تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

پزشکی سلامت (آرشیو شماره یک)

صفحه  صفحه 27 از 64:  « پیشین  1  ...  26  27  28  ...  63  64  پسین »  
#261 | Posted: 8 Jul 2011 08:13
اضطراب،حملات قلبی را افزایش ‌می‌دهد

افرادی که میزان استرس خود را کاهش می دهند و یا تلاش می کنند تا آن را کنترل کنند در مقایسه با افرادی که نگرانی و اضطراب زیادی دارند شصت درصد کمتر به بیماری قلبی دچار می شوند و یا فوت می کنند.
به گزارش واحدمرکزی خبر ، دکتر یینونگ یونگ شو «Yinong Young-Xu» از موسسه تحقیقاتی قلب و عروق ماساچوست روز شنبه اعلام کرد از بین ۵۱۶ نفری که از بیماری عروقی رنج می بردند ۴۴ نفر در طول ۳ تا ۴ سال بعد از ان به حمله قلبی دچار شدند و ۱۹ نفر نیز بر اثر حمله قلبی درگذشتند.


براساس این تحقیق که نتایج آن در پنجاه و هفتمین کنفرانس سالانه کالج قلب امریکا که از ۲۹ مارس تا اول آوریل در شهر شیکاگو برگزار می شود ارائه شده است ارتباط تنگاتنگی بین میزان اضطراب و نگرانی با خطر وقوع حملات قلبی کشنده و غیرکشنده وجود دارد.


عوامل دیگری مانند سن ، جنس ، سطح آموزش ، وضعیت تاهل ، مصرف سیگار ، فشارخون ، دیابت ، میزان کلسترول ، وزن و ضربان قلب نیز در این میان دخیل هستند.


دکتر یونگ شو گفت: تحقیقات قبلی ارتباط بین استرس با افزایش میزان ابتلا به بیماری تصلب شرایین را نشان داده بود اما درباره امکان بهبودی وضعیت قلب و عروق فرد بیمار با در نظر گرفتن وضعیت روحی و کاهش میزان نگرانی و اضطراب وی با استفاده از داروهای آرامش بخش و روان درمانی تحقیقات کمی تاکنون انجام شده بود.
وی افزود: با توجه به نتایج این تحقیق ، پزشکان قلب و عروق باید به وضعیت و مشکلات روحی روانی بیماران خود بیش از هر چیز توجه کنند.

hi dr!
     
#262 | Posted: 8 Jul 2011 08:13
نا امیدی را کنار بگذارید

استرس و عصبانیت در سنین میانسالی و جوانی معمولاً در اثر مشکلات کاری، برنامه شلوغ و پرکار، جنگ و جدل برای برقراری تعادل بین کار و خانواده و برقراری تعادل بین مسئولیت های خانوادگی و شخصیت خود فرد ایجاد می شود.
استرس غالباً در شکل ها و فرم های مختلف ظاهر می شود. یکی از این شکل ها و قالب ها، ناامیدی است؛ زندگی چگونه ادامه خواهد داشت، وضع بچه ها چه خواهد شد، چرا رؤیاهای خیالی دوران جوانی به واقعیت تبدیل نشد اینها از جمله سؤال هایی است که با فکر کردن به آنها ناامیدی در وجود افراد ریشه می دواند.
اکثر افراد می خواهند از آنچه که منجر به ناامیدی آنها شده است، سریع بگذرند. اما این اشتباه است، هرگز آن را نادیده نگیرید و سعی کنید بفهمید برای چه و از چه ناامید شده اید، زیرا این آگاهی می تواند تجربیاتی گرانقدر و عالی در اختیار شما قرار دهد.
برای مثال، اگر از رفتار دیگران ناامید شده اید، شاید باید توقعات خود را تغییر دهید یا درباره آنها خوب فکر و آنها را بررسی کنید. یا اگر آرزو داشتید پزشک شوید، ولی نشد و حالا از این مسئله احساس ناامیدی می کنید، شاید زمانش رسیده باشد که شغلی در زمینه سلامت و بهداشت به عنوان شغل دوم برای خود انتخاب کنید تا به رضایت برسید.
علت این که افراد نمی خواهند ناامیدی را ریشه یابی کنند این است که آن را در ذهن خود ثابت نگه داشته اند اما باید آن را به حرکت درآورید، ریشه یابی کنید و از آن درس بگیرید.
کارشناسان معتقدند بهترین کار برای ایده آل زندگی کردن این است که گذشته را ببخشید و پشت سر بگذارید، به آینده امیدوار باشید ولی در زمان حال زندگی کنید.سعی کنید امروز برایتان بهتر باشد و فردا را بهترین قرار دهید. هرگز از پیدا کردن دوستان جدید، یاد گرفتن مطالب جدید و فکر کردن به رؤیاهایتان دست برندارید.

همین امروز شروع کنید به رؤیاهایتان بیندیشید و برای رسیدن به آن گام اول را بردارید. با این طرز فکر و شیوه رفتاری جایی برای ناامیدی در زندگی شما باقی نمی ماند و اگر هم باشد فضای خیلی خیلی کوچکی خواهد بود که نمی تواند اثرات منفی روی رفتار و سلامت شما بر جای بگذارد.

hi dr!
     
#263 | Posted: 8 Jul 2011 08:14
” مغز ” ، عضو که شما را مبهوت می کند

مبهوت شدن با مغز آسان است. کیست که تحت تاثیر میلیاردها سلول عصبی بسته‌بندی‌ شده در جمجمه‌های ما، پیوسته به یکدیگر به وسیله تریلیون‌ها اتصال عصبی، قادر به رمزگذاری حافظه‌های متعلق به چندین دهه پیش، نواختن ساکسیفون و ارسال کاوشگرهای فضایی به خارج از منظومه شمسی قرار نگیرد؟ طبیعی است که بخواهیم بدانیم مغز ما چگونه توانسته است این قدر خوب باشد. اما پرسش جالب‌تری نیز هست که ارزش طرح دارد: با مغزی به این بدی چگونه می‌توانیم زنده بمانیم؟ کار مغز گرفتن تصمیم‌هاست.



اطلاعات به دست‌آمده از حواس را می‌گیرد، سپس آنها را در شبکه گسترده مدارهای متشکل از سلول‌های عصبی پردازش کرده و سرانجام نوعی خروجی تولید می‌کند. این خروجی می‌تواند همچون دادن رای انتزاعی یا همچون کشیدن نفس بنیادی باشد. این تصمیم‌ها بستگی به نحوه پردازش پیام‌ها در نهایت دقت دارد. خطاهایی که هنگام پاسکاری این پیام‌ها در دستگاه عصبی در آنها می‌خزد، پارازیت نامیده می‌شود. جالب آنکه هرچه دانشمندان در مغز دقیق‌تر می‌شوند، پارازیت بیشتری در آن کشف می‌کنند.
پیام‌ها با پیک‌های ولتاژ که در امتداد سلول عصبی حرکت می‌کند در مغز رمزگذاری می‌شوند. این ولتاژهای ظریف چیزی شبیه جریان دیجیتال اطلاعات هستند که در کامپیوتر جابه‌جا می‌شوند. اما نورون‌ها یا سلول‌های عصبی به جای سیلیکون و گالیوم، از چربی ، آب و پروتئین ساخته می‌شوند. آنها با گشودن کانال‌ها و داخل کردن اتم‌های باردار پیک‌های ولتاژی‌شان را انتقال می‌دهند. این کانال‌ها یک اضافه جریان به وجود می‌آورند که سپس موجب بازشدن کانال‌های مجاور می‌شود. با غلتیدن و عبور پیک ولتاژ از طول سلول عصبی، هر کانال فقط برای یک لحظه باز می‌ماند، درست مانند حرکت یک موج مکزیکی در استادیوم. آن‌طور که دانشمندان دانشگاه کمبریج در شماره اخیر ژورنال علوم اعصاب «نیچر ریویوز» می‌نویسند، مشکل سلول‌های عصبی آن است که کانال‌ها همیشه آن‌طور که قرار است عمل نمی‌کنند. کانال‌ها مدام می‌لرزند و می‌پرند و گاهی کمی زودتر از آنچه باید بازمی‌شوند که سبب می‌شود یک موج ۲ تا شود. گاهی دیر باز می‌شوند یا اصلا باز نمی‌شوند. این کانال‌های اهمال‌کار می‌توانند یک موج کوتاه و تیز را به شکل یک موج بلندتر و ضعیف‌تر، مبهم و نامشخص سازند. بعضی کانال‌ها گاهی وقتی هیچ موجی وجود ندارد نیز خودبه‌خود باز می‌شوند و یک پیک کاملا کاذب ایجاد می‌کنند.
اکنون دارد ثابت می‌شود آسیبی که در سلول‌های عصبی ما به پیام‌ها وارد می‌شود واقعا عظیم است. وقتی قطاری از پیک‌های ولتاژی در طول یک سلول عصبی حرکت می‌کند، ممکن است بیش از ۲۵ درصد از اطلاعات خویش را از دست بدهد. در مراحل دیگر نیز ممکن است پارازیت بیشتری وارد پیام‌های مغزی شود. وقتی پیام‌ها به انتهای یک سلول عصبی می‌رسند، موجب رهاسازی یک سری مواد شیمیایی می‌شوند که تا سلول عصبی مجاور جریان می‌یابند و پیک ولتاژی جدیدی راه می‌اندازند که با سرعت پیش می‌رود. اما این مواد شیمیایی مانند کلیدهایی ساده عمل نمی‌کنند؛ گاهی قادر به عبور از شکاف میان دو سلول‌ عصبی نیستند و به ‌تبع آن پیام نیز از انتقال بازمی‌ماند. هنگامی که پیامی از یک سلول‌ عصبی به سلول‌ عصبی دیگر و باز به سلول‌ عصبی بعدی منتقل می‌شود، در هرکدام پارازیت بیشتری به پیام اضافه می‌شود، درست مانند بازی ذهنی تلفن (که در آن بچه‌ها جمله‌ای را درگوش یکدیگر تکرار می‌کنند و هربار تغییری در آن ایجاد می‌شود ـ م). همه این پارازیت‌ها می‌توانند درک ما از دنیای خارج را مبهم سازند و بر فرمان‌هایی که مغز ما به ماهیچه‌های‌مان ارسال می‌کند تاثیر بگذارند.
پارازیت موجود در مغز ما به قدری زیاد است که بر کیفیت کار آن محدودیت جدی اعمال می‌کند. یکی از بهترین راه‌های ساخت یک مغز قدرتمند استفاده از سلول‌های‌ عصبی کوچک است. هرچه اندازه سلول‌‌های عصبی کوچک‌تر شود، تعداد بیشتری از آنها را می‌توان در یک فضای معین جا داد. اتصالات بیشتری می‌توانند با همدیگر برقرار کنند و برای ارسال پیام به انرژی کمتری نیاز پیدا خواهند کرد. اما معلوم شد که سلول‌های عصبی ما از آنچه در عمل هستند می‌توانند بسیار کوچک‌تر باشند. اگر تمام مواد لازم برای ارسال پیام را تا آنجا که ممکن است فشرده بسته‌بندی کنیم، قطر شاخه‌های یک سلول‌ عصبی (که آکسون نامیده می‌شوند) فقط ۰۶/۰ میکرون (۶ صد هزارم میلی‌متر) خواهد شد. اما در واقع قطر نازک‌ترین آکسون‌ها حدود ۱/۰ میکرون (۱۰صد هزارم میلی‌متر) است. بررسی‌های اخیر نشان داده‌اند آنچه مانع نازک‌تر شدن آنها می‌شود پارازیت است. یک آکسون هرچه نازک‌تر شود، پارازیت‌دارتر می‌شود. زیر ۱/۰ میکرون، پارازیت ناگهان چنان افزایش می‌یابد که هر پیامی را مستهلک می‌کند. اگر پارازیت مانع نمی‌شد که ما سلول‌های عصبی بیشتری داشته باشیم، احتمالا خیلی باهوش‌تر از این می‌شدیم.
دانشمندان اکنون دریافته‌اند که بخش قابل‌توجهی از سازماندهی مغز صرف مبارزه با پارازیت می‌شود. یک راه مبارزه محاسبه میانگین چند پیام است. هنگامی که صدایی می‌شنویم، ساختارهای مومانندی روی سلول‌های عصبی گوش‌های‌مان تکان می‌خورند. و ول خوردن آنها الگویی از پیک‌های ولتاژی ایجاد می‌کند که سپس آن سلول‌ عصبی آن را به ۱۰ تا ۳۰ سلول‌ عصبی دیگر منتقل می‌کند. آنگاه تمام این سلول‌های عصبی همین پیام را به سوی مغز می‌برند تا در آنجا بتوان آنها را با هم مقایسه کرد. هر سلول‌ عصبی پیام را به شیوه تصادفی و منحصر به فردی تخریب می‌کند و مغز با میانگین گرفتن از تمام پیام‌های‌شان با هم، می‌تواند بعضی از این پارازیت‌ها را حذف کند.
مغز ما به منظور کاهش هرچه بیشتر پارازیت، نقش‌های جهان را با بی‌تفاوتی، مانند موم نرمی که نشان مهری بر آن نشسته باشد در خود راه نمی‌دهد. ما در عمل برای درک، مقایسه می‌کنیم. برای مثال وقتی پیام‌های جدیدی از چشمان‌مان می‌رسد، آنها را با اطلاعات ذخیره‌شده در مغزمان درباره دنیای معمول مقایسه می‌کنیم ــ مثلا این واقعیت که اشیا لبه دارند. این مقایسه به ما امکان می‌دهد از اختلالات ناشی از پارازیت چشم‌پوشی کنیم و در عوض روی پیام درست متمرکز شویم. از این گذشته مغز درمورد فرمان‌هایی که به ماهیچه‌های‌مان می‌فرستد نیز نمی‌تواند بی‌اعتنا باشد. یک پیام مغشوش ممکن است ما را وادارد به اشتباه گام مهلکی برداریم. در عوض مغز ما مدام در حال دریافت اطلاعاتی درباره آن است که بدن ما چقدر دارد به هدف خویش نزدیک می‌شود. مغز ما برای تصحیح پارازیت‌ها، پیوسته فرمان‌های تجدید‌نظرشده‌ای می‌فرستد تا فرمان‌های پیشین را تصحیح کند.
تحت تاثیر قرار گرفته‌اید؟ طبیعی است. مغز ما ناخودآگاه محاسبات پیچیده‌ای انجام می‌دهد که مهندسان تلاش می‌کنند برای ساخت کامپیوترها و سیستم‌های ارتباطی بهتر از آن تقلید کنند و با این حال تمام این ریاضیات پیچیده در خدمت یک هدف تناقض‌آمیز است: جبران اشتباهاتی که ناشی از خود زیست‌شناسی ماست.
wired.com, Apr.۴, ۲۰۰۸
جیمز رندرسون
ترجمه: کاوه فیض‌اللهی
روزنامه کارگزاران

hi dr!
     
#264 | Posted: 8 Jul 2011 08:15
معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت اسکیزوتایپال بر پایه چهارمین ویرایش کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی عبارت است از؛
الف- کاستی ها و نواقصی در روابط اجتماعی و بین فردی که مشخصه آن بروز رنج و مشقتی حاد در روابط صمیمانه و کاهش توانایی دارا بودن این روابط و همچنین آشفتگی ها و برهم خوردگی های شناختی یا ادراکی و نامتعارف (اکسنتریک) بودن رفتار است؛ به گونه یی که این الگوی ژرف و فراگیر از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه های گوناگون به چشم آید که نشانه اش وجود دست کم پنج تا از موارد زیر است؛
۱- افکار انتساب (رفرنس) به خویشتن؛ نه هذیان های (روان پریشانه) انتساب به خود
۲- باورهای عجیب یا اندیشه های جادویی که بر رفتار اثر بگذارند و با هنجارهای برآمده از خرده فرهنگ فرد همخوانی نداشته باشند. (مانند خرافاتی بودن، اعتقاد به غیب بینی، تله پاتی و دورآگاهی، حس ششم و نیز گمانه ها، تخیلات یا اشتغال های ذهنی غریب در کودکان و نوجوانان)
۳- تجربه های نامعمول ادراکی، از جمله فریفتارها و خطاهای ادراکی (ایلوژن های) پیکری
۴- پندار و گفتار عجیب (برای نمونه مبهم، حاشیه پردازانه، استعاره یی با شرح و تفصیل بیش از اندازه و فراوان یا کلیشه یی و قالبی)
۵- شکاکیت یا فکر بدگمانانه
۶- حالت عاطفی نابجا یا محدود
۷- رفتار یا حالت ظاهری عجیب، نامتعارف یا ویژه خود
۸- نداشتن دوستان صمیمی یا مورد اطمینان، به جز بستگان درجه نخست
۹- اضطراب بیش از اندازه در میان جمع، به گونه یی که با آشنا شدن هم کاهش نیابد؛ این اضطراب بیشتر به ترس همراه با بدگمانی مرتبط است و نه به قضاوت منفی درباره خودش
ب- فقط در سیر اسکیزوفرنیا، اختلال خلقی با ویژگی های روان پریشانه (سایکوتیک)، دیگر اختلالات روان پریشانه یا یکی از اختلالات ژرف و فراگیر رشد (اوتیسم، آسپرگر و…) پیدا نشده باشد.
نکته؛ اگر این معیارها پیش از آغاز اسکیزوفرنیا وجود داشته باشند، قید «پیش مرضی» را باید افزود؛ برای نمونه، «اختلال شخصیت اسکیزوتایپال (پیش مرضی)».

hi dr!
     
#265 | Posted: 8 Jul 2011 08:15
انتقاد بیش ازحد وسخت گیری در برخورد با خطاهای کودک، زمینه ساز کم رویی است

یک متخصص روانشناسی بالینی و عضو هیات علمی دانشگاه یزد گفت: کم‌رویی در واقع یک اصطلاح شایع میان عامه مردم است که در روانشناسی بالینی از آن به عنوان ترس از موقعیت اجتماعی یاد می‌شود.


دکتر مرتضی امیدیان ترس از قرار گرفتن در مقابل افراد را از ویژگی افراد مبتلا به اختلال کمرویی دانست.
وی افزود: در این اختلال، شدت علائم اضطرابی در فرد بروز و دمای بدنشان به شدت پایین می‌آید. آب دهانشان خشک و برافروخته شده و خود به خود با بروز این علائم جسمانی و مواجه شدن فرد با مشکل، از موقعیت‌هایی که چنین شرایطی دارد فرار می‌کند.


وی در خصوص علل این اختلال گفت: در تئوری به نام کلارک، مدلی ارائه شده که بر اساس این مدل افراد با توجه به زمینه خانوادگی، تجربه شخصی، یک اتفاق الگویی در ذهن افراد شکل می‌گیرد که هنگامی که در موقعیتی قرار بگیرند به دلیل این مدل شناخت، علائم جسمی را از خود بروز می‌دهند.


دکتر امیدیان ادامه داد: از آنجا که همراه علائم جسمانی، نگرانی از بروز علائم نیز وجود دارد لذا فرد در نظر دارد از بروز علائم جلوگیری کند که این عمل بازخورد منفی داده و باعث مشکلات بیشتری می‌شود.


وی در خصوص درمان این اختلال توضیح داد: بهترین درمان برای اختلال کم رویی، روشی تحت عنوان CBT است که روش درمانی « رفتاری – شناختی» گفته می‌شود؛ به این صورت که ابتدا باید ذهن فرد را اصلاح و تمریناتی در جهت اصلاح رفتار با تعامل این که رفتاری را انجام تا بازخورد و شناختش را اصلاح کنیم، به فرد داده می‌شود. سپس می‌توان این چرخه را از بین برد.


دکتر امیدیان در خصوص راههای دیگر درمان گفت: شرکت در مشاوره‌های گروهی افراد شناختی رفتاری برای درمان این اختلال می‌توان اقدام کرد که در این گروه‌ها افراد با مشکل یکسان دور هم جمع ‌شده و به گفتگو برای حل مشکل می‌پردازند.


این روانشناس در توصیه برای ممانعت از شکل‌گیری این مشکل خاطرنشان کرد: الگوهای رفتاری والدین از قبیل انتقاد کردن بیش از حد، داشتن معیار بالا در برخورد با فرزندان و سخت‌گیری در برخورد با خطاهای عادی زندگی زمینه ساز اختلال کم رویی است.
دکتر امیدیان یادآور شد: پیشگیری از این اختلال باید از دوران ابتدایی و با برخورد صحیح والدین و معلمان شروع شود که با پرهیز از نگاه انتقادی و ایراد گرفتن در جمع و اجازه اظهار نظر دادن به کودکان، نوشتن انشاء و اجرای گفتگو می‌توان از بروز این اختلال جلوگیری کرد.

hi dr!
     
#266 | Posted: 8 Jul 2011 08:17
وزن نوزاد در هنگام تولد و ارتباط آن با ابتلا به اوتیسم

به نقل از پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی NDTV کشور هند، پژوهش های قبلی نشان داده بود، کم بودن وزن نوزاد در هنگام تولد می تواند مانع از رشد کامل نوزاد در مراحل بعدی رشد کودک شود.
این در حالی است که محققان با بررسی های اخیری که به انجام رساندند، دریافتند کم بودن وزن نوزاد در حین تولد و یا تولد زود هنگام وی می تواند از عوامل خطرساز ابتلا به بیماری اوتیسم به حساب بیاید.
اوتیسم یا درخودماندگی، بیماری روانی است که از ارتباط افراد با دنیای خارج جلوگیری می‌کند. به نظر می‌رسد قربانیان در دنیای خودشان به سر می‌برند و تا ‌کنون پزشکان نتوانستند آنها را درک کنند.
این بیماری اولین بار در سال ۱۹۴۳ نامگذاری شد و هنوز پزشکان پیشرفت‌های بسیار کمی نسبت به آن موقع کرده‌اند.
طبق آمار از هر ۱۰هزار کودک، بین دو تا چهار نفر اوتیسمی(در‌خودمانده) متولد می‌شوند.
اغلب اوقات قربانیان توانایی صحبت کردن، خواندن یا نوشتن را ندارند.اما آنچه در مورد این بیماری بیشتر غیر عادی است این است که از سویی دیگر بسیاری از این کودکان توانایی استفاده از مغزهایشان رادر راه‌ و روشهایی گوناگون دارند که تقریبآ فوق بشری هستند.
یکی از مهارت‌های عادی این نخبگان درخودمانده، محاسبه تقویمی است. یعنی می‌توانند بگویند در روزی از هفته در تاریخ خاصی چه اتفاقی افتاده است.برای نمونه جکی که ۴۲ ساله است، اولین بار در ۶ سالگی شروع به سخن گفتن کرد،وی توانایی این را دارد که با کمی تردید به شما بگوید چه روزی از هفته اول آوریل ۱۹۳۳ شروع به سخن گفتن کرده است، اما اگر از او بپرسید چگونه این کار را می کنی به شما خواهد گفت: نمی‌دانم.
افراد مبتلا به اوتیسم معمولاً حداقل نصف علائمی را که در زیر عنوان شده است نشان می دهند . این نشانه ها از خفیف تا شدید متغیر هستند . در موقعیت های کاملاً متفاوت، رفتارهایی که با سن کودک تطابق ندارد مشاهده می شود.
▪ اصرار به یکسانی داشته و در مقابل تغییر مقاوم هستند.
▪ مشکلات شدید تکلمی دارند.
▪ در بیان نیازها مشکل دارند و از اشارات و حرکات به جای کلمات استفاده می کنند.
▪ اغلب از ضمایر استفاده معکوس می کنند ، به جای استفاده از ” من” از ” تو” استفاده می کنند .
▪ کلمات و یا جملات دیگران را تکرار می کنند.
▪ خنده و گریه بی دلیل دارند و یا بدون علت مشخص نگران و مضطرب می شوند.
▪ قشقرق به پا می کنند و به دلایلی که برای دیگران آشکار نیست شدیداً پریشان می شوند.
▪ قادر نیستند با دیگران رابطه برقرار کنند.
▪ دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و یا دیگران را در بغل گیرند.
▪ تماس چشمی ندارند یا تماس چشمی آنها اندک است.
▪ به روش آموزش معمول پاسخ نمی دهند.
▪ با اسباب بازی، درست بازی نمی کنند.
▪ چرخیدن و تاب خوردن را خیلی دوست دارند.
▪ احساس درد کمتر یا بیشتر از حد دارند.
▪ از خطرات نمی ترسند.
▪ پر تحرک یا کم تحرک هستند.
▪ به صحبت ها و یا صداها پاسخ نمی دهند به طوری که به نظر می آید ناشنوا هستند اگر چه حس شنوایی سالم است.
▪ ۷۰ درصد کودکان مبتلا به اوتیسم، ناتوانی هوشی دارند.

hi dr!
     
#267 | Posted: 8 Jul 2011 08:17
کودکان دوستدار گردش و موسیقی



اگرچه همه شیرخواران در زمان های مختلف و به دلایل متفاوت گریه می کنند، ولی وقتی کودکی که از هر لحاظ سالم است، روزانه حداقل سه ساعت و بیش از سه روز در هفته و حداقل برای سه هفته گریه کند، این حالت تحت عنوان کولیک (قولنج) نامیده می شود که یک حالت کاملاً طبیعی است و خود به خود برطرف می شود. گرچه در حرف گفتن آن ساده است ولی در عمل باعث کلافه شدن والدین، عصبانیت ایشان و گاهی تنبیه شیرخوار می شود. تخمین می زنند حدود ۴۰ درصد همه شیرخواران مبتلا به کولیک (قولنج) می شوند. قولنج بین هفته سوم تا هفته ششم شروع شده و معمولاً در پایان سه ماهگی فروکش می کند. اگر کودک همچنان بعد از این زمان نیز گریه کند، سایر علل غیر از قولنج را باید در نظر گرفت.
چندین واقعیت در مورد کولیک (قولنج) وجود دارد؛
▪ شیرخواران مبتلا، قدرت مکیدن طبیعی و اشتهای خوب دارند و از هر نظر در سلامت به سر می برند و رشد خوبی دارند. اگر شیرخوار به خوبی شیر نخورده یا قدرت مکیدن خوبی نداشته باشد به پزشک اطلاع دهید.
▪ شیرخواران کولیکی (قولنجی) بغل گرفتن را دوست دارند و تمایل دارند که آنها را بگردانند. اگر شیرخوار به رغم این اقدامات، ناراحت به نظر می آید و به سختی آرام می شود، به پزشک اطلاع دهید.
▪ شیرخواران مبتلا، ممکن است گهگاه آب دهان شان را بیرون بریزند. اما اگر شیرخوار واقعاً استفراغ کرده و کاهش وزن دارد به پزشک اطلاع دهید. استفراغ تکرارشونده علامت کولیک (قولنج) نیست.
▪ شیرخواران قولنجی اجابت مزاج نرمالی دارند. اگر مدفوع شیرخوار اسهالی بوده یا خون در آن وجود داشته به پزشک اطلاع دهید.
● علت کولیک (قولنج) چیست
علت واقعی آن هنوز شناخته نشده است. عدم تحمل شیر به عنوان یک علت احتمالی در نظر گرفته شده است و پزشکان معتقدند به ندرت سبب قولنج می شود. در این حالت تغییر برنامه غذایی مادر ممکن است به فروکش کردن کولیک (قولنج) بینجامد. بعضی از مادران شیرده با حذف کافئین و برخی نیز با حذف مواد لبنی از برنامه غذایی خود باعث فروکش کردن کولیک (قولنج) شیرخوار می شوند. بعضی شیرخواران مبتلا نیز دفع گاز زیادی دارند، اما مشخص نیست گاز سبب این حالت شده است یا اینکه شیرخوار مبتلا حین گریه کردن به دلیل درد، هوای زیادی را بلعیده و در نتیجه کولیک (قولنج) سبب تولید گاز می شود. بعضی فرضیه ها می گویند کولیک موقعی اتفاق می افتد که غذا سریعاً از دستگاه گوارش کودک رد شده یا به طور ناقص هضم شده باشد. سایر فرضیه ها آن را ناشی از طبع کودک دانسته یا در بعضی موارد نیز رفلکس معدی-ریوی GERD (برگشت محتویات معده به مری و خروج از دهان) تشخیص داده نشده را دلیل آن می دانند. دیده شده است که شیرخواران مادران سیگاری بیشتر دچار این حالت می شوند.
● درمان کولیک (قولنج)
درمان اختصاصی برای برطرف شدن این حالت وجود ندارد، اما راه های چندی برای راحتی شما و فرزندتان وجود دارد. اگر کودک تان گرسنه نیست به زور به او غذا ندهید، بلکه سعی کنید او را آرام کرده و بیش از حد نیز او را لوس نکنید. همچنین می توانید؛
- کودک را راه برده یا روی صندلی های تاب خور یا گهواره قرار داده تا وضعیت وی تغییر کند.
- باد گلوی کودک را بعد از تغذیه بگیرید.
- کودک را روی شکم و روی پاهای خود خوابانده و پشتش را بمالید.
- کودک را در صندلی مخصوص روی صندلی پشتی ماشین قرار دهید و او را به گردش ببرید. تکان های ماشین باعث آرام شدن وی می شود.
- موسیقی پخش کنید. بعضی کودکان نسبت به صدا، همانند حرکت به خوبی جواب می دهند.
- شیرخوار را در اتاقی که خشک کن لباسشویی یا جاروبرقی در حال کار است، قرار دهید.
- بعضی شیرخواران با سروصدای مداوم و کم آرام می شوند. بعضی کودکان نیاز به کاهش تحریک دارند و ممکن است در یک اتاق تاریک بهتر جواب دهند.
نگهداری از شیرخوار مبتلا شدیداً ناراحت کننده است، بنابراین سعی کنید از خودتان هم مواظبت کنید. سعی کنید خود یا کودک تان را مقصر قلمداد نکنید، زیرا کولیک تقصیر هیچ کس نیست. سعی کنید آرامش خود را حفظ کرده و به یاد آورید که شیرخوار این مرحله را به خوبی از سر خواهد گذراند. گاهی نگهداری از کودکان ناتوان کننده می شود. سعی کنید از دوستان و آشنایان کمک گرفته تا خودتان کمی استراحت کنید. اگر کسی را فوراً پیدا نکردید بچه را روی تخت خود گذاشته و قبل از اینکه دوره بعدی گریه و ناراحتی شروع شود، استراحت کنید. اگر درجه حرارت کودک بیش از ۳۸ درجه باشد، بیش از دو ساعت یک بند گریه کند، خوب شیر نخورد، اسهال یا استفراغ مکرر داشته یا خواب آلود بوده و مثل همیشه هوشیار نباشد به پزشک مراجعه کنید.

hi dr!
     
#268 | Posted: 8 Jul 2011 08:18
اشک ریختن و گریه کردن ؛ خوب یا بد ؟

متخصصان مغز و اعصاب که روی گریه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند می‌گویند گریه می‌تواند براثر هر محرک بیرونی مانند شنیدن یک موسیقی، تماشای یک فیلم یا محرک درونی مثل یادآوری خاطرات تلخ و یا هر چیز دیگری ایجاد شود اما آنچه اهمیت دارد این است که بدین ترتیب تخلیه احساسی که بسیار ضروری است انجام می‌گیرد.
باید بدانید که به طور عادی زنان ۴ برابر بیشتر از مردان گریه می‌کنند و بررسی‌های انجام شده نشان داده است که ۸۵ درصد از زنان و ۷۲ درصد از مردان پس از گریه احساس بهتری دارند.
همچنین یکی از تأثیرات اجتماعی گریه نیز این است که وقتی ما گریه می‌کنیم اطرافیان نرمش و انعطاف پذیری بیشتری نشان داده و تمایل به حمایت بیشتری از ما پیدا می‌کنند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که گاهی اوقات گریه کردن بسیاری از مسائل نهفته احساسی را آشکار می‌کند.
به عبارت دیگر گاهی اوقات ما تا گریه نکنیم نمی‌دانیم که ناراحت هستیم. به قول نویسنده کتاب «راز اشک‌ها» ما از طریق گریه کردن درباره احساسات خود بیشتر می‌آموزیم و بدین ترتیب می‌توانیم با این احساسات کنار بیاییم.
شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که درست وقتی که حالتان به‌ظاهر خوب است با کوچک‌ترین اشاره و بهتر بگویم با جرقه‌ای به گریه می‌افتید، این همان آشکار کردن احساسات نهفته است، یعنی امکان دارد شما در اعماق قلب خود احساس تنهایی، ناراحتی، عصبانیت، یأس و طرد شدگی کنید اما به آنها اهمیت ندهید تا این که انباشته شود و بالاخره در جایی بروز کند.
نکته دیگر این است که همان‌طور که اشک ریختن و تخلیه احساسی مفید است انباشته کردن خشم و ناراحتی و نگاه داشتن اشک هم مضر است. مطالعات نشان داده است که انباشت احساسات منفی موجب افزایش فشار خون، مشکلات قلبی، سرطان و بسیاری از عوارض دیگر می‌شود.به یاد داشته باشید که ما از نظر طبیعی و ژنتیکی باید در مواردی اشک بریزیم. پس اگر بخواهیم جلوی آن را بگیریم ضربات جبران‌ناپذیری به سلامت خود وارد می‌کنیم.
حتماً تا به حال با افرادی که عزیزی را از دست داده‌اند اما سعی کرده‌اند که گریه نکنند روبه‌رو شده‌اید. چنین افرادی پس از مدتی مبتلا به انواع اختلالات جسمی و روحی خواهند شد چرا که به تعبیر روانشناسان به‌موقع سوگواری نکرده‌اند و این احساسات جمع شده و از آنجایی که راه تخلیه و بروز نداشته‌اند مانند یک دیگ زودپز عمل کرده و با انفجار خود روح و جسم خود را ویران کرده‌اند.
اگر از نظر شیمیایی هم به مسئله نگاه کنیم مواد تشکیل دهنده اشکی که به واسطه بروز احساسات جاری شده با اشکی که تحریکات فیزیکی مانند خارش و یا پیاز ایجاد شده تفاوت دارد.
اشکی که منشاء احساس دارد حاوی پروتئین بیشتری است و مقداری کورتیزول هم دارد (کورتیزول هورمونی است که در شرایط بحرانی و توأم با استرس در بدن ترشح می‌شود). پس این قضیه نشان می‌دهد که اشک ریختن در چنین مواقعی موجب سم زدایی از بدن می‌شود. برخی از روانشناسان اشک را به کریستال‌های یخ تشبیه می‌کنند که در تماس با گرمای زندگی آب شده و مانند رود از چشم‌ها سرازیر می‌شوند.
این نکته نیز لازم به ذکر است که وقتی اشک‌های ما منشاء ناراحتی یا درد دارند بدن احساس به تماس فیزیکی پیدا می‌کند. برای مثال وقتی فرزندان گریه می‌کنند و والدین آنها را در آغوش می‌گیرند زودتر آرام می‌شوند و این تأثیر وقتی شدت می‌گیرد که این در آغوش گرفتن همراه با احساس همدردی و محبت باشد.
این یک حالت اثبات شده طبیعی است که با رعایت آن روند تخلیه احساسات زودتر و راحت‌تر سپری می‌شود. به‌علاوه آنجا که چشم‌ها پنجره‌ای رو به قلب انسان هستند، اشک‌های ما نیز که از چشمان‌مان سرازیر می‌شود نشانگر حالت ناآرامی‌، ترس، نگرانی، خشم و آسیب‌پذیری روح ما هستند.
پس بیایید از حالا سعی کنیم بر گریه و اشک واقع‌بینانه نگاه کنیم و این تصور اشتباه که هر فردی که قوی باشد تحت هیچ شرایطی اشک نمی ریزد را کنار بگذاریم زیرا بدن و روح ما به‌طور طبیعی با مسائل و مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که نیاز به تخلیه و اشک ریختن دارد.

hi dr!
     
#269 | Posted: 8 Jul 2011 08:19
احساسات کودکان ثابت نیست

کودکان در هر لحظه از زندگی احساسات متفاوتی را تجربه کرده و آنها را به صورت خوشحالی یا عصبانیت بیان می کنند.
در این سنین کودکان احساسات ثابتی ندارند. ممکن است به دلیل اندک محبتی بسیار خوشحال و از یک ناکامی کوچک بسیار عصبانی و ناراحت شوند.
وقتی احساس بدی دارند همه چیز و حتی والدین نیز از نظرشان بد هستید و این طبیعی است. به همین دلیل که در ابراز احساسات خودشان که ممکن است ربطی هم به والدین نداشته باشد احساس نفرت و عصبانیت می کنند.
به یاد داشته باشید که کودک شما در حال یادگیری کنترل و مدیریت احساساتش است و برای بیان و ابراز احساساتش نیاز به کمک شما دارد و ممکن است کمک خواستن او از شما در موقعیتهای سخت روحیش با عصبانیت همراه باشد و با گفتن عبارات نا خوشایند قصد دارد به شما بگوید که من عصبانی هستم و نمی دانم چکار کنم، به من کمک کنید.
رفتارهای او ناشی از حالات احساسی و روحیش است نه طرز تفکر و نگرش واقعیش به مسائل و از جمله شما به عنوان والدین. بهترین راه در این میان این است که به جای قضاوت رفتارهایش او را از احساسات واقعی اش اگاه کنید.



در ضمن بد نیست که در شرایطی که ناراحت یا عصبانی است بگویید که می فهمید که شرایط سختی را می گذراند و عصبانی شده است. به او کمک کنید تا در هنگام گذراندن لحظات سخت مثل عصبانیت و ناراحتی و خستگی بتواند انتخابها و چاره هایی که برایش وجود دارد را ببیند و به انها فکر کند.

hi dr!
     
#270 | Posted: 8 Jul 2011 08:20
چگونه توانایی مغز خود را حفظ کنیم ؟

پژوهشگران روش‌های مختلفی را برای سوپرشارژ کردن و افزایش کارآیی مغز ارائه کرده‌اند که در این مقاله ساده‌ترین آنها ارائه شده تا هر فردی بتواند به محض احساس نیاز، به آنها دسترسی داشته باشد و آنها را بکار بسته و از مزایای آن بهره‌مند شود:

۱- بادام بخورید
بادام حافظه را تقویت می‌کند و اگر در ترکیب با شیر قبل از رفتن به رختخواب و یا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود تاثیر بهتری دارد.

۲- آب سیب بنوشید
پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان داده‌اند؛ آب سیب تولید نوعی انتقال دهنده عصبی حیاتی موسوم به استیلکولین را در مغز افزایش داده و از این طریق قدرت حافظه را نیز تشدید می‌کند.

۳- خوب بخوابید
تحقیقات نشان می‌دهد که حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش مجدد تصاویر تجربه شده در روز تقویت می‌شود.

۴- از تفریحات ساده لذت ببرید
استرس قدرت مغزی ما را تحلیل می برد. ذهنی که در استرس گرفتار شده بیشتر منابع حافظه ما را مصرف می کند و به این ترتیب ذهنی ضعیف و کودن برای ما باقی می گذارد. سعی کنید برای خود عادتهای ساده تفریحی در طول روز تعیین کنید تا بتوانید به کمک آنها استرس را از ذهن خود پاک نمایید. برخی از این تفریحات ساده و مفید برای ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسیقی مورد علاقه، بازی با کودکان، قدردانی از دیگران، پیاده روی، دوچرخه سواری و یا شنا به طور روزانه، کار کردن با یک وبلاگ و بالاخره شرکت در کلاس‌های یوگا و سلامت به طور روزانه.

۵- ذهن خود را ورزش دهید
همانطور که ورزش جسمی برای بهره‌مندی از یک بدن قوی و سالم ضروری است ورزش ذهنی نیز به همین اندازه حائز اهمیت است تا بتوانید ذهنی تیز و فعال داشته باشد. آیا تا به حال توجه کرده‌اید که چرا کودکان قدرت مغزی قوی‌تری نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون کودکان ذهنی بازیگوش دارند و یک چنین ذهنی توان حافظه را بالا می‌برد. برای رسیدن به چنین توانایی می‌توانید پازل یا جدول حل کنید، در کارهای گروهی داوطلب شوید، با دیگران تعامل کنید، به یک سرگرمی مانند مطالعه، نقاشی یا حتی تماشای پرندگان مشغول شوید، یک مهارت جدید یا یک زبان جدید بیاموزید.

۶- یوگا یا مدیتیشن انجام دهید
یوگا و مدیتیشن استرس را تخلیه می‌کند. استرس قاتل حافظه است اما یوگا و مدیتیشن با کاهش استرس، پایین آوردن فشار خون، کاهش سرعت تنفس، کاهش سرعت متابولیسم و آزاد کردن تنش از ماهیچه‌ها، ذهن را تقویت می‌کنند.

۷- مصرف مواد قندی را کاهش دهید
قند غذا نیست بلکه شکلی از کربوهیدرات است که یک انرژی واهی تولید می‌کند. مصرف زیاد مواد قندی باعث بروز علائم عصبی و رنج آور، ضعف حافظه و سایر اختلالات عصبی می شود. غذاها را بدون افزودن شکر مصرف کنید و از مصرف نوشیدنی‌های شیرین یا مقدار زیادی شکر یا قند با کافئین پرهیز کنید.

۸- از گندم سبوس دار استفاده کنید
گندم سبوس‌دار حاوی لسیتین است. این ماده مشکل سخت شدن سرخرگ‌ها را آسان می‌کند و از این طریق موجب بهبود عملکرد مغز می شود.

۹- شب‌ها غذای سبک بخورید
خوردن غذای زیاد و سنگین در شب باعث بروز استرس طولانی مدت و احساسی به هنگام خواب می‌شود. توصیه می‌شود غذای سنگین را در روز مصرف کنید که بدن تحرک بیشتری دارد. شبها با خوردن غذای سبک و میوه یا سبزی می‌توانید خواب بهتری داشته باشید. خواب خوب شب به معنی تقویت قوای مغز است.

۱۰- قدرت تخیل خود را تقویت کنید
یونانی‌ها اصل خیال پردازی را برای به خاطر سپردن همه چیز یاد می‌گیرند. این تکنیک احتیاج دارد که فرد یک تخیل واقعی و رنگی را ایجاد کند که بتوان آن را به یک موضوع یا شی خاص ارتباط داد. اگر شما تمام حواس خود شامل لامسه، بویایی، چشایی، شنوایی و بینایی را درگیر خیال پردازی کنید می‌توانید جزئیات بیشتری از یک موضوع را به خاطر بیاورید. این کار به تقویت حافظه شما کمک می‌کند.

۱۱- خشم خود را کنترل کنید
غذاهای تهیه شده از آرد سفید، مصرف زیاد نشاسته یا نان سفید می‌تواند منجر به بروز حساسیت‌های عصبی شود. در نتیجه مصرف این قبیل مواد غذایی پرخاشگری و برخی از رفتارهای افسردگی را موجب می شود. در عوض سبزی تازه بخورید. آب زیاد بنوشید و یوگا یا مدیتیشن انجام دهید تا احساسات سمی مانند خشم و استرس از شما دور شود.

۱۲- ویتامین ب کمپلکس مصرف کنید
این ویتامین حافظه را تقویت می‌کند. از غذا و سبزیجات غنی از این ویتامین مصرف کنید. لازم به ذکر است که مواد غذایی نشاسته‌ای و نان سفید تاثیر مطلوب این ویتامین برای حفظ سلامت حافظه را خنثی می‌کند.

hi dr!
     
صفحه  صفحه 27 از 64:  « پیشین  1  ...  26  27  28  ...  63  64  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / پزشکی سلامت (آرشیو شماره یک) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites