارکت در 29 خردادماه بازداشت و در 16 آبان ماه با تودیع وثیقه یک میلیارد ریالی از زندان آزاد شد.
     
#8 | Posted: 25 Nov 2009 04:04
سرکوب زودهنگام دانشجویان در آستانه روز دانشجو

سوم آذر ماه 1388- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد که بازداشت خودسرانه و محاکمه تعداد زیادی از دانشجویان در روزهای اخیر مشخصا سرکوب زودهنگام اعتراضاتی است که برای روز 16 آذر تدارک دیدهشده اند. دانشجویان در سراسر کشور دربابل، چهارمحال و بختیاری، شیراز، ایلام، کرمانشاه، قزوین، و تهران در دانشگاه آزاد، دانشگاه تهران، دانشگاه امیرکبیر و علم وصنعت بازداشت شده اند.

هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این مورد دانشجویان گفت: "سرکوب گسترده دانشجویان برای ساکت کردن جنبش دانشجویی در پیش است که این سرکوب نه تنها حقوق آنها را نقض می کند بلکه تحصیل و زندگی خانوادگی آنها را هم مختل می کند."
در باره بازداشت دانشجویان اطلاعاتی توسط مسئولین داده نمی شود. در برخی از موارد، پس از بازداشت دانشجویان، آن ها را از دانشگاه اخراج کرده اند یا در کمیتته انضباطی دانشگاه پرونده آنها را به جریان انداخته اند. برخی از دانشجویان به زندان و شلاق محکوم شده اند.برخی از دانشجویان بخاطر شرکت در تجمع های مسالمت آمیز بازداشت شده اند.
دانشجویان در ایران پس از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، تحت فشار بسیار شدید قرار گرفته اند که از ابراز عقیده چه در مورد مسائل سیاسی در کشور و چه در مورد مسائل صنفی دانشگاه ها خوددار ی کنند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران خواستار آزادی فوری همه دانشجویانی است که بخاطر اینکه خواستار حقوق آزادی های بیان و تجمع هستند که این حقوق در اسناد بین المللی حفاظت شده است. کمپین همچنین از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواست که حقوق دانشجویان را برای شرکت آزادانه در روز تجمع های روز 16 آذر رعایت کند.

روزشمار بازداشت، محاکمه و آزار و اذیت دانشجویان در روزهای اخیر
طبق اطلاعات منتشره توسط خبرنامه امیرکبیر در طول ماه گذشته بیش از 60 دانشجو بازداشت شدند که برخی از آنها هنوز در زندانند. اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در باره بازداشت ، محاکمه و آزار و اذیت دانشجویان در یک هفته اخیر که البته کامل و جامع هم نیست به این شرح است:

25 آبان ماه، پنج دانشجوی کرد لیدا محمدی، سروه ویسی، آماج رحیمی، احمد اسماعیلی و پخشان عزیزی پس از اعتراض دانشجویان کرد در مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران بازداشت شدند. هیچ اطلاعاتی در مورد مکان نگهداری آنها و اتهاماتشان تا کنون منتشر نشده است.

26 آبان ماه، ندا اسکندری و خدیجه قهرمانی از دانشجویان دانشگاه شیراز که برای پیگیری وضعیت محرومیت از تحصیل خود به کمیته انضباطی رفته بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. هر دو این دانشجویان دو ترم از تحصیل محروم شده اند.

28 آبان ماه، حداقل 18 دانشجو در تهران بازداشت شدند؛ عباس حکیم زاده در خانه خود بازداشت شد. 7 دانشجوی عضو دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال در منزل احسان دولتشاه بازداشت شدند. این دانشجویان عبارتند از: سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان ربئوفی، سینا شکوهی، البرز زاهدی و احسان دولتشاه. 6 دانشجوی علامه طباطبایی نیز در یک کافی شاپ در تهران در بعد ازظهر همین روز بازداشت شدند، این دانشجویان عبارتند از: حمید قهوه چیان، علیرضا موسوی، احمد میرحایری، علیرضا زرگر، امیر کاظم پور، تینا شکوهی، و یاسر موسمی. هیچ اطلاعات در مورد این دانشجویان به خانواده های آنها داده نشده و فقط احضاریه تفتیش منزل این دانشجویان توسط شعبه سه بازپرسی ویژه امنیت صادر شده بود. در همین روز دو دانشجوی داشنگاه آزاد تبریز؛ رسول علی نژاد و بهروز فریدی بازداشت شدند.

29 آبان ماه، بیست و چهار دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد ظاهرا بخاطر شرکت در تجمع مسالمت آمیز 13 آبان ماه به کمیته انضباطی احضار شدند.

اول آذرماه، هشت دانشجوی دانشگاه مازندران در حکمی توسط شعبه 101 دادگاه عمومی در بابلسر بخاطر شرکت در تجمع مسالمت آمیز در خرداد و تیرماه 1388، هرکدام به 6 ماه زندان و 15 ضربه شلاق محکوم شدند. این 8 دانشجو عبارتند از میلاد حسینی کشتان، علی نظری، سیاوش صفوی، علی دنیاری، مازیار یزدانی نیا، شوآنه مریخی، علی عباشی، و رحمان یعقوبی. همچنین در همین روز 20 دانشجو در دانشگاه گیلان بخاطر اعتراض در جسله سخنرانی صفار هرندی در روز 18 آبان ماه، به کمیته انضباطی دانشگاه فراخوانده شدند. 50 دانشجوی دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان نیز بخاطر شرکت در تجمع روز 13 آبان ماه به کمیته انضباطی فراخوانده شدند.

2 آذرماه، مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت توسط شعبه 1053 دادگاه عمومی تهران به اتهام برهم زدن نظم عمومی از طریق تجمع غیر قانونی به دادگاه فراخوانده شد. همچنین در این روز دانشجویان دانشگاه ایلام از جمله آرش خندل و مراد باصره بازداشت شدند. سه دانشجوی دانشگاه قزوین نیز به نام های چیام حیدری قزوینی، فرهاد فتحی، و سعید سکاکیان بازداشت شدند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران همچنین از بازداشت 18 دانشجوی دانشگاه شیراز مطلع شده است که تعدادی از آنها که در زندان عادل آباد عبارتند از: بنایی، جلیلی، سعید رضایی، زاهدی، ظهوریان، عارف، پورفتحی، طاهری، صفرپور، و پورسلطان که در زندان عادل آباد شیراز در بازداشت هستند. دکتر مسیح الله حقیقت جو که دارای دو مدرک دکترا در علوم است در روز 13 آبان ماه بازداشت شده و همچنان در بازداشت است. همچنین صالح پور، کاظم رضایی، یحیی طاووسی، ندا اسکندری، خدیجه قهرمانی، نظری، شیروانی، و باقری در بازداشتگاه اداره اطلاعات بسر می برند. برخی از دانشجویان بازداشتی محاکمه شده اند اما به خانواده آنها گفته شده است که احکام آنها بعد از 16 آذر صادر خواهد شده و تا آن زمان از ملاقات هم محروم خواهند بود.
ده دانشجوی دانشگاه شهر کرد در چهارمحال و بختیاری هم به اداره اطلاعات این شهر فراخوانده شده اند و 23 دانشجو نیز به اتهام شرکت در اعتراضات 13 آبان ماه به کمیته انضباطی احضار شده اند
     
#9 | Posted: 25 Nov 2009 04:05
عليرضا زاکاني : مرتضوي دستور قضايي کهريزک را صادر کرده بود و من براي صحبت هايم مدرک دارم

ايرنا : عليرضا زاکاني در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال خبرنگار سياسي ايرنا مبني بر اينکه زاکاني در دانشکده علوم اجتماعي در خصوص مرتضوي گفته بود که او دستور قضايي کهريزک را صادر کرده و مرتضوي مدعي شده که زاکاني بيمار است گفت: مرتضوي دستور قضايي کهريزک را صادر کرده بود و من براي صحبت هايم مدرک دارم.
وي افزود: من از مرتضوي خواهش مي کنم از من شکايت کند تا معلوم شود چه کسي بيمار است من نمي گويم او بيمار است او سالم است اما ايرادات ديگري دارد.
دبير کل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي گفت: من ادعايي کردم، گفتم "ايشان طبق دستور آيت الله شاهرودي متولي اين امر بوده که افرادي به کهريزک برده شوند" بر حرف خودم هم هستم.
عضو کميته پيگيري حوادث پس از انتخابات مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: مرتضوي يک بار به کميسون مجلس آمد من چيزي گفتم که او گفت من همين امشب شکايت مي کنم، من جلوي نمايندگان گفتم خواهش مي کنم برو از من شکايت کن ولي او اين کار را نکرد مرتضوي مي داندکه چه مدارکي دست من دارد که اگر من آن را در دادگاه بگويم مي رود و با برف سال آينده هم پايين نمي آيد.
عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس هشتم اظهار داشت: او وقتي در آنجا ادعاهاي من را شنيد در حضور 30 نماينده گفت من از حقم گذاشتم، مي شود که ما بخواهيم که ايشان از حقشان نگذرد.
رييس هيات تحقيق و تفحص مجلس هفتم از نظام آموزش عالي کشور با اشاره به نامه چاپ شده در روزنامه ايران در سال 87 گفت: من در 27 /3/87 نامه اي درباره ادعاهاي جاسبي که گفته بود کنکور سالم برگزار شده نوشتم و در اين مورد پنج پرونده هم داشتم، مرتضوي در حالي که در اين موضوع، او به هيچ وجه مورد خطاب نبود نامه اي در تاريخ 1/4/87 در اين روزنامه منتشر کرد و شروع به هتاکي عليه من کرد.
عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: من يک نامه در پاسخ به او نوشتم پاسخش را 27 /4/87 به روزنامه ايران دادم ولي روزنامه از چاپ آن به دليل تهديدات مرتضوي خودداري کرد در حالي که من از معاون مطبوعاتي و وزير ارشاد اجازه چاپ داشتم.
نماينده تهران در مجلس گفت: من مي گويم در اين مملکت قانوني وجود دارد خوب است که همه پايبند قانون باشند اگر او حرفي دارد و اگر در بحث کهريزک که موضوع فتنه اخير است، بيايد از من شکايت کند.
زاکاني تاکيد کرد: با توجه به اسناد مقصر اصلي مرتضوي است.
     
#10 | Posted: 25 Nov 2009 04:05
كانون نویسندگان ایران : ما تشدید روزافزون و نگران‌كننده‌ی ضرب و شتم، دستگیری، زندان، شكنجه و تجاوز جنسی، و اعدام‌ها را قاطعانه محكوم می‌كنیم


دستگاه سركوب هم‌چنان قربانی می‌گیرد. در پی مقابله با اعتراض‌های گسترده‌ی مردمی كه از ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ آغاز شد و هم‌چنان ادامه دارد، شاهد تشدید اقدام‌های سركوب‌گرانه و صدور احكام هر چه سنگین‌تر علیه دستگیرشدگان رویدادهای ماه‌های اخیر هستیم. به نظر می‌رسد سركوب‌گران در مسیری افتاده‌اند كه تنها راه ادامه‌ی حیات خود را در تشدید خفقان و ارعاب و تنگ‌تر كردن فضای سیاسی جامعه می‌بینند. كار به جایی رسیده است كه مراسم بزرگداشت جان‌باختگان قتل‌های سیاسی موسوم به «زنجیره‌ای»، كه در گذشته هرچند با محدودیت‌هایی برگزار می‌شد، با لشكركشی بی‌سابقه‌ی پلیسی و نظامی روبه‌رو می‌شود و از هر گونه هم‌دردی با خانواده‌ی جان‌باختگان ممانعت به عمل می‌آید. بر بستر همین تشدید سركوب و خفقان است كه حتی برای ساده‌ترین اعتراض‌ها و ابراز بیان‌ها حكم اعدام صادر می‌شود.

ما تشدید روزافزون و نگران‌كننده‌ی ضرب و شتم، دستگیری، زندان، شكنجه و تجاوز جنسی، و اعدام‌ها را قاطعانه محكوم می‌كنیم و خواهان آزادی فوری و بی‌ قید و شرط همه‌ی دستگیرشدگان و توقف هر چه سریع‌تر روند سركوب و خفقان هستیم؛ ما تجمع و اعتراض مسالمت‌آمیز را كماكان حق مسلم همه شهروندان می‌دانیم.

كانون نویسندگان ایران
۳/۹/۱۳۸۸
     
صفحه  صفحه 1 از 65:  1  2  3  4  5  ...  61  62  63  64  65  پسین » 
سیاست انجمن لوتی / سیاست / Political News | آخرين خبر .......... (خواندن پست اول الزامیست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites