تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Psychology Topics | مبحث روانشناسی

صفحه  صفحه 3 از 23:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  19  20  21  22  23  پسین »  
#21 | Posted: 29 Sep 2011 19:15
روان‌شناسی بالینی

روان‌شناسی بالینی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به درک، پیش بینی و درمان نابهنجاری، ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست‌شناختی، روان‌شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند و در گستره وسیعی از جمعیت‌های در جستجوی درمان کاربرد دارد. (رزنیک، ۱۹۹۱). نقش‌های شش‌گانه آن عبارت است از: ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار روان‌درمانگرها، پژوهش و مدیریت. غالب کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش است (دادستان و منصور، ۱۳۶۶).

بیشترین شمار روان‌شناسان در این رشته کار می‌کنند، یعنی رشته‌ای که سر و کارش با کاربرد اصول روان شناختی در امر تشخیص و درمان مشکلات عاطفی و رفتاری است. مثلاً بیماری روانی، بزهکاری نوجوانان، رفتار جرم‌آفرین، اعتیاد دارویی، عقب‌ماندگی ذهنی، کشمکش‌های زناشویی و خانوادگی، و سایر مشکلات خفیف سازگاری.

روان‌شناسان بالینی می‌توانند در بیمارستان‌های روانی، دادگاه‌های کودکان یا سازمان‌های نظارت بر بزهکاران، درمانگاه‌های بهداشت روانی، نهادهای ویژه با روان‌پزشکی، ارتباط نزدیک دارند.

چهار مرحله تاریخی برجسته برای روانشناسی بالینی در جهان وجود دارد:
آغاز حرفه ۱۸۹۲-۱۹۱۴
فرارسیدن عصر روانشناسی بالینی ۱۹۱۶-۱۹۵۴
یکپارچگی و حرفه‌ای‌گرایی۱۹۵۴-۱۹۷۸
خودمختاری و تعهد اجتماعی ۱۹۷۹-...محتویات [نهفتن]
۱ مصاحبه بالینی
۱.۱ روش برگزاری مصاحبه
۲ در ایران
۳ منابع
۴ پیوند به بیرون

مصاحبه بالینی

مصاحبه از تمام روش‌های متعددی که به منظور ارزیابی شخصیت افراد استفاده برده می‌شود، اهمیت بیش تری دارد؛ زیرا به وسیلهٔ آن می‌توان به مطالبی دست یافت که از هیچ روش دیگری به دست نمی‌آید؛ و از آنجا که در مصاحبه به هیچ نوع وسیلهٔ خاصی نیاز نیست، از این‌رو این روش همیشه و به آسانی در دسترس روان شناسان است.

آنچه در مصاحبه به دست می‌آید، هنگامی اهمیت می‌یابد که تفسیر شود. در تفسیر می‌توان متوجه اشتباهات قابل ملاحظهٔ مصا حبه کننده شد. البته در این مرحله ممکن است روان شناسان به علل گوناگونی مانند تعصبات شخصی، تئوری‌های نادرست و گرایش‌های مختلف عاطفی، در تعبیر نتایج مصاحبه، راه اشتباه را بپیماید.

روان شناس نه تنها به مطالبی که درمانجو بیان می‌کند نیاز دارد، بلکه روی نحوهٔ ادای مطالب و واکنش‌های عاطفی ای که از خود نشان می‌دهد و رابطهٔ عاطفی و فکری که مصاحبه کننده با مصاحبه شونده را نیز مطالعه می‌کند.

روش برگزاری مصاحبه

در مصاحبه دو روش کلی موجود است:

۱. روش مستقیم - در این روش، روان‌شناس پرسش‌های خود را از پیش تهیه نموده‌است و در هنگام مصاحبه آن‌ها را می‌پرسد و به جزئیات رفتار شخص پی می‌برد. روان شناس ممکن است از این روش برای گردآوری هرچه بیشتر اطلاعات، در مدت زمان محدود بهره بگیرد. البته خطرات این روش زیاد است. مثلاً ممکن است بیمار تصور کند که فقط هر چه را که روان شناس می‌پرسد باید پاسخ بدهد و در نتیجه اطلاعاتی را که در مورد آن‌ها پرسشی نشده، در اختیار روان شناس قرار ندهد. دیگر این که پرسش کردن زیاد و سریع ممکن است بیمار را دچار حالت تدافعی کند و در نتیجه بیمار از دادن اطلاعات کافی خودداری نماید. مورد دیگر این که ممکن است بیمار فکر کند که روان شناس می‌خواهد او را مورد بازپرسی قرار دهد و نقاط ضعف او را بیابد و یا حتی او را دیوانه تصور کند.

۲. روش غیر مستقیم - در این روش، روان‌شناس به طور غیر مستقیم پرسش‌هایی می‌کند تا بیمار را به موضوعات مهم و قابل بحث هدایت کند. روان شناس باید به بیمار بفهماند که تنها وظیفهٔ روان شناس کمک به اوست. در این روش روان شناس به بیمار اجازه می‌دهد که بخش عمدهٔ مصاحبه را اداره کند و خود بیشتر و با دقت به سخنان او گوش می‌دهد.

در ایران

در ایران از اوایل دهه ۱۳۵۰ اولین دوره کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی در بیمارستان روزبه گشایش یافت (شاملو ۱۳۷۰، ص ۲۳).از سال ۱۳۶۵ و به دنبال تعطیلی دوره فوق انستیتو روانپزشکی تهران عهده دار آن شد و در ۱۳۸۰ انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران در آن دایرشد. اولین دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی ایران در ۱۳۸۱ از انستیتو دانش‌آموخته شد (احمدرضامحمدپور، ۱۳۸۳، خبرنامه انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران ص، ۱۲-۲۲). نخستین دانش‌آموخته دکترای روان‌شناسی بالینی ایران و از اولین گروه دانشجویان ورودی کشور در این دوره دکتر نورمحمد بخشانی( خبرنامه انجمن علمی روان‌شناسی بالینی ایران ۱۲-۲۲ مجله اندیشه و رفتار ۱۳۸۱) دانشیار فعلی گروه روانپزشکی و روان‌شناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان است.
     
#22 | Posted: 29 Sep 2011 19:17
روان‌شناسی دین

روانشناسی دین یا همان روانشناسی مذهب از شاخه‌های تحقیقات علمی است که به بررسی دین می‌پردازد. این علم به بررسی وضعیتهای روانشناسانه در جامعه، وجدان گروهی و فردی که در ایجاد، توسعه، کارکرد و از بین رفتن یک دین موثر است می‌پردازد. همچنین محتوی ساختار و جهت گیری این پدیده‌ها و جایگاه و نقششان در خود دین و زندگی خارج از دین مورد علاقه این علم است. کار اصلی روانشناسی دین تعریف و توضیح جامعه شناسانه-روانشناسانه از پدیده‌های دینی است.

پیشروان و دیدگاه‌ها

روانشناسی دین در ابتدای قرن بیستم و با کوششهای دانشمندانی همچون ویلهلم ووندت، ویلیام جیمز و جیمز لوبا به وجود آمد. در این عرصه در غرب هر دو دیدگاه غیردینی (سکولار) و کلیسایی به وجود آمدند. پایه‌های فلسفی دیدگاه غیردینی را مکتبهایی همچون پراگماتیسم، پوزویتیسم و پدیده‌شناسی استوار ساختند. از طرفی رواشناسی مسیحی در الهیات کاتولیگ، پروتستان و ارتودکس ریشه دارد و معمولاً از فلسفه ایده‌الیسم برای دفاع و اثبات مسیحیت بهره می‌برد. نظریه‌های مختلف روانشناسی برای توضیح پدیده دین به کار رفته اند، شامل رفتارگرایی، روانشناسی گشتالت و روانکاوی (فرویدیسم و نئوفرویدیسم) و غیره.

نظریه آلبرت بندرو

وی از روانشناسانی است که تلاش نمود خارج از مباحث روزمره در روانشناسی به موارد اصولی روانشناسی نیز بپردازد. روانشناسی دینی به این معنا است که از درون یک دین یا مذهب خاص می‌توان یک علم روانشناسی استخراج کرد و نباید آن را با روانشناسی دین اشتباه کرد.مدعیان وجود چنین علمی معمولاً به گزاره‌هایی که در یک دین خاص در باب حالات انسان آمده است استناد می‌کنند .
     
#23 | Posted: 29 Sep 2011 19:18
روان‌شناسی جنایی

روان‌شناسی جنایی شاخه‌ای از دانش روان‌شناسی است که به امور روحی و روانی مربوط به جرم و بزهکاری می‌پردازد.

کار روان‌شناسان جنایی معمولاً یافتن روش‌هایی برای پیشگیری از جنایت دوبارهٔ مجرمین باسابقه یا جنایتکاران دارای اختلال روحی است. از وظایف دیگر این گونه روان‌شناسان، تهیه کردن پرونده‌های روان‌شناختی برای بزهکاران باسابقه و پرسابقه و بررسی دلایل روحی و روانی این جنایت‌ها است.
     
#24 | Posted: 29 Sep 2011 19:19
روان‌شناسی تکاملی

روان‌شناسی تکاملی (به انگلیسی: Evolutionary psychology) رویکردی به‌نسبت جدید در روان‌شناسی است. از این دیدگاه، رفتار انسان و عملکردِ ذهنی او به انتخاب طبیعی نسبت داده می‌شود. طبقِ گفتهٔ وود و ایگلی (۲۰۰۲) «روانشناسانِ تکاملی، فعالیت‌های مردان در جامعه را، بازتابِ رقابت ایشان در بدست آوردنِ منابع با هدفِ جذبِ زنان می‌دانند. زنانِ جامعه نیز در جریانِ تطور زیستی، کسی را به عنوانِ جفت ترجیح می‌دهند که از عهدهٔ تامینِ منابع برای آنها و فرزندان شان برآید. از این دیدگاه، مردان تمایل دارند برای اطمینان یافتن از قطعیت پدری شان و در نتیجه تامینِ منابع برای فرزندانِ زیستی (حقیقی)شان، بر تمایلات جنسیِ زنان نظارت و کنترل داشته باشند.

دیدگاهِ تکاملی همچنین عقیده دارد که گرایش به نظارت و کنترلِ زنان توسط مردان در تمامی فرهنگ‌ها مشترک است. به این ترتیب از این دیدگاه، تمایلاتیِ که طیِ تکامل در مردان به منظورِ جمع آوری منابع و کنترلِ میل جنسیِ زنان ایجاد شده‌است، مسئولِ تقسیم بندی جنسیتیِ موقعیت، قدرت و منابع در تمامیِ فرهنگ‌ها می‌باشد.
     
#25 | Posted: 29 Sep 2011 19:21
روان‌شناسی تحلیلی

روان‌شناسی تحلیلی اصطلاحی در روانشناسی است که توسط کارل گوستاو یونگ برای متمایز ساختن نظریات و روش درمان‌گری خود از روان‌کاوی فروید و روان‌شناسی فردی آدلر به کار برده شد.محتویات [نهفتن]
۱ خودآگاه و ناخودآگاه
۲ منش‌ها و سنخ‌های روانی
۳ صورت مثالی
۳.۱ خود و سایه
۳.۲ صورتک و روان‌انگاره
۴ منبع

خودآگاه و ناخودآگاه

روان‌شناسی تحلیلی با ساختار و پویایی روان سروکار دارد. روان به خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم می‌شود و ناخودآگاه در خدمت ترمیم نقش خودآگاه است. هرگاه نقش خودآگاه بیش از حد یک‌جانبه باشد، ضد ناخودآگاه آن به طور خود مختار پدیدار می‌شود تا تعادل آن را حفظ کند. ناخودآگاه این کار را در درون با رویاها و تصاویر قدرتمند انجام می‌دهد. بسیاری اوقات جزء ناخودآگاه می‌تواند برونی شود و آشکار گردد که در این صورت فرافکنی نام می‌گیرد. این کار می‌تواند شامل پاسخ عاطفی شدید نسبت به شخص دیگر یا موقعیتی خاص باشد.

یونگ بر آن است که هم خودآگاه و هم ناخودآگاه دربردارندهٔ یک عنصر شخصی و یک عنصر جمعی است.

خودآگاهی شخصی متشکل از احساس آگاهانه و بی‌واسطه محرک‌های بیرونی و درونی و نیز اثر به‌جامانده از محرک‌های پیشین که قابل بازگشت به خودآگاه بلافصل انسان است.

خودآگاهی جمعی همان جهان‌بینی یا روح زمانه است که از باورها و سوگیری‌ها و ایستارها و اصول هر جامعه یا گروه مشخص تشکیل می‌شود.

ناخودآگاه شخصی دربرگیرندهٔ عناصر زیر است: تجارب شخصی فراموش‌شده یا سرکوب‌شده - آثار به‌جامانده از محرک‌های بیرونی و درونی و آمیزه‌ای از اندیشه‌ها که خواه به دلیل ضعف و ناروشنی بیش از حد یا به دلیل سرکوب‌شدن هرگز به خودآگاه نرسیده‌اند.

ناخودآگاه جمعی از غرایز و اشکال موروثی ادراک یا اندریافت تشکیل می‌شود که هرگز فرد به آنها آگاهی نداشته و در طول زندگی او به دست نیامده‌اند، بلکه وجه مشخص گروه کامل از افراد - خانواده، ملت و یا همهٔ نوع بشر - می‌باشد.

منش‌ها و سنخ‌های روانی

تعیین جهت نیروی روانی بخشی کلیدی از کار تحلیل‌گر روانی است. یونگ برای کمک به این تحلیل مجموعه‌ای از سنخ‌های روانی را عرضه نمود. نیروی روانی را می‌توان در دو منش اساسی تقسیم‌بندی کرد:
برون‌گرا: نگرش برون‌گرا از بیرون برانگیخته می‌شود و با عوامل بیرونی و عینی هدایت می‌شود.
درون‌گرا: نگرش درون‌گرا از درون برانگیخته می‌شود و با عوامل درونی و ذهنی هدایت می‌شود.

برون‌گراها و درون‌گراها در روابط متقابل‌شان سوءتفاهم و نسبت به یکدیگر عدم احترام دارند. همچنین برای روان چهار کنش نیز فرض می‌شود که به دو زوج متضاد تقسیم می‌شود:

انگیزش، تفکر، احساس، بصیرت که انگیزش زوج متضاد بصیرت و تفکر زوج متضاد احساس است. جهت‌گیری آگاهانه در فرد در جهت یکی از این چهار مورد است و به دلیل اصل ترمیم ناخودآگاه ضد هر مورد در ناخودآگاه خواهد بود و دو مورد باقی مانده به منزلهٔ کنش‌های نیمه‌آگاه و کمکی به کنش برتر کمک می‌کند.

یونگ دو منش درون‌گرا و برون‌گرا را با چهار کنش ترکیب نمود و هشت سنخ روانی ایجاد کرد .تعیین سنخ تحلیل‌گر را قادر می‌سازد تا از جهان‌بینی فرد و سیستم ارزشی او درک بهتری بیابد.

صورت مثالی

سنخ‌های روانی بخشی از تحرکات وسیع‌تر نیروی روانی است که شامل چهار صورت مثالی می‌شود. این صورت‌ها به شکل جفت‌هایی عمل می‌کنند که یکی از آنها خودآگاه بوده و توسط جفت ناخوداگاه ترمیم می‌شود:

خود و سایه

خود سالم عناصر خودآگاه و ناخودآگاه را سازمان می‌کند و متعادل می‌سازد. یک خود ضعیف فرد را در تاریکی و در معرض خطر غرق‌شدن در باتلاق تصورات آشفته و ناخودآگاه قرار می‌دهد.

سایه در حقیقت همان جنبهٔ تاریک وجود انسان است که با صفات پست و تربیت‌نیافته یا حیوانی مشخص می‌شود که خود می‌خواهد آن را از دیگران پنهان سازد.

صورتک و روان‌انگاره

صورتک قسمتی از خودآگاه است که از طرف خود با جهان خارج سخن می‌گوید. (صورتک (persona)از کلمهٔ لاتین ماسک تئاتر گرفته شده است.) صورتک با طبقهٔ اجتماعی، شغل، فرهنگ و ملیت شکل می‌گیرد. انسان در موقعیت‌های مختلف از صورتک‌های گوناگون استفاده می‌کند، اما یک صورتک عمومی را می‌پذیرد که متعلق به سنخ کنشی برتر اوست.

جنبهٔ ناخودآگاه صورتک روان‌انگاره است. یونگ از نام‌های نر و ماده برای روح به زبان لاتین یعنی روان‌مردانه (animus) و روان‌زنانه (anima) استفاده کرد. روان‌انگاره همیشه با جنسیت متضاد با فرد نشان داده می‌شود.

روان‌انگاره یک سنخ باستانی است که می‌تواند تمام ناخودآگاه را بنماید. این پدیده ارثی و بی‌زمان است اما با تجربهٔ واقعی فرد از جنس مقابل به خصوص پدر و مادر تغییراتی می‌کند. روان‌انگاره‌ها در رویاها، افسانه‌ها و تخیلات ظاهر می‌شوند، اما در عین حال فرافکنی هم می‌شوند و تصویر تحریف شده‌ای از افراد جنس مقابل ایجاد می‌نمایند.
     
#26 | Posted: 29 Sep 2011 19:22
روانکاوی

روانکاوی همان گونه که از نام آن بر می‌آید، به معنی تحلیل روان (یا ذهن) یک شخص است. به عبارت دیگر همانطور که در کتاب رواندرمانی چیست؟ آمده‌است روان کاوی روشی برای پرداختن عمیق تر و متمرکز تر بر ناخودآگاهی است. منظور از ناخودآگاه آن بخش روان است که از دسترس آگاهی خارج شده‌است ولی به کنترل رفتار فرد ادامه می‌دهد. این اصطلاح نخست در سال ۱۸۹۶ رایج شد. در طول روان کاوی، درمانگر (یا روان کاو) سعی می‌کند درمانجو را نسبت به تعارض‌های ناخودآگاهش که به تجربه‌های کودکیِ وی مربوط می‌شوند، آگاه کند. در روان کاوی، روان کاو داده‌های خود را از مصاحبه‌های بالینی کسب می‌کند.

روان کاوی سنتی بر پایهٔ این عقیدهٔ اصلی فروید استوار است که تعارض‌های ناخودآگاه میان بخش‌های مختلفِ روان - نهاد (اید)، خود (ایگو) و فرا خود - علت اصلی رفتار نا بهنجار هستند.

فروید بر این باور بود که آگاهی یافتن از یک تعارضِ دردناک موجب کاهش اضطراب می‌شود. وی مشاهده کرد که هر گاه بیمارانش تجربهٔ تلخ و تکان دهنده‌ای را همراه با هیجان‌های اضطراب آور آن به یاد می‌آورند، ظاهراً از تأثیر آن تعارض بر رفتار فرد کاسته می‌شود.

البته دست یابی به تعارض‌های ناخودآگاه کار ساده‌ای نیست. خود، به کمک مکانیسم‌های دفاعی مانع از هشیاری نسبت به افکار ناخودآگاه می‌شود. کسب بینش نسبت به ناهشیاری مستلزم فریب دادن خود و تضعیف حالت دفاعی آن است. تداعی آزاد، تفسیر، تحلیل رؤیا، مقاومت و انتقال پنچ فن اصلی برای آگاهی یافتن به تعارض‌های ناخودآگاه هستند.

۱. تداعی آزاد. در روان کاوی به بیمار گفته می‌شود که هر آن چه را که به ذهنش خطور می‌کند، بیان نماید.

۲. تفسیر. در روان کاوی، روان کاو صرفاً تفسیری از آن چه بیمار اظهار داشته یا انجام داده‌است، ارائه می‌کند. برای مثال، اگر بیمار با عصبانیت و از روی خشم از پدرش صحبت می‌کند، روان کاو ممکن است نشانه‌های کنونی بیماری را نشانی از احساس‌های سرکوب شدهٔ شخص نسبت به پدرش بداند.

۳. تحلیل رؤیا. فروید رؤیا را شاهراهی که به ناخودآگاه ختم می‌شود می‌دانست، چرا که در میان خواب، خود قادر به دفاع کردا از خویش در برابر تعارض‌ها ی ناخودآگاه که به صورت‌های گوناگونی در خواب تجلی می‌یابند، نیست.

۴. مقاومت. روان کاو با مشاهدهٔ گفته‌های بیمار به کاوش پیرامون نمونه‌های مقاومت، یعنی تمایل به باز داری از ابراز آزادانهٔ مطلب ناخودآگاه آن‌ها می‌پردازد؛ مثلاً اگر بیمار در مورد گفتگو در بارهٔ یک موضوع مقاومت می‌کند، در این صورت روان کاو سعی می‌کند با دنبال کردن موضوع دلیل مقاومت را دریابد.

۵. انتقال. در میان روان کاوی، بیمار ممکن است احساس‌هایی را که در سال‌های گذشتهٔ زندگی خود به خصوص در مورد پدر، مادر یا سایر افراد با اهمیت تجربه کرده‌است، در روابط خود با درمانگر، انعکاس دهد. این پدیده انتقال نام گرفته‌است. روان کاو این واکنش‌های هیجانی را واقعی نمی‌پندارد و آن‌ها را از زاویهٔ تعارض‌های حل نشدهٔ دوران کودکی یا روابط قبلی بیمار می‌نگرد و مورد تفسیر قرار می‌دهد.
     
#27 | Posted: 29 Sep 2011 19:25 | Edited By: marmolakman
فراروان‌شناسی قسمت اول

فراروانشناسی یا پاراسایکولوژی شاخه‌ای از روانشناسی ست که به مطالعهٔ پدیده‌های روانشناختی به ظاهر ماوراء طبیعه می‌پردازد.

تعاریف

پدیده‌هایی که مطالعه می‌شوند عبارت‌اند از ادراک فراحسی (extra-sensory perception)، جنبش فراروانی (psychokinesis) و بقای خودآگاهی پس از مرگ. در زبان ِ فراروانشناسان به این پدیده‌ها، اصطلاحاً PSI گفته می‌شود. یک اصطلاح بی طرفانه که هیچ چیز مثبت یا منفی در مورد علت این پدیده‌ها یا تجربه‌ها نمی‌گوید. تحقیقات ِ فراروانشناسان رو ش‌های مختلفی بهره می‌بردند. از جملهٔ این روش‌ها می‌توان به تحقیقات آزمایشگاهی و تحقیقات ِ صحرایی اشاره کرد. این تحقیقات در آزمایشگاه‌های تعدادی از دانشگاه‌ها و بنیادهای خصوصی در سطح جهان انجام می‌شود. همچنین نتایج این تحقیقات معمولاً ً در نشریات ویژه‌ای نظیر نشریهٔ فراروانشناسی (journal of parapsychology) و نشریهٔ فراروانشناسی اروپا منعکس می‌شود. مقاله‌های تحقیقاتی فراروانشناسی نیز غالباً در نشریه‌های «مجلهٔ روانشناختی» (psychological Bulletin)، بنیادهای فیزیک (Foundation of Pyysics) و نشریهٔ روانشناسی بریتانیا ارائه می‌شود. آزمایش‌هایی که معمولاً ً توسط فراروانشناسان انجام می‌شود عبارت‌اند از:
شماره انداز عدد تصادفی (random number generator) به منظور بررسی مدارک روان جنبشی،
محرومیت حسی از طریق ِ آزمایش‌های گانزفلد جهت تست ادراک فراحسی
تحقیقاتی که تحت قرارداد با دولت ایالاتِ متحده برای بررسی امکان مشاهده از راه دور (remote viewing) صورت می‌گیرد.

فراروانشناسان بر مبنای این تحقیقات تعدادی مطالعات فراتحلیلی (meta-analytical) انجام داده‌اند. در مطالعات فراتحلیلی، داده‌های بدست آمده از آزمایش‌های پراکنده، در یک مجموعه دادهٔ بزرگ با یکدیگر ترکیب می‌شوند. تعدادی از این تحلیل‌های آماری در صفحاتی از نشریات اصلی ارائه شده و در زمان خود بحث‌ها و جنجال‌هایی به راه انداختند. فراروانشناسی یک علم حاشیه‌ای محسوب می‌شود(fringe science) می‌باشد، چرا که شامل تحقیقاتی می‌باشد که در مناسب مدل‌های نظری استاندارد (standard theoretical models) قابل قبول برای جریان اصلی علم (mainstream science) نمی‌باشد. دانشمندانی نظیر ری هایمن (Ray Hyman) و جیمز الکوک در صدر منتقدان فراروانشناسی هم از لحاظ روش شناحتی فراروانشناسان و هم از لحاظ نتایج بدست آمده توسط فراروانشناسان قرار دارند. همچنین بسیاری از دانشمندان صاحب نام نیز که به محققان شکاک معروفند نشان داده‌اند که نقص‌های روش شناختی بسیار بهتر از توضیح‌های ناهنجار پیشنهاد شده توسط فراروانشناسان می‌تواند دلیل بدست آمدن آندسته از نتایج به ظاهر موفقیت آمیز فراروانشناسان را توضیح دهد. همچنین برخی منتقدان عنوان کرده‌اند که فراروانشناسی از خط علم به سمت شبه علم (pseudosienc)متمایل شده‌است. تا این زمان، هنوز هیچ مدرکی که وجود پدیده‌هایی ماوراء الطبیعه را اثبات کند توسط بنیادهای معتبر علمی (scientific community) پذیرفته نشده‌است.روان‌شناسی

تاریخچه

واژهٔ فراروانشناسی قبل از ۱۸۸۹ توسط روانشناسی به نام ِ ماکس دسویر ) ( Max Dessoirایجاد شده بود . به این حال جی . بی. رینه ( J.B. Rhine ) در دههٔ ۱۹۳۰ این واژه را به منظور نشان دادن تغییر چشمگیر و اساسی به سمت روش‌های آزمایشگاهی در مطالعهٔ پدیده‌های روحی - روانی جایگزین واژهٔ تحقیقات روحی- روانی نمود .

تحقیقات روحی - روانی اولیه


جامعهٔ تحقیقات ِ روحی - روانی (SPR) در ۱۸۸۲ در لندن تأسیس شد . شکل گیری SPR اولین تلاش سیستماتیک و نظام مند برای سازمان دهی دانشمندان و محققان برای یک تحقیق منسجم و انتقادی از پدیدهای ماوراء الطبیعه بود. اولین اعضای SPR عبارت بودند از فیلسوف‌ها، محققان، دانشمندان، معلمان و ساستمدارانی نظیر هنری سیدویک (Henry Sidgwick)، آرتور بالفور (Arthur Balfour)، ویلیام کروکس و چارلز ریچت. (Charles Richet)

SPR موضوع‌های مورد مطالعه را به چندین قسمت طبقه بندی کرد: تله پاتی، هیپنوتیزم، پدیدهٔ ریچنباخ (Reichenbach`s phenomena)، ظهور روح (apparitions)، رفت و آمد ارواح (haunts) و جنبه‌های فیزیکی از روح گرایی نظیر واژگون شدن میز؟ (table – tilting) و یا ظاهر شدن چیزی از یک منبع ناشناخته یا به عبارت دیگر تجسد (مادی سازی) ( materalization ).

یکی از نخستین تلاش‌های مشترک SPR سر شماری و طبقه بندی توهم‌ها بود که در این راستا تحقیقاتی در زمینهٔ روح و توهم در افراد عاقل صورت دادند . این طبقه بندی اولین تلاش این انجمن در راستای ارزیابی آماری پدیده‌های ماوراء الطبیعه بود . نتایج این تحقیقات که در کتاب « توهم‌های زندگی » در سال ۱۸۸۶ منتشر شد همچنان به عنوان یکی از مقاله‌های قابل توجه در فراروانشناسی محسوب می‌شود. پس از آن SPR مدلی شد که انجمن‌های مشابهی در کشورهای دیگر اروپا و آمریکا در اواخر قرن ۱۹ نیز به آن پرداختند . این انجمن‌ها تا حد زیادی توسط روانشناس معروف ویلیام جیمز پشتیبانی شد و به این تریتب انجمن آمریکایی تحقیقات فیزیکی (American Society for Psychical) یا ASPR در ۱۸۸۵ در شهر نیویورک تأسیس شد. امروزه، SPR و ASPR همچنان به تحقیقات خود بر روی پدیده‌های PSI ادامه می‌دهند . هدف SPR که در تمامی نشریه‌ها بارها توضیح داده شده‌است عبارت است از: بررسی علمی، بدون پیش فرض و عاری از هر گونه تعصب آندسته از توانایی‌های فکر بشر – واقعی یا فرضی – که در فرضیه‌های عموماً ً شناخته شدهٔ حال حاضرغیر قابل توضیح به نظر می‌رسد .
     
#28 | Posted: 29 Sep 2011 19:27
فراروان‌شناسی قسمت دوم

دوره راین

در ۱۹۱۱ دانشگاه استنفورد به عنوان اولین نهاد علمی درآمریکا به منظور مطالعهٔ پدیده‌های ادراک فراحسی (ESP) و روان–جنبشی (PK) در محیط آزمایشگاهی آغاز به کار کرد . رهبری این تحقیقات به عهدهٔ روانشناسی به نام ِ ژان ادگار کوور ( John Edgar Coover ) گذاشته شد. در ۱۹۳۰ دانشگاه دوک دومین موسسهٔ بزرگ آموزش آمریکا را برای مطالعات انتقادی ESP و PK در شرایط ِ آزمایشگاهی تأسیس کرد . رهبری این تحقیقات بر عهدهٔ ویلیام مک دوگال روانشناس معروف ) William McDougall ( و مشارکت دیگر اعضای دپارتمان از جمله روانشناسانی چون کارل زنر )Karl Zener )، ژوزف بی. راین Joseph B. Rhine و لوسیا ای . راین Louisa E. Rhine گذاشته شد . آزمایشات ESP بر روی محصلان دانشگاهی داوطلب آغاز شد . در مقابل رویکردهای تحقیقات روحی – روانی که اصولاً در جستجوی مدارک کیفی برای پدیده‌های ماوراء الطبیعه بود، آزمایش‌ها در دانشگاه دوک به شیوهٔ کمی – آماری و با استفاده از کارت وتاس و این قبیل چیزها صورت گرفت . به دنبال آزمایش‌های ESP در دانشگاه دوک، روش‌های آزمایشگاهی استاندارد برای بررسی ESP توسعه یافته و محققان زیادی از سرتاسر جهان از آن استقبال کردند. انتشار کتاب جی .بی .راین تحت عنوان « مرزهای جدید ذهن » در سال ۱۹۳۷ افکار عمومی را با یافته‌های آزمایشگاهی آشنا کرد.

راین در کتابش واژهٔ فراروانشناسی را که ماکس دسویر ۴۰ سال پیش ابداع کرده بود برای توصیف تحقیقات انجام شده در دانشگاه دوک بکار برد و این وازه جا افتاد . راین همچنین آزمایشگاه ِ خودگردان فراروانشناسی را در داخل دانشگاه دوک بنا نهاد و همراه با مک دوگال نشریهٔ فراروانشناسی را ارائه کردند.

آزمایش‌های فراروانشناسی در دیوک باعث به وجود آمدن انتقادهای فراوانی توسط روانشناسان علمی گردید . این روانشناسان مفاهیم و مدارک ESP را به چالش کشیدند . راین و همکارانش تلاش کردند تا به این انتقادها از طریق طراحی آزمایش‌ها، مقاله‌ها و کتب‌های پاسخ دهند . آنها تمامی پاسخ هایشان را در کتاب «ادراک فراحسی پس از ۶۰ سال» جمع آوری کردند .پس از گذشت چند سال مدیریت انجمن دوک در زمینهٔ فراروانشناسی ضعیف شد و پس از بازنشستگی راین در ۱۹۶۵ پیوند فراروانشناختی با دانشگاه از هم گسست. راین پس از چندی بنیاد تحقیقات ماهیت بشر (FRNM) و موسسهٔ فراروانشناسی را به عنوان جانشین آزمایشگاه دوک تأسیس کرد . در ۱۹۹۵ به مناسبت صدمین سالگرد تولد راین ، FRNM به مرکز تحقیقات راین تغییر نام یافت . هم اکنون مرکز تحقیقاتی راین یک واحد تحقیقات ِ فراروانشناسی بوده که با هدف « کمک به تقویت وضعیت بشر از طریق ایجاد فهم علمی از آندسته توانایی‌ها و حساسیت‌هایی که به ظاهر فرارت از محدودیت‌های فضایی و زمانی معمول می‌باشند »، به کار خود ادامه می‌دهد .

تأسیس انجمن فراروانشناسی

انجمن فراروانشناسی ( PA ) در دورهام، کارولینای شمالی در ۱۹ ژوئن ۱۹۵۷ تأسیس شد . ترکیب و ساختار آن توسط جی . بی . راین بر مبنای یک کارگاه فراروانشناسی که در آزمایشگاه سابق فراروانشناسی دانشگاه دوک بنا شده بود پیشنهاد شد . راین پیشنهاد کرد که گروه خود را به شکل یک هسته تحت عنوان یک جامعهٔ بین المللی - تخصصی فراروانشناسی در آورد . هدف سازمان همانطور که در متن اساس نامهٔ آن آمده‌است چنین اعلام شد : « پیشرفت فراروانشناسی به عنوان یک علم، جهت گسترش دانش این رشته و کامل کردن یافته‌های دیگر شاخه‌های علم . » انجمن فراروانشناسی در سال ۱۹۶۹ تحت رهبری انسان شناس معروف مارگارت مید ) Margaret Mead (، قدم‌های بلندی در راستای پیشرفت رشتهٔ فراروانشناسی برداشت . اوج این تحقیقات هنگامی بود که انجمن آمریکایی پیشرفت علم ( AAAS ) یعنی بزرگ‌ترین جامعهٔ علمی در جهان به همکاری با PA پرداخت .با این حال در ۱۹۷۹ فیزیکدانی به نام جان ویلر عنوان کرد که فراروانشناسی چیزی به جز یک شبه علم نبوده و AAAS بایستی در پذیرفتن PA و همکاری با این انجمن بازنگری کند . با این حال تلاش‌های او برای حذف وابستگی این رشته با AAAS بی ثمر ماند. هم اکنون ، PA از حدود ۳۰۰ عضو از سراسر جهان تشکیل شده‌است که از AAAS حمایت می‌کنند. سالانه AAAS همایشی برگزار می‌کند که در آن فراروانشناسان می‌توانند تحقیقات خود را در معرض دید دانشمندان رشته‌های دیگر گذاشته و فعالیت‌های فراروانشناسی را تحت نفوذ سیاست‌های علمی AAAS ادامه دهند .
     
#29 | Posted: 29 Sep 2011 19:28 | Edited By: marmolakman
فراروان‌شناسی قسمت سوم

دههٔ افزایش تحقیقات ( دههٔ ۱۹۷۰ )

وابستگی انجمن روانشناسی ( PA ) به انجمن آمریکایی پیشرفت علم ( AAAS )، همراه با مطرح شدن عمومی پدیده‌های روحی- روانی و اسرار آمیز در دههٔ ۱۹۷۰ منجر به افزایش تحقیقات فراروانشناسی طی این دوره شد .در همین راستا سازمان‌های برجستهٔ دیگری نیز شکل گرفتند . سازمان‌هایی نظیر موسسهٔ فراروانشناسی و پزشکی ( ۱۹۷۰ )، موسسهٔ فراعلم ( ۱۹۷۱ )، موسسهٔ تحقیقات دین و روح، موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، انجمن بین‌المللی تحقیقات کیرلیان ( ۱۹۷۵ )، و آزمیشگاه تحقیقاتی بررسی فنی پدیده‌های نامتعارف پرینستون ( ۱۹۷۹ ) . همچنین در همین زمان تحقیقات فراروانشناختی در موسسهٔ تحقیقاتی استانفورد ( SRI ) نیز صورت می‌گرفت . در مجموع قلمروی فراروانشناسی در این سال‌ها گسترش یافت . در همین سال‌ها بود که روانپزشکی به نام یان استیونسن ) Ian Stevenson ( بخش زیادی از تحقیقات جنجال برانگیز خودش را در زمینهٔ تناسخ انجام داد . روان‌شناسی به نام تلما موس ) Thelma Moss ( مشغول مطالعهٔ عکس برداری کریلیان )Kirlian photography ( در آزمایشگاه فراروانشناسی UCLA شد . نفوذ معلمان روحانی از آسیا و ادعای آنها مبنی بر ایجاد ِ توانایی‌های خاص از طریق مدیتیشن ( تفکر، عبادت ) باعث شد تا تحقیقاتی بر حالت‌های تغییر یافتهٔ هوشیاری صورت بگیرد . فیزیکدانی به نام راسل تارگ در ۱۹۷۴ اصطلاح مشاهده از راه دور را برای استفاده در برخی از کارهایش در SRI ابداع کرد. طی این دوره، توجه آکادمی‌های بیرون از فراروانشناسی نیز به این موضع جلب شد . در ۱۹۷۹ طی آماری که از ۱۱۰۰ پروفسور دانشگاهی انجام شد معلوم شد که در آمریکا تنها ۲ ٪ از روانشناسان ادراک فراحسی را غیرممکن می‌دانستند. شمار بسیار بیشتری ( ۳۴ ٪ ) اظهار کردند که ESP را به عنوان یک واقعیت اثبات شده و یا ممکن قبول دارند . این درصد حتی در برخی مناطق بالاتر بود . ۵۵ ٪ دانشمندان علوم طبیعی ، ۶۶ ٪ دانشمندان علوم اجتماعی ( به استثنای روانشناسان )، و ۷۷ ٪ آکادمی‌های هنر و علوم انسانی و آموزشی عقیده داشتند که تحقیقات ESP ارزش بررسی دارند .

موج تحقیقات ماوراء الطبیعه طی دهه ی ۱۹۷۰ادامه یافت و به دههٔ ۱۹۸۰ کشیده شد . در انتهای دههٔ ۱۹۸۰، انجمن فراروانشناسان گزارش داد که در بیشتر از ۳۰ کشور جهان اعضای مشغول به کار دارد . علاوه براین، تحقیقاتی جدا از PA در اروپای شرقی و شوروی سابق صورت گرفت .

فراروانشناسی در حال حاضر

از دههٔ ۱۹۷۰، تحقیقات ِ فراروانشناسی معاصر در آمریکا به طور قابل توجهی کاهش یافت. تحقیقات اولیه پس از بررسی مجدد بی دقت و بدون نتیجه در نظر گرفته شد و فراروانشناسان با مخالفت شدید همکاران آموزشی شان مواجه شدند. برخی اثرات نظیر عکس برداری کیرلیان که ماورا طبیعه و نامتعارف پنداشته می‌شد، تحت شرایط کنترل شدهٔ دقیق تر لو رفت و عمر نظریه شان به پایان رسید . همچنین بسیاری از آزمایشگاه‌های دانشگاهی در آمریکا بسته شد. دلیل این مساله، فقدان استانداردهای لازم برای پذیرش توسط جریان کلی علم عنوان شد. در نتیجه فراروانشناسی به موسسه‌های خصوصی با منابع خصوصی محدود شد. پس از ۲۸ سال تحقیق، آزمایشگاه تحقیقات بررسی فنی پدیده‌های نامتعارف پرینستون در سال ۲۰۰۷ به تحقیقات خود پایان داده و اعلام بازنشستگی کرد. با این حال دو دانشگاه در آمریکا همچنان جان سختی می‌کنند و دارای آزمایشگاه‌هایی برای فراروانشناسی هستند . آنها تحقیقات را بین خود بدین شکل تقسیم کرده‌اند که حوزه روانپزشکی – پزشکی دانشگاه ویرجینیا به مطالعهٔ امکان بقای خودآگاهی پس از مرگ می‌پردازد، و آزمایشگاه وریتاس دانشگاه آریزونا تحقیقات ِ آزمایشگاهی واسطه‌ها ( میانجی‌ها ) را هدایت می‌کند .همچنین چندین موسسهٔ خصوصی، از جمله موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، به ترویج تحقیقات فراروانشناختی می‌پردازند.

در اروپا نیز بریتانیا با تأسیس آزمایشگاه‌های خصوصی در دانشگاه ادینبرا، نورت هامپتون و لیورپول مطالعات فراروانشناسی را دنبال می‌کند . تحقیقات فراروانشناختی همچنین توسط دیگر شاخه‌های فرعی روانشناسی نیز دنبال می‌شود. این شاخه‌ها عبارت ست از روانشناسی انتقال شخصیتی (transpersonal psychology) که جنبه‌های به اصطلاح متعالی یا روحانی ذهن بشر را مطالعه می‌کند و روانشناسی غیرمتعارف که به بررسی باورهای نامتعارف و ماورا الطبیعه و تجربیات ذهنی غیر عادی در قالب روش‌های روانشناسی سنتی می‌پردازد .
     
#30 | Posted: 29 Sep 2011 19:31
فراروان‌شناسی قسمت چهارم

قلمرو

فراروانشناسان به مطالعهٔ شماری از پدیده‌های ماوراء طبیعهٔ ( صوری ) قابل مشاهده می‌پردازند . از جمله :
تلپاتی: انتقال اطلاعات مربوط به افکار یا حواس از فردی به فرد دیگر از طریقی غیر از ۵ حس اصلی .
پیش آگاهی (Precognition): ادراک اطلاعات در مورد مکان‌ها یا رویدادهای آینده قبل از اینکه رخ دهند.
غیب گویی یا بصیرت (clairvoyance): کسب اطلاعات دربارهٔ مکان‌ها یا رویدادها در مکان‌های دور دست ناشناخته برای علم کنونی بشر.
روان - جنبشی : ( جنبش فراروانی ) توانایی ذهن برای تأثیر گذاری بر ماده، زمان، مکان یا انرژی ازطریق روشی ناشناخته برای علم کنونی بشر.
تناسخ (Reincarnation): تولد دوباره یک روح یا یک جنبهٔ غیر – جسمانی دیگر از هوشیاری بشر در یک بدن ِ جسمانی پس از مرگ.
رفت و آمد ارواح (Hauntings): پدیده‌ای که اغلب به ارواح نسبت داده می‌شود . همچنین شامل رویارویی فرد با افراد مرده یا همراه با تعلقات پیشین فرد که به طور مرتب رخ می‌دهد .

تعاریفی که در بالا ارائه شد ممکن است موارد کاربرد اصلی آنها را و همچنین نظریات تمامی فراروانشناسان و انتقاد هایشان را منعکس نکند . بسیاری از منتقدان عقیده دارند که فراروانشناسان به مطالعهٔ پدیده‌هایی می‌پردازند که تحت شرایط آزمایشگاهی کاملاً ً دقیق و سخت گیرانه تمامی آنها ناپدید شده و معلوم می‌شود که فرایندهایی عادی و معمولی بیش نبودند . به گفتهٔ انجمن فراروانشناسی نیز اظهار کرده‌است که فراروانشناسان به مطالعهٔ تمامی پدیده‌های ماوراء طبیعه نمی‌پردازند . آنها با طالع بینی، بشقاب پرنده‌ها، پاگنده‌ها، الحاد گرایی، خون آشام‌ها، کیمیاگری یا جادوگری سر و کار ندارند .

روش‌شناسی

فراروانشناسان هنگام مطالعهٔ پدیده‌های نامتعارف قابل مشاهده از رویکردهای گوناگونی بهره می‌گیرند . این روش‌ها عبارت‌اند از رویکردهای کیفی مورد استفادهٔ روانشناسی سنتی، و همچنین روش‌های تجربی کمی . اما مطالعاتی که بیش از همه جنجال برانگیز بوده‌اند مربوط به استفاده از فراتحلیل در بررسی مدارک اماری SPI می‌باشد .

تحقیقات آزمایشی


گانزفلد در آلمانی به معنای محیط وسیع، تکنیکی ست که برای بررسی تلپاتی در افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد . در این تکنیک محیط دیداری و شنیداری فرد عایق شده و تداخلات ذهنی فرد رو به خاموشی می‌رود. عایق نمودن حس بینایی معمولاً ً از طریق ِ تابش نور قرمز ملایم می‌باشد که این کار از طریق چسباندن توپ‌های پینگ پونگ به چشمان داوطلب گیرنده صورت می‌گیرد .حس شنوایی فرد گیرنده نیز معمولاً ً از طریق ِ پخش یک صدای ساکن یا صداهایی شبیه این‌ها مسدود می‌شود . همچنین فرد در یک موقعیت دراز کشیده و راحت قرار داده می‌شود تا حساسیت لامسه به حداقل برسد . در یک آزمایش گانزفلد نوعی، یک فرد به عنوان گیرنده و فردی دیگر به عنوان فرستنده وجود دارند که هر دو در محیط عایق قرار داده می‌شوند . فرد دریافت کننده در موقعیت محیط گانزفلد قرار می‌گیرد . انگاه به فرد فرستنده یک ویدئوکلیپ یا تصویر ساکن نشان دهد می‌شود و از او خواسته می‌شود که به صورت ذهنی این تصویر را به فرد گیرنده منتقل کند . از فرد دریافت کننده نیز که در محیط کانزفلد قرار دارد خواسته می‌شود که به طور پیوسته با صدای بلند راجع به حالات ذهنی خود یعنی تصاویر، افکار و احساسات خویش سخن بگوید . در انتهای دورهٔ فرستادن اطلاعات که معمولاً ً حدود ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول می‌کشد، فرد دریافت کننده از اتاق گانزفلد بیرون آورده می‌شود و به او ۴ تصویر یا کلیپ نشان داده می‌شود . یکی از این ۴ تصویر یا کلیپ، مورد درست می‌باشد و سه تای دیگر برای فریب ارائه شده‌اند . فرد دریافت کننده تلاش می‌کند تا مورد درست را انتخاب کند . در واقع او تلاش می‌کند تا از تجربیات ادراکی خویش حین موقعیت گانزفلد به عنوان آثاری از آنچه که ممکن است به طور ذهنی از تصویر ارسالی بدست آمده باشد استفاده کند . نتیجهی این آزمایش گانزفلد به طور منفرد از وجود هیچ پدیدهٔ ماوراء الطبیعه خبر نمی‌دهد . و فرد تقریباً ً به همان میزان که قوانین احتمال پیش بینی می‌کنند یعنی ۲۵ ٪ قادر به تشخیص گزینهٔ صحیح می‌باشد . با این وجود هنگامی که از روش فراتحلیل استفاده می‌شود نتایج تا حدی متفاوت است . طبق گفتهٔ فراروانشناسانی نظیر دین رادین ( Dean Radin )، چارلزهونورتن ( Charles Honorton ) و داریل بم ( Daryl Bem )، هنگامی که نتایج آزمایش‌های گانزفلد –که از بیشتر از ۳۰۰۰ جلسهٔ گانزفلد به وسیلهٔ ۲۴ محقق از سرتاسر جهان بدست آمده – در یک فراتحلیل گرد هم آمدند، نشان دهندهٔ این بود که به طور متوسط، فرد دریافت کننده بیشتر از آنچه که تنها از طریق احتمال و شانس انتظار می‌رود تصویر درست را انتخاب می‌کند . از آنجاییکه این فراتحلیل از نتایج گانزفلد از لحاظ آماری بامعنا در نظر گرفته شد، در بین نشریات اصلی روانشناسی علمی بحث و جدل‌های بسیاری در مورد چگونگی تفسیر صحیح نتایج به وجود آمد .

قضاوت از دور

آزمایش‌های قضاوت از راه دور به محک توانایی فرد برای بدست آوردن اطلاعات از یک هدف دوردست نظیر یک شیء، مکان یا فرد که ازادراک فیزیکی فرد قضاوت کننده پنهان است و معمولاً ً فرد قضاوت کننده با آنها فاصله دارد می‌پردازد.در یک نوع آزمایش ِ قضاوت از راه دور چند صد تا عکس ساخته می‌شود . یکی از این عکس‌ها به طور اتفاقی توسط شخص ناشناسی به عنوان عکس مورد نظر انتخاب می‌شود .پس از آن در یک مکان دور از دسترس کنار گذاشته می‌شود . فرد قضاوت کننده از دور تلاش می‌کند تا طرح آن عکس را ترسیم کند و یا عکس مورد نظر را توصیف کند . این مراحل با انواع مختلفی از اشیاء تکرار می‌شود . بسیاری از راه‌های ارزیابی تحلیلی نتایج این طور آزمایشات گسترش داده شده‌اند . یک روش متداول دیگر، ایجاد یک گروه هفت تایی از عکس‌های مورد نظر و پاسخ‌های مشخص افراد نسبت به این عکس‌ها وآنگاه به طور تصادفی مخلوط نمودن تصاویر و پاسخ‌های مورد نظر است . سپس از قضاوت کنندهٔ مستقل خواسته می‌شود تا عکس‌های درست را با پاسخ‌های واقعی افراد مطابقت داده و به این تریتب آنها را رتبه بندی کند . این روش چنین در نظر می‌گیرد که اگر شکل غیر متعارفی از انتقال اطلاعات وجود داشته باشد بایستی افراد بتوانند پاسخ‌های درست را با عکس‌های درست بیشتر از سایر عکس‌ها مطابقت دهند. طی ۲۵ سال گذشته صدها آزمایش در این زمینه توسط محققان انجام شده‌است . برای نمونه می‌توان به آزمایشگاه تحقیقاتی بررسی فنی پدیده‌های غیرمتعارف پرینستون (PEAR) در دانشگاه پرینستون و همچنین توسط دانشمندان در SRI بین‌المللی و SAIC تحت قرار داد با دولت آمریکا اشاره کرد . تمامی داده‌های جمع آوری شده توسط محقق علم ماوراء الطبیعه رابرت جی. یان و روانشناس برندا دان در PEAR جهت یافتن مدرکی در تایید قضاوت از راه دور بررسی می‌شود .
     
صفحه  صفحه 3 از 23:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  19  20  21  22  23  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Psychology Topics | مبحث روانشناسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites