تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

پزشکی سلامت (آرشیو شماره یک)

صفحه  صفحه 35 از 64:  « پیشین  1  ...  34  35  36  ...  63  64  پسین »  
#341 | Posted: 8 Jul 2011 09:52
روانشناسی احساس چیست

مقدمه
تمام اطلاعاتی که ما از جهان پیرامون خود داریم از طریق حواس ما بدست می‌آید. حواس ، ما را از خطرات احتمالی آگاه می‌سازد و اطلاعات لازم را برای تفسیر رویدادها و پیش بینی آینده در اختیار می‌گذارد. همچنین از راه حواس است که لذت و درد را احساس می‌کنیم، رنگها را تشخیص می‌دهیم.

همه این اطلاعات به ما کمک می‌کنند تا فرآیندهای پیچیده‌تری چون ادراک و شناخت را داشته باشیم. در واقع بدون حواس این فرآیندها نیز اتفاق نخواهد افتاد و ما نخواهیم توانست تواناییهای دیگر ذهنی خود را بکار بگیریم.

با توجه به علاقه‌ای که روانشناسان به بررسی اینگونه فرآیندهای پیچیده و درک آنها دارند در مرحله اول لازم به نظر می‌رسد که از گامهای اولیه آغازین این فرآیندها اطلاعات کامل داشته باشند. از اینجاست که به بررسی چگونگی احساسات انسان می‌پردازند. روانشناسان احساس تلاش می‌کنند از راه پروژهش کاربردی در زمینه فرآیندهای حسی سعی دارند توانایی تمییز و تفسیر محرکهای حسی را در آدمیان تعیین ‌کنند تا این توناییها بر الزامات تکالیف گوناگون منطبق شود.


موضوعات مورد بحث در روان شناسی احساس
بینایی
دستگاه بینایی انسان از چه اجزایی تشکیل یافته است؟ چگونه این اجزاء فعالیت می‌کنند و فعالیت آنها چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ انطباق با تاریکی چگونه اتفاق می‌افتد؟ پدیده زنگ بینی به چه صورت است و چگونه رنگها را تشخیص می‌دهیم؟ نظریه‌های مختلف در رنگ بینی کدامها هستند؟

ابعاد روانشانسی رنگ ، مساله کوررنگی ، ردهای تصویری طرح بینی و تفکیک دیداری ، پردازش عصبی طرحها ، بازشناسی طرحها و … از جمله مباحثی هستند که در بخش مربوط به بینایی توجه روانشناسان احساس را خود جلب کرده‌اند. همچنین روانشناسان احساس در پی آنند تا ارتباط این حس را با فرآیندهای دیگر ذهنی مثل تفکر ، حافظه و … مورد بررسی قرار دهند. در این راستا مبحث حافظه تصویری و تفکر مطرح می‌شود.


شنوایی
دستگاه شنوایی انسان از چه اجزایی تشکیل یافته است؟ به چه محرکاتی پاسخ می‌دهند و این محرکات چه ویژگیهایی باید داشته باشند تا احساس شوند؟ نظریه‌های مربوط به شنوایی ، تاثیرات روان شناختی صداها ، مساله سر و صدا و … از جمله مواردی هستند که مورد توجه و بحث و بررسی روان شناسان احساس هستند. در این راستا روانشناسان سعی می‌کنند بین ویژگیهای شنوایی و ادراک ذهنی ارتباط پیدا کنند.


بویایی
بویایی از نظر تکاملی یکی از ابتدایی‌ترین و مهمترین حسهاست. هر چند که ظاهرا اهمیت آن کمتر از بینایی و شنوایی به نظر می‌رسد، اما اندام حس بویایی جایگاه برجسته‌ای را در مغز اشغال می‌کند. جایگاهی شایسته ، حسی که باید بر رفتار فرمان براند. از آنجائیکه بویایی از هر حس دیگر به شیوه مستقیم با مغز ارتباط دارد، از لحاظ کارکردهای روان شناختی نیز بسیار مورد توجه بوده است.

شناسایی اجزاء دستگاه بویایی ، مناطق مغزی درگیر در حس بویایی و کارکردهای روان شناختی بویایی مثل تأثیر آن در یادگیری ، حافظه و ادراک از موارد مورد بحث در حیطه روان شناسی احساس است.

به عنوان مثال ، دانشمندان دریافته‌اند که حشرات و بعضی از جانوران راههای بالاتر از حس بویایی برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند. این جانوران نوعی ماده شیمیایی به نام فرومونها از خود ترشح می‌کنند و در هوا پخش می‌شود و همنوعان جانور را بسوی او جذب می‌کند.

شواهد، حاکی از آنست که بقایای تحولی نوعی فرومون ممکن است بر رفتار آدمیان نیز اثر بگذارد. یکی از این تاثیرات در رفتار جنسی میمونها و انسان دیده شده است.

تأثیرات فرمونها هر چند به اندازه تاثیر آنها در جانوران رده‌های پایینتر نباشد، چرا که عوامل فردی و اجتماعی دیگر در این امر نقش دارند، اما هر چند خفیف هنوز در آدمیان در کار است. سازندگان انواع ادکلنهای زنانه و مردانه از این یافته روانشناسی احساس کمک می‌گیرند.

تداعی یک سو با شرایط و موقعیتهای خاص و همچنین به یاد آوردن خودبخود یک بو و احساس آن از مطالب دیگر مورد بررسی در روانشناسی احساس بویایی است.

حتما به یاد دارید که گاهی یک بوی خاص انواعی از خاطرات را برای شما زنده می‌کند، اینکه چه ارتباطی بین این خاطرات و بو وجود دارد در حوزه روانشناسی احساس قابل بررسی است.

علاوه بر این بخاطر آوردن احساس آن در ذهن به عنوان یک مساله جالب مورد توجه است. آیا این بو همان تأثیرات عصبی یک بوی واقعی را بر می‌انگیزد یا نه؟ چه عواملی در به یادآوری آن سهیم هستند؟ در قلمرو احساس مطرح هستند.


چشایی
بررسی اجزا درگیر حس چشایی ، ارتباط آنها با ادراک چشایی ، تأثیرات روانی از بین رفتن چشایی و تفاوتهای فردی در ادراک چشایی از جمله مباحث مورد علاقه روانشناسی احساس است.

تفاوتهای فرهنگی در ترجیحات مربوط به مزه‌ها نیز اغلب مورد بحث و جالب توجه روانشناسان بوده است. برخی از فرهنگها گرایشات بیشتری نسبت به یک مزه نشان می‌دهند. به نظر می‌رسد ترجیحات چشایی به مسائل فرهنگی ، جغرافیایی ، آب و هوا و … ارتباط دارد.


حسهای پوستی
فشار ، درد ، گرما و سرما حسهای اصلی پوستی هستند. احساسات دیگر پوستی مثل خارش ، غلغلک ، درد تند و تیز ، درد آرام آمیزه‌های مختلفی از همان چهار حس اصلی هستند. بررسی ماهیت روان شناختی این احساسات اغلب مورد توجه روانشناسان است.

آگاهی از شیوه عمل این حواس روانشناسان در بررسی پدیده‌های پیچیده‌تری مصل درک یک حس پوستی در شرایطی که محرک واقعی وجود ندارد یاری کرده است.


حس جنبش و تعادل
در واژگان روزمره واژه‌ای وجود ندارد که بیانگر دستگاه حسی بخصوصی باشد که ما را از موقعیت و جنبش اعضای بدن خویش آگاه کند. به زبان این حس را حس جنبش می‌خوانند، یعنی حس مربوط به ماهیچه ، زردپی‌ها و مفصلها.
اگر حس جنبش نبود کار حفظ موقعیت بدن و راه رفتن ، بالا رفتن و کنترل حرکات ارادی از قبیل دراز کردن دست و یا چنگ زدن دستکاری بسیاری دشوار می‌شد. معمولا چندان توجهی به این حس نداریم تا اینکه تصادفا پایمان به خواب می‌رود و متوجه می‌شویم که راه رفتن بدون اطلاع از تماس پا به کف تا چه حد سخت است.

حس تعادل نیز به عنوان همکار حس جنبش با موقعیت کل بدن در ارتباط است و جهت گیری بدن در فضا از تنظیم می‌کند.


ارتباط روانشناسی احساس با سایر حوزه‌ها
روانشناسی احساس با سایر حوزه‌های روانشناسی ارتباط عمیق دارد، بطوری که یافته‌های آن اغلب مورد استفاده در زمینه روانشناسی بالینی ، روانشناسی صنعتی و سازمانی بوده است.

ارتباط آن با حوزه روانشناسی فیزیولوژیک و روان شناسی ادراک بسیار عمیق‌تر از سایر حوزه‌های روان شناسی است. در حوزه روانشناسی تفاوتهای فردی نیز از یافته‌های روانشناسی احساس استفاده فراوان می‌شود.

در دیگر شاخه‌های علمی روانشناسی احساس با علوم زیستی ، فیزیولوژی و علوم پزشکی ارتباط نزدیک دارد

hi dr!
     
#342 | Posted: 8 Jul 2011 09:53
رنگها در زندگی شما چه نقشی دارند؟


تا به حال شده است برای این که احساس آرامش بیشتری کنید خودتان را بین ملحفه های سبزرنگ بپیچانید تا به خواب روید؟

آیا برایتان پیش آمده هنگام انجام یک مصاحبه شغلی لباسی به رنگ قرمز بپوشید و آن را عامل موفقیت خود بدانید؟

آیا رنگهایی که در لباس و دکوراسیون خانه شما به کار رفته اند می توانند رفتار و سطح انرژی یا زندگی شما را بهبود بخشند؟ می توانید امتحان کنید.

سبز لیمویی:

پوشیدن لباسی به این رنگ یا استفاده از آن در تزیین و دکوراسیون منزل می تواند توانایی منطقی و پیگیر بودن شما را بیفزاید.

سبز لیمویی به شما این امکان را می دهد که بفهمید برای پیشرفت بیشتر خود به چه چیزی نیاز دارید.

سبز:

لباس یا دکوراسیون سبزرنگ کمک می کند احساس نزدیکی بیشتری با طبیعت داشته باشید و نیز باعث می شود به دیگران احساس راحتی و آرامش بیشتری ببخشید.

استفاده از این رنگ همانند یک خاک حاصلخیز باعث می شود دنیایی پربار برای شما به وجود آید. طبیعت ذاتی این رنگ که نوعی توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشویق می کند به نجوای درون خود گوش دهید و بفهمید برای این که شما و دیگران از احساس راحتی بیشتری برخوردار باشید به چه چیزی نیاز دارید.

سبز کله اردکی:

این رنگ توانایی شما را در قدرت انتقال فکر افزایش می دهد. همچنین باعث می شود سیاست بیشتری در زندگی تان داشته باشید.

استفاده از این رنگ که نوعی آبی آمیخته با سبز است به شما این باور را القا می کند که می توانید با دست خود آینده ای دلخواه بسازید.

آبی:

لباس و آرایش آبی رنگ ، شما را بیشتر رویایی می کند و الهامات شما را افزایش می دهد. این رنگ بسیار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان می شود.

اثر آرامش بخش این رنگ باعث می شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و رویاها و اهدافتان نظم و ترتیب بیشتری بگیرند.

نیلی:

رنگ لباس یا تزیینات و آرایشی که به رنگ نیلی باشد می تواند قدرت خطرپذیری شما را افزایش دهد. نیلی اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد تا به نقشه هایی که در سر می پرورانید جامه عمل بپوشانید.

استفاده از رنگ نیلی که نوعی آبی آمیخته با قرمز است ، کمک می کند آینده ای خوب و برنامه ریزی شده را برای خودتان ایجاد کنید.

این رنگ به شما کمک می کند دلواپسی هایتان را به کارهایی مثبت تبدیل کنید.

بنفش:

رنگ بنفش بر خیالپردازی شما می افزاید و کمک می کند احساس قدرت و اختیار بیشتری کنید.این رنگ همچنین سبب تقویت کردن عمق احساسات شما می شود و شما را صاحب اراده ای مصمم تر می کند و توانایی تان را در ارائه راهبردهای جدید در زندگی افزایش می دهد.

بنفش تیره:

این رنگ اشتیاق و خوشبینی شما را افزایش می دهد. استفاده از این رنگ به شما الهام می کند باید کاری جدید را آغاز کنید.

اگر لباسی به این رنگ بپوشید یا در دکور منزلتان از این رنگ بهره گیرید بد گمانی شما را کاهش می دهد و فرصتهای جدیدی را برای شما می گشاید.

قرمز:

لباس و آرایش قرمزرنگ شما را بیشتر اهل عمل می کند و پرمایه و مبتکر می سازد. استفاده از قرمز آتشین به شما علم و قدرت این را می دهد که حرف دلتان را براحتی بزنید و آنچه را دوست دارید به دنیا بگویید.

نارنجی پررنگ:

استفاده از این رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک می کند به شخصیت خود احترام بیشتری بگذارید. نارنجی پررنگ شما را تشویق می کند تا خودتان را قبول داشته باشید و آنها را که دوستشان دارید، تحسین کنید.

نارنجی:

رنگ نارنجی به شما احساس شهامت و بیباکی می دهد. این رنگ که گرمترین رنگ اتمسفر است نظم و ترتیبی را که نیاز دارید تا انتظارات غیرواقعی را از خود دور کنید به شما می بخشد.

طلایی:

استفاده از رنگ طلایی در لباس و آرایش یا وسایل منزل باعث می شود احساسات و سرزندگی شما بیدار شود. استفاده از رنگ طلایی به شما نیرویی می بخشد تا آن چیزی را که باعث خرسندی و رضایت خاطرتان می شود، پیدا کنید.

زرد:

رنگ زرد باعث می شود ذهنتان بیشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترین رنگ در طیف است ذهنی سیال تر و بازتر را برای شما خلق می کند.

این رنگ سبب می شود نقطه نظرات دیگران را بهتر بفهمید و سیاست بیشتری در زندگی خود اعمال کنید.

سیاه:

استفاده از این رنگ باعث می شود توانایی بیشتری در تمرکز کردن داشته باشید. استفاده از رنگ مشکی ، یعنی غیبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان می دهد.

در تاریکی ، افکار شما باطنی و درونی شده و بهتر می توانید برروان و احساسات درست خود تمرکز کنید.

قهوه ای:

لباس قهوه ای رنگ یا اتاقی که به این رنگ تزیین شده باشد، آگاهی و هوشیاری شما را افزایش می دهد. این رنگ به شما کمک می کند واقعیت هر موقعیتی را بهتر دریابید و بدانید چه چیزی برای شما بهترین خواهد بود.

سفید:

لباس یا دکوراسیون سفیدرنگ قدرت تحلیل شما را افزایش می دهد. استفاده از رنگ سفید که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادی و رهایی بیشتری می بخشد.

این رنگ هر موقعیت یا ارتباطی را که باعث می شود بتوانید از حل مشکلاتتان برآیید برای شما روشن می کند.

رنگ قرمز

این رنگ نشان میل شدید نسبت به چیزی یا کاری و نمادی از حسرت، تمایل و اشتیاق است .قرمز رنگ عشق و خون است. قرمز رنگ جنگ و جرات و جسارت است. قرمز رنگ نفسانیات و اعلام خطر است و سمبل عشق و تحرک. در بسیاری از کشورها از جمله ستانهندو رنگ لباس عروسی قرمز است. و بسیاری از کشو رها هم رنگ قرمز را رنگ شادی می‌‌دانند.

روانشاسی رنگ قرمز

انسان‌هایی که علاقه وافری به رنگ قرمز دارند در رده تیپ روانشاسی قرمز قرار می‌‌گیرند. قرمزها انسان‌های قدرتمندی هستند و از انرژی سرشاری برخوردارند.به گونه‌ای که ذخیره انرژی انها نا تمام به نظر می‌‌رسد. انها هیچگاه در ابتدا از سختی و سهولت کار پرسشی نمی‌کنند بلکه بی درنگ دست به کار می‌شوند.

انان مدیرانی قوی، سر سخت، جاه طلب، حکم فرما و خواستار اولویت و ارجحیت هستند به گونه‌ای که هیچ ایراد و انتقادی هر چند کوچک نمی‌پذیرند. سبک رهبری آنان سلطه جویانه، ارباب گونه، ریاست طلبانه و گاه ستیزه جویانه و تجاوز کارانه است.

انسان قرمز با کمال علاقه مدیریت و رهبری را به دست گرفته و نقشی تعیین کننده ایفا می‌کند. در اجتماع رخدادها قرار می‌گیرد و این کار رانیز با علاقه و تمایل انجام می‌‌دهد .

تیپ قرمز بسیار رک و صادق است. همسر مناسب این افراد. فردی از تیپ آبی است. یک زندگی خانوادگی آرام و هارمونیک برای این افراد تنها با تیپ آبی قابل درک است.

چرا که آبی‌ها عقب می‌‌نشینند و فرمان پذیری می‌کنند تیپ قرمز در درون خود تصور اثبات شده نادرستی دارد و گمان می‌کند که هیچ مشکلی با دیگران ندارد. دلیل این واقعیت پنهان است که او معمولاً به نظرها و عقاید اطرافیانش گوش نمی‌سپارد و علاقه‌ای به شنیدن آنها ندارد.


قانون زندگی قرمزها می‌‌گوید: انسان می‌تواند هر آنچه را می‌‌خواهد بدست آورد. و خواستن توانستن است. شعار قرمز هاست .

قرمز رنگ انسان‌های تند خو و آتشین مزاج است که با کمی ناراحتی از کوره در میروند

قرمز رنگ متولدین فرودین است. تعداد بسیار کمی از متولدین برج قوچ رنگ قرمز را رنگ مورد علاقه خود نمی‌دانند

hi dr!
     
#343 | Posted: 8 Jul 2011 09:57
چرا مردان و زنان رنگ‌های متفاوتی را برای ظاهرشان می‌پسندند؟

این سوال دقیقا همان سئوالی است که چندین محقق در دانشگاه “نیوکاسل” انگلستان روی آن کار می‌کنند. آنها در حال تحقیق روی علائق زنان و مردان در مورد رنگ‌ها هستند تا شاید بتوانند علت این انتخاب رنگ را تا جایی که ممکن است کشف کنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از همشهری ، محققان ۲۰۶ تست را در مقابل دو گروه زن و مرد ۲۰ تا ۲۶ ساله قرار دادند. این دو گروه مقابل رایانه‌هایی نشستند که دو طیف رنگ روی نمایشگرهای آنان مشخص بود. یک مثلث رنگ‌های قرمز-سبز و دیگری مثلث آبی –زرد.

محققان از افراد مورد آزمایش خواستند تا به سرعت یکی از این مثلث‌های رنگ را انتخاب کنند و در انتها مشخص شد که هم زنان و هم مردان مثلث رنگ آبی را در میان رنگ‌های دیگر انتخاب کردند.

دوباره و پس از اولین تحقیق، به شرکت‌کنندگان رنگ‌های ترکیبی داده شد تا در میان آن‌ها رنگ مورد علاقه خود را به سرعت انتخاب کنند. در پایان این آزمایش مشخص شد که ترکیب رنگی که زنان انتخاب کرده‌اند بیشتر به قرمز و صورتی تمایل دارد و آنجا بود که محققان متوجه شدند که مردان و زنان در مورد رنگ‌ها تفاوت‌های زیادی دارند.
تفاوت سلیقه مردان با زنان

زمانی که این تفاوت‌ها مشخص شد برای آن‌که تکلیف موضوع سنت و فرهنگ در انتخاب رنگ‌ها نیز مشخص شوند یک سری از شرکت کنندگان چینی نیز مورد آزمایش قرار گرفتند.

درمورد زنان و مردان چینی نیز جواب همان بود. زنان بیشتر ترکیب رنگی که به قرمز نزدیک بود انتخاب کردند.

با این جواب بیش از پیش مشخص شد که انتخاب رنگ صورتی برای نوزادان دختر بیش از آنکه موضوعی وابسته به فرهنگ و سنت باشد به اصل‌های بیولوژیک باز می‌گردد. برای نوزادان هم از آنجایی که آنها هنوز قدرت انتخاب رنگ برای خود را ندارند در نتیجه هر رنگ لباسی که برای آنها اتخاب می‌شود باید به جنسیت آن‌ها نزدیک باشد و والدین بر طبق جنسیت در مورد آن تصمیم می‌گیرند.

پاسخ به این پرسش‌ها گرچه جواب سوالات زیادی را برای ما روشن می‌سازد اما آنچه که در ذهن باقی می‌ماند آن است که چرا مردان و زنان رنگ‌های متفاوتی را برای ظاهرشان می‌پسندند؟

پیشینه رنگی

تاریخ نشان می‌دهد که انتخاب رنگ‌ها از هزاران سال قبل برای مردان و زنان متفاوت بوده است. مردان و زنان در آن سال‌ها هر کدام به گروهی وابسته بودند که در آن مردها به دنبال شکار می‌رفته‌اند و زنان در میان مزارع به دنبال پیدا کردن میوه‌ها و سبزیجات می‌گشته‌اند.

برخورد زنان با میوه‌های مختلفی که در اطراف آنها وجود داشته است توانسته علامات خاص را برایشان مهیا سازد. به این معنا که آنها با کشف این رنگ‌ها که معمولا در طیف قرمز و صورتی بوده‌اند می‌توانستند زنان هم گروه خود را شناسایی کنند و یا حتی برای فرزندانشان علاماتی بگذارند.

اما آن چه تخقیقات را کامل و مفهوم‌تر می‌کند آن است که معمولا زنان رنگ قرمز را بیش از رنگ‌های دیگر تشخیص می‌دهند و این تشخیص آنها را به سوی آن می‌کشاند.

تاریخ رنگ لباس نوزادان

از حدود سال ۱۹۲۰ به بعد بود که والدین شروع به پوشاندن لباس رنگی به نوزادانشان کردند. درواقع پیش از آن رنگ سفید برای لباس نوزادان چه پسر و چه دختر استفاده می‌شد.

زمانی که انتخاب رنگ فرا رسید بر خلاف آنچه ما تصورش را می‌کنیم در آن سال‌ها رنگ صورتی برای پسرها و رنگ آبی برای دخترها انتخاب شد. اما از سال ۱۹۴۰ این رنگ‌ها تغییر کرد و ماجرا بالعکس شد و نوزادان دختر لباس صورتی به تن کردند.

تلاش بسیار محققان روی این پروژه بسیار جالب و همه گیر در نهایت به این نتیجه رسید که انتخاب رنگ لباس برای نوزدان هم جنبه فرهنگی و تاریخی دارد و هم به مسائل بیولوژیکی باز می‌گردد.

hi dr!
     
#344 | Posted: 8 Jul 2011 09:59
آیا عشق نوعی بیماری است؟ راستی ، درمغز عاشقان چه می‌گذرد؟!


درمغز عاشقان چه می‌گذرد؟
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از زندگی مثبت ، شور عشق (یا همان عشق رمانتیک) احساسی موقت، زودگذر و غیرقابل اعتماد است. شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛
شور عشق، استارت یا سوخت
شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل می‌کنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد. ولی ما نمی‌توانیم فقط با استارت‌زدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم.

شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد- مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاهی که از کارکرد مغز عکس می‌گیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند یا عکس آنها را نشانشان داد.

کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هایی فعال می‌شود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمت‌هایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال می‌شود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف ماده‌ی مخدر به فعالیت می‌افتد. این قسمت‌های مغز، تشکر فوری را اعلام می‌کنند، و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمت‌های دیگری هم دارد که مربوط به پاداش‌های طولانی‌مدت است.
دو پژوهشگر دیگر به اسم‌های بارتل و ذکی آمدند همین کار را روی کسانی کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند- همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است .

عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمت‌هایی از مغز آنها را فعال می‌کند که مربوط به «پاداش‌های بلندمدت» است- همان قسمت‌هایی که وقتی شما به شغل مورد علاقه‌تان فکر می‌کنید یا موسیقی مورد علاقه‌تان را گوش می‌کنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.
نتیجه‌ی این پژوهش‌ها نشان می‌دهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکننده‌ی چیزهایی است که قابل اتکا نیستند، عشق رمانتیک هم که دستمایه‌ی شعر و غزل و رمان و فیلم‌های زیادی شده است و چیز قشنگی هم هست قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه قابل اعتماد، اصیل و ماندگار است.


بعضی اقوام اصلاً نمی‌دانند عشق چیست؟
عشق رمانتیک نه تنها کوتاه‌مدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همه‌ی اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما می‌شناسیم می‌شناسند؟
دو پژوهشگر به نام‌های یانکویچ و فیشر، ۱۶۶ فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که در ۱۴۷ فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در ۱۹ قومیت،هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات ، شعر و هنرشان هیچ اشاره‌ای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما تشکیل خانواده می‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم می‌کنند.

یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می بینیم در آن فرهنگ‌ها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمه‌ی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. ۱۹ قومیت از این موتور استفاده نمی‌کنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن می‌شوند.
در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیده‌اند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یا نه؟»
۹۰ درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. یعنی گفته‌اند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیده‌اند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» ۳۳ درصد مردان و ۷۵ درصد زنان گفته‌اند در نهایت با فردی ازدواج کرده‌اند که عاشقش نیستند و رابطه‌ی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم.

عشق نوعی بیماری است؟
برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شده‌اند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری پاتولوژیک است یا نه؟» و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کرده‌اند.

در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌کند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود. مثلا کسی عادت دارد هر شب ۱۰ بار دست‌هایش را بشوید و اگر ۸ بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلول‌های پلاکت خون بیمار افزایش پیدا می‌کند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند.

پس عشق یک حالت وسواس اجباری ایجاد می‌کند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادت‌های خاصی می‌شود که نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل می‌کند.

هوش عاطفی‌ات را بالا ببر
با تمام این حرف‌ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده‌اند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریه‌ای شکل گرفت که اگر برخی شباهت‌های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می‌آید که می‌تواند ازدواج موفق را تضمین کند.

اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی‌افتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق می‌افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت‌هایی به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغییر کرده‌اند.

پس خیلی وقت‌ها مشکل اینجاست که آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ اما با هم تغییر نمی‌کنند: در دو مسیر یا با سرعت‌های متفاوتی تغییر می‌کنند. پس حالا این سوال به وجود می‌آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می‌تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج‌ها را تضمین کند؟»
پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که هوش عاطفی یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می‌کند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم.

ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.
هوش عاطفی به ما کمک می کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان می‌شویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مساله‌ای معمولی حلش کنیم .این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل می‌گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدی‌ترین نقش را دارد؛

اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می‌توانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگی‌شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود.

چه قدرعاشق هستید؟
عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ می‌دهد. برای خیلی از روان‌شناس‌ها مطالعه این پدیده جالب است. بعضی‌ها مانند استرنبرگ حتی نظریه‌ای علمی ‌درباره عشق دارند.

استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد.

اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، ‌احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، ‌داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد می‌لنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و می‌خواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه؟

این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است که بیشتر برای دانشجوها کاربرد دارد.

چگونه از این تست استفاده کنیم؟
عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور کنید و نام معشوق‌تان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد ۷، اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶ ، اگر کمی‌ موافق بودید عدد ۵، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد ۴، اگر با آن کمی ‌مخالف بودید، عدد ۳، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد ۲ و اگر به‌طور کامل مخالف بودید عدد ۱ را جلو عبارت بنویسید.
۱) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. ?
۲) او را خیلی جذاب می‌دانم. ?
۳) او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های کمتری دارد. ?
۴) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهم. ?
۵) به نظر من، او خیلی دلربا است. ?
۶) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. ?
۷) وقتی با هم کاری را انجام می‌دهیم، کار برایم خیلی خوشایند است. ?
8) دوست دارم که او حتما مال من باشد. ?
۹) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت می‌شوم. ?
۱۰) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم. ?
۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ?
۱۲) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. ?
۱۳) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. ?
۱۴) خیلی به او علاقه دارم. ?

راهنمای نمره‌گذاری:
حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید.
• شمایی که بالای ۸۹ نمره آورده‌اید، وضع‌تان خراب است. شما بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌اید، در عشق‌تان هیچ شکی نمی‌توان کرد.
• اگر نمره‌تان حول و حوش ۷۸ تا ۸۸ می‌چرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.
• اما اگر نمره‌تان بین ۶۸ تا ۷۷ باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشق‌اید.
• کسانی که از ۶۸ پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.
• کسانی که از ۵۸ پایین‌ترند، به‌ هیچ‌وجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیق‌شان را نگذارند عشق!

hi dr!
     
#345 | Posted: 8 Jul 2011 13:38
سئوالاتی که باید در جلسات خواستگاری مطرح شود

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ….، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:
۱ – فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.
۲ - سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:
نظر شما در مورد حجاب چیست؟
- شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
- شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
- میعارهای شما برای ازدواج چیست؟
- شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟
چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد
۳ - به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.
شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا …، اشکالی داره؟
آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟
آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.
(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)
۴- حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:

الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد
مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و …..
یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟
مثلا:
شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟
آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و …، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد
مثلا:
با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای ۲۷ ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ….؟ چون این فرد حداقل ۷ سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد ۷ سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)
- کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.
- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و….،

ج ) انعطاف پذیری
این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.
به این سئوال توجه کنید:
اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت ۱۸ برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟
نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)
در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:
باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ….، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این:
به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت
۱۸ که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.
( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)
نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و …هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد
شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ….

هـ) مسائل اقتصادی خانواده
این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟
درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

و) میزان استقلال یا وابستگی فرد
مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟
سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.
یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟
یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

ز) صفات شخصی و روانی:
افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و …. جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.
همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ….، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:
این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.
این سئوال را دقت کنید:
آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟
آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟
آیا شما هم با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟
چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

ط) دوستان
اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.
سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)
با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)
با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

ی) خانواده فرد
سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و …، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.
ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و …. در فرد و خانواده اشان
این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.
( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)

ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده
شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ….
سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.

م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، باز توصیه می کنم که مقالات بخش ازدواج سایت همدردی را به دقت مطالعه فرمائید، مخصوصا مقاله « اگر چنین هستید، صبر کنید ازدواج نکنید» این بار این مقاله را از دیدگاه دیگری بخوانید.
از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)

در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.


از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود.

hi dr!
     
#346 | Posted: 8 Jul 2011 13:40
خواب ناکافی می‌تواند یک عامل خطر ابتلا به دیابت باشد

جام جم آنلاین: خواب یکی از جنبه‌های زندگی است که می‌تواند تاثیراتی قابل توجه در مکانیزم‌های طبیعی بدن داشته باشد. مطالعات گذشته نشان داده‌اند که اختلالات خواب در کنترل وزن شما تاثیر بسزایی خواهد داشت. مطالعات اخیر هم چنین بیان می‌کنند که خواب ناکافی می‌تواند یک عامل خطر ابتلا به دیابت باشد.
بدین معنا که اگر شما خواب بسیار کمی دارید، ممکن است به دیابت دچارشوید. افراد در معرض دیابت، علاوه برکم خوابی، از نظر سایر جنبه‌های زندگی، تمایل به میزان بسیار کم فعالیت بدنی و خوردن رژیم‌های غذایی ناسالم غربی دارند.

مطالعه‌ای اخیرا در دانشگاه شیکاگو روی ۱۱ نفر سالم که دچار افزایش وزن مختصر بدون فعالیت بدنی با میانگین سنی حدود ۴۰ سال بودند، انجام گرفت. شرکت کنندگان در مطالعه تمایل به خواب کمتر از ۸ ساعت در روز داشتند. آنها در طول دو دوره ۱۴ روزه در آزمایشگاه استقرار داشتند و خواب، فعالیت بدنی، رژیم غذایی و شاخص‌های بیوشیمیایی خونشان به دقت کنترل می‌شد.

این افراد اجازه فعالیت بدنی نداشتند و همیشه انواع تنقلات نیز در دسترسشان بود. در یکی از دوره‌های ۱۴ روزه، آنها اجازه داشتند بیش از ۸٫۵ ساعت در روز بخوابند. در دوره دیگر، افراد اجازه نداشتند که بیش از ۵٫۵ ساعت در روز بخوابند.

نکته جالب دیگر در این مطالعه آن بود که افراد داوطلب در دوره‌ای که که کمتر می‌خوابیدند دیرتر به خواب می‌رفتند بدین صورت که به جای ساعت ۱۱:۱۵ شب، در ساعت ۱۲:۳۰ نیمه شب به رختخواب می‌رفتند و زودتر از خواب بیدار می‌شدند.

نتایج این مطالعه که در مجله علمی غدد و متابولیسم بالینی چاپ شده است حاکی از افزایش متوسط وزن حدود ۲ کیلو گرم طی مدت مطالعه در هر دو گروه بود که می‌تواند مرتبط با دسترسی به تنقلات به همراه میزان بسیار کم فعالیت بدنی آنها باشد. چیزی در بین دو دوره مختلف مطالعه متفاوت بود توانایی آنها در کنترل قندخون‌شان بود.

زمانی که داوطلبان خیلی کم می‌خوابیدند، میزان قندخون‌شان در تست تحمل گلوکز افزایش می‌یافت. همچنین حساسیت کمتری نسبت به هورمون کاهش دهنده قند خون، انسولین داشتند.

همانطور که می‌دانیم اختلال تحمل گلوکز و مقاومت به انسولین مرحله قبل از ابتلا به دیابت است که در صورت ادامه روند زمینه ابتلا به دیابت را فراهم می‌کنند. مطالعات گذشته حاکی از آن‌است که احتمال ابتلا به دیابت در افراد دچار اختلال تحمل گلوکز ۵ تا ۱۵ برابر افراد عادی خواهد بود.

نکته عملی: شیوع پیش رونده دیابت طی سال‌های اخیر، بدلیل شیوه‌های ناسالم زندگی ایجاد شده است. به منظور پیشگیری از ابتلا به دیابت و نیز کنترل این بیماری، یک روش زندگی سالم که نه تنها شامل عادات سالم غذا خوردن و مقادیر کافی فعالیت بدنی باشد، بلکه خواب متعادل و اول وقت را شامل می‌شود، نقش اساسی خواهد داشت.

hi dr!
     
#347 | Posted: 8 Jul 2011 13:41
پنج تهدید مهم بهداشتی جهان



چاقی جزو پنج عامل مرگبار در جهان است .

پنج تهدید مهم بهداشتی جهان ؛ تغذیه نامناسب ، مصرف الکل ، بهداشت پایین ، روابط جنسی ناسالم و ازدیاد فشار خون است ….

سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) با معرفی پنج تهدید مهم بهداشتی اعلام کرد رفع این خطرها می تواند از میلیونها مرگ زودرس پیشگیری کند و امید به زندگی را در جهان حدود پنج سال افزایش دهد.


به گزارش رویترز ، این سازمان طی گزارشی اعلام کرد : تغذیه نامناسب در دوران کودکی، مصرف الکل، وضع بهداشت پایین، روابط جنسی ناسالم و ازدیاد فشار خون سالیانه سبب ۶۰ میلیون مرگ زودرس در جهان می شود.
درحالی که عدم دریافت غذای مغذی کافی یک خطر مهم سلامتی در کشورهای فقیر است، چاقی و اضافه وزن نیز خطرهای بزرگتری را در کشورهای ثروتمند ایجاد می کند و در نتیجه آن شرایطی بوجود آمده که مرگ و میر ناشی از چاقی و اضافه وزن در سراسر جهان از کمبود وزن فراتر می رود.
سازمان جهانی بهداشت در گزارش خطرهای بهداشتی جهانی اعلام کرد: برخی تهدیدهای بزرگ و گسترده سلامت جهانی را تهدید می کند

این سازمان پس از بررسی ۲۴ تهدید مهم بهداشتی اعلام کرد: شناسایی و ارزیابی این خطرها به سیاست گذاران کمک می کند راهبردهایی را برای بهبود بهداشت با کم هزینه ترین و گسترده ترین شیوه ها تدوین کنند.
این سازمان افزود: دستاوردهای حاصل از بهبود سلامتی ، چند برابر می شود. کاهش بار بیماری در بین فقرا سطح درآمدها را بالا می برد که به نوبه خود به کاهش نابرابری های سلامتی کمک می کند.
این گزارش هشدار داده است که با وجود آنکه برخی تهدیدهای مهم بهداشتی نظیر استعمال دخانیات، چاقی و اضافه وزن معمولا مشکل کشورهای با درآمد بالا است، اما بیش از دو سوم بار جهانی بیماریهای ناشی از چاقی و سیگار در کشورهای فقیر و در حال توسعه مشاهده می شود.
سازمان جهانی بهداشت در ادامه افزود: تهدیدهای بهداشتی در حال تحول است. موفقیت در درمان بیماریهای عفونی به پیری جمعیت منجر شده و از طرف دیگر الگوهای فعالیت بدنی و مصرف غذا، الکل و سیگار نیز در حال تغییر است.
براساس این گزارش، شناخت نقش عوامل خطرآفرین در تهیه راهبردهای موثر و روشن برای بهبود سلامت جهانی حائز اهمیت است.
براساس فهرست تهدیدهای بهداشتی که سازمان جهانی بهداشت تهیه کرده است ازدیاد فشار خون عامل ۱۳ درصد مرگها است. بعد از آن استعمال دخانیات با ۹ درصد ، افزایش گلوکز خون با ۶ درصد ، بی تحرکی با ۶ درصد و چاقی و اضافه وزن با ۵ درصد مهمترین علل مرگ در جهان محسوب می شوند.
این عوامل، خطر ابتلا به بیماریهای مزمن و برخی از کشنده ترین بیماریها نظیر بیماری قلبی، دیابت و سرطان را افزایش می دهد و بر تمام گروههای درآمدی در کشورها تاثیر می گذارد.
این مطالعه که از اطلاعات مربوط به سال ۲۰۰۴ در آن استفاده شده، بیانگر آن است که کشورهای در حال توسعه بطور فزاینده ای با تهدیدهای مضاعف بهداشتی روبر هستند.
درحالی که فقیرترین کشورها همچنان با بار سنگین فقر، کمبود تغذیه ، روابط جنسی ناسالم، آب غیربهداشتی و دست و پنجه نرم می کنند، در همان حال عوامل تغذیه ای در بروز ازدیاد فشار خون، کلسترول و چاقی در کنار تحرک بدنی ناکافی، بار سنگین تری را بر جهان تحمیل می کند.
سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد اگر این خطرهای بهداشتی وجود نداشت، امید به زندگی برای کل جمعیت جهان (در سال ۲۰۰۴ ) حدود یک دهه طولانی تر می شد.

hi dr!
     
#348 | Posted: 8 Jul 2011 13:41
سه عدد مرتبط با طول عمر

همه می‌دانیم که فعالیت و تحرک در زندگی باعث افزایش طول عمر می‌شود. اگر به مشوقی نیاز دارید به این اعداد نگاهی بیندازید چرا که نشان‌دهنده تاثیر ورزش روی سلامت و احساس شاد بودن شما است.
۳۳ درصد
۳ درصد یعنی میزان کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان البته به شرط:
بر اساس سه دهه مطالعه محققان دانشگاه کارولینا، آمادگی جسمانی زنان خطر مرگ و میر ناشی از سرطان پستان را در زنان کاهش می‌دهد. زنانی که از آمادگی بدنی بالاتری برخوردار هستند کمتر در معرض خطر سرطان هستند. انجام فعالیت‌های ورزشی حتی به صورت نیم ساعت.
۳۲ درصد
این عدد بیانگر کاهش میزان مرگ و میر مردان بالای ۳۵ سال است. بر اساس تحقیقات دانشمندان سوئدی خطر مرگ ومیر زودرس در مردان بالای ۳۵ که از نظر جسمی فعال هستند ۳۲ درصد کاهش می‌یابد. ۳ ساعت ورزش یا حتی باغبانی سبب تحرک بدنی شده و خطر مرگ را در این گروه کاهش می‌دهد.
۵/۳ کیلوگرم
۵/۳ کیلوگرم وزنی است که در مدت ۶ ماه بدون اینکه شما ورزش کنید از دست خواهید داد تنها اگر مصرف نوشابه‌های شیرین را از رژیم غذایی خود حذف کنید. محققان دانشگاه جان‌هاپکینز دریافتند عدم مصرف این نوشیدنی‌ها سبب می‌شود که بدن در کاهش کالری باکفایت‌تر عمل کند.

hi dr!
     
#349 | Posted: 8 Jul 2011 13:42
ابلاغ دستورالعمل جداسازی آبخوری‌ از سرویس‌ بهداشتی وتجهیز مدارس به لوله‌کشی صابون مایع

معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش و رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور از اجرای طرح سراسری جداسازی سرویس بهداشتی از آبخوری‌ها در مدارس خبر داد و اعلام کرد: این طرح با توجه به اهمیت رعایت نکات بهداشتی در مدارس برای پیشگیری از شیوع آنفلوآنزای نوع «آ» با سرعت بیشتری در حال پیگیری است.

دکتر مرتضی رییسی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به ابلاغ دستورالعمل جداسازی آبخوری‌ها از سرویس‌های بهداشتی و تجهیز مدارس سراسر کشور به لوله‌کشی صابون مایع از محل اعتبارات استانی، یادآور شد که این دستورالعمل با هدف پیشگیری از شیوع آنفلوآنزای نوع «آ» به استان‌های سراسر کشور ابلاغ شده است.

وی همچنین با بیان این که سالانه بیش از ۶۰ میلیارد تومان صرف تعمیرات مدارس می‌شود، خاطرنشان کرد: تجهیز بیش از ۱۰۰ هزار مدرسه در سراسر کشور به سیستم لوله‌کشی صابون مایع، از تابستان آغاز شده و اعتبار ویژه‌ای از محل تعمیرات مدارس به این امر اختصاص یافته، چرا که در بخشنامه ابلاغی به استان‌ها، اولویت ویژه در هزینه‌کرد اعتبارات تجهیز مدارس توسط مدیران مدارس به نصب لوله‌کشی صابون مایع مشخص شده است.

رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور در ادامه بی‌توجهی مدیران به اجرای دستورالعمل مذکور و کم‌توجهی به نصب سیستم لوله‌کشی صابون مایع که به گفته وی، هزینه قابل توجهی نمی‌طلبد را غیرقابل توجیه خواند و تصریح کرد: بودجه لازم برای اجرای این موضوع در اختیار استان‌ها قرار داده شده است.

معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش همچنین خاطرنشان کرد: به استان‌های کشور ابلاغ شده است که از محل اعتبارات استانی، جداسازی سریع آبخوری‌ها از سرویس‌های بهداشتی را در دستور کار جدی خود قرار دهند که البته این موضوع در مدارس جدیدالاحداث لازم‌الاجراست.

رییسی تصریح کرد که با توجه به خطر شیوع آنفلوآنزای نوع «آ»، هر مدیری که در زمینه جداسازی آبخوری‌ها از سرویس‌های بهداشتی کوتاهی کند، باید پاسخگوی آسیب‌های بعدی باشد و هر گونه کوتاهی در این زمینه متوجه مدیران است و با آن‌ها برخورد خواهد شد.

hi dr!
     
#350 | Posted: 8 Jul 2011 13:42
نحوه شست‌و‌شوی صحیح سبزیجات چگونه است؟


‌سبزیجات علی رغم فواید بسیار، دارای انگل ها و میکروب های خطرناک بیماری زا هستند و در صورت کوتاهی در شستن ‌صحیح، آلودگی روی آنها عوارض جبران ناپذیری را به وجود می آورد.
‌ یک‌ ‌متخصص تغذیه گفت: با توجه به اینکه پرورش سبزیجات بعضا با آب‌های آلوده و آب ‌چاه انجام می‌شود و همچنین به علت تماس با خاک و گل و لای، دارای انواع میکروب‌ها و انگل‌های آلوده کننده از جمله ‌<سالمونلا> هستند که برای انسان بسیار خطرناک می‌باشند- البته سبزیجات منابع غنی از مواد معدنی و ویتامین‌ها هستند- ‌بنابراین آگاهی از روش صحیح شستن آنها اهمیت به‌سزایی در سلامتی دارد. ‌وی در ادامه افزود: بهترین روش شستن سبزیجات، ابتدا قرار دادن آنها به مدت ۵ دقیقه در محلولی حاوی چند قطره مایع ‌ظرفشویی و یا مواد ضدعفونی کننده است تا تخم انگل‌های چسبیده به سبزیجات لغزنده شوند و سپس با انجام چندین بار ‌آبکشی، آلودگی سطح سبزی پاک و بعد مصرف شود. ‌

=================================

روش طبیعی برای رهایی از شر حشرات

شاید پرداختن به این موضوع کمی دیر به نظر برسه ، به خصوص که کم کم به فصل سرد و پاییزی نزدیک می شیم و مسلما پشه ها و اکثر حشرات مزاحم دیگه ناخودآگاه ناپدید می شوند. هدف ما از پرداختن به این موضوع اشاره کردن به مزیت بعضی از گل های پرورشی و آپارتمانی است که از دیر زمان مورد استفاده و توجه بوده است و هم اکنون با خواندن این مقاله پی به ارزش وجودی آن بیش از پیش خواهید برد.

به گزارش گروه ترجمه سلامت نیوز،همان طور که می دانید مقابله با حشرات به کمک حشره کش ها و انواع دیگر مواد شیمیایی اگر چه ممکن است در ابتدای امر بسیار کارساز باشد ولی به مرور زمان باعث بقای نسل قوی تر حشرات می شود . گونه هایی که در مقابل این مواد شیمیایی مقاوم خواهند بود . چه بهتر که با طبیعت و پدیده های طبیعی برخورد طبیعی نشان دهیم. مثلا در مقابله با حشرات شاید بهتر از هر حشره کشی گل های شمعدانی عمل کنند.

بله گل های شمعدانی علاوه بر زیبایی ظاهری چنین خاصیت منحصر به فردی را نیز به همراه دارند که ارزش وجودی آنها را دو چندان می کند.

ترکیبی که در این گیاه وجود دارد می تواند انواع گوناگونی از حشرات مثل پشه ها، کک و انواع خاصی از مورچه ها را دفع نماید.

از جمله گیاهان موثر دیگر در این زمینه روغن گیاه اکالیپتوس است که می تواند به صورت مفید عمل کند.

روغن گیاه سیترونلا هم از دیگر گیاهانی است که به مدت ۲۰ دقیقه شما را از شر حشرات موذی حفظ خواهد کرد.لازم به توضیح است که گیاه سیترونلا از گیاهان بومی جنوب آسیا است که روغن آن در عطر سازی و صابون سازی و دفع حشرات از دیر زمان کاربرد داشته است.

با این توصیفات شاید بیشتر از قبل پی به حکمت وجودی هر آنچه در این کره خاکی موجود است پی ببرید.

hi dr!
     
صفحه  صفحه 35 از 64:  « پیشین  1  ...  34  35  36  ...  63  64  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / پزشکی سلامت (آرشیو شماره یک) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites