تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Psychology Topics | مبحث روانشناسی

صفحه  صفحه 11 از 23:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  22  23  پسین »  
#101 | Posted: 24 Mar 2012 08:21
رژیم غذایی و باروری در مردان

تحقیقات نشان میدهد که داشتن عادات بد غذایی برای مثال مصرف مکرر مشروبات الکلی می تواند باعث پایین آوردن کیفیت و مقدار اسپرم شده و در نتیجه ناباوری شود از آنجا که تقریبا 40% ناباوری ها به مردها برمیگردد .داشتن تغذیه سالم احتمال بچه دار شدن را بالا خواهد برد تحقیقات نشان می دهد که پدرهایی که در ماه قبل از لقاح تخم ،زیاد از مشروبات الکلی استفاده می کنند نوزادانشان تقریبا 200گرم کمتر از نوزادان دیگر وزن دارند وزن کم درهنگام تولد مشکلی بسیار جدی است که می تواند بر سلامت فیزیکی و ذهنی کودک در ادامه زندگیش تاثیر بگذارد .

تاثیر سویا در ناباوری مردان : طبق گزارش محققان دانشگاه هاروارد مصرف نصف وعده مواد غذایی حاوی سویا ،باعث کاهش سلولهای جنسی مردانه (اسپرم) و همچنین ناباروری در مردان می گردد .دانشمندان هنوز دلیلی برای ارتباط بین مصرف سویا و کاهش سلولهای جنسی پیدا نکرده اند اگر چه محققان مشاهده نموده اند که مصرف سویا فعالیت استروژن (هورمونی که تاثیر منفی بر روی سلولهای جنسی مردان دارد ) را افزایش می دهد . طبق اظهارات دکتر جورج چاوارو نکات جالب بسیاری در رابطه با میزان استروژن و ایزوفلاوون و تاثیر منفی آن بر ناباروری وجود دارد دکتر چاوارو و تعدای از محققان مطالعه خود را برروی 99 مردی که به کلینک ناباروری مراجعه نموده بودند آغاز نمودند ازآنها درباره میزان سویای مصرفی روزانه در طول سه ماه سوال گردید و همچنین درباره غذاهایی که در آنها از سویا استفاده می گردید زیرا هر غذایی میزان ابزوفلاوون متفائتی نسبت به سایر غذاها دارد آنها حدود 41 میلیون کمتر از کسانی است که کمتر سویا مصرف می کنند طبق مشاهدات میزان اسپرم طبیعی بین 80 تا 120 میلی لیتر می باشد همچنین محققان در این آزمایشات دریافتند که ارتباط بین سویا و تعداد اسپرمها در بین مردان چاق بیشتر از دیگران افراد است .مردان چاق استروژن بیشتری نسبت به مردان لاغر تولید می کنند و سویا میزان آن را افزایش می دهد همچنین مشاهده شده است که تاثیر سویا بر افرادی که سلولها ی جنسی زیاد و طبیعی دارند بیشتر از مردانی است که سلولهای جنسی آنها کمتر است سویا می تواند یکی از عوامل موثر بر تولید مثل آقایان ، خصوصا" در مردانی با اضافه وزن باشد زمانیکه بیماران اضافه وزن داشته باشند چاقی آنها هورمونها ی مردانه را به هورمون زنانه تبدیل می نماید بنابراین امکان دارد که ترکیب این منبع استروژن (سویا) و استرژنی که با تبدیل آندروژن به استروژن بددلیل اضافه وزن فرد بوجود آمده است دراین بیماران تاثیر گذار باشد .

چند توصیه مفید برای پدران آینده : به اندازه کافی از مواد غذایی سر شاراز ویتامین ث و سایر آنتی اکسیدان ها استفاده کنید این مواد مغذی به جلوگیری از نقص و عیب اسپرم کمک کرده و جنبندگی آن را افزایش می دهد یک لیوان آب پرتقال در روز تقریبا 124 میلی گرم ویتامین ث در خود دارد .خوب است که در روز حداقل 90 میلی گرم یا بیشتر و اگر سیگار مکشید حداقل 125 میلی گرم استفاده کنید .

به اندازه کافی روی مصرف کنید تحقیقات بسیاری نشان می دهد که حتی کمبود های کوتاه مدت این عنصر می تواند حجم نطفه و سطح تستوسترون را کاهش دهد منابع عالی که می توانید مقدار توصیه شده روزانه یعنی 11 میلی گرم روی را ازآن مصرف کنید شامل صدف خوراکی (8 عددصدف متوسط تقریبا حاوی 16 میلیگرم روی است ) ....

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#102 | Posted: 24 Mar 2012 08:21
چاره سازی افسردگی و درد

طبق تحقیق به عمل آمده استفاده از رویکرد توام و تلفیقی بسیار موثرتی از مراقبت معمولی در اداره ی افسردگی همراه درد موثر بوده است ولی بازهم عکس العمل مطلق چنگی به دل نمی زده است .

در موسسات مراقبت اولیه بسیاری از بیماران هم دچار افسردگی اند و هم از درد مزمن عضلات رنج می برند وبه این جهت درمان این دوحالت مشکل است . طی یک کارآزمایی دارای شاهد که در موسسات مرقبت های اولیه در ایندیاناپولیس انجام شد محققان در 250 بزرگسال (سن متوسط 55 سال ) که حداقل به مدت 3ماه دچار درد متوسط تا شدید عضلات و استخوان (کمر، هیپ یا زانو ) و در پرسشنامه ی استاندارد افسردگی حداقل دارای نشانه های متوسط بودند یک رویکرد درمانی را ارزیابی کردند .دربیماران به صورت غیر انتخابی از یک مداخله ی ساخته شده یا از مراقبت معمول استفاده شد .بیماران گروه مداخله از تدبیر سازی شدید افسردگی همراه دارو یا مشاوره ی حمایتی استفاده کردند که به مدت 12 هفته توسط مدیر مراقبت پرستاری زیر نظر پزشک انجام می شد .در 12 هفته ی بعد بیماران مداخله از آموزش رویکردهای رفتاری در مراقبت درد استفاده می کردند .در مدت 6 ماه بعد ، در بیماران از تشویق و برحسب نیاز از دارو و نیز در صورت نیاز از ارجاع روانپزشکی استفاده می شد .بعد از 12 ماه قریب 35 تا 40 % بیماران مداخله درمقایسه با 13 تا 20 درصد افراد شاهد دارای تجربه ی بهبود مقیاس افسردگی و درد از پیش مشخص شده بودند .وقتی فقط کاهش بالینی شدید در افسردگی و درد در نظر گرفته می شد این اختلاف به 26 در برابر 8% میرسید .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#103 | Posted: 24 Mar 2012 08:25
با آغوش باز به استقبال شادی بروید !


خانمی پشت میز کارش نشته است .اومدیر ارشد شرکت بسیار بزرگی است روی میز از نامه ،قرارداد و کاغذهای مربوط به کارش پر شده است دو چراغ چشمک زن روی تلفن حاکی از آن است که دو نفر منتظر صحبت با او هستند .دونفر ارباب رجوع هم روی مبل های اتاقش نشسته و چای می نوشند و منتظرند که او سرش را از روی نامه ها بلند کند تا با او صحبت کنند .تا نیم ساعت دیگر جلسه مهمی هم دارد .بعد از آن با مدیر عامل شرکت راجع به موضوعی صحبت کنندو ... فشار ناشی از این همه کار و گرفتاری اغلب ما را کلافه می کند .شاید بگویید : نه برای من یکی خیلی زیاد است اما برای این خانم زیاد نیست او از کارش لذت می برد .اجازه نمی دهد تصورات باطل روی کارش تاثیر بگذارد به جای آن به موفقیت هایی که امروز نصیبش خواهد شد فکر می کند .مودبانه با ارباب رجوع ها حرف میزند صحیت هایشان را به دقت گوش می دهد تلفن ها را جواب می دهد .

این کارها سخت و طاقت فرسا نیست اتفاقی معمولی برای کسانی است که از کارشان لذت می برند ومستقیم . موثر به سوی هدفهایشان پیش می روند این خانم تصورات خود را در راهی مثبت به کار می گیرد می پذیرد که این حق اوست که احساس رضایت و موفقیت کند .بسیاری از انسانها ذهن خود را با افکار مایوس کننده . ملاانگیز پر کرده و احساس خشنودی و خوشبختی را انقدر زیر فشار می گذارند تا اثری از آن باقی نماند نگران اتفاقات ناگوار و فاجعه هایی هستند که هرگز صورت خارجی به خود نمی گیرد و یا به ندرت اتفاق می افتد . احساس رضایت از کارشان را تحمل نمی کنند نه از کارشان لذت می برند و نه از بازی و تفریحشان خشنود می شوند انسان می تواند به استناد دلیل و منطق حرکت کند و غذای بی مزه بخورد .اما خداوند به ما شوخ طبعی ، روی خوش و خنده اعطا کرده تا ماموریت دو روزه عمر را با روح و با نشاط بگذرانیم .می توانیم لذت را احساس کنید .می توانید زیر دوش آب سرد بروید و بخندید و بالا وپایین بپرید .می توانید شادابی را در عمق وجود خویش احساس کنید .مسئله این است که برای خودتان چه بخواهید زندگی باید قرین شادی باشد .اما برداشت های زندگی امروز از زندگی اغلب عکس این موفقیت را نشان می دهد مفهومی منفی با تصویرذهنی زشت . زندگی باید رسم خوشایندی داشته باشد مردم باید با خود و دیگران مهربان باشند .شادی و شادگامی باید چشم و قلب و جزیی از وجود ما باشد .خوشی های دنیا متعلق به ماست . با فراموش کردن اشتباهات گذشته می توانید به زندگی شاد برسید .اگر احساس کنید که حق دارید از زندگی لذت ببرید می توانید در کار و زندگی طعم خوش شادی و خوشبختی را بچشید با سرزنش خویش ، لذت و شادمانی را از خودتان درغ می کنید زندگی خلاق تصمیم گرفتن برای شادمان بودن است پیروزی نیروهای مثبت فکر و تصور بر نیروهای منفی تفکر و تصور است با تقویت روزانه تصویر ذهنی خویش برای زندگی خلاق آماده می شوید خود را شایسته خوشی های زندگی می دانید و از آن به سود خود استفاده می کنید .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#104 | Posted: 24 Mar 2012 08:26
پاسخ های علمی به مکانیسم های عجیب و غریب بدن

چرا سرخ می شویم ؟

گاهی بدنم بشدت می لرزد ، ترک خوردگی هایی در پوست دست و بخصوص بند انگشتانم می بینم ، سوزش معده دارم ،گونه هایم سرخ می شوند ،همیشه آب از بینی ام جاذی است ، پوستم خارش دارد ،دربرخی نقاط بدنم خونمردگی هایی می بینم و از دیدن جوش و تاول در بدنم بشدت نگرانم . آیا تا به حال از خود پرسیده اید که علت اصلی چنین پدیده هایی چیست؟ محققان زیادی در سال های گذشته به بررسی این موضوع پرداخته اند و علل اصلی بسیاری از این فرآیند ها را کشف کرده اند که البته با باورهای موجود و عمدتا" سطحی افراد تفاوت زیادی دارند اگاهی از این فاکتورها می تواند به درک بهتر مکانیسم های مختلف بدن و در نتیجه برخورداری از سلامت بیشتر در زندگی منجر شود .

سرخ شدن گونه ها : احساس حقارت و بی کفایتی و نداشتن لیاقت و شایستگی ،آن هم در برابر دیگران موجب شرمندگی می شود و یکی از نشانه های آن سرخ شدن در ناحیه گونه هاست چنین فرآیندی ریشه در اجداد و نیاکان انسان ها دارد درگذشته های دور اکثر تهدیدات خطناکی که بشر با آنها روبهرو بوده است از ناحیه طیعت و به صورت فیزیکی بوده است از سوی دیگر احساس شرمندگی موجب ایجاد نوعی خشم و ناراحتی درونی شده که به صورت خودکار نوعی پاسخ درونی موسوم به "یارویارویی یا فرار " را به همراه دارد درنتیجه این فرآیند به میزان قابل توجهی آدرنالین در بدن فرد تولید شده و در ادامه تصمیم برای نبرد و رویارویی با تهدید یا فرار از آن گرفته می شود ترشح آدرنالین قلب را مجبور می کند تا باسرعت و شدت بیشتری کارکرده و حجم بیشتری از اکسیژن را به ماهیچه ها برساند اما این فرآیند نتیجه دیگری نیز به دنبال دارد و آن چیزی نیست جز گرم ترشدن بدن درواکنش به این وضعیت بدن شروع به خنک کردن خود می کند تعریق یکی از این راهکارهاست اما در کنار آن باید به جریان خون نیز اشاره کرد خون از طریق ریز مویرگ هایی که اتفاقا" در ناحیه گونه ها تجمع قابل توجهی دارند جریان بیشتری یافته و این گرما را منتقل می کنند که در نتیجه گونه ها سرخ تراز گذشته به نظر می رسند البته از نظر علمی پذیرفته شده است که عوامل استرس زای دیگری نیز در سرخ شدن گونه ها تاثیر گذار هستند . سرخ شدن گونه ها برای بسیاری از افراد ناخوشایند است چراکه زمانی که آغاز شود متوقف ساختن آن کاری دشوار است دکتر مایکل سینکلر از گروه روان شناسی شهر در لندن معتقد است زمانی که متوجه آغاز سرخ شدن گونه هایمان می شویم احساس شرمندگی بیشتری نیز می کنیم چون احتمالا احساس می کنیم که موقعیت اجتماعی مان در معرض خطر قرار دارد .

سوزن سوزن شدن بدن : تقریبا" همه انسان ها احساس حالتی همچون سوزن سوزن شدن بدن را تجربه کرده اند این پدیده عمدتا" در ماهیچه های پا روی می دهد با این حال سایر قسمت های دیگر بدن نیز بی نصیب نمی مانند در برخی افراد این حالت در بخش های دیگری از بدن همچون سر انگشتان و حتی زیر چانه نیز احساس می شود اما علت اصلی این پدیده چه چیزی است؟ تحقیقات محققان نشان می دهد که منقبض شدن بیش از حد عضلات بدن می تواند از مهم ترین علل چنین عارضه موقتی باشد در عین حال بررسی های علمی –پزشکی نشان می دهند که عوامل دیگری همچون تحریک شدید و آنی نیز در ایجاد چنین حالتی موثر است حتما تاکنون بارها پیش آمده است که در حین دویدن بسیلر سریع و در حالی که هیچ گونه آمادگی از قبل ندارید احساس می کنید سوزن های زیادی در عضلات مختلف بدن از جمله پاها وارد می شوند علل چنین پدیده ای منتشر شدن برخی ترکیبات شیمیایی در بدن است اسید لاکتیک از جمله این ترکیبات است این پدیده عمدتا" با گرفتگی های موقتی در عضلات این قسنت از بدن است چنین عرضه ای در بدن ورزشکارانی که ورزش های استقامتی انجام می دهند بسیار شایع تر است از جمله دوندگان دوها استقانت و شناگران البته فاکتور مهم دیگری نیز در این میان تاثیر گذار است که نباید از آن چشمپوشی کرد .سطوح پایین الکتولیت ها در بدن که سیگنال های مختلف کنترل کننده ماهیچه ها را حمل می کنند از جمله عوامل دیگر بروز این پدیده است همچنین کاهش سطح کلسیم و پتاسیم در بدن نیز از دیگر عوامل بروز این پدیده عنوان شده است محققان توصیه می کنند برای جلوگیری از بروز این پدیده پس از خوردن وعده های غذایی به سرعت انجام حرکات شدید ورزشی آغاز نشود .

سوزش معده :

استفاده بیش از حد قهوه و غذاهای چرب یا مملو از ادویه می توانند به ایجاد عارضه ای شایع در افراد مختلف منجر شوند که از آن به سوزش معده یاد می شود این احساس شدیدی است که در مجرایی که دقیقا در پشت استخوان سینه قرار داشته و دهان را به معده متصل می کتد ایجاد می شود و ناخوشایندی بسیاری از افراد را آزار می دهد پروفسور دیوید آرمسترانگ از مدرسه پزشکی کالج سلطنتی لندن می گوید سوزش معده به اسیدی مربوط می شود که در معده وجود داشته و از طریق همین مجرا به سمت دهان بالا میآید افرادی که عمدتا به چنین وضعیتی مبتلا می شوند از ضعف مفرطی در ماهیچه تنگ کننده ای که در قسمت بالایی معده قرار دارد رنج می برند این عضله در حکم شیر اطمینانی عمل می کند که مانع از نشت خارج از حد معمول این اسید معده می شود درحالی که لایه داخلی معده نسبت به اسید مقاومت خوبی از خود نشان می دهد اما این قضیه در خصوص دیواره داخلی مجرای رابط دهان و معده صدق نمی کند .دردی که معمولا این افراد به هنگام سوزش معده خود احساس می کنند ناشی از سوزش اسید معده در نای می شود در برخی موارد از جمله زمانی که به حال درازکش در آمده اید این مکان وجود دارد که اسید معده به سمت حلقتان بیاید .

آبریزش بینی : آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که سرماخوردگی های رایج ،حساسیت های مختلف و غذاهای مملو از ادویه چگونه موجب راه افتادن آب بینی می شوند ؟ عموما پرده های غشایی که در بینی وجود دارند طبع لزج مخاطی تولید می کنند که البته برای بدن وسلامتی آن بسیار سودمند بوده و مانع از راهیافتن عوامل بیماریزا و عفونی از محیط خارجی به داخل بدن می شوند برآورد شده است که بینی روزانه تا یک لیتر آب بینی تولید میکند .اما برخی عوامل می توانند این میزان افزایش دهند به عنوان مثال در زمان سرماخوردگی حجم بیشتری از این مایع تولید می شود تا بدن از آن به عنوان سلاحی مطمئن جهت مقابله با ویروس ها ازپاکسازی خود استفاده کند .آب وهوای سرد نیز از جمله این عوامل است این شرایط مخربی برریز مجراهایی دارد که به آنها Cillia گفته شده و همچون گیاه پیچک در حفرهای بینی منتشر شده اند به طور طبیعی این ریز مجراها مایع مخاطی و لزج تولید شده در بینی را قسمت پایینی حلق منتقل می کنند اما زمانی که هواسرد می شود این مجراها مسدود شده و در نتیجه آب بینی از حفره های آن خارج می شوند .غذاهای حاوی ادویه زیاد طی فرآیند متفاوتی به جاری شدن آب از بینی کمک می کنند دراین ادویه ها بخصوص در فلفل ،عاملی وجود دارد که موجب رقیق تر شدن آب بینی می شود .

دلیل اصلی خارش پوست : چرا با خراشیدن پوست از شر خارش خلاص می شویم ؟ از تحریک های پوستی گرفته تا گزیدگی هایی که ناشی از حشرات مختلف می شوند هیچ چیز همچون یک خراشیدگی خوب نمی تواند موجب خلاص شدن از شر خارش های آزاردهنده شود .از گذشته های دور تا به اکنون بشر به صورت ناخودآگاه و آگاه از خراشیدن پوست به عنوان راهی جهت از میان بردن انگل ها و سایر عوامل خارجی استفاده کرده است .با این حال تا همین چند وقت پیش حتی دانشمندان و محققان سرشناس دنیا نیز از راز نهفته در ماورای این مکانیسم طبیعی اطلاعی نداشتند .اکنون تحقیقاتی که در دانشگاه مینسوتای آمرکا انجام شده است پاسخ مناسبی برای این ابهام ارائه کرده است ایجاد خراش در پوست موجب از کار افتادن موقتی سلول های عصبی در نخاع می شود .این سلول ها به صورت طبیعی احساس خارش را به مغز منتقل می کنند هنگامی که حشره ای پوست بدن را نیش می زند سلول های موجود در پوست ماده شیمیایی را ترشح می کنند که هیستامین نامیده می شود سلول های عصبی که در اطراف سلول های پوستی ترشح کننده این ماده قرار دارند نسبت به هیستامین از خود واکنش نشان داده و پیامی را به نخاع ارسال می کنند سپس پیامی به تالاموس مغز فرستاده می شود که در این ناحیه پیام ارسال شده درک شده و برای کل مغز قابل فهم می شود . در ادامه تالاموس این پیام را به قشر مغزی منتقل کرده که در نتیجه احساس خارش ایجاد می شود .محققان دانشگاه مینسوتا در پزوژه اخیر خود فاکتور هیستامین را به پاهای چند میمون تزریق کردند و در عین حال فعالیت های سلول های مخصوصی در نخاع این حیوانات را زیر نظر داشتند این سلول ها با تشخیص سریع تزریق هیستامین اقدام به ارسال پیامهای آنی کردند . با این حال زمانی که محققان نواحی اطراف نقطه تزریق را خراشیدند این فرآیند دچار افت شد .

دندان های بسیار حساس: برای افرادی که دندان های بسیار حساس دارند خوردن بستنی تجربه چندان دلپذیری نیست .در زیر لایه نازک مینای دندان ها ،ماده ای وجود دارد که به آن دنتین یا همان عاج دندان گفته می شود .در تقاطع با دنتین هم ریز کانال های میکروسکوپی وجود دارند که مستقیما" با هسته نرم دندان که در آن رشته های عصبی قرار دارند در ارتباط است دکتر گریسون مارشال از دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو در این خصوص می گوید در این کانال های میکروسکوپی مایعی وجود دارد که هر گونه حرکت و جابه جایی در آن عصب های یاد شده را تحریک می کند که در نتیجه درد شدیدی در دندانها احساس می شود .

موسیقی در بند انگشتان : اکثر افراد کشیدن تک تک انگشتان و یا جفت کردن انگشتان دو دست برروی یکدیگر و در ادامه فشردن آنها و شنیدن صدایی عمدتا خوشایند را تجربه کرده اند .این کار عمدتا برای رهایی از خستگی انجام می شود و البته برای اکثر افرادی که چنین کاری را انجام می دهند به صورت یک عادت در آمده است اما ریشه اصلی این صدا به کجا باز می گردد ؟ البته این صدا را از سایر مفاصل و قسمت های مختلف بدن نظیر آرنج ، زانوها ، گردن و حتی استخوان سینه نیز شنیده اید محققان به این نتیجه رسیده اند که ریشه اصلی تولید این صدا به گازی مربوط می شود که از مایع موجود در مفاصل بین استخوان انگشتان و سایر قسمت های یادشده منتشر می شود . تاکنون تحقیقات زیادی در خصوص پیامد های این فرآِند انجام شده است اما تاکنون و برخلاف ادعاهای مطرح شده و باورهای موجود این کار ارتباطی با ورم مفاصل یا سایر آسیب های مشابه ندارد .

پلک هایی که می پرند

بسیاری از افراد حرکات ناخواسته ماهیچه ها در قسمت های مختلف بدن که برخی از آنها به صورت پرش های عضلانی هستند را تجربه کرده اند اما بدون شک آزاردهنده ترین آنها پرش هایی است که در ناحیه پلک ها ایجاد میشود اما آیا تا به حال علت آن را از خود پرسیده اید ؟ این عارضه نوعی وضعیت خوش خیم است که عمدتا ناشی از استرس و خستگی است و پرش های تیک وار عصبی ماهیچه این عضو از بدن را به همراه دارد .ماهیچه هایی که پلک ها را کنترل می کنند بسیار کوچک و در عین حال حساس هستند و نسبت به محرک هایی نظیر استرس ، خستکی و کافئین بسرعت واکنش نشان می دهند .زمانی که این فاکتورها از حد خاصی فراتر روند باید منتظر چنین پرش های عضلانی در پلک ها بود .مصرف زیاد کافئین و همچنین خیره شدن برای ساعت های طولانی به صفحه نمایشگر رایانه و حتی استفاده طولانی مدت از لنزها می توانند به پرش پلک ها منجر شوند .البته این وضعیت عمدتا موقتی است و ممکن است با گذشت چند روز یا هفته تغییر پیدا کند راهکارهایی همچون مصرف کمتر استفاده از قطرهای چشمی و از همه مهمتر استراحت دادن به چشم ها از جمله اقداماتی است که می توان برای درمان سریع این عارضه موقتی بکار برد .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#105 | Posted: 24 Mar 2012 08:27
کف دستهایی که از عرق خیس شده اند

اگر منتظر انجام یک مصاحبه کاری برای استخدام در یک شرکت جدید هستید یا در ترافیک شلوغ شهری گیر افتاده اید و یا از دست دادن قرار مهم کاری فاصله ای ندارید در چنین شرایطی کف دستان شما خیس تر از بدن کشتی گیری است که ساعت هاست به تمرین و مسابقه مستمر مشغول است پروفسور اکودجوس از محققان و کارشناسان شناخته شده در خصوص واکنش بدن به استرس در دانشگاه هلند در آمستردام می گوید : ترس و اضطراب حسگرهای مربوط به احساس و عاطفه موجود در بخشی از مغز را فعال می کنند که "بادامه" مغز نامیده می شود .این ناحیه از مغز در واکنش به این حساس شدن سلول های عصبی خاصی راه دارند .بدن از تمامی غده تعریقی که در تمام قسمت های آن قرار دارد عرق می کند اما این که چرا کف دستها و همچنین کف پاها بشدت عرق می کند به این دلیل است که در این نواحی از بدن تمرکز قابل توجهی از غدد تعریقی وجود دارند .غدد تعریقی دیده می شوند پس اکنون اگر در شرایط استرس زا قرار گرفتید و در عرض چند ثانیه کف دستان خود را مملو از عرق دیدید چندان تعجب نکنید چون غدد تعریقی موجود در زیر پوست کف دستانتان به خوبی کار می کنند .



کمبودی ناشی از کوفتگی و ضربه

همواره پس از هر برخورد شدید اصابت مشت میله یا اشیایی از این دست به بدن و از آن مهم تر سقوط از ارتفاع کبودی هایی در نقاط مختلف بدن ایجاد می شود که البته در افراد مسن این پدیده رایج تر است .آیا تاکنون از خود پرسیده اید که ریشه اصلی این کبودی ها در چیست ؟ در حقیقت این پدیده آنچنان عادی و شایع است که شاید کمتر کسی به چگونگی ایجاد آن فکر کند . براثر هر ضربه شدیدی رگ های خونی آن ناحیه از بدن دچار پارگی شده و در نتیجه نشست خون از آنها دربافت اطراف محل ضربه دیده آغاز می شود این که چرا کبودی ها به رنگ قرمز تیره هستند نیز به همین مساله مربوط می شود اما با گذشت دقایق و ساعاتی از ایجاد کبودی ناشی از ضربه به بدن رنگ این ناحیه از بدن تغییر کرده و معمولا بین طیفی از رنگ های قرمز تیره ،آبی ، سبز و حتی زرد تغییر است اما علت اصلی این تغییر رنگ در چیست ؟ خون مردگی ناشی از پارگی رگ ها ی محل آسیب دیدگی علت اصلی بروز این پدیده است با گذشت زمان ترکیبات خونی که به صورت بافت مرده در آمده است تغییر رنگ داده و در نتیجه در زیر پوست تغییر رنگ گسترده ای ایجاد می شود اما چرا برخی افراد در مقایسه با دیگران به یرعت مستعد ایجاد کبودی در پوست خود هستند ؟ پاسخ به این پرسش را باید در حساس تر بودن ساختار رگ این افراد در مقایسه با سایر افراد جستجو کرد البته مصرف داروهای مختلف از جمله آسپرین نیز در این فرآیند تاثیر گذار است . تحقیقات نشان می دهند که با افزایش سن ، حساسیت رگ های خونی نیز بیشتر شده و از این روست که افراد مسن با کوچک ترین ضربه ای دچار کبودی در نواحی مختلف بدن می شوند .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#106 | Posted: 24 Mar 2012 08:30
وکنش ناخوداگاه نسبت به آنچه مارا می ترساند!!!!

هوای بیرون تاریک است و شما در خانه تنها هستید همه جا سکت و آرام است و تنها صدای بازیگریا موسیقی فیلمی که از تلویزیون در حال پخش است شنیده می شود که ناگهان صدای برهم خوردن در شنیده می شود .همزمان سرعت ضربان قلبتان افزایش یافته وبه نفس نفس می افتید پس از چند لحظه متوجه می شویم که هیچ خطری در کمین شما نبوده و وزش باد یبب به هم خوردن در شده است اگر چه زندگی و حیات شما در معرض هیچ خطری نبوده اما بدن شما ناخودآگاه نسبت به عامل مولد ترس واکنش نشان داده است . در حقیقت ترس یک واکنش زنجیره ای در مغز است که بر اثر مواجعه شدن با یک عامل محرک مولد ایجاد استرس و فشارهای روحی آغاز شده و با آزاد شدن مواد شیمیایی که منجر به افزایش سرعت ضربان قلب و سرعت تنفس و تحریک ماهیچه ها و عضلات بدن و در نتیجه انقباض آنها می شود خاتمه پیدا می کند . مغز یکی از اندام های پیچیده و متشکل از میلیاردها سلول عصبی است که سلول ها ی عصبی شبکه ارتباطی پیچیده ای را به وجود می آورند .این شبکه نقطه آغازین هر آن چیزی است که می توانیم آن را احساس کنیم یا درباره آن بیندیشیم اگر چه بسیاری از این ارتباطت شکل گرفته در بین سلول های عصبی مغز در شکل گیری تصمیمات ارادی و خودآگاه ما نقش دارند اما برخی از این روابط نیز سبب بروز رفتارها و واکنش های غیر ارادی و خود به خودی می شوند واکنش در برابر هرگونه عامل محرک ترسناک یک واکنش کاملا خود به خودی است .

از آنجایی که سلول های مغز به صورت مداوم در حال انتقاد اطلاعات و واکنش نسسبت به اطلاعات دریافت شده هستند بنابراین نواحی متعددی از مغز می توانند در ایجاد احساس ترس هر فرد تاثیر گذار باشند نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام شده توسط محققان حاکی از آن است که برخی از قسمت های مختلف معز نقش اصلی در ایجاد فرآیند دارند .

تالاموس یا قشر خاکستری :

خاکستری مغز میانی محل واکنش نسبت به لطلاعات حسی دریافتی از چشم ها ،گوش ها ، دهان یا پوست را تعیین می کند این در حالی است که قشر حسی مغز بخشی است که وظیفه تفسیر اطلاعات و داده های حسی دریافت شده را برعهده دارد هیپوکامپ ناحیه ای دیگر در مغز است که هنگام مواجه شدن با شرایط ترسناک خاطرات ارادی را در مغز ثبت و در صورت نیاز بازیابی می کند .آمیگدالا یا باادامه مغز هیجانات را رمزگذاری کرده وخطرات احتمالی را براساس آنها شناسایی می کند .همچنین این بخش از مغز تجارب ترسناکی که هر فرد در زندگی خود با آنها مواجه شده است را در مغز ثبت و ذخیره می کند .هیپوتالاموس بخش دیگری از مغز است که براساس اطلاعات تفسیر شده در بخش های دیگر نسبت به بروز یک شرایط ترسناک با مواجه شدن به عامل محرک مولد ترس آغازشده و با واکنش متقابل نسبت به آن پایان می یابد .

شوره سر : شوره سر از سلول های مرده پوست تشکیل شده است که به صورت گروهی از سطح پوست سر کنده می شوند البته شوره یر به اندازه ای شایع است که بعضی آن را در خیلی از موارد طبیعی تلقی می کنند ولی وقتی شوره سر قابل توجه و با خارش شدید سر همراه باشد باعث نگرانی فرد می شود در شرایط عادی لایه خارجی پوست مرتبا در حال بازسازی و عوض شدن سلول های پیر و جایگزینی سلول های جوانتر می باشد که این امر به شکل دوره ای و حدودا"یک ماه طول می کشد . در شرایط عادی چون سلول ها به تدریج و تک تک جدا می شوند جلب توجه نمی کنند و دیده نمی شود اما وقتی تعداد سلول های مرده زیاد باشد و با هم به صورت دسته جمعی بریزد تشکیل پوسته وسیعی می دهند که با چشم قابل مشاهده است . شوره سر گاهی ثانوی و به علت خشکی شدید و بیش از حد پوست سر است و گاهی نیز در زمینه بیماری های پوستی اتفاق می افتد به عنوان مثال بیماریهایی از قبیل درماتیت بسوره و پسوریازیس می توانند شوره سر می باشد البته خفیف ترین علامت درماتیت بسوره شوره سر است ولی در موارد شدید تر قرمزی و التهاب و خارش پوست سر هم دیده می شود . برای شوره سر شایع ترین فرآورده ها شامپوهای ضد شوره هستند که مواد موثر آن حاوی سلنیوم ،زینک پیرپتیون ، اسید سالیسیلیک و گوگرد است که می تواند میزان شوره سر را کاهش دهد ولی در موارد مقاوم و شدید با تجویز پزشک لازم سر تکرار شونده است در صورت لزوم می توان درمان را تکرار کرد .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#107 | Posted: 24 Mar 2012 08:31
ازدواج هوشیارانه

برای اینکه وارد این بحث شوم درزیر نمونه ای از یک تعامل میان زن و شوهر و اینکه چگونه در یک ازدواج ناهوشیارانه رابطه عاشقانه ویژه ای که برآن حاکم است با دلیل و منطق تعدیل می شود بیان کنیم در نظرتان مجسم کنید که شما با روحیه ای بشاش خوردن صبحانه هستید که ناگهان همسرتان شما را به خاطر سوختن نان مورد انتقاد قرار می دهد حافظه همیشگی شما به ناگهان تحریک شده و به دنبال ستیز یا فرار از این ماجراست .برای شما مهم نیست که کسی که شما را مورد انتقاد قرار داده همسرتان است آن چه برای شما مهم است این است که کسی شما را مورد حمله قرار داده .اگر در مقابل واکنش خود به خودی مغزتان مقاومت نکنید فورا سرزنش همسرتان را با یک حمله کوبنده متقابل پاسخ خواهیذ داد خوب درست است که من نان را سوزاندم ولی یادت باشد تو دیروز شربت را ریختی و یا ممکن است برای آنکه برخوردی پیش نیاید اتاق را ترک کنید یا خود را سرگرم خواندن روزنامه کنید براساس واکنشی که نشان می دهید همسرتان احساس می کند مورد حمله یا بی مهری قرار گرفته و به احتمال زیاد دوباره شروع به انتقاد شدید می کند یک رویکرد آن است که شما جمله همسرتان را با ضرباهنگی نه تند و نه خیلی آرام تکرار و تایید کنید برای نمونه ممکن است چیزی شبیه این را بگویید این طور که معلوم است از این که من نان ها را دوباره سوزاندم عصبانی شدی همسرتان ممکن است پاسخ دهد بله من عصبانی ام من از به هدر رفتن غذا در این خانه خسته شدم دفعه بعد بیشتر دقت کن !شما نیز می گویید:بله تو حق داری غذا در این خانه هدر می رود من باید بعد از این بیشتر مراقب باشم همسر شما خلق سلاح شدن شما را از طریق آهنگ منطقی صدای شما و توانایی تان برای پیدا کردن راه حل جایگزین احتمالا آرام می گیرد و نرمتر می شود این رویکرد را برایتان عنوان کردم که بتوانم به مقوله اصلی بحث که همانا یک ازدواج از روی آگاهی و هوشیاری است برسم .

تعریف ازدواج هوشیارانه :

ازدواج هوشیارانه یا آگاهانه ازدواجی است که حداکثر رشد روانی و معنوی را سبب می شود ازدواجی است که با هوشیارشدن و همیاری با سالق های اساسی و ذهن ناهوشیار به وجود می آید در امنیت بودن ،شفا یافتن و کامل شدن زمانی که شما به هوشیاری می رسید چه تفاوتی در شما به وجود می آورد ؟

نشانه های ازدواج هوشیارانه :

1 شما متوجه می شوید که رابطه عاشقانه شما دلیل و مقصدی پنهانی دارد شفا بخشی زخم های دوران کودکی پس به جای اندیشه و تفکر کامل روی آرزوها و نیازهای سطحی یاد می گیرید مشکلات حل نشده دوران کودکی که در پس مسائل نهفته است را کشف کنید وقتی به ازدواج با دید اشعه ایکس نگاه می کنید تمایل های روزانه شما معنای بیشترو جنبه های معنا آمیز رابطه زناشویی برایتان معنا و مفهوم دیگری پیدا می کند و احساس می کنید که روی پدیده ها تسلط دارید .

2 شما تصویر واقع بینانه تری ازهمسر خود خلق می کنید ! شما در لحظه های اولیه ملاقات به علت تحریکات مغز شروع به مرتبط ساختن عشق با مراقبان اولیه خود کردید بعدها ویژگی های منفی خود را به همسرتان فرافکن نمودید و به تدریج واقعیت ذاتی همسر خود را محو ساختید وقتی در جهت دیگر ازدواج هوشیارانه حرکت می کنید به تدریج این توهمات را رها کرده و شروع به دیدن حقیقت ذات همسرخود می کنید شما همسرتان را نه به صورت نجات بخش ،بلکه به صورت انسان زخم دیده دیگری که برای شفا بخشی تلاش می کند می بینید !

3 شما این مسئولیت را قبول می کنید که نیازها و آرزوهای خود را با همسرتان در میان بگذارید درازدواج ناهوشیارانه شما به باور دوران کودکی خود می چسبید که همسرتان به طور خودکار نیازهای شما را حدس می زند در ازدواج هوشیارانه شما این حقیقت را می پذیرید که برای درک یکدیگر باید راهکارهای ارتباطی را گسترش دهید .

4 در برخوردهای متقابل شما از روی فکر و تامل عمل می کنید در ازدواج هوشیارانه به خود آموزش می دهید تا رفتارسازنده بیشتری داشته باشید .

5 یادمی گیرید به نیازها و خواسته های همسرتان به اندازه نیازهای خود احترام بگذارید در یک ازدواج ناآگاهانه تصور شما براین است که همسرتان باید همه نیازهایتان را درک و برآورده سازد در ازدواج آگاهانه شما ایده و مرام عشق به خود را رها کرده و انرژی بیشتری را صرف نیازهای همسرتان کنید .

6 بخش تاریک شخصیت خود رادر آغوش بگیرید در ازدواج آگاهانه این حقیقت صمیمانه را می پذیرید که شما هم نظیر همه انسانها ویژگی های منفی دارید .زمانی که مسئولیت بخش تاریک طبیعت خود را پذیرفتید دیگر در صدد برنمی آیید ویژگی های منفی خود را روی همسرتان فرافکن کنید و این موجب به وجود آمدن محیط خالی از دشمن می شود .

7 شگردهای جدیدی برای ارضای نیازها و خواسته های اولیه خود به کار برید در دوران جنگ برسر قدرت شما با تملق یا با نشان دادن خشم یا مقصر شمردن همسرتان سعی می کنید وی را وادار نمایید نیازهای شما را برآورده سازد ! وقتی فراسوی این مرحله حرکت می کنید متوجه می شوید که همسرتان می تواند منبع کمک و سود دهی باشد در صورتی که شکردهای خود محکومی را رها می سازید .

8 در درون خود به دنبال قدرت و توانایی هایی می گردید که فاقد آن هستید یکی از دلایلی که به همسرتان جذب شدید این بود که او قوت و توانایی هایی داشت که شما فا قد آن بودید بنابراین در کنارهمسر بودن به شما احساسی تمامیت و کمال کاذب می دهد در ازدواج آگاهانه متوجه میشوید تنها راهی که می توانید احساس وحدت و یگانگی کنید این است که ویژگی های پنهان درونی خود را رشد دهید .

9 شما مشکلات ناشی از یک خلق یک ازدواج خوب را قبول می کنید در ازدواج ناآگانه براین باورید راه پیداکردن ازدواج خوب انتخاب همسر درست و مناسب است از ازدواج هوشیارانه قبول می کنید که باید همسر درستی باشید با کسب دیدگاه واقع بینانه تری از روابط عاشقانه متوجه می شوید یک ازدواج خوب نیاز به نظم ،انضباط ، شهامت ، شجاعت ، رشد و تغییر دارد و اینه ازدواج کار سختی است .

10 بیش از گذشته از اشتیاق خود برای به کمال رسیدن ،دوست داشتنی بودن و با عالم خلقت یکی شدن آگاه می شوید و به عنوان بخشی از طبیعت خدادادی این توانایی را دارید که بدون قید و شرط وحدت و یگانگی را با دنیای اطراف خود تجربه کتید شرایط اجتماعی و محروم بودن از تربیت صحیح موجب شده این کیفیت ها را از دست بدهید .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#108 | Posted: 24 Mar 2012 08:32
حرکاتی برای تسکین دردهی بازو و دست

التهاب وآسیب عصب اولنار موجب بی حسی ، گزگز یا درد دربازو یا دست در سنت انگشت کوچک می شود که بیشتر در دوچرخه سواران ، تایپیت ها و کسانی که زیاد از موشواره رایانه استفاده می کنند دیده می شود بهترین راه برای تسکین این مشکل انجام حرکات ورزشی است .

حرکت اول ، روی صندلی بنشینید طوری که شانه ها ،گردن و بدنتان در حالت طبیعی باشد سرتان را به سمت جلو خم کرده و چانه خود را به سینه نزدیک کنید .5 ثانیه به همین وضعیت بمانید .این حرکت را 10 بار تکرار کنید .

حرکت دوم ، بایک دست پشت دست دیگر را بگیرید و به سمت پایین فشاردهید تا دست ار مچخک شود و برای 15 ثانیه آن را به همین وضعیت نگه دارید سپس با دست دیگر انگشتان دست دیگر را به سمت بالا فشار دهید تا دست در جهت مخالف خم شود این حرکات را 10 بار تکرار کنید .

حرکت سوم ، بایستید و شانه های خود را به سمت بالا بیاورید و 5 ثانیه صبر کنید سپس شانه های خود را به سمت عقب ببرید و مجددا" 5 ثانیه به همان وضعیت نگه دارید .حال شانه های خود را به سمت پایین حرکت دهید و 5 ثانیه دیگر صبر کنید این حرکت را 10 بار تکرار کنید .

کندن موها از روی وسواس

خانم الف 24 ساله از 17 سالگی دچار وسواس کندن موشده است رفتار مشخص کندن مو در او زمانی آغاز شد که در دبیرستانی با فضای رقابتی شدید درس می خواند و از این که شاید در دانشگاه مناسبی قبول نشود رنج می برد .در تمام این مدت موهای فرق و کناره های سر و ابرویش را میکند و البته کندن مو را از دوستان و خانواده اش مخفی می کرد ، زیرا فکر می کرد که آنها فکر خواهند کرد دیوانه شده است .در ضمن والدینش از فرزندان خود از لحاظ تحصیلی انتظار بالایی داشتند و به همین دلیل در دوران کودکی بشدت از خودش انتقاد می کرد و از شکست می ترسید او خیلی دوست دارد که بتواند این عادت آزاردهنده را کنار بگذارد .

بررسی مشکل : وسواس کندن مو اختلال مزمنی است که مشخصه آن کندن مکرر مو تحت تاثیر تنش فرآینده ای است که کما بیش سبب از دست دادن مو می شود و این کاهش موها معمولا" برای دیگران محسوس است اما همیشه این طور نیست این اختلال در دو گروه دیده می شود نوع وخیم تر و مزمن اختلال در اوایل تا اواسط نوجوانی شروع می شود و نسبت ابتلای مونث به مذکر در این نوع 9 به یک است البته نوع دیگر این اختلال در کودکی شروع می شود و در این نوع نسبت ابتلای پسرها و دخترها یکسان است . حدود 40 تا 34 درصد بیماران درمقاطی موهای کنده شده را جویده یا می بلعند و در نتیجه بعضی ازآنها دچار مشکلات گوارشی مانند انسداد روده می شوند . دربیشتر از یک چهارم موارد شروع این اختلال با موقعیت های پر استرس ارتباط دارد آشفتگی در روابط مادر، کودک ،ترس از تنها ماندنو... ازاین دسته هستند پیش از اقدام به کندن مو ،بیمار دچار حس فرآینده ای از تنش می شود و با کندن مو احساس رضایت یا تسکین به وی دست می دهد .دراین اختلال اگر چه همه مناطق بدن ممکن است درگیر شود اما کندن موی سر شایع تر از همه است .

درمان : در مورد بهترین درمان برای ویواس کندن مو اتفاق نظر وجود ندارد درمان معمولا با همکاری روانپزشک و متخصص پوست انجام می شود .روش های روان –دارویی که به کار گرفته می شوند عبارتند از : استروئیدهای موضعی ،داروهای ضدااضطراب و افسردگی ،داروهای سروتوتوژیک و... البته برای انتخاب روش درمانی مناسب بهترین راه مشورت با روانپزشک مربوط است .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#109 | Posted: 24 Mar 2012 08:33
راههای آسان برای جلوگیری از بگومگو

من با آندرو پسر بچه پنج ساله ام به بستنی فروشی سر محله مان رفتیم تا برای مهمانی جشن تولد ش خوراکی بعد از غذا (دسر )بخریم فروشکاه پر از مشتریهایی بود که مواد غذایی جورواجور می خریدند یک دختر دبیرستانی تنها صندوقدار آنجا بود و هرچند کارش را خیلی تند تند سروصورت می داد بازهم نمی رسید . بالاخره شماره ی ما را خواند من سه چهارم کارت / پیمانه ای تقریبا" برابر با 14/1 لیتر / بستبی شکلاتی می خواستم او دشتهایش را به کمرش زد و با تعجب پرسید سه چهارم کرارت ؟ می دانید این مقدار بستنی را جدا کردن و دادن چقدر سخت است؟ کم مانده بود از کوره در بروم و بگویم خوب خیلی عذر می خواهم مگر ناسلامتی اینجا بستنی فروشی نیست ؟ ولی لام تا کام حرف نزدم و از خودم پرسیدم :"او چرا باید چنین حرفی بزند ؟" غالبا" موقعی که می بینم کارم به جرو بحث می کشد چنین سئوالی را از خودم می کنم متوجه شدم که خیلی خسته است و با خودم گفتم "نکند این هم یکی از آن روزها باشد؟" صندوقدار که دراین موقع آرام گرفته بود دردودلش بازشد "ازصبح تا حالا یک بند و دست تنها کلر می کنم قرار بود که ساعت یک بعدازظهر مرخص شوم اما نشد که نشد ه همینطوری که غر می زد بستنی ما را آماده کرد وقتی که داشتیم از مغازه در می آمدیم لبخندزنان دستش را برای ما تکان داد. موقعی که کسی حرف ناجور یا زشتی می شنود چه حالی به شما دست می دهد ؟ آیا وقتی که نمی دانید چه بگویید ساکت می شوید ؟ یا چیزی به زبان می آورید که نتیجه اش پشیمانی است ؟ معلومست تا ازکسی بی ادبی سر می زند کفرمان در می آید شاید هم پیش خود بگوییم "چه آدم بی خرد و مخرفی " اما باید بدانیم که اگر آنچه را که در دلمان می گذرد به زبان بیاوریم دشمنی به پا شده و کار خرابتر می شود "دهن گوینده اش درد نکند که گفته است :جز راست نشاید گفت ، هر راست نباید گفت " از صبح تا شب با آدمهای بدخلق سرو کله می زنیم و بدون اینکه دلمان بخواهد ناچارا" با آنها سر شاخ می شویم برای اینکه کلاهمان با کسی درهم نرود راه و روشی هست که من اسمش را "تانک فر" گذاشتم.

جروبحث را به شوخی برگزار کنید

در فرودگاه بین المللی سانفراسیکو جوان قد بلندی را دیدم که داشت به طرفم می آمد مردم او را با دست به هم نشان می – دادند و هرهر می خندیدند روی پیراهنش نوشته شده بود "نه "من بازیکن بسکتبال نیستم " همینکه رد شد چشمم به این جمله پیراهنش افتاد "دیدی سرت را شیره مالیدم " دنبالش رفتم بپرسم این پیراهن قشگ را از کجا خریده است در حالی که نیشش را تا بنا گوش باز بود جواب داد "خانه ام پر از این چیزهاست بعد حرف را به اینجا کشید که "بین شانزده تا هجده سالگی سی سانت بلندتر شده ام مردم هم هرکدام چیزی می گفتند آخر سر مادرم درآمد گفت : اگر حریفشان نیستی با آنها کنار بیا مثلی هست مشهور که می گویند: سنگی را که نمی توان برداشت باید بوسید و گذاشت و یا دستی را که نتوان برید باید بوسید او تنها آدمی بود که اصرار می کرد که اینجور پیراهنها را بپوشم " آن جوان و مادرش هر دو زرنگ بودند .وقتی کسی کله و شکایت می کند شما لفتش ندهید . زنگ تلفن محل کار به صدا درمیآید شما گوشی را برمی دارید و تلفن کننده گلایه می کند "من سه هفته قبل از شما فهرست کالا ها را خواستم و هنوز بدستم نرسیده است پس کارتان آنجا چیست ؟ هیچ وقت شرح ندهید کهخ نصف کارمندان سرما خورده اند و در منزل استراحت می کنند چون ممکن است اینطورتوضیحات عصبانیت طرف را زیادتر کند .چرا که بنظرش همه ی این حرفها بهانه است اگر حق با اوست هرگز از اشتباهات حرفی پیش نکشید بلکه دل به دلش بدهید عذر بخواهید و حواستان را جمع راه حل قضیه کنید فقط بگویید شما راست می گویید شرمنده ام که هنوز آنچه را که خواسته اید برایتان نفرستاده اند اگر محبت کنید و اسم و نشانیتان را یک دفعه دیگر بمن بدهید همین امروز آنرا با پست برایتان می فرستم " خودم به تازگی شاهد ماجرایی بودم اتاق انتظار مطب پزشک معالجم غلغله بود مردی رو به رویم مجله به دست و بی قرار نشسته بود و هر چند دقیقه به ساعتش نگاه می کرد آخر دست طاقتش طاق شد و به طرف پنجره اتاق پذیریش رفت به شیشه زد و با عصبانیت پرسید : هیچ معلومست چه می کنید؟ من ساعت سه وقت دکتر داشتم مسئول پذیرش جواب داد شما راست می گویید رویم سیاه که مجبور سده اید اینهمه منتظر بمانید دکتر در بیمارستان جراحی دارد و به همین خاطر دیر کرده است اجازه بفرمایید به بیمارستان زنگ بزنم تا ببینم کارشان چقدر طول می کشد از صبر وحوصله شما ممنونم

اگر به کسی بگویید که متاسفانه معنیش این نیست که تقصیر را به گردن گرفته اید در واقع با این حرف به او می فهمانید که از کوره در رفتنش بجاست و با این وضع آرامش می کنید در عوض با انجام عملی و تمرکز روی چیزی بجای آنچه که صورت گرفته پیش از بزرگ شدن اشتباه جلوی آنرا گرفته اید .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#110 | Posted: 24 Mar 2012 08:34
عذر و بهانه شما چیست ؟

سالها پیش که مردم راجع به گرفتاریهای زندگیشان با من درد دل می کردند به انگیزه های ناآگاهانه ای که رفتار و کردارشان بود پی می بردم به عنوان مثال ، جمله هایی مانند: پدرت ترا درکودکی به امید خدا ول کرد و راهش را کشید ورفت پس نباید به مردها اطمینان کنی از آشفته حالی شخص خبر میدهد. ازاین فکر ناراحت بودم که تجربه تلخ سابق باعث دردسرهای فعلی آدم می شود وانگهی دلهره داشتم که مقصر دانستن چیزی درگذشته چقدر باعث میگردد که مردم سرنا را از دهان گشادش بزنند و خودشان را قربانی حس کنند . روزی یکی از شنوندگان برنامه رادیو بی ام به اسم "کتی " تلفنی به من خبرداد که در 25سالگی به صرافت افتاده است که ازشوهر دومش هم طلاق بگیرید از او پرسیدم کی فهمیدی شوهر اولت آدم ناباب و نساز و دومی معتادست ؟ رگ و پوست کنده جواب داد قبل از عروسیم پدر و مادرم از هم جدا شده بودند برادرم به رحمت خدا رفته بود و من خیلی دلتنگ بودم " الان "کتی " با داشتن سه بچه از دو شوهرش تنهاست و تقلا می کرده سه کمک آنها دردها ی عاطفی اش را از بین ببرد . بهانه های دوران کنونی برای چنین رفتارهایی معمولا" جنبه ی روان شناختی دارد او می گفت : با وجود نومید یها و ضربه های روانی من مسئول هرج ومرج و به هم ریختگی های زندگی خودم و دیگران نیستم " آیا راستی راستی باور می کند تنها آنهایی که از لحاظ وراثت اصل و نسب و شرایط دلخواه اجتماعی نسبت به سایرین حال و روز بهتری داشته اند باید از خودشان شخصیت بی باکی وجدان کاری نشان دهند ؟ آیا حقیقتا" کسی قبول دارد که تنبلی و ترس تنها حالتهایی از "روان نژندی " هستند ؟ به نظر من که حرف بی پایه و اساسی است . یادم می آید در فیلمی موسوم به "فرانک و ارنست " که به صورت "ردیف تصاویر " بود دو ولگرد کنار دیواری نشسته بودند .وباهم صحبت می کردند یکی از آنها سئوال کرد "آِا تو تقدیر و سرنوشت را قبول داری ؟" دیگری جواب داد :صد درصد من بخاطر بعضی کارهایی که کرده ام به این روز درآمده ام " بعد از تقریبا" بیست سال گوش دادن به سرگذ شتها ی مردم دستگیرم شد که راه صحیح داشتن روابط سالم و داشتن عزت نفس با تصمیم به انجام کارهای درست شروع می شود . شخصی به اسم "بت" که 20سال سن داشت طی نامه ای خطاب به من از ناراحتیهای دوران کودکیش یاد کرده بود که چگونه افراد و عواملی مانند شخص غزیبه یکی از دوستان خانوادگی و جدا شدن پدر و مادرش موقعی که او شش ساله بوده و تنگدستی و نداری که مانع ادامه تحصیلش در دانشکده بوده همگی نسخه از گرده اش کشیده اند .وی به این نتیجه می رسد "تحت این شرایط و وضعیت زندگانی خودم را بکلی عوض کردم .هرچند بعضی از تصمیماتم با آنچه که در زمان بچکیم روی داده بود ارتباط غیرمستقیمی داشت ولی هنوز که هنوزه در برابر هر چیزی که در زندگیم برمی گزینم ، مسئوولم " اعتراف به این که شخص خودش مسئول به هم ریختن زندگیش می باشد به راستی امر ناراحت کننده ای است لکن موضوع اینجاست که همین اقرار به انسان نیرو می -بخشد تا تمام چیزها را زیر و رو کند . "گیت"21 ساله هشت سال به مواد مخدر معتاد بوده است وی اقرار می کند همه فرقه بودم ،چرا ؟چون می خواستم با یاران عازم خوش باشم راهی که در پیش گرفته بودم به منزله انفجاری بود که از آن کیف می کردم .امروز او دیگر اعتیاتش را ترک کرده است "کیت" به من گفت : هدفهای درازی مدتی داشتم لیکن هیچ یک موفقیت آمیز نبودند سعی می کردم شغلها ،رفتار و روابط دوستانه ام را عوض کنم اما به جایی نرسیدم بعدها فهمیدم که در این معادله آدم ثابت قدمی هستم و همین یک دندگی باعث می شد که به مواد مخدر پناه برم " گیت" تصمیم گرفت این عادت ناپسند را از سرش بیندازد نه مریض بود و نه قربانی شک و تردید زوال تعارض و تنهایی از عوارض حیاتند هرازگاهی زندگانی به مسابقه اسکی در مسیر پیچ در پیچ پر از موانع و آزمایشی در کنار آتش شباهت پیدا می کند اصلا" باور نمی کنم هر چیزی که برای آدم پیش می آید نتیجه عمل و یا تقصیر اوست بلکه ایمان دارم که گزینش های شهامت آمیز و اخلاقی و نگرش کلی کیفیت نهایی زندگانی و شادمانی انسان را تعیین می کنند .امکان دارد در ساخت این بنا چند آجر و فولاد نه چندان محکمی را در جای مناسب بگذارید اما بدانید که هنوز هم پیمانکار ورزیده ای هستید خیال دارید دست به چه کاری بزنید ؟ می خواهید چیز تقلبی بسازید ؟ ماتم بگیرید؟ نقشه ها را عوض کنید و با چشم به راه موقعیتهای مناسب تری بمتنید؟ یکی از شنوندگان برنامه یاد شده موسوم به "کریستینا"می نویسد "هرچقدر به خاطر شرایط خود دیگران را ملامت کنیم وقت خودمان را بیشتر هدر می دهیم چرا که در حین سرزنش نمی توانیم به کاردیگری بپردازیم ".

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
صفحه  صفحه 11 از 23:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  22  23  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Psychology Topics | مبحث روانشناسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites