تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
مذهب

نگاهی متفاوت به داستان ظهر عاشورا

صفحه  صفحه 1 از 36:  1  2  3  4  5  ...  32  33  34  35  36  پسین »  
#1 | Posted: 12 Oct 2010 10:41 | Edited By: shahab6677
نخست در مورد بی آبی ، وضعیت بیابانی و عطش حسین و یارانش:

همانطور که میدانید جنگی که در روز عاشورا رخ داده در نزدیکی رود فرات بوده. در هیچ کجای کره زمین نمی توانید سرزمینی در کنار یک رود را بیابید که صحرا و بیابان
بی آب و علف باشد

مگر رودی که از میان کوهستان می گذرد. همه در درازای تحصیلمان خوانده ایم که در کنار رودخانه ها جلگه و زمین های حاصل خیز به وجود می آید.

واقعیت این است که اطراف فرات را نیز مانند سایر رودخانه ها، جلگه ها و زمین های حاصل خیز تشکیل میدهد و کربلا نیز سرزمینی سرسبز است.

منطقه کربلا را بنگرید، اینجا همان صحرای جهنمی کربلا است؟

از آن گذشته در چنین مناطقی به دلیل نزدیکی به رودخانه بستر زیرین زمین را سفره های پهناور آبی تشکیل می دهد و دست رسی به آب آسان تر از آن چیزیست که به ذهن می رسید.

تنها با کندن 4 یا 5 متر از زمین می توان به آب رسید. در منطقه اهواز یکی از مشکلات ساخت و ساز همین سفره های زیرزمینی است که کاملا زیر شهر با فرا گرفته اند.
72 نفر نتوانسته اند یک گودال 4 متری حفر کنند؟


از طرفی بر طبق گفتار شیعیان این رویداد در تابستان و هوای گرم و جهنمی رخ داده ولی با مراجعه به این http://www.fourmilab.ch/documents/calendar/ و وارد کردن تاریخ 10 ام محرم

سال 61 هجری قمری در قسمت Islamic Calendar در می یابید که عاشورا در روز چهارشنیه 21 مهر ماه بوده است.البته 21 مهر نیز هوای کربلا آنچنان خنک نیست ولی آن تابستان جهنمی هم
که شیعیان میگویند نیست.


اکنون می گویند شرایط آب و هوایی 1400 سال پیش با امروز فرق دارد.

نخست اینکه در یک پریود 1400 ساله آن تغییر آب و هوایی که در ذهن مسلمانان است نمی تواند رخ دهد و دوم اینکه اگر هم تغییری باشد مطمئنا هوا خنک تر نشده بلکه دما بالاتر هم رفته است.

یعنی 1400 سال پیش نسبت به امروز خنک تر بوده.


اما یک نکته ی جالب دیگر

در داستان هایی که از واقعه ی عاشورا گفته شده اشاره ای به گرسنگی نگردیده ، یعنی کاروان حسین مشکل گرسنگی نداشته است. مسلما کاروان برای سیر کردن خود علف نمی خورده.

پس این کاروان نیز مانند سایر کاروان ها حیوانات اهلی به همراه خود داشته که با مشکل گرسنگی مواجه نشود، مثلا گوسفند یا بز، برای رفع تشنگی نیز میتوانستند از شیر همین

حیوانات اهلی استفاده کنند. در ضمن شتر نیز همراه آنها بوده ، عربzaبه خوردن شیر شتر علاقه ی بسیار دارند ، میتوانستند از شیر شتر ها نیز استفاده کنند.

باز هم نکته ای دیگر، سه نقل قول در مورد مقبره حسین:


هارون الرشيد را در حالى پشت سر گذاشتم كه قبر حسين عليه السلام را خراب كرده و دستور داده بود كه درخت سدرى را كه آنجا بود به عنوان نشانه قبر براى زوار، و سايه‏بانى

براى آنان قطع كنند. (تاریخ‏الشیعه،محمد حسین المظفری، ص 89، بحار الانوار،ج 45،ص 39
قبر شريف آن حضرت مورد تعرض‏و دشمنى متوكل عباسى قرار گرفت.او به توسط گروهى از

لشكريانش قبر را احاطه كرد تا زائران به آن دستريس نداشته باشند و به تخريب قبر و كشت و كار در زمين آنجا دستور داد.. (اعیان الشیعه،ج 1،ص 628،تراث کربلا،ص 34;بحارالانوار،ج 45،ص 397)


سال 236 متوكل دستور داد كه قبر حسين بن على و خانه‏هاى‏اطراف آن و ساختمانهاى مجاور را ويران كردند و امر كرد كه جاى قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگيرى كردند. (همان)


از این دست نقل قول ها بسیار است که تنها به سه مورد اشاره کردم. در بیابان بی آب علف و صحرای جهنمی کشت و کار کرده اند و بذر افشانده اند؟


پس با این همه موارد چگونه حسین و کاروانش از تشنگی و گرمای هوا رنج دیده اند؟ آیا مذهب عقلی را که فکر که می کند نمی رباید؟
دوم هرمله و گردن علی اصغر:


این داستان علی اصغر هم از آن افسانه های جالب عاشوراست که تنها ذهن گنگ و مسخ شده یک مسلمان می تواند باورش کند.
داستان از این قرار است:

حسین به علت عطش فراوان که در پست قبلی اشاره کردم عطشی در کار نبوده ، فرزند شیرخوارش را در بغل گرفته و جلوی سپاه میرود و میگوید دست کم به این طفل آب بدهید

از آن طرف (سپاه یزید) شخصی به نام حرمله که گویا تیرانداز قابلی بوده تیری را به قصد گلوی نوزاد رها کرده و او را می کشد، یا شهید می کند یا هر چه شما بگویید.


در ظاهر تراژدی واقعا دردناکیست ولی با کمی تامل مطالبی دال بر خرافی و غیر واقعی بودن این داستان می ابیم.


نخست آنکه نوزاد شیرخوار و چندین ماهه اصلا گردنی به آن صورت که ما تصور می کنیم ندارد.اگر دقت کنید سر نوزاد به بدنش چسبیده است،دلیلش هم آن است که هنوز استخوان

و عضلات گردن چنان رشد نکرده اند که وزن سر را تحمل کنند. به عکس زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شوید:


پس تیر حرمله به کجا خورده است؟


تنها در یک صورت می توان گردن نوزاد را تا حدودی دید، در صورتی که سر کودک به پشت برگشته و به سمت زمین آویزان شود. هیچ دیوانه ای چنین کاری با بچه اش نمی کند زیرا مطمئنا در این حالت نخاع کودک صدمه خواهد دید.


دوم آنکه فاصله دو سپاه در هنگام نبر معمولا 200 یا 300 متر بوده است. اگر قهرمان تیراندازی المپیک با آن کمان های مجهز و مدرن را نیز بیاوریم نمیتواند از آن فاصله گردن کودک که هیچ حتی پدر کودک را نشانه بگیرد و به هدف بزند.شاید با دراگانوف نیز چنین کاری دشوار باشد چه رسد به تیر و کمان.


سوم آنکه برای چه حرمله نوزاد را نشانه گرفته؟ در تمام جنگ ها مهمترین شخص فرمانده سپاه است. حرمله باید حسین را می زده نه نوزاد را. کدام عقل سالمی چنین چیزی را می پذیرد؟ حرمله فرمانده سپاه را ول کرده و نوزاد را از پای درآورده؟ اگر به قول مسلمانان واقعا هوا جهنمی بوده مگر این حرمله مازوخیسم داشته که در آن شرایط، جنگ را کش بدهد و خودش را بیشتر اذیت بکند؟


در جایی مسلمانی گفت حضرت کودک را در دست گرفته و نزدیک سپاه رفته تا صدای او را بشنوند، در این صورت باید یه عقل حضرت شک کرد که هم خودش و هم فرزندش را اینگونه به خطر انداخته. او که فک و فامیل وحشی خود را بهتر می شناخته.


چهارم که از همه نیز جالبتر است آن است که اصلا کودک چند ماهه چه نیازی به آب دارد؟ نوزاد چندین ماهه شیر می نوشد و نه آب و مادرش میتواند به نوزاد شیر بدهد و تشنگی او را بر طرف سازد. در ضمن شیر آن حیوانات اهلی که پیشتر گفتم نیز موجود بوده.


آیا مذهب ذهنی را که فکر می کند نمی رباید؟

سوم، ابوالفضل رفته آب بیاره:

این داستان آب آوردن ابوالفضل بی سر و ته ترین افسانه عاشوراست. به اندازه ای این داستان مسخره ساخته شده که گمان می کنم با یک بار مرور آن دیگر نیازی به تجزیه نباشد.


داستان از این قرار است که آقا ابوالفضل که مسلمانان ماشین شان را بیمه ایشان می کنند برای رفع تشنگی لشگر حسین به دل دشمن زده و مشکی را از آب رودخانه پر کرده و در مسیر برگشت شخصی آن دستش را که مشک را گرفته بوده قطع می کند.

حضرت مشک را با دست دیگرش می گیرد و به راهش ادامه می دهد. دوباره یک از خدا بی خبری آن دست دیگر را هم قطع می کند. حضرت اکنون مشک را با دندانش می گیرد و در آخر چند از خدا بی خبر دیگر وی را به شهادت می رسانند.



لطفا یکی برای من توضیح بدهد که حضرت چگونه مشک را از دستی که قطع شده میگیرد؟ آیا حضرت از اسب پیاده شده و می رود مشک را که همراه دست قطع شده اش روی زمین افتاده بر می دارد و دوباره سوار اسب می شود و می رود؟


دوباره که آن یکی دستش قطع می شود چه کار می کند؟ آیا حضرت باز از اسب پیاده شده و می رود به سراغ دست افتاده و دولا شده و مشک را با دندان می گیرد؟ آیا در این میان که هی حضرت از اسب پیاده و دوباره سوار می شده اند کسی نبوده ایشان را بکشد؟


یا اصلا هیچ کدام از اینها رخ نداده و پیش از آنکه دست مبارکشان را قطع کنند، حضرت بر اساس مهارت هایشان مشک را به هوا پرتاب کرده اند با آن یکی دست گرفته اند و به دنبال آن دوباره مشک را به هوا پرتاب کرده و این بار با دندان می گیرند؟ مگر حضرت هنرمند سیرک بوده؟


اصلا دست حضرت چگونه قطع شده؟ از مچ؟ از آرنج؟ از کتف؟ با چه چیز قطع شده؟ شمشیر؟


خاطرم هست در یک مراسم مذهبی در محرم روضه خوان گفت با کمان به سوی دست حضرت نشانه رفته اند و دست را قطع کرده اند. مگر کمان های آن ها تبر پرتاب می کرده است؟


خون ریزی شدید ناشی از قطع شدن دست در این میان کشک بوده؟ آیا حضرت به خاطر حضرت بودنشان چند لیتر بیشتر از انسان های معمولی خون داشته اند که در میانه راه به دلیل کم خونی نمرده اند یا دست کم از هوش نرفته اند؟


به راستی مذهب عقلی را که فکر می کند نمی رباید؟


این تنها سه نمونه از افسانه های عاشورا بود. به داستان غسل کردن قاسم نیز اشاره ای نکردم زیرا برخی از مسلمانان خود این داستان رو قبول ندارند. از این دست افسانه ها بسیار است.

امیدوارم بیاموزیم که تنها عقل و اندیشه خود را میزان قرار دهیم.



نقل از گروه سایه
     
#2 | Posted: 14 Oct 2010 03:21
مرسی شهاب جان بخاطر این صحبتهای منطقیت.
ولی میشه ایه جور دیگه هم به این داستان نگاه كرد و تمام حرفهای مسلمونارو قبول كرد. ولی اگه خود این مسلمونا پیامبرو قبول دارنو رفتارهای اونو كاملا بدون عیب میدونن پس دیگه نباید از تشنگیه حسین و یارانش به گریه بیوفتن چون خود محمد در جنگهاش با 3 طایفه یهود ازین روشها استفاده كرده
مثل به اتش كشیدن نخلستانها. بستن اب. به اتش كشیدن باغهای انگورو....

درست بخوانید,کتب مقدس کتب نیرومندی همواره برای درک کردن بیخدایست
     
#3 | Posted: 25 Oct 2010 06:50
دوستان عزیز و اهالی انجمن لوطی توجه كنید:
من دیروز در یك پست نظرم رو به طور كاملا منطقی در مورد صحت حوادث روز عاشورا گفتم ولی چون مدیران سایت لوطی فهمیدند كه نظر من چقدر جذاب و گیرا بوده اومدن در یك اقدام زشت و غیر اخلاقی نظ من رو حذف كردند این عمل زشت یك نوع سیاست شوم را از طرف مدیران لوطی نشان میدهد این سایت اصلا یك سایت آزاد نیست بلكه سایتی است كه صرفا هدف آن اشاعه فرهنگ فحشا در جامعه ایران است نظر من در مورد ظهر عاشورا اصلا توهین آمیز نبود و كاملا منطقی بود واقعا برای مسولان این سایت متاسفم اعتماد خود را در بین كاربران از دستن دادید................

این کاربر به دلیل تخلف در انجمن بن شد.
( مدیریت انجمن لوتی )
     
#4 | Posted: 25 Oct 2010 07:11
jigartala:
نظر من در مورد ظهر عاشورا اصلا توهین آمیز نبود و كاملا منطقی بود

دوست عزیز

من درجریان کامنته شما نیستم و اصلا ندیدم کامنتتون رو !

و از اون جایی که طرز فکر و هدف مدیر این سایت رو میدونم ... این جواب رو به شما میدم
در حالت کلی شما نباید به هیچ دین و فرقه ای توهین کنی

باید با کمال احترام به همه ی ادیان حتی پیش پا افتاده ترینش از نظره شما !

احترام بذاری و واسشون ارزش قائل شی
اگه صحبتی داری حرفی داری یا نظری ... میتونی با کمال احترام و دوستی

نظرت رو بگی
اصل و بنیان این تاپیک برای تمامیه مسلمانانی که خود رو شیعه میدونن و به ظهور اعتقاد دارن

کاملا از ریشه شاید مشکل داشته باشه ... شاید که نه حتما !


اما من سعی کردم که طوری این مطلب رو قرار بدم که فقط جنبه نتیجه گیری برای خواننده باشه

ما قرار نیست کسی رو وادار کنیم که یه دین یا یه چیزی رو که ما بهش اعتقاد یا علاقه داریمو اون هم بپسنده

ما باید از چیزهایی که درست و خوب هستند به بقیه اگاهی بدیم و اونارو هم با اون چیزها اشنا کنیم
حالا اونا میان میخونن خودشون نتیجه میگیرین تصمیم میگیرن و اگه خواستن عکس العمل نشون میدن

     
#5 | Posted: 25 Oct 2010 15:37
eghvagar:
اول اینكه شما این مطلب رو از گروه سایه نقل قول كردین.من این گروه رو نمی شناسم و نمیدونم اون گروه واسه نقل این مطلب آدرسی داده یا به اسم خودش منتشر كرده،

اگه اشتباهی رخ داده یا منبع اشتباها نوشته شده .. من واقعا عذر میخوام

چون اونجایی که من دیدم منبعش همینی بود که نوشتم

بهرحال نتیجه ی کار چیز دیگه ای هستش مرسی از کامنته شما
     
#6 | Posted: 25 Oct 2010 19:04
سلام
من همونطور كه گفتم چند روز پیش یه كامنت در مورد مسئله ظهر عاشورا گذاشتم ولی با یك سری اقدامات غیر اخلاقی از طرف مدیران لوتی این پست من كه كامل و منطقی و بدون توهین بود حذف شد و در این مورد من برای مدیران لوتی متاسفم گر چه دیگر با این اقدام زشت مدیران رمقی برای نوشتن كامنت ندارم ولی به علت اینكه آبروی امام حسین (ع) در خطر است دوباره به طور خلاصه آن را مینویسم به نظر من به این علت مدیران كامت مرا حذف كردند چون میدونستند نیت من پاك و گفتن حقیقته و ظاهرا مدیران سایت لوتی از نظر مخالف خودشون حمایت نمیكنند و بلكه سركوب هم میكنند آیا این معنای آزادی است ؟؟؟ همان آزادی كه از آن صحبت میكنید؟!؟!؟ شما با اینكه من قوانین را رعایت كردم آزادی بیانم را در یك انجمن اینترنتی گرفتنید چطور از آزادی ایران حمایت میكنید آیا شما اصلا میدانید آزادی چیست آیا شما فقط آزادی را سكس حیوانی میدانید آیا پاكی و صفا و آزادی بیان نمونه ای از آزدی نیست كه شما ان را كاربران خود دریغ میكنید چرا از چگفتن حقیقت میترسید؟؟؟

این کاربر به دلیل تخلف در انجمن بن شد.
( مدیریت انجمن لوتی )
     
#7 | Posted: 25 Oct 2010 19:41
jigartala:
با ايكنه جوونيم و اين كليپ ها رو دانلود ميكنيم ولي باز هم فرياد ميزنيم: بسيجي هستيم و عاشق رهبرمعظم انقلاب وايران

آقای جیگرطلا: شما عاشق رهبر معظم.اوكی.مشكلی نیس مختاری....ولی یه سوال...مگه عاشقش نیستی؟خب عاشق مگه تمام هدفش كسب رضایت معشوق نیس؟؟؟؟ پس چرا شما كه میدونی رهبرت با این كلیپها موافق نیس یا حداقل ظاهری میگه گناهه باز تو این سایت تو بخشهایی سكسی می چرخی؟؟؟؟؟.....من می گم پا رو دلت بذار و به حرف معشوقت اقتدا كن,ها؟؟؟؟؟


jigartala:
آیا شما اصلا میدانید آزادی چیست

گیریم كه ما اصلا بویی از آزادی و معنیش نبردیم,شما كه بردین پس چرا همه سایتها رو فیلتر,همه روزنامه ها درش تخته , تمام كانال ها پارازیتیه؟؟؟؟؟

مگه نمی گی بسیجی؟؟؟ خب آقای بسیجی چرا اونجا چیزی نمی گی؟؟؟ چرا وقتی دختر مردم رو بیگناه می كشن چیزی نمیگی؟ چرا وقتی عشقت مردم كشورت رو میكروب می نامه ساكتی؟؟؟

.
.
.
بفهم...ما اگه معنای آزادی رو نمی فهمیدیم تو توی این سایت هیچ جایی نداشتی

بدرد نخور هم واژه ایست .....
     
#8 | Posted: 25 Oct 2010 19:42
خوب حالا نوبت به خلاصه كامنت من میرسه كه توسط مدیران حذف شده بود(البته قبلی كامل تر بود و با حوصله زیاد نوشته بودم)
شما یك سری به صفحه اول این تاپیك بزنید من جواب دونه به دونه مسائل مطرح شده شهاب جان را داده ام:
آقای شهاب عزیز من به نظر شما احترام میگذارم ولی حالا جواب شما
من خودم بچه استان بوشهر هستم همونطور كه میدونید استان بوشهر همسایه استان خوزستانه و تقریبا نزدیك كشور عراق در استان ما تابستانها بسیار گرم وشرجی هستش كه با بادهای سوزنده ای كه از عربستان و عراق وارد استان ما میشه اگه تابستون از صبح تا شب فرقی نمیكنه بری بیرون از خونه از بادهای سوزنده كه بهش به زبان محلی میگن تش باد(همان آتش باد) از شدت گرما از حال میری خوب این مربوط میشه به استان ملی زندگی من یعنی بوشهر كه البته با بندری بودنش ختی از دست بادهای سوزنده در امان نبست چه برسه به عراق كه مرز آبی كمی داره از سوی دیگر در سالهای اخیر به علت عدم مالچ پاشی صحرای عراق شاهد گرد و غبار طاقت فرسا در جنوب هستیم كه بی شك در زمان امامان هم در نوع بدتر و غلیظ تر وجود داشته حالا بریم بر سر سوالها
1-شهر ما یكی از شهرهای كوچك استان بوشهر است كه دورتادور آن را نخلستانهای انبوه فرا گرفته و نزدیك شهرمون یك رودخانه به نام رودخانه شاهپور هستش كه تو استان ما بوشهر و استان فارس مشهوره شما میگید كجای دنیا سرزمینی كنار یك رودخونه هست كه بی آب و علف باشه باید عرض كنم در شهر ما رودخانه وجود داره و درسته كه كنار رودخونه علف و سبزه زیاد هست ولی دو تا پنج كیلومتر اونطرف ترش مثل بیابونه و اصلا به این چیزا نیست چون اطراف رودخونه كاملا خشك و بی آب و علفه و بیابون اثری هم از جلگه ای كه شما میگین نیست
2- آره كربلا هم تو تابستون مثل بوشهر و خوزستان جهنمه شما یك روز تو تابستون بیاین جنوب تا بفهمین گرما یعنی چی اصلا پیشنهاد میكنم بیاین تو خوزستان سر مرز عراق بایستید تا شدت سوزش گرما رو حس كنسد آدمو داغون میكنه
3- شما میگین میتونستن از آب زیر زمینی استفاده كنن چون دریا و رود داشتن مگه هر آبی بدرد خوردن میخوره؟؟؟ توی يوشهر هم دو متر چال بكني ميرسي به آب ولي آيا آب بسيار شور خليج فارس كه نمك توش پيداست بدرد خوردن ميخوره؟؟؟؟ در ضمن تو شهر ما كه 40 كيلومتر با خليج فارس فاصله داره و در ضمن رودخونه و نهر هم داره بايد بيست متر شايد بيشتر يا يه خورده كمتر به آب ميرسي در حاليكه آب رودخونه شهر ما شيرينه آب زير زميني آن كاملا تلخه و علت آن هم زه و زهكشي نخلستان اطراف شهرمونه پس وقتي امام حسين (ع) هم دير چنين شرايطي باشه لزوما نميتونه از آب زير زميني استفاده كنه
4- در 21 مهر هواي بوشهر اصلا خنك نيست ولي اينو قبول دارم كه گرم هم نيست يه جورايي هوا خوبه ولي با تشنگي نميتوان ساخت
5- شما شرايطي رو در نظر بگيريد كه دشمن نخلستانها را آتش زده و جلوي آب رو هم سد كرده اونوقت لشكر امام حسين (ع) از كجا آب پيدا كنن؟؟؟
6- به نظ من براي رفع گرسنگي هم از خرما استفاده ميكردند چون تو كربلا و البته منطقه ما چيزي كه زياده خرماست خرما نرژي زيادي داره ولي باز آدم رو تشنه تر ميكنه

نتيجه گيري: بلي ما بايد با تحقيق به اين نتيجه برسيم كه وافعا لشكر امام حسين در اوج درد و فشار بوده بايد شرايط تحريمي كه شمر و يزيد به ياران امام آوردن رو هم درك كنيم در ضمن به نظر من كودكان فلسطيني هم علي اصغرهاي امروزهستند كه دردر شرايط شايد بدتر وزجرآور تر از علي اصغر(ع) در برابر شمرهاي اسرائيلي مقاومت ميكنند و جوانگور ميشوند ما بايد دلاورمردان ايراني را نيز در نظر بگيريم كه در شرايطي مشابه امام حسين (ع) دربرابر تشنگي و گرسنگي و غربت مقاومت كردند و براي آزادگي ايران در برابر يزيدزمانه يعني صدام با خمپاره سر خود را از دست دادند يا همچون حضرت عباس(ع) دست خود را از دست دادند و اكنون جانباز هستند و يا شهيد شده اند بايد باور كنيم كه شهيدان ايراني كمتر از شهداي عاشورا زجر نكشيده اند اما در پايان از شهاب عزيز هم ميخوام كه نظر خودش رو با يك كارشناس ديني مطرح كنه چون اگه در مورد مسائل تاريخي واقع عاشورا از كارشناس داراي تبحر سوال كنه ميتونه براش توضيح دقيق بده و قانعش كنه كه واقعا ظهر عاشورا چنين اتفاقاتي افتاده بنده كارشناس نيستم و به نظر شما هم كاملا احترام ميگذارم
لطفا نظر خود را در مورد كامنت من بنويسيد الان ساعت 2 نصف شبه و من فقط برا اداي وظيفه ام اين كامنت رو گذاشتم ببخشيد اگه مثل دفعه قبل دقيق توضيح ندادم چون من تو دفعه قبل خيلي دقيق توضيح داده بودم ولي متاسفانه مديريت حذفش كرد در ضمن دوست عزيزم شهاب جان لطفا اينگونه مسائل رو به صورت من درآوردي تفسير نكن چون اعتقاد جوانان رو سست ميكنه و اگه غلط نوشته باشي تمام گناهانش به پات نوشته ميشه يعني اگه يه خورده به دين و جهان آخرت اعتقاد داشته باشي ميري ته جهنم و من اين رو دوست ندارم عزيزم من با اينكه فقط 18 سالمه و كوچيك شما هستم اصلا به خودم اجازه نميدم شما با هركسي بزرگتر از خودم رو نصيحت كنم شما عقلتون كامل و سالمه و عزيز ما هستيد ببينيد من بچه بسيجي صفركيلومتر با مذهبي كله شق نيستم مثل همه شماآدم راحتي هستم چون اگه نبودم الان جام تو سايت سكسي نبود به هر حال اميدوارم نظرم منطقي باشه
خدا گناهان همه ماها رو ببخشه لا اقل اگه جلو شهوت خودمون رو نميتونيم بگيريم به ديگران كمك كنيم نماز بخونيم و صدالبته مهمتر انديشه و اعتقاد يكديگر را تخريب نكنيم
ببخشيد زياد وقتتون رو گرفتم شرمنده منتظر نظرتون هستم لطفا كامنت بزاريد

این کاربر به دلیل تخلف در انجمن بن شد.
( مدیریت انجمن لوتی )
     
#9 | Posted: 27 Oct 2010 04:19
jigartala:
آره كربلا هم تو تابستون

اول اینكه تو مهر ماه این جریان اتفاق افتاده و تا اونجا كه من می دونم مهر ماه در تابستان نیست شاید اونوقتا بوده و الا نیست
ای سوالی داشتم طول رودی كه تو كربلا بوده چند كیلومتره؟ ایا تمتم سربازها كل این رود رو پوشش دادن. ایا نمیشد 10كیلومتر ازو نجا در راستای رود حركت كرد و به قسمته دیگه ای از رود رسید؟ ایا فقط اون قسمت رود قابل اشامیدن بوده؟
jigartala:
6- به نظ من براي رفع گرسنگي هم از خرما استفاده ميكردند چون تو كربلا و البته منطقه ما چيزي كه زياده خرماست خرما نرژي زيادي داره ولي باز آدم رو تشنه تر ميكنه

مگه نخلستانها اتش نگرفته بود كودوم خرما؟
نكنه امام حسین پیش بینی كرده بودن تو كربلا گیر میو فتن و فقط خرما بار كردنو بردن؟ برای 72 نفر كه ده روز د ركربلا موندن و 3بار در روز نیاز به غذا نیاز دارن چند كیلو خرما نیاز ه؟ احسنت بر حسین كه خرمارو بار كرده با خودش اورده؟

درست بخوانید,کتب مقدس کتب نیرومندی همواره برای درک کردن بیخدایست
     
#10 | Posted: 27 Oct 2010 18:31
ببین خوب مدیر تاپیك میگه حرفی از گرسنگی زده نشده تو ماجرای امام، و منم میگم نخلستانها آتش گرفته بودن ولی اگه قرار بود غدایی بخوردن فقط میون سایر نخلستونها میتونستن غذا پیدا كنن ولی ممكنه خیلی هاشون هم به خاطر گرسنگی جونشون رو از دست داده باشن ببین تو مهرماه هم اگه باشه تو كربلا نمیشه بی آبی رو تحمل كرد ببین یزید و شمر و... آب رو امام حسین(ع) ویارانش بستن چجوری آب پیدا كنن؟ امام مظلوم ما تو تحریم آب بود چرا شما مسئله عاشورا رو اینقدر احت میگیرین شرایط امام رو درك كنید چهار گوشه اونا محاصره بوده مگه ماجرای حضرت عباس یادتون نیست كه رفت سر رود مشك رو پر كنه برا علی اصغر بیاره ولی شمر دستش رو قطع كرد حالا شما میگین برن سر رود آب بخورن به همین راحتی؟؟؟ لطفا سریال مختارنامه رو حتما تماشا كنید

این کاربر به دلیل تخلف در انجمن بن شد.
( مدیریت انجمن لوتی )
     
صفحه  صفحه 1 از 36:  1  2  3  4  5  ...  32  33  34  35  36  پسین » 
مذهب انجمن لوتی / مذهب / نگاهی متفاوت به داستان ظهر عاشورا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites