تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
مذهب

توسل از دیدگاه ادیان ومذاهب

صفحه  صفحه 4 از 13:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  13  پسین »  
#31 | Posted: 12 Nov 2012 09:20
وسل - نمونه های توسل جستن به پیامبر(ص) در کتب اهل سنت

توسل قوم یهود مقارن ظهور پیامبر به پیامبر آخرالزمان

مفسرين اهل سنت در ذيل آيه 89 سوره بقره :

وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ .

آورده‌اند كه يهوديان اهل مدينه و خيبر در مشكلاتي كه براي آن‌ها پيش مي‌آمد در جنگ‌ها به نبي مكرم متوسل مي‌شدند . و مي گفتند :

إنا نسألك بحق النبي الأمي الذي وعدتنا أن تخرجه لنا في آخر الزمان إلا تنصرنا عليهم .

تفسير القرطبي ، ج 2 ، ص 27 و أسباب نزول الآيات ، الواحدي النيسابوري ، ص 16 – 17 و العجاب في بيان الأسباب ، ابن حجر العسقلاني ، ج 1 ، ص 282 و الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ، ج 1 ، ص 88 و إمتاع الأسماع ، المقريزي ، ج 3 ، ص 359 و السيرة الحلبية ، الحلبي ، ج 2 ، ص 321 و... .

البته بعد از اینكه پيامبر آمد ، يهود شروع كردند به مخالفت كردن ؛ چون انتظار داشتند كه پيامبر آخر الزمان از قبيله يهود مبعوث بشود .

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#32 | Posted: 12 Nov 2012 09:20
توسل در لغت یعنی با عمل یا وسیله به خدا متوسل شدن.[1] و در اصطلاح به معنای، واسطه قرار دادن شی یا شخصی است برای وصول به مطلوب.[2] چنانچه خداوند، در قرآن كریم می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله.»، ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید، و وسیله­ای برای تقرب به او بجویید .[3]

ضرورت توسل
بدون شک آدمی برای تحصیل کمالات مادی و معنوی، به غیر خود، یعنی خارج از محدوده وجودی خویش نیازمند است. عالم هستی بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسک به سبب ها و سایل برای رسیدن به کمالات مادی و معنوی، لازمة این نظام است.
بر همین اساس قرآن کریم، انسان را در جهت کسب کمالات معنوی و قرب به درگاه الهی امر به توسل به اسباب تقرب کرده است: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله.»، ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید، و وسیله ای برای تقرب به او بجویید.[4]
در روایات پیامبر اکرم و امامان معصوم نیز بر لزوم توسل به اولیای الهی هنگام دعا تأکید شده است، چنانچه در روایت نبوی مستند نزد اهل شیعه و اهل سنت آمده است: «کل دعاء محجوب حتی یصلی علی محد و آل محمد.»، هر دعایی محجوب است تا اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود.[5]
بنابراین همچنانکه اصل دعا از اسباب و وسیله های فیض است و می­توان حاجت را بطور مستقیم از خداوند در خواست کرد، توسل به اولیای الهی در هنگام دعا نیز از اسباب فیض و وسایل قرب به خداوند است.[6]

دو دیدگاه درباره توسل
درباره توسل اختلاف نظر وجود دارد، ولی به طور عمده دو دیدگاه در این رابطه مطرح است:
1- اغلب مسلمانان، به ویژه شیعیان، توسل به انبیا و اولیای الهی را یکی از مصادیق روشن وسیله می­دانند، زیرا آن انوار مقدسه و نفوس مطهره، اشرف و افضل مخلوقاتند که به اعلی درجه انسانیت رسیـده و نزدیـک ترین فرد به درگـاه خدا هـستند و پس از مرگشان نیـز در جوار رحمتش زنـده و متنعم اند. بنابراین، توسل به پیامبر و اهل بیت (ع) در نظر این افراد از جمله اسباب و وسایلی است که باعث نزدیکی بندگان به خدایشان می­شود و همان گونه که در روایات متعددی آمده، این عمل موجب قبولی طاعات و سرعت بخشیدن به اجابت دعا خواهد بود و مهم ترین راه نجات و رستگاری. از این رو، دعا و نیایش باید با توسّل به معصومان (ع) همراه باشد.[7]

2- برخی از مسلمانان درخواست حاجت از ائمه (ع) و استغاثه به آن عزیزان را مورد اعتراض قرار داده و دو اشکال عمده بر آن وارد می­کنند:
الف. بدعت:
مخالفان توسّل، این عمل را نوعی بدعت می­دانند که در دین اسلام نبوده و مسلمانان صدر اسلام نیز چنین عملی را انجام نمی­دادند.[8]
ب- شرک:
برخی از این مخالفان، که وهابیون می­باشند، با این قضیه به شکل افراطی برخورد کرده، آن را شرک و عبادت مخلوق می­دانند.[9]

شبهه مطرح شده درباره توسل
اشکال: آیا توسل به پیامبر و امامان معصوم (ع) و حاجت خواستن از آنان، مؤثر دانستن غیر خدا و شرک نیست ؟
پاسخ: عبادت یعنی نهایت ذلت و خضوع در برابر کسی که اعتقاد به الوهیت او داشته باشیم و یا او را فاعلی استقلالی و غیر وابسته بدانیم.
بنابراین عبادت دو رکن دارد: 1.نهایت وابسته 2. اعتقاد به الوهیت
هرگاه یکی از این دو رکن نباشد، دیگر مفهوم عبادت و پرستش صدق نمی کند. خداونند خود به فرشتگان فرمان داده است، در مقابل آدم سجده کنند. «و یاد کن آنگاه که فرشتگان را گفتیم: «آدم را سجده کنید.»[10]و یا فرزندان را به نهایت خضوع و تذلل در برابر والدین دستور داده است: «وبال های ذلت و خواری را از روی مهربانی برای آن دو بگستران.»[11]
بدیهی است، این اعمال عبادت و پرستش غیر خدا محسوب نمی­شوند، وگرنه خدا امر به آن نمی­کرد.

توسل و شرک
در توسل، گاهی حاجت خود را از خدا می­خواهیم و هنگام دعا او را به حق اولیایش قسم می دهیم که حاجت ما را برآورده سازد. این روش را پیامبر اکرم (ص) تعلیم فرمود و خود نیز بدان عمل می کرد.[12] در چنین روشی هیچ­گونه احتمال شرک وجود ندارد.
در نوع دوم توسل، خداوند را حاجت دهنده می­دانیم و از اولیای الهی می­خواهیم برآمدن حاجت ما را از درگاه الهی درخواست کنند. در خواست دعا، نه تنها مؤثر دانستن غیر خدا نیست، بلکه اعتراف به این مطلب است که تنها حاجت دهنده و مؤثر در عالم هستی، اوست.
در نوع سوم توسل به طور مستقیم حاجت خود را از اولیای الهی طلب می­کنیم و این نیز شرک نیست، زیرا تأثیر گذاری آنها، به صورت غیر استقلالی و وابسته به اراده و قدرت الهی است. اسباب و واسطه های فیض همچنان که در اصل وجود و بقای خویش، وابسته و قائم به او هستند، در فاعلیت و تأثیرگذاری نیز وابسته به اراده و قدرت خداوند می­باشند. بنابراین نه توحید در ربوبیت به معنای انکار نقش اسباب است و نه اثبات نقش اسباب و واسطه های فیض، منافی با توحید ربوبی است. از این­رو تمسک به آنها، منافاتی با توحید ربوبی ندارد.
در نتیجه توسل و حاجت خواستن از اولیای الهی، تمسک به رابطه های فیض الهی و اسبابی است که فاعل بودن آنان وابسته به قدرت و اراده خداوند است. و در نهایت این حاجت خواستن، شرک در ربوبین نیست، همچنانکه تمسک به اسباب (مثل پزشک و دارو) شرک در ربوبیت نیست.[13]

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#33 | Posted: 12 Nov 2012 09:21
انواع توسل
1. توسل عام
توسل عام آن است که همه موجودات جهان به خاطر تأثیرهایی که در جهان دارند، برای رفع نیازمندی های خود، دست کمک و یاری به سوی هم دراز کرده و از یکدیگر بهره می برند. همه افراد این نوع توسل را قبول داشته و به وجود آن در خود کاملا واقفند. برای مثال، خدا که خالق و رازق ماست، وقتی به بندگان خود می­فرماید: این من هستم که از شما رفع عطش می­کنم ولی به وسیله آب، و من هستم که از شما رفع مرض می­کنم ولی به وسیله دارو، و شما موظف هستید برای رسیدن به این رحمت ها، آب و دارو مصرف نمایید، یا وقتی که قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم (ع) می­گوید: «الذی خلقنی فهو یهدین والذی هو یطعمنی و یسقین و اذا مرضت فهو یشفین و الذی یمیتنی ثم یحیین والذی اطمع ان بغفر لی خطیئتی یوم الدین»، همان کسی که مرا آفریده و پیوسته راهنماییم می­کند. و کسی که مرا غذا می­دهد و سیراب می­نماید.و هنگامی که بیمار می­شوم مرا شفا می­دهد.و کسی که مرا می­میراند و سپس زنده می­کند.و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد.[14] .
مسلماً این بیانات به این معنا نیست که حضرت ابراهیم (ع) تأثیر دارو را در شفابخشی یا آب را در سیراب کردن انکار می­کرد، بلکه بدین معناست که آن حضرت بر اساس بینش عمیقی که درباره جهان آفرینش داشت، در باطن همه این امور، دست توانای خدا را می­دید. آری، شفابخشی دارو، سیراب کنندگی آب و همه و همه، به حکم قضا و قدر الهی است. بنابراین، توحید واقعی اقتضا می­کند که ما برای سیراب گشتن و بهبودی یافتن، متوسّل به «آب» و «دارو» بشویم و از طریق همین­ها، خود را در معرض رزق و شفابخشی خدای یکتا قرار داده و آنها را وسایل و اسبابی مقرر شده از جانب خدای واحد بشناسیم و آثار آنها را جداً آثار خدا بدانیم.
2- توسل خاص
توسل خاص همان عملی است که شیعیان انجام می­دهند و به آن اعتقاد راسخ دارند. آنان در زمان گرفتاری ها و مشکلات، یکی از افراد مقرب درگاه الهی را واسطه قرار داده و به وسیله او از خداوند رفع سختی ها و برآورده شدن حاجاتشان را طلب می کنند. این نوع از توسل نیز منافاتی با توحید نداشته، بلکه عین توحید است، چراکه اعتقاد به وسیله، اعتقاد به آفریننده وسیله «خدا» است.
بنابراین، مشخص می­گردد که آنان در باب «توسل» به اولیاء اللّه و مقربان درگاه خدا، منظوری جز «ابتغاء وسیله» و «اعتصام بحبل اللّه» از نظر راه یابی به مقام «قرب خدا» که صریحاً مورد امر و ترغیب قرآن کریم و مقتضای عقل سلیم است ندارند: یا ایها الذین آمنو اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون[15]
آنان نه کسی جز خدا را می­پرستند و نه چیزی را بی اذن خدا، مؤثر و قادر بر کاری می­شناسند، بلکه همه چیز و همه کس را مخلوق خدا و «ممکن الوجود» و «فقیر بالذات» می­دانند که تا از جانب خدا به آنها، وجود و توانایی بر ایجاد و اثر گذاری عطا نشود، نه از خود دارای وجود می­باشند، و نه قادر بر ایجاد چیزی و یا اثرگذاری در چیزی خواهند بود. از این رو، اگر در ادعیه و زیارت هایی که در میان مسلمانان، به ویژه شیعه، متداول است دقت شود، این حقیقت به دست می­آید که این افراد در عین اینکه نهایت تواضع را به پیشگاه اهل بیت عصمت (ع) اظهار می­دارند، آن بزرگواران را به عنوان وسایلی می­شناسند که خداوند برای هدایت بندگان به سوی کمال، در دسترس انسان ها قرار داده و از آنان خواسته تا با یاری گرفتن از آنها خود را به مقام قرب الهی برسانند.[16]
به طور کلی، توسل به وسایل و تسبب به اسباب با توجه به اینکه خدا سبب را آفریده و سبب را سبب قرار داده و از ما خواسته است از این وسایل و اسباب استفاده کنیم، به هیچ وجه شرک نیست، بلکه عین توحید است. در این میان، هیچ فرقی میان اسباب مادی و روحی، اسباب ظاهری و معنوی، و اسباب دنیوی و اخروی نیست. هنگامی که انسان متوسل می­شود باید توجهش به خدا و از خدا به وسیله باشد. اما اگر توجه اصیل به وسیله باشد و نه از ناحیه توجه به خدا، شرک در عبادت خواهد بود. [17]

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#34 | Posted: 12 Nov 2012 09:21
آثار توسل
1- شکوفایی استعدادها:
بی شك به سراغ ائمه و اولیا رفتن، سعه صدر و مناعت طبع را برای انسان به ارمغان می‌آورد و انسان را از عدم شایستگی دور می‌سازد. توسل باعث می‌شود از خُلق و خوی پیشوایان دین بهره‌مند شده، اساس پیوند با امامان موجبات قرب به خداوند را فراهم می‌كند. این امر دور شدن از عناصر مادی را به همراه دارد. امام امت (ع) با پیروی از خُلق و خوی امیر مؤمنان (ع) و فرامین اخلاقی و اجتماعی آن امام بزرگوار، صاحب روح بزرگی به عظمت كوه شدند، تا آن‌جا كه با سران كفر و شرك سازش نكرده و از آنها نهراسیدند و هرگز فكر سازش با آنها را در ذهن مباركش راه ندادند زیرا رهبر فقید، به بیانات امیر مؤمنان (ع) آگاه است كه آن امام همام فرمود: «یتنافون فی دنیا دنیه و یتكالبون علی جیفه مریحه و عن قلیل یتبر التابع من المتبوع و القائد من المقود فیتزایلون بالبغضاء و یتلاعنون عند اللقاء.[18] »،در احراز پُست دنیایی بر همدیگر سبقت می‌گیرند و چون سگ‌ها، به جان مرداری بدبو می‌افتند. طولی نمی‌كشد كه تابع از متبوع و رهبر از پیرو بیزاری می‌جوید. اینها با بغض و كینه از هم جدا می‌شوند و به هنگام ملاقات یکدیگر را لعن و نفرین می­کنند.
حال ستمگرانِ دنیا طلب و شیفته مقام و ریاست چنین است، ولی وضع ارادتمندان به ائمه (ع) به صورتی دیگر است.
توسل به ائمه (ع) جان و روح را آماده برای پیوند با خدا می‌سازد. اگر این معنا در وجود بشر محقق شود، و اگر ما به ائمه خود در عمل و گفتار و شؤون زندگی اقتدا كنیم و راه درست را طی كنیم، آنچه خداوند به آنان عنایت فرموده، به ما نیز ارزانی خواهد داشت و انسان را از بسیاری از وابستگی‌های كاذب می‌رهد.
هر که با مردان حق پیوست، عنوانی گرفت
قطره چون واصل به دریا می‌شود، دریا شود

2- دوری از گناه
اصولاً كسی كه خود را نیازمند به عنایات ائمه می‌بیند و عرض ارادت به ایشان را لازمه كمال و ترقی می‌داند، نفس خود را ملزم می‌كند كه در همه حال دور از گناه زندگی كند، زیرا گناه عارضه‌ای بنیان بر انداز و خطرناك است، كه فرد گناهكار را در مسیر هلاكت قرار می‌دهد و غرائز و استعدادهای او را به انحراف و سرانجام خاموشی هدایت می‌كند. لذا امام علی (ع) می فرماید: «و التوبه من ورائكم.»[19] توبه باید پشت سر شما باشد. یعنی اگر گناه كردی، باید توبه كنی.

3- دارا شدن روحی خاضع در برابر خدا
ارادت به ائمه (ع) سعه صدر و عظمت روح برای انسان به ارمغان می‌آورد. به ویژه تدبر در زندگی آنها دل و روح طغیانگر آدمی را به تفكر و حركت سازنده گرایش می‌دهد.[20]

بهترین راه و روش برای توسل به معصومین (ع)
1. خواندن خدا به حق اولیای او
پیامبر اکرم (ص)فرموده است: خداوند عزوجل می­فرماید: ای بندگان من! گرامی­ترین خلق و پر فضیلت­ترین آنان نزد من، محمد و برادرش علی و امامان بعد از وی هستند. اینان «وسیله» ها به سوی من می باشند. هر کس حاجتی دارد و نفعی را طالب است و یا دچار حادثه ای سخت و زیان­بار گشته و برطرف شدن آن را می­خواهد، مرا به محمد و آل طاهرینش بخواند تا به نیکوترین وجه او را برآورم.[21]
2. در خواست دعا از اولیای الهی
در خواست دعا همچنان که از برادر و خواهر مؤمن امری صحیح و پسندیده است، از اولیای الهی و آبرومندان درگاه او به طریق أولی بجا و پسندیده است.[22]
همانطور که قرآن کریم در حق رسول اکرم فرمود: «لو أنّهم اذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما»، و اگر این مخالفانف هنگامی که به خود ستم می­کردند.به نزد تو می­آمدندو ازخدا طلب آمرزش می­کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می­کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می­یافتند.[23]
3- در خواست حاجت از اولیای الهی
قسم سوم توسل به این صورت است که به طور مستقیم حاجت خود را از اولیای الهی طلب کنیم. همانطور که صحابی رسول خدا (ص) به ایان عرض کرد: «اسألک مرافقتک فی الجنه»، از تو می خواهم در بهشت همنشینت باشم.[24]

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#35 | Posted: 12 Nov 2012 09:42
مقایسه دلایل متوسلین به اهل بیت با نظرات وهایون

بزرگ ترین تفاوت وهابی ها با سایر مسلمانان مسئله توسل و زیارت قبور اولیاءالله است. که وهابی ها توسل را شرک می دانند و درشبکه های خود به شدت به متوسلین و زوّار قبور مومنین حمله می کنند وآن ها را مشرک می خوانندو نادان های دیگر را تحریک می کنند که زوّار را در پاچنار و عراق قتل عام کنند و در این جا عقاید وهابی ها و سایر مسلمانان در مسئله توسل بررسی می شود.



تا قرن هفتم زمان خروج ابن تیمیه و بعد محمدبن عبدالوهاب،زیارت و توسل از سنّت های عموم مسلمین بوده است و فقط توسط این ها حرام اعلام شده است.


آقایان مرتب ائمه خود مثل محمدبن عبدالوهاب را به عنوان موحد بزرگ و از بین برنده شرک و خرافات معرفی می کنند.

در مزار شریف حرم بزرگ و مهمّی وجود دارد که، عموماً مورد توجه و زیارت اهل سنّت بوده است و این نشان می دهد که توسل درعقیده اهل سنّت جایز می باشد.


می فرمایند که ما با شرک و خرافات همه مذاهب حتی اهل تسنن مبارزه می کنیم.

در قرآن آمده است که برادران یوسف از پدرشان خواستند که برای آنان تقاضای بخشش کند.



خداوند به رسول اکرم(صلی الله علیه وآله-وسلم) فرموده است که برای امّت طلب بخشش کند.


مبلّغ وهابی، آقای کلهر در این رابطه گفتند:

چون پدر خود را آزار داده بودند، برای بخشش حق الناس از پدر تقاضای بخشش کردند.



آقایان، شفاعت رسول در قیامت را قبول دارند.

مردم به عیسی مراجعه وازاو می خواستند که مرده آنان را زنده کند و امراض آنان را شفا دهد.


استاد وهّابی، مولوی عبدالله حیدری آیات قرآن را می خوانند و تأکید می کنند فقط خدا شفا می دهد و روزی می دهد و زوّار ائمه که از آنان شفا می خواهند مشرکند.

شیعیان و اهل سنّت موافق با توسل می گویند: مگر شمااز دوستتان نمی خواهید به شما کمک کند و مشکل شما را حل کند، خوب ما هم از کسانی که خداوند اجازه می دهد کمک و شفاعت می خواهیم.


وهابی ها تاکید می کنند که از زنده می شود کمک گرفت. ولی از مرده ها کمک خواستن شرک و گناه است. [در این صورت، متوسلین کار عبث کرده اند. نه شرک، مثل اینکه از آدم خواب که فکر می کنیم می شنود کمک بخواهیم این که دیگر شرک نیست که این جور متوسیل را قتل عام می کنید]

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#36 | Posted: 12 Nov 2012 09:44
– نوشته اند :

کساني که گمان دارند بايد واسطه کرد؛ غالبا بخاطر اين تصور اشتباه است که خداي متعال را همچون يک انسان پادشاه و يا يک مسئول حکومتي مي دانند که براي نزديک شدن به او بايد کساني را واسطه و شفيع جست وگرنه راه بجايي نخواهد برد.

اولين اشتباه ايشان همين است. چيزي را به ما نسبت مي دهند كه هيچ شيعه اي به آن اعتقاد ندارد. سوال من از اين اين است كه كدام منبع معتبر شيعه چنين عقيده اي را تاييد كرده ؟

ما هم معتقديم كه خدا از رگ گردن نزديك تر است و ارتباط با او براي همه مقدور است، ولي خدا در قرآن گفته : "براي تقرب به او وسيله اي بجوييد" (مائده، آیه 35). به نظر ما اين وسيله كه مي تواند به ما در عبادت كمك كند، همان توسل به معصومين است.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#37 | Posted: 12 Nov 2012 09:44
- ابوجهل و ابولهب و همفکرانش نيز بخاطر همين واسطه جستن مشرک خطاب مي شدند! متاسفانه چون غالب ما از توحيد حقيقي دور بوده ايم و ساليان سال در شرک و خرافات بسر برده ايم، اين نکته ي کليدي را از ما مخفي داشته اند که ابوجهل و ابولهب و تمام مردم آنزمان به "الله تعالي" ايمان و اعتقاد داشتند و هيچگاه گمان نمي کردند که آن بتهاي سنگي خدايشان باشد.

بنده با اين ادعاي اهل سنت كه مشركان مكه از لحاظ توحيد ذاتي ايرادي نداشتند و تنها مشكل آنها توحيد در عبادت (شفيع گرفتن بت ها) بوده ، مخالفم. در يكي از كتب وهابي ها به زبان فارسي، خواندم كه مي گفت اعراب مشرك بهتر از بعضي از مسلمين (شيعيان) توحيد مورد نظر پيامبر را مي فهميدند !!!!

درحالي كه وقتي به قرآن و حديث مراجعه مي كنيم، مي بينيم كه بخشي از مبارزه پيامبر بخاطر همان توحيد ذاتي بوده است. آيا جمله : بگوييد خدايي جز الله نيست تا رستگار شويد ، كه اساس دعوت حضرت محمد بود به توحيد عبادي دلالت مي كند يا توحيد ذاتي ؟

آيه : ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان امنو بربكم فامنا، به توحيد ذاتي و ربوبي مربوط نيست ؟

قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي انما الهكم اله واحد ،

لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا ، اين توحيد در عبادت است ؟!

اشكال مشركان اين بوده كه در كنار خداي اصلي به يكسري خدايان درجه 2 و ارباب انواع معتقد بودند و آنها را در انجام امور، مستقل از خدا مي دانستند. قرآن اين خدايان درجه 2 را نفي مي كند و در آيات فوق مردم را به توحيد ذاتي دعوت مي كند. با عرض معذرت، مي خواهم به برادران اهل سنت بگويم مبادا مثل بعضي از كليميان شويد كه به مشركان گفتند راه شما از راه مسلمين به هدايت نزديك تر است، مبادا به قصد توهين به شيعه از بت پرستان حمايت كنيد.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#38 | Posted: 12 Nov 2012 09:45
3 – در مورد مشركان نوشته :

اگر به آنها مي گفتيد چرا شما آن بتها را عبادت مي کنيد؟ آنها در جواب مي گفتند:

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى (زمر 3)

يعني: ما اينها را نمى‏پرستيم مگر بخاطر اينکه ما را به خداوند نزديک کنند.

سپس با شيعيان مقايسه مي كند :

اگر به آنها بگوئيد که چرا شما واسطه مي کنيد و چرا غير خدا را پرستش مي کنيد؟ آنها مي گويند:

ما آنها را پرستش نمي کنيم، فقط چون ما انسانهاي گناهکاري هستيم و اين اولياء نيز نزد خدا مکانت و احترام فراواني دارند و اگر آنها را واسطه نمائيم، خداي متعال نيز دعاي ما را اجابت مي کند.

از نظر ايشان مشرك بودن ما به اين ترتيب ثابت مي شود. ولي من مي خواهم به ايشان عرض كنم كه برادر عزيز، كافيست كمي به همين چيزي كه نوشته ايد دقت كنيد تا تفاوت عقيده ي شيعه با مشرك را ببينيد. تنها خواندن قرآن كافي نيست، تدبر هم لازم است. همانطور كه خودتان نوشتيد ، شيعه مي گويد ما آنها را پرستش نمي كنيم ، ولي بت پرست مي گويد اينها را نمى‏پرستيم مگر بخاطر اينکه ما را به خداوند نزديک کنند ( به عبارت ديگر : فقط بخاطر اينکه ما را به خداوند نزديک کنند، اينها را مى‏پرستيم ). يعني مشرك پرستيدن بت را تاييد مي كند، اعتراف مي كند كه من خدا را رها كرده ام و بجايش اين بت را مي پرستم، ولي شيعه پرستيدن غير خدا را تاييد نمي كند. آيا اين تفاوت كوچكي است ؟! با وجود اين تفاوت شما آن دو را يكسان مي دانيد ؟! اگر چشم تان را باز كنيد جواب تان در همان چيزي كه نوشتيد، هست. مشركان مكه بت را مي پرستيدند. كي شيعه امام يا پيغمبر مي پرستد ؟! برادر عزيز ، طوطي وار حرف ديگران را تكرار نكن. خودت مستقلا فكر كن. تو حتي نوشته ي خودت را با دقت نخوانده اي. جوابت جلوي چشمت است.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#39 | Posted: 12 Nov 2012 09:45
4- دعا خود عبادتي است که نبايد براي غير خدا صورت پذيرد و نبايد جز از خدا التماس کرد، پس نبايد دعاي خود را غير از خدا از کس ديگري بخواهيم، و نبايد يک درصد کوچک از دعا را براي کسي اختصاص دهيم و تماما بايد از خدا بخواهيم.

... آن شخص واسطه شده را در دعا ( که يکي از انواع عبادات است و پيامبر صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: « الدعا هو العبادة» يعني دعا عبادت است) با خدا شريک کرده ايم و شريک ساختن ديگران در عبادت شرک است.

البته دعا كردن يكي از انواع عبادت است، دعاي توسل هم عبادت است ، ولي نه عبادت پيغمبر بلكه عبادت خدا. براي اينكه منظورم روشن تر شود مثالي مي زنم : فرض كنيد كه شما به پيرمردي كمك مي كنيد كه از عرض خيابان عبور كند. اين قطعا عبادت است، ولي آيا عبادت پيرمرد است يا عبادت خدا ؟ حتما قبول داريد كه عبادت خداست، چون به نيت قربه الي الله انجام شده، نه به نيت قربه الي پيرمرد. دعاي توسل هم همينطور است. عبادت است و عبادت خدا هم هست ، چون با نيت قربه الي الله صورت مي گيرد نه با نيت قربه الي پيغمبر.

ما نمي توانيم كه در طول زندگي از كسي چيزي نخواهيم. ناچاريم بارها از مردم در كارهاي مختلف كمك بگيريم. آيا اين شرك است ؟ تا وقتي كه بدانيم مردم تنها وسيله اي در دست خدا هستند و مستقل از خدا هيچ كاري براي ما نمي توانند بكنند، شرك نيست. زماني كه براي آنها قدرت مستقل قائل شويم، حتما شرك است. آيا شما تا بحال از دوست خود نخواسته ايد يك ليوان آب به شما بدهد ؟ آيا شما به خدا مي گوييد : به دوست من بگو يك ليوان آب به من بدهد ؟! من كه چنين حرفي نمي زنم. تا وقتي كه مي دانم دوستم به اذن خدا به من آب مي دهد، اشكالي در كار نيست. ولي اگر فكر كنم بجاي خدا از دوستم آب گرفتم، اين شرك است، چون براي دوست قدرت مستقل قائل شدم. پس موضوع به تصور و نيت من برمي گردد. آيا نشنيده ايد كه پيامبر (ص) گفته : الاعمال بالنيات ؟ معني اين حديث به نظر شما چيست ؟ مي شود در 2-3 جمله براي من توضيح دهيد از اين حديث چه مي فهميد ؟

برادر ما افزوده اند :

کسي که مي گويد: "يا علي مدد" اين سخن دعائي يعني: اي علي مرا ياري بده! و اين دعا کردن و خواستن از اوست، درحاليکه مي بايست مستقيما از خدا طلب ياري مي جست، زيرا او هر روز چند بار در نماز مي گويد: "إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ".

اشكالي دارد كه ما به يك انسان زنده بگوييم : التماس دعا ؟ قطعا اشكالي ندارد. مومنين بايد براي هم دعا كنند. حال اگر به يك مومن مرده بگوييم التماس دعا مشكلي پيش مي آيد ؟ برادر سني ما قطعا مي گويد مرده صداي ما را نمي شنود. فرض مي كنيم اينطور باشد. در اين صورت تنها اشكالي كه به شيعه وارد است اين است كه كار بيهوده اي انجام داده. چرا او را مشرك حساب مي كنيد ؟ شما اگر فكر مي كنيد كه مرده نمي شنود، با مرده حرف نزنيد ولي حق نداريد كسي را كه نظر مخالف دارد مشرك بناميد. مگر روحي كه صدا بشنود خدا مي شود ؟ مگر من و شما كه داريم مي شنويم خدا شديم ؟ روح هم يك بنده خدا مثل ما. به فرض كه بشنود و ببيند، بازهم شريك خدا نمي شود، بازهم بنده ي خداست. تفاوت خدا و مخلوق در شنيدن و ديدن نيست، بلكه در اين است كه خدا قائم به ذات است ولي مخلوق قائم به غير. پس روح امام اگر بشنود باز هم مخلوق است و مقام خدايي نيافته.

سوره ممتحنه آيه 13 مي گويد : همانطور كه كفار از اهل قبور نا اميد هستند. از اين آيه فهميده مي شود كه نا اميدي كامل از مردگان ويژگي كفار است ، نه مسلمين. عقيده اهل سنت در اين مورد به عقيده ي ماترياليست ها شباهت دارد. وقتي در قرآن مي خوانيم : شهدا به كساني كه پس از آنها هستند بشارت مي دهند، آيا انبيا و ائمه نمي توانند براي ما دعا كنند ؟ وقتي شهدا به مومنين زنده خطاب مي كنند، يعني آنها را مي بينند و وقتي بشارت مي دهند، يعني دعا هم مي توانند بكنند. آيا مقام و امكانات انبيا و ائمه از شهدا كمتر است ؟!

البته معمولا مرده ها صداي ما را نمي شنوند، ما هم ادعا نكرديم هر كس امامي را صدا كند حتما او مي شنود. قطعا اين امر به لياقت آن شخص و يك سري شرايط بستگي دارد. ما ادعا مي كنيم كه به اذن خدا ممكن است بشنود و براي ما دعا كند. شما اگر مخالف ما هستيد بايد ثابت كنيد كه حتي به اذن خدا هم ممكن نيست بشنود يا دعا كند. فكر نمي كنم چنين چيزي را بخواهيد يا بتوانيد ثابت كنيد، چون در اين صورت قدرت خدا زير سوال مي رود.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#40 | Posted: 12 Nov 2012 09:46
- قرآن کريم صراحتا مي فرمايد:

« وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا» (جن 18).

يعني: و اينکه مساجد از آن خداست، پس هيچ کس را همراه با خدا نخوانيد!

بله كاملا درست است، ولي نكته در آن كلمه "مع الله" است. شما از اين عبارت اينطور مي فهميد كه اگر در حين دعا از كس ديگري غير از خدا اسم ببريم اين بدعت و شرك است. به نظر بنده اين يك برداشت سطحي و عاميانه است. من از برادران تحصيل كرده ي اهل سنت واقعا تعجب مي كنم كه موضوع را اينطور ظاهر بينانه تفسير مي كنند. مع الله يعني همرديف خدا، هم سطح خدا و به عبارت ديگر يعني يك قدرت مستقل. خدا تنها قدرت مستقل است و بقيه، همه مخلوق و نيازمند به او هستند. اگر كسي را بطور مستقل بخوانيم يعني او را همرديف خدا تصور كرده ايم و اين شرك است . ولي اگر كسي را بخوانيم و در ضمن او را وسيله اي در دست خدا بدانيم ، ديگر شركي در كار نيست. همانطور كه گفتم نظام عالم طوريست كه انسان ها نيازمند كمك يكديگر هستند و ناچارند بارها از هم كمك بگيرند. بر مبناي منطق برادر اهل سنت اين شرك است، ولي همانطور كه عرض شد در صورتي كه ما براي كسي غير از خدا استقلال قائل نشويم ، كمك گرفتن از بندگان خدا اشكالي ندارد. قرآن وقتي مي گويد مع الله منظورش اين است كه شخصي را به سطح خدا برساني و در آن سطح از او اسم ببري (يعني بعنوان يك قدرت مستقل) ، همان كاري كه بت پرستان مي كردند. آياتي كه شما ذكر مي كنيد، همه مربوط به اين هستند كه اگر شخصي از بندگان خدا را بجاي خدا، يعني به عنوان قدرت مستقل، بخوانيد مشرك شده ايد. ما هم اين آيات را باور داريم، ولي ما كسي را به جاي خدا صدا نمي كنيم. افرادي كه در دعاي توسل نام مي بريم بعنوان آبرومند نزد خدا (وجيه عند الله) مي شناسيم كه اين همرديف خدا (مع الله) نيست.

البته اين را هم بگويم كه بعضي از حركات مثل سجده در شرع اسلام ويژه ي خدا هستند و ما حق نداريم به هيچ بهانه اي آن را براي غير خدا انجام دهيم. من خودم شاهد بودم كه برادر شيعه اي براي حرم امام رضا سجده كرد و وقتي به او اعتراض شد كه اين كار گناه است جواب داد : مي دانم، ولي دل مي خواهد. اينگونه حركات عاميانه را نبايد به حساب مذهب شيعه گذاشت.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
صفحه  صفحه 4 از 13:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  13  پسین » 
مذهب انجمن لوتی / مذهب / توسل از دیدگاه ادیان ومذاهب بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites