ارسالها: 9318
#1,251
Posted: 9 May 2025 06:45
درخت گردو
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ویرایش شده توسط: Streetwalker
ارسالها: 9318
#1,252
Posted: 13 May 2025 23:08
دیروز ۱۲ ماه می،روز جهانی پرستار بود.دریغ از یک تبریک💘
چقدر این ماه می ماه عجیبیه! روز کارگر،روز پرستار،،،،،
یاد پرستار شهید رضا حسنوند افتادم.
رضا پرستار ۲۶سالهای ساکن شهریار بود که در ۲۶ آبان ۹۸ در حال کمک به مجروحان و دادن شرح حال به اورژانس بود که گلوله مزدوران خامنهای به قلبش نشست و جان باخت.
آخرین عکس رضا و پدرش منو یاد مصیبت های خودم انداخت،،،،
چرخه مصیبت بود که به حرکت افتاده بود،،،،
یاد فوت مادرم افتادم.وقتی کفن مادرم را باز کردند و من دست و پا میزدم و روحم پرواز میکرد که مادرم را بغل کنم و ببویم و ببوسم ولی یک مشت حیوان عوضی کثیف دور و ورم را گرفته بودند ونمی گذاشتند مادر را حداقل نوازش کنم،،،،،
بی شرف ها،چقدر این فرهنگ ما مریض و مشکل دار است.چقدر ما کارمان مشکل دارد و خراب است.
به شما چه که جلوی آخرین خلوت مادر و فرزند را می گیرید؟
به چه حقی؟
به چه اجازه ای؟
یادمه یکیشون میگفت اگر یک قطره از اشکت به مادرت برسد دوباره باید شسته و کفن شود و حرومزادها حس با مادر بودن را تا ابد از من گرفتند،،،،
و چرخه مصیبت میچرخید و میچرخید و میچرخید،،،،
یادم افتاد چند روز بعد از خاکسپاری مادرم،وقتی حالم کمی بهتر شده بود یک نفر من رو کنار کشید و گفت فلانی از مادرت در غسالخانه عکس و فیلم گرفته و من چقدر حالم خرررراب شد،،،،،
من هنوز از این مصیبت سرگردانم،،،،،
چطور و چرا یک نفر به خود اجازه میدهد از پیکر بی جان فرد دیگری عکس یا فیلم بگیرد؟
واقعا چرا یک نفر باید اجازه داشته باشد پیکر بی جان انسان دیگری را ببیند؟
ای وای مصیبتا از این فرهنگ بیمار،ای وا مصیبتا از این جامعه ویران،ای وا مصیبتا از اخلاقیات بر باد رفته،ای وا مصیبتا از انسانیت دفن شده،،،،،
خاک بر سر ما که همه زندگیمان از تولد تا مرگ،هر لحظه اش سیرکی احمقانه و مزخرف و تهوع آور شده،همه درویی و دروغ و دروغ و دروغ،از فیلم گرفتن از زایمان تا بریدن پوست آلت نوزاد و پسر بچه ها تا نمایش خون بکارت دختر جوان در فامیل تا عروسی و طلاق و مرگمان،،،،
واقعا چرا زنهای فامیل من باید بتوانند بدن مادر من را دید بزنند؟
حتی مرده ها هم از این فرهنگ نجس و کثافت در امان نیستند؟
این چه لجن سرایی است که مرده ها هم حریم و حرمت ندارند؟
چرخه مصیبت خیال ایستادن نداشت و من را با خود روی زمین میکشید،،،،
یادم افتاد دختر جوانی در فامیل فوت شده بود.از ۱۲ سالگی درگیر سرطان بود و در ۱۸ سالگی پرکشید.
بعد فوتش پدر و مادرش سخت پریشان بودند.در جمع خانوادگی میزبانشان شدم که یکی از این پیرمردهای خرفت نماد حماقت با ژست خر دانا فرمود چرا اینقدر نا آرامی میکنید؟ شما بچه دارید،،،،
و پدر دختر که فریاد زد نمیتونم برم وسط خیابان برقصم که دخترم مرده،،،،،
دخترم مرده،،،،
دخترم مرده،،،،،
به قول لیلا در فیلم برادران لیلا چرا شما ها نمیمیرید؟
چرا خرهای دانا نمیمیرند؟
چرا خرهای دانا اینقدر فوضولند؟
چرا خرهای دانا پیرند؟
چرا؟؟؟؟؟؟
و مادرش هق هق کنان دستم را گرفت و به اتاق برد و من فهمیدم قرار است امشب دوباره دنیا بر سرم ویران شود،،،،
میان هق هق هایش گفت آخرین حرف دخترم قبل از به کما رفتن این بود که مامان من خیلی از مرگ میترسم،گفت دخترم بارها خواست با ما درباره مرگ حرف بزند و ما مثل احمق ها نگذاشتیم،گفت دخترم حالش را میدانست و ما ما مثل احمق ها میخواستیم فریبش دهیم،گفت ما دخترمان را همراهی نکردیم و او با یک دنیا حرف و ترس مرد،فریاد میکشید من نگذاشتم دخترم حرفها و ترس هایش را بگوید،فریاد میزد لعنت به من و من که ویران بودم،،،،،
بیزارم از دین شما ،لعنت به آیین شما،،،،،
لعنت به دین تقیه و آیین ریا
بیزارم از دین شما
لعنت به آیین شما
حس میکنم گردونه مصیبت از رویم رد شده و من را کاملا له کرده است،،،،،
یادم آمد بعد از مادرم،هرسال عید،هرکجا رفتم،اولین سوالشان از من این بود؛آیا پدر ازدواج کرده؟
و تمام آنهایی که این اولین نگرانی و سوالشان بود زن بودند! کسانی که برای مادرم دم تکان میدادند،،،،
اینها همانهایی بودند که زمانی که دختر بودم سالی یکبار نوروزها به خانه ما می آمدند و اولین سوالشان این بود؛ چرا ازدواج نکردی؟ دیگه پیر شدی! خواستگار نداری؟
آن زمان نیشهایشان چقدر دردناک بود و قطعا نقش مهمی در بدبختی امروزم داشتند و امروز هم نیشهایشان به اندازه آن زمان دردناک است.
تنها حسی که از این فامیل از کودکی تا امروز گرفته ام دشمنی ،کینه و حسادت بوده و بس،،،،،
گردونه مصیبت ایستاد،،،
به قول علی ابن ابی طالب؛تلك شقشقه هدرت ثّم قّرت،،،،
روز پرستار مبارک،،،،،
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 417
#1,253
Posted: 14 May 2025 18:54
Streetwalker:
روز پرستار مبارک،،،،
روزت مبارک بهترین 
با خیلی از حرفهات موافقم و البته اون بخشی که در مورد مادرت گفتی ؛ افسوس که مادرم ماها با سرطان دست و پنجه نرم کردم و روزهای آخر اون زن قوی و محکم رو ناتوان در بند سرم و اکسیژن و ... در آی سی یو دیدم و دیگه توان دیدم جسم بی جانش رو نداشتم ... پسرخالم خودکشی کرد خاله م بی تاب بود که چهرشو برای آخرین بار ببینه من و اقوام به خاطر باد کردن بدن و ... دوست نداشتیم اون صورت ورم کرده و ... ببینه الان که متن شمارم دیدم کاش میذاشتم ... کاش مقاومت نمیکردم
معیادگاه ما انسان و آبادی !
تاریخ آینده میدان آزادی ...
جانی & واکر
ارسالها: 526
#1,254
Posted: 15 May 2025 13:44
هر زن در جهان یک فرصته
به سراغ فرصت ها برید
من در مورد زن حرف نمی زنم
"ای خدای بزرگ ما رو ببخش"
ویرایش شده توسط: Amirarsal
ارسالها: 9318
#1,255
Posted: 26 May 2025 20:08
خداییش تو این هفت هشت سالی که پرستارم دکتر اسید پاشی ندیده بودم که قفل این مرحله هم برامون باز شد!
معرفی میکنم؛آقای دکتر اسید پاش!
با عرض معذرت،شاشیدم به سردر سازمان نظام پزشکی و صد البته نظام پرستاری ایضا.
میدونستم فهم و شعور و شخصیت با تحصیلات الزاما رابطه مستقیم ندارد اما انگار در مورد این گاو میش رابطه حالت معکوس پیدا کرده.
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ویرایش شده توسط: Streetwalker
ارسالها: 417
#1,256
Posted: 27 May 2025 11:05
Streetwalker:
میدونستم فهم و شعور و شخصیت با تحصیلات الزاما رابطه مستقیم ندارد اما انگار در مورد این گاو میش رابطه حالت معکوس پیدا کرده
البته که سواد و مدرک شعور نمیاره و لزوما کسی که دکتر یا ... آدم با سوادی نیست چون خیلی ها با سهمیه و کوفت و زهرمار تو ایران مدرک میگیرن
معیادگاه ما انسان و آبادی !
تاریخ آینده میدان آزادی ...
جانی & واکر
ارسالها: 526
#1,258
Posted: 27 May 2025 18:32
اگه می خواستم تو زندگی یه مسیر دیگه ای رو برم، ضمن احترام ترتیب تمام زنهای خوشگل جامعه رو می دادم
"ای خدای بزرگ ما رو ببخش"
ویرایش شده توسط: Amirarsal
ارسالها: 9318
#1,259
Posted: 28 May 2025 00:06
دلم تنگ شده برای اون روزا که کاربرهای فعالمون خودکار بودن،قانون مدار بودن،پاکدست بودن،سرشون به کار خودشون بود و دو دوزه بازی و زیرآبی رفتن رو اصلا نمیشناختند.سال به دوازده ماه ما یکبار هم تو کار شون دخالت نمیکردیم و توی هر تغییر و اصلاحی همراه و پشتیبان ما بودند.
اینجوری از دل یک تاپیک ده تا تاپیک میلیونی بیرون میکشیدیم و هر روز یک قدم به جلو برمیداشتیم.
خسته شدم.
خسته ام از دو رویی و دو دوزه بازی و کلک و کلاه و غرغر و نق نق و زیرآب زنی و لجبازی و دعوا و بحث و نقل....
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 9318
#1,260
Posted: 5 Jun 2025 23:36
الههحسیننژاد نماد است. نماد زن ایرانی است. دختری دهه هشتادی از دهکهای پایین اقتصادی که با آرایشگری توانسته خرج برادر معلولش را هم بدهد و با کار کردن بیوقفه در حال خلق آینده متفاوتی برای خویش است. او حتی به قیمت جانش هم باج به دزد یا متجاوز نمیدهد. عمیقا دلم سوخت.
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day