تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Psychology Topics | مبحث روانشناسی

صفحه  صفحه 4 از 23:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  19  20  21  22  23  پسین »  
#31 | Posted: 29 Sep 2011 19:34
فراروان‌شناسی قسمت پنحم

روان جنبشی بر روی شماره انداز تصادفی اعداد

ظهور تکنولوژی‌های کامپیوتری و الکترونیکی بسیار قوی و کم هزینه امکان رشد و پیشرفت مطالعات تجربی کاملاً ً خودکار در زمینهٔ تمامی فعل و افعالات موجود بین ذهن و ماده را فراهم کرده‌است . در یکی از متداول‌ترین این نوع آزمایش‌ها، یک شماره انداز تصادفی اعداد ( RNG ) که بر مبنای پارازیت‌های رادیواکتیو یا الکترونیکی بنا شده، یک جریان از داده تولید می‌کند که این جریان اطالاعاتی توسط نرم‌افزارهای کامپیوتری ضبط و تجزیه تحلیل می‌گردد . فرد تلاش می‌کند تا به طور ذهنی توزیع شماره‌های اتفاقی را تغییر دهد . از نظر کارکرد این آزمایش معادل پرتاب سکه‌است که در آن فرد تعمداً بتواند هنگام پرتاب یک سکه در هوا بیشتر از ۵۰ ٪ شیر بیاورد . مزایای آزمایش RNG اینست که در این روش شرایط می‌تواند به خوبی کنترل شده و همچنین جمع آوری مقدار زیادی از اطلاعات در مدت زمان بسیار کوتاهی ممکن است . این تکنیک هم برای تست کردن افراد برای روان –جنبشی و هم برای تست تأثیر احتمالی فرد بر RNG در گروه‌های بزرگ به کار برده می‌شود . فرا تحلیل بسیار بزرگی از اطلاعات مبنی بر RNG هر چند سال یکبار از زمان ظهورش در ۱۹۸۶ در نشریهٔ انجمن فیزیک به چاپ رسیده‌است . بنیانگذار موسسهٔ PEAR رابرت . جی . جان و همکارش برندا دان می‌گویند که اندازهٔ تأثیر در تمامی موارد بسیار اندک بوده، اما در طول زمان و طراحی‌های تجربی ثابت بوده و اگر به طور کلی در نظر بگیریم این آزمایش از لحاظ آماری معنا دار است . جدیدترین فراتحلیل در مجلهٔ روانشناسی به همراه چندین تفسیر انتقادی به چاپ رسید . این فراتحلیل شامل ۳۸۰ مطالعه می‌شد که برخی محققان عنوان کردند که اندازه تأثیر در مجموع بسیار اندک ولی از لحاظ آماری معنادار است .

تداخلات ذهنی مستقیم با سیستم‌های جاندار

قبلاً به آن PK زیستی گفته می‌شد . « در این روش ( DMILS ) به مطالعهٔ تأثیرات ارادهٔ یک فرد بر موقعیت روانشناختی یک فرد در مکانی دیگر می‌پردازد . یک نوع از آزمایشات DMILS که گزارش آن متداول می‌باشد ، » احساس اینکه کسی به شما زل زده‌است می‌باشد ." فرد زل زننده و فردی که قرار است به او زل زده شود در مکان‌های متفاوتی که عایق هستند قرار داده می‌شوند . آنگاه از فرد زل زننده خواسته می‌شود تا در دوره‌های زمانی خاصی از طریق اتصال ویدئویی مداربسته به فردی که در نقش دریافت کننده است یک چشمک ساده بزند . در همین اثنا فعالیت سیستم عصبی فرد مخاطب به طور خودکار و پیوسته بررسی می‌شود . روشی که فراروانشناسان مجموع داده‌های این آزمایش و آزمایش‌های DMILS مشابه را تفسیر کرده‌اند نشان می‌دهد که توجه یک فرد به سوی یک فرد دور از دسترس، یعنی فردی عایق می‌تواند به طور قابل توجهی سیستم عصبی فرد را فعال کرده و یا از فعالیت باز دارد ! در یک فراتحلیل که از این آزمایش‌ها در ژورنال روانشناسی بریتانیا در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، محققان دریافتند که یک اثر بسیار کوچک اما معنادار از مجموع DMILS می‌توان برداشت کرد . با این وجود، این مطالعه همچنین مشخص کرد هنگامی که یک تعداد کم از مطالعات شدیداً سخت گیرانه و دقیق که تنها از یک آزمایشگاه بدست آمده تجزیه تحلیل می‌شوند، اندازهٔ تأثیر به هیچ وجه معنی دار نیست . مولفان نتیجه گیری کردند که گرچه وجود برخی پدیده‌های مربوط به خواستن از راه دور نمی‌تواند کاملاً ً منتفی دانسته شود، با این وجود در حال حاضر به دلیل کمبود مفاهیم تکرار شوندهٔ مستقل و نظری، هیچ مدرکی در تایید وجود چنین پدیده‌ای وجود ندارد .

آزمایش‌های مربوط به لحظات نزدیک به مرگ

تجربه نزدیک به مرگ ( NDE ) تجربه‌ای ست که توسط یک فرد که نزدیک به مرگ بوده‌است و یا یک مرگ پزشکی ( بالینی ) را تجربه کرده و سپس دوباره به هوش آمده‌است گزارش می‌شود . NDE‌ها شامل یک یا چند تا از تجریبات زیر می‌شوند : احساس مردن، تجربهٔ خارج شدن از تن و مشاهدهٔ نواحی اطراف، حس طاقت فرسا و شدید عشق و صلح، حس حرکت به سمت بالا ازطریق ِ یک راهروی باریک و تونل مانند، ملاقات کردن با قوم و خویش‌های از دنیا رفته یا پیکرهای روح مانند، مواجه شدن با موجود نورانی و یا خود نور، تجربهٔ مرور شدن زندگی، رسیدن به مرزها و حاشیه‌ها، و احساس بازگشت به بدن، اغلب همراه با بی میلی و اکراه . علاقه به NDE اصولاً با تحقیقات رواپزشکانی همچون الیزابت کوبلر – رز ( Elisabeth Kübler-Ross )، جرج ریچی ( George Ritchie ) و ریموند مودی جی . آر ( Raymond Moody Jr ) آغاز شد . ریموند مودی در سال ۱۹۹۸ به کرسی مطالعات مربوط به هوشیاری در دانشگاه نوادا لاس وگاس منسوب شد . انجمن بین‌المللی مطالعات تجربیات نزدیک به مرگ ( IANDS ) در ۱۹۷۸ جهت برآوردن نیازهای محققان اولیه و تجربه کنندگان درون این رشته از تحقیقات تأسیس شد . محققان بعدی نظیر بروس گریسون( Bruce Greyson )، روانشناس کنت رینگ ( Kenneth Ring ) و کابدشناس میخایل سابوم( Michael Sabom ) مطالعهٔ تجریبات نزدیک به مرگ را در زمینهٔ علمی مطرح کردند .

روانشناسی غیرعادی

شماری از مطالعات که در قاره‌های آمریکا، اروپا و استرالیا انجام شد معلوم کرد که افراد بسیاری تجربه‌هایی داشته‌اند که می‌توانسته‌است به عنوان تله پاتی، الهام ( پیش اگاهی ) و پدیده‌های مشابه تفسیر شود . متغیرهایی که با گزارش پدیدهٔ PSI همراه بودند عبارت بودند از : باور به واقعیت داشتن PSI، گرایش به داشتن حالت‌های خواب آور و تجزیه کننده و دیگر تغییرها در هوشیاری، و اعتماد نداشتن به بیماری‌های عصبی، روان رنجوری، برون گرایی و آشکاری و وضوح تجربه . هرچند تجربیات مربوط به PSI می‌تواند در زمینهٔ اختلال‌هایی نظیر آسیب‌های روانی، شخصیت‌های اسکیزوفرنی گونه، اختلال‌های تجزیه کننده و سایر اختلال‌ها رخ بدهد، اکثر افرادی که واقعیت داشتن PSI را تایید می‌کردند سالم بوده و فاقد آسیب‌های جدی جسمانی هستند . آنها همچنین دچار ضایعات کمبودعقلانی و ناتوانایی شناختی نبودند.
     
#32 | Posted: 29 Sep 2011 19:36 | Edited By: marmolakman
فراروان‌شناسی قسمت ششم

انتقادها

دانشمندان انتقاد از فراروانشناسی را با این حکم آغاز می‌کنند که ادعاهای غیرعادی، مدارک غیرعادی نیز طلب می‌کند . به سخن دیگر چنین استدلال می‌کنند که فرضی که ناقض قرن‌ها تحقیق علمی می‌باشد چنانچه بخواهد مورد قبول واقع شود بایستی شواهد و مدارک غیر عادی نیز ارائه کند .بسیاری از تحلیل گران فراروانشناس عقیده دارند که مدارکی از فراروانشناسی که معنادار در نظر گرفته شده‌اند همگی دارای کیفیت آزمایش پایینی بوده و تحت شرایط دقیق کنترل نشده‌اند . در نظر آنها، شاخهٔ فراروانشناسی به طور کلی نتوانسته‌است هیچ گونه نتیجهٔ قطعی ارائه کند . آنها نمونه‌هایی از جعل و کلاه برداری، مطالعات ِ پر از کاستی، نیاز روانشناختی به عرفان پرستی و شهود پرستی و نهایتاً تعصبات شناختی را به عنوان دلایلی برای نتایج فراروانشناختی بدست آمده عنوان می‌کنند . کسانی که یافته‌های فراروانشناسی را با دیدهٔ شک می‌نگرند همچنین عقیده دارند که کشش و تمایل افراد به باور پدیده‌های غیرعادی اغلب بسیار قویتر از مدارکی که وجود ندارد می‌باشد . واقعیت پدیده‌های فراروانشناختی و اعتبار علمی تحقیقات ِ فراروانشناسان مایهٔ اختلاف نظر و مخالفت‌های دنباله داری شده‌است . روش‌های فراروانشناسان از دیدگاه بسیاری از شکاکان ( skeptics ) شبه علم خوانده می‌شود . برخی منتقدان حرفه‌ای تر اظهار کرده‌اند که فراروانشناسی نه مادهٔ موضوعی تعریف شده‌ای دارد، نه یک آزمایش که به راحتی تکرارپذیر باشد و بتواند یک PSI به هنگام درخواست نمایش دهد، و نه یک نظریهٔ اصولی جهت توضیح انتقال غیرعادی اطلاعات . جیمز ای .آلکوک ( James E. Alcock ) پروفسور روانشناسی دانشگاه یورک می‌گوید که تعداد کمی از نتایج تجربیات فراروانشناختی به تحقیقات بین رشته‌ای و همکاری با علوم اصلی نظیر فیزیک یا بیولوژی دست زده‌اند . آلکوک استدلال می‌کند که در سیر علوم، فراروانشناسی به حدی منزوی خواهد شد که درستی و بر حق بودن آن به کلی زیر سوال برود و در مجموع زدن برچسب علم به این شاخه هیج توجیهی ندارد .

کلاه‌برداری و جعل

نمونه‌هایی از کلاه برداری و جعل در طول تاریخ تحقیقات فراروانشناسی وجود داشته‌است. آزمایش‌های سول گولدنی ( Soal-Goldney) بین سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ (برای نشان دادن توانایی پیش اگاهی (الهام) در افراد) تا مدت‌ها به عنوان یکی از بهترین آزمایش‌های رشتهٔ فراروانشناسی در نظر گرفته می‌شد چرا که در این آزمایش‌ها فراروانشناسان برای جلوگیری از هر گونه کلک و جعل به رسیدگی مستقل و بی طرفانه شدیداً تکیه می‌کردند. با این وجود سال‌ها بعد، هنگام آشکار سازی مدارک آماری جعل و کلاه برداری مدارک تایید شد. نکتهٔ جالب این بود که این اسناد توسط فراروانشناسان شاخه‌های دیگر به چاپ رسید. بررسی این یافته‌ها معلوم کرد که دکتر سول با تغییر داده‌های خام و اولیه حقه زده‌است. والتر جی. لوی( Walter J. Levy ) مدیر «موسسهٔ فراروانشناسی»، یک سری از آزمایش‌های ESP موفق که شامل دستکاری تحت کنترل کامپیوتر موارد غیر انسانی از جمله تخم‌ها وموش‌های صحرایی بود را گزارش کرد. آزمایش‌های او نتایج مثبت قابل توجهی نشان دادند. از آنجاییکه اشیا غیر انسانی بودند، و همچنین محیط آزمایشی بسیار اتوماتیک بود، در آن زمان به آزمایش‌های او هیچ گونه انتقادی مبنی بر تأثیر آزمایش گر بر تحقیق وارد نشد و سوال مربوط به تأثیر باور و اعتقاد شیء مذکور در نتیجهٔ نهایی آزمایش به کلی حذف شد. با این وجود تحقیقات افراد پس از لوی باعث به وجود آمدن بدگمانی نسبت به روش او گردید. پس از آن محققان دریافتند که لوی در تجهیزات ثبت داده‌ها دست برده و به صورت دستی یک ردیف نتایج مثبت دروغین ایجاد کرده‌است. راین، لوی را اخراج کرد و گزارش داد که در تعدادی از مقالات، جعل صورت گرفته‌است.

بسیاری از افراد واسطه که معتقد به روح هستند در حقیقت کاری به جز کلاه برداری انجام نمی‌دهند. برخی از این حقه بازی‌ها توسط محققان فیزیکی پیشین نظیر ریچارد هاجسون( Richard Hodgson) و هری پرایس ( Harry Price) آشکار شده‌است. در سال ۱۹۲۰ شعبده باز و اسکاپالوژیست( escapologist) معروف هاری هودینی اعلام کرد که تاکنون محققان و مشاهده کنندگان نتوانستند شیوهٔ آزمایشی که به طور کامل از کلاه برداری و جعل جلوگیری کند ایجاد کنند. در سال ۱۹۷۹ شعبده باز و دبانکر مشهور (debunker )کسی که تبحر خاصی در باطل کردن پدیده‌های ماورا الطبیعه دارد یعنی جیمز رندی (James Randi ) یک شوخی گول زننده ترتیب داد. این شوخی هم اکنون به پروژهٔ آلفا مشهور است. رندی دو شعبده باز جوان را فریب داد به این شکل که برای آنها بسته‌ای از آزمایشگاه مک دونال دانشگاه واشینگتون به همراه روش‌های آزمایش ضعیف و این فکر ساده لوحانه که در فراروانشناسی متداول شود فرستاد. با اینکه هیچ توضیح رسمی یا انتشاراتی از آزمایشگاه مک دونیل از درستی اثرات نشان داده شده توسط دو شعبده باز مبنی بر حقیقی بودن آزمایش‌ها پشتیبانی نمی‌کرد، هر دو شعبده باز فریب خورده توسط جیمز رندی طی یک دورهٔ ۴ ساله با اثبات خیالی و فرضی خم کردن فلز از راه دور به طور گزارشی گول خوردند. چنین شکست‌های روش شناختی به عنوان مدارکی ست که اثبات می‌کند: اگر نگوییم همه- دست کم اکثر - نتایج غیرعادی بدست آمده در فراروانشناسی از خطاها یا جعل‌ها حاصل شده‌است.

انتقاد از نتایج آزمایشگاهی

هرچند برخی از تجزیه تحلیل کنندگان انتقادی احساس می‌کنند که مطالعات فراروانشناختی علمی هستند، با این وجود آنها نتایج آزمایشگاهی بدست آمده را قبول ندارند . مرورگران شکاک ادعا می‌کنند که نتایج آزمایشگاهی موفق در PSI ظاهراً ً بیشتر از آنکه به دلیل اثرات PSI حقیقی بدست آمده باشند، به سبب شیوه‌های غیر دقیق و طرز کار نامرتب، محققان ضعیف و کاملاً ً آموزش ندیده و یا حقه‌های روش شناختی بدست آمده‌اند. برای نمونه داده‌های بدست آمده از آزمایشگاه PEAR توسط منتقدانی نظیر پروفوسور آماری جسیکا آتس( Jessica Utts ) و روانشناس برجسته ری هایمن( Ray Hyman ) نقد شده‌است . آتس ادعا کرده‌است که اشکالات بیشماری این آزمایشات در رابطه با درنظر گرفتن رندم سازی ( تولید عدد تصادفی )، خط مبنای آماری و کاربرد مدل‌های آماری دارا هستند و همچنین ارزش قابل توجهی که به آزمایش‌هایی که معنادار هستند اختصاص داده می‌شود باعث شده‌است که مطالعات فرایندهای آماری و آزمایشگاهی قابل قبول نبوده و با نقص و اشکال همراه باشد . هایمن عنوان می‌کند که حتی اگر آزمایش‌ها می‌توانست منجر به کشف یافته‌هایی از مطالعات ِ فراروانشناختی معین تحت شرایط ویژه نیز بشود، باز هم این با نتیجه گیری مبنی بر وجود کارکردهای روانی که در حال حاضر ادعا می‌شود، بسیار فاصله دارد . همچنین گفته شده‌است که در نظر گرفتن وجود PSI خود آغازی برای پرسش‌های بیشماری ست . به این دلیل که : ۱ : چنانچه یک فرد روانی باشد، آنگاه آن فرد در آزمایش‌ها از تصادف بهتر عمل خواهد کرد . از آنجاییکه این فرد از تصادف بهتر عمل می‌کند آنگاه آن فرد بایستی روانی در نظر گرفته شود و بایستی به عنوان سفسطه در روند اثبات پیامدها در نظر گرفته شود !

انتخاب جانبدارانه ( سوگیری انتخابی ) و فراتحلیل

منتقدان همچنین عنوان کرده‌اند که انتخاب‌های جانبدارانه و گزارش‌های دستچین شده دلیل بدست آمدن برخی نتایج مثبت گزارش شده توسط فراروانشناسان است . این مساله تحت عنوان « مشکل پرونده‌های بایگانی شده » بررسی می‌شود . این مشکل هنگامی به وجود می‌آید که تنها نتایج مثبت و موفق مطالعات، مطرح شود و در اختیار رسانه‌های عمومی قرار بگیرد در حالی که مطالعات همراه با نتایج منفی و یا خنثی مطرح نشده و بایگانی شوند . گزارش‌های انتخابی و دستچین شده، تأثیر عمیقی بر فراتحلیل‌ها - یک تکنیک آماری ست که در آن نتایج تعداد زیادی تحقیق با هدف تولید قدرت آماری کافی برای نشان دادن یک نتیجه گردآوری می‌شوند – گذاشته‌است . در واقع فراتحلیل ضعف و ناتوانی آزمایش‌ها به طور منفرد را می‌پوشاند . این منتقدان اظهار می‌کنند که نتیجه‌ای مطالعات منفرد به تنهایی قادر به نمایش اثر معنادار در یک سطح آماری قابل توجه نیستند . برای مثال، اخیراً یک فراتحلیل که از ترکیب ۳۸۰ مطالعه بر روی روان – جنبشی که از آزمایشگاه PEAR بدست آمده‌است انجام شد . سپس معلوم شد که هرچند به طور کلی و در مجموع اثر آماری معناداری وجود دارد اما این اثر ثابت نبوده و تعداد نسبتاً ً کمی مطالعات منفی می‌توانند آن را باطل کنند . بنابراین، انتخاب آزمایش‌های دارای نتایج مثبت و حذف آزمایش‌های خنثی یا منفی می‌تواند دلیل این مساله باشد . مجبوبیت فراتحلیل در فراروانشناسی توسط محققان بیشماری به شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌است و اغلب به عنوان عامل دردسر حتی در خود فراروانشناسی محسوب می‌شود . منتقدان گفته‌اند که فراروانشناسان از فراتحلیل‌ها برای تولید این عبارت دروغین که نتایج معنادار آماری بدست آمده نشان دهندهٔ وجود پدیدهٔ PSI است سوء استفاده می‌کنند . محققی به نام جی . ای . کندی عنوان کرده‌است که فراتحلیل‌ها در سایر شاخه‌های علم و پزشکی نیز مانند مشکلات به وجود آمده توسط فراروانشناسان نگرانی‌هایی در مورد استفاده از فراتحلیل‌ها ایجاد کرده‌است . در یک تحلیل دیگر، منتقدان اعلام کردند که روش‌های مختلف تحقیق فرصتی برای تولید نتایج سوگیرانه از طریق ِ انتخاب موارد دستچین شده برای مطالعه، روش‌های بکارگرفته شده و سایر ملاک‌های اساسی و تعیین کننده فراهم می‌کنند . منتقدان می‌گویند که مشکلات مشابهی در کاربرد فراتحلیل در پزشکی وجود دارد در حالی که به دلیل وجود عملکرد متفاوت محققان در این رشته، از فراتحلیل‌های یک مجموعه که مشابه فراتحلیل‌های فراروانشناسی بود، نتیجه گیری‌های کاملاً ً متضادی بدست آمده‌است . بنیاد آموزشی جیمز رندی که توسط شعبده باز و شکاک معروف جیمز رندی در سال ۱۹۹۶ تأسیس شده‌است، جایزه‌ای به ارزش یک میلیون دلار برای کسی تعیین کرده‌است که بتواند تحت کنترل دقیق و علمی هرگونه نشانه‌ای از مسائل غیر طبیعی، ماوراء طبیعی، نیروهای پنهان و یا اتفاقاتی که نشان از وجود چنین چیزهایی بدهد تعیین کرده‌است. تمام این آزمایشات با تایید و حضور شخص متقاضی برگزار می‌شود. در اکثر موارد از متقاضی خواسته می‌شود تا نمونه‌ای آسان و ساده از آنچه ادعای انجام آنرا دارد انجام دهد و سپس آزمایش رسمی آغاز خواهد شد. این آزمایش اولیه معمولاً با حضور و بررسی دقیق نماینده موسسه جیمز رندی در محل زندگی مدعی انجام می‌گیرد و بعد از انجام و موفقیت آزمایش اولیه، موسسه جیمز رندی متقاضی را مدعی خواهد نامید و آزمایش بعدی را در محل موسسه و در مقابل انظار عمومی انجام خواهد داد و در صورت موفقیت آزمایش دوم، جایزه به شخص تعلق خواهد گرفت. تاکنون هیچکس آزمایش اولیه را با موفقیت رد نکرده‌است و حتی یک مدعی نیز در این زمینه وجود ندارد !


سازمان‌ها و انتشارات

تعدادی از آزمایشگاه‌های دانشگاهی تحقیقات را اداره می‌کنند . در میان آنها واحد فراروانشناسی کوستلر در دانشگاه ادینبورگ، گروه تحقیقات ِ فراروانشناسی دانشگاه ِ هوپ لیورپول، برنامهٔ تحقیقاتی VERITAS در دانشگاه آریزونا، واحد تحقیقاتی روانشناسی انتقال شخصی و هوشیاری دانشگاه جان مورس لیورپول، مرکز مطالعهٔ فرایندهای روانشناختی غیرعادی دانشگاه نورت هامپتون و واحد تحقیقات روانشناسی گلداسمیت دانشگاه لندن . تحقیقات غیرعادی دانشگاه پرینستون، یکی از شناخته شده‌ترین آزمایشگاه‌ها که اداره کنندهٔ آزمایش‌های روان – جنبشی بود در فوریه ۲۰۰۷ بسته شد .

سازمان‌های تحقیقات عبارت‌اند از :

مؤسسه علوم معرفت‌بخشانه، انجمن فراروانشناسی، جامعهٔ تحقیقات روحی - روانی ( منتشر کنندهٔ نشریهٔ جامعهٔ تحقیقات روحی- روانی )، جامعهٔ آمریکایی تحقیقات ِ روحی - روانی ، (منتشر کنندهٔ نشریهٔ آمریکایی جامعهٔ تحقیقات روحی- روانی )، مرکز تحقیقاتی راین و موسسهٔ فراروانشناسی، منتشر کنندهٔ نشریهٔ فراروانشناسی، بنیاد فراروانشناسی منتشر کنندهٔ نشریهٔ بین‌المللی فراروانشناسی، و موسسه ی استرالیایی تحقیقات فراروانشناسی منتشر کنندهٔ نشریهٔ فراروانشناسی . نشریهٔ فراروانشناسی اروپا که به طور مستقل انتشار می‌یابد .

همچنین سازمان‌هایی که بررسی‌های انتقادی از فراروانشناسی و تحقیقات ِ فراروانشناحتی را تشویق می‌کنند عبارت‌اند از : هیئت بررسی‌های شکاکانه . منتشر کنندهٔ نشریهٔ بررسی‌های شکاکانه . بنیاد آموزشی جیمز رندی که توسط شعبده باز و شکاک معروف جیمز رندی تأسیس شده‌است .
     
#33 | Posted: 30 Sep 2011 03:11
روان‌پزشکی


یک ام‌آرآی ساده از مغز: امروزه چنین تصور می‌شود که بسیاری از بیماری‌های روانی ریشه در دستگاه عصبی دارند.

روان پزشکی یکی از تخصص‌های پزشکی است. این رشتهٔ تخصصی به بررسی مسایل رفتاری، هیجانی و پیشگیری و درمان اختلالات روانی آدمی می‌پردازد. ارزیابی روانپزشکی معمولاً شامل اخذ شرح حال و معاینه وضعیت روانی است. معاینه فیزیکی، انجام آزمایش و گاه تصویربرداری از مغز از جمله روش‌هایی هستند که برای بررسی و ردکردن علل طبی احتمالی ایجادکننده علایم به کار می‌روند. داروها و روان‌درمانی‌ها اساس درمان‌های انجام‌شده در روانپزشکی هستند.محتویات [نهفتن]
۱ تاریخچه روانپزشکی در جهان
۲ تاریخ روانپزشکی ایران
۳ نقل بخشی از خاطرات دکتر رضاعی
۴ پانویس
۵ جستارهای وابسته

تاریخچه روانپزشکی در جهان
پیش از تاریخ : در دوران پیش از تاریخ برای درمان بیماری‌ها روانی، جمجمه را سوراخ می‌کردند.

اولین تمدن‌ها در مصر و خاورمیانه: علت بیماری‌های روانی را نیروهای جادوئی می‌دانستند و درمانگران اصلی جادوگران بودند که از مناسک مذهبی و جادوئی جهت کنترل این نیروها استفاده می‌کردند.

یونان و روم باستان: توصیف مشکلات روانی با فلسفه درآمیخته بود. بقراط اخلاط اربعه را مطرح کرد و افلاطون و ارسطو نیز نگاه فلسفی به این موضوع داشتند. جالینوس بزرگترین پزشک رومی به وجود اخلاط به شکل طبیعی وغیرطبیعی و چهارحالت گرم، سرد، خشک ومرطوب وهمچنین روح‌های طبیعی وحیوانی اعتقاد داشت. نه در یونان و نه در روم مسئولیت اجتماعی در مقابل بیماران روانی وجود نداشت و به جز موارد معدود بیماران یا در خانه محبوس و یا به زنجیر کشیده می‌شدند.

سده‌های میانه: دراروپای غربی مسیحی علت اصلی بیماری را علل فراطبیعی می‌دانستند و اخترشناسی راهنمای اصلی علمی برای هدایت درمانگران بود. در دوره اسلامی جامعه درمقابل حفاظت مشفقانه ازافراد مجنون مسئول بود و بیمارستان هائی در بغداد (۷۵۰میلادی) و قاهره (۸۷۳ میلادی) تاسیس گردید که دارای بخش‌های روانپزشکی بودند. همچنین چند آسایشگاه ویژه بیماران روانی در دمشق (۸۰۰میلادی) و بعضی از شهرهای دیگر ازجمله شهرهای اسپانیایی تحت فرمان مسلمین برقرار گردید. نظریه مسیحی درمورد جنون بین طرد کردن و تحمل کردن متغیر بود و تنها درقرن سیزدهم بود که بیمارستان هائی با بخش‌های روانی در فرانسه، آلمان وسوئیس ایجاد گردید. نخستین آسایشگاه در اروپای مسیحی در شهر بالنسیای اسپانیا در سال ۱۴۰۹ تحت تاثیر فرهنگ اسلامی بنا گذاشته شد.

یکی از معروف‌ترین دانشمندان اسلامی ابوعلی سینا در کتاب قانون خود توضیح داد که بعضی از بیماری‌های جسمی ناشی از اختلات هیجانی می‌باشد. کتاب وی به طور گسترده‌ای توسط درمانگران مسیحی و مسلمان مورد استفاده قرار گرفت. رنسانس : پاراسلسوس معروفترین طبیب زمان خود بود. این پزشک آلمانی الاصل متولد سوئیس نظرات مبهمی درمورد بیماریهای روانی داشت ولی مهمترین نکته درمورد وی توضیح بعضی داروهای ویژه برای بیماریهای روانی وهمچنین مطرح کردن روان‌درمانی برای بعضی بیماران روانی بود. ویر طبیب آلمانی-هلندی که درسال ۱۵۶۳ کتابی به نام Description of Demons را منتشر کرد و در این کتاب جادوگرانی را که نسبت به اعمال خود مسئول نبوده و خود از نظر روانی بی ثبات بودند را مورد خطاب قرار داده ومطرح نمود که این افراد خود نیاز به طبیب دارند. برای سالها این فرد نادیده گرفته شد ولی در سالهای اخیر با ایجاد تئوریهای سایکودینامیک و روان‌درمانی نقش ویر به عنوان پیشتاز این تفکرات مشخص تر گردید. پلاتر دوکتاب بزرگ منتشر کرد و همه بیماری‌های شناخته شده تا آن زمان را تقسیم بندی نمود.

قرن هفدهم: سیدنهام بسیاری ازعلائم هیستری را شرح داد و فکر می‌کرد آن ناشی از ارواح حیوانی غیرطبیعی می‌باشد. Paloo Zacchia اهل ایتالیا که تاکید بر ارزیابی وضعیت روانی توسط درمانگران ونه وکلا وقضات داشت.این دیدگاه شروع روانپزشکی قانونی بود. بارتو درسال ۱۶۲۱ کتاب آناتومی مالیخولیا را نوشت.

فیلیپ پینل. بسیاری او را پدر روانپزشکی می‌دانند.

قرن هجدهم: دستاوردها وروشنگریها دراین قرن بود که تئوریهای جدید بیماریهای روانی را جایگزین تفکرات قدیم بقراط و دیگرانی که فکرمی کردند بیماری روانی ناشی از ارواح است نمود. جالینوس برای اولین بار اصطلاح بیماری اعصاب یا Neurosis و Neurotic را شرح داد. جالینوس بیان کرد که مغز شامل ارگان‌های جدا از هم می‌باشد که هرکدام فضای خاصی را اشغال کرده وشخصیت را شکل می‌دهند. دراوائل این قرن مجانین را به عنوان بیماریهای غیرقابل علاج زندانی وزنجیرکرده وکتک می‌زدند ولی کم کم کارهائی که بقیه پزشکان کردند زمینه ساز یک اتفاق مهم گردید. پینل درسال ۱۷۹۷ زنجیرهائی را که به پاهای بیماران بیمارستانی درپاریس بسته شده بود را باز نمود. وی طبقه بندی جدیدی ازبیماران روانی را ارائه وبیان نمودعلت بیماریهای روانی ناشی از توارث و تاثیر محیط می‌باشد وهمچنین با ارائه متد درمان اخلاقی توانست بعضی از علائم جنون را کاهش دهد.

قرن نوزدهم: کارهای پینل با افرادی چون اسکیرول، فالره و بیلاژه ادامه پیدا کرد. در انگلستان توک و در آمریکا بنجامین راش روانپزشکی جدید را بنیان نهادند. بنجامین راش پدر روانپزشکی آمریکا نام گرفته‌است.

اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم: کرپلین - علائم توهم وهذیان را توضیح داد. بلولر ابداع کننده اصطلاح اسکیزوفرنی بود. ساکل ونیزی درسال ۱۹۳۵ شوک با انسولین را ابداع نمود. بینی و کراتی درسال ۱۹۳۸ الکتروشوک را معرفی کردند. زیگموند فروید ابداع کننده روان‌کاوی که ناخودآگاه وخودآگاه را مطرح کرد ومعتقد بود بسیاری از مشکلات بعدی، ناشی از تعارضات زمان کودکی است. - تئوریهای روانکاوانه با دانشمندانی چون آدلر، یونگ، کارن هورنای و دیگران ادامه پیدا کرد. بویژه بعد ازجنگ جهانی دوم درمان هائی غیراز درمان‌های روانکاوی آنالیتیک مطرح گردید که در درمان بیماریهای مختلف روانپزشکی تاثیر به سزائی داشت. روان درمانی‌های جدید به ویژه رواندرمانی‌های کوتاه مدت مطرح شد ودرادامه رفتاردرمانی و شناخت درمانی وارد کارزار گردید. و همزمان با این وقایع کشف داروهای مختلف که خود انقلاب دیگری دردرمان بیماران بودبه وقوع پیوست. - معرفی لتیوم درسال ۱۹۴۹که البته درسال ۱۹۷۰ مورد تائید FDA قرارگرفت. - کشف داروی کلرپرومازین درسال ۱۹۵۲ - داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای نظیر ایمیپرامین و همچنین مهارکننده‌های MAO درسال ۱۹۵۷ - معرفی کلردیازوپوکساید ودیازپام درسالهای ۱۹۶۰ الی ۱۹۶۳ - معرفی فلوکستین(پروزاک) درسال ۱۹۸۷
     
#34 | Posted: 30 Sep 2011 03:13
تاریخ روانپزشکی ایران

در ایران تاریخ روانپزشکی قدمتی همچون طب دارد. در قرون وسطی که بیماران روانی را در غرب به بهانهٔ جادوگری یا جن‌زدگی تنبیه یا شکنجه یا غل و زنجیر می‌کردند در ممالک اسلامی بخصوص ایران رفتاری انسانی با انان در پیش می‌گرفتند و با گیاهان داروئی، عطریات، موسیقی و روشهای مشابه مشاوره آنان را درمان کرده یا در آسایشگاه‌های خاصی نگهداری می‌کردند. رازی وابن سینا در کتابهایشان به اختلالهای روانی همچون مالیخولیا، شیدائی (مانیا) و سرسام (دلیریوم) اشاراتی داشته‌اند. آنان برای بیماران خود روان درمانی کرده و اثر هیجان را بر دستگاه قلبی – عروقی شرح داده‌اند. روان پزشکی نوین ایران با تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ آغاز شد. در سال ۱۳۱۶ دپارتمان در دانشکده طب شروع به آموزش دانشجویان کرد. نخستین استادان روانپزشکی عمدتا در فرانسه آموزش دیده بودند و در این بین نام دو استاد گرانقدر دکتر عبدالحسین میرسپاسی و دکتر حسین رضاعی که در واقع پیشگامان علم روان پزشکی نوین در ایران بودند میدرخشد. پیش از تاسیس بیمارستان روزبه در سال ۱۳۲۵، بیماران روانی در تیمارستانهایی نگهداری می‌شدند که وضع مناسبی نداشتند. اما روانپزشکی نوین ایران با تاسیس بیمارستان روزبه وارد مرحله نوینی شد.

از سال‌ها قبل تا سال ۱۲۹۷ در بیمارستان دولتی (محلی کنونی مرکز پزشکی سینا) چند زیرزمین با درهای آهنی به بیماران روانی اختصاص داشت. در این سال در اثر حادثه‌ای این قسمت از بیمارستان دولتی جدا شد. و به شهربانی واگذار گردید. شهربانی نیز بیماران را به ساختمانی در باغ اکبر آباد انتقال داد و به این ترتیب بیمارستان تهران که مبدا تاریخچه روانپزشکی نوین ایران است به وجود آمد. در ساختمان ۲ طبقه نامبرده چندین اتاق ۲×۱ متر که فقط سوراخ‌های کوچکی برای روشنایی و نیازهای ضروری در آنها تعبیه شده بود وجود داشت که ۲۶ بیمار مرد و ۱۶ بیمار زن در آنجا نگهداری شده و توسط ۳ نفر پاسبان مراقبت می‌شدند. در سال ۱۲۹۹ تیمارستان به شهرداری واگذار شد و بودجه‌ای برای پرستار، لباس نظافت و غیره در نظر گرفته و غل و زنجیر به قفل‌های آهنی تبدیل شد. سردخانه در باغ شمالی ضمیمه تیمارستان شد. و تعداد بیماران به یک صد و پنجاه نفر رسید. از بدو تاسیس تیمارستان تا سال ۱۳۱۹ دکتر لقمان السلطان مسئول بنگاه تیمارستان بود. سال ۱۳۱۶ دکتر رضاعی و سال ۱۳۱۷ دکتر میرسپاسی پس از گرفتن تخصص روانپزشکی به ایران مراجعت و در سمت پزشک بیمارستان دولتی شروع به کار کردند و با سعی و کوشش آنها بین سال‌های ۱۳۱۷ تا ۱۳۱۹ اوضاع بیماران بهتر شد. و کم کم بیمارستان وسعت یافت. تا سال ۱۳۳۸ تیمارستان تهران شامل دو قسمت بود که یکی از آنها واقع در خیابان سینا به نگهداری بیماران حاد و خطرناک و دومی بخش مرکزی در خیابان سی متری به خدمات درمانی برای بیماران آرام تر می‌پرداختند. هر دو قسمت در سال ۱۳۳۸ به محل فعلی آن در امین آباد انتقال یافت. در پایان این سال تعداد بیماران روانی به هزار و پانصد و پنجاه نفر افزایش یافت. از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۰ این تیمارستان به پاس خدمات محمد زکریای رازی به نام وی نامیده شد و در سال ۱۳۴۷ به وزارت بهداری واگذار گردید. در سال ۱۳۱۹ رییس فرانسوی دانشکده پزشکی ابرلین آموزش روانپزشکی را در تیمارستان تهران بنیان گذاشت. سال ۱۳۳۴ جمعیت حمایت از دیوانگان (که در سال ۱۳۳۵ به جمعیت بهداشت روانی تغییر نام یافت) بنای بیمارستان صد تخت خوابی را در باغ بیمارستان روزبه شروع کرده و آن را نیمه تمام به دانشکده پزشکی اهدا نمود. در مهر ماه ۱۳۳۸ آموزشگاه پرستاری و بهیاری روانی با همکاری وزارت بهداری و دانشکده پزشکی تاسیس شد و امور پرستاری بیمارستان را زیر نظر گرفت. در سال‌های ۱۳۰۰، ۱۳۰۲ و ۱۳۰۸ نیز به ترتیب بیمارستان‌های روانی مشهد، همدان و اصفهان و در سال‌های ۱۳۱۲ و ۱۳۲۷ بیمارستان‌های روانپزشکی تبریز و شیراز تاسیس شدند. بیمارستان خصوصی شامل بیمارستان روانپزشکی میمنت توسط دکتر عبدالحسین میرسپاسی(۱۳۱۷) بیمارستان روانپزشکی چهرازی توسط دکتر سید ابراهیم چهرازی(۱۳۱۸)آسایشگاه دکتر رضاعی توسط دکتر حسین رضاعی(۱۳۱۹) بیمارستان روانپزشکی آزادی توسط دکتر حسین فوده(۱۳۶۴) بیمارستان اعصاب مهرگان(۱۳۶۶) و بیمارستان روانپزشکی ایرانیان(۱۳۸۰) نیز به تدریج وارد فعالیت‌های درمانی شدند. در حال حاضر به غیر از بیمارستان چهرازی بقیه مراکز در حال فعالیت هستند و همچنین بسیاری بیمارستان‌های دولتی و خصوصی بخش روانپزشکی را به فعالیت خود افزوده‌اند.
     
#35 | Posted: 30 Sep 2011 03:14
نقل بخشی از خاطرات دکتر رضاعی

تیمارستان یا دارالمجانین محلی بود واقع در غرب خیابان (سی متری باغ شاه) نرسیده به چهار راه قزوین در باغی بزرگ و دوسه ساختمان مجزا از هم با رئیس از قول دیوانه‌ها بنام (دکتر عزرائیل) و عده‌ای پرستار سنگدل بی اطلاع و اندکی خدمه که تعدادی زن و مرد بیچاره مطرود درآن به انتظار مرگ بسر می‌بردند. هر پنجاه و شصت دیوانه تحت مراقبت پرستار بی سوادی قرار داشت که اصولاً در عدم اطلاع از قواعد پرستاری و افرادی که از ناچاری به آن کار تن داده. هیچ فرزانه‌ای به آن شغل نمی‌توانست رغبت نشان بدهد. در هنر اوباشی و گردن کلفتی و بی رحمی که خوب می‌توانستند کتک زده از دیوانگان زهر چشم گرفته نسقشان بکنند و آشپز و اغذیه شان سگ پزهای بی انصافی که شل و سفت هائی به آش وآبگوشت و غیره تهیه کرده و در مواردی از بدترین و نامرغوبترین که خوب و بدجنسشان میانشان با متصدیان تقسیم می‌گردید. مؤثرترین نوع معالجه از نظر اولیای آن، گرسنه نگاه داشتن و کتک زدن معلوم شده بود که زحمت هرگونه فکر و تشخیص و معالجه را کم کرده گرسنگی فکرشان را بجا آورده. کتک، سلیم و گوشه گیرشان کرده، دوا و غذایشان دستلاف می‌شد و برهنه نگاهداشتنشان حتی در زمستانها از دیگر پیوست‌های علاج که بودجه لباسشان باقی مانده به سرعت شفایشان بخشیده از زحمت زندگی خلاصشان می‌داد.. نقل از تاریخ اجتماعی شهر تهران در قرن سیزدهم نوشته جعفر شهری. ابتدا با توجه به تعهدم (دکتررضاعی) به دولت، به عنوان مسئول بهداشت مدارس، استخدام شدم. نظارت بر بهداشت، معالجه بیماران، ارائه توصیه‌های ضروری و گزارش به مقامات بالاتر از جمله وظایفم بود. بعد از چندی در دارالمجانین شهرداری تهران مشغول به کار شدم. باغ بزرگی بود خارج از شهر با بیش از دویست بیمار. مؤسسه فوق به وسیله شخصی بی سواد و ناوارد اداره می‌شد. بیماران خطرناک در سلولهای انفرادی به سر می‌بردند در حالی که بقیه گروه در اتاقهای تنگ و تاریک تلنبار می‌شدند. پزشکی به نام لقمان، سلطان پزشکان، سه بار در هفته بیماران را ویزیت می‌کرد، لیکن اعتقاد چندانی به کار خود نداشت و به پسرش که در فرانسه طب می‌خواند، رشته‌ای غیر از روانپزشکی توصیه می‌کرد. کارشناس سازمان بهداشت جهانی طی سفرش به تهران تیمارستان شهرداری را «رسوائی بشریت» قلمداد کرده بود. وقتی از من سوال می‌شد که چگونه در چنین شرایطی کار می‌کنم جواب می‌دادم که سعی در بهبود آن دارم. در آغاز به بستری بیماران عفونی مبادرت ورزیدم. دو اتاق پنج تخته به آنها اختصاص داده شد. این افراد هنگام ورود مورد آزمایش خون قرار می‌گرفتند. بدین تربیت به آن عده که زمینه سیفیلیتیک داشتند باسیل مالاریا تزریق می‌کردم. این عمل با ایجاد تب متناوب، رفع تدریجی بیماری را به دنبال داشت. سال ۱۳۱۵ ه.ش (۱۹۳۶ م) شیوه جدید معالجه بیماری اسکیزوفرنی با تزریق انسولین کشف و در نشریات پزشکی منعکس گردید. بدین ترتیب جهت درمان بیماران اسکیزوفرن، انسولین تراپی را در دستور کار قرار دادم. «بنگاه حمایت ازدیوانگان»درهمین رابطه تشکیل شد وبا برگزاری مجالس سخنرانی درمورد جنون فعالیت خود را آغازکرد. رئیس دانشکده پزشکی، سرپرستی بخش روانی(۳۰تخت) بیمارستان پهلوی را به من واگذارکرده بود. معذالک چون دیگر متخصصین، به علت عدم آگاهی، تحمل حضوربیماران روانی را دربیمارستان نداشتند، نقل وانتقال آنها به محلی جدید دردستور کار قرار گرفت. بدین وسیله باغ بزرگی ازاملاک دانشکده پزشکی (یک هکتار) واقع درغرب تهران، به عنوان اولین مرکز آموزشی-درمانی روانپزشکی تاسیس(بیمارستان روزبه فعلی) و اداره آن به من محول شد. درابتدا می‌بایست بنای قدیم تخریب وساختمان جدیدی احداث شود. باکمک «بنگاه حمایت از دیوانگان» شروع به کار کردم. برای جمع آوری اعانات به مدت یک هفته جشن بزرگی برپا گردید و با استقبال مردم وبسیاری از افراد سرشناس تهران روبرو شد. با سرمایه به دست آمده بلافاصله ساختمان بنا آغاز گردید و به وسیله روسای بعدی دانشکده پرشکی(دکترصالح، دکترفرهاد و دکتراقبال) گسترش یافت. چندی بعد «بنگاه...» صاحب زمین دیگری دراطراف تهران شد. علیرغم تلاشم دربهبود وضع محجورین به علت حسادت ورقابت برخی همکاران عاقبت «بنگاه»راترک کردم. مع الوصف مساعدت چند تن از روانپزشکان (آقایان پزشکان بهرامی، داویدیان، گیلانی، نوربخشی و میرسپاسی)دراتمام قسمت‌های مختلف ساختمان بسیار ارزنده وموثر بود. سالن کنفرانس و بخش کودکان عقب افتاده بعد از من اضافه شد. دکترنوشیروانی ودکترنوربخش، هر دو با کمک‌های شخصی خود در گسترش مرکز فوق نقش شایان توجهی داشتند.
     
#36 | Posted: 5 Oct 2011 08:32
روان‌گسیختگی

روان‌گسیختگی، اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی (به انگلیسی: Schizophrenia)، یک بیماری روانی با منشاء نامشخص و علایم متغییر می‌باشد که اصطلاح آن توسط یوجین بلولر از ترکیب دو کلمه یونانی shizein (دو نیم کردن، گسستن: σχίζειν) و phrenos (فکر، اندیشه: φρήν) وضع شده است. مشخصهٔ این بیماری عدم توانایی درک و یا بیان واقعیت است. این بیماری دارای عوارضی همچون عدم ارتباط منطقی در رفتار و گفتار، انزوا و گوشه نشینی بیش از حد و هذیان و توهم است. تشخیص این بیماری با مصاحبه با بیمار و مشاهده رفتار او میسر می‌شود و در حال حاضر هیچ تست تشخیصی برای این بیماری وجود ندارد.

یوجین بلولر روانپزشک سوییسی واژهٔ اسکیزوفرنی را وضع کرد



علائم بیماری

علایم و نشانه‌های اسکیزوفرنی شامل مجموعه هایی از علایم است:
نشانه‌های مثبت:علائم مثبت، «فزونی‌های آسیب‌شناسانه» هستند، و یا رفتارهای غریبی که به رفتارهای عادی فرد بیمار افزوده می‌شوند.هذیان‌ها، تفکر و گفتار از هم گسیخته، ادراکات تشدید شده و توهم‌ها، و واکنش‌های نابجا از جمله علائم معمول در این بیماران هستند. توهم معمولاً شنیداری یا دیداری است ولی می تواند در تمامی حواس دیده شود.
نشانه‌های منفی:علائم منفی «کمبودهای آسیب‌شناسانه» شخصیتی هستند که شخص بیمار فاقد آنهاست. فقر در گفتار، واکنش‌های کند و سطحی، از دست دادن اراده، و گریختن از اجتماع نشانه‌های هستند که معمولاً در این بیماران دیده می‌شوند. چنین کمبودهایی زندگی و فعالیت‌های فرد را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهند.

همچنین عدم بروز عواطف، عدم لذت از زندگی از علایم منفی بیماری است.
افسردگی: بروز افسردگی در بیماران روان‌گسیخته بالاست و می‌تواند بسیار شدید باشد. معمولاً این افسردگی به آنتی سایکوتیکهای آتیپیک پاسخ می‌دهد.
اختلالات شناختی:افراد مبتلا دچار اختلالات شناختی نیز می‌شوند شامل اختلال در توجه، حافظه و عملکردهای ارادی. این اختلالات نیز با داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک درمان می‌شوند.
سایر اختلالات:افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گاه نشانه‌های روانی حرکتی نیز بروز می‌دهند، مثل حرکات عجیب، شکلک‌های تکراری، و ژست‌های نامعمول. به نظر می‌رسد که این ژست‌های غیرعادی معمولا نوعی منظور شخصی برای فرد بیمار دارند، مثل نوعی آیین یا جادو.

انواع روان‌گسیختگی

بر اساس تقسیم بندی DSM-IV این بیماری پنج زیر مجموعه دارد:
روان‌گسیختگی پارانوئید (Paranoid):در این نوع فرد با یک یا دو توهم و هذیان درگیر است ولی دچار به هم ریختگی تفکر و رفتار، رفتار کاتاتونیک و یا فقدان عواطف نیست.
روان‌گسیختگی به هم ریخته (Disorganized): مشخصه آن رفتار، فکر یا گفتار در هم ریخته و بدون بروز عواطف (flat affect) یا عواطف نامناسب است.
روان‌گسیختگی کاتاتونی (Catatonic): در این نوع فرد می تواند دچار ناتوانی حرکتی، حرکات زیاده از حد، نگاتیویسم افراطی یا مات شدن، حالت گیری‌های عجیب (Bizzare posturing) و تکرار و تقلید(Echopraxia) حرکات باشد.
روان‌گسیختگی افتراق داده نشده (Undifferentiated): در این نوع فرد کرایتریای تشخیصی این بیماری را دارد ولی در هیچ یک از سه گروه فوق قرار نمی‌گیرد.
روان‌گسیختگی باقی‌مانده (Residual): که در این حالت علایم مثبت شدت کمی دارند.

سبب شناسی روان گسیختگی

تصویر پت اسکن از یک بیمار روان گسیخته



این بیماری یک بیماری چندعاملی است و مجموعه ای از عوامل زیست شناختی و رفتاری در بروز آن موثر هستند.
ژنتیک: شواهدی وجود دارد که نشان از نقش ژنتیک در بروز بیماری دارند. بیماری در ۵۰ درصد دوقلوهای تک تخمی بروز مشترک دارد. اگر هر دو پدر و مادر مبتلا باشند ۴۰ درصد احتمال ابتلا وجود دارند و در دو قلوهای دی‌زایگوت ۱۰ درصد ابتلای همزمان وجود دارد.
نظریه نوروشیمیایی (نقش دوپامین) فعالیت زیاده در مسیر دوپامینی مزولیمبیک را باعث ایجاد علایم مثبت بیماری (توهم، هذیان، رفتار و گفتار به هم ریخته و آژیتاسیون) دانسته اند. مشاهده شده که با استفاده از داروهایی که برای درمان این بیماران به کار می‌رود و باعث کاهش دوپامین می‌شوند و منجر به کاهش علایم مثبت بیماری می‌شوند. الیگو دندروسیت‌ها مهم‌ترین سلول‌های عامل روان‌گسیختگی هستند. درالیگو دندروسیتهای افراد مبتلا به روان‌گسیختگی، حداقل ۱۵ ژن درست عمل نمی‌کند. مشخص شده‌است که ژن رسپتورهای دوپامین D۲ وD۳ (یعنی DRD۲ وDRD3)و همچنین ژن تیروزین هیدروکسیلاز با روان‌گسیختگی ارتباط دارد. آنزیم تیروزین هیدروکسیلاز، تیروزین را به دی هیدروکسی فنیل آلانین که پیش ساز دوپامین است تبدیل می‌کند. همچنین ژن رسپتورهیستامین H۲، (HRH2) به‌عنوان یکی از کاندیدهای این بیماری محسوب شده‌است. یکی دیگر از ژنهایی که در رابطه با این بیماری شناسایی شده‌است ژن CHRNA۷ است که زیرواحد آلفا یکی از رسپتورهای اسید نیکوتینیک، را کد می‌کند.ژن کد کننده یکی از رسپتورهای سروتونین(HTR2A) نیز از دیگر ژنهایی است که با روان‌گسیختگی پیوستگی دارد. بانگاهی به انبوه ژنهای کاندید برای بیماری روان‌گسیختگی، درمی یابیم که اغلب این ژنها، در ارتباط با نوروتراتنسمیترها می‌باشند. برخی ار این ژنها رسپتورهای نوروترانسمیترها را کد می‌کنند و برخی دیگر در سنتز آنها نقش دارند.
نوروآناتومی: در این بیماری افزایش عملکرد لوب‌های فرونتال و عدم تقارن عملکردی سیستم لیمبک / تمپورال
نورواندوکرین: بعضی هورمونها در بروز بیماری موثر تشخیص داده شده‌اند.
عوامل فصلی همچون تولد در زمستان، عفونتهای ویروسی قبل از تولد و تفاوتهای جغرافیایی نیز در بروز بیمار تاثیر دارند.

پیشینه

علایم این بیماری در گذشته‌های دور نیز شناخته شده بود. ولی پیشینیان تعبیرهای اسطوره‌ای برای آن داشتند. در گذشته به روان‌گسیختگی ((جنون جوانی)) می‌گفتند که امروزه چندان مورد پسند روان‌پزشکان و روان‌شناسان نیست. پیشینیان می‌گفتند دیوانه کسی است که دیو را می‌بیند و مجنون کسی است که جن را می‌بیند. این همان روان‌گسیختگی است. روان‌گسیختگی نوعی از بیماری است که بیمار موجودی را می‌بیند که دیگران نمی‌بینند و مردم به این دلیل که آن موجود مورد ادعا را نمی‌بینند به فردی که آن موجود را می‌بیند مجنون یا دیوانه می‌گویند. به این بیماری در قدیم دیوانگی یا جن زدگی می‌گفتند.

در قرن نوزدهم پزشکان این بیماری را به عنوان جنون و دیوانگی محض می‌انگاشتند و در اوسط همین قرن بندیکت اوگوستن مورل برای اولین بار به توصیف این بیماری در کتاب خود پرداخت و از آن به عنوان «توقف ناگهانی تمام قوای روحی» یاد کرد. این بیماری در آن زمان اغلب در دسته هیستری به شمار می‌رفت و به آن هیستری گیج و منگ می‌گفتند.

در اواخر قرن نونزدهم امیل کرپلین، روانشناس آلمانی، این بیماری را جنون زودرس نامید که به فراگیری این بیماری نزد جوانان و نوجوانان باز می‌گشت. در نهایت یوجین بلولر، روانشناس سوئیسی، کلمه اسکیزوفرنی را در جهت دفاع از روانکاوی فروید ابداع کرد و به تعریف عوارض این بیماری پرداخت. فروید لفظ پارافرنی را برای این بیماری مناسب تر می‌دانست.
     
#37 | Posted: 5 Oct 2011 08:57
روان‌نژندی

در روان‌شناسی روان‌نژندی نوعی سراسیمگی است که پایه و اساس کالبد شناسانه‌ای ندارد. به عبارتی دیگر روان‌نژندی نوعی بیماری روانی یا رفتاری است که اساسی عضوی ندارد. در این بیماری اضطراب روانی با حفظ سلامت توان عقلی در شخص پدید می‌آید. روان‌شناسان بر این باورند که نگرانی یکی از مهمترین علامت‌های روان نژندی بیشترین و رایج‌ترین نوع آن است. نگرانی هم نوع موقت دارد وهم دایمی. برخی از روان‌شناسان نگرانی را چنین تعریف می‌کنند: نگرانی، احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر وترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است و نمی‌داند از کجا سرچشمه می‌گیرد.
     
#38 | Posted: 5 Oct 2011 09:00
تجربه‌گرایی


تجربه‌گرایی یکی از گرایش‌های اصلی در شناخت‌شناسی و نقطهٔ مقابل عقل‌گرایی است. بر اساس این دیدگاه همهٔ معرفت‌های بشری مستقیم یا غیرمستقیم برآمده از تجربه است. تجربه از منظر این دیگاه نه فقط ادراک حسی بلکه دریافتهایی مانند حافظه یا گواهی دیگران را هم در بر می‌گیرد.

برمبنای نظریهٔ مبناگرایی همهٔ باورهای ما با واسطهٔ استدلال نهایتاً از منبعی به دست آمده‌اند که آن منبع نیاز به توجیه یا استدلال ندارد. تجربه‌گرایی - که یکی از زیرمجموعه‌های مبناگرایی است - تنها تجربه را به عنوان چنین منبعی بی نیاز از توجیه می‌دانند.

تجربه‌گرایی با استفاده از حسیات در مقابل عقل‌گرایی می‌باشد. تجربیات عقلی از علم حصولی است و روش اثبات غیر حسی دارد. طبق نظر دکارت اگر همه حواس چند گانه ما از کار بیافتند ولی مغز هنوز بتواند فکر کند حتماً ما وجود داریم پس تجربهٔ این که ما می‌دانیم که هستیم از حواس چند گانه نیست و علم حصولی است.

این دیدگاه بعد از رنسانس به صورت جدی طرح شد. بارکلی، جان لاک و دیوید هیوم از فیلسوفان تجربه‌گرا هستند.
     
#39 | Posted: 5 Oct 2011 09:03
روان‌درمانی

روان درمانی رابطه ای حرفه ای بین بیمار و درمانگر است که مبتنی بر اصالت، جدیت، صمیمیت و آزادی است.

روان درمانی یا درمان رواشناختی، اشاره به روشی دارد که توسط درمانگری آموزش دیده به شکل حرفه‌ای، با توجه به خاستگاه "اختلال تحت درمان"، انجام گیرد.

روان درمانگری بر دو پایه "رابطه" و "ارتباطات" به شکل کلامی و غیرکلامی استوار است.

روان درمانی کاربرد اگاهانهٔ روشهای بالینی و "مواضع میان فردی" است که از اصول روانشناسی رایج حاصل شده وهدف آن کمک به درمانگیران است که رفتارها، شناختها، هیجانها، و دیگر ویژگی‌های فردی خود را، در جهت درمان مطلوب تغییر دهند.

روان درمانی دارای سبکهای گوناگونی است به سورت نمونه برای درمان ترس مرضی ) روان درمانی به "سبک رفتاری" از چهارشیوهٔ حساسیت زدایی منظم غرقه سازی، سرمشق گیری و تنش کاربردی کمک میگیرد .

در درمان اختلالهای شخصیت، روان درمانی تحلیلی یا روانکاوانه کاربرد دارد.
     
#40 | Posted: 13 Nov 2011 18:47




چگونه اعتماد به نفس را در خود تقویت کنیم ؟


اصل اول - گذشته را بپذیرید وا ینده را دگرگون کنید
شما باید بدانید که گذشته را نمی توان تغییرداداما اینده هنوز افریده نشده است . اینده چیزی نیست جز اندیشه های شما وکوشش برای افریدن انها . منظور ما این است که در بند گذ شته نباشید نه اینکه از تجربیات ، خطاها وشکستهای گذشته درس نگیرید .پس باید عاقلانه به گذشته نگاه کردواند یشه ووقت خودرا صرف چیزی کنیم که توان افریدن ودگرگون ساختن ان را داریم .

1 - بر توانائی‌ها و موفقیت‌های گذشته خود تکیه کنید و ضمن مرور آنها، همواره آنها را مورد توجه قرار دهید.
2 - گذشته ناموفق را فراموش کنید، وضع فعلی خودتان را آنطور که هست‌، دریابید.

اصل دوم – درباره اهدافتان با خود گفتگو کنید .
اهداف را به صورت جملا تی مشخص در اورید وبه خود بگویید ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف باید واقعی ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسی به انها ممکن نباشد ونه پیش پا افتاده که ارزش کوشیدن را نداشته باشند . اهداف معقولی برای هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنید . موفقییت در اهداف کوتاه شما را برای دست یافتن به اهداف بلند مدت تشویق می کند و انگیزه تلاش را در شما بیدار می سازد . همواره اهداف را یاداور شوید تا بخشی از ضمیر ناخوداگاه شما گردد.
1 - استعدادها و توانمندیهای مختلف علمی‌، ورزشی‌، هنری‌، کلامی و... خود را یادداشت کنید و هر روز آن را برای خود بخوانید.
2 -همواره سعي نماييد كه در برخورد با كودكان و نوجوانان توانمنديهاي آنها را مدنظر قرار دهيد، نه ضعفها و ناتواناييها را


اصل سوم – تصمیم گرفتن را تمرین کنید .
روانشناسان نشان داده اند که کودکانی که در سالهای اولیه زندگی خود تشویق شده اند تا برای خود تصمیم بگیرند از دیگر
کودکانی که این موقعییت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتری کسب کرده اند .تمرین تصمیم گیری به شما کمک می کند تا
نسبت به قدرت قضاوت خود اطمینان بیشتری به دست اورید ودرنتیجه اعتماد به نفس کامل تری کسب نمایید . مهم تصمیم گیری
است . یادتان باشد که قضاوت درست نتیجه تجربه است وتجربه خود نتیجه چندین قضاوت نادرست . بنابراین از هرفرصتی برای تصمیم گیری استفاده کنید واین نیرو را در خود پرورش دهید .
تصمیم گیری مستلزم خطر پذیری واحساس مسئولیت است

اصل چهارم – نتایجی را که می خواهید مجسم کنید .
تصویر روشنی را از انچه می خواهید به دست اورید ، داشته باشید این کار باعث می شود تا انرژی خودرا بران هدف متمرکز کنید . این برخورد تصویری باهمه ارمان ها واهداف برای شما مفید است ویاری تان می دهد تا کم کم زمینه های -دست یابی به انها را فراهم سازید .
اگر می خواهید از شر خصلتی رها شوید خودر ا در حالتی تصور کنید که از ان خصلت هیچ اثری در شما نیست . همین تصویر وتکرار ان وانجام دادن تمرینهای اصلاحی به شما کمک می کند تا از ان خصلت نا خوشایند رها شوید . این کار خیال پردازی ، بی خاصیت نیست بلکه واقعیت روانشناختی پذیرفته شده ای است که به بسیاری کسا ن یاری رسانده است .

اصل پنجم – دربرخی زمینه ها متخصص شوید .
آگاهی عمومی لازمه زندگی فردی واجتماعی است اما کافی نیست . برای پیشرفت در زندگی فردی وحرفه ای شما باید در زمینه هایی متخصص ومنحصر به فرد باشید . همین نکته که شما چیزی می دانید ودیگران نمی دانند به شما اعتماد به نفس می دهد . باید اموزش مداوم را به عنوان یک اصل در زندگی خویش بپذیرید.

1 - به دنبال کسب تجربیات جدید باشید و برای یادگیری بیشتر و کسب مهارت‌های بیشتر فعالیت کنید و از شکست نهراسید. این کار باعث می‌شود که امکانات جدیدی برایتان فراهم شود و به خود باوری دست یابید.

نکته:
1 - ارتباط با خداوند را حفظ و تقویت کنید که این مهم‌ترین روش کسب اعتماد به نفس است‌. به او تکیه و اعتماد کنید و بزرگی اش را دریابید و به او بپیوندید، به بزرگی شخصیت خود پی خواهید برد و با این پشتوانة قوی همة ضعف‌ها و کاستی‌ها جبران خواهد شد. در نمازها و عبادات‌، حضور قلبتان را بیشتر کنید و خود را با ذات مقدس خداوند در ارتباط دائمی بدانید

2 - برخورداری از اعتماد به نفس، تمامی نقص های جسمانی را جبران می كند.

3- هر فردی جدا از ظاهر و موجودیت واقعی اش ، از توانایی های بالقوه و استعدادهای نهانی فراوانی برخوردار است كه با برخورداری از اعتماد به نفس می تواند آنها را بارور و شكوفا سازد .
4-تجارب موفق، انگيزه، جرأت، تلاش، پشتكار و اعتماد به نفس آنها را تقويت مي كند.

5- اعتماد به نفس شرط موفقیت است.

عشق من عاشقم باش!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈

دل نه اجبار میفهمد نه نصیحت...
آنکه لایق دوست داشتن است را دوست می دارد.
     
صفحه  صفحه 4 از 23:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  19  20  21  22  23  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Psychology Topics | مبحث روانشناسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites