ارسالها: 6
#443
Posted: 21 Feb 2026 16:33
با نزدیک به 40 سال سن
هیچی...
البته بخوایم یه دور برگردیم عقب میبینیم که قشنگ بوده
لحظه ها آدمها اتفاقهای خوب و بد
و چقدر زود دیر میشه...
صبور
مثل درختی که در آتش میسوزد
و توانِ گریختن ندارد...
ارسالها: 9130
#447
Posted: 15 Jun 2026 16:38
فهمیدم همه ما بار سنگینی را بر دوش میکشیم.برای بعضی ها خیلی سنگین و برای بعضی سبک تر.بعضی وقتها این بار آنقدر سنگین میشود که دیگر نمی توان حرکت کرد.
اسم این بار گذشته است.همه ما بار گذشته مان را بر دوش میکشیم.باری که دور ریختنی نیست....
فهمیدم آدمها وقتی میمیرند که از سرنوشتشان شکست بخورند.وقتی که خسته بشوند و دست از جنگهمیشگی با سرنوشتشان بردارند،آنگاه آنها می میرند.
همه میمیرند و اغلب مرده های متحرک هستیم....
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
ویرایش شده توسط: Streetwalker