تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

هیپنوتیزم و مراقبه و تمرکز

صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین »  
#1 | Posted: 9 Mar 2010 17:02
در اینجا چندین مقاله در مورد هیپنوتیزم و مراقبه قرار میدم امیدوارم مفید باشه کسانی که تخصص دارن تو این موارد به این بخش کمک کنن.

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#2 | Posted: 9 Mar 2010 17:03
تکنيک هاي تقويت تمرکز و حافظه
قدرت تلقين
انسان موجودي تلقين پذير ميباشد و تلقين پذيري يکي از ويژگيهاي انسان است تلقين تاثير فوق العاده اي بر انسان دارد. شايد يکي از دلايلي که اسلام زندگي را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز ميکند و با تلقين به ميت تمام ميکند اهميت تلقين باشد. بنظر ميرسد يک بعد از ابعاد اذکار و عبادات هم بعد تلقيني آنها ميباشد. همه انسانها با درجات مختلف تلقين پذيرند و اين تلقين پذيري در خلسه بسيار افزايش مييابد. دانشمندان به دفعات نشان داده اند هر نوع تلقين مورد پذيرش ضمير ناخودآگاه قرار ميگيرد امروزه دانشمندان اثبات کرده اند که بخشي از اثرات داروها اثرات تلقيني آنها است لذا در پزشکي امروز استفاده از شبه داروها مطرح شده است که فاقد اثرات خاص دارويي و شيميايي ميباشند. در تمام اعصار تلقين نقش مهمي در زندگي انسان بازي کرده است. از تلقين ميتوان براي منظبط کردن و تحت کنترل در آوردن نفس خود استفاده کرد. تلقينِ سازنده، نيروي شگفت انگيزي ميباشد. يادتان باشد تلقين في نفسه قدرتي ندارد مگر اينکه ما قبولش کنيم. بنابراين با آگاهي از اثرات تلقين از آن در جهت مثبت استفاده کنيد و خود را از تلقينات منفي ديگران و محيط در امان نگه داريد.
انواع تلقين:
1- تلقين کلامي
2- تلقين فکري
3- تلقين شنيداري
4- تلقين ديداري
5- تلقين نوشتاري
شما مي توانيد از هر يک از انواع تلقين که تمايل داشتيد استفاده کنيد. ياد آوري مي نماييم که جملات تلقيني بايد مثبت و کوتاه باشد و از قبل آماده و در دسترس قرار گرفته باشند، توجه کنيد که براي تاثير گزاري بيشتر اين جملات را بسيار جدي و محکم و با باوري عميق در ذهن خود تکرار کنيد و يا بر زبان جاري سازيد. جملات تلقيني زير براي رسيدن به تمرکز خوب و تقويت حافظه پيشنهاد ميگردد. (البته بسيار بهتر است تلقينات در حالت خلسه انجام گيرد)
- من همواره از هوش، شهامت و ذکاوت سرشارم.
- من به فرايند زندگي اعتماد دارم و ايمن هستم.
- من خودم را دوست دارم و تاييد مي¬کنم.
- من از آرامش الهي سر شارم.
- من داراي حافظه عالي و قدرتمند هستم.
- تمرکز من فوق العاده است.
- من با عشق و علاقه مطالعه ميکنم.
- من با محبت به خودم توازن مي بخشم.
- خواندن و مطالعه کردن به من احساس آرامش ميدهد
- من خوب و راحت مطالعه ميکنم و خوب و راحت ياد ميگيرم.
- من در جلسه امتحان بخوبي مطالب را از ذهنم به برگه امتحان منتقل ميکنم.
- من از درس خواندن و امتحان دادن لذت مي برم.
- من نسبت به خود صادق هستم، من مسئول پيشرفت خودم هستم.


خلسه چيست؟
خلسه حالتي بين خواب و بيداري است که امواج ذهني در شرايط آلفا قرار مي گيرند و تلقين پذيري انسان افزايش مييابد. در حالت خلسه انسان در:
1- آرامش قرار ميگيرد.
2- توجه از امور عادي جدا ميشود.
3- آگاهي و تمرکز بيشتر ميشود.
4- حواس پنجگانه فيزيکي تضعيف ميشود.
5- حواس برتر هويدا و تقويت ميشود.
6- ضمير خودآگاه کنار رفته و ضمير ناخودآگاه پديدار ميگردد.
7- در اين حال امواج فکري انسان در سطح آلفا قرار مي گيرد و تلقين پذيري انسان بيشتر ميشود.
بنابراين مناسب است که در حالت خلسه از تلقين استفاده نمود تا تاثيرات بيشتري به همراه داشته باشد. بايد توجه داشت که خلسه از نظر کيفيت به دو نوع مثبت و منفي تقسيم بندي ميشود بايد خلسه منفي را شناخت و اگر پيش آمد از خلسه خارج شد.
ويژگيهاي خلسه مثبت:
1- تنفس آرام و عميق است
2- ضربان قلب طبيعي است
3- شخص احساس آرامش و رهايي دارد
در حالي که در خلسه منفي تنفس تند و سطحي است و شخص حالت اظطراب و تنش دارد.
در زندگي روزمره حالت هايي پيش مي آيد که مشابه خلسه ميباشند بايد در اين شرايط و موقعيت ها به خود تلقين مثبت نمود.
حالت هاي مشابه خلسه:
1-مواقعي که در حال استراحت هستيد
2- زماني که خيلي خوشحال يا خيلي ناراحت هستيد.
3-لحظاتي قبل از اين که به خواب برويد
4- بلافاصله بعد از بيدار شدن
5-قرار گرفتن در مکانهايي که جزء اهداف شما است.
6-در موقع بيماري، حوادث
لحظات قبل از بخواب رفتن و بلافاصله بعد از بيدار شدن يک خلسه طبيعي عالي، مثبت، عميق و بسيار سودمند و مفيد ميباشد. اين دو نوبت خلسه بسيار ارزشمند ميباشد و ميتوان از آن در جهت تغيير در عادات و رفتار و نيز تصحيح باورهاي ذهني غلط در سطح ناخودآگاه استفاده نمود. بنابراين براي افزايش تمرکز و تقويت حافظه شما بايد از اين دو نوبت خلسه طبيعي استفاده نماييد. خلسه في نفسه مفيد ميباشد بدين معني که اگر شما در حالت خلسه قرار بگيريد و تلقين هم نکنيد، صرف قرار گرفتن در خلسه براي سلامتي جسم و ذهن و تقويت تمرکز مفيد ميباشد.
تکنيک ساده براي قرار گرفتن در حالت خلسه
يک روش ساده و موثر براي رفتن در خلسه استفاده از تنفس و شمارش معکوس ميباشد بدين ترتيب:
1-زماني براي رفتن به خلسه در نظر بگيريد که در شرايط متعادل باشيد و فرصت کافي براي انجام تمرين داشته باشيد.
2-بر روي زمين دراز بکشيد و دستهاي خود را در کنار بدن قرار دهيد. ( مي توانيد روي يک صندلي مناسب خود را رها کنيد)
3-بدن خود را رها کنيد بطوري که هيچ قسمت از بدن شما منقبض نباشد.
4-قبل از شروع تمرين به خود ياد آوري کنيد که با هر شمارش معکوس آرامش و رهايي شما بيشتر ميشود و با رسيدن به عدد يک شما در خلسه اي مناسب قرار ميگيريد و کاملا آماده انجام تلقينات هستيد.
5-تنفس عميق و آرام با توجه بر دم و بازدم انجام دهيد.
6-شمارش معکوس را از 20 تا 1 انجام دهيد. هر عدد را در ذهن خود مجسم کنيد، لحظه اي خيره به آن نگاه کنيد و سپس به عدد بعدي برويد.
7-تلقينات مورد نظر را انجام دهيد.
8-با چند نفس عميق، آرام آرام به حالت طبيعي برگرديد.
قبل و بعد از تمرين به خود تلقين کنيد که در تمرينات بعدي با شمارش هاي کمتر و در زمان کوتاهتري به خلسه هاي عميق تر خواهيد رفت.
تکنيک مراقبه گاشو
مراقبه گاشو يک تکنيک ساده و مفيد براي ايجاد و تقويت تمرکز و افزايش قدرت حافظه ميباشد. گاشو ( Gasho ) به معني دستهاي به هم چسبيده است، دستهايي که برهم قرار گرفتهاند و در مقابل قلب قرار داده شدهاند. مراقبه گاشو را ميتوان بصورت نشسته روي صندلي، يا روي زمين به صورت دو زانو يا چهار زانو انجام داد. نکته مهم در انجام اين مراقبه صاف بودن کمر و ستون فقرات ميباشد. زيرا در اين حالت جريان انرژي در کانال اصلي آن در بدن (که ساشومنا ناميده مي شود و منطبق بر نخاع است) به سهولت و سادگي به حرکت در ميآيد.
مراقبه گاشو به تنهايي مراقبه کاملي است و هر کس ميتواند روزانه 10 الي 20 دقيقه آن را انجام دهد. بسيار مناسب و لازم است که شما اين مراقبه را انجام دهيد و در انجام آن به مهارت برسيد. نکته ديگر در انجام مراقبه گاشو اين است که توجه و تمرکز بايد بر محل تماس انگشت وسط باشد ( انگشت آتش ). در روزهاي اول تمرين اين مراقبه ممکن است تمرکز شما از اين نقطه قطع شود و فکرهاي پراکنده به ذهن شما برسد، در اين حالت بايد همچنان آرام باشيد و هيچ عکس العمل تدافعي در مقابل اين افکار نداشته باشيد فقط به آنها به صورت ذهني نگاه کنيد و آنها را بپذيريد و دوباره تمرکز خود را به محل تماس انگشت وسط باز گردانيد. با اين روش بزودي ميتوانيد افکار خود را در کل زمان انجام تمرين مراقبه گاشو به اين محل متمرکز کنيد بدون اينکه افکار مزاحم حواس شما را از اين نقطه منحرف کنند. توصيه ميشود مراقبه گاشو را هر روز انجام دهيد و به آن به صورت يک کار روزانه و لازم مثل مسواک زدن نگاه کنيد، از انجام اين مراقبه لذت ببريد و به نتايج بدست آمده از انجام روزانه و مرتب اين تمرين توجه و تمرکز کنيد. بزودي از انجام اين تمرين لذت فرآوان خواهيد برد و نتايج خوبي بدست خواهيد آورد، يادتان باشد اين مراقبه در کمال سادگي بسيار قدرتمند است و ميتواند ياوري خوب و هميشگي براي شما در تحصيل و زندگي باشد.
مزاياي مراقبه گاشو:
1-ايجاد آرامش
2-افزايش تمرکز
3-افزايش انرژي هاي فردي
مراحل انجام مراقبه گاشو
1-در حالتي آرام روي صندلي با پشتي صاف و چشمان بسته و يا نشسته روي زمين به صورت دوزانو و يا چهار زانو قرار بگيريد.
2-دستان خود را به هم گرفته و در مقابل قلب قرار دهيد.
3-تمرکز و توجه خود را به محل تماس انگشتان وسط هدايت کنيد.
4-مدت 10 الي 20 دقيقه در اين حالت بمانيد.
5-تمرکز خود را از محل تماس انگشت وسط قطع کنيد و دستان خود را پائين بياوريد.
6-از خودتان بخاطر انجام اين تمرين سپاسگذاري کنيد.
7-چند نفس عميق بکشيد و به حالت عادي باز گرديد.
تخيل و تصوير سازي ذهني
تخيل نيرويي است که انديشه را به ترتيبي تازه و متفاوت گردهم مي آورد. تخيل يعني توانايي آفرينش آرزو، هدف يا تصويري در ذهن، در تخيل هدفمند و ارادي از اين توانايي براي تجلي و تحقق اهداف يا آرزو ها استفاده مي شود. شما بر اين خواسته و تصوير تمرکز مي کنيد و انرژي مي دهيد تا به صورت عيني در عالم مادي محقق شود. روش تفکر کنوني شما فقط يک عادت است که مي تواند تغيير کند
تخيل و تصوير ذهني کليد ذهن شهودي هستند. استفاده از تجسم خلاق شنا کردن در مسير آب است يعني بدون تلاش و تقلا، به اعتقاد روانشناسان بزرگ تخيل بزرگترين نيروي ذهن است. دانشمندان علوم ذهني مي گويند انسان مي تواند آنچه را در تخيل خود تصور ميکند بيافريند. آدمي همان مي شود که در خيال خود تصوير مي کند. تخيل نيرومندتر از اراده است و اگر نبردي بين اين دو رخ دهد تخيل پيروز ميدان خواهد بود.
برتري شما در اين است که کشف کنيد چگونه نظام باورهاي خود را تحت تاثير قرار دهيد. براي اين منظور يکي از موثرترين راهها تصوير سازي ذهني است. تجسم و تخيل مثبت و هدفمند تمريني براي استفاده از توانمندي ها و انرژي هاي ذهني ميباشد. براي رسيدن آسانتر به اهداف و ايجاد تحول در خود، تقويت اراده، افزايش تمرکز و تقويت حافظه. تخيل هدفمند و مثبت ابزاري قدرتمند در دست شما است. با سخاوت کائنات خلاقيت نامحدود در هر لحظه از زندگي شما جريان دارد. اگر آنچه را مي خواهيد واضح و شفاف به ذهن خلاق خود بدهيد، خواستهايتان به سراغتان مي آيند. تخيل مثبت و هدفمند، فن استفاده از نيروي خيال براي آفرينش خواسته هاي شما است.
تخيل کليدي است براي دست يابي به تمرکز و آرامش در زندگي. صاحبنظران مي گويند استفاده از تخيل هدفمند و هوشيارانه معجزه مي کند. آنچه را در ژرفترين لايه ذهن به آن مي انديشيد و منتظرش هستيد به سوي خود جذب مي کنيد. تجسم يا آفرينش ذهني موضوع تازه اي نيست، انسانهاي پيش از تاريخ هم با تخيل و اثرات آن آشنايي داشتند. دو هزارو پانصد سال پيش يونانيان قديم از اين قانون ذهني استفاده مي کردند. چارلز فيلمور مي گويد تخيل اين توانايي را به آدمي مي دهد تا خود را از زمان و مکان برون فکند و وراء هرگونه محدوديت قرار گيرد. اگر در نيت و خواسته خود صميمي، صادق و آماده تغيير باشيد، براحتي به هدف مي رسيد.
در استفاده از تخيل لازم است ذهني باز داشته باشيد. وقتي تجسم خلاق به هوشياري مداوم و آگاهي شما بدل شد، مي فهميد خود آفريننده زندگي خويش هستيد. هدف نهايي اين است که تخيل مثبت در هر لحظه از زندگي شما در حال ساختن آرمانهايتان باشد.. هدف محقق شده را خود را در ذهن نگهداريد. از جملات تلقيني هم استفاده کنيد و از خود و همه سپاسگذاري کنيد. هر چه قدر نسبت به خودتان احساس بهتري داشته و قدردان خود باشيد، شادتر خواهيد بود و انرژي خلاق شما افزايش مييابد
کاربردهاي تخيل و تجسم:
1-افزايش تمرکز
2-تقويت حافظه
3-ايجاد آرامش
4-موفقيت در آزمونها
5-افزايش اراده و اعتماد به نفش
6-رسيدن به اهداف مادي، عاطفي، ذهني، معنوي و ...
تکنيک تخيل و آزمون ها
براي استفاده از قدرت تخيل جهت موفقيت در کنکور و تقويت تمرکز بايد هدف خود را به تصوير بکشيد. اساتيد اعتقاد دارند بهتر است تصوير مربوط به بعد از رسيدن به هدف باشد. به عنوان نمونه براي قبولي در کنکور بهتر است مراسم جشن فارغ التحصيلي خود را تصوير سازي کنيد براي اين منظور ابتدا تصويري باشکوه از مراسم جشن فارغ التحصيلي خود بسازيد که در آن مراسم شما را بعنوان دانشجوي نمونه و ممتاز معرفي مي¬کنند، هر قدر مي توانيد تصوير مراسم را باشکوه و احساس بيشتر بسازيد. تشويق هاي ديگران را ببينيد، خوشحالي خود و دوستان و خانواده خود را احساس کنيد و... . شما بايد قبل از آنجام تکنيک تصوير مربوطه را کامل و بدون اشکال در ذهن خود ساخته باشيد.
مراحل انجام تکنيک
1-زمان مناسب را براي انجام تکنيک انتخاب کنيد.
2-در حالت خلسه قرار بگيريد. (ميتوانيد از تکنيک خلسه صفحات قبل استفاده کنيد)
3-تصوير مراسم جشن فارغ التحصيلي را با دقت و تامل در ذهن مرور کنيد.
4-با چند تنفس عميق و آرام به حالت طبيعي باز گرديد..
5-برنامه اي منظم براي تکرار تکنيک در نظر بگيريد.
توجه: مي توانيد از خلسه طبيعي قبل از خواب استفاده کنيد.

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#3 | Posted: 9 Mar 2010 17:04
تکنيک پاک سازي هاله و چاکراها براي سوژه :
1) مراحل مقدماتي تمرين
2) سوژه روي صندلي بنشيند، چشمهايش را ببندد و چند نفس عميق بکشد تا آرام شود.
3) يک عود مرغوبي را روشن کرده باشيد. از چاکراي 1 شروع کنيد به فاصله حدوداً 10 سانتيمتر از چاکرا قرار داده و سمبل قدرت را ترسيم کنيد، همين کار را براي چاکراهاي 1،2،3،4،5،6،7 انجام دهيد. اين کار را براي قسمت جلوي چاکراها انجام دهيد، سپس از چاکراي 7 به طرف پشت سوژه رفته و براي چاکراهاي پشت سوژه نيز اين سمبل را ترسيم مي¬کنيم به منظور پاک سازي هاله و چاکراها
تذکرات :
1- اندازه سمبل قدرت 10 سانتي متر کافي است، با چشم باز (عامل) اين سمبل ترسيم شود.
2 – تکنيک را زياد طولاني نکنيد زيرا غلظت زياد سوژه را اذيت مي¬کند.
3- براي کسي که مشکل تنفسي دارد اين تکنيک انجام نشود.
4- اين تکنيک براي اشخاصي که مرتباً به هم مي¬ريزند بسيار عالي است.
5- در کل اين تمرين براي مواقع اورژانسي روحي بسيار عالي است.

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#4 | Posted: 9 Mar 2010 17:06
با مراقبه توان جسمي و ذهني خود را افزايش دهيد

مراقبه به شکل ساده، در کشورهاي غربي، جزيي از سنت ها و آئين هايي بوده، که شامل برپايي نماز به شکل گروهي و غور و تامل در عالم ماوراءالطبيعه بوده است. عارفان مسيحي نقل قول هاي بسياري درمورد سطوح مختلف آگاهي و هوشياري انسان از قرون وسطي داشته اند. ارتودکس ها از مانترا (مناجاتي موزون همراه با تمرکزي عميق به روي لغات و عبارات پرانرژي) به طور مداوم در نماز هاي خود بهره مي بردند. و اصولاً مراقبه را شيوه اي براي رسيدن به سعادت و خوشبختي مي دانستند. اين تفکر، اول بار در مشرق زمين وجود داشت، مراقبه در مشرق زمين عمري بسيار دراز داشته و مردم براين باور بودند، که راه رسيدن به کمال و مکاشفه دنياي درون انسان، بسته به همين مراقبه هاست.
يوگاي هندي، در اواخر قرن 19 ميلادي توسط گروهي از عارفان هندي به انگلستان برده شد. اين شيوه با معرفي مکتب بودايي به خصوص فلسفه? ذن بودا ( بودائيسم) در انگليس و آمريکا ادامه پيدا کرد و کمي بعد در سال 1960 در اروپا و آمريکا تکنيک مراقبه? متعالي يا TM، Transcendental Meditation توسط مرتاض هندي ماهاريشي ماهش maharishi mahesh به غربي ها معرفي شد. اين شيوه که وابسته به مانترا و براساس فلسفه هندو پايه ريزي شده بود، به سرعت گسترش يافت.
پژوهش هاي علمي در مورد ويژگي هاي درماني مراقبه، براي اولين بار توسط پزشک آمريکايي دکتر هربرت بنسون dr. herbert benson از دانشگاه هارواد انجام شد. وي تحقيقاتي را در مورد اثرات فيزيولوژيکي تمرينات TM ، کنش ها و واکنش هاي ريلکس کردنrelaxation و اثرات مثبت آن بر بدن، انجام داد. و همين امر باعث تشويق و گسترش گونه اي از مراقبه به صورت مبحثي جدا از باورهاي مذهبي و عقيدتي در ميان مردم شد. پس از آن با مهاجرت دسته جمعي راهبان و عارفان از تبت، تکنيک ها و روش هاي مختلفي از مراقبه در غرب بدست آمد، اما همچنان تکنيک TM ، يکي از مشهورترين و مردم پسندترين شيوه هاي مراقبهmeditationدر جهان است.

قانون علمي
کيفيت و چگونگي مراقبه، به وضعيتي که مغز انسان به هنگام تمرکز بر روي موضوع يا تصويري خاص دارد. وابسته است. هم چنين آرامش و ريلکس آگاهانه? مغز، و داشتن ذهني بدون تصوير و رويا در چگونگي کيفيت مراقبه تاثيرگذار است. و همه? اين ها مستلزم رجوع درست به واقيعت بيروني هستي و افزايش سطح توان گري روح و ذهن است.
يکي از قابليت هاي مراقبه، خنثي کردن فشارهاي عصبي و استرس ها است. زماني که شخص تحت فشار عصبي قرار مي گيرد، مغز فرماني صادر مي کند، تا غده هاي فوق کليوي، هورموني را ترشح کنند. براي پاسخ گويي به حملات عصبي، ترشح اين هورمون علاوه بر اثر تدافعي، باعث افزايش فشارخون، انبساط ماهيچه ها ( در برخي از افراد موجب انقباض نيز مي شود)، افزايش ضربان قلب و تسريع عمل دم و بازدم مي شود. بسياري از افراد، اين واکنش ها را که موجب تحريک حواس و برانگيختن آنها مي شود، نه تنها در همان لحظه? به خصوص که دچار استرس شده اند، بلکه ساعت ها بعد از آن نيز به کرات مشاهده مي کنند. در مراقبه، امواج مغز به الفبايي متفاوت تبديل مي شود . تنفس منظم شده و آرامشي عميق توام با هوشياري کامل مغز ايجاد مي شود. مراقبه منظم و مداوم مي تواند اثرات مخرب حمله هاي عصبي را خنثي کند، يعني فردي که مورد هجوم حملات عصبي قرار مي گيرد با بهره گيري از مراقبه مي تواند ريتم تنفس، ضربان قلب و انبساط و انقباض ماهيچه ها را به راحتي کنترل کند تا درد ناشي از انقباض و انبساط عضلات ، بر فشارهاي عصبي او اضافه نشود. در اين موارد، مراقبه مداوم مي تواند به مرور، تمرکز حواس فرد را بالا ببرد و آسيب هاي احتمالي موجود در سيستم عصبي وي را نيز ترميم کند.
درمجموع مراقبه برطرف کننده? فشارهاي عصبي، اضطراب، فشارخون بالا، انواع سردرد هاي مزمن و ميگرن، خستگي، افسردگي و بي خوابي است. همچنين تقويت کننده? ميزان مصونيت بدن و ميزان توانگري شخص است. به طورکلي با مراقبه توانايي هاي ذهني، هوشياري و آرامش دروني افراد افزايش پيدا کرده و توانايي جسمي آنان نيز ارتقا مي يابد. درحقيقت، مراقبه تکنيکي خود درمان و موثر است که انتظام روحي- ذهني انسان را، با ايجاد موقعيتِ تمدد اعصاب و هم سازي دروني و بيروني حواس، باخود به همراه دارد . امروزه همين امر، سبب شده تا مراقبه و شيوه هاي مختلف آن، خارج از مفاهيم دين و باورهاي مذهبي اقوام مختلف مورد بررسي و توجه قرار گيرد.

اصول نظري مراقبه
چگونگي و کيفيت مراقبه، قابل ثبت به صورت امواج مغزي است: قشرمخ وسيع ترين بخش مغز است، که در حقيقت افکار هوشيار را توليد مي کند و وظيفه? تبديل ادراکات حسي را به کنش هاي گفتاري و حرکتي برعهده دارد. قشر مخ، همچنين مرکز تصورات و روياها است که به دو نيم کره تقسيم شده و هر کدام از اين نيم کره ها با بخش مياني مغز مرتبط هستند. اين نيم کره ها از يک لايه بيروني از سلول هاي عصبي « سلول هاي خاکستري» و بخش دروني، رشته هاي عصبي«سلول هاي سفيد» تشکيل شده اند. در اغلب انسان ها نيم کره? چپ، نيم کره? غالب و مسلط است. اعمال منطقي، تفکرات استدلالي، محاسبات، صحبت کردن و نوشتن، تحت نظارت اين نيم کره صورت مي گيرد. اما نيم کره? راست، ادراک مستقيم، خلاقيت، تخيلات و تصورات انسان را هدايت مي کند. بنابراين در فعل و انفعالات اجتماعي و وظايف روزانه، نيم کره? چپ مغز، وظايف بيشتر و پيچيده تري را برعهده دارد. در وضعيت نرمال که با هوشياري همراه است، چگونگي و کيفيت واکنش ها، از طريق امواجي که مغز صادر مي کند، قابل بررسي است. به عنوان مثال مراتب خوابيدن، رويا ديدن و بيدار شدن را، از طريق ثبت امواج مي توان بررسي کرد. چگونگي مراقبه و ثبت مراحل آن، تاحدودي به مورد فوق شبيه است و البته تفاوت هايي نيز دارد. برق نگاره? مغز EEG ، دستگاهي است که با اتصال به جمجمه، توانايي ثبت فعاليت هاي مغزي را داراست. به واسطه? اين دستگاه امواج صادر شده به هنگام خواب و يا مراقبه به شکل الفباي امواج، قابل ثبت و بررسي است. در اين مرحله بدن، رفته رفته توسط دستگاه عصبي ( پاراسمپاتيکي) آرام مي گيرد.
در حين مراقبه و به دست آمدن ريلکس، صدور امواج مغزي به اوج خود مي رسد. در اين فرآيند هر دو نيم کره همسان و همزمان مشغول صادرکردن امواج هستند.
در اواخر1960، keith wallace از دانشگاه کاليفرنيا، تحقيقاتي را بر روي افرادي که به طور مرتب تکنيک هاي مراقبه را به کار مي برند، انجام داد و اعلام کرد: به هنگام مراقبه meditation مغز بسيار هوشيار و آگاه، بدن در اوج آرامش و ريکلسي قرار دارد. مطالعات وي و دکتر بنسونbenson نشان مي دهد، افرادي که از تکنيک هاي مراقبه بهره مي برند، داراي نيروي فوق العاده ايي براي کنترل فيزيولوژيکي بدن خود هستند. پزشک آمريکايي دين ارنيش dean ornish در سال 1992 گزارش داد که مراقبه، قابليت درمان بسياري از بيماري هاي قلبي را دارد. در همين سال روزنامه روان پزشکي چاپ آمريکا، طي مباحثي سلسله وار، به معرفي شيوه هاي مختلف مراقبه، و به طور خاص به معرفي شيوه? بودايي مديتيشن معروف به vipassana پرداخت. دراين مقالات از بين بردن اضطراب و پريشاني، کاهش وحشت و درمان انزواطلبي، از جمله درمان هاي بسيار موثر vipassana معرفي شده است.
درمجموع، بسياري از مطالعات باليني نشان مي دهد، که بيشتر عملکرد هاي منظم مغز، در هماهنگي و هم ساني امواج مغزي و ارتباطات بين دو نيم کره? مغز است، که باعث بهبود و اصلاح جريان خون در بدن، افزايش جريان مغزي خون، کاهش هورمون هاي محرک اعصاب، درد دوران قاعدگي و ساير بيماري هاي زنان مي شود. در اين زمينه، ده ها پايان نامه دانشگاهي موجود است که به طور خاص به مباحث، شيوه ها و درمان هاي مديتيشن پرداخته اند. روزنامه هاي آمريکايي به خصوص روزنامه? « درمان و روان تني» در سال 1987 ، مقايسه ايي را بين افرادي که تکنيک TMرا اجرا مي کنند، و کساني که از اين شيوه بهره نمي برند، انجام داد. و گزارش کرد: گروه دو هزار نفري کساني که به تکنيکTM روي آورده اند، بسيار کم جمعيت تر از گروهي است که به پزشکان مراجعه مي کنند، و وقت خود را در بيمارستان ها مي گذرانند. به هر حال وجود عوامل اجتماعي بدبينانه ، ذهنيت هاي نادرست و عدم آموزش موجب شده ، تا رجوع بيشتر مردم به سوي پزشکان و مراکز درماني ايي باشد که به صورت شيميايي به درمان بيماري ها مي پردازند.

توصيه هايي به دوستداران مديتيشن
يادگيري مديتيشن به صورت خودآموز از طريق کتاب، نوارصوتي و ويدئويي امکان پذير است، اما بهتر است شروع کار، با مشاوره و هم فکري استاد راهنما، همراه باشد تا دسترسي به موقيعت مراقبه بهتر و سريع تر حاصل شود.
جلسات مراقبه عموماً به صورت گروهي و يا انفرادي تشکيل مي شود، بهتر است هر دو شيوه را مدنظر داشته باشيد و تجربه کنيد تا امکان انتخاب شيوه مناسب تر را براي خود، فراهم سازيد.
محيطي آرام و بدون دغدغه، و جايگاهي مناسب و هميشگي براي مراقبه و رها شدن از تمام واقعيت هاي بيروني را، قبل از هر بار تمرين به خاطر داشته باشيد.
تنفس (دم و بازدم)، در کيفيت کار بسيار موثر است.
هدف مديتيشن، فراهم آوردن آرامش و هوشيار کردن دنياي درون شماست. بهتر است تمرينات مربوطه را در زمان معين و مکان مشخصي به صورت روزانه انجام دهيد.
براي هر بار تمرين حدوداً 15 تا 20 دقيقه زمان اختصاص دهيد. ( بنا به تکنيکي که مورد استفاده قرارمي گيرد، زمان متغير است.)

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#5 | Posted: 9 Mar 2010 17:10
چشم سوم و رويت هاله نوراني

چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده مي‌شود و جايگاه آن در کالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيکي است.
برخي دانشمندان اعتقاد دارند که چشم سوم محلي براي دريافت ادراکات فراحسي، الهام و اشراق و وسيله‌اي براي ارتباط موجودات با يکديگر در جهان هستي مي‌باشد. از طريق آجنا مي‌توان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مکاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با کمک آجنا مي‌توان هاله‌ها را ديد.
براي رؤيت هاله، لازم است که تمرينات باز کردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريک کرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين کار شما را قادر مي‎سازد که انرژي اطراف سوژه‌ را دريافت کنيد. البته بدون انجام اين کار هم ديدن هاله‎ي تک‌رنگ‌ها ممکن است، اما اگر چشم سوم شما تحريک و باز نشده باشد، ديدن هاله‎ي يک موجود زنده بسيار مشکل خواهد بود.
به ياد بياوريد که وقتي خيلي خيلي خسته و کاملاً فرسوده‌ايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد که چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيده‎ايد و به سختي مي‎توانيد چشمهايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد که چه احساسي داريد وقتي چشمهايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نمي‎دارند؟ به ياد بياوريد که چه حالي داريد وقتي که با چشمهايتان مي‎جنگيد تا آنها را باز نگه داريد؟
تجسم اين حالتها با تمرکز و توجه کامل، در شما احساسي برمي‎انگيزد، مانند اينکه تلاش مي‎کنيد يک پرده‎ي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند کنيد. در چنين حالتي ماهيچه‎هاي چشمهايتان خوب پاسخ نمي‎دهند، بنابراين کار شما تقريباً بطور کامل ذهني است.
چند لحظه صبر کنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم کنيد. کوشش براي باز نگه‌داشتن چشمان خسته، يک تحريک ذهني قوي در چشم سوم ايجاد مي‎کند و به تدريج باعث باز شدن آن مي‎شود. اما چگونه؟
اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمرکز مي‎کند. هنگامي که آگاهي جسمي شما در يک قسمت از بدنتان متمرکز مي‎شود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار مي‎دهيد، کالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريک مي‎کنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه کافي ادامه پيدا کند و تلاش ذهني کافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد کرد.
اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي که در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد (و بطور مستقيم در حال نگاه کردن به آن نيستيد) انجام دهيد، ديد هاله‎اي خودبخود ايجاد خواهد شد.
فعاليت گشايشي ذهن که در اينجا شرح داده شد، شبيه تکنيک‎هاي ديداري باز کردن چاکرا است که توسط اکثر استادان کار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس مي‎شود. فقط به مراتب قوي‌تر و مؤثرتر است. تمرينهاي ديداري کار با انرژي به تنهايي ضعيف و کند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشکل است.
توصيه: مرکز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين کار به شما کمک خواهد کرد که اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد.
آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل کنيد. با تمرکز کامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بکشيد. چنان که گويي تلاش مي‎کنيد پلکهايتان را به زور باز کنيد. اما به ماهيچه‌هايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد که منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند ( اين تلاش کاملاً ذهني است).
احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور کنيد که چشمهايتان خيلي سنگين شده‎اند؛ به آنها اجازه دهيد که بسته شوند، و چند بار پلکهايتان را به‌هم بزنيد. توجه کنيد که براي اين کار از کدام ماهيچه‌ها استفاده مي‎کنيد.
همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به کار ببريد، اما ديگر به ماهيچه‌هاي پلکهايتان اجازه ندهيد که از فرمان اطاعت کنند.
اين کار را دوباره و دوباره تکرار کنيد ( بالا بکشيد، بالا بکشيد، بالا بکشيد… ) چنان که گويي يک وزنه‎ي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند مي‎کنيد.
اين کار را بارها تکرار کنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يک از ماهيچه‎هايتان ) اجازه‎‎ي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين کار در آغاز کمي دشوار است، اما با کمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا مي‎کنيد.
اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر مي‎خواهيد به روشن‌بيني و ساير توانايي‌هاي روحي دست پيدا کنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري کنترل چشم سوم است.
در مراحل اوليه ممکن است احساس کنيد که ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا مي‎کشيد، حتي تمام پيشاني خود را . اين مورد اشکالي ندارد و باز هم مي‎تواند تأثير لازم را براي باز کردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيشتر خواهيد توانست حوزه‎ي تمرکز فعاليت ذهني خود را کاهش دهيد و آن را به ناحيه‎ي بين ابروها ( چشم سوم ) محدود کنيد.
اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريک کرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمرکز يکنواخت و آرام شما روي يک شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد کرد. اين انرژي به مرکز بينايي مغز شما ارسال مي‎شود و در آنجا بعنوان يک تصوير ( يک نوار روشن از نور رنگي) تفسير مي‎‌شود.
توصيه: هر گاه در انجام اين عملکرد گشايشي ذهني، تمرکز و تسلط کافي کسب کرده، آنرا بصورت ذهني اجرا کنيد، متوجه خواهيد شد که وزنه‎ي خيالي پشت چشمهاي شما در يک سمت آسانتر از سمت ديگر بالا کشيده مي‎شود،که معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولا‎ً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيمکره‎‎ي مغز شما است که استفاده از يکي به مراتب آسانتر از ديگري است ( نيمکره‎ي غالب). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشکال مي‎کند، با يک فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت در ناحيه‎ي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريک کنيد. منظور از جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت اين است که صورت خود را به عنوان صفحه‎ي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده کنيد که قبلاً براي باز کردن چشمهاي خسته به کار مي‎برديد. اما اکنون آنرا براي چرخش به کار ببريد، چنان که گويي با حرکت چرخشي يک مداد، اين ناحيه را تحريک مي‎کنيد. بهترين روش اين است که براي فعال کردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يک در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ کردن چشم سوم شما با هاله لازم است.
توجه: به ياد داشته باشيد که همه‎ي اين تمرينهاي محرک انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابسته‎اند. براي اينکه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس کنيد که آنها واقعاً اتفاق مي‎افتند.

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#6 | Posted: 14 Nov 2010 12:35
میهمان


تکنیک یادگیری یک بار برای همیشه

چکیده: این روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review).

در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره می‌‌کنیم:
پیش خوانی:
درسی را که می‌‌خواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:
- نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.
- نکات مهم و کلیدی را بیابید.
- سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.
- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.

سؤال سازی:
در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار می‌‌توانید:
- عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.
- از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه می‌‌دانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی می‌‌گفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.
خواندن:
متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:
- به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.
- به سؤالات آخر درس جواب بدهید.
- زیر نکات مهم خط بکشید.
- اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.
بازگویی و تعریف مطالب:
بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.
- مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید.
- در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای می‌‌گیرد.
قدرت یادگیری سه برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
و این قدرت چهار برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!
مرور مطالب:
بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب می‌‌رسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، 5 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.
- 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت 5 دقیقه این کار را انجام دهید.
- یک هفته بعد: به مدت 5 دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.
- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.
به خاطر داشته باشید:
کسانیکه مطلبی را 6 بار پیاپی می‌‌خوانند در مقایسه با کسانی که در 6 نوبت و هر بار 5 دقیقه. این کار را می‌‌کنند، درصد یادگیری کمتری دارند.
چرا که در فواصل زمانی قدرت پردازش ذهن بالاتر می‌‌رود.
     
#7 | Posted: 25 Aug 2011 05:36
میهمان


كلا تو علومی كه در رابطه با هیپنوتیزم هستند، تمركز نقش اول رو داره ! من خودم یه مدت تله پاتی كار میكردم اما ادامش ندادم... جوری كه یك تصویر مخصوص شطرنجی(دایره، كه معمولا تصاویر شطرنجی رو میگن مكروه هستش نباید نیگا كرد ! ) را هر شب در یك فاصله مشخص( مثلا 2 متری) رو دیوار سفید كه چیزی دور و برش نباشه می چسبوندم و به حالت نشسته یوگی، تا حدی چشمم رو به نقطه وسط تصویر می دوختم كه پلك بزنم، هر شب زمان تمركزم میرفت بالا تا نزدیكای نیم ساعت رسیده بود، دیگه چشمم احساس خستگی نمیكرد.. اما بعد از این مراحل هر بار در یك تشت پر از آب سرمو میزاشتم و هم چشامو وا میكردم كه حالت خشكی و خستگی چشمم توسط آب بر طرف بشه هم نفسمو نیگه میداشتم كه قدرت تمركز بره بالا.... منظورم از این مقدمه این بود كه برا هر كاری تمركز لازمه.. بعد از اون مراحل اگه میخواستم رو چیزی تمركز كنم برام راحت بود، اونوقته كه مراحل بعدی و تاثیر رو طرف یا گیرندگی ذهنت برای تله پاتی تقویت میشهو فرستندگی ذهنت برا تله پاتی تقویت میشه !
     
#8 | Posted: 30 Sep 2011 20:55
اساس تمرینات در تمرکز حواس

تمرکز حواس در وهله اول یک تلاش ذهنی است برای انسجام بخشیدن به فکر و جمع و جور کردن آن. هر چه بیشتر به این تلاش ادامه دهید، تمرکز شما بهبود می یابد و هر چه از این تلاش باز بمانید، تمرکز شما کاهش پیدا می کند. امروزه تمام استعدادهای ذهنی را به تلاش و کوشش فردی وابسته می کنند.

هم اکنون به یک شاخه گل فکر کنید. مسلماً پس از چند لحظه عوامل حواس پرتی به سراغ شما می آیند که کاملاً طبیعی است. اما کاری که شما باید انجام دهید این است که خیلی سریع افکار خود را جمع و جور کنید و به فکر اول یعنی شاخه گل برگردید.

بعد از این تلاش دوباره لحظاتی بیش نمی گذرد که فکر شما منحرف می شود و شما باید مجدداً به شاخه گل برگردید. شاید در یک تمرین پنج دقیقه ای، دهها یا حتی صدها بار فکرتان منحرف شود. خسته نشوید و فکرخود را به هر سو رها نکنید. به محض این که متوجه شدید که از مسیر قبلی منحرف شده اید، به موضوع اصلی بازگردید. "ملوین پاورز" در کتاب "راهنمای تمرکز بهتر" به شدت تأکید می کند که استمرار یک ماهه در این تمرین به صورت روزی پنج الی ده دقیقه، تأثیر فوق العاده ای در تمرکز فکر شما دارد.

تمرین

زمان مشخصی را انتخاب کنید. هر زمانی که دوست دارید. مثلاً ساعت ده شب. از امروز هر شب ساعت ده تا ده و ده دقیقه به مدت یک ماه تمام به یک موضوع ویژه فکر کنید. توجه داشته باشید که دست کم باید چهار الی پنچ شب متوالی به یک تصویر ثابت فکر کنید. تصویری که مورد علاقه شما باشد. زمانی تصویر را عوض کنید که احساس کنید این تصویر دیگر در شما انگیزه ایجاد نمی کند و تکراری شده است. تلاش کنید که فکرتان منحرف نشود. به همان روشی که گفتیم به محض انحراف ذهن از موضوع اصلی، به آن باز گردید. به مرور می بینید که رفته رفته میزان انحرافهای ذهنی شما کاهش می یابد. به طوری که در روز بیستم حتی کمتر از پنج بار در طول ده دقیقه فکرتان منحرف می شود. فراموش نکنید که استمرار یک ماهه در این تمرین بسیار حائز اهمیت است. نکته دیگر این که حتماً به موضوع مورد علاقه خود فکر کنید، به ویژه در روزهای اول تمرین. چرا که هر آنچه مورد علاقه است خود به خود ایجاد تمرکز می کند. بعداً در این باره بیشتر شرح خواهیم داد. نگاه کردن به یک جسم برای شروع تمرین به هیچ عنوان با چشم بسته تمرین نکنید. چون دیدن یک تصویر عینی و ملموس، بسیار ساده تر از تماشای یک تصویر ذهنی است. مثلاً سیبی را جلوی خود بگذارید و همان گونه که دقیقاً به آن نگاه می کنید به آن فکر کنید. هر بار که متوجه شدید به اصطلاح ماتتان برده و ذهنتان منحرف شده، دوباره توجه خود را به سیب معطوف کنید تا زمانی که ده دقیقه تمام شود.



دیدن یک جسم با چشم بسته پس از چند روز، دیدن اشیا با چشم باز و فکر کردن به آن، وقتی که احساس کردید در این کار مهارت یافتید، همان جسم، یا شیئی دیگر را در ذهن خود ببینید و به آن فکر کنید. در جایی آسوده بنشینید. چشمان خود را ببندید و به تصویر ذهنی خود توجه کنید. هر بار که ذهنتان فرار می کند و به تصویرها و افکار دیگر متمایل می شود با تلاشی ساده و آرام به تصویر ذهنی خود برگردید. نگاه کردن به یک اسم معنی با چشم بسته یا باز بعد از چند روز مداومت در مرحله دوم تمرین، کمی آن را برای خود دشوارتر کنید. اینک به اسامی معنی توجه کنید. به محبت، فداکاری، خشم، شادی، هیجان و . . . چون اسمهای معنی تصویر عینی ندارند، بهتر آن است که آنها را در وجود یک شخص مورد علاقه ببینید. مثلاً شادی و هیجان را در چهره دوست صمیمی خود و یا فداکاری و محبت را در چهره مادر یا پرستاری که شب هنگام بر بالین کودکی بیمار ایستاده است و از او مراقبت می کند ببینید.


تمرکز پیدا کردن بر اسامی معنی، قدرت تمرکز فکر شما را بسیار عالی می کند، به شرط آنکه در مراحل 1 و 2 تمرین مهارت کسب کرده باشید. در روزهای آخر شما می توانید به مفاهیم گسترده تر و عمیقتری که تصاویر دنباله داری را شامل می شوند فکر کنید البته به صورت منظم و منسجم. مثلاً جنگ، مفهوم گسترده ای است که تصاویر فراوانی را در ذهن شما تداعی می کند. این تصاویر را با یک نظم خاص دنبال کنید. مثلاً ابتدا حمله هواپیماها، بعد بمباران مناطق نظامی، بعد خشم افراد، تشکل نظامی، حمله بر دشمن، تیراندازی، جنگ تن به تن و سپس غلبه و فتح و پیروزی. این تصاویر دنباله دار را همیشه با یک نظم ثابت و مشخص درذهن خود بیاورید و دنبال کنید.

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#9 | Posted: 30 Sep 2011 21:15
تکنیکهای مراقبه خروج روح

تکنیک مراقبه شماره ( 1)
در حالیکه چشمانتان را بسته اید چند دقیقه را صرف ریلکس کردن تمام بدن کنید سپس کره چشمتان رابه سمت بالا بچرخانید تا جاییکه کشش و فشار اندکی را در ماهیچه های اطراف چشمتان احساس کنید.سپس دید درونی خود را بر صفحه سیاه درون متمرکز کنید.سعی کنید در این مرحله به خواب نروید بلکه همچنان توجه تان را در همین حالت متمرکز کنید .هرگاه که ذهنتان منحرف شد و به موضوع دیگری پرداخت خیلی ساده آن را بازگردانید ودوباره آغاز کنید.به صدای سوت ضعیف در بالای سرتان گوش کنید وتوجه ثانویه خود را به گوش دادن به آن معطوف سازید.
تجسم کنید که سوت مذکور مانند جریانی از امواج است که از پایین کالبد فیزیکی تان به بالا حرکت کرده و از قسمت بالای سرتان خارج میشود. اجازه دهید تااین سوت دید درونی تان را بطور کاملا طبیعی به بالا ببرد. به آرامی تمرکز دید درونی تان بر سیاهی صفحه درون را متوقف کنید.اگر این کار را مدت بیشتری انجام دهید از به خواب رفتن شما جلوگیری می کند. در عوض فقط هشیاری جنبی و خفیفی را در اطراف چشم سوم خود در درون پیشانی حقظ کنید تا به این ترتیب صفحه سیاه را همچنان نزدیک به نقطه دید درونی تان نگه دارید. سرانجام در حالتی نا منتظر و بی خبر به خواب خواهید رفت.اگر احساس خفیفی از سوزش و گزگز یا احساس کشیدگی در قسمت بالای سرتان بوجود امد بسیار عالی است. اگر هم این اتفاق نیفتاد اشکالی ندارد.اگر باعث این احساس در سرتان شوید و توجه ثانویه خود را در آن نقطه از سرتان معطوف دارید آنگاه پس از به خواب رفتن احتمال خارج شدن از کالبد اندکی بیشتر خواهد شد.سخت ترین قسمت این تکنیک هنگامی است که حدودا یک ساعت و نیم از آغاز آن بگذرد. در این هنگام است که موج فریبنده و اغوا کننده ای از خستگی ذهنی و جسمانی در سراسر کالبد
فیزیکی ایجاد می شود و استقامت و اراده ذهنی را شدیدا به مبارزه می طلبد. تسلیم شدن به این موج وسوسه انگیز از خستگی و به خواب رفتن معمولا هر گونه احتمال برای خارج شدن آگاهانه از کالبد را تا حد صفر کاهش می دهد.سعی کنید تا از نظر ذهنی بر این موج از خستگی فائق شوید و به مراقبه خود ادامه دهید در این مرحله با گذشت هر لحظه شانس و احتمال سفر خروج از کالبد با خود آگاهی بسیار خوب به تدریج افزایش می یابد.

تکنیک مراقبه شماره (2)

شکل ساده تری از تکنیک مراقبه شماره (1) این است که سی الی چهل و پنج دقیقه اول که در آن چشمها را رو به بالا چرخانده و نگه می داریم و تمرکزدیددرونی را بر صفحه سیاه حذف می کنیم ادامه این تکنیک یعنی تکنیک شماره (2)دقیقا مشابه به تکنیک شماره (1) است.مزیت تکنیک مراقبه (2) این است که فرد را نسبت به تکنیک اول از نظر ذهنی و جسمانی کمتر خسته می کند.

تکنیک مراقبه شماره (3)


این تکنیک در واقع همان تکنیک آسان و ساده ای است که چندین سال است که از آن استفاده می کنیم یعنی گوش سپردن به صدای سوت موجود در بالای سرمان.
پس از بیدار شدن از خواب در اواسط شب دوباره به رختخواب می رویم و در حالیکه به پشت می خوابیم مدت چند دقیقه تمام کالبدمان را ریلکس می کنیم و هنگامیکه صدای سوت ضعیف در درون سرمان قابل شنیدن می شود تمام توجهمان را بر گوش سپردن به آن متمرکز می کنیم. حدودا پانزده یا سی دقیقه بعد از آن بر روی شکم خوابیده و به حالت همیشگی خود در هنگام خواب باز می گردیم و به گوش سپردن به سوت مذکور ادامه می دهیم تا اینکه به تدریج در حالتی بی خبر به خواب برویم .هنگامیکه می توانیم ریلکس بمانیم و عواطفمان را به حداقل برسانیم این تکنیک به راحتی برایمان عمل می کند.تغییر کوچک اما بسیار سودمندی که به این روش اضافه کردم این بود که پیوسته از نظر ذهنی به خودمان یادآوری کنیم که همچنان به سوت موجود در بالای سرمان گوش دهیم . هنگامیکه این کار را انجام نمی دهیم خیلی زود تمام ماجرا را فراموش می کنیم. از تکنیک خارج می شویم و به خواب می رویم.

تکنیک مراقبه شماره ( 4)
پس از بیدار شدن در اواسط شب دوباره به رختخواب می رویم و به حالت همیشگی خود می خوابیم و توجه اولیه و عمده خود را بر شل کردن و ریلکس کردن عضلات اطراف شقیقه هایمان یعنی حدودا از وسط ابرو تا دو سانتی متر بالای گوش متمرکز می کنیم . در حالیکه توجه عمده خود را بر شل کردن این عضلات معطوف می کنیم توجه ثانویه خود را به ریلکس کردن عضلات اطراف چشمها و اطراف ابروهایمان متمرکز می کنیم و همچنین به صدای سوت موجود در بالای سرمان گوش می دهیم . گاهی اوقات این سوت را به صورت جریانی از انرژی تجسم می کنیم که از پایین به بالای کالبد فیزیکی مان در جریان است و از عضلات اطراف شقیقه هایمان عبور می کند و همچنین تصور می کنیم که این سوت به ریلکس کردن عضلات اطراف شقیقه هایمان کمک می کند.
این تکنیک مراقبه ممکن است برای بعضی از افراد مبتدی در سفر روح و یا افرادی که در آینده مسافر روح خواهند شد دشوار باشد. نقطه ضعف عمده تکنیک مذکور این است که در برابر دو احساس مشکل آفرین یعنی احساس انتظار و تشویش بسیار حساس و آسیب پذیر است.هنگامیکه این دواحساس آزارنده مستمر و دائم شوند آنگاه ریلکس کردن و شل نگهداشتن کامل عضلات اطراف شقیقه ها بسیار دشوار می شود.

تکنیک مراقبه شماره (5)لاانشجویان و مددکاراناین تکنیک مراقبه همراه با زمزمه کردن و ذکر کلمه ای مقدس است که آن را از دیسکورسهای اکنکار و کتابهای سفر روحم یاد گرفتم و با سبک و شیوه مراقبه خودم سازگار کردم.
در حالیکه به پشت می خوابیم چشمهایمان را می بندیم بدنمان را ریلکس می کنیم و به آرامی و باملایمت شروع به زمزمه پیوسته کلمه ای مقدس می کنیم.کلمات متعددی را میتوان استفاده کرد ولی من از ذکر یا باسط استفاده میکنیم. یاباسط یکی از نامهای خداوند می باشد و ذکر آن بسیار آسان است. پس از اینکه نفس عمیقی می کشیم با صدای بلند و با حالتی کشیده و طولانی و با ملایمت کلمه یاباسط را زمزمه می کنیم .در حالیکه به آرامی نفسمان را بیرون می دهیم هر حرف را جداگانه تلفظ می کنیم و به یکدیگر می چسبانیم . سپس نفس کوتاهی می کشیم و آنگاه نفس عمیق دیگری کشیده و دوباره این زمزمه را آغاز می کنیم.
به تدریج متوجه می شویم که بهترین راه برای ریلکس ماندن کامل و به خواب رفتن در هنگام ذکر گفتن این است که تصور کنیم صدایمان در سراسر بدنمان بخصوص در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاهایمان ارتعاش پیدا می کند . هنگامیکه توجهمان را عمدتا بر این احساس گزگزدر حال ارتعاش متمرکز می کنیم راحت تر می توانیم در حال ذکر گفتن به خواب برویم.یکی از مزیتهای تکینک مذکور این است که ذکر گفتن با صدای بلند از پریشانی و منحرف شدن ذهن جلوگیری می کند. معمولا ذکر گفتن بی صدا در درون از منحرف شدن ذهن جلوگیری نمی کند ولی طبق آنچه که من تجربه کردم ذکر گفتن با صدای بلند و با حالتی ملایم این کار را انجام می دهد.

تکنیک مراقبه شماره (6)

این تکنیک با قدرت تجسم عمل می کند.پس از اینکه چند دقیقه را صرف ریلکس کردن بدنم می کردم این احساس را در خود تجسم می کردم که هم اکنون از سفری خارج از کالبد به کالبد فیزیکی ام بازگشته ام . احساس مذکور احساسی از گزگزشدن و مور مور شدن در سراسر بدن است مانند مواقعی که موجی از سرما از سراسر بدن عبور می کند.این احساس را به ویژه با متمرکز کردن توجهم بر احساس گزگزشدن در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاها یم می توانستم در خودم بوجود آورم.
دلیل موثر بودن تکنیک مذکور این است که با بوجود آوردن احساس گزگزی که پس از بازگشت به کالبد فیزیکی تولید می شود در واقع می توان سطح ارتعاش کالبد فیزیکی را به تدریج بالا برد تا جائیکه کالبد درونی بتواند کالبد خارجی و غالب ما شود.

مقصر منم که خیال کردم هیچکس باز عاشق نمیشه
حواسم نبود شاه توی دست آخر یا ماته یا کیشه
     
#10 | Posted: 24 Nov 2013 01:56 | Edited By: shomal
شناخت ضمير ناخودآگاه


ضمير ناخودآگاه علاوه بر كارآيي هاي عقلي , اكثرا به عنوان ترميم كننده ناراحتي
هاي جسم و روح نيز بكار مي رود و برخي از دانشمندان اين ضمير را به عنوان پزشك
خصوصي جسم مادي و روح و روان اشخاص مي دانند , زيرا حيات هر فردي از زمان هاي كوتاه
و بهم پيوسته اي تشكيل شده است و اگر در هر يك از اين زمان ها فرد بتواند , انديشه
خوب يا بد به افكار خود راه بدهد , زندگاني مملو از وجود اين انديشه هاي بهم پيوسته
اي خواهد شد كه فرد به ذهن خود راه داده است و در نتيجه , در طول زندگاني ها ديده
مي شود كه برخي از افراد زندگاني شاد و خوب و پرباري دارند و گروهي هم داراي زندگي
مشقت بار و سختي مي باشند. اگر افرادبتوانند الهامات و تصويرهاي خوب و درست و پاك
را به اين ضمير سازنده و وفادار خود تحويل بدهند . اين ضمير پس از مدتي همان خوبي
ها را با حالتي به مراتب بهتر و پرورش يافته تر , تحويل آنها خواهد داد . پس چه
بهتر است كه بكوشيم تا بدبيني ها را از وجود خود دور كنيم و خوبي هاي پيرامون را به
ضمير آگاه خود بدهيم , چون تمامي آنها پس از گذشت زماني , براي بازسازي هاي آينده ,
تحويل ضمير ناخودآگاه مي گردند.

حركات و اعمال و اتفاقات گوناگوني در سلامت روح و روان و جسم موثرند كه اكثر
افراد جوامع توجه چنداني به آنها ندارند و به همين دليل هم از حالت ظاهري برخي از
مردم متوجه مي شويم كه اخلاق و روحيات آنها روزانه در حال تغيير و دگرگوني است و به
طور كلي آنها روش و خصلت ثابتي در زندگاني خود ندارند و هميشه حالت رفتاري آنان در
نوسان مي باشد و در اصطلاح فارسي مي گويند كه , فلاني امروز از دنده چپ بلند شده
است . زماني كه دليل بروز اين نوسانات و تغييرات ناگهاني و غير عادي را در حالت
روحي افراد بررسي مي نمائيم , متوجه مي شويم كه علت آن تغييرات , مربوط به رفتار و
كردار آنها در گذشته اي مي باشد كه اثرات آن در ضمير ناخودآگاه اين افراد از سال ها
قبل مسكن گزيده و امروزه به گونه ويژه اي ظاهر شده اند.

بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / هیپنوتیزم و مراقبه و تمرکز بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites