تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Sexology - سکسولوژی

عدم رضایت جنسی و جدایی

صفحه  صفحه 2 از 2:  « پیشین  1  2  
#11 | Posted: 25 Jun 2012 11:51
وقتی فکر میکنیم در مورد انتخاب همسر درست عمل نکرده ایم

در بعضی از خانواده های دیگر هم موضوع طلاق به این سادگیها نیست و خانواده سنتی تر است قبح طلاق در تفکر بعضیها بسیار زیاد است و براحتی راضی به این موضوع نمیشوند بعضی از خانواده ها آبروی خود فرزندان و حتی افراد فامیل را در گرو این موضوع میدانند .

اینکه زنی بعد از عقد (و قبل از عروسی) بفهمد تفاهم ندارد و بخواهد طلاق بگیرد مساله کوچکی نیست تفاهم صد در صد براحتی تحقق نمیابد و هر زوجی با درصدی از تفاهم زندگی میکنند .در بعضی از خانواده ها بحث طلاق براحتی مطرح میشود و نهایت امر بواسطه ندار بودن شوهر زن مهریه هم نمی خواهد و یا مهریه را میبخشد تا طلاق بگیرد .

در این قبیل خانواده ها تصور آن است که با طلاق اوضاع بهتر میشود و البته در ۹۰% اوقات خیلی بدتر میشود .
شاید تصور تعویض شناسنامه در زمان بکارت بعضیها را ترقیب میکند تا با پنهان ازدواج قبلی ازدواج دوباره بکنند !
که در این حالت فریب محقق شده و یک کلاهبرداری مسلم است و اگر هم ازدواج قبلی عنوان شود مسلم است که دید خوبی نسبت به آن زن پیدا نخواهند کرد .

در بعضی از خانواده های دیگر هم موضوع طلاق به این سادگیها نیست و خانواده سنتی تر است قبح طلاق در تفکر بعضیها بسیار زیاد است و براحتی راضی به این موضوع نمیشوند بعضی از خانواده ها آبروی خود فرزندان و حتی افراد فامیل را در گرو این موضوع میدانند .

در ابتدا لازم است که انتخاب با شناخت و صحیح باشد و تا جایی که میشود بعد از عقد طلاق صورت نگیرد چون موضوع ساده ای نیست .در قانون هم همین شرایط در نظر گرفته شده تا مرد براحتی نتواند طلاق دهد و زن هم براحتی نتواند طلاق بگیرد .


  • در چنین مواقعی باید سوال شود اگر تفاهم نیست و نبوده چرا اصولا عقد رخ داده؟
  • چرا بصورت مقطعی و با شرایط حقوقی محدود اقدام به محرمیت نمیشود تا آشنائی حاصل شود؟



آیا همینطور که این خانم تمایل به طلاق داشته و صرفا با نگرفتن مهریه و نه جبران زیانهای مادی و معنوی زوج میخواهد طلاق بگیرد اگر در ازدواج بعدی شوهر این خانم همین فکر را در مورد ایشان بکند که من تصور میکنم با این خانم تفاهم ندارم پس دیگر نظر این خانم مهم نیست مهریه هم ندارم بدهم لطفا دادگاه حکم طلاق بدهد این خانم فکر نمیکند در حق او ظلم میشود ؟عقد موضوع ساده ای نیست یک پیوند آسمانیست که در محضر خداوند و به کلماتی منشعب از فقه بر اساس موازین الهی رخ داده است .

شاید تصور این باشد که ازدواج و بعد طلاق ؟! اتفاقی نمی افتد که خب تفاهم نداشتیم .موضوع به این سادگیها نیست .بعد از عقد طرفین( زن و شوهر) در قبال هم مسئول هستند تا یا بخوشی زندگی کنند و یا بخوشی از هم جدا شوند اگر در این ازدواج طرفی بر خلاف نظر طرف دیگر مایل نیست به زندگی ادامه بدهد حداقل تا جائی که میتواند بر جای زخمی که بر پیکر آبرو و حیثیت طرف مقابلش میزند مرهمی بگذارد و نظر او را برای این کار جلب کند نه اینکه با اجرای مهریه و نفقه و دادگاه و پاسگاه بخواهد تصمیم به فشار آوردن و ضربه زدن به مرد بکند این عمل آن خانم شبیه عمل مردی است که بخاطر عدم رضایت از زن و برای طلاق و جدائی زن خود را رها کند و برود تا زن هر کاری دلش خواست بکند و نهایت آن طلاق میشود .ولی این روش یک روش انسانی و منصفانه نیست. هیچ انسان شرافتمندی برای راحت شدن خود نمیتواند به دیگری آسیب برساند و البته نفع یک فرد نباید به قیمت آسیب دیگری تمام شود و حتی الامکان باید از راههایی که ضرری به دیگران نمیرسانند برای رسیدن به منافع اقدام کرد . این موضوع در ارتباط با عسر و حرج در قانون آورده شده است لذا وقتی اثبات عسر و حرج ادله ای ندارد طبیعیست قانون هم حمایتی برای از هم پاشیدن زندگی نمیکند .

و انصاف حکم میکند که با رضایتمندی نسبی دو طرف طرفین بر سر ادامه زندگی و یا طلاق توافق کنند .اما متاسفانه بعضیها کارهایی میکنند که روی بازگشت به زندگی را ندارند و از طرف دیگر امکان طلاق هم نیست و در بلاتکلیفی میمانند .

البته امکانات و قوانین هم باید طوری طرح ریزی شوند که این آزار و اذیتها به حداقل مقدار خود برسد که بنظر میرسد ایجاد تغییرات اساسی در حقوق خانواده و نحوه برخورد با حقوق زن و شوهر لازم باشد تا بعنوان مثال حق مهریه برای زن براحتی نتواند زندگی را مختل کند و زندگی مشترک را بطرف طلاق پیش ببرد .

در طلاق یا توافق بشود و یا قانون تشخیص بدهد ادامه این زندگی غیر ممکن است و در غیر این صورت ابزار ناراحتی از دست طرفین اختلاف گرفته شود .در ابتدا هم لازم است ازدواجها بر اساس شناخت صورت پذیرد و اگر بشود مشخصات طرفین از جهت تحصیلات و ازدواج قبلی و بیماریها در قسمتی مشخص شود تا با بروز فریبها امکان فسخ راحتتر ایجاد شود (البته این تدبیر باعث خواهد شد که کسی اصلا به فکر تدلیس و فریب نیفتد )

تاسفم برای بنده ای است که بندبند لحظاتش بنده ی بندگان بنده ی شهوتیست که بندبند روحش را به بند میکشند و بند تنش را میدرند.
>>>>>>>>> Only Love <<<<<<<<<
     
#12 | Posted: 3 Jan 2013 19:59
نارضایتی جنسی به کدام طلاق منجر می شود؟

دکتر مهدی مسلمی فر، روانشناس، سکسوتراپ و مشاور خانواده است که سال ها در مرکز مشاوره خود، به مراجعین، مشاوره های خانوادگی و زناشویی می دهد. با توجه به اینکه امروزه علل اصلی بخشی از طلاق ها، مشکلات و نارضایتی های جنسی زوجین عنوان می شود، در این گفتگو او به این مسائل پرداخته است.

در سال های اخیر آمارهایی ارائه شده مبنی بر اینکه از هر 4 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود. کارشناسان مسائل اجتماعی و فرهنگی، دلایل بسیاری را برای وجود چنین آمار طلاقی ارائه می دهند. اما ظاهراً مهم ترین دلیل که جدیداً هم سعی شده بیشتر به آن پرداخته شود، وجود مشکلات جنسی و نارضایتی های زناشویی در میان زوجین است. نظر شما به عنوان یک روانشناس و مشاور زوج درمانی در این زمینه چیست؟

به طور میانگین با توجه به آمارهایی که گرفته شده و بعضاً هم از طریق ارگان های رسمی اعلام شده ، امروزه تا 50 درصد علت طلاق ها را ناشی از مسائل جنسی می دانیم . البته در کنار روابط جنسی، صمیمیت جنسی را هم بایستی در نظر بگیریم. این آمار نشان دهنده تحولی است که در جامعه ما در حال وقوع است و انکار آن نیز مشکلی را حل نمی کند. این تحول ناشی از تبدیل یک جامعه سنتی است به جامعه ای که بیش از پیش با مفاهیمی مانند مدرن زندگی کردن، که تنها به استفاده بیشتر از تکنولوژی ختم نشده و به وضوح دارای بار فرهنگی و اجتماعی برای ما بوده، پیوند خورده است. در این رویکرد که خصوصاً در میان نسل دهه 70 در حال شیوع است، باورهای جدیدی مطرح می شود که گاه حتی در مورد مسائل جزئی تری نظیر "پوشش" و یا "خرده آئین هایی که در مورد آداب آشنایی و ادامه ارتباط در قالب یک دوستی" وجود دارد، ناهماهنگ و گاهی در تعارض با مفاهیمی است که برای نسل گذشته، یعنی پدرها و پدربزرگ ها معنا می شده است.

یکی از مهم ترین این مفاهیم که چه از لحاظ تعریف، چه از لحاظ مناسک و چه از لحاظ کارکرد آن در خانواده دستخوش تغییر و تحول قابل ملاحظه ای شده است، مفاهیم جنسی و اهمیت آن در روابط زناشویی است. به عقیده بنده جالب اینجاست که دامنه این تغییرات آنقدر گسترده و فراگیر بوده که انگار از نسل جدید به نسل های گذشته نیز در حال تعمیم است. ما می توانیم در بسیاری از آثار و محصولات فرهنگی به عنوان یکی از مقیاس ها و مظاهر تفکر اجتماعی، شاهد تسری این تغییر دیدگاه باشیم. به نظر من مسئله جنسی در ازدواج و طلاق و طور کلی روابط مبتنی بر عاطفه زناشویی، صد در صد هر چقدر که جلوتر برود، اهمیت بیشتری پیدا کرده و توجه واقع بینانه تری را می طلبد. البته این به این معنا نیست که لزوماً طلاق هم افزایش پیدا خواهد کرد، بلکه به این معناست که اگر آموزش های لازم داده نشود و ما فقط دستمان را روی عقربه خطر بگیریم تا کسی آن را نبیند، از خرابی ماشین جامعه پر شتابمان جلوگیری نکرده ایم و امکان افزایش فزاینده آمار طلاق وجود دارد.

به علاوه اینکه عدم برخورد به موقع، مسائل دیگری نیز همچون افزایش آمار ایدز و هپاتیت بی که آمار رسمی در موردشان وجود دارد، را ایجاد می کند. قطعاً این نوع نگرانی ها در مورد ازدواج و سلامت جنسی به طور ناخودآگاه در شریان های حیاتی جنبه های مختلف انتخاب های یک خانواده رسوخ کرده و باعث می شود که روند ازدواج کاهش پیدا کند. امروزه ما شاهد دختران و پسران بیشتری هستیم که هنوز وارد زندگی زناشویی نشده اند و یا سبک های جدیدی از زناشویی را جستجو می کنند.

با توجه به اینکه این آمار، آمار طلاق های حقوقی است و همه مسائلی که ذکر کردید، نتایج مستقیم و آشکار مشکلات جنسی جامعه ماست، در مورد طلاق های عاطفی و پنهان که آمار 80درصد هم برایش ذکر شده، چه می توان گفت و چه اندازه مسائل جنسی در ایجاد و میزان طلاق های عاطفی تأثیر گذار است؟

متاسفانه طلاق های عاطفی هم آمار قابل توجهی دارد و چون هم کار کارشناسی در موردشان انجام نمی شود و هم مردم حاضر به بازگویی یک سری از مسائل نیستند، آسیب شناسی و آسیب پژوهی آن نیز همیشه با دشواری های همراه است. درواقع اگر گفته می شود، از هر 4 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود، اگر بخواهیم آمار مسائلی چون سردی روابط خانودگی، روابط خارج از زناشویی و از کار افتادن کارکرد واقعی جنسی- زناشویی زوجین را در نظر بگیریم، این آمار را من از هر 4 ازدواج حداقل 2 ازدواج در نظر می گیرم. طبق آخرین اظهارنظر یکی از اعضای سازمان نظام روانشناسی در صدا و سیما، از هر 4 رابطه، 3 ازدواج درحال طلاق یا در معرض طلاق عاطفی و سردی روابط زناشویی هستند. برای همین آمار طلاق های عاطفی، بیشتر از طلاق های حقوقی است.

علاوه بر این در میان خانواده های ایرانی، موارد متعددی وجود دارد که به دلایلی نظیر قبیح دانستن طلاق، هزینه های مادی و معنوی که زوجین باید پس از طلاق متحمل آن گردند و نیز مسئله پیچیده فرزندان، حاضر به جدایی شناسنامه ای از یکدیگر نیستند و طلاق عاطفی را بالاجبار می پذیرند. منتها به عقیده من نکته ای وجود دارد و آن این است که طلاق های عاطفی رابطه تنگاتنگ تری با مسئله جنسی دارند. زیرابا توجه به این که غالباً در این نوع از جدایی روابط جنسی قطع می شود، ما می توانیم به عنوان یک مقیاس شروع، طلاق عاطفی را با کاهش قابل توجه روابط جنسی ارزیابی کنیم. بنابراین یکی از اولین نشانه های شروع طلاق عاطفی در یک خانواده، می تواند کاهش چشمگیر روابط جنسی- زناشویی در میان زوجین باشد.

پس در واقع مشکلات ناشی از مسائل جنسی بیشتر منجر به طلاق های عاطفی می شوند تا طلاق های حقوقی؟

بله، نارضایتی از روابط جنسی روی طلاق های عاطفی سریع تر تأثیر می گذارد تا طلاق های حقوقی. طلاق های حقوقی یک جدایی کامل است، نگهدارنده های بیشتری را از دست داده و غالباً دارای ابعاد چندگانه و عمیق تری است که می تواند بر موارد دیگری تمرکز پیدا کند. اما مسائل جنسی در یک طلاق عاطفی که هنوز عوامل مختلفی از فروپاشی کامل یک خانواده جلوگیری می کنند، غالباً به عنوان مؤثرترین حربه برای مجازات و ابراز تمایل به واگرایی رابطه از سوی زوجین انتخاب می شوند. گرچه خود طلاق های عاطفی و بی توجهی به پیامدهای بسط آن در زناشویی نیز پس از مدتی می تواند تبدیل به طلاق های حقوقی شود. به هر حال تا یک حدی آدم ها می توانند فقط به عنوان یک همخانه به دیگری نگاه کنند و اگر عواملی مانند حضور فرزندان یا حمایت اجتماعی مادی و معنوی پس از جدایی، مفاصل رابطه را به هم پیوند نزند، یک واحد زناشویی قادر به ادامه حرکت خود نبوده و یا دچار انحراف در مسیر روابط خارج زماشویی می شود.

آیا می توان گفت افزایش نارضایتی های جنسی و به دنبال آن طلاق، ناشی از زندگی مدرن و معاصر ماست؟ چه پیشینه شناسی در مورد وجود مشکلات زناشویی در میان زوجین، در گذشته وجود دارد؟

شاید این واقعیت داشته باشد که قبلاً روابط جنسی نمی توانست اینقدر تعیین کننده باشد. چون در گذشته ازدواج ها حتی اگر مبتنی بر کیفیت های جنسی بود، در مرحله تقاضا این ملاحظات در نظر گرفته می شد و در ادامه یک رابطه زناشویی انگار نوعی اجبار اجتماعی درونی شده، نوعی سازگاری را بر اساس هنجارهای از پیش تعیین شده رقم می زد. الان انتظارات زناشویی افزایش یافته و زندگی ها پیچیده تر شده است. کیفیت های جنسی ماهیت های پیچیده تری پیدا کرده اند و عوامل اجتماعی و هنجارها نیز کارکرد گذشته را ندارند. به عقیده من شعار نسل جدید "من متفاوتم" است و تعاریف و ارزش هایی که با محوریت این شعار در حال ایجاد است، حال و هوای جدیدی را ایجاد کرده است که همه نسل های پیشین نیز در حال تنفس آن هستند. در این حال و هوا آداب و باورهای جدیدی رشد پیدا کرده که مسائل جنسی نیز از آن مستثنی نیستند. شاید به همین دلیل است که نیاز به کسب مهارت های زندگی کاملاً محسوس شده است.

جامعه ما بیشتر در حال سپری کردن یک دوره گذار است. امروزه حواشی زندگی مشترک چندبعدی شده، فرم ارتباطات عوض شده و نیازها، محرک ها و پاسخ ها تغییر پیدا کرده است. خروجی همگی این موارد در ارتباطات زناشویی گویی منجر به این شده که مسائل جنسی برجسته تر از قبل و دارای کارکرد جدی تر و بااهمیت تری شود. پیچیدگی های اقتصادی، شبکه ارتباطات گسترده و کنترل نشده که با حجم شگفت آوری ارائه می شود و نیز تغییرات ساختاری اجتماعی و شغلی، همگی زندگی معاصر را اینقدر چندگانه و پیچیده کرده است که در میان این همه، داشتن رضایت جنسی تبدیل به مهم ترین مؤلفه یک زندگی مشترک برای بقای آن در کنار تمامی مشکلات مذکور شده است.

در گذشته مسایلی نظیر همسایگی، وجود یک سری اعتقادات مشترک که از سوی خانواده مورد پذیرش بود و حتی گاهی یک شناخت اولیه، می توانست منجر به یک ازدواج شود. مسائل جنسی نیز بیشتر به عنوان بخشی از روند زندگی محسوب می شد که نسبت به الان پس از گذشت دوره های کوتاه تری معطوف به تولیدمثل و فرزندان بود. اما الان مسائلی مثل ظرفیت لذت های معاشرتی، انتخاب و همسانی مسیرهای شغلی و تحصیلی، مسائل اقتصادی و وابستگی های عاطفی پیش از ازدواج اهمیت بیشتری پیدا کرده و باعث می شود خانواده در جامعه ای که کارکرد و ضریب تأثیر والدین بر روی فرزندان نیز دچار تحول شده است، دچار چالش های متفاوتی نسبت به گذشته شود. البته این مسئله ای نیست که صرفاً بخاطر مدرن شدن جامعه اتفاق بیفتد. علاوه بر مدرن شدن، چندگانه شدن و چند پاره شدن هم وجود دارد. ما در مسائل فرهنگی و اجتماعی در حال تحول و تغییریم و این تغییر لزوماً درجهت مدرن شدن نیست. یعنی به جهت پیشرفته تر شدن و تکنولوژیک تر شدن ما نیست. بسیاری از مشکلات خانوادگی و حتی معضلات اجتماعی ما به نوعی با مسئله جنسی پیوند خورده است. بسیاری از مواقع اصلاً نمی دانیم کجا داریم می رویم.

برنامه ریزی و مدیریت واحدی برای سر وسامان دادن به این نوع مسائل وجود ندارد. این چندگانگی و مجمع الجزایری شدن فرهنگ اجتماعی ما، که به عقیده بنده به دلیل نبود متولی مؤثر واحد است که بتواند در این حوزه مسائل را در کنار هم مدیریت و برنامه ریزی کند، باعث شده که هر کدام از این قسمت ها به یک سمت و سویی حرکت کند و همخوانی ها نسبت به گذشته کمتر باشد. مثلاً هنوز در مورد مسائلی مثل ازدواج موقت و قوانین و کارکردهای عرفی آن، آرای مختلفی وجود دارد. ما هنوز نتوانستیم به لحاظ اجتماعی و فرهنگی پیشنهادهایی را برای نیاز جنسی زنان مطلقه یا جوانان مجردی که به هر دلیل قادر به ازدواج نیستند، اجرایی کنیم. گرچه ممکن است به لحاظ قانونی، قوانینی هم در این زمینه داشته باشیم، اما به لحاظ اجتماعی و فرهنگی هنوز به درستی فرهنگ سازی نشده است. در نتیجه این افراد به جای داشتن یک رابطه جنسی سالم و در چارچوب، مجبور به پنهان کاری و دست زدن به روابط پرخطری می شوند که هم برای سلامت جنسی خودشان و هم برای سلامت جنسی جامعه خطرناک تر است.

بنابراین این موضوع به این معناست که در زندگی های گذشته اساساً مشکلات زناشویی و نارضایتی های جنسی وجود نداشته یا اینکه منجر به طلاق نمی شده است؟

همانطور که گفتم در قدیم به دلیل فشار خانواده و اجتماع و بافت سنتی خانواده ها، قبح مسئله ای به نام طلاق و حتی طولانی و سخت تر بودن شرایط حقوقی طلاق، این مسئله کمتر می توانست به طلاق منجر شود. انگار در گذشته یک کنترل عرفی و اجتماعی طبیعی در مورد قبیح دانستن طلاق، منجر به جلوگیری از طلاق گرفتن می شده است. این به این معنا نیست که لزوماً درگذشته رضایت جنسی بیشتری وجود داشته، اما به هر حال زن و شوهر سعی می کردند به زندگی ادامه دهند. در واقع زندگی های قدیم فقط زندگی های مستدام تر و بادوام تری بوده است. فرهنگ و اجتماع و باورهای دینی این دوام را کنترل می کرده و هزینه های جدایی برای فرد خیلی بیشتر از هزینه هایی بوده که فرد الان لازم است پرداخت کند. این مسئله اول است. دوم اینکه قبلاً این مسئله اینقدر هم پررنگ نمی شده که کار به طلاق بکشد؛ چراکه سطح انتظاراتی که افراد الان از روابط زناشویی و عاشقانه و سلامت جنسی دارند، کاملاً متفاوت با گذشته و بسیار بالاتر است.

در گذشته فرد سطح انتظارات بسیار پایین تری داشته و حتی در مورد مسائل اقتصادی استاندارد پایین تری را برای آمادگی شروع به زندگی در نظر می گرفته است. ارتباطات در یک دایره محدودی شکل می گرفته که فرد در آن راحت تر می توانست احساس رضایت داشته باشد. اما الان زندگی و سطح توقعات افراد پیچیده تر و نیازهای افراد متفاوت شده است. این موضوع در همه زمینه ها اتفاق افتاده است. در همه ابعاد؛ از مسائل جنسی تا تربیت کودک شاهد موقعیت های متفاوتی هستیم که برخلاف گذشته مسئله زا شده اند و نیازمند آموزش و کسب مهارت هستند. امروزه خانواده ها خواهان سطح استاندارد بالاتری در همه وجوه زندگی شان هستند.

سؤال بعدی من در مورد سهم گسترش پورنوگرافی از طریق رسانه های مختلف در ایجاد مشکلات و نارضایتی های زناشویی است. به نظر شما این موضوع چقدر می تواند تأثیر گذار باشد؟

"پورنوگرافی" براساس تعریفش که تجسمی بی پرده از مسائل جنسی باهدف تحریک یا ارضای جنسی است، می تواند موضوع یک گفتگو یا بحث مستقل باشد. واقعیت آن است که در چند دهه اخیر، با گسترش فرهنگی که موضوعات جنسی را تابو نمی‌داند، صنعتی با محوریت تولید و مصرف محتوای پورنوگرافی ایجاد شده‌است که گسترش رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنت در شکوفایی این صنعت نقش مهمی داشته است. البته کشورهای مختلف قوانین متفاوتی در این زمینه دارند. ما الان شاهد عکس دختر بچه هایی هستیم که آرایش می شوند و روی جلد مجلات چاپ می شوند. این در بسیاری از کشورهای دیگر جرم است و نوعی پورنوگرافی محسوب می شود. نه به خاطر اینکه کسی قرار است با دیدن این عکس ها تحریک شود، بلکه اینها زمینه ای را برای بروز یک فرهنگ غلط ایجاد می کند و ممکن است در دراز مدت برای افراد سوءرفتارهایی را ایجاد کند. دیدن مدام تصاویری از این دست می تواند منجر به ایجاد اختلالی شود که در روانشناسی به آن وُیریسم (چشم چرانی) گفته می شود.

ولنگاری های دیداری که حتی می تواند به خودارضایی منجر شود، توسط همین نوع عادی شدن ها در جامعه ایجاد می گردد. مسایلی از جنس پورنوگرافی می تواند حتی بسیاری از تصاویر ذهنی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. تا جایی که فرد حین داشتن رابطه جنسی، تصاویر دیگری را در ذهن خود جایگزین همسرش کند. همه اینها یک زنجیره است که می تواند از جایی شروع شده و منجر به مسائل دیگری هم شود؛ مثل شکل گیری روابط خارج از زناشویی که پس از رواج برخی از سریال های ماهواره ای قبح آنها شکست و افزایش فزاینده ای داشت. همه اینها ناشی از آن است که ما قبل از آماده شدن برای مواجهه با بسیاری از مسائل، با آنها مستقیماً برخورد کرده ایم و از قبل به فکر آموزش و پیشگیری نبوده ایم.

در دوره ای که شاهد رواج تبلیغات جنسی در گوشه و کنار اکثر سایت های اینترنتی و زیرنویس سریال های ماهواره ای هستیم، مباحثی مانند پورنوگرافی اهمیت بیشتری پیدا می کند. خصوصاً اینکه کودکان را با سؤال های زیادی رو به رو می کند و در مقابل جواب هایی که بعضاً به درستی داده نمی شود.

از طرف دیگر عدم وجود آموزش های منسجم در مورد جنس مخالف و روابط جنسی پس از بلوغ، یک نظام چندگانه و ناهمگن را در سیستم زندگی ما ایجاد کرده، که منجر به تعارض مفاهیم میان نسل ها شده و باعث شده نسل جدید به جای اعتماد به داشته های نسل پیشین، خود شروع به تجربه کند. در واقع در فضای جامعه امروز ما شاهد نوعی " تورم جنسی " هستیم که فیلم ها، عکس ها و وسائل جنسی می تواند به این شدت بحث بر انگیز شود. ما در کلینیک ها می بینیم که فرد در جواب علت روابط خارج از زناشویی خود عین دیالوگ های سریال های ماهواره ای را عنوان می کند و این نشان می دهد که اینها از جایی آموزش داده شده است؛ گرچه باید تأکید کنم این سریال ها تنها علت شیوع این موارد نیستند و تنها یکی از نقاط عطف محسوب می شوند. دلایل دیگری هم برای همه این مسائل جنسیِ پیش آمده وجود دارد، که همان عدم آموزش صحیح و پاسخ ندادن به سؤالات جنسی کودکان و نوجوانان است. اینکه بچه های ما آموزش جنسی را از همسالان خود در مدارس و دایره های دوستی و یا از طریق اینترنت و بولوتوث و موبایل دریافت کنند، قطعاً مطلوبیت ندارد.

در همه جای دنیا جنبش هایی علیه پورنوگرافی وجود دارد و حتی روز 28 اکتبر یا 7 آبان را به عنوان روز مبارزه با پورنوگرافی نامگذاری کرده اند. بنابراین ما با یک پدیده جهانی مواجه هستیم که به دلیل سود سرشاری که عاید تهیه کنندگان می کند، مدیریت می شود. برای مقابله با آن نیز نیاز به هوشمندی و درایتی بیشتر از اعمال فیلترینگ داریم. همچنین در پاسخ به پرسش شما می توان به آسیب های روانشناختی ناشی از پورنوگرافی نظیر شرطی سازی نابهنجاری های جنسی، تشدید و ایجاد عوامل مختلف اعتیاد جنسی، تغییر آستانه تحریک جنسی و نیز اختلال در عملکرد طبیعی برانگیختگی و ارگاسم خصوصاً در زنان اشاره کرد. ضمن آنکه پورنوگرافی یکی از زمینه سازها و تأثیر گذار آغاز انحرافات جنسی است.

آقای مسلمی فر به خودارضایی اشاره کردید. آیا خودارضایی هم می تواند بر نارضایتی های جنسی پس از ازدواج تاثیرگذار باشد؟

خودارضایی در سنینی می تواند به دلیل عدم داشتن فعالیت های فیزیکی مناسب، مدیریت نکردن خانواده، کنجکاوی های جنسی و... افزایش پیدا کند. در مورد بعد از ازدواج نگرانی در مورد تداوم این رفتار است که می تواند تبدیل به یک رفتار عادتی سوء شود. اما باید توجه داشت که این مسئله قابل حل و درمان است و این را نباید به عنوان یک انحراف جنسی بنیان کن در نظر بگیریم و کنار مسائلی همچون روسپیگری یا رابطه خارج زناشویی قرار دهیم.

در شرایطی که عنوان می شود اکثر درخواست های طلاق از طرف زنان است(حدود 80 درصد)، و با توجه به شغل شما به عنوان مشاور و سکس تراپیست، مراجعه کنندگان مشکلات زناشویی بیشتر خانم ها هستند یا آقایان؟

بیشتر مراجعه کننده ها خانم هستند که برای حل مشکلات زناشویی، روان درمانی و حتی زوج درمانی مراجعه می کنند. آقایان به دلیل غرور و تعصب مردانه ای که به لحاظ عرفی دچار آنند در بسیاری از مواقع حتی حاضر به پذیرفتن این نوع مسائل و مراجعه به مشاور و روانشناس نیستند و این را به حساب نقطه ضعفی برای خود می دانند که باید پنهانش کرد، لذا کمتر حاضر به مراجعه می شوند. از طرفی هم راحت تر در روابط جنسی ارضا می شوند و واقعاً کمتر به لحاظ روانشناختی دچار بحران های جنسی هستند. از لحاظ بیولوژیک چرخه جنسی یک مرد هم به لحاظ برانگیختگی و هم به لحاظ پروسه ارضا ساده تر است و حتی نقاط تحریک پذیر کمتری در بدن مردان وجود دارد.

در صورتیکه زن ها هم مکانیزم پیچیده تری داشته و هم نیازهای عاطفی و احساسی بیشتری را در رابطه دارا هستند. ما آمار بالایی از سردمزاجی جنسی در میان زنان به دلیل ارضا نشدن نیازهای جنسی- عاطفی و فانتزی های ذهنی آنها در زمان برقراری روابط جنسی داریم که غالباً ناشی از ظرافت های آمیزشی زنان و ناآگاهی های مردان در برقراری یک ارتباط کامل و همه جانبه است. به همین دلیل فشارهای جنسی روی خانم ها بیشتر است. برای زنان، گفتگو، صمیمیت و معنویت روابط جنسی، مسائل عاطفی و حتی فانتزی ها در تحریک و ارضا نقش متفاوتی را ایفا می کند و زنان و مردان باید بر این تفاوت های جنسی آگاهی داشته باشند.

این سوال من به نوعی عکس سوال اول است. اگر نارضایتی جنسی منجر به طلاق می شود، رضایت جنسی و زناشویی در یک خانواده، چقدر می تواند تضمین کننده دوام زندگی باشد و در کنار دیگر مشکلات اقتصادی، فامیلی و اجتماعی، باعث ادامه یافتن زندگی زناشویی شود؟

در ابتدا لازم است به این نکته اشاره کنم که ما روابط جنسی را نباید در قالب ارضای جنسی خلاصه کنیم. داشتن یک خلوت و یک فضای معنوی و عاطفی برای زن و شوهر که در آن فضا با هم حرف بزنند و چالش های خود را بیان و حل کنند، زناشویی خود را تجدید کنند و خاطراتشان را یادآوری کنند، همگی در مجموعه روابط جنسی قرار می گیرد. مسائل زناشویی فقط مختص به اتاق خواب نیست. و لذت زناشویی تنها شامل هم آغوشی نمی شود. اتفاقاً غالب روان درمانگران جنسی بر این باورند که این اتفاقات روزانه است که پیش نیاز داشتن روابط جنسی خوب و کامل است. هیچوقت یک عامل نمی تواند تضمین کننده باشد، بلکه همه حریم های جانبی زندگی همچون آداب احترام و معاشرت و حمایت از یکدیگر مواردی بسیار مهم در رضایت از زندگی مشترک محسوب می شوند؛ چراکه عشق در زندگی مشترک چیزی جز آزادی و حمایت از یکدیگر نیست. و همین عشق دارای رابطه تنگاتنگی با روابط جنسی و داشتن رضایت از زندگی مشترک است.

در واقع یک رابطه متقابل و دوطرفه میان رابطه جنسی و عاشقانه با تعادل در جنبه های دیگر زندگی همچون مسائل اقتصادی، اخلاقی و خانوادگی وجود دارد. به این معنی که وجود یک رابطه زناشویی رضایت بخش خود ناشی از رضایت از دیگر جنبه های زندگی است و از طرف دیگر هم رضایت از زناشویی خود می تواند دیگر مشکلات زندگی را همچون شرایط اقتصادی بد یا مشکلات اخلاقی و خانوادگی تا حدود زیادی رو به بهبود قرار دهد. در واقع رابطه جنسی می تواند خروجی و عقربه هشدار در کلیت یک زندگی مشترک باشد. برای مثال 3 شیفت کار کردن قطعاً روی مسائل جنسی تأثیر نامطلوب می گذارد یا یک استرس شغلی می تواند منجر به کاهش تمایل جنسی و حتی خاموشی موقت آن گردد. بنابراین همه چیز یک زندگی مشترک و داشتن یک رابطه جنسی رضایت بخش صد در صد دست 2 نفر نیست و عوامل مؤثر دیگری هم وجود دارد. با این وجود در این میان، عوامل جنسی می تواند به دست 2 طرف تا حدود زیادی کنترل شده و حتی روی روابط دیگر هم تأثیر گذار شود.

به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
     
#13 | Posted: 4 May 2015 08:45
۱۲ کشوری که بیش از همه از روابط جنسی خود راضی‌اند


وب سایت «آلترنت» در گزارشی نوشته است: به نظر می‌رسد با وجودی که آمریکا هنوز تنها ابرقدرت جهانی تلقی می‌شود و ستاره‌های هالیوودی آن مثل جورج کلونی و کیت آپتون در رسانه‌ها به عنوان نماد سکسی‌ترین‌ها معرفی می‌شوند، به نسبت سایر کشورهای جهان از نظر میزان رضایت از روابط جنسی بسیار عقب‌تر است.

با وجود اینکه بخش‌هایی از جامعه آمریکا نسبت به مسائل جنسی دیدگاه پیشرویی دارند ولی در مجموع هنوز هم نوعی وارستگی و ناب گرایی سنتی بر این کشور حاکم است.

شاید به همین خاطر است که تحت فشار گروه‌های مذهبی و دست راستی، آموزش مناسبات جنسی در مدارس محدود است، سقط جنین بحث برانگیز است، روابط و حقوق همجنسگرایان کاملا به رسمیت شناخته نشده و در مقابل میزان رضایت مردم آمریکا از روابط جنسی خود به نسبت سایر کشور‌ها پایین‌تر است.

یک پژوهش بین‌المللی که اخیرا در مورد میزان رضایت مردم کشورهای مختلف از روابط جنسی انجام شده نشان می‌دهد که فقط حدود ۴۸ درصد از مردم آمریکا از این بابت احساس رضایت می‌کنند. میزان فعالیت جنسی مردم در بسیاری از کشور‌ها بیشتر از آمریکا و در مواردی هفتاد برابر بیشتر است.


اما میزان رضایت از روابط جنسی چگونه سنجیده می‌شود؟

بر اساس «پژوهش جهانی دورکس»، عوامل موثر در داشتن یک رابطه جنسی خوب و فعال عبارتند از: احترام و عشق متقابل بین زوج، نداشتن استرس و فشار عصبی، توانایی ارضاء شدن و ارضاء کردن، نگران نبودن از کم کاری یا ناکارایی جنسی، سلامت روحی و جسمی و تناوب در دفعات عشق ورزی و آمیزش.

این پژوهش که در سال ۲۰۱۴ انجام شده در عین حال تاکید می‌کند که موقعیت اقتصادی و سیاسی افراد و هر جامعه به طور کلی در میزان رضایت جنسی موثر است.

سایت «آلترنت» پس از بررسی نتایج این پژوهش، کشورهایی را که مردم آن دارای بالا‌ترین میزان رضایت جنسی هستند انتخاب کرده و بدون هیچ ترتیب خاصی در این فهرست قرار داده است.


۱- سوئیس:

کشوری است که در زمینه پورنوگرافی، فحشای قانونی، آموزش روابط جنسی از سنین پایین و سقط جنین قوانین بسیار پیشرویی دارد. در عین حال در میان کشورهای جهان پایین‌ترین نرخ بارداری نوجوانان را دارد. حدود۲۰ درصد از مردم این کشور روابط جنسی خود را عالی توصیف می‌کنند.

۲- اسپانیا:

این کشور در زمینه حقوق همجنسگرایان و آزادی روابط جنسی یکی از پیشرو‌ترین قوانین جهان را دارد. در نظرسنجی‌های نه چندان علمی که در سال‌های اخیر صورت گرفته است، مردان اسپانیایی در صدر فهرست بهترین معشوق‌های مذکر قرار گرفته‌اند. حدود یک چهارم از مردم این کشور روابط جنسی خود را بسیار عالی توصیف می‌کنند. و در نظرسنجی که سال گذشته در میان هزار نفر از مردم انجام شد ۹۰ درصد گفتند که در یک رابطه عاشقانه و جنسی پایدار احساس رضایت بیشتری می‌کنند.

۳- ایتالیا:

بر اساس نظرسنجی‌هایی که امسال انجام شده حدود ۶۴ درصد از مردان و زنان ایتالیایی از روابط جنسی خود رضایت دارند و در مورد یک سوم آن‌ها هم آغوشی حداقل ده دقیقه طول می‌کشد. مردان ایتالیایی به عنوان معشوقان موفق و مطلوب شهرت دارند و در میان زنان ایتالیایی نیز آنهایی که روزانه دو جام شراب می‌نوشند از روابط جنسی خود رضایت بیشتری دارند.

۴- برزیل:

در مجموع به نظر می‌رسد که مردم برزیل از نظر رضایت از روابط جنسی یکی از کشورهای موفق جهان هستند. در مورد تعداد و تناوب هم آغوشی مردم این کشور آمارهای مختلفی وجود دارد ولی به نظر می‌رسد که به طور متوسط یک یا دو بار در هفته باشد. مردان برزیلی پس از اسپانیایی‌ها در فهرست معشوقان مطلوب در مقام دوم هستند و ظاهرا جوانان در این کشور زود‌تر از سایر نقاط جهان بکارت خود را از دست می‌دهند.

۵- یونان:

به نظر می‌رسد که یکی از دلایل رضایت جنسی مردم یونان این است که از صحبت کردن در مورد سلیقه و وسوسه‌های جنسی خود اکراه ندارند. سابقه بحث در مورد مسائل جنسی به یونان باستان و قرن‌ها قبل از میلاد باز می‌گردد. شکی نیست که صحبت بی‌پرده و داشتن درک متقابل بین زوج به سلامت و فعالیت رابطه جنسی می‌افزاید. و در عین حال طبیعت و رژیم غذایی خوب مردم این کشور نیز موثر است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۵۰ درصد از مردم یونان از روابط جنسی خود کاملا رضایت دارند.

۶- هلند:

این کشور به عنوان یکی از لیبرال‌ترین نقاط جهان در مورد روابط جنسی و سکس تلقی می‌شود. بیش از ۶۰ درصد از زنان و مردان هلندی می‌گویند که نیاز‌ها و وسوسه‌های جنسی خود را با صراحت بیان می‌کنند و این به رضایت از رابطه کمک می‌کند. جالب این است که هلند یکی از پایین‌ترین نرخ‌های بارداری نوجوانان و ابتلا به ایدز را دارد. بیش از ۲۲ درصد مردم این کشور رابطه جنسی خود را عالی توصیف می‌کنند.

۷- مکزیک:

این کشور یکی از شهوانی‌ترین نقاط جهان و از نظر میزان رضایت از روابط جنسی مردم آن در ردیف دوم قرار دارند. در دهه اخیر آموزش روابط جنسی در محیط‌های آموزشی و در سطح جامعه گسترش یافته و در عین حال دولت، فحشای کنترل شده را در بسیاری از ایالت‌ها قانونی کرده است. ولی با این همه مکزیک هنوز از نظر قاچاق زنان برای بهره کشی جنسی و سوء استفاده جنسی از خردسالان جزء بد‌ترین کشورهای جهان است.

۸- هند:

به نظر می‌رسد که برای هندی‌ها و به خصوص مردان، طولانی بودن مدت هم آغوشی نکته مهمی است. در مورد دلایل رضایت جنسی مردم این کشور فرضیه‌های مختلفی وجود دارد ولی آمار‌ها نشان می‌دهد که میزان بالایی از مرد‌ها، حدود ۶۱ درصد از روابط جنسی خود رضایت دارند. در عین حال مردان هندی معمولا برای برقراری اولین رابطه جنسی خود به نسبت سایر کشور‌ها باید بیشتر صبر کنند. سن متوسط از دست دادن بکارت مردان هندی ۲۲ سال است.

۹- استرالیا:

شاید دلیل رضایت مردم استرالیا از روابط جنسی خود گذراندن اوقات زیاد در محیط‌های طبیعی و بیرون از چهاردیواری خانه باشد. درصد بالایی از زنان استرالیایی از روابط جنسی خود راضی هستند و به نظر می‌رسد که تغییر شریک جنسی در این کشور بسیار رایج است و به طور متوسط هر استرالیایی ۱۰ شریک جنسی را در طول زندگی خود تجربه می‌کند.

۱۰- نیجریه:

بر اساس نظرسنجی دورکس، نیجریه با ۶۷ درصد بالا‌ترین میزان رضایت از روابط جنسی در جهان را دارد. شاید دلیل آن زمان طولانی هم آغوشی باشد که در این کشور به طور متوسط ۲۴ دقیقه است. با توجه به محیط بسته و سنتی جامعه و تسلط اسلام افراطی در بخشی از خاک نیجریه، این حد از رضایت جنسی شاید کمی عجیب به نظر برسد. در عین حال زنان نیجریه ناوفادار‌ترین شرکای جنسی هستند و ۶۲ درصد از آن‌ها اعتراف دارند که به زوج خود خیانت کرده‌اند.

۱۱- آلمان:

این کشور از نظر آموزش جنسی و قانونی کردن سکس یکی از پیشرو‌ترین کشورهای جهان است. در عین حال به نظر می‌رسد هیجان و ارضاء وسوسه‌های جنسی در میان مردم این کشور بسیار رایج است. حدود ۳۲ درصد از آلمانی‌ها اعتراف دارند که رابطه جنسی تک موردی (یک شبه) برقرار می‌کنند و یا در محیط‌های عمومی سکس دارند. مثل سایر کشورهای اروپای غربی، آلمانی‌ها هم رابطه جنسی خود را عالی توصیف می‌کنند. این کشور در عین حال از نظر کنترل بارداری نوجوانان و مهار بیماری ایدز بسیار موفق بوده‌ است.

۱۲- چین:

با وجودی که چین تحت حاکمیت حزب کمونیست یکی از بسته‌ترین و محافظه کارانه‌ترین کشورهای جهان است ولی به نظر می‌رسد که مردم این کشور در خانه‌های خود رابطه جنسی بسیار فعالی دارند. حدود ۸۰ درصد از مردم چین حداقل یک بار در هفته رابطه جنسی دارند. دلیل رضایت جنسی مردم چین مشخص نیست ولی برخی معتقدند که فناوری‌های جدید بی‌تاثیر نبوده است. بسیاری از چینی‌ها از فناوری‌های ارتباطی جدید برای تحکیم رابطه با شریک جنسی خود استفاده می‌کنند. در دهه اخیر فروشگاه‌های وسایل سکسی به شدت در چین رواج پیدا کرده و شاید بد نباشد بدانید که ۷۰ درصد ابزارهای فانتزی و ارضاء جنسی هم اکنون در چین تولید می‌شود.

به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
     
صفحه  صفحه 2 از 2:  « پیشین  1  2 
Sexology - سکسولوژی انجمن لوتی / Sexology - سکسولوژی / عدم رضایت جنسی و جدایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites