تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

بررسی و بحث در باره نظریه نسبیت

صفحه  صفحه 1 از 4:  1  2  3  4  پسین »  
#1 | Posted: 13 Jan 2011 16:01
اینجا مکانی برای بحث پیرامون نظریه نسبیت می باشد

مرد=زن
     
#2 | Posted: 16 Jan 2011 01:27
نظریهٔ نسبیت، دو نظریهٔ «نسبیت خاص» و «نسبیت عام» از آلبرت اینشتین

مرد=زن
     
#3 | Posted: 16 Jan 2011 16:05
نسبیت خاص

نسبیت خاص نظریه‌ای دربارهٔ اصول نسبیت و حرکت در چهارچوب‌های لخت می‌باشد. این نظریه در سال ۱۹۰۵ میلادی توسط آلبرت اینشتین فیزیکدان آلمانی الاصلی که تابعیت آمریکایی داشت مطرح شد. نسبیت خاص درک فیزیکی ما را از شماری از پدیده‌های اطراف خود که پیش از آن توسط نسبیت نیوتن و معادلات گالیله بررسی می‌شدند تغییر می‌دهد.

تاثیر نسبیت خاص هنگام بررسی اجسام در حال حرکت با سرعت‌های بسیار زیاد (نزدیک به سرعت نور) قابل ملاحظه می‌شود. بنابر این نظریهٔ نسبیت همانطور که اصل همخوانی فیزیک ایجاب می‌کند باید نتایج مشاهدات قبلی را به شکل کامل تری بیان کند. در ادامه همانطور که خواهید دید داریم :

‎ \lim_{c \to \infty}(تبدیلات لورنتس) = (تبدیلات گالیله) ‎

البته در نظر داشته باشید که هنگامی که c به سمت بی نهایت می‌رود ( همانطور که پیش از اثبات متناهی بودن سرعت نور فرض می‌شد ) کسر v/c به سمت صفر می‌رود. این بدان معناست که تبدیلات لورنتس که اساس نظریهٔ نسبیت خاص هستند در سرعت‌های بسیار کم نسبت به نور، نتایج یکسانی را با معادلات گالیله که اساس نسبیت نیوتونی هستند به دست می‌دهند

مرد=زن
     
#4 | Posted: 18 Feb 2011 16:39
كلیه ی كتاب هایی كه تخصصی فیزیك ( منظورم هالیدی نیست ) مقدمه ای در باره ی نظریه نسبیت دارند ولی من تا حالا كتابی ندیدم كه این مطلب را به طور كامل شرح داده باشد شاید سواد من هنوز پایین است و یا شاید من به طور كامل جست و جو نكرده ام ولی به خاطر شما باز هم می گردم

مرد=زن
     
#5 | Posted: 9 May 2011 15:27
نظريه نسبيت عام

همه ما براي يك‌بار هم كه شده گذرمان به ساعت‌فروشي افتاده است و ساعتهاي بزرگ و كوچك را ديده ايم كه روي ساعت ده و ده دقيقه قرار دارند. ولي هيچگاه از خودمان نپرسيده ايم چرا؟مقاله اي كه در پيش رو داريد به بحث درباره نظريه نسبيت عام مي پردازد و در آخر پاسخ سؤال بالا را مطـرح مـي كند. انيشتين در نظريه نسبيت خاص با حركت شتابدار و يا با گرانش كاري نداشت. اولين موضوعات را در نظريه نسبيت عام خود كه در 1915 انتشار يافت مورد بحث قرار داد.نظريه نسبيت عام ديد گرانشي را بكلي تغيير داد و در اين نظريه جديد نيروي گرانش را مانند خاصيتي از فضا در نظر گرفت نه مانند نيرويي بين اجرام ، يعني برخلاف آنچه كه نيوتن گفته بود !در نظريه او فضا در مجاورت ماده كمي انحنا پيدا مي‌كرد. در نتيجه حضور ماده اجرام ، مسير يا به اصطلاح كمترين مقاومت را در ميان منحنيها اختيار مي‌كردند. با اين كه فكر انيشتين عجيب به نظر مي‌رسيد مي‌توانست چيزي را جواب دهد كه قانون ثقل نيوتن از جواب دادن آن عاجز مي ماند.سياره اورانوس در سال 1781 ميلادي كشف شده بود و مدارش به دور خورشيد اندكي ناجور به نظر مي‌رسيد و يا به عبارتي كج بود ! نيم قرن مطالعه اين موضوع را خدشه ناپذير كرده بود.بنابر قوانين نيوتن مي بايست جاذبه اي برآن وارد شود. يعني بايد سياره اي بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نيرويي بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 ميلادي اختر شناس آلماني دوربين نجومي خودش را متوجه نقطه اي كرد كه « لووريه» گفته بود و بي هيچ ترديد سياره جديدي را در آنجا ديد كه از آن پس نپتون نام گرفت.نزديك ترين نقطه مدار سياره عطارد به خورشيد در هر دور حركت ساليانه سياره تغيير ميكرد و هيچ گاه دوبار پشت سر هم اين تغيير در يك نقطه خاص اتفاق نمي‌افتاد.اختر شناسان بيشتر اين بي نظمي ها را به حساب اختلال ناشي از كشش سياره هاي مجاور عطارد مي دانستند !مقدار اين انحراف برابر 43 ثانيه قوس بود. اين حركت در سال 1845 به وسيله « لووريه» كشف شد بالاخره با ارائه نظريه نسبيت عام جواب فراهم شد اين فرضيه با اتكايي كه بر هندسه نااقليدسي داشت نشان داد كه حضيض هر جسم دوران كننده حركتي دارد علاوه برآنچه نيوتن گفته بود.وقتي كه فرمولهاي انيشتين را در مورد سياره عطارد به كار بردند، ديدند كه با تغيير مكان حضيض اين سياره سازگاري كامل دارد.

مرد=زن
     
#6 | Posted: 9 May 2011 15:28
سياره هايي كه فاصله شان از خورشيد بيشتر از فاصله تير تا آن است تغيير مكان حضيضي دارند كه به طور تصاعدي كوچك مي شوند.اثر بخش‌تر از اينها دو پديده تازه بود كه فقط نظريه انيشتين آن‌را پيشگويي كرده بود. نخست آنكه انيشتين معتقد بود كه ميدان گرانشي شديد موجب كند شدن ارتعاش اتمها مي شود و گواه بر اين كند شدن تغيير جاي خطوط طيف است به طرف رنگ سرخ! يعني اينكه اگر ستاره اي بسيار داغ باشد و به طوري كه محاسبه مي كنيم بگوييم كه نور آن بايد آبي درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر مي‌رسد كجا برويم تا اين مقدار قواي گرانشي و حرارتي بالا را داشته باشيم، پاسخ مربوط به كوتوله هاي سفيد است.دانشمندان به بررسي طيف كوتوله هاي سفيد پرداختند و در حقيقت تغيير مكان پيش بيني شده را با چشم ديدند! اسم اين را تغيير مكان انيشتيني گذاشتند. انيشتين مي گفت كه ميدان گرانشي شعاع هاي نور را منحرف مي‌كند چگونه ممكن بود اين مطلب را امتحان كرد.اگر ستاره اي در آسمان آن سوي خورشيد درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان كسوف خورشيد قابل رؤيت باشد اگر وضع آنها را با زماني كه فرض كنيم خورشيدي در كار نباشد مقايسه كنيم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعي كه انگشت دستتان را جلوي چشمتان در فاصله 8 سانتيمتري قرار دهيد و يكبار فقط با چشم چپ و بار ديگر فقط با چشم راست به آن نگاه كنيد به نظر مي رسد كه انگشت دستتان در مقابل زمينه پشت آن تغيير جا مي‌دهد ولي واقعاً انگشت شما كه جابجا نشده است!دانشمندان در موقع كسوف در جزيره پرنسيپ پرتغال واقع در آفريقاي غربي ديدند كه نور ستاره ها به جاي آنكه به خط راست حركت كنند در مجاورت خورشيد و در اثر نيروي گرانشي آن خم مي شوند و به صورت منحني در مي آيند. يعني ما وضع ستاره ها را كمي بالاتر از محل واقعيش مي‌بينيم.ماهيت تمام پيروزيهاي نظريه نسبيت عام انيشتين نجومي بود ولي دانشمندان حسرت مي كشيدند كه اي كاش راهي براي امتحان آن در آزمايشگاه داشتند.ـ نظريه انيشتين به ماده به صورت بسته متراكمي از انرژي نگاه مي كرد به همين خاطر مي گفت كه اين دو به هم تبديل پذيرند يعني ماده به انرژي و انرژي به ماده تبديل مي شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسياري از سؤالها را يافتند. پديده راديواكتيوي به راحتي توسط اين معادله توجيه شد. كم كم دانشمندان متوجه شدند كه هر ذره مادي يك پادماده مساوي خود دارد و در اينجا بود كه ماده و انرژي غير قابل تفكيك شدند.تا اينكه انيشتين طي نامه اي به رئيس جمهور آمريكا نوشت كه مي توان ماده را به انرژي تبديل كنيم و يك بمب اتمي درست كنيم و آمريكا دستور تأسيس سازمان عظيمي را داد تا به بمب اتمي دست پيدا كند. براي شكافت هسته اتم اورانيوم 235 انتخاب شد. اورانيوم عنصري است كه در پوسته زمين بسيار زياد است. تقريباً 2 گرم در هر تن سنگ! يعني از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خيلي پراكنده.در سال 1945 مقدار كافي براي ساخت بمب جمـع شـده بود و ايـن كار يعني ساختن بمب در آزمايشگاهــي در « لوس آلاموس » به سرپرستي فيزيكدان آمريكايي « رابرت اوپنهايمر » صورت گرفت. آزمودن چنين وسيله اي در مقياس كوچك ناممكن بود. بمب يا بايد بالاي اندازه بحراني باشد يا اصلاً نباشد و در نتيجه اولين بمب براي آزمايش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئيه 1945 برابر با 25 تيرماه 1324 و نيروي انفجاري برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد كرده دو بمب ديگر هم تهيه شد. يكي بمب اورانيوم بنام پسرك با سه متر و 60 سانتيمتر طول و به وزن 5/4 تن و ديگري مرد چاق كه پلوتونيم هم داشت. اولي روي هيروشيما و دومي روي ناكازاكي در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقيقه صبح شهر هيروشيما با يك انفجار اتمي به خاك و خون كشيده شد. با بمباران هيروشيما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 كشته در يك روز وجدان خفته فيزيكدانها بيدارر شد! « اوپنهايمر» مسئول پروژه بمب و ديگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند.انيشتين اعلام كردكه اگر روزي بخواهم دوباره به دنيا بيايم دوست دارم يك لوله كش بشوم نه يك دانشمند!

گرد آورنده : راحله شفيعي

مرد=زن
     
#7 | Posted: 31 May 2011 15:15
فصلي نو در نظريه نسبيت

مقدمه

بشر هميشه به دنبال كشف جهان و دست يابي به تمام نيروهاي اطراف خود بوه است. در اين ميان دو چيز ذهن او را بسيار به خود مشغول نموده است، يكي نور و ديگري زمان. تا به اين لحظه بشر موفق به توجيه و تشخيص كامل اين دو پديده نشده است.

در اين مقاله سعي بر ارائه راه حل هاي جديد براي تشخيص اين دو پديده شده تا بتوان با تئوري هاي جديد، درب هاي جديدي از علم را به سوي بشر باز كنيم و گامي بلند تر از هميشه به سوي آينده علم و آنچه ناشناخته است برداريم. اين مقاله شروعي براي اين گام بلند است و به اميد آنكه بشر بتواند با تئوري هاي ارائه شده جديد در اين مقاله، شناخت خود را از جهان هستي افزايش دهد.

مرد=زن
     
#8 | Posted: 31 May 2011 15:16
فصلي نو در نظريه نسبيت

زمان چيست ؟

هنگامي كه به زمان فكر مي كنيم، به وسايل اندازه گيري گذشت زمان مانند ساعت و يا شايد بازه اي از زمان مانند ساعت يا دقيقه فكر مي كنيم، ولي درباره خود زمان فكر نمي كنيم. زمان چيست؟
دقيقاً ما چه چيزي را اندازه گيري مي كنيم؟

پاسخ را مي توانيم به اين صورت شروع كنيم كه ما در حال اندازه گيري بازه بين رويداد ها هستيم با استفاده از واحد هايي كه براي اين منظور تعريف كرده ايم.

ولي ما مي خواهيم بررسي كنيم كه دقيقاً اين "بازه" چيست.

ما هميشه زمان را به گونه اي كه "در حال حركت است" در نظر داريم، به صورتي كه به حالت پيوسته و جدايي ناپذير در جريان است. ولي آيا اين نظريه درست است؟

ما زمان را به گونه اي بيان مي كنيم كه از گذشته به حال و سپس به آينده در جريان است. ما خاطراتي از اتفاقات گذشته داريم، ولي البته هيچ خاطره اي از آينده نداريم. زمان براي ما اين خط مرجع را بوجود مي آورد كه اتفاقات به ترتيب وقوع مي توانند بر روي آن قرار گيرند، و در اين حالت ما مي توانيم تشخيص دهيم كه يك اتفاق قبل يا بعد از ديگري رخ داده است. و اين حالت است كه "پيكان زمان" را براي ما بوجود مي آورد. قابل توجه است كه در قوانين فيزيك موجود، هيچ توجيهي براي جريان زمان از گذشته به حال و سپس به آينده وجود ندارد. پس چه چيزي است كه به زمان جهت مي دهد؟ براي درك بهتر، مروري كوتاهي بر قوانين ترموديناميك مي كنيم.

در مقياس هاي كوچكتر از اتم، هيچگونه تمايزي بين گذشته و آينده وجود ندارد!

در يك واكنش ميان ذرات كوچكتر از يك اتم، ممكن است دو ذره به نحوي با يكديگر برخورد كنند، و بر اثر واكنش آنها با يكديگر دو ذره متفاوت ديگري را بوجود آورند و سپس از يكديگر جدا شوند. با توجه به قوانين كنوني فيزيك، هيچ دليلي وجود ندارد كه بتواند مانع از آن شود كه اين دو ذره مجدداً با يكديگر برخورد كنند و به حالت قبل از واكنش خود بازگردند. با مطالعه بر روي اين ذرات، تشخيص ترتيب واكنش ها و يا حتي اينكه آيا واكنشي رخ داده است يا خير، غير ممكن است. در اين مقياس، تشخيص گذشته از آينده با نگاه كردن به ذرات امكان پذير نيست.

در دنياي ماكروسكوپي و قابل ديدن با چشم، ما به راحتي پيكان زمان را مي توانيم تشخيص دهيم. اگر ما تصويري از يك ليوان پر از آب بر روي يك ميز را ببينيم و در كنار آن تصوير يك ليوان شكسته، كه از روي همان ميز بر روي زمين افتاده و آب هاي درون ليوان بر روي زمين ريخته را ببينيم، به راحتي مي توانيم ترتيب مراحل اين اتفاق را تشخيص دهيم. ما مي دانيم كه ذرات شكسته ليوان هرگز قادر به تركيب مجدد و بوجود آوردن ليوان نشكسته را ندارند و همچنين مي دانيم آبي كه بر روي زمين ريخته شده است، قادر به جمع شدن و بازگشت به ليوان را ندارد، ولي چرا ؟ با توجه به قوانين فيزيك فعلي، هر واكنشي شامل واكنش ميان اتم هايي مي باشد كه قايل برگشت به حالت قبل از واكنش هستند، مانند شيشه ليواني كه شكسته است و قابل بازگشت به حالت اول است و براي آب ليوان كه ريخته شده بر روي زمين نيز همين حالت صدق مي كند. ولي يك پيكان زمان درون اين اتفاق وجود دارد، كه از گذشته به سمت آينده مي رود. اين حالت هنگامي صدق مي كند كه ما با سيستم هاي پيچيده و متشكل از مقدار زيادي ذره روبرو هستيم. در چنين سيستم هايي مي توانيم بر اساس آناليز و تجزيه تغيير اجسام و با كمك علم ترموديناميك و رياضيات مربوطه روند تغيير از گذشته به آينده را تشخيص دهيم.

بنيادي ترين قانون فيزيك، قانون دوم ترموديناميك است. بر اساس اين قانون، جهان همواره به سمت بي نظمي پيش مي رود. به عبارت ديگر در يك سيستم بسته (جهان ما نيز يك سيستم بسته محسوب مي شود)، بي نظمي هميشه در حال افزايش است. اجسام هرگز نسبت به آنچه هستند منظم تر نمي شوند. براي مثال اگر شما يك جعبه اي كه درون آن يك پازل قرار داده ايد را به شدت تكان دهيد، بعد از باز كردن جعبه شما نمي توانيد انتظار داشته باشيد پازل به خودي خود ساخته شده باشد. توضيح اين حالت خيلي ساده است . عدم درست شدن پازل به اين دليل است كه حالت درست پازل فقط يك حالت است، در حالي كه حالت هاي اشتباه زيادي وجود دارد. بنابراين ما مدام با حالت اشتباه روبرو مي شويم. اگر براي مدت زمان طولاني اين حركت را ادامه دهيم، احتمال خيلي ضعيف وجود دارد كه پازل به صورت صحيح چيده شود، ولي اين حالت خيلي نادر است و در مقياس كل جهان، جهان احتمالاً زمان كافي براي پديد آوردن چنين حالتي را ندارد. بنابراين اگر ما سيستم هاي موجود در اين جهان را به حال خود رها كنيم، سيستم به حالت بي نظمي مي رود و نه به حالت نظم و اين حالت به ما پيكان زمان را تحويل مي دهد.

پيكان زمان ديگر، پيكان زمان انفجار بزرگ (Big-Bang) است و مي توان آنرا به عنوان پيكان زمان نهايي در نظر گرفت. در هر جا و در هر زمان در جهان هستي كه باشيد، انفجار بزرگ هميشه در قسمت گذشته زمان قرار دارد. ما همان پيكان را در انبساط جهان مي توانيم مشاهده كنيم. هرچه جهان پيرتر و منبسط تر مي شود، كهكشان ها از يكديگر دورتر مي شوند. كهكشان هايي كه به يكديگر نزديكتر هستند گذشته را و كهكشان هايي كه از يكديگر دور شده اند آينده را نشان مي دهند.

قانون اول ترموديناميك مي گويد كه مقدار انرژي در يك سيستم بسته هميشه ثابت است. مقدار كل انرژي موجود در جهان هنگام آفرينش آن مقدار دهي شده است، ولي قانون دوم ترموديناميك به ما مي گويد كه مقدار انرژي "قابل استفاده" رو به كاهش است. هنگامي كه تمامي ستاره ها و منابع ديگر انرژي موجود در جهان گرماي خود را از دست دهند، جهان به حالت تعادل گرمايي مي رسد و ديگر هيچ چيز تغيير نمي كند.

از مطالعه ترموديناميك در ارتباط با پيكان زمان چه چيزي آموختيم؟ آموختيم كه دليل برگشت پذيري واكنش ها و برهم كنش ها در مقياس ميكروسكوپي و عدم برگشت پذيري در مقياس ماكروسكوپي (چرا پيكان زمان رو به يك سمت و آن هم آينده است)، آن است كه قانون افزايش بي نظمي، يك قانون ثابت است؛ البته مقدار كمي كاهش در بي نظمي زياد مشكل ساز نيست و مانعي براي آن وجود ندارد. پس نتيجه مي گيريم كه زمان در مقياس ماكروسكوپي در يك جهت جريان دارد و آن هم از گذشته به آينده، كه البته در ادامه بحث بيشتر به اين موضوع مي پردازيم.

مرد=زن
     
#9 | Posted: 31 May 2011 15:19
فصلي نو در نظريه نسبيت

آيا يك "زمان ثابت جهاني" وجود دارد ؟


اگر ما دو عدد ساعت اتمي را كنار هم قرار دهيم و با يكديگر تنظيم كنيم كه هر دو يك ساعت را نشان دهند، مي دانيم كه حتي اگر سال ها هم تيك-تاك كنند، باز هم هر دو يك ساعت را نشان خواهند داد. ولي اگر آنها را از هم جدا كنيم و يكي از آنها را بر روي كره زمين نگه داريم و ديگري را به يك "سفر به دور دنيا" بفرستيم، هنگام بازگشت خواهيم ديد كه ساعتي كه در سفر به دور دنيا بوده است، كسري از ثانيه عقب تر است. فقط كسري از ثانيه، ولي حقيقت دارد. سفر به دور دنيا واقعاً شما را جوان تر نگه مي دارد! اين فقط يك نظريه نيست، بلكه آزمايشات مختلفي از جمله آزمايش ذكر شده انجام شده است و نتيجه ثبت شده، اين تئوري را تاييد مي كند. پس اينجا چه خبر است؟ جواب اين سوال را مي توان در نظريه نسبيت انيشتين يافت، زيرا اين نظريه به ما مي گويد كه هر چه جسمي سريعتر حركت كند، زمان براي آن جسم كندتر مي گذرد. تا آنكه به سرعت نور برسد كه در آن حالت زمان براي جسم به صفر مي رسد. اين حالت تحت عنوان "تاخير زمان" شناخته مي شود و در حركت هاي روزانه ما بسيار ناچيز و ناملموس مي باشد ولي در سرعت هاي بالاتر قابل لمس مي گردد. براي مثال، براي "تاخير زمان" هايي كه ما با آن آشنا باشيم، مي توان يك فضانورد را مثال زد كه به مدت يك سال در ايستگاه فضايي زندگي مي كند، 0.0085 ثانيه كمتر از ما كه بر روي زمين زندگي مي كنيم زمان برايش گذشته است، كه البته مقدار زمان قابل لمسي نمي باشد.

بايد به اين نكته توجه داشت كه سرعت هاي بالا و سرعت نزديك سرعت نور، بر روي سرعت حركت ساعت تاثير نمي گذارد، بلكه خود زمان است كه كند مي شود.

البته بايد توجه داشت كه سرعت گذر زمان ارتباط مستقيم با سرعت ناظر دارد ولي مورد ديگري كه بايد مد نظر گرفت جاذبه است (كه در ادامه به اصل جاذبه مي پردازيم). ميدان هاي جاذبه اي قوي، مانند آنچه در نزديكي سياهچاله ها يافت مي شوند، باعت گذشت زمان بيشتري مي شوند.

براي پاسخ به سوال اصلي، كه آيا يك "زمان ثابت جهاني" وجود دارد ؟ جواب اين سوال صريحاً خير است. تنها نكته اي كه قابل ذكر است آن است كه تمامي ما زمان را با سرعت هاي متفاوت كه بستگي به سرعت ما و جاذبه حاكم بر ما دارد تجربه مي كنيم.

مرد=زن
     
#10 | Posted: 31 May 2011 15:21
فصلي نو در نظريه نسبيت

فضا-زمان با تعريف تكميلي جديد

تا اين قسمت مروري بر ماهيت زمان نموديم و آنچه گفته شد، نتيجه تحقيقات و تئوري دانشمنداني مانند انيشتين بود. در اين قسمت مي خواهيم مروري بر تعريف فضا-زمان انيشتين نموده و آن را با تئوري هاي جديد تكميل كنيم تا در ادامه بتوانيم به برخي از سوالات بدون پاسخ در فيزيك كوانتومي پاسخ دهيم.

توجه كنيد كه از اين قسمت به بعد، تقريباً تمامي مطالب ذكر شده جديد مي باشند و نظريات به صورت كلي با كمي توضيح بيان شده اند.

نيوتن مي گويد هرگاه دو جسم در مجاورت يكديگر قرار گيرند، از مركز جسم اول به مركز جسم ديگر نيرويي وارد مي شود كه جهت آن عمودي و به سمت جسم با جرم بيشتر است. در نظريه نيوتن، جاذبه نيرويي است كه اجسام كوچكتر را به سمت اجسام بزرگتر مي كشد. سپس انيشتين آمد و نظريه فضا-زمان را داد. انيشتين گفت كه همه اجسام در فضايي تركيب شده با زمان قرار دارند. هرچه جرم جسم بيشتر باشد، فضا زمان اطراف آن فشرده تر است. او گفت اگر جسمي را بر روي زمين تصور كنيم، چرا بايد جاذبه از پايين جسم را به سمت خود بكشد، شايد دارد از بالا به آن نيرو وارد مي كند! او مي گفت جهان در فضا-زمان قوطه ور است و اجسام در اين فضا-زمان، هرچه جرم بيشتري داشته باشند، به اصطلاح صفحه فضا زمان را بيشتر به سمت خود خم مي كنند (البته اگر آنرا دو بعدي در نظر بگيريم) و اجسام ديگري كه بر روي اين صفحه قرار دارند، به سمت جسم با جرم بيشتر هدايت و به سمت آن جذب مي شوند.

البته همانطور كه مي دانيم، اين نظريه (وجود فضا-زمان به جاي وجود نيروي جاذبه نيوتني) با آزمايشات مختلفي ثابت شده است (مانند آزمايش نور در هنگام كسوف و ... ).

آنچه در اينجا ما مي خواهيم به اين قسمت از نظريه اضافه و آنرا كامل كنيم آن است كه هر ذره موجود در جهان، فضا-زمان مخصوص به خود را دارد و در فضا زمان كلي عالم غوطه ور نيستند. البته پس از در نظر گرفتن جهان در يك نگاه، به همان غوطه وري در فضا-زمان مي رسيم كه البته دليل آن كنار هم قرار گرفتن فضا-زمان اجسام و اجرام مختلف در كنار يكديگر است و تشكيل يك فضا-زمان واحد را مي دهند، ولي در حالت جزيي به اين صورت نيست و هر جسم فضا-زمان نسبي خود را دارد كه در اطرافش پيچيده شده است. هرچه جرم ذره بيشتر، تراكم فضا-زمان، خميدگي فضا-زمان و به اصطلاح نيروي جاذبه اطراف آن بيشتر خواهد شد. با تركيب ذرات با يكديگر، فضا-زمان آنها با يكديگر ادغام شده و تشكيل فضا-زمان بزرگتري را مي دهند. (منظور از ذره هر نوع ذره كوچكي است كه بتوان آن را تصور نمود كه كشف شده اند و يا حتي هنوز كشف نشده اند، چه در حد ميكروسكوپي و چه در حد ماكروسكوپي).

تراكم و خميدگي فضا-زمان اطراف ذرات را مي توان بر اساس جرم اتمي ذرات تشكيل دهنده آنها با فرمول هاي رياضي بدست آورد. البته آنچه از فيزيك كلاسيك در مورد جاذبه در اين تئوري باقيمانده است و هنوز قابل قبول است، عمودي بودن جهت آن است.

نكته قابل توجه در اين قسمت آن است كه اگر ذرات متفاوتي با يكديگر تركيب شوند، ذرات داراي فضا-زمان بيشتر (تراكم و خميدگي بيشتر) بر ذرات داراي فضا-زمان كمتر غلبه نموده و فضا-زمان اصلي را فضا-زمان ذرات با جرم اتمي بيشتر تشكيل مي دهند و كل جسم داراي يك فضا-زمان واحد با قدرت فضا-زمان بيشتر خواهد شد. البته، اين حالت را در صورتي در نظر مي گيريم كه جرم ذرات با فضا-زمان هاي متفاوت هنگام تركيب يكسان باشند.

نكته قابل توجه ديگر آن كه هر ذره فضا-زمان مخصوص به خود را دارد و هيچ ذره اي نمي تواند از فضا-زمان تعريف شده براي خود بكاهد و يا آن را از بين ببرد. كاهش مقدار فشردگي فضا-زمان، مستلزم تغيير در ماهيت ذره مي باشد، كه در آن صورت ديگر ذره جديد (با فضا-زمان جديد)، آن ذره قبلي نيست و تبديل به يك ذره كاملاً متفاوت شده است. همانطور كه گفتيم، اگر ذره در محيط فضا-زمان فشرده تري قرار گيرد، فضا زمان فشرده غالب مي شود ولي اگر به هر نحوي به جايي كه فضا-زمان اطراف آن داراي فشردگي كمتري باشد (حتي اگر وسعت آن بيشتر باشد) وارد شود، فضا زمان جرم كاهش پيدا نمي كند و كاهشي در فضا-زمان نسبي جسم رخ نمي دهد.

نكته بعدي كه بايد توجه داشت آن است كه، اگر ذره اي با فضا-زمان فشرده وارد محيطي با فضا-زماني با فشردگي كمتر وارد شود، حداكثر تاثيري كه مي تواند فضا-زمان فشرده بر اطراف خود بگذارد، به اندازي جرم خود است و نه بيشتر.

هنگامي كه فشردگي فضا-زمان اطراف يك جسم زياد باشد، زمان براي آن جسم كند تر مي گذرد نسبت به جسمي كه فضا-زمان اطراف آن فشردگي كمتري دارد.

مرد=زن
     
صفحه  صفحه 1 از 4:  1  2  3  4  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / بررسی و بحث در باره نظریه نسبیت بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites