تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Psychology Topics | مبحث روانشناسی

صفحه  صفحه 9 از 23:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  22  23  پسین »  
#81 | Posted: 10 Mar 2012 07:39 | Edited By: mahsadvm
میوه و شخصیت

آیا می دانید که می توانید از روی میوه های انتخاب شده شخصیت آدمها را بشناسیدو بر اساس میوه های مورد نظر بگویید که شرایط روحی وروانی اشخاص مختلف چگونه است؟ پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید.
پرتقال
اگرپرتقال میوه محبوب شماست شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارها را به آرامی و با متانت اما درعین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید. سختکوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می توان بشما اعتماد کرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب کرده وبا تمام وجود به انها عشق می ورزید واز درگیری وتنش به هرقیمت پرهیز میکنید.
سیب
چنانچه سیب میوه محبوب شماست فردی اسرافکاروبسیار رک گوهستید. اگر چه ممکن است شخصاٌ بهترین سازمان دهنده ومدیر نباشید اما می توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیتهای بزرگ میرسانید. دربیشتر موقعیتها میتوانید بسرعت و بدرستی تصمیم بگیرید. شما از سفرهای کوتاه و غیرمنتظره لذت میبرید. زمانی که با شریک زندگی خود بسر می برید جذاب و خونگرم بنظر می آیید وبشدت عاشق زندگی بمفهوم واقعی آن هستید.
آناناس
بسیار سریع تصمیم میگیرید وسریعترازآن عمل می کنید. در تغییر شغل و خطر کردن درزمینه اجتماعی شجاع و بی باک هستید. شما دارای یک توانایی استثنایی در مدیریت می باشید ونمی گذارید کار روی دستتان بماند.
دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه برقرار نمی کنید ولی به محض انجام اینکاردوستتان را برای همیشه برای خود نگه می دارید. بندرت بدنبال زندگی رمانتیک می روید وشریک شما غالبا بواسطه این صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار میگیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.
موز
عاشقان موزا فردی دوست داشتنی آرام گرم و طبیعتا با احساس هستید. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتی بودن دررنج هستید. دیگران از طبع آرام و شیرینتان سوء استفاده کرده وسعی می کنند به این وسیله برای خود موقعیتهای جالبی را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود درتمام زمینه ها هستید واین عشق بخاطر زیبایی جسمی و روحی اوست! بخاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره دریک هماهنگی کامل است.
نارگیل
شما دوستداران این میوه سنگین و کمیاب افرادی جدی با فکر وبا شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می برید و بویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خودخواه بنظر آیید اما لزوما چنین صفتی در شما برجسته نمی شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستید که در این زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می دهید. شما نیاز به شریکی عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در این مسئله دخالت نمی دهید.
گیلاس
چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را بشما نشان نمی دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است بویژه در موقعیتهای حرفه ای و کاری . شما همیشه ودرهرپروژه ای کمی پول بدست می آورید و نه بمقدارزیاد. ذهنی فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چیزهای نوهستید. شما شریکی صمیمی و وفادارهستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه تان برای شما بمنزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشترازاین دوست ندارید که درمنزل باشید ودوستان وآشنایان و افراد خانواده شما را دوره کنند.
انگور سیاه
بطورکلی آدمی مودب وخوشروهستید اما گاهی اوقات سریع وبشدت عصبانی می شوید هرچند به همان سرعت نیزعصبانیت شما فروکش می کند. اززیباییها به هرشکلی که باشد لذت می برید. بسیارمحبوب ومورد علاقه دیگران هستید واین محبوبیت بعلت طبیعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافری به زندگی دارید وازهرکاری که می کنید لذت می برید اعم ازلباس پوشیدن خوردن وخوابیدن. شریک شما باید درتمام شوروعلاقه شما سهیم باشد تا بتواند ازتمام چیزی که به اوهدیه می دهید لذت ببرد!
هلو
درست مثل هلو شما از عصاره زندگی لذت میبرید. فردی رک گوبوده و روشی دوستانه دارید در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستیها ارزش بسیار زیادی قائل هستید. حس استقلال طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است.
عاشقی ایده آل صبور صمیمی و یکرنگ هستید با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.
گلابی
چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری میکنید میتوانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاشهایتان را بسرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید. کمی خجالتی به نظر میرسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که بدنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش اهمیت میدهد.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#82 | Posted: 10 Mar 2012 08:11
انواع هویت

هویت از آن نظر که ساخته و پرداخته عوامل گوناگون است داراى تقسیم‏هاى متعددى است . در این جا به برخى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم :
از یک نگاه، هویت‏به فردى و اجتماعى تقسیم مى‏شود و هویت اجتماعى به صنفى، گروهى، قومى، ملى، منطقه‏اى و جهانى تقسیم مى‏شود . با نگاهى دیگر هویت‏با محوریت مراحل رشد داراى انواعى از این گونه است: کودکى، نوجوانى، جوانى، میان سالى و کهن سالى .
از جهت دیگر، لایه‏هاى هویت را در ابعاد و ساحت‏هاى وجود آدمى باید جست و جو کرد، مانند هویت اعتقادى، اخلاقى، عاطفى، رفتارى و مانند آن.
البته هویت کلى و مطلق برآیند و محصول تعامل مجموعه این ابعاد، لایه‏ها، دایره‏ها و اقسام است .
انواع بحران‏ها و بحران جوانى
در آغاز مناسب است‏بر این نکته تاکید کنیم که بحران‏ها از لحاظ سنى به دو دسته تقسیم مى‏شود:
الف: بحران‏هاى عمومى که به سن و مرحله خاصى از رشد فرد ارتباط ندارد و ممکن است در هر مرحله‏اى - در سطح فردى یا در مقیاس اجتماعى - اتفاق افتد
ب: بحران‏هایى که به مقاطع و دوره‏هاى خاصى از مراحل رشد آدمى اختصاص دارد، در این میان بحران‏هاى دوره جوانى از اهمیت‏بالاترى برخوردار است و در کتاب‏ها و پژوهش‏هاى روان‏شناسى محور بررسى‏هاى دامنه‏دار قرار گرفته است
نکته‏اى که شایسته دقت است آن که بحران‏هاى نوع اول بروز غالب و حساس آن در دوره جوانى است . اصولا به دلیل اهمیت مرحله جوانى و نقش مؤثر و آشکار جوانان و آگاهى و انرژى آنان بحران‏هاى فکرى و ذهنى آنان به کل جامعه سرایت مى‏کند و هم بحران‏هاى عمومى با شتاب زیاد در میان جوانان نمایان مى‏شود . از این رو نسل جوان را در این زمینه باید مرکز توجه و عنایت قرار داد و نگاه‏ها را بدان معطوف کرد
اینک به انواع گوناگون بحران‏ها مى‏پردازیم . از نگاه کلان مى‏توان بحران‏ها را به سه نوع عمده تقسیم کرد :
الف: بحران‏هاى انسانى
ب: بحران‏هاى انسان معاصر
ج: بحران‏هاى منطقه‏اى
قسم اول بحران‏هاى انسان از آن جهت که انسان است‏با قطع نظر از زمان و مکان ممکن است‏با آن مواجه شود و همواره گریبان‏گیر آدمیان بوده است . نوع دوم بحران‏ها و چالش‏هایى که تمدن معاصر با آن روبه‏رو شده، به طور برجسته‏ترى از اعصار کهن رخ نموده است . نوع سوم بحران‏هایى است که در مناطق گوناگون دنیا در چهره‏هاى متفاوت پدید مى‏آید
در این جا به ریشه‏اى‏ترین چالش‏ها، نگرانى‏ها و بحران‏هاى هویت از گونه نخست اشاره مى‏کنیم

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#83 | Posted: 10 Mar 2012 08:12
مطالعه شخصیت

روش‌های چندی برای مطالعه شخصیت وجود دارد. هر روش دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود است:
l روش‌های تجربی. در این روش‌ها پژوهشگر متغیرهای مورد نظرش را کنترل و دستکاری می‌کند و نتایج را می‌سنجد. این علمی‌ترین روش تحقیق است، امّا پژوهش‌های تجربی، هنگامی که مطالعه جنبه‌هایی از شخصیت نظیر انگیزه‌ها، هیجانات و تمایلات مورد نظر باشد، ممکن است بسیار پیچیده باشد.
l مطالعات موردی و روش‌های خود-گزارشی. این روش بر تحلیل عمیق فرد و همچنین اطلاعات فراهم شده از فرد تکیه دارد. مطالعات موردی به شدّت وابسته به تفسیر مشاهده کننده است در حالی که روش‌های خود-گزارشی به حافظه فرد مورد نظر بستگی دارد. به این دلیل، این روش‌ها بسیار ذهنی هستند و تعمیم یافته‌ها به جامعه‌ای بزرگتر دشوار است.
l تحقیقات بالینی. این روش بر اطلاعات جمع‌آوری شده از بیماران بستری، در طول دوره درمان تکیه دارد. بسیاری از نظریه‌های مربوط به شخصیت بر پایه این نوع پژوهش قرار دارد امّا به دلیل آن که موضوعات تحقیق، منحصر به فرد و نشانگر رفتار نابهنجار هستند، این تحقیق بسیار ذهنی است و تعمیم آن دشوار است.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#84 | Posted: 10 Mar 2012 08:12
شخصیت چیست؟
شخصیت تشکیل شده است از الگوهای ویژه فکری، احساسی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد. شخصیت، سرچشمه درونی
دارد و در طول حیات، تقریباً پایدار باقی می‌ماند.
روان‌شناسان شخصیت، ویژگی‌های یگانه افراد و نیز مشابهت‌ها بین گروه‌هایی از افراد را مورد مطالعه قرار می‌دهند.
ویژگی‌های شخصیت
· شخصیت، سازمان یافته و سازگار است.
· شخصیت، هر چند پدیده‌ای روانی است امّا تحت تاثیر فرایندها و نیازهای بیولوژیک قرار دارد.
· شخصیت باعث پدیدآمدن رفتارها می‌گردد.
· شخصیت از طریق افکار، احساسات، رفتارها و بسیاری چیزهای دیگر نمود می‌یابد.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#85 | Posted: 10 Mar 2012 08:26
مشکلات تحصیلی

در جامعه امروزمسائل تحصیلی و یادگیری دارای ارزش ویژه می باشد 0 با توجه به این مسئله که مدرسه می تواند روی گرایش وطرز تفکر وعلاقه کودکان اثرات مثبت و منفی داشته باشند واین اثرات تا سنین بزرگ سالی در فرد باقی بما ند مطالعه روی مشکلات تحصیلی از جنبه های مختلف ضروری می باشد 0به خصوص با ویژگی های شخصیتی کودک ،ناتوانیها ،چگونگی ارزشیابی ازدانسته های شاگردان میزان بهرۀ هوشی و علل افت تحصیلی وترک تحصیل 0بدین جهت طبقه خاصی درمشکلات رفتاری برای بررسی این گروه از مشکلات در نظر گرفته شده است که البته تحقیقات نشان داده است نسبت معلم به تعدادشاگردان عامل مهمی در پیشرفت تحصیلی نبوده ولی میزان قدرت یادگیری و طبقه اجتماعی و فرهنگی پایین ویژگی های شخصیتی در کلاس های پرجمعیت ،اثرات منفیه بیشتری نسبت به گروه مخالف آن دربرداشته است .

حتی گروه بندی های کلاس نظیر مشابهت در بهره ی هوش یا متعلق بودن به طبقه فرهنگی بالاتر ویا بالابودن نمرات کلاسی نقش مؤثری درمیزان پیشرفت وهماهنگ نمودن برنامه های معلم در کلاس دارد.
دیگر از عوامل مهمی که در پیشرفت تحصیلی شاگردان نقش دارد دیدگاههای معلمین نسبت به گروه های شاگردان می باشد 0درصورتی که معلمی باانتظارکمترازیک کلاس ،آموزشهای خود را متمرکز نماید به تدریج شاگردان،افت بیشتری خواهند داشت،بدین جهت گروهی از روانشناسان مخالف گروه بندی شاگردان،به صورت ضعیف،متوسط و زرنگ میباشند، به خصوص اگر این مسئله در یک کلاس رخ بدهد. البته این عمل شاگردان زرنگ را تشویق و متوسط را دارای انگیزۀ پیشرفت می نماید امّاشاگردان ضعیف را دلسرد میکند امّادر کلاس های مختلف به دلیل کمتر معاشرت کردن و تماس داشتن شاگردان با یکدیگر اثر منفی زیادی نخواهد داشت0مشکلات تحصیلی و مشکلات رفتاری اثر متقابل بر یکدیگر دارند0 به طور مثال شاگردی که به علت دیر آموزی قادر به پیشرفت نمی باشد به تدریج دچارانزواطلبی،دلسردی ،فرار از مدرسه و غیره میشود و یا شاگردان با مشکلات رفتاری نظیر افسردگی ،پرخاشگری ،پرجنبشی، دچار مشکلات تحصیلی می شوند0امّاتشخیص این که کدام یک عامل اولیه میباشد کاری است دشواربدین لحاظ در طبقه بندی های مشکلات تحصیلی به صورت جداگانه بررسی می گردند

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#86 | Posted: 10 Mar 2012 08:27
»»عصبانیت


خصیصــــه های ذاتـــــــــی
مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید
مــــراحل رشـــد
زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است
جنسیــــت:
به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند
زندگــــــی خانوادگــــــی
به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.”
با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم
امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد
انواع پرخاشگری‌
پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد:
پرخاشگری‌ خصمانه:
رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکی‌ کودک‌ دیگر را می ‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌ شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاری‌ می ‌پردازند
پرخاشگری‌ وسیله‌ ای:
رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. مثلاً کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می ‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تأیید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد
ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌ گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می ‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می ‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد.
جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد:
الف) پرخاشگری‌ درونی‌
ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌
چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ می‌ شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌ تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان افسرده در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند.
خشم‌ درونی‌ عصبانیت ‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می ‌آورد.
خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریاد کشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب ‌کردن‌ اشیا بروز دهد.
علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :
?.الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌
یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.
نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.
بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.
?. کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند
ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.
?. اضطراب‌ و پرخاشگری‌
کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.
?. پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌
گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.
?. پرخاشگری‌ و افسردگی‌
پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.
?. پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو
بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.
?. خشونت‌ و مدرسه‌
گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.
عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:
-وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد
- وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.
- وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.
- وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.
- وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.
- خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.
- افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#87 | Posted: 10 Mar 2012 08:29
»»عصبانیت و عوارض آن

مشکلات جسمانی
وقتی عصبانیت طولانی می شود . تغییرات شیمیایی در بدن همچنان ادامه می یابد و موجب خستگی جسم می گردد و می تواند مشکلات متعددی برای سلامتی فرد به وجود آورد .
مشکلات کوتاه مدت عبارت اند از :
- سر درد
- دل درد
- بی خوابی ( مشکل به خواب رفتن یا بیدار شدن در طی شب )
- افزایش اضطراب و احساس نگرانی و تشویش
- صدمه دیدن در اثر درگیری ، یا انجام عملی مانند مشت زدن به دیوار یا پنجره
مشکلات دراز مدت عبارت اند از :
- سکته مغزی
- حمله قلبی
ابتلا به افسردگی که حتی احتمال دارد منتهی به تلاش برای خودکشی شود.
استفاده از نوشیدنی و سیگار برای آرام شدن و خلاص شدن از کلیه مشکلات به وجود آمده .
برخی از این شرایط می تواند باعث مرگ فرد شود ، اما در هر حال هر یک از آنها توانایی شاد بودن و سالم بودن را تحت تأثیر قرار می دهند .
هر روز اتفاقاتی رخ می دهند که موجب عصبانیت ما می شوند، بنابراین از عصبی شدن نمی توان اجتناب کرد ، اما می توان راه هایی را برای بروز آن به شیوه های صحیح برگزید . به یاد داشته باشید که بدرفتاری با خود یا دیگری به هیچ وجه برخورد مناسبی نیست . مواردی مؤثر است که به حل مشکل کمک می کند یا برخورد صحیح با عصبانیت را ایجاد می نماید . روش مقابله یا عصبانیت تنها به انتخاب شما بستگی دارد و دیگران هرگز مقصر نیستند .
سه روش که ممکن است به برخورد مؤثر با عصبانیت کمک کند
1- عصبی شدن
قبول داشته باشید که این حس طبیعی است ؛ زیرا معتقدید که رفتار مناسبی با شما صورت نگرفته است یا به همین طریق تهدید شده اید .
2- بررسی علت واقعی عصبانیت
چه کسی ، چرا یا چه چیزی موجب عصبی شدن شما شده است . اولین باری که دچار این حس شده اید به خاطر آورید. آیا به خاطر ترس از چیزی بوده یا احساساتتان جریحه دار شده است ؟
آیا علت عصبانیت شما تا اندازه ای به خاطر مسئله ای بوده که مدتها قبل اتفاق افتاده است ؟ ( مثلاٌ در کودکی
3- بررسی شیوه های برخورد با علت عصبانیت
- تهیه فهرستی از انتخاب ها و سعی در تصور این نکته که با آزمایش کردن آنها چه اتفاقی خواهد افتاد .
- انتخاب موردی که تصور می شود برای همه بیشترین منفعت را دارد.
- اگر علت عصبانیت از حادثه ای است که مدتها قبل اتفاق افتاده یا نمی توان علت واقعی آن را بررسی کرد صحبت با یک مشاور مفید است .
- به کارگیری مهارت های ایجاد اعتماد به نفس یا یادگیری راه حل نیز کارساز است . با دویدن ، تمرین مشت زنی ، نرمش های هوازی ، عصبانیت را رفته رفته کاهش دهید. فریاد زدن در خودروی شخصی یا در کنار امواج ساحل ، به یکباره عصبانیت را از بین می برد. این روش به حس ترس ، ناراحتی یا اندوه کمک می کند .
- می توانید فهرستی از عواملی که باعث عصبانیت می شوند تهیه کنید و اگر مایل بودید آن را از بین ببرید. چنانچه تصمیم داشتید نامه ای بفرستید بهتر است قبل از ارسال چند روز آن را کنار بگذارید .
تحقیقات حاکی از آنند که بین اضطراب و عصبانیت رابطه ای وجود دارد . اگر اضطراب داشته باشید احتمال عصبی شدن بیشتر می شود . اگر به کرات عصبی شوید حس اضطراب و نگرانی افزایش می یابد . عواملی که برای آرام شدن یافته اید می توانند سطح اضطراب و عصبانیت را کاهش دهند .
- خونسرد باشید . نفس های عمیق بکشید . این عمل به مغزپیام می دهد که بحران تمام شده است و همه چیز به حالت عادی خود بازگشته است .
- تا ده بشمرید . همه ی ما راجع به این روش قدیمی و محبوب شنیده ایم . چنین روشی برای کنترل احساسات ، پیش از آن که عملی انجام دهید یا حرفی بزنید که از آن پشیمان شوید به شما زمان می دهد .
- استفاده از شیوه های آرامش بخش مانند تعمق و تجسم
- استفاده از حمام گرم ، گوش دادن به موسیقی دلخواه خود
- در صورتی که به علت گرفتاری ، تهدید و تبعیض عصبانی هستید در جامعه ، مدرسه ، دانشکده یا در برخورد با این عوامل ، قوانین و مقرراتی وجود دارد . از یک مشاور نیز می توانید وقت بگیرید و مراحلی را که باید طی کنید از این طریق بیابید.
- اگر علت عصبانیت شما مشکلی در زندگی شخصی است با مشاور مشورت کنید. این افراد می توانند درکشف مسائل شخصی که به دفعات موجب بروز عصبانیت می شوند کمک کنند.
خشونت رفتاری اکتسابی است
نحوه بروز عصبانیت ، اغلب از افراد پیرامون آموخته می شود . اگر کودکان در محیطی پرورش یابند که در آن شاهد خشونت باشند آنها نیزعصبانیت را از افراد محیط خانواده یاد می گیرند و هرقدر بیشتر در معرض خشونت باشند . احتمال پذیرش آن به عنوان روش مناسب بیشتر است . اگر دوستان شما خشن هستند امکان استفاده آن از طرف شما و تصور این که خشونت شیوه خوبی است وجود دارد . چنانچه در تلویزیون یا بازی های ویدئویی به وفور شاهد خشونت باشید احتمالاً آن را روشی برای برخورد با عصبانیت می یابید .
خبر خوب این است که هر رفتاراکتسابی می تواند غیراکتسابی باشد. اگر مایل هستید با شیوه های جدی کنترل عصبانیت آشنا شوید مرتب به تمرین آنها بپردازید . درنهایت رفتارهای جدید به زودی جایگزین عادات قدیمی می شوند.
برخورد با عصبانیت سایرین
اگر با افرادی رابطه دارید که عصبانی هستند و فکر می کنید احتمال دارد خشن باشند. اطمینان از این که قبل از آغاز خشونت در امان بمانید اهمیت دارد . در هر حال نمی توان روشی را که دیگران برای بروز عصبانیت در پیش می گیرند تغییر داد. امنیت فردی مهمترین مسئله است . برخی مردم ممکن است دیگران را به خاطر عصبی بودنشان سرزنش کنند یا به آنها لقب دهند یا جملاتی از این قبیل به کار ببرند: به یاد داشته باش که تو باعث عصبانیت من می شوی یا می دانی هر وقت این کار را می کنی من عصبانی می شوم . به خاطرعصبانیت دیگران ما را سرزنش نمی کنند . هر کس مسئولیت روشی را که برای مقابله با عصبانیت خود انتخاب می کند به عهده می گیرد و نمی توان با تغییر اعمالی که انجام می دهیم موجب تغییر روابط شویم ، یا امید به تغییر دیگران داشته باشیم . گوش دادن به حرف های شخص عصبی مفید است و هرموقع که امکان دارد حق عصبانی شدن راجع به آن مسئله خاص را به او بدهید چنین شیوه هایی می تواند زمینه تفاهم مشترک را مادامی که در امان هستید فراهم سازد و می توان به فردی که عصبانی است کمک کرد تا آرامش خود را حفظ و با خونسردی راجع به مشکلش صحبت کند .
اگر در شرایطی زندگی می کنید که کودکی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد ، مطرح کردن آن با فردی که به وی اعتماد دارید یا ممکن است به شما کمک کند مهم است . به یاد داشته باشید که شما مقصر و عامل خشونت نیستید.
احتمال دارد در مواقعی افرادی ناآشنا و و عصبی با شما در محیط کار یا حتی هنگام رانندگی برخورد کنند . در این صورت حفظ کردن آرامش مهم است . اگر آرامش خود را از دست دهید موقعیت وخیم تر وعصبانیت بیشتر می شود شاید بتوان در این حالت از مهارت هایی که در راه حل مقابله با درگیری به فهرست در آمده اند استفاده کرد

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#88 | Posted: 10 Mar 2012 08:30
»»• آدم عجول و عصبانیت

• آدم عجول
او به طغیان هاى ناگهانى مشهور است که اغلب به از کوره در رفتن او منجر مى شود. او آزادانه احساس خشمش را بیرون مى ریزد و اغلب چیزهایى مى گوید که واقعاً منظورش را نمى رساند. عصبانیت او به احساسات افراد آسیب مى زند و متعاقباً موجب نابودى روابط مى شود.از آنجایى که شدت پرخاشگرى او زیاد است و شکایت هایش به وضوح شنیده نمى شود، با عدم تایید روبه رو مى شود و موضوعات اصلى مورد بى توجهى قرار مى گیرد. دلخورى ها و رنجش ها از او بیشتر مى شود و مردم از او دورى مى کنند یا به راحتى او را کنار مى گذارند و هرگز او را جدى نمى گیرند. او بیشتر انرژى اش را صرف طغیان هاى عصبانیتش مى کند، اما عملاً چیزى عایدش نمى شود.
• از هر جهت دوست داشتنى
او عصبانیتش را همیشه حتى وقتى تنهاست و با خودش رو راست است، کنترل مى کند تا از تعارض هاى آشکار جلوگیرى کند. او از درون، از عصبانیت مى سوزد، اما تلاش مى کند تا قیافه ظاهرش را آرام نگه دارد، انگار نه انگار که هیچ آسیبى به او وارد مى شود. با این کار، او بخشى از خشم و عصبانیت درونى اش را کم مى کند. او به رفتار غیرمنصفانه اى که با او شده است اعتراضى نمى کند. بنابراین دیگران دلیلى براى این که چرا باید رفتارشان را تغییر دهند، نمى یابند. او یا تغییر عقیده مى دهد و به خاطر اجتناب از صدمات آتى در انزوا زندگى مى کند، یا به پنهان کردن احساساتش با دردى عذاب آور ادامه مى دهد.عصبانیت در هر دو حالت به طور نامناسبى نشان داده مى شود. به طور غیرموثرى بیرون مى ریزد یا به خود شخص بازمى گردد. در هیچ یک از این حالت ها از عصبانیت چیزى عاید فرد نمى شود.ما نمى توانیم عصبانیت را نادیده بگیریم یا آن را کاملاً از زندگى خود محو کنیم. عصبانیت، نه «خوب» است و نه «بد» چیزى است که هست. عصبانیت همیشه بنا به دلیلى پیش مى آید و به همین خاطر سزاوار توجه و دقت بیشترى است.
• رهنمودهاى عملى و سودمند
هر چند که شما نمى توانید عصبانیت بى حاصل را کاملاً از بین ببرید اما مى توانید آن را کاهش دهید و به این ترتیب با افراد و موقعیت ها به طور موثر برخورد کنید. در اینجا پیشنهاداتى ارائه مى شود که مى تواند کمک کننده باشد. حداقل یک یا دو پیشنهاد را که براى شما ساده تر و عملى تر و بنابراین مفیدفایده است را انتخاب کنید.
• مسائل و انتظارات خود را با صراحت بیان کنید
عصبانیت گاهى اوقات ناشى از مسائل، خواسته ها و انتظارات ابراز نشده است. مادرى که پرستار است و سردرد شدیدى دارد به راحتى ممکن است از دست کودکش که از او مى خواهد غذاى بخصوصى را برایش درست کند، عصبانى شود. وقتى او به کودکش درباره مشکل فیزیکى خود (سردرد) حرفى نزده است نمى توان از کودک انتظار داشت که درد او را بفهمد و نسبت به او اظهار نگرانى کند.طغیان عصبانیتش فقط او را بیش از پیش از خود دور مى کند، و او رفتارى را که سزاوارش است، دریافت نمى کند. وقتى شما در شرایط بحران قرار مى گیرید و نیازمند کمک هستید، تقاضاى کمک کنید. اکثر مردم فقط در صورتى که به آنها بگویید به آنها نیاز دارید به راحتى مى توانند شما را درک کنند. این نگرش که آنها خودشان «باید بفهمند» خیلى سودمند و عملى نیست.
• با بیان کردن حقایق درباره مشکل خود صحبت کنید
با بیان کردن احساسات و اجتناب از سرزنش ها، با توصیف کردن و نه قضاوت کردن، فرد مى تواند از «شکل گیرى» عصبانیت پیشگیرى کند. بحث آزاد درباره تعارض، موقعیت را مشخص تر کرده و به حل سریع مشکل کمک مى کند.راجا همیشه وقتى مى خواست سر کار برود، از دست همسرش عصبانى مى شد. وقتى متوجه شد با فریاد زدن و عصبانى شدن کارى از پیش نمى برد، تصمیم گرفت با همسرش صحبت کند و دقیقاً آنچه را که از او انتظار دارد، به او بگوید: «وقتى ناهار دیر آماده مى شود، من دچار تنش مى شوم، چون ممکن است دیرتر به سر کار برسم. به همین دلیل است که سرت داد مى زنم. من مضطرب مى شوم و بدون احتیاط و تند رانندگى مى کنم، آن وقت تمام روز احساس بدى دارم، چون مى دانم که تو را رنجانده ام. من خوشحال تر خواهم بود اگر غذاى ساده ترى درست کنى که سر وقت آماده شود.» راجا فهمید که ابراز حقیقت موثرتر از عصبانیت دائم، مشکل او را حل کرده است.
• توضیح بخواهید
جملات و سئوالات طراحى شده که فرد را وادار مى کند درباره افکارش صحبت کند، بسیار سودمند و موثر است. خشن و بداخلاق بودن، همان طور که همکار شما طى هفته گذشته بوده است، در حل مشکل کمکى نمى کند.«من احساس مى کنم شما از دست من ناراحت هستید، این طور نیست؟ شاید به این وسیله بتوان فرد را به صحبت دعوت کرد. بسیار خوب ممکن است وقتى را براى صحبت کردن به شما اختصاص دهم.»

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#89 | Posted: 10 Mar 2012 08:30
»»عصبانیت


عصبانیت یکى از هیجان هاى طبیعى بشر است که اگر کسى هرگز آن را احساس نکند، هیچ وقت آدم کاملى نیست، به هر ترتیب این هیجان عادى و رایج مى تواند مخرب ترین هیجان نیز باشد.عصبانیت مى تواند علیه فرد کار کند. عصبانیت اغلب موقعیتى را براى فرار کردن فرد از خودش فراهم مى سازد که به نوبه خود فرد را از حل سریع مشکلش بازمى دارد. به هنگام عصبانیت، او دیگر قادر نیست به طور موثرى عمل کند؛ چیزى که بر عصبانیت او مى افزاید.وقتى او از انجام کارى مى خواهد سرباز زند، شروع مى کند به انتقاد کردن از خودش و دیگران. عصبانیت او لبریز مى شود و در سایر روابط او که بسیار با منشاء اصلى عصبانیت او فاصله دارند، احساس خشم و عصبانیت از خود نشان مى دهد. عصبانیت یک هیجان قوى است که مى تواند از لحاظ فیزیکى به فرد صدمه بزند. عصبانى شدن، مثل این است که اجازه دهیم یک ولتاژ قوى برق از بدنمان عبور کند. افرادى که زود عصبانى مى شوند و عصبانیت آنها طولانى مى شود، در واقع مجوز صدور فهرست بلندبالایى از بیمارى ها را براى خود به ارمغان مى آورند. از قبیل انواع سردردها، مشکلات پوستى، پشت درد، انواع زخم ها و حتى حملات قلبى. عصبانیت اغلب نه تنها موجب حرکاتى مثل لگد زدن به اسباب و اثاثیه، پرتاب کردن آنها و کارهاى دیگرى مى شود، بلکه مشکلات جدى تر را مثل حوادث، کتک کارى و حتى قتل ها را به همراه دارد. دو شکل اساساً متفاوت بیان عصبانیت در زیر ترسیم مى شود. اکثر افراد از میان دو حد افراطى عصبانیت، اختلافات جزیى با هم دارند، در حالى که برخى افراد فقط شدیدترین شکل عصبانیت را نشان مى دهند. احساس و بیان فرد ممکن است بستگى به موقعیت یا شخصى داشته باشد که فرد با او رابطه دارد.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#90 | Posted: 10 Mar 2012 08:31
»»نحوه کنترل عصبانیت در کودکان


خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.
خصیصــــه های ذاتـــــــــی
مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید
مــــراحل رشـــد
زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است
جنسیــــت:
به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند
زندگــــــی خانوادگــــــی
به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.”
با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم
امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
صفحه  صفحه 9 از 23:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  22  23  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Psychology Topics | مبحث روانشناسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites