تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Psychology Topics | مبحث روانشناسی

صفحه  صفحه 7 از 23:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  22  23  پسین »  
#61 | Posted: 3 Mar 2012 15:05
»»راههای پیشگیری از اعتیاد


اصولی ترین راه پیشگیری اعتیاد و درمان معتادان باید دانست تا زمانی که مصرف کننده مواد مخدر داشته باشیم، موادمخدر از راه های مختلف به داخل کشور راه می یابد. بنابراین با اقدامات مؤثر در برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر در داخل کشور و مناطق مرزی، راه حل های زیر نیز جهت کاهش، پیشگیری و درمان معتادان ارائه می گردد:
1- تحقیقات وسیع علمی به منظور شناسایی دقیق علل روی آوردن افراد ، به ویژه جوانان به اعتیاد باید زمینه برای تحقیقات مراکز پژوهشی فراهم شود تا زمینه رشد این بلای خانمانسوز از میان برود و دیوار نامریی نیز در برابر اعتیاد به وجود آید. در بسیاری از کشورهای جهان ، کارشناسان پس از سال ها تجربه به این نتیجه رسیده اند که اصلی ترین راه مبارزه با مواد مخدر و خشکانیدن ریشه اعتیاد، برچیدن زمینه و انگیزه اعتیاد در نسل جوان است.
2- آموزش عمومی درباره علل و پیامدهای اعتیاد
آموزش عمومی و پیشگیری از اعتیاد باید به عنوان یک فرهنگ در جامعه همگانی شود.
3- شناخت دقیق نیازهای جوانان
اساسی ترین نیازهای جوانان، تحصیل، اشتغال ، ازدواج، مسکن، امکانات سالم تفریحی و ورزشی و... می باشد . با شناخت دقیق نیازها و تصمیم جدی برای برطرف نمودن این نیازها در حد توان توسط خانواده ها، جوانان، مسئولین و...، می توان امید جدی به پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان داشت.
4- نقش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی
برنامه های مفید آموزشی، تربیتی، تفریحی و سرگرمی ، وسایل ارتباط جمعی ، بخصوص صدا و سیما می تواند در این زمینه ، نقش مؤثری داشته باشد. زیرا برنامه های تلویزیونی جذاب و آموزنده ، زمینه ساز گرایش جوانان به زندگی سالم و دوری از اعتیاد خواهند بود.
5- نقش بهداشت
در تمام جهان، «بهداشت» مقدم بر «درمان» است. در اعتیاد نیز پیشگیری از طریق آموزش و تشویق مردم بخصوص نسل جوان باید در صدر کارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر قرار بگیرد.
6- مبارزه قاطع و پیگیر با سوداگران مرگ
7- نقش نهادها، مؤسسات و مراکز فرهنگی
واضح است که برای دور نگهداشتن جوانان از این بلای خانمان سوز، نهادهایی چون مدرسه ، مؤسسه های فرهنگی و ورزشی، نیروهای انتظامی، مؤسسه های مذهبی و... می توانند بسیار مفید و ثمربخش باشند ، اما اهمیت هیچ کدام از آنها به پای خانواده نخواهد رسید. خانواده به عنوان اساسی ترین واحد جامعه نقش به سزایی در دور نگهداشتن فرزندان از مواد مخدر دارد.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#62 | Posted: 3 Mar 2012 15:06
»»علل و زمینه های گرایش به اعتیاد و راه های پیشگیری از آن


طبق تحقیقات کارشناسان امور اجتماعی و روان شناسان ، علل و انگیزه های گرایش به اعتیاد بسیارند و ما در اینجا به اجمال به برخی از آنها اشاره می کنیم .
1- بلوغ و نوجوانی
دوران بلوغ و نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های زندگی به شمار می رود. در این دوره ی سنی خصوصیاتی از قبیل تشخص طلبی ، اعلام استقلال ، مخالفت جویی ، خودنمایی ، تبعیت از گروه های مرجع و ده ها صفت دیگر بروز می کند. دوره جوانی زمان بحران و شورش است. جوان با دارا بودن ویژگی خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه اغلب به بیراهه کشیده می شود.
نتایج بررسی ها نشان می دهد که نوجوانان و جوانان ، بیشتر از گروه های سنی دیگر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند.
2- اختلافات خانوادگی و تضاد و کشمکش بین والدین
درگیری های خانوادگی بین والدین موجب می شود که فرزندان از مراقبت و کنترل لازم برخوردار نباشند. این وضعیت و فضای نامناسب و نامساعد خانوادگی و عدم صمیمیت بین افراد خانواده موجب می گردد که فرزندان چنین خانواده ای برای خود دوستانی بیابند و با اهمال وغفلتی که در پرورش آنها شده، به سوی اعتیاد سوق داده شوند.
3- دوستان ناباب و معتاد
برخی از افراد سست عنصر و بی اراده وقتی می بینند دوستانشان با مصرف مواد مخدر نگرانی ها و گرفتاری های روحی خود را " خاموش می کنند " ، و حالت" آرامش " و" شادی موقتی" به دست می آورند، از روی کنجکاوی ترغیب می شوند تا با چند بار مصرف ، حالتی مانند آنان به دست آورند. اما همین گرایش موقت موجب اعتیاد می گردد و یک عمر بدبختی و پشیمانی را در پی می آورد.
4- نابسامانی های زندگی و بیکاری
بیکاری و فرار از مشکلات زندگی و عدم توانایی فرد در روبرو شدن با مسائل اجتماعی از دیگر عواملی هستند که موجب می شوند شخص، مواد مخدر را پناهگاهی برای خود تلقی کند و به آن پناه ببرد.
5- تنهایی، احساس بی پناهی، نداشتن دوستان خوب
تنهایی و بی کسی و شکست های اجتماعی و نداشتن دوستانی صالح، امین، دلسوز و مهربان نیز ممکن است فرد را به طرف اعتیاد سوق دهد.
6- فشارهای عصبی و روانی
در اکثر اوقات عوامل روانی و فشارهای عصبی ، کششی برای اعتیاد در فرد به وجود می آورد. مشکلات و نیازهای روانی و عاطفی برآورده نشده و عوامل نامساعد و ناراحت کننده ی زندگی ، شخص را به طرف مواد مخدر سوق می دهد.
7- لذت های نفسانی زودگذر
گروهی نیز با تصوری نادرست برای پیدا کردن آرزوهای گمشده خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند و آن را منبع لذت و خوشحالی و رفع نیازمندی های خود می پندارند.
8- فراوانی و در دسترس بودن مواد مخدر
نمی توان انکار کرد که فراوانی مصرف مواد مخدر و در دسترس بودن و تهیه آسان آن، افراد معتاد و توزیع کنندگان را بر می انگیزاند و تأثیر بسیاری در معتاد کردن افراد زودباور به ویژه نوجوانان و جوانان دارد.
9- توهم لذت جنسی بیشتر
برخی از افراد ، ریشه اعتیاد را در رابطه با امور جنسی می دانند و تصور می کنند مصرف مواد مخدر لذت جنسی را افزایش می دهد، اما واقعیت این است که مصرف مواد مخدر نه تنها توانایی جنسی را زیاد نمی کند، بلکه موجب اختلال در تعادل هورمون های جنسی و عقیمی در مردان و نازایی در زنان می شود.
10- روی آوردن به کارهای خلاف شرع ، عقل و عرف جامعه
در نزد فرد معتاد، ترس، وحشت و بزدلی جانشین شجاعت و شهامت و از خودگذشتگی می شود و چون فرد معتاد به کار و شغل شرافتمندانه بی اعتنا می گردد، ناچار برای به دست آوردن مواد مخدر و توهم درآمد بیشتر به کارهای خلاف شرع، عقل و عرف اجتماع مانند تکدی و دزدی روی می آورد یا واسطه فروش مواد مخدر می شود.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#63 | Posted: 3 Mar 2012 15:19
»»راهکارهاى برای پیشگیرى از اعتیاد جوانان و نوجوانان

از جمله راهکارهاى مؤثرى که والدین مى توانند به منظور پیشگیرى از اعتیاد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به کار بندند، عبارت اند از:
1 - معیارهاى «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان شان یاد بدهند.
ارزش هاى پسندیده اخلاقى، رفتارهاى مناسب اجتماعى، انتظارات جامعه از یک نوجوان مسئول، اهمیت رشد و بالندگى نوجوان براى پیشرفت اجتماعى که در آن زندگى مى کند و... را به آنها بیاموزند.
2 – به نوجوانان بیاموزیددر برابر اجراى مقررات و قوانین حاکم بر خانه، مدرسه و اجتماع، جدى، مسئول و هوشیار باشند.
رعایت آئین نامه هاى انضباطى و ضوابط و قوانین مدونى که در مدارس اجرا مى شوند، مى تواند مانعى بر بسیارى از کجروى هاى اجتماعى شوند. اهمیت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهاى موجه، شیوه تفکر سالم و... از نکات ارزشمندى است که مى توان به نوجوانان و جوانان یاد داد. آنها باید بدانند که هرگونه دسترسى به مواد مخدر چه جرایمى به دنبال دارد و چه مجازات هایى را باید متحمل شوند.
3 -سعى کنید الگوى رفتارى خوبى براى فرزندان نوجوان خود باشید.
او همواره نظاره گر اعمال و رفتارهاى شماست. والدینى که خود، سیگار مى کشند یا در مصرف داروهاى مسکن و خواب آور افراط مى کنند یا نگرش و دیدگاه شفاف و مشخصى در برابر مصرف مواد مخدر به فرزندان شان ارائه نمى کنند، راه را براى انحراف و تصمیم گیرى هاى نامناسب جوانان هموار مى سازند. به اختلاف بین حرف و عمل خود آگاه باشید. نوجوانان به این تناقضات بسیار حساس هستند و به راحتى ارزش ها و عقایدشان را زیر پا خواهند گذاشت.
4 -عزت نفس، خویشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید.
فرصت ها و موقعیت هایى براى فرزند نوجوانتان پیش آورید تا او بتواند پیروزمندانه به اهدافش برسد. او را به دلیل توانایى ها و استعدادهایش تشویق و حمایت کنید. این کار به او کمک مى کند تا احساس خوبى نسبت به خودش پیدا کند. برداشت هاى جوان نسبت به توانایى ها و استعدادهایش مهمترین تأثیر را بر عزت نفس او مى گذارند. هنگامى که والدین درمى یابند تجربه هاى دشوار زندگى، اعتماد به نفس و خویشتن دارى نوجوان شان را تحت تأثیر قرار داده است، باید به او کمک کنند تا با انتخاب راه و مسیر درست زندگى، خود را از انحطاط، تسلیم و بى ارزشى نجات دهد.
5 - ارتباط مؤثر و صمیمانه اى با نوجوان (یا جوان) برقرار کنید.
گوش دادن به صحبت هاى او، حمایت از رفتارهاى مثبت، پسندیده و سالم، توجه کردن به احساسات و عواطف او و پذیرش بى قید و شرط جوانان و نوجوانان به آنها کمک مى کند تا با ایجاد رابطه اى نزدیک و صمیمانه با والدین خود درصدد مقابله با بحران هاى زندگى برآیند. دیدگاه ها و اعتقادتان را با صبورى و انعطاف پذیرى به جوانان بیاموزید. اجازه دهید تا با بحث و گفت وگو احساس مسئولیت، ارزشمندى و خودکارآمدى در آنها رشد یابد. در دوران نوجوانى، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجویى، کنجکاوى و خطر کردن مى زنند، در این جا وظیفه والدین و مربیان است که سعى کنند با گزینش روش هاى معقول و سنجیده راه رسیدن به استقلال فردى و رشد اجتماعى را براى آنها روشن سازند.
6 - فرصت هایى براى او ایجاد کنید تا مسئولانه درباره کارهاى روزانه خودش تصمیم گیرى کند.
به او یاد بدهید که چگونه با افراد دیگر اجتماع ارتباط برقرار کند.مثلاً زمانى که تنها در جمعى حضور دارد، چه باید بگوید، چه کار باید بکند و... در نظر داشته باشید اگر او فرد شلخته و بى بندوبارى نباشد، در مقابل تعارف دوستانش براى سیگار کشیدن و... مطیع نخواهد شد. هر اندازه که تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او کم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درک تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریکات موجود آماده کنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتارى مستقلانه و صحیح را در آنان باید تشویق و تمجید کرد. باید به جوان یاد داد که «نه گفتن» او دلیل بر احترام او به خودش است. از آنها بخواهید که به هنگام احساس خطر، قدرت ترک محل را داشته باشند.
7 - نسبت به احساس افسردگى، بى حوصلگى و انزواطلبى فرزند نوجوان تان حساس و هوشیار باشید.
نوجوانى که دچار افکار پریشان و مأیوس کننده مى شود، قابل تأمل و بررسى است، زیرا او اساساً پیامدهاى رفتارى خودش را نمى داند. افسردگى براى این گروه از نوجوانان ممکن است زمینه ساز بسیارى از آسیب هاى اجتماعى مثل روى آوردن به سیگار، مواد مخدر، اعتیاد، فحشاء، بزهکارى و... شود. والدین باید رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را که احتمال مى دهند به دلایلى منجر به افسردگى در آنان شود، مد نظر داشته باشند.
8 - واقعیت هاى اجتماع را به فرزند نوجوان (یا جوان)تان گوشزد کنید.
گروهى از والدین تصور مى کنند با مطرح نکردن مشکلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقایق تلخ زندگى، روش مناسبى براى حمایت از فرزندشان انتخاب مى کنند. در حالى که آنان نیاز دارند تا اطلاعات صحیحى در باره مسائل جامعه اى که در آن زندگى مى کنند، داشته باشند و در این زمینه بهترین راهکار آن است که پدر و مادر سعى کنند با یافتن منابع و مدارک علمى و موثق، اطلاعات و دانسته هاى خانواده شان را ارتقا دهند و راهنماى معتمدى براى فرزندان شان باشند. هدایت سالم والدین و مربیان دلسوز، بسیار ارزشمندتر از دوستى هاى بحران زا و دشوار است.
به طور خلاصه آن چه والدین مى توانند درباره مواد مخدر به نوجوان شان بیاموزند، مى تواند در زمینه پزشکى (آسیب هاى بدنى ناشى از مصرف مواد مثل ابتلا به ایدز ، هپاتیت و انواع بیمارهاى قابل انتقال از طریق تزریق) یا روان شناختى (آسیب هاى رفتارى ناشى از مصرف مواد مثل بزهکارى، فحشاء، جنایت و...) و یا حتى عواقب قانونى دستگیر شدن همراه با مواد مخدر و مسائل قضایى متعاقب آن باشد. آنها باید از همان ابتدا «مواد» را نپذیرند؛ آنها باید چنان تعلیم ببینند که اساساً هیچ گرایشى به مواد مخدر پیدا نکنند و با قاطعیت تمام، دست رد به سینه دوستان و افراد ناباب جامعه بزنند. جوانان و نوجوانان مى توانند با استفاده از یادگیرى مهارت هاى زندگى و شیوه هاى حل مشکلات، راه هاى مقاومت و استقامت در برابر مصرف مواد را بیاموزند. منظور از مهارت هاى زندگى، مهارت هایى است که :
-نوجوان را براى ورود به اجتماع و زندگى جمعى آماده مى سازند.
- کودک و نوجوان در کنار آموزش علوم و فنون مختلف مى آموزد تا بتواند شناخت درستى نسبت به خود، سایر افراد و محیط برقرار سازد و به حل مشکلات خود و اجتماعش کمک کند.
-موجب پرورش استعدادها و توانایى هاى نوجوان مى شوند تا او بتواند با چالش ها و مشکلات زندگى روزمره مقابله کند.
بالاخره آن که مهارت هاى زندگى عبارت اند از مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیرى مناسب، مهارت برقرارى روابط اجتماعى با دیگران، اعتماد به نفس براى ورود به اجتماع، شناخت خطرات گوناگون، مهارت تفکر انتقادى، نوعدوستى و همدلى، شناخت هویت ملى خود، احترام به حقوق افراد، توانایى «نه» گفتن به خواسته هاى غلط دیگران، شناخت خود و استعدادهاى خود، انتخاب هدف هاى واقع بینانه براى زندگى، داشتن تفکر خلاق، روحیه استقلال طلبى و مسئولیت پذیرى، روش حل اختلاف، داشتن نگرشى مثبت به زندگى و....
نگرش ها و عاداتى که بچه ها در دوران کودکى از پدر و مادر خود مى آموزند، پایه و بنیانى براى بسیارى از تصمیم گیرى هاى آینده آنان خواهد بود. اغلب نوجوانان ??- ?? ساله شاید هنوز آمادگى پذیرش خطرات و مضرات ناشى ازاعتیاد را نداشته باشند، اما به راحتى مى توانند درس هاى ساده اى درباره نحوه تصمیم گیرى صحیح، اطاعت از قوانین و مقررات خانه و مدرسه (اجتماع)، نحوه حل مسائل و مشکلات روزانه، مسئولیت پذیرى و تقویت خودپنداره شان یاد بگیرند. به عنوان پدر و مادرى آگاه به مسائل و مشکلات نوجوانان، همواره محبت کردن به آنان را باید به خاطر داشت، آنها باید دریابند که مى توانند به پدر و مادر خود اعتماد کنند و نگرانى ها و تشویش هاى شان را در زندگى- هر چه که باشد- با آنها در میان گذارند. نتایجى که طى پژوهش هاى گوناگونى به دست آمده است نشان مى دهد، نوجوانانى که از بودن در خانواده شان احساس رضایت و خشنودى داشته اند و روابط صمیمى و گرمى بین اعضاى خانواده وجود داشته است، کمتر به دنبال سیگار ، الکل و انواع مخدرها بوده اند. این یافته ها نشان مى دهند که قشر وسیعى از خانواده ها مى توانند با برقرارى روابط سالم بین اعضاى خود و آموزش هاى صحیح و زودهنگام فرزندان خود، آنان را از ابتلا به بسیارى از معضلات و گرفتارى هاى گوناگون اجتماعى نجات دهند. هیچ گاه نقش خودتان را بر افکار، اندیشه ها و آینده قشر جوان جامعه دست کم نگیرید.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#64 | Posted: 3 Mar 2012 15:19
»»عوامل مؤثر در اعتیاد جوانان


تحقیقات نشان مى دهند، افرادى که به انواع مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده اند، اغلب اولین تجربه شان را به صورت تفریحى و در دوران نوجوانى کسب کرده بودند و به تدریج اعتیاد آنان، از حالت تفریح خارج شده و با تکرار و زیاد شدن میزان مصرف، معتاد شده اند. از آن جایى که مصرف مواد مخدر همیشه رو به افزایش است، نوجوان نیز ابتدا با مقدارى کم شروع مى کند و چون با گذشت زمان، مقدار کم اولیه نیاز جسمى او را تأمین نمى کند، مجبور مى شود یا مقدار مصرف را افزایش دهد و یا فاصله زمانى مصرف را کوتاه تر کند که در نهایت منجر به وابستگى شدید او به مواد و اعتیاد او مى شود. در نظر داشته باشید، رهایى از تجربیات منفى مکرر بسیار دشوار و طاقت فرسا است. گروهى دیگر از جوانان و نوجوانانى که شروع به مصرف مواد مخدر مى کنند، اظهار مى دارند که براى فرار از مشکلات و مسائل زندگى روزمره و داشتن احساسى بهتر از احساس فعلى شان دست به این کار زده اند. به طور کلى، عوامل متعددى موجب اعتیاد جوانان مى شوند که مهمترین آنها عبارت اند از:
1 - زمینه هاى خانوادگى:
الگوهاى نامناسب رفتارى اطرافیان منجر به تقلید کورکورانه نوجوانان از آنان مى شود.سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، اعتیاد به مواد مخدر و سایر کجروى هاى اخلاقى در خانواده موجب بدآموزى و زمینه سازى براى شروع انحرافات و آسیب هاى اجتماعى در بچه ها (اعم از کودک و نوجوان) مى شود. در چنین خانواده هایى نوجوانان به جاى این که به فکر انجام فعالیت هاى مثبت و سازنده باشند، مدام درصدد یافتن راه هایى براى مقابله با آثار این بحران ها هستند و در بدترین شرایط نیز خود درگیر آن مى شوند.
2 - فقر مادى خانواده
: به رغم این که بین فقر مادى و اعتیاد به مواد مخدر هیچ ارتباطى وجود ندارد، ولى فقر عامل مهمى در معتاد شدن جوانان جامعه است، زیرا به دلیل تنگدستی و ندارى امکان دسترسى به بسیارى از امکانات آموزشى را از دست مى دهند و هیچ تخصص و حرفه اى پیشه نمى کنند و در نتیجه در بازار کار سهم عمده اى ندارند. همین امر موجب کشیده شدن گروهى از جوانان به سمت و سوى فروش مواد مخدر و امکان استفاده از آن قرار مى گیرند.
3 - عدم آگاهى و کم سوادى:
افرادى که از سواد و تحصیلات کمترى برخوردارند، آسیب پذیرتر از افرادى هستند که نسبت به مضرات و تأثیرات سوء مواد مخدر آگاهى دارند. هر چند نمى توان میزان تحصیلات افراد را عاملى براى مصرف این گونه مواد دانست، اما تحقیقات بسیارى نشان مى دهند که هرچه سواد و میزان تحصیلات قشر جوان بالاتر باشد، کمتر به اعتیاد و استفاده از مواد روى مى آورند. براساس آمار ?? درصد افراد معتاد، سوادى در سطح ابتدایى و کمى نیز در سطح متوسطه داشته اند.
هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند
4 - اختلافات خانوادگى:
آمارها نشان مى دهند، نوجوانانى که والدین شان دچار مشکلات و مسائل اخلاقى- رفتارى هستند، بیشتر در معرض خطر اعتیاد و مصرف مواد مخدر هستند. مشکلات رفتارى خانوادگى منجر به عدم امنیت و فشار روانى بر جوانان و نوجوانان مى شود و آنان را از محیط امن خانواده دور مى سازد. همین امر موجب ارتباط بیشتر او با دوستان و گاه افراد مسئله دارى مى شود که زمینه ساز بسیارى از مسائل اجتماعى بعدى مى شوند.
5-خصوصیات و ویژگى هاى جوانان و نوجوانان:
در خیلى از موارد مشاهده مى شود، نوجوانان و جوانانى که مضطرب، پریشان، افسرده و منزوى هستند، مرتب دچار شکست هاى گوناگون تحصیلى- اجتماعى مى شوند و عزت نفس ، خویشتن دارى واعتماد به نفس شان را از دست مى دهند و به سیگار، الکل، مواد مخدر و... به عنوان مفرّى براى رهایى از این مشکلات روى مى آورند.
6 - فشار دوستان و همسالان:
گروهى از نوجوانان به دلیل سازگارى با دوستان و همسالان شان و یک رنگ شدن با آنها چنان موجودیت فردى- خانوادگى خود را فراموش مى کنند که در برابر هر تقاضایى سر تسلیم فرود مى آورند. هر چه روابط بین والدین و فرزندان نوجوان شان کاهش یابد، ارزش همسالان و روابط گروهى براى آنان بیشتر مى شود.
نقش خانواده در آگاه سازى جوانان و نوجوانان
براى پیشگیرى از عادات و رفتارهاى منفى و غیرسالم جوانان و نوجوانان، هیچ گاه نباید صبر کرد تا آنان با چنین مشکلاتى درگیر شوند و آن گاه درصدد یافتن راه حل و شیوه مقابله با آن برآیند. از طرف دیگر، با نادیده گرفتن و یا انکار واقعیات موجود، نه تنها نمى توان مشکلى را حل کرد، بلکه فرصت یافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پیشگیرى مؤثر از اعتیاد جوانان، همانا هوشیارى همیشگى والدین و اعضاى مؤثر خانواده است.
جوانى نمایانگر رشد، بلوغ و تشکیل عادات پایدار فردى است. جوانى دوره اى است که با گذر از انواع هیجان ها، آشوب ها و آشفتگى هاى روحى- روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتایج تحقیقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى که ارتباط صمیمانه و نزدیکى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضایت و شادى مى کنند، کمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#65 | Posted: 3 Mar 2012 15:23
»»علل بزهکاری نوجوانان


بزهکاری پدیده اجتماعی جهانی است که معمولاً برای جرایم نوجوانان زیر 18 سال به کار برده می شود. گرچه، جوامع گوناگون برحسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود با انواع متفاوتی از آن روبه رو هستند. در همه جوامع انسانی اصطلاح بزهکار در مورد افرادی به کار برده می شود که اعمال خلاف قانون یا موازین مذهبی آن جامعه انجام می دهند. با توجه به این که احکام در جامعه های گوناگون متفاوت است، فرد متخلف در یک جامعه، ممکن است در جامعه دیگر از تخلف مبری باشد.
در کشور ما بزهکاری به مجموعه کل جرایمی گفته می شود که در صورت ارتکاب، مجازات هایی از قبیل قصاص، دیات، حدود و تعزیزات را در پی دارد.
هر روز در کنار ما جرایم متعددی به وقوع می پیوندد و با تورق روزنامه ها، در صفحه حوادث با انواع بزهکاری آشنا می شویم: چاقوکشی، ضرب و جرح، دزدی، تجاوز و وقتی از خیابان عبور می کنیم سازمان هایی نظیر کانون اصلاح و تربیت، نیروی انتظامی، و دادگاه هایی را می بینیم که برای مجازات این گونه افراد به وجود آمده اند. ولی تا حالا فکر کرده ایم چه عواملی در به وجود آوردن فرد بزهکار مؤثر است؟ پیچیدگی عوامل مؤثر در پدیده بزهکاری سبب شده است که هر گروه از محققان آن را از دیدگاهی خاص بررسی کنند. روان شناسان و روان پزشکان از دیدگاه روان شناختی، حقوق دانان از دیدگاه جرم شناسی و مسایل کیفری، پزشکان و زیست شناسان از نظر عوامل مؤثر زیستی و بالاخره جامعه شناسان از دید آسیب شناسی اجتماعی.
انتشار اولین گزارش راجع به دادگاهی ویژه نوجوان در سال 1899 ، باعث شده بسیاری از اندیشمندان به مطالعه بزهکاری بپردازند و عوامل موثر آن را بشناسند و از دیدگاه های مختلف آن را بررسی کنند ولی هیچ نظریه واحدی نتوانسته تأثیر متغیرهای مستقل فردی و اجتماعی را بر فرد بزهکار تبیین کند. دو نظریه که بیش از همه به آن ها توجه دارد یکی «نظریه کنترل اجتماعی» دورکیم است که هیرشی آن را با مسئله بزهکاری تطبیق داده و دیگری نظریه «پیوندهای افتراقی» است که در اصل ساترلند و کرسی مطرح کرده اند.
به عقیده هیرشی، بزهکاری به عنوان مسئله ای اجتماعی باید به همان گونه که در اجتماع رخ می دهد یعنی در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همالان و سایر ارگان ها یا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی شود. از دید جامعه شناختی این بررسی باید به مجموعه ای از اصول و تعاریف متکی باشد. برخلاف دیگر نظریه های بزهکاری که تأکید فراوان براین موضوع دارند که فرد بزهکار می خواهد خود را تطبیق دهد ولی براساس فشارهای اجتماعی و اضطرارهای ساختاری برای رسیدن به موقعیت های اجتماعی ناچار می شود به کارهای خلاف و نامشروع دست بزند، هیرشی معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق می افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شود یا به کلی از بین برود. هیرشی در کتاب قیود اجتماعی نظریه کنترل اجتماعی یا قیود اجتماعی را مطرح کرده و آن را آزموده است ولی ابتدا تعریف واژه بزهکاری را آورده است او فرد بزهکار را شخصی می داند که از قیود اجتماعی آزاد است و در واقع به عقیده وی بزه وقتی اتفاق می افتد که فرد نسبت به قید و بندهای اجتماعی کم اعتنا یا اصلاً بی اعتنا باشد.
به طور خلاصه برداشت دورکیم از مفهوم آنومی (غیرقانونی و بی هنجاری) بدین گونه است:

1 - نوعی نابسامانی فردی در نتیجه نبود قانون و دستورالعمل رفتار
2 - وضعیت اجتماعی که در آن قواعد رفتار اجتماعی با یکدیگر در ستیز بوده و فرد برای انطباق با آنها دچار پریشانی است.
3- وضعیت اجتماعی که در آن موارد محدودی قواعد اجتماعی وجود دارد.
همان طور که گفتیم هیرشی با استفاده از نظریه دورکیم، مسئله بزهکار را بیان می کند.
هیرشی بزهکاری را بی اهمیتی و بی اعتنایی به قید و بندهای اجتماعی مطرح کرده و این قیود را در چهار مفهوم کلی خلاصه می کند:
1- وابستگی:
حساسیتی است که شخص نسبت به عقاید دیگران درباره خود نشان می دهد وابستگی در حقیقت نوعی قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت معیارهای اجتماعی می کند. مانند وابستگی فرزندان به والدین، اقوام نزدیک، دوستان.
2- تعهد:
میزان مخاطره ای است که فرد در تخلف از رفتارهای قرارداد اجتماعی می کند. بدین معنا فردی که خود را به قیود اجتماعی متعهد می داند از قبول این مخاطرات پرهیز می کند. مانند تعهد به پیروی از دستورات مذهبی یا حفظ شئون خانوادگی ملی.
3- درگیر بودن:
میزان مشغول بودن فرد به فعالیت های گوناگون است که باعث می شود برای کار خلاف وقت نداشته باشد، مثل درگیر بودن در کار، ورزش، درس.
4- باورها:
میزان اعتباری است که فرد برای معیارهای قراردادی اجتماعی قایل است و باعث می شود در حالی که می تواند طبق میل خود از آنها تخلف کند، پای بند به آنها باقی بماند، مانند باور به نیکوکاری، باور به حسن شهرت در بین خانواده و همالان، باور به محرمات.
هیرشی معتقد است که افراد بزهکار قادر به ایجاد وابستگی معقول و منطقی با سایرین نیستند. از این رو رابطه بین اعمال بزهکارانه و داشتن رفقای بزهکار رابطه ای ظاهری است.
بر طبق نظریه هیرشی در حال حاضر سه دیدگاه اساسی بر جریان مطالعه جامعه شناسی کجرو تسلط دارد:
- نظریه های انگیزشی:
انحرافات اجتماعی را نتیجه شرایطی می داند که مانع بر آورده شدن خواست های مشروع افراد است.
- نظریه کنترل:
براساس این نظریه، افراد آزادانه دست به جرم و کجروی می زنند.
- نظریه انحرافات اجتماعی:
فرد کجرو از هنجارهایی پیروی می کند که جامعه بزرگتر و قوی تر آن را نمی پذیرد.
نظریه پیوند افتراقی:
بنابراین نظریه، نزدیکان و همسالانی که بزهکار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرشی بزهکاری می گذارد و فرد را به سوی بزهکاری سوق می دهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر می گیرد.
پیوستن به بزهکاران یا جدا شدن از غیر بزهکاران (پیوند افتراقی) به فراگیری مطالبی می انجامد که موافق تخلف از قوانین است. مکرر و قالبی بودن مطالب تشویقی در باره بزهکاری و قانون شکنی در قیاس با فرا گرفته های ضد بزهکاری منجر به پذیرش بزهکاری می شود. همچنین می توان گفت که روش های خنثی سازی فرد و بی اعتنا ساختن او نسبت به قوانین و معتقدات سنتی جوامع که با شنیدن مطالبی بر ضد قوانین و مشاهده مکرر بزهکاری همراه است و نیز تحت تأثیر توجیه بزهکاران در باره بزهکاری قرار گرفتن و پذیرفتن مطالبی چون «کارهایی که مردم بزه می دانند، به کسی آسیبی نمی رساند» و «نیروهای انتظامی به همه بدگمان اند» راه را برای بزهکاری کسانی که با این قبیل بزهکاران پیوند اجتماعی می یابند، یعنی فرزندان، اقوام و دوستان آنها یا کسانی که با آنها در یک ساختمان یا یک محله زندگی می کنند، یا بر اثر کسب و کار و تحصیل با آنها تماس پیدا می کنند، هموار می کند.
هر دو نظریه نمی تواند تمام عوامل مؤثر در بزهکاری را بیان کند ولی ترکیب دو نظریه کنترل اجتماعی و پیوند افتراقی همراه با اثرهای متقابلی که متغیرهای مورد بررسی در هر یک از این دو نظریه بر روی یکدیگر دارند، نظریه جامعی را برای تبیین بزهکاری شکل می دهد.
چنان که دیدیم، نظریه کنترل اجتماعی با تکیه بر نیروهای درونی فرد و به اصطلاح با تمرکز بر «حضور روانی» افراد صاحب نفوذ بر ذهن و نوجوان به تبیین و چگونگی جلوگیری از بزهکاری می پردازد، اما از تأثیر نیروهای منفی محیط بیرون غافل می ماند. در عوض نظریه پیوند افتراقی با توجه انحصاری به نیروهای بیرونی از تأثیر حفاظتی نیروهای درونی غفلت می کنند.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#66 | Posted: 10 Mar 2012 06:04
روانشناسی بلوغ
روان شناسی بلوغ به بررسی تغییرات و ویژگیهای مربوط به بلوغ در جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی می‌پردازد و فرآیند بلوغ را به عنوان پدیده مهم در انتقال از کودکی به بزرگسالی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.
تاریخچه روان شناسی بلوغ
در مطالعه تغییرات مربوط به بلوغ "ارسطو" تغییرات خاص از بلوغ زناشویی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است. "ژان" "ژاک" "روسو" در قطعه‌ای از خطابه مدیحه سن برنارد به بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث می‌نماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ (نوجوانی) این مطالعات وارد حیطه روانشناسی شد.
مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ
مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی
بررسی و تعییم مفهوم بلوغ از طرف روان شناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزه‌های مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژه‌های بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولا پیدا کران نظریه‌ای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتا توجه به تغییرات زناشویی در اکثریت تعاریف مورد تاکید بوده است و بلوغ را مرحله شروع تغییرات جسمی و زناشویی دانسته‌اند که در آغاز نوجوانی اتفاق می‌افتد.
ویژگیهای بلوغ ، مراحل بلوغ ، انواع بلوغ ، سن بلوغ ، معیار بلوغ ، علل بلوغ
از دیگر مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ است که توسط روان شناسان بلوغ مورد بررسی قرار گرفته و نظریاتی ارائه شده است.
عوامل موثر در بلوغ
در این مقوله روان شناسی بلوغ تاثیر عواملی چون عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، زمان ، عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار می‌دهد. نظریات ارائه شده در این مقوله با انجام پژوهشها و تحقیقات اجتماعی ، زیستی و ... در جوامع مختلف بدست می‌آید.
بررسی آگاهی از تغییرات بلوغ و بازتاب آنها در شخصیت
از مقوله‌های مهم و مورد علاقه روان شناسی بلوغ است. توجه به نگرانیهای ناشی بویژه بلوغ زناشویی و هموارسازی طی این مسیر برای نوجوان از دیدگاه روان شناسی نوجوانی حائز اهمیت است.
ارتباط روان شناسی بلوغ با سایر حوزه‌های علمی
از آنجائیکه بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبه‌های مختلفی از رشد را شامل می‌شود مثل بلوغ زناشویی و جسمی ، بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و .... روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزه‌های روان شناسی همچون روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخه‌های علمی نیز ارتباط گسترده‌ای دارد.
در بررسی ویژگیهای بلوغ اجتماعی و تغییرات خاص از آن در زندگی نوجوان روان شناسی بلوغ عمدتا از علوم اجتماعی و نظریات و مباحث موجود در این شاخه سلاحی جوید. در پیوند بین روان شناسی بلوغ و علوم اجتماعی پرسشهایی چون یک جامعه چه استنباطی از بلوغ دارد، چه نقشی برای فردی که دوران بلوغ را سپری می‌کند می‌شناسد و شیوه تاثیرگذاری آن بر سهولت بلوغ چگونه است.
بنابراین پیوند تغییرات روانی دوارن بلوغ ، طول بلوغ و ... نشان داده‌اند. پژوهشهای اریمان و همینطور تحقیقات لاندیس بر این تفاوت صحه گذارده‌اند. لاندیس سه نوع ساخت اجتماعی شامل جامعه بدوی ، روستایی و شهری را بر شمارد که بلوغ افراد خود را به شیوه‌های متفاوتی تحت تاثیر قرار می‌دهند.
پژوهشهای مارگرت مید در مورد قبایل جزیره ساموا و گینه نو نیز از آثار به نسبت قدیمی جامعه شناختی و مردم شناختی است که به تاثیر عوامل محیطی در دوارن بلوغ توجه داشت. مید نشان داده است که علائم بلوغ را نباید تنها معلول تغییرات درونی و جسمانی دانست و این عوارض بر حسب شرائط و اجتماعی بسیار متنوع خواهند بود.
از سوی دیگر در مباحث مربوط به بررسی علائم جسمی و ظاهری بلوغ بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی و فیزیولوژیک پیوندی برقرار می‌شود. شناسائی علائم بلوغ در حیطه جسمی و زناشویی شامل رشد صفات اولیه و ثانویه زناشویی ، رشد قد ، وزن ، اندامهای داخلی مثل قلب ، ششها و ... سوخت و سازها و نیازهای تغذیه‌ای ، تونایی بدنی و عضلانی و شیمی خون ، ارتباط بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی را مستحکمتر می‌سازد.
یافته‌های حاصل از تحقیقات زیستی و فیزیولوژیک مواد خاص برای تحقیقات روان شناسی بلوغ به شمار می‌روند. در کنار بروز تغییرات طبیعی و همه‌گیر بلوغ مواردی در این دوارن ظاهر می‌شود که ریشه به هنجار نداشته و اغلب به عنوان ویژگیهای نابهنجار دوران بلوغ به شمار می‌روند. برخی انحرافات و بزهکاریها و رفتارهای نابهنجار با دوارن بلوغ ارتباط دارند و همچنین شروع برخی اختلافات روانی دوره بلوغ شناسایی شده است. در این حیطه روان شناسی بالینی ، روان شناسی مشاوره و علوم تربیتی با روان شناسی بلوغ وارد عمل می‌شوند.
به عنوان مثال آشنایی با یافته‌های روان شناسی بلوغ برای متخصصان علوم تربیتی و بالینی و مشاوره از جهت تشخیص طبیعی بودن یا نابهنجار بودن رفتار ارجاع داده شده بسیار حائز اهمیت است. همچنین در برنامه‌ریزیهای مربوط به آموزش و تربیت ، به عنوان مثال ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان مورد توجه فراوان می‌باشد.
روش پژوهش در روانشناسی بلوغ
روش و پژوهش در این حوزه نیز همچون سایر حوزه‌های روانشناسی با روشهای علمی پژوهشی صورت می‌گیرد. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ این شاخه با علوم زیستی و اجتماعی و از روشهای آزمایشی و غیر آزمایشی (با سهم بیشتر تحقیقات غیر آزمایشی) رایج است.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#67 | Posted: 10 Mar 2012 06:05
آزار کودکان
در تمامی موارد کودک آزاری در ایران وبا در نظر گرفتن تمامی عواملی که کارشناسان امور خانواده مطرح می کنند، یک عامل اصلی، به تنهایی علت العلل بسیاری کودک آزاری های انجام شده، بوده است: قوانین حقوقی. قوانین در ایران متاثر از دین اسلام است و در این رابطه نیز تمامی قوانینی که در مورد کودکان و حقوق آنها وضع شده، همگی برگرفته از قانون حظانت پدر بر فرزند است و بر همین اساس، خشونت از جانب پدر را با کمترین مجازاتی روبه رو ساخته است. در ماده ??? قانون جزای اسلامی، اگر پدر و یا جد پدری فرزند خود را بکشد، مجازات نمی شود. او تنها باید دیه پرداخت کند. طبق ماده ?? همین قانون، به پدر و مادر اجازه داده شده است که فرزند خود را تنبیه کنند و چنانچه این تنبیه به جهت تربیت وی انجام شود، جرم تلقی نمی شود، که این مورد در مغایرت کامل با کنوانسیون حقوق کودک است. ماده ?? این پیمان نامه حاوی قانونی است که کشور های عضو را موظف می کند تا از کودک در برابر خشونت، صدمه، آزار جنسی و جسمی، سوءاستفاده و ...حمایت کند. از سوی دیگر وجود قوانین چند پهلو در قوانین مدنی ایران، دست پدران و مادران را برای تنبیه و آزار کودکان خود باز گذاشته است، البته پدر در صورت رساندن صدمه شدید به کودک از مجازات مصون می ماند، اما اگر مادر کودک ـ حتی به صورت نا خواسته ـ به کودک آسیب برساند با شکایت پدر به قصاص محکوم می شود.
خشونت‌هایی که براساس تحقیقات یک مرکز حمایت از کودکان در تهران، بیش از?? درصد کودک آزاری ها در خانواده اتفاق می افتدو ازهر ?? مورد کودک آزاری نیز تنها ? یا? مورد گزارش می شود.تنها در سال گذشته ???? خشونت خانگی ثبت شده که ???? مورد آن کودک آزاری بوده است. در مهر ماه سال ?? مدیر کل امور اجتماعی وزارت ارشاد با اعلام اینکه کودک آزاری به مرحله اضطرار رسیده است، از اجرای طرحی جهت بررسی خشونت علیه کودکان در مراکز بهزیستی خبر داد. اما این طرح که شامل بررسی آزار جسمی،عاطفی و جنسی کودک است، از یک اشکال عمده برخوردار است و آن عدم امکان حمایت از کودک در خانواده است، چرا که تا کودک آزاری اتفاق نیافتد و به مراکزی مثل بهزیستی و ...که متولی اجرای این طرح است، گزارش نشود قابل اجرا نخواهد بود. حتی اگر چنین نیز شود کودک آزاری حادث شده و اجرای این طرح حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را دارد.
به اعتقاد بسیاری از حقوقدانان، آنچه باید اجرا شود تدوین یک قانون محکم برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی است و این امر مستلزم تغییرات در قوانین مدنی و جزایی ایران است. بنفشه جمشیدی حقوقدان و وکیل دادگستری لزوم وضع قوانین به نفع کودکان را لازم می شمارد: "بر طبق قوانین مدنی و جزایی ایران، پدر اختیار طفل را دارد و غیر از او کسی نمی تواند در مورد کودک تصمیم بگیرد، مگر اینکه کودک در مرحله شدید آزار قرار گرفته باشد که در این صورت موقتا به مراکز سرپرستی نظیر بهزیستی سپرده می شود".
در تعریفی که کارشناسان از کودک آزاری ارائه می دهند، هر گونه فعل یا عملی که باعث آسیب روانی و یا جسمی به کودک شود، شامل کودک آزاری می شود و باید با آن برخورد صورت گیرد.اما طبق آنچه این حقوقدان از کتاب قانون قرائت می کند: "کودک آزاری پیش از سال ?? جزو جرائم نبود ، و تنها پس از تصویب طرحی ?? ماده ای در مجلس، در دسته جرائم عمومی قرار گرفت ولی حتی با تصویب این طرح، باز هم پدر از قانون مستثنی شد". اینگونه بود که پدران در جای جای ایران خشونت را افزایش دادند،خبرهای مطبوعات و دیگر رسانه ها، گواه این افزایش است: نوزاد سی و پنج روزه در گیلان به دست پدر و مادر ??و ?? ساله خود به قتل می رسد،پسرک ?? ساله تبریزی که به کارگاه قالی بافی به اجاره می رود،حتی در آنجا هم از خشم پدر مصونیت ندارد. پدر به جرم پوشیدن لباس نو به او حمله می کند و اورا به قتل می رساند،فاطمه دخترک جنوبی، به خاطر شک پدر به دایی کودک ، وبه بهانه حفظ آبرو، سر بریده می شود.... و صدها مورد دیگر که با ورق زدن روز نامه های ایران با آنها مواجه می شویم .
دست هایی برای رهایی
با افزایش این خشونت ها علیه کودک، و از آنجا که قانون هیچ کاری نمی کند، سازمان های غیر دولتی به کمک کودک آمده اند. سازمان هایی که البته تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسد. مهمترین این سازمان ها، انجمن حمایت از کودکان، توسط شیرین عبادی تشکیل شده است. گروه های دیگری نیز وجود دارند که در گوشه گوشه شهر تهران به فعالیت مشغولند. آذین شمس، روانشناسی که چند روز در ماه، در یکی از این سازمان های غیر دولتی به کار داوطلبانه با کودکان مشغول است، می گوید: "هر کودکی حد اقل یکبار با خشونت مواجه شده است. کودک آزاری تنها در محیط خانواده اتفاق نمی افتد، کودک آزاری در محیط های بیرون از خانواده نیز حتی اگر با ضرب و شتم همراه نباشد، به شکل ترس از محیط یا فرد، اتفاق می افتد. این نوع کودک آزاری در محیط هایی مثل مدرسه بیشتر است، که البته آمار کمی دارد. انجام تنبیه بدنی و خشونت در کودکی، باعث تکرار این رفتار از سوی کودکان در بزرگسالی در مورد فرزندانشان می شود".
یکی از اقدامات انجام شده توسط این نوع سازمان ها در ایران، برقراری خطوط تلفنی کمک به آسیب دیدگان است. به آماری که سازمان بهزیستی تهران، متولی این عمل، ارائه داده است توجه کنید: از ??? مورد تماس از بهمن ماه تا اردیبهشت ماه یعنی در طول سه ماه، ??? مورد کودک آزاری گزارش شده است. در این مورد گزارش های بسیاری نوشته شده ،اعتراض های متعددی صورت گرفته و طرحهای زیادی برای نجات کودک ارائه شده است.اما هنوز در نقاط مختلف کشور، کودک مورد حمله و آسیب قرار می گیرد و به صرف اینکه کودک است، پس از نیم نگاهی از سوی بسیاری به قصد دلسوزی، فراموش می شود. ای کاش آنانی که قوانین را می نویسند هنگام نوشتن کلماتی که به زندگی کودکان مرتبط است نیم نگاهی به آسمان بیاندازند.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#68 | Posted: 10 Mar 2012 06:05
افزایش کودک‌آزاری در ایران
در تمامی جنگ ها، بلایای طبیعی و غیر طبیعی، کودکان اولین گروهی هستند که دچار صدمه و آسیب می شوند؛ چرا که قدرت دفاع و توان حفاظت از خود را ندارند. همین شرایط سبب شده است که قوانین بین المللی به شکلی خاص به این گروه انسانی بپردازد. در این ارتباط قوانین بسیاری هم وضع شده است. قوانینی که در سطوح بین المللی، خواستار تعهد کشورهای مختلف در زمینه حفظ و ایجاد محیطی امن برای کودکان است. مهمترین این قوانین که به شکل منشوری جهانی، تحت عنوان کنوانسیون جهانی کودک تدوین شده، دولت ها را متعهد به احیای حقوق همه کودکان و نوجوانان زیر ?? سال کرده است. در یکی از بندهای این پیمان نامه آمده است: "زندگی با پدر و مادر برای رشد و رفاه کودک بسیارمهم است، پدر و مادر شما هردو مسوولیت تربیت، پرورش و امنیت شما را به عهده دارند." بند دیگری از این پیمان نامه به نوعی خطاب به دولت ها است: "با هیچ کودکی نباید بد رفتاری شود. اگر با کودک بد رفتاری شود او باید از کمک و حمایت بر خوردار باشد". تمامی این قوانین و بندها که بر روی کاغذ سلامت روح و جسم کودک را تضمین می کند، متأسفانه در عمل نتوانسته کودکان را از خطرات جسمی و روحی،مصون نگهدارد. کودک آزاری، از جمله اصلی ترین این خطرات است.
خانواده؛ شمشیر دو لبه برای کودکان
کودک حق دارد در فضای امنی که توسط والدین برای اوایجاد می شود زندگی کند، اما متأسفانه در بیشتر موارد گزارش شده از خشونت علیه کودکان خصوصاً درکشورهای توسعه نیافته آزار جسمی و جنسی کودک از سوی بستگان نزدیک، و غالبا از سوی پدر صورت می گیرد. نگاهی به آمار کودک آزاری در ایران، که حاکی از رشد این پدیده در میان خانواده های ایرانی است، ابعاد این مساله را بیشتر می نمایاند. بر اساس آمار سازمان بهزیستی تهران، ?? درصد ازکودک آزاری ها در خانواده، توسط مردان انجام می شود و در بیشتراین خشونت ها، دختران بیشتراز پسران مورد آزار قرار می گیرند. معمولی ترین نوع کودک آزاری، کتک و ضرب است، اما شکل بسیار وحشیانه آن که در حال حاضر در کشور در حال زیاد شدن است سوزاندن اعضاء بدن با سیگار، ضرب و شتم با سیخ، ضربه به سر با انبردست و پرتاب از ارتفاع است که در اکثر موارد منجر به مرگ کودک می شود. بیشتراین کودک آزاری ها نیز در خانواده هایی اتفاق افتاده است که به نوعی با معضلاتی نظیراعتیاد، بیکاری، فقر، نارضایتی از جنسیت فرزند و... روبه رو بوده اند.
به گفته طیبه معصومی راد جامعه شناس: "کودک آزاری والدین می تواند ریشه های متعددی داشته باشد. فقر، بیکاری و اعتیاد از عوامل اصلی کودک آزاری والدین است. از یک پدر بیکار، که فشاری خانواده بیش از همه بر دوش او است، هر عملی می تواند سر بزند. اما در بیشتر خانواده هایی که خشونت علیه کودک، بسیار شدید بوده، عامل اصلی طلاق بوده است. مادر خانواده های از هم گسیخته، کودک علاوه بر احتمال آزار از سوی والدین با عنصر سومی تحت عنوان نا پدری و یا نامادری هم مواجه است که حتی مرتکب قتل کودک هم شده اند".

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#69 | Posted: 10 Mar 2012 06:06
»»سبب شناسی کودک آزاری

سبب شناسی
توجه به سبب شناسی کودک آزاری یکی از مهمترین عواملی است که مشاور یا درمانگر باید به آن توجه نماید؛ زیرا در خلال توجه به این مطلب است که می تواند مداخله مناسب را طرح ریزی، بررسی و هدایت نماید. تلاش هایی که به منظور تبیین علل کودک آزاری صورت گرفته، الگوهای مختلفی را موجب شده است که در اینجا به مهمترین آنها اشاره می شود.
(1) الگوی روانپزشکی (Psychiatric model): این مدل، علل کودک آزاری را در ویژگی شخصیتی والدین و کودکان و به نوعی در آسیب شناسی روانی آنها دنبال می کند. به طور کلی الگوی روانپزشکی، افراد کودک آزار (بدرفتار) را از لحاظ آسیب شناسی روانی به طور معنادار، افرادی پریشان می داند که با پریشانی خود باعث بدرفتاری و بهره کشی از کودکان می شوند. در این باره دو نوع آسیب شناسی مهم مطرح شده است، یکی اختلالات روان پریش (Psychotic) و دیگری اختلالات جامعه ستیز (psychopathic). همچنین به این موضوع اشاره شده است که بدرفتاری در افراد الکلی و سوء مصرف کنندگان مواد شایع است. نتایج اولیه در مورد موضوع کودک آزاری چنین نشان می دهد که 14 درصد از مادران و 7 درصد از پدران در گزارش های خود به این نکته اشاره کرده اند که در دوران کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند.
در بسیاری از خانواده ها با یکی از کودکان بیشتر از بقیه بدرفتاری می شود. کودکان نارس و کودکانی که در هنگام تولد کم وزن هستند و نیز آنهایی که به طور کلی دچار نارسایی های رشدی هستند بیشتر در معرض خطر قرار دارند. برا ی مثال می توان به کودکان عقب مانده ذهنی و کودکان بیش فعال اشاره کرد. نتایج یک گزارش در ایالات متحده نشان می دهد که بیش از 50 درصد کودکانی که مورد آزار جسمی قرار گرفته اند، کودکان نارس و کم وزن بوده اند.
توجه بیش از حد به عوامل روان شناختی باعث شده که انتقاداتی به الگوی روانپزشکی وارد آید. روبین اظهار می دارد که روان شناختی کردن یک پدیده اجتماعی توجه را از حوزه ساختاری و موقعیتی مشکل دور می سازد. بر اساس این اعتقاد، اصطلاح کودک آزاری توجه را بیشتر به سوی درماندگی روانی فرد آزار دهنده سوق می دهد و با توصیف فرد آزار دهنده به عنوان "عاملی علّی" بیش از آنکه به نما و منظر اصلی مشکل (که بیشتر ماهیتی جامعه شناختی دارد) توجه شود، بر موضوع فرد آزارگر متمرکز می گردد.
(2) الگوی جامع شناختی (Sociological model): الگوی جامعه شناختی کودک آزاری، بر عوامل اجتماعی تأکید بیشتری دارد. برخی از متغیرهای جامعه شناختی که در کودک آزاری دخالت دارند و فشار روانی بسیاری را ایجاد می کنند عبارتند از مشکلات شغلی، اختلالات خانوادگی، بیماری و گریه کودک و موقعیت های مشابه. با وجود این بعضی خانواده ها علیرغم اینکه با فشار روانی بسیار زیادی مواجه هستند، با کودکان خود بد رفتاری نمی کنند. به هر حال، تعدادی از مطالعات، کودک آزاری را در خانواده های طبقات پایین اجتماعی-اقتصادی گزارش کرده اند البته خانواده های کم درآمد ذاتاً بدرفتار نیستند، بلکه شرایط فشار آور بیشتری را در زندگی تجربه می کنند. در یک مطالعه ملی در آمریکا (1993) کودکان خانواده های با درآمد سالیانه پایین تر از 15000 دلار با کودکان خانواده های با درآمد سالانه بالاتر از 30000 دلار مقایسه شدند. یافته ها نشان داد که کودکان گروه اول 22 بار بیشتر از کودکان گروه دوم در معرض احتمال بدرفتاری قرار دارند. در این مطالعه به عوامل دیگری نیز اشاره شده که عبارت اند از: تک والدی بودن خانواده و پایگاه اقتصادی-اجتماعی والد، سوء مصرف مواد توسط والدین و بعد زیاد خانوار.
یکی دیگر از عوامل تعیین کننده در بدرفتاری با کودکان، پذیرش تنبیه به عنوان یک روش کلیدی در تربیت کودک است. تا چند سال پیش تیبیه بدنی جزء جدایی ناپذیر نظام آمورشی کشورها بود و هنوز هم به نوعی همین طور است. مادامی که تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی پذیرفته شود، شاهد خشونت و کودک آزاری خواهیم بود.
(3) الگوی تعاملی (Interactional model): در الگوی تعاملی علاوه بر متغیرهای روان شناختی و جامعه شناختی به تعامل این متغیرها با یکدیگر و نیز بافت موقعیت اجتماعی بدرفتاری توجه می شود. در این الگو، کودک آزاری نتیجه تعامل ویژگی های کودک، محیط اجتماعی و ویژگی های فرد آزارگر است. عوامل مؤثر در کودک آزاری در همه موارد یکسان و مشابه نیست و به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#70 | Posted: 10 Mar 2012 06:07
»»انواع کودک آزاری

کودک آزاریتعریف سازمان بهداشت جهانی): عبارتست از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند. کودک آزاری پدیده ی جدیدی نیست و سابقه ی طولانی دارد. در رم قدیم کُشتن فرزند، حق قانونی والدین بوده است. اعراب قبل از روی آوردن به دین مقدس اسلام، دختران خود را زنده به گور می کردند و فروش دختران در چین قدیم رایج بوده است هم چنین در قرآن به فرمان قتل نوزادان پسر توسط فرعون اشاره فرموده است.
انواع کودک آزاری:
1ـ کودک آزاری جسمی: کودکی که یکبار یا به دفعات مورد ضرب و شتم، آزار و شکنجه عمدی قرار می گیرد و عبارتست از حمله فیزیکی به کودک به طوری که می تواند موجب درد، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوانی و سایر جراحات و یا حتی مرگ کودک گردد. اشکال مختلف کودک آزاری جسمی شامل: شلاق زدن، بستن کودک، کوبیدن به دیوار، سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و تکان دادن شدید می باشد.
2ـ کودک آزاری جنسی: بکارگیری، استفاده و واداشتن کودک به درگیر شدن با هر گونه رفتار روشن جنسی یا نمایش رفتارهای جنسی، تجاوز، تماس جنسی، فحشاء و هر گونه بهره برداری جنسی از کودکان جهت کسب لذایذ و ارضاء میل جنسی
3ـ کودک آزاری عاطفی: هر گونه رفتار نامناسبی که بر عملکرد رفتاری، شناختی، عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد همانند آزارهای کلامی و غیر کلامی، سرزنش یا تحقیر، ناسزا گفتن، مسخره کردن، دست انداختن، مقررات و کنترل شدید و نامعقول، ترساندن مکرر کودک از تنبیه سخت بدنی، انتظارات و برخوردهای نامتناسب با سن کودک، به خدمت گرفتن کودک در جهت ارضاء نیازهای عاطفی خود و پاسخ های رفتاری غیر قابل پیش بینی والدین که باعث بی ثباتی و دگرگونی شناختی کودک شود.
4ـ کودک آزاری ناشی از غفلت و مسامحه: عبارتست از عدم مراقبت و علاقه مندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانند غذا، پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد طبیعی و نمو کودک نیاز هست و یا کودک را در معرض خطر قرار دادن (مانند رها نمودن بچه بدون مراقبت) می باشد. مسامحه یا غفلت، به صورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی و عدم تأمین نیازهای روحی، هیجانی و آموزش کودک، ترک و به حال خود رها کردن کودک، فقدان محبت کافی، صحبت نکردن با کودک، عدم رسیدگی به وضعیت تحصیلی و بی توجهی به ترک مدرسه و کودک را در معرض خطراتی چون سرما و گرما قرار دادن می باشد. به طور کلی ناتوانی یا غافل ماندن والدین از توجه و رسیدگی به نیازهای هیجانی و عاطفی کودک مسامحه عاطفی نامیده می شود.
همچنین غفلت یا مسامحه ممکن است در خصوص عوامل جسمی و عدم رسیدگی به وضعیت تغذیه و بهداشت کودک باشد خصوصیت بارز غفلت فیزیکی شامل: علائم کمبود تغذیه ای همانند عفونت های پوستی و درماتیت های ادراری قنداق بچه، علائم کمبود ویتامین به صورت بیماری پلاگرا و بری بری می باشد مسامحه و سهل انگاری معمولاً همراه با گرسنگی شدید دیده می شود. در این حالت عموماً کودک بیش از 40 درصد وزن خود را از دست می دهد و دچار اختلال تغذیه ای پروتئینی از نوع کواشیورکور می شود. غالباً بچه هایی که لاغرند و در معرض بی توجهی و سهل انگاری واقع شده اند تحت آزار جسمی قرار نمی گیرند. (مسامحه و گرسنگی معادل هم نیستند ولی معمولاً با هم دیده می شوند) تشخیص مسامحه نیز نیاز به دقت فراوان دارد و قبل از هر چیز باید بیماریها همانند دیابت، آدیسون (کم کاری غده آدرنال)، عفونت های مزمن، سرطانها، اختلالات جذب و هضم روده ای و بیماریهای متابولیک ارثی را کنار گذاشت. علل کودک آزاری: کودک آزاری یک مسئله فرهنگی ـ اجتماعی ـ پزشکی است و معمولاً چندین عامل مشترکاً در بروز آن نقش دارند.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
صفحه  صفحه 7 از 23:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  22  23  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Psychology Topics | مبحث روانشناسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites