تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

مطالب پزشکی (آرشیو شماره ۲)

صفحه  صفحه 8 از 57:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  56  57  پسین »  
#71 | Posted: 13 Feb 2012 14:11
همه چيز درباره كهير

همشهری-ترجمه: آرش سيواني- اورتيكاريا، يا urticaria يك جوش برجسته خارش آور پوستي است كه در زبان فارسي به آن كهير گرفته مي شود. دو نوع كهير وجود دارد:
كهير حاد: كه اغلب به وسيله آلرژي يا حساسيت به غذا يا دارو باعث مي شود و مي تواند براي چندين ساعت و يا تا 6 هفته به طول بكشد.
كهير مزمن: چنانچه جوش پوستي يا دانه پوستي براي مدت 6 هفته يا بيشتر دوام داشته باشد قابل تشخيص بوده و علت اصلي آن معمولاً به خاطر حساسيت غذايي نمي باشد.
كهير حاد
مهمترين علت به وجود آمدن كهير حاد حساسيت به حيوانات مانند اسب، غذاهايي مانند صدف ماهي، آجيل، تخم مرغ، محصولات لبني، زنبور و نيش زنبور و حساسيت به داروهايي نظير پني سيلين، تتراسايكلين، سولفاناميدها و سفالوسپورين است.
همچنين قرص هاي ضد فشار خون (بازدارنده هاي ACE و داروهاي مدر) كدئين و آسپرين حاوي ضددرد مي توانند باعث ايجاد كهير حاد شوند.برخي اوقات، عفونت هاي ويروسي مانند تب غده اي و هپاتيتB و يا باكتري ها (هليكوباكتر، استرپتوكوكها) عفونت هاي قارچي و انگلي مي توانند آغازگر كهير باشند. واكنش هاي حساسيتي به فرآورده هاي خوني، انتقال خون، اشعه ايكس و واكسن ها نيز در اين امور دخالت دارند.
كهير خارشي و يا زخم هاي مجموعه اي و عمومي كهيري است كه اغلب در كودكان يافت شده و يا بعد از نيش حشرات، پشه ها و كك ها حاصل مي شود.
كهير مزمن
علت كهير مزمن را خيلي مشكل مي توان شناسايي كرد. نقش حساسيت غذايي به طور دقيق نمي تواند عامل شروع كننده باشد، اما مواد افزودني به غذاها مانند بنزوت سديم، مواد رنگي و نيتريت ها ممكن است در اين مورد نقش داشته باشند.
در بسياري موارد اما دليل مشخصي براي كهير به دست نمي آيد كه آن را كهير مزمن با علت ناشناخته مي نامند ، اين وضعيت كه مي تواند سال ها ادامه داشته باشد بر اثر توليد اتوآنتي بادي هاي اتوماتيك است كه به ماست سل هاي پوست و يا بافت هاي بدن ما حمله ور مي شود كه باعث آزادسازي ميزان زيادي هيستامين خواهد شد.
علت اينكه ما ناگهان به توليد اين آنتي بادي هاي مهاجم در سلول هاي پوست بدن خود مبادرت مي كنيم كاملاً به صورت يك راز باقي مانده است.
توليد اتو آنتي بادي ها، اتوماتيك در بدن ما شايد سال ها ادامه پيدا كند و منجر به درد و ناراحتي زياد براي افراد مبتلا به كهير شود. متأسفانه بيش از 50 درصد موارد كهير مزمن به خاطر توليد اين اتوآنتي بادي ها بر ضد IgE و گيرنده آن روي ماست سل ها است كه در پوست يافت مي شوند.
عفونت هاي انگلي مزمن و قرص هاي بازدارنده و قرص هاي فشار خون ممكن است نقشي را در كهيرهاي حاد و مزمن بازي كنند. اثبات شده كه فشار روحي نيز مي تواند باعث تشديد كهير شود و اقداماتي كه براي كاهش فشارهاي روحي و عصبانيت انجام مي شود، مي تواند در درمان كهير مزمن بسيار حائز اهميت باشد.
كهير مزمن مي تواند توسط عوامل فيزيكي مانند قرار گرفتن در معرض گرماي شديد (عرق سوز شدن) سرماي شديد، نور خورشيد و وارد آمدن فشار روي پوست (ناشي از پوشيدن لباس تنگ) آغاز شود.
بسياري از افراد داراي پوست حساس هستند و هرگونه اصطكاك و مالش باعث ايجاد خطوط برجسته روي پوست مي شود. اين گونه خطوط را اصطلاحاً درماتوگرافيسم مي نامند و نشان دهنده آزاد شدن هيستامين در پوست بدن است.
در برخي موارد يك كمبود در آنزيم بازدارنده منجر به يك شكل از كهير كه بدون خارش است، مي شود كه آن را كهير ارثي مي نامند و اين وضعيت اغلب در افراد مؤنث خانواده ها ديده مي شودكه به شكل ورم ناگهاني صورت و گردن كه خارش آور نبوده، اما با درد همراه است نمايان مي شود. اين ضايعه ها معمولاً 2 تا 3 روز طول مي كشد و نسبت به داروهاي آنتي هيستامين پاسخ نمي دهد.
علائم كهير كدامند؟
اين جوش يا دانه هاي لك شامل تعدادي از ورم هاي برجسته است كه توسط پوست قرمز احاطه مي شود كه اين دانه ها شديداً باعث خارش شده و تضعيف كننده اند. كهيرها عموماً به جا به جايي در تمام بدن و مهاجرت از نقطه اي به نقطه ديگر گرايش نشان مي دهند .
در موارد مزمن، خارش شديد باعث بي خوابي در شب شده و حتي ممكن است منجر به بيماري افسردگي شود (داروي دوكسپين يك درمان بسيار خوب براي افسردگي و كهير است).
كهير مزمن با نوسان همراه است، به صورت موقت آرام گرفته و مجدداً و به طور ناگهاني همراه با بيماري ويروسي هم زيست، فشار و داروهاي حاوي آسپيرين عود مي كند. اين الگوي مزمن ممكن است براي مدت 5 تا 20 سال (در برخي موارد) عود كند. چنانچه كهير شما بعد از دو، سه هفته از بين نرود و يا با داروهاي آنتي هيستامين برطرف نشود، حتماً بايد به پزشك مراجعه كنيد و از طريق انجام آزمايشات خوني آلرژي (حساسيت) شناسايي و يا عامل اختلال ايمني اصلي معلوم شود.
چگونه كهير را درمان كنيم؟
توصيه مي شود از عوامل وخيم كننده و هر گونه عامل تحريك كننده اجتناب به عمل آوريد و اين اقدامات ساده را آزمايش كنيد:
پوست را خنك نگه داريد، از گرم شدن بيش از حد بدن جلوگيري كنيد، با آب ولرم استحمام نماييد، در برابر وسوسه به خاريدن پوست و مالش آن مقاومت كنيد و حتماً از كرم هاي مرطوب كننده پوست استفاده كنيد تا خشكي پوست و خارش آن كاهش پيدا كند. از نوشيدن نوشيدني هاي الكلي و غذاهاي حاوي مواد افزودني و ادويه جات اجتناب كنيد. كرم آبي متانول يك درصد جهت تسكين پوست سرايت شده استعمال كنيد.
از مصرف داروهاي حاوي آسپيرين و كدئين (ايبوپروفن، ديكلوفناك و مفناميك اسيد) اجتناب كنيد.
بخش عمده درمان، دوز بالاي آنتي هيستامين است كه شايد براي دوره هاي طولاني مدت (بيش از 6 هفته) ضروري باشد، دوز آنتي هيستامين هاي متعارف مانند: سيتريزين، لوراتادين، فكسوفنادين شايد براي تسكين و رهايي از علايم لازم و ضروري باشد.
دوكسپين خوراكي، يك داروي آنتي هيستامين خوب است، اما ممكن است باعث خواب آلودگي شود. در حالي كه كرم اين دارو پوست را تسكين مي بخشد، ممكن است دوره هاي كوتاه مدت دارو هاي كورتوني مثل كورتيزون شايد براي تسكين و فروكش كردن كهيرهاي شديدتر لازم باشند، ولي نبايد براي مدت طولاني از آنها استفاده كرد، زيرا از رشد كودكان جلوگيري به عمل مي آورد و در بزرگسالان باعث پوكي استخوان مي شود.
يكي از راه هاي درماني مي تواند تزريق ايموگلوبولين و يا آنتي بادي هاي ديگر باشد كه در بسياري از مواقع بسيار حائز اهميت و مؤثر است. در آينده نه چندان دور مي توان شاهد ابداع روش هاي جديد براي بهبودي كهير از جمله از طريق ساخت واكسن هاي پلاسميد DNA باشيم.
منبع:www.allergy-clinic. Co.uk
     
#72 | Posted: 13 Feb 2012 14:12
ماه بعد ازتولد دوباره

همشهری-آسوشيتد پرس‎/ علي ملائكه- زن فرانسوي كه پنج ماه پيش اولين پيوند صورت را در جهان دريافت كرد مي گويد كه اكنون احساس كامل در بافت هاي پيوندي را به دست آورده است.
ايزابل دينور 38 ساله در گفت وگويي با روزنامه
Le Journal du Dimanche همچنين اظهار كرد كه سخت ترين مسئله در دوران بهبوديش براي او شناختن دوباره خودش است. او در پاسخ به اين سئوال كه آيا صورت جديدش را پذيرفته است يا نه؟ گفت: قضيه مشكل تر از آن است كه بتوان توضيح داد.
دينور مي گويد كه به عكس هاي قديمي اش نگاه مي كند و از تفاوت ميان چهره قبلي و چهره جديدش بهت زده مي شود و به خودش مي گويد كه يك شبه كلي پير شده است. صداي او با افزايش ميزان حركت در بخش پيوندي صورتش بهبود يافته ولي او هنوز در تلفظ حروفي كه به لب ها مربوطند مثل b و P اشكال دارد. بخش بزرگي از صورت خانم دينور هنگامي كه سگ خانگي اش براي بيدار كردن او با مصرف قرص هاي آرام بخش به خواب عميقي رفته بود صورتش را گاز گرفت شديداً آسيب ديد، بيشتر بيني او نابود شد و دندانها ولثه هايش با از بين رفتن لبها و بخشي از گونه ها در معرض ديد قرار گرفت. او پس از حادثه براي آنكه مردم از او نترسند ماسك به صورت مي زد.
پنج ماه پيش گروهي از پزشكان طي يك عمل جراحي 15 ساعته بيني، گونه و لب هاي جديدي را كه از يك زن ميانسال گرفته شده بود -كه با دار زدن خودكشي كرده بود- به او پيوند زدند.
دينور هنوز با وجود گذشت چندين ماه از پيوند فقط هنگامي آپارتمانش را ترك مي كند، كه كسي همراهش باشد و همه آينه هاي خانه اش را هم برداشته است.
دينور هر هفته به بيمارستان آمينس - جايي كه پيوند صورت او در آن انجام شد- مي رود و در جلسات بازآموزي و مشاوره با يك روان شناس شركت مي كند و مجموعه اي از آزمون ها روي او انجام مي گيرد.
او هر ماه نيز به بيمارستاني در شهر ليون در جنوب شرقي فرانسه محلي كه چندين هفته پس از عمل جراحي براي درمان مهار كننده رد پيوند را در آن گذرانده بود- مي رود تا مقدار داروهاي مهاركننده ايمني را كه دريافت مي كند تنظيم كرده و از لحاظ رد پيوند مورد بررسي قرار گيرد. در حال حاضر پزشكان ميزان داروهاي مهاركننده ايمني را كه او براي جلوگيري از رد پيوند مصرف مي كند به نصف رسانده اند. علاوه بر اينها او بايد هر روز تكه كوچكي از پوست فرد اهداكننده صورت به او را كه روي شكمش پيوند شده است مورد معاينه قرار دهد.
به قول خودش: اين تكه پوست مثل آژير خطري است كه در صورت بروز رد پيوند از خود واكنش نشان مي دهد.
و بالاخره آخرين تمريني كه به تجويز پزشكان هر روز بايد انجام دهد اين است كه با يك آينه بزرگنمايي كننده تنها آينه اي كه اكنون در خانه دارد- صورت جديدش را معاينه كند.
     
#73 | Posted: 13 Feb 2012 14:14
يك كودك از هر ۱۰ كودك به عفونت ادراري مبتلا مي شود

همشهری-گروه اجتماعي- مريم غفاري: رئيس انجمن پزشكان كودكان ايران، بيماري نفرولوژي و بيماري هاي كليوي را يكي از بيماري هاي شايع در كودكان عنوان كرد و افزود: از هر ۱۰ كودك متولد شده يك نفر مبتلا به بيماري عفونت در دستگاه ادراري است.
دكتر سيد احمد سيادتي در آستانه برپايي همايش سالانه انجمن پزشكان كودكان ايران و بيست و هفتمين بزرگداشت استاد دكتر محمد قريب، در جمع خبرنگاران افزود: اگر بيماري دستگاه ادراري در كودكان زود تشخيص داده شود، درمان آن سريعتر و راحت تر صورت خواهد گرفت اما در غير اين صورت باعث افزايش عفونت مي شود.
وي با بيان اينكه در همايش سالانه انجمن پزشكان كودكان ايران كه از ۲۳ارديبهشت ماه به مدت ۵روز برگزار مي شود، مشكلات و بيماري هاي شايع در كودكان مورد بررسي قرار گرفته و راهكارهاي آن ارائه خواهد شد، گفت: بيماري هاي عفوني در بين كودكان كشور شايع است كه البته اين بيماري هاي قابل پيشگيري و درمان هستند اما عدم تشخيص به موقع مي تواند باعث ايجاد مشكلات زيادي در كودكان شود.
رئيس انجمن پزشكان كودكان ايران با بيان اينكه در گذشته شايع ترين علت مرگ و مير در كودكان زير ۵ سال بيماري هاي گوارشي نظير اسهال بوده كه خوشبختانه امروز ميزان آن به شدت كاهش يافته است، گفت: مشكلات اعصاب در كودكان مي تواند در برخي موارد منجر به تشنج و عقب افتادگي ذهني شود كه اين موضوع در اين همايش مورد بررسي قرار مي گيرد.
سيادتي به بيماري هاي آسم و آلرژي در كودكان، در مورد بيماري كم خوني به عنوان بيماري شايع در كودكان اشاره كرد و گفت: كم خوني به ويژه كمبود آهن اهميت زيادي دارد چون مطالعات نشان داده كه كمبود آهن موجب اختلال رشد در ذهن و جسم كودكان مي شود بنابراين تشخيص و درمان به موقع آن ضرورت دارد.
وي با اشاره به شيوع بيماري كاوازاكي كه نوعي بيماري قلبي اكتسابي در كودكان زير ۵ سال است، گفت: از علائم اين بيماري تب طولاني مدت بيش از ۵ روز، قرمزي چشم، قرمزي حلق، دهان و گلو، برآمدگي هاي كوچك در زبان، خشكي و ترك لبها و تورم در دست و پا است كه در صورت عدم تشخيص بسيار خطرناك خواهد بود.
رئيس انجمن پزشكان كودكان ايران افزود: بزرگترين خطر ناشي از ابتلا به بيماري قلبي اكتسابي، گرفتگي قلب و عروق است كه در اين صورت ممكن است با تنگ شدن رگ هاي قلب موجب آنفكتوس كه معمولا در سنين بالا و در افراد مبتلا به چربي بالا و سيگاري مشاهده مي شود در اين كودكان بروز كند. همچنين ممكن است گشاد شدن رگ هاي قلب منجر به پاره شدن آن رگ شود.
وي ادامه داد: در صورت تاخير در تشخيص و درمان به موقع در كودكان دچار نوع بيماري قلبي، اين كودكان تا ۲۵ درصد احتمال دارد كه دچار عارضه قلبي شوند و در صورت درمان به موقع احتمال اين عارضه به ۲درصد كاهش مي يابد.بر اساس اين گزارش سازمان جهاني بهداشت، مداخلات كم هزينه و اثربخشي وجود دارند كه به كمك آنها دست كم مي توان از دوسوم از اين مرگ ها پيشگيري به عمل آورد. برخي از مداخلات (مثلاً تغذيه با شير مادر، تغذيه تكميلي و اقدامات مربوط به ايمن سازي) پيشگيرانه هستند و ساير مداخلات نيز بر درمان تكيه دارند (مثل تجويز آنتي بيوتيك و ريزمغذي ها) لذا چالش پيش رو آن است كه اين مداخلات نجات دهنده حيات را به كودكاني كه بيشترين نياز را دارند ارائه كنيم.
اين گزارش حاكي است، برنامه هاي سلامت كودكان بايد فراتر از مقابله با بيماري هاي منفرد حركت كنند و به سلامت كلي كودكان بپردازند. سازمان جهاني بهداشت بر اساس مديريت يكپارچه بيماري هاي دوران كودكي، چارچوبي جامع در توسعه مداخلات اثربخش بر سلامت كودكان ارائه نموده است كه تحليل وضعيت موجود كشورها در خصوص وضعيت براي بيماري هاي كودكان، وضعيت اجتماعي- اقتصادي، ظرفيت نظام سلامت، تدوين سياستي روشن براي سلامت كودكان، مشاركت خانواده ها در پيشگيري از بيماري ها و پايش مداوم كودكان را شامل مي شود.
اختلالات رواني در كودكان
همچنين بررسي ها نشان مي دهند ۲۰ درصد كودكان به يكي از مشكلات رواني همچون افسردگي، اختلالات خلقي و دوقطبي، اضطراب، وسواس، بيش فعالي، كم توجهي و اختلال در يادگيري مبتلا هستند و تا سال ۲۰۲۰ اختلالات عصبي- رواني كودكان ۵۰ درصد افزايش مي يابد.
بر اساس گزارش انجمن روان پزشكي كودكان ايران، تمام بيماري هاي مذكور قابل درمان بوده و برخي قابل پيشگيري هستند. اين اختلالات به دليل فراگيري و ايجاد ناتواني هاي گوناگون در افراد مبتلا، از اهميت ويژه اي برخوردارند؛ اختلالاتي نظير اوتيسم و اسكيزوفرني نيز اگرچه شيوع كمتري دارند اما درمان و بازتواني آنها با توجه به تأثير ناتوان كننده چشمگيري كه بر مبتلايان دارند، توجه ويژه اي را مي طلبد.
     
#74 | Posted: 13 Feb 2012 14:15
پسماندهاي سرگردان

همشهری-عكس: گلناز بهشتي
مهراد قوام
خطر رفع خواهد شد. اگر امسال لباس سبز عمل بر سخنان بپوشانند، خطر از بيخ گوش شهروندان خواهد گذشت. راستش هنوز هم كه سطرهاي كاغذ كاهي را سياه مي كنيم، هراس سلامتي شهروندان به دلمان چنگ مي اندازد؛ روزانه 80تا 100 تن زباله بيمارستاني در تهران توليد مي شود. هنوز راه درست و منطقي براي امحاي اين زباله ها پيش نگرفته اند. عفونت و بيماري در اين زباله ها غليان مي كند. خطر در كوچه پس كوچه هاي اين شهر به انتظار كودكان و فرزندانمان لاي شيرابه هاي زباله غلت مي خورد و ما سالهاست دلخوش به فرامين و بخشنامه ها و دستورالعمل هاييم.
مقام هاي مسئول گفته اند، امسال مشكل زباله هاي بيمارستاني حل خواهد شد، ولي اين نويد در آغاز هر سال داده شده و پس از فروكش كردن تب مطبوعات تا ظهور بحران، فراموش مي شود. همين كه اتفاقي ناگوار در گوشه اي دنج حوالي بيمارستان ها يا دشت كهريزك روي دهد، تريبون هاي زيادي روشن خواهد شد.
سيل مهاجرت به كلانشهر تهران به گونه اي بوده كه امروزه حدود 25 درصد جمعيت كشور در اين شهر گردهم آمده اند. اين حجم جمعيت در مقابل امكانات و گستره زمين بسيار بيشتر است. از اين رو پايتخت ايران مانند كلافي پر از نخ هاي بريده بريده و در هم است. باز كردن و تنظيم آن، كار كسي نيست جز همت همه مردم. زباله هاي بيمارستاني تهران بيش از حد معمول است و اين مهم نيز از تمركزگرايي شهرنشيني ناشي مي شود. زباله هاي بيمارستاني كه توليد مي شوند و در چرخه اكوسيستم اخلال ايجاد مي كنند به هفت دسته تقسيم مي شود! زباله هاي معمولي مربوط به بسته بندي يا پرسنل شاغل در بيمارستان و خوابگاه مي شود. زباله هاي پاتولوژيكي شامل بافت ها، ارگان ها، پنبه هاي آغشته به خون و چرك و مواد دفعي مانند ادرار و مدفوع است.
در گروه سوم مواد زايد راديواكتيو قرار دارد. اين مواد به اشكال جامد، مايع و گاز در برخي از آزمايشگاه هاي بيمارستان ها توليد مي شود. گروه چهارم زباله ها، انباشتي از مواد شيميايي است. اين زباله ها ماحصل نظافت و ضدعفوني بيمارستان است. اين فضولات شامل وسايل و ابزار تنظيف و ضدعفوني يا داروها و وسايل دور ريختني اتاق عمل است. مواد زايد شيميايي به سه دسته تقسيم مي شوند؛ فضولات سمي با PH كمتر از 2 كه محيط را اسيدي مي كند و يا PH بالاتر از 12 كه محيط را قليايي مي كند. برخي داروهاي فاسد شده نيز جزو مواد زايد شيميايي به حساب مي آيد. مواد قابل احتراق و مواد واكنش دهنده و مؤثر نيز در اين مجموعه مي گنجد.
مواد زايد عفوني از مشكلات عديده در بحث زباله هاي عفوني بيمارستاني به حساب مي آيد. منشأ آن مي تواند، پسمانده هاي آزمايشگاهي، جراحي و اتوپسي بيماران عفوني باشد. وسايل آغشته به جرم هاي عفوني در بيمارستان شامل دستكش، وسايل جراحي، روپوش، لباس هاي بلند جراحي، ملحفه و غيره نيز جزئي از اين مواد است. زباله هاي عفوني حدود 10درصد كل زباله هاي بيمارستاني را تشكيل مي دهد. به سرنگ هاي جراحي، شيشه هاي شكسته و كاردهاي كوچك جراحي نيز زباله هاي عفوني مي گويند.
مواد زايد دارويي و ظروف مستعمل تحت فشار مانند؛ قوطي افشانه، گازهاي كپسوله شده و غيره كه قابليت انفجار دارد، در دستگاه زباله سوز نمي اندازند.
بازگشت به بازيافت
حوالي سال 1374 بود كه شهرداري طي يك دستورالعمل به وزارت بهداشت اعلام كرد: تمام مراكز درماني و بيمارستان ها موظف به تفكيك زباله هاي عفوني و غيرعفوني هستند.
زمان گذشت، زمان گذشت و ساعت هشت بار نواخت تا پس از هشت سال مشاهده شود، از مجموع 330 بيمارستان طي اين مدت هيچ اقدامي براي دفع زباله هاي 26هزار تخت بيمارستاني و كلينيك هاي تهران صورت نگرفت.
در اواخر سال 1381 بود كه فرشاد فخيمي مدير روابط عمومي سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران اعلام كرد: روزانه حدود 70تن زباله بيمارستاني در پايتخت توليد مي شود. اين مقام مسئول تعداد دستگاه هاي خودرو ويژه حمل زباله را 25 دستگاه عنوان كرد كه حدود 20درصد زباله ها را مواد عفوني تشكيل مي دهند.
پس از آن بانك جهاني وارد عمل شده و قول داد با شرط تفكيك زباله از مبدأ يك وام درخور توجه به شهرداري تهران اعطا كند.
هنوز دو ماه از اظهارات فرشاد فخيمي نگذشته بود كه وزارت كشور براي سروسامان دادن به اوضاع، نهادهاي بهداشتي درماني را به جمع آوري و تفكيك زباله هاي بيمارستاني موظف كرد. بر اين اساس دفتر برنامه ريزي عمراني وزارت كشور دستورالعمل تفكيك، جمع آوري، حمل و دفع مواد زايد پزشكي را با نام كميسيون جلوگيري از آلودگي آب تصويب كرد.
مرداد ماه سال 82 بود و هوا گرم. اين بار پنج ماه از آخرين دستورالعمل مصوبه گذشته بود. زباله هاي بيمارستاني تهران لاي زباله هاي قابل بازيافت، كار سازمان بازيافت شهرداري را با كندي مواجه كرده بود. ابوالفضل ابراهيمي رئيس سازمان بازيافت شهرداري تهران، صددرصد زباله ها را قابل بازيافت اعلام كرد. البته او به اين واقعيت تلخ نيز اشاره كرد كه از اين روزانه 7500 تن زباله، تنها 3درصد بازيافت مي شود. ابراهيمي در همان روز پيشنهادهاي جالبي ارائه داد كه در گردونه بروكراسي گم و ناپيدا ماند. او ادعا كرد؛ بدون سرمايه گذاري بخش خصوصي در كار بازيافت موفقيت در خوري حاصل نخواهد شد. به نظر او اگر بخواهيم تمام كاغذ باطله هاي تهران را بازيافت كنيم، بايد 55 باب كارخانه بازيافت احداث شود. از سويي اشتغال زيادي توليد مي شود، از سوي ديگر نياز به بريدن بي رويه درخت ها براي تهيه كاغذ بسيار كمتر مي شود.
سه ماه ديگر گذشت و اين بار در هواي آلوده پاييزي تهران كه وارونگي هوا صورت نمي گيرد، رئيس سازمان بازيافت شهرداري تهران دوباره از وضعيت بازيافت زباله ها انتقاد كرد. او در گفت وگويي خبري اعلام كرد: هر شهروند تهراني روزانه 920 گرم زباله توليد مي كند كه 9 درصد را مواد پلاستيكي، 8 درصد كاغذ و پارچه و مقوا و 5/2 درصد انواع فلزات است. 68 تا 70 درصد اين زباله ها را پسمانده هاي غذايي، ميوه و سبزي تشكيل مي دهد.
يك دهه گذشت
عقربه هاي ساعت به تندي گذشتند و بي اعتنا به تأمل يا معطلي مسئولان و شهروندان برگه هاي تقويم را ورق زدند. دو سال ديگر گذشت تا تير ماه سال 84 از راه برسد. فصل گرما هميشه به مباحث زباله دامن مي زند. اين بار مدير كل دفتر خدمات عمومي سازمان شهرداري ها و دهياري هاي كشور براي انتقاد از وضع موجود به زبان آمد: براساس ماده 7 قانون مديريت پسمانده ها، شهرداري ها مكلف به جمع آوري پسماندهاي ويژه صنعتي و بيمارستاني- هستند كه بعد از عادي سازي، اين زباله ها را جمع آوري و دفع مي كنند. او همچنين به اختيارات شهرداري ها اشاره كرد و ادامه داد: اگر زباله ها عادي سازي نشده باشد، شهرداري مي تواند از زيربار جمع آوري آن شانه خالي كند.
در مقابل او، وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، جمع آوري پسماندهاي ويژه را جزئي از وظايف شهرداري ناميد. او ضمن اعلام توليد روزانه 70 تن زباله در مراكز درماني و بيمارستان ها و آلودگي و عفوني بودن 25 تن از اين مقدار، اظهار كرد: تنها 30 درصد بيمارستان ها به صورت نامناسب تصفيه مي شود.
در همين روزها بود كه مطبوعات نارضايتي مردم و ساكنان نزديك بيمارستان ها را منعكس مي كردند. كارشناسان نيز در اعلامي رسمي از سوي سازمان محيط زيست، 137رودخانه بزرگ كشور را آلوده به پسمانده هاي صنعتي و شهري عنوان كردند.
چند ماه بعد كه دوباره هوا رو به خنكي گذاشت و موج انتقاد از وضعيت زباله هاي بيمارستاني فروكش كرد، سيد محمدي كارشناس سازمان بازيافت پيشنهاد خريد دستگاه زباله سوز داد. هزينه هر يك از اين دستگاه ها بسته به حجم و ظرفيت بين 30 تا 40 ميليون دلار برآورد شد. از سوي ديگر ايران به پيمان نامه كيوتو پيوسته و نمي تواند از اين دستگاه استفاده كند. در اين پيمان نامه ايران متعهد شده براي جلوگيري از آلودگي هوا كمك كند.
زمان مي گذرد و خطر به در خانه هاي مردم نزديك تر مي شود. پس از دو پيشنهاد فراموش شده لاي دهليزهاي تو در توي بروكراسي، حالا صحبت از شيرابه هاي عفوني گل انداخته است. مشاركت بخش خصوصي در امر بازيافت و خريد دستگاه زباله سوز از سوي مدير و يك كارشناس سازمان بازيافت شهرداري عنوان شد و مورد اعتنا قرار نگرفت.
دكتر محمد هادي ناصح معاون بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي ايران پيشنهاد علمي تري ارائه كرد. او در گفت وگو با ايسنا خريد دستگاه هاي ويژه تفكيك زباله را راه حل مناسبي اعلام كرد. هزينه خريد هر كدام از اين دستگاه ها حدود 140 ميليون تومان برآورد شد. البته اين معاون وزير وعده اي به همكاري سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي داد مبني بر تأمين اعتبار خريد دستگاه هاي ويژه تفكيك زباله.
يك سال پيش از نتيجه اعلام شده وزارت بهداشت، زباله هاي بيمارستاني آنقدر دردسرساز شد تا قوه قضاييه نيز براي تعيين تكليف آن وارد صحنه شود. دادستان كشور طي مصاحبه اي در سال۱۳۸۳ نگراني خود نسبت به وضعيت زباله هاي بيمارستاني را اعلام كرده بود.
قربانعلي دري نجف آبادي در اين باره تأكيد كرد: دادسراهاي كشور موظفند موضوع تخريب و آلوده ساختن منابع طبيعي و محيط زيست را با حساسيت ويژه اي تعقيب كنند. او از قوه قضاييه خواست اين مشكل كه سلامت شهروندان را با مخاطره روبه رو مي كند را در دستور كار خود قرار دهد.
ماندن يا نماندن در كيوتو
با ورود قوه قضاييه به ماجرا هيأت دولت يك ميليارد تومان به جمع آوري زباله ها و تصفيه فاضلاب بيمارستاني اختصاص داد. با اين مبلغ 10 دستگاه ويژه تفكيك زباله هم نمي توان خريد و حال اينكه در 333 مركز درماني و بيمارستاني روزانه بيش از 70تن زباله توليد مي شود كه بالغ بر 25 تن آن آلوده و عفوني است.
بحث امحاي زباله هاي عفوني كه گريبان پايتخت را محكم چسبيده و عفونت را بر در و ديوارش مي آلايد، پايان نگرفت. سال 1384 به پايان رسيد و اين مشكل همچنان با حكايت هاي دور و درازش شهروندان را تهديد مي كند.
چيزي از آغاز سال جديد نگذشته بود كه سيد خلاق ميرنيا معاون محيط انساني سازمان محيط زيست از تشكيل يك كارگروه براي انتخاب روش مناسب امحاي زباله هاي بيمارستاني خبر داد. او در بيستم فروردين ماه سال جاري اعضاي كارگروه را چنين معرفي كرد: در اين كارگروه نمايندگاني از سازمان حفاظت محيط زيست، وزارت بهداشت، شهرداري، دادگستري و سازمان مديريت و برنامه ريزي شركت دارند. ميرنيا پيشنهاد مشترك سازمان بازيافت شهرداري و محيط زيست را نصب زباله سوز براي پسمانده هاي ويژه و بيمارستاني اعلام كرد.
هنگامي كه اين خبر روي صفحه نمايشگر خبرگزاري دانشجويان ايران- ايسنا- قرار گرفت، موجي از نگراني جامعه زيست محيطي كشور را فرا گرفت. معاون محيط انساني سازمان محيط زيست بدون اعتنا به ورود ايران به پيمان نامه كيوتو صحبت از خريد دستگاه زباله سوز كرد. اين دستگاه ها در توليد گازهاي گلخانه اي بسيار تأثيرگذارند و با روندي كه او اعلام كرد، ايران از پيمان نامه كيوتو خارج خواهد شد. به هر حال دفتر كنوانسيون توسعه عالي پايدار در محيط زيست مسئول بررسي اين قبيل پيشنهادها در جامعه جهاني خواهد بود.
روز سوم ارديبهشت ماه سال جاري، فاطمه واعظ جوادي رئيس سازمان محيط زيست كه خود فارغ التحصيل زمين شناسي با تخصص چينه شناسي است، درباره وضعيت زباله هاي بيمارستاني به اظهار نظر پرداخت: اميدوارم با همكاري وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، بيمارستان ها به ويژه مراكز درماني خصوصي را متقاعد به پرداخت هزينه جمع آوري و دفع زباله هاي بيمارستاني كند تا پايتخت رهايي و نجات يابد. اين در حالي است كه ايران در سياست هاي كلان، خصوصي سازي را سر لوحه برنامه هاي خود قرار داده و بايد در وجوه مختلف از اين بخش حمايت كند. با اجراي پيشنهاد رئيس سازمان محيط زيست، هزينه بيمارستان ها و مراكز درماني خصوصي به چند برابر افزايش مي يابد.
آخرين پيشنهاد
تعلل وزارت بهداشت براي تعيين تكليف زباله هاي بيمارستاني و اظهارات ضد و نقيض مسئولان سازمان محيط زيست از يك سو و تنها اقدام هيأت دولت مبني بر توزيع يك ميليارد تومان كه دردي از 330 مركز درماني دوا نكرد، از سوي ديگر باعث شد شهرداري تهران در اين روزها با موضعي شفاف تر صحبت كند.
رسول خادم عضو شوراي اسلامي شهر تهران به خبرنگاران گفت: جمع آوري و تفكيك زباله هاي بيمارستاني از وظايف توليدكنندگان زباله هاست و شهرداري در اين خصوص كاري نمي تواند انجام دهد. شهرداري در حد توان نسبت به جمع آوري زباله هاي شهري و ويژه بيمارستان ها اقدام مي كند. اما به دليل كمبود خودرو نمي تواند شرايط مطلوب در جمع آوري اين گونه زباله ها را فراهم آورد. اما مدت هاست كه مسئولان وزارت بهداشت، جمع آوري زباله ها را وظيفه خود به عنوان عامل توليد كننده نمي دانند و تنها با صدور بخشنامه اي براي تفكيك زباله ها در بيمارستان ها، به انجام وظيفه درباره مشكلات زباله هاي بيمارستاني اكتفا كرده اند. پس از او، مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران مباحث قانوني را در گفت وگو با ايرنا پيش كشيد. مصطفي سليمي گفت: به دليل اينكه شهرداري از مدت ها پيش اين زباله ها را خارج از برنامه و وظايف قانوني خود جمع آوري كرده به تبع آن نيز زباله هاي بيمارستاني توسط شهرداري را جمع آوري و حمل كرده است. اين سازمان زباله هاي عفوني و غيرعفوني 333بيمارستان و مركز بهداشتي و درماني تهران را با صرف يك ميليارد تومان هزينه در سال جمع آوري و حمل مي كند.
سليمي با يك حساب سرانگشتي از مضرات اقتصادي كه بيمارستان ها به شهرداري تحميل مي كنند، گفت: بيمارستان ها براي جمع آوري و امحاي هر كيلوگرم زباله بيمارستاني، تنها بين 30 تا 40 ريال هزينه به سازمان بازيافت مي پردازند. در حالي كه بايد حداقل 1200 ريال هزينه كنند كه پرداخت نشدن اين مبلغ از سوي آنها هزينه بسياري را به شهرداري تحميل كرده است. ابوالفضل ابراهيمي رئيس سازمان بازيافت شهرداري تهران، سوزاندن زباله ها را بهترين راه براي حل معضل زباله هاي بيمارستاني مي داند كه البته دستگاه هاي لازم براي تحقق اين مهم در كشور وجود ندارد. او معتقد است: بايد وزارت بهداشت در تعاملي با شهرداري، هزينه خريد اين دستگاه ها را تأمين كنند. هر دستگاه زباله سوز بيمارستاني حداقل 20 تا 50 ميليون دلار هزينه در بر دارد. بر اين اساس، وزارت بهداشت به عنوان واردكننده اين دستگاه ها و شهرداري تهران به عنوان نگهدارنده و تقبل كننده هزينه هاي جمع آوري و سوزاندن زباله ها، مسئوليت خواهند داشت.
به گفته ابراهيمي، هزينه جمع آوري، دفع و مقابله با خطرات زباله هاي بيمارستاني به حدي است كه هزينه خريد دستگاه هاي زباله سوز در قياس با آن بسيار ناچيز خواهد بود. او به شيرابه توليدي ناشي از دفن زباله هاي بيمارستاني اشاره كرد و دنبال حرفش را گرفت: خطر اين شيرابه ها در دراز مدت خسارت هاي كلان و جبران ناپذيري بر جاي مي گذارد كه جلوگيري از دفن سريع آنها را ضروري تر مي كند. متأسفانه بيمارستان ها تفكيك زباله هاي بيمارستاني از ساير زباله ها را چندان جدي نگرفته اند.
خطر نزديك است و وعده هاي مسئولان نزديك تر. آيا سال 85 مشكل دفع زباله هاي عفوني بيمارستاني پس از يك دهه كشمكش اداري گير افتاده در چنبره بروكراسي حل خواهد شد؟
     
#75 | Posted: 13 Feb 2012 14:15
آخرين سكانس زندگي

مصاحبه با دكتر ولي سهامي در باره نحوه رويارويي با بيماران لاعلاج
همشهری
صدف كوهكن
از اين تكرار ديدن و دويدن و شنيدن كه خسته مي شوم، آرزوي مرگ مي كنم، مرگ دريچه اي مي شود براي رسيدن به روشنايي، آرامش... .
و گاه كه سرخوشم به فرداها، دوست دارم لحظه ها كش بيايند و زمان مفهومي جز زندگي نداشته باشد... اما مرگ، سر مي رسد بي اجازه، بدون بلندكردن انگشتي حتي و انگشتش را آهسته بر لبانمان مي گذارد كه: هيس! من آمده ام!!
در اين ميان، گاهي تو مي شوي راوي و قصه مي شود مرگ كسي كه دوستش داري، اينجاست كه گم مي كني كلمات را....
گم مي كني خودت را بين خاطرات، روزهاي نيامده،... و يادت مي افتد واقعيت، عجيب تر از خيال است. مي ماني با اين كلمات كه در حنجره ات ماسيده اند و نه راه پس دارند، نه راه پيش! و نمي داني چگونه بيرون بريزي، دلتنگي هايت را.
بيماري هاي لاعلاج و بيماران درگير با آن و حتي خانواده و اطرافيان اين بيماران هميشه با مشكلي به نام چگونگي مواجهه با مرگ درگير بوده اند و از آنجا كه به طور معمول تشخيص اين مشكل برعهده پزشكان است لزوم آموزش آن اهميت مي يابد.
در اين رابطه، گفت وگويي با دكتر محمدولي سهامي - فوق تخصص روانپزشكي - ترتيب داده ايم كه از نظرتان مي گذرد.
* اگر صلاح بدانيد! اندكي راجع به نگرش به مرگ از ديدگاه طب صحبت كنيم؟
- علم طب همواره خط قرمزها و تابوهايي داشته است، اگر به تاريخ علم نگاه كنيم، يكي از اين خط قرمزها، مرگ بوده است و مطلبي است كه هنوز حرف زدن راجع به آن، موضوع تازه اي است و بسيار اهميت دارد. زيرا هر قدر كه عنوان كنيم از آن واهمه اي نداريم باز در تمام عمر به طرق گوناگون به آن فكر مي كنيم.
* تناتولوژي چيست؟ و آيا چنين چيزي به اطباء آموزش داده مي شود؟
-تناتولوژي (مرگ شناسي) از شاخه هاي علم است و از مواردي است كه پزشك بايد راجع به آن اطلاعات داشته باشد.
در واقع عامل اصلي حيات را اروس مي نامند و مرگ را تناتوس و ما در طول زندگي از اروس به تناتوس حركت مي كنيم.
* چه چيزي واژه مرگ را دردناك مي كند؟
- اگر چرخه حيات را به ياد بياوريم در آخر به مرگ مي رسيم. ما از مرگ چيزي نمي دانيم ولي قسمتي از اين چرخه است، در واقع آخر زندگي است و همواره جدا شدن از چيزي كه نسبت به آن تعلقاتي وجود دارد دردناك است.
اگر اين علت ترس ما از مرگ باشد، آن را ياد گرفته ايم، چون مرگ بسيار شبيه به تولد است. قبل از تولد شما جايي هستيد كه اگر مصداقي براي بهشت بخواهيم، آنجاست. وقتي جنين در رحم مادر است نه تنها هر چيزي كه مي خواهد به آن مي رسد (تغذيه، تحرك،پرواز به سه جهت و....) آنجا جايي است كه مي فهمي هستي! يعني جنين با لگد زدن به شكم مادر، متوجه مي شود كه بيرون هم چيزي وجود دارد و وقتي بيرون تو با درون تو فرق دارد، پس تو هستي! آنجاست كه صداي مادر را مي شنوي و در مراحل آخر، در يك زماني، اين بهشت تمام مي شود و تو به دنياي تاريكي (در آن زمان ديد چنين است) پرتاب مي شوي، يعني شبيه ترين چيز به مرگ.
* مگر مرگ رفتن به تاريكي است؟
- خير! ولي ما اين را ياد گرفته ايم. يعني وقتي از جايي كه بوديم به جايي كه نمي دانيم رفتيم، اين ترس در ما به وجود آمد و دوباره كه بازي زندگي تغيير شكل پيدا مي كند با مرگ اين ترس مجدداً به وجود مي آيد و اين در حالي است كه پروسه تولدمان را به خاطر نمي آوريم، بد نيست اينجا به نظريه اتورنك (فرياد اوليه) اشاره كنيم، يعني وقتي ما زاييده مي شويم، فوق العاده دردناك است.
* يعني تجربه ما از تولدمان باعث ترس است؟
- بعضي چنين بيان مي كنند، كه البته اين قطعيت ندارد و در حد يك نظريه است، چون اگر اين موضوع كاملاً درست بود، بچه هايي كه با روش سزارين متولد مي شوند، بايد تجربه ديگري داشتند كه عملاً اينطور نيست.
* آيا طبيب ها در زمينه رويارويي دادن بيمار با مرگ آموزش مي بينند؟
- خير، ما طبيب ها هيچ چيزي راجع به رويارويي با مرگ در آموزشهايمان نداريم.
* مشكل دقيقاً از همين جا شروع مي شود! از زماني كه پزشك تشخيص مي دهد كه بيمارش زنده نمي ماند و بايد با او در ميان بگذارد، اصلاً بايد به او بگويد يا نه؟
- افراد راجع به مرگشان خيلي فكر مي كنند و پزشكان بايد به نسبت اين افراد حساس باشند. در واقع افراد با مرگشان با وحشت هاي مختلف روبه رو مي شوند. با توجه به تجربه من، جوان ها خيلي شجاع هستند ولي مرگشان خيلي سخت است.
* يعني پذيرش جوان ها بيشتر است؟
- نه! آنها نمي پذيرند، براي همين هم هست كه مرگشان سخت است. اما آنها خودشان را در معرض خطر بيشتر قرار مي دهند.
با گذشت سن، كنار آمدن با مرگ بايد آسان تر شود ولي اين هم به شخصت افراد بستگي دارد. در حقيقت در چرخه حيات نقاط بحراني وجود دارد كه مي توان به هر كدام به شكل يك دريچه نگاه كرد، (تولد، بسته شدن باند عاطفي با مادر، جدا شدن از مادر و استقلال، ازدواج شايد!، پيري، از دست دادن ظواهر مانندمو، دندان و....)، مرگ كه گذشتن از هر يك از اين دريچه ها، دردناك است. عملاً مي بينم كساني كه از دريچه هاي قبلي به سهولت عبور كرده اند، يعني از مكانيسم هاي دفاعي عجيب و غريب استفاده نكردند براي رويارويي با واقعيت، موفق تر بوده اند.
* چه چيزي باعث ماندن پشت اين دريچه ها مي شود؟
- عامل اصلي كه باعث مي شود، پشت دريچه ها بمانيم نهي است، يعني افرادي كه سختي اين دريچه ها يا عبور از آنها را نفي نكردند و با آن كنار آمدند و آن را به عنوان يك واقعيت پذيرفتند؛ كار برايشان راحت شده.
* اين پذيرش كار را راحت مي كند؟
- اصلاً با قبول كردن، خودش حل مي شود! مثلاً در دريچه هاي قبلي كودك نمي خواهد بزرگ شود (خيلي از بچه ها از بزرگ شدن مي ترسند) يا خيلي از افراد از پير شدن مي ترسند، برخي از دخترها از زن شدن و مادر شدن مي ترسند، هر قدر جلوي اين دريچه ها بسته شود، گشودنش مشكل تر خواهد بود! پس عملاً مي بينم گذشتن از دريچه آخر، بسته به شخصيت و نحوه زندگي افراد، سخت و آسان است.
* برگرديم! به مطلب كليدي و آن اينكه آنچه علم طب به بيمار در شرف مرگ مي تواند بدهد، چيست؟
- ما براي به دنيا آمدن به كمك احتياج داريم و به نظر من، براي رفتن هم به كمك احتياج داريم.
البته مواجهه با مرگ از نظر رواني در انحصار طبيب نبوده، بلكه اين نقش را در اغلب فرهنگ ها، روحانيون به عهده داشته اند كه همكاري طبيب و آگاهي او از اين پروسه بسيار مهم است.
متأسفانه برخي از طبيب ها فكر مي كنند، كارشان اين است كه با مرگ بجنگند و عنوان مي كنند: ما براي اين تحصيل كرديم كه دشمن مرگ باشيم ، در صورتي كه اين چنين نيست. به نظر من كار طبيب ارتقاء كيفيت زندگي است و درصورت امكان به تعويق انداختن مرگ!
مثلاً در مذهب ما زجر كشيدن در زمان مرگ تأكيد نشده است. اما در بين بيماران من كاتوليك هاي مؤمني بودند كه اعتقاد داشتند در مراحل دردناك خواهان استفاده از داروهاي كم كننده درد مثل مرفين نيستند و معتقد بودند براي حضور در درگاه خداوند احتياج به هوشياري دارند و اين در حالي است كه برخي از عوام فكر مي كنند، من هر چقدر بيشتر زجر بكشم، پاك تر پيش خدا مي روم... .
* با چه بيماراني بايد در رابطه با مواجهه با مرگ صحبت كرد؟
- در حالت كلي ما با دو نوع بيمار روبه رو هستيم: يكي بيماري كه مي داند و آگاه است كه به مراحل پاياني نزديك است و نوع دوم افرادي هستند كه نمي دانند، يعني پس از اينكه پزشك جراحي اي را روي آنها انجام مي دهد و پي به مشكل مي برد كه در اين مورد هم به دليل رفتار بعد از عمل و پچ پچ افراد خانواده، پس از مدتي آنها هم متوجه مي شوند. پس پايه را بر اين مي گذاريم كه اكثر افراد مي دانند.
در 80 سال پيش در تمام دنيا، توصيه بر اين بود كه وقوع مرگ را به بيمار خبر ندهيد، چون تحمل اين درد را ندارد ولي اكنون با آگاهي بيشتر از وضع رواني بيماران توصيه برخلاف اين است. البته همچنان به افرادي كه از نظر توان روحي در وضعيت مناسبي نيستند نبايد گفت و باز هم شخصيت در اين ميان، مهمترين نقش را دارد و به كسي كه از نظر رواني به بلوغ نرسيده است نبايد گفت ولي در رابطه با كسي كه توان روحي و قدرت تحمل دارد، بهتر است گفته شود، زيرا با توجه به اينكه فرد، چه مقدار زمان دارد و چگونه مايل است آن را بگذراند و به علاوه تسويه حساب هاي عاطفي و مادي خود را انجام دهد، جزو حقوق هر فرد است. پس به نظر من اصل را بر گفتن و فرع را بر نگفتن بايد بگذاريم.
* چگونه؟
- چگونه گفتن بسته به سؤال بيمار است و در صورتي كه خود بيمار به صورت مشخص سؤال كند، جواب اين است كه در حال حاضر درماني براي شما وجود ندارد، ولي افراد زيادي به علتي كه ما نمي دانيم در مراحل وخيم بيماري، شفا مي يابند و اين يك واقعيت است.
* يعني كساني كه نمي دانستند؟
- نه! حتي كساني كه مي دانستند، مثلاً زماني را به ياد مي آورم كه تازه وارد دانشكده طب شده بودم، در آن سالها پرفسور برومندي بود كه بيماري را جراحي كرده بود و پي به اين برده بود كه شكمش پر از تومور است. پرفسور مي گفت: شكمش را باز كرديم و بعد بستيم و گفتيم برو خونه!! دكتر برومند يكسال بعد همان فرد را در خيابان ديده بود، از او پرسيده بود چه كار مي كني؟ همان باغباني. دكتر گفته بود بيا، من دو برابر حقوقت را به تو مي دهم و در بيمارستان امام رضا(ع) (در مشهد) دربان شو. بعدها وقتي به بيمارستان مي رفتيم به ما گفت: من اين آدم را استخدام كردم كه هر صبح كه چشمم به اين فرد مي افتد، يادم بيايد كه چنين چيزهايي هم در اين دنيا اتفاق مي افتد!!!
زيرا اين يك واقعيت است و هر لحظه هم امكان دستيابي به امكان جديد وجود دارد كه به يك پزشك كمك كند بنابراين تضميني كه پزشك به چنين بيماراني مي تواند بدهد، اين است كه تا وقتي كه شما هستيد، من هم در كنارتان خواهم بود... يعني با وجود اينكه نمي دانم چقدر طول بكشد (چون هيچكس قادر به تعيين زمان مشخصي نيست)، اما هر قدر طول كشيد، من با شما هستم.
* و اگر نتوانند به اين شكل بيان كنند؟
- دقيقاً گرفتاري اينجاست كه گاهي طبيب ها كه نمي توانند بيمار را درمان كنند، احساس شكست مي كنند و عنوان مي كنند چون نمي توانم كاري كنم، حرفي هم نخواهم زد و اين در حالي است كه بيمار هر روز بدتر مي شود و خودش هم مي داند چه اتفاقي مي افتد و اين وضع مسخره اي است! و اين نوعي شكنجه محسوب مي شود، به همين دليل آموزش مواجهه با مرگ لازم است.
* زمان را هم بايد گفت؟
- برخي از بيماران هستند كه خودشان تاكيد و سؤال مي كنند، تشخيص زمان مرگ هم مشكل و تخصصي است، در اين مواقع نيز اطلاع رساني به نظر من درست است، اما نه با دقت زياد، مثلاً مي توان گفت حدود يكسال و نيم ديگر ولي، با توكل به خدا بايد ديد چه پيش مي آيد. اما تاكيد بر يك زمان مشخص، بسيار اشتباه است و يك پزشك به عنوان يك محرم و به عنوان كسي كه درد را از بين مي برد به او بايد تفهيم كند كه من با تو هستم! اين حرف گزافه نيست، زيرا امروزه داروهايي وجود دارد كه علاوه بر از بين بردن درد، وحشت و اضطراب و افسردگي را هم مهار مي كند.
* چه دليلي وجود دارد كه برخي از مواقع پزشكان پس از آگاه كردن بيمار، او را ترك مي كنند؟
- ترك كردن منحصر به اطبا نيست و گاهي نزديكان بيمار هم به علت ناتواني در كمك و احساس بلاتكليفي، سعي مي كنند بيمار را كمتر ببينند و تمام اين ملاحظات غيرمشخص باعث مي شود كه اكثر ما در يك اتاق ناآشناي تنها، در حاليكه به سقف سفيد خيره شده ايم، مرگمان فرا رسد.
* همان آسايشگاههاي مرگ؟ آيا چنين مكان هايي در ايران وجود دارد؟
- خير در ايران وجود ندارد. اما در بيمارستانها، افراد طلايي وجود دارند كه ممكن است از هر رديف باشند، كه اغلب نرس ها هستند و اين افراد هستند كه در لحظات آخر دست بيمار را در دست مي گيرند كه به طور معمول آن هم وجود ندارد و اكثر ما تنها مي ميريم. و اين بسيار مهم است كه بدانيم مرگ قسمتي از زندگي است و مي شود كيفيت آن را بالا برد. و به طور كلي پيشنهاد بر اين است كه ما از مرگ نمي ترسيم بلكه از مردن واهمه داريم!
* فرق بين اين دو چيست؟
- مردن بخش مكانيكي آن است در اينجا دكتر! شبيه فيلم ها نشان مي دهد كه پروسه اي شبيه تير خوردن و جان دادن را مي توان، به مردن تشبيه كرد. (درست مثل فيلم هاي هندي!!!) افراد بالغ از مردن نمي ترسند و مي دانند كه تجربه ديگري منتظرشان است و بسته به اعتقاداتشان مرگ را توصيف مي كند. گرفتاري در رابطه با افراد نابالغ فكري و يا بچه هايي است كه مرگ را از ديد زندگي نگاه مي كنند، مثلا اگر بميرم نمي توانم نفس بكشم، يا اگر مرا در قبر بگذارند، خاك توي چشمم مي رود و اينجاست كه مرگ خيلي ترس آور مي شود.
* تصور كنيم من آن بيمار لاعلاج! پس از اينكه آگاهي در رابطه با مرگ به من داده شد، چه بايد كرد؟
- آن وقت است كه بايد دقيقاً گوش داد كه شما چه مي گوييد. اينكه كجا مي خواهيد خاك شويد؟ در قبال فرزندانتان چه نگراني هايي داريد و....
* بايد به اينها فكر كنيم؟ (جدي گرفته ام قضيه لاعلاجي را!)
- نه! اگر خودت فكر كردي و خواستي حرف بزني راجع به آن، بايد گوش كرد، يعني اينكه بگوييد حالا حالاها راجع به آن حرف نزن! اصلاً موردي ندارد و اكثر افراد وقتي نگراني هاي اصلي اشان (مثل اينكه من هواي خانه ات را دارم، بچه ات را دانشگاه مي فرستم و...) را برطرف كني و به صورت قاطع بگويي كه من اين كارها را برايت انجام مي دهم، خيالشان آسوده مي شود. خيلي ها بعد از اينكه نگراني هايشان مربوط به آينده را برطرف كني، نفس راحت مي كشند!
* اين ابراز همدردي تأثير طولاني مدت دارد يا صرفاً با پايان اين هم صحبتي، فرد به حالت آشفته قبل برمي گردد؟
- نه. اين كار سير را عوض مي كند، اينها همه درمان است كه بعضاً ديده نمي شود. و اگر خودتان را جاي بيمار قرار دهيد، وقتي گارانتي كنند درد نمي كشيد، فرزندانتان حمايت مي شوند، از خانواده تان مراقبت به عمل مي آيد و... آسودگي خيال پيش مي آيد. اما ما آنقدر اين موضوع را عجيب و غريب مي بينيم و آنقدر راجع به مرگ هراس داريم كه دائما ذكر مي كنيم، اگر چيزي نگوييم بهتر است و در واقع خودمان هم از آن فرار مي كنيم.
* آقاي دكتر در پايان اگر چيزي را لازم مي دانيد ذكر كنيد؟
- فكر مي كنم بد نباشد، تجربه خصوصي ام را بيان كنم: من مدتي در مركز روانپزشكي سالمندان مشغول به كار بودم، در آنجا افراد زيادي را ديدم كه در طول مدت، فوت كردند و من قبل از مرگ، همراهشان بودم و عجيب است در ميان اين آدم هايي كه من ديدم، هيچكس وقت مردن نگفت: كاشكي فلان كتاب را مي نوشتم، كاشكي فلان كار را مي كردم. عملاً همه يك چيز را مي گفتند: كاش بيشتر وقت مي گذاشتم براي كساني كه دوستشان داشتم. در آن زمان من 37 سال داشتم و فكر كردم همه همين را مي گويند پس من از همين امروز شروع كنم!!!!
***
و مرگ
چه ناجوانمردانه مي شود
وقتي كه سحرگاه بر مي خيزي
و هوا بوي ليمو مي دهد
چگونگي مواجهه با مرگ
* در مواقعي كه فرد منقلب مي شود و جيغ و داد مي كند، چطور؟
- در اين حالت مشخص مي شود كه بد قضاوت كرده ايم، به بد كسي گفته ايم، يعني در تشخيص اوليه كه اين فرد به بلوغ فكري رسيده يا خير اشتباه كرده ايم.
اما در اغلب اوقات، افراد تشكر مي كنند! مي گويند ممنون از شما كه به من اطمينان كرديد. ممكن است از شما سؤال كنند، اين ايام را چه كار كنم؟ جواب اين است: هر كاري دلت مي خواهد، انجام بده و بعد اينكه بد نيست حسابهاي عاطفي ات را تسويه كني.
اين مورد در رابطه با بچه ها هم صدق مي كند بايد به آنها گفت مثلاً به بابا بگو دوستت دارم، درست است كه او خودش مي داند ولي بگذار از تو بشنود. اين مي شود: حساب رسي عاطفي در تخت مرگ! اگر كسي با تو قهر است آشتي كن، اصلاً همين گفتن (گفتن!) فرد مي گويد نتوانستم به مادرم بگويم چقدر دوستش دارم، بگو اين را...
و نسبت به احتياجات بيمار، بايد حساس بود يعني بايد گفت دردت را به من بگو، من به تو كمك مي كنم و اطرافيان بايد توجه داشته باشند كه اگر بيماري مي خواهد به سفر رود مثلا مشهد، مانع نشوند و بگذارند هر كاري كه مي خواهد، انجام دهد.
     
#76 | Posted: 13 Feb 2012 14:15
دو روي يك بيماري

همشهری-ليلا خاكسار- هركدام از ما در طول زندگي حتماً با افراد مختلفي كه مبتلا به بيماري آبله مرغان شده اند، روبه رو شده ايم، زيرا اين بيماري از جمله بيماري هايي است كه همه انسان هاي دنيا در طول زندگي به آن مبتلا خواهند شد و تقريباً مي توان گفت كه كسي نيست كه بتواند از هجوم آن در امان باشد.
اين بيماري از گروه بيماري هاي ويروسي بسيار واگيردار مخصوص انسان است و از شخص مبتلا به شخص ديگر از راه تنفس و دستگاه تنفسي و در برخي اوقات از راه چشم وارد بدن مي شود و به شكل بثورات جلدي (دانه هاي پوستي) در بدن ظاهر مي شود.
دكتر سيدمحمود سيادتي، فوق تخصص بيماري هاي اطفال و رئيس شوراي عالي نظام پزشكي در گفت وگو با همشهري در ارتباط با اين بيماري مي گويد: اين بيماري بيشتر در اسفندماه و ماه هاي اول فصل بهار در افراد ديده مي شود، اما محدوديت خاصي از لحاظ زماني ندارد و زمان آن از 14 تا 18 روز طول مي كشد و گاهي تا 28 روز نيز ادامه دارد.
بخشي از اين دوره كه شخص در آن مستعد ابتلا به اين بيماري است دوره نهفتگي نام دارد و علائم آن بين كودكان 5 تا 12 ساله بسيار سبك است و به صورت يك تب مختصر و ظهور علائم جلدي روي بدن نمايان مي شود.
وي در پاسخ به اين سؤال كه دانه هاي پوستي اين بيماري بيشتر در چه نقاطي از بدن ظاهر مي شود، مي گويد: اين دانه ها تمام نقاط بدن را فرامي گيرد يعني نقاطي از قبيل پوست سر، گوش، دهان، بيني، اندام دستگاه تناسلي، چشم و تقريباً مي توان گفت كه همه نقاط بدن را در بر مي گيرد. در اين دانه ها پس از چند روز آب زلال و شفافي به وجود مي آيد و از علائم مهم ديگر آن خارش است كه به شدت بيمار را آزار مي دهد. اما نكته اي كه بايد بيماران مد نظر داشته باشند اين است كه از خاراندن اين دانه ها پرهيز كنند، زيرا اگر منجر به كنده شدن رويه آن شود آثار آن براي هميشه بر روي پوست باقي مي ماند و اگر اين آثار بر روي صورت باشد، شكلي ناخوشايند براي افراد خواهد داشت.
ارتباط آبله مرغان با بيماري زونا
دكتر سيادتي ويروس عامل بيماري زونا را شكل ديگري از ويروس آبله مرغان مي داند و درباره آن مي گويد: ويروس بيماري آبله مرغان حتي پس از بهبود آن نيز از بدن فرد بيرون نمي رود و در عقده هاي عصبي تنه به صورت غيرفعال باقي مي ماند و چنانچه فرد در شرايطي قرار بگيرد كه منجر به فعال شدن اين ويروس بشود، بيماري با شكلي به نام زونا ظاهر مي شود. بيماري زونا در شرايطي مانند بيماري هاي ضعيف كننده، سرطان، استرس و بيماري هايي مانند اينها در بدن به وجود مي آيد.
اين بيماري به شكلي بسيار دردناك و بيشتر در بزرگسالان رخ مي دهد. زونا بيشتر در تنه و ناحيه كمر خود را نشان مي دهد و البته اين علائم محدود به يك نيمه بدن است. معمولاً كساني كه در دوران كودكي آبله مرغان داشته اند در بزرگسالي مبتلا به زونا مي شوند.
ويروس بيماري آبله مرغان و زونا از خانواده ويروس هاي تب خال است و زونا ممكن است كه علاوه بر بزرگسالان، كودكان را نيز مبتلا كند و اين در صورتي اتفاق مي افتد كه مادران باردار در اين دوره مبتلا به آبله مرغان شده باشند و نوزاد امكان ابتلا را پيدا كرده باشد.
زونا در بزرگسالان بسيار دردناك و در كودكان به صورت احساس سوزش نمود پيدا مي كند.
بيماري آبله مرغان زونا در همه سنين ممكن است شخص را مبتلا كند، اما در نوزادان و كهنسالان سخت تر و دردناك تر طي مي شود.
بيماران بايد بدانند در طول دوره اين بيماري كه مرحله حاد آن يك هفته تا 10 روز طول مي كشد، استراحت و آرامش كامل داشته باشند و تا جايي كه ممكن است با افراد كمتري ارتباط پيدا كنند و مادران باردار نيز حتي الامكان از برخورد و نزديك شدن به افراد مبتلا به آبله مرغان و زونا پرهيز كنند تا خطر ابتلا براي جنين خود را كاهش دهند.
     
#77 | Posted: 13 Feb 2012 14:16
درست بخوريد، خوب امتحان بدهيد

همشهری-اندكي ديگر به روزهاي پاياني سال تحصيلي نمانده است و چند روزي است كه برنامه امتحانات پايان سال به دست دانش آموزان رسيده است.
در اين دوره خاص، دانش آموزان بيش از هر زمان ديگري نياز به تغذيه مناسب دارند، چرا كه اشتهاي دانش آموزان، به هر دليلي، خواه به جهت استرس و هيجان زياد و يا به دليل فعاليت بيش از حد مغز، افزايش مي يابد؛ اما آنچه مي تواند نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان را تأمين كرده و مانع از پرخوري و بدخوري آنها نيز بشود، انتخاب رژيم غذايي مناسب، سالم و مغذي است.
به عقيده متخصصان تغذيه، رژيم غذايي مناسب نه تنها مي تواند دانش آموزان را در فراگيري بهتر و بيشتر مفاهيم درسي ياري كند، بلكه مي تواند مانع از پرخوري و اضافه وزن آنها، كه خود عاملي جهت كندشدن روند فراگيري است، بشود.
آنچه در پي مي آيد تلاشي است براي ارائه اطلاعاتي در خور خوانندگان روزنامه.
صبحانه، چاقي و ميزان فراگيري
پژوهش هاي انجام شده توسط پژوهشگران دانشگاه هاروارد و بيمارستان تخصصي كودكان ماساچوست آمريكا نشان مي دهد كودكاني كه صبحانه مي خورند، نمرات درسي به مراتب بالاتري نسبت به همسالان خود كه صبحانه نمي خورند و يا صبحانه مناسبي نمي خورند، دارند. از سوي ديگر اين كودكان از جهت رفتاري، تعادل بيشتر داشته و به بيش فعالي دچار نمي شوند.
در تكميل اين مطالعات، پژوهشگران دانشگاه آكسفورد لندن با مقايسه شاخصي به نام «GI» (Glycemic Index) -شاخصي براي سنجش ميزان هيدرات كربن موجود در مواد غذايي - دريافتند كودكاني كه صبحانه شيرين مصرف مي كنند، هنگام ظهر اشتهايي به مراتب بالاتري نسبت به كودكاني دارند كه صبحانه اي متعادل از جهت مواد شيرين دريافت كرده اند و اين مسأله باعث چاقي اين كودكان مي شود.
از اين رو پژوهشگران مصرف صبحانه با شيريني متعادل به ويژه با شيريني طبيعي را توصيه كرده و معتقدند اين نوع صبحانه نه تنها مانع از چاقي كودكان مي شود، بلكه ذهن آنها را براي فعاليت آماده مي كند. كودكاني كه صبحانه شيرين به ويژه با شيريني غيرطبيعي - انواع شكلات صبحانه، شيريني، چاي شيرين و.... - دريافت مي كنند، دو برابر بيشتر از كودكاني كه صبحانه متعادل و كم شيرين با شيريني طبيعي مصرف مي كنند؛ در معرض خطر ابتلا به اضافه وزن و چاقي قرار دارند.
به اين ترتيب چه صبحانه اي مي تواند به عنوان صبحانه اي مناسب و مقوي براي كودكان انتخاب شود؟ پژوهشگران معتقدند صبحانه كامل و مغذي؛ يك عدد تخم مرغ و نان تست همراه با كمي پنير و گوجه فرنگي، يك ليوان شير و چند تكه بيسكويت ساده بدون كرم، يك ليوان آب ميوه طبيعي همراه با نان و پنير و گرد و يا گوجه فرنگي است. در بعضي از كشورهاي آسياي شرقي از «توفو» (نوعي پروتئين گياهي)؛ يك تكه گوشت پخته شده بدون چربي و چند تكه نان به عنوان صبحانه استفاده مي كنند.
غلات پخته شده، غذاهاي كم نشاسته، ميوه تازه همراه با نان و پنير به طور كلي هر خوراكي طبيعي و مغذي مي تواند به عنوان صبحانه مصرف شود.
متخصصان تغذيه مصرف غذاهاي پرشيرين، شيريني هاي غيرطبيعي، نان سفيد (باگت)، شكلات صبحانه، شيره خرما و انگور و.... را نامناسب دانسته و معتقدند اين قبيل خوراكي ها نه تنها دانش آموزان را تا هنگام ظهر سير نگه نمي دارند، بلكه به سرعت باعث تحريك اشتهاي كودكان شده و به اين ترتيب آنها از فاصله صبحانه تا ناهار حداقل ۳ بار از انواع خوراكي ها به ويژه خوراكي هاي مضري چون چيپس، پفك، ساندويچ و ... استفاده مي كنند.
بهترين رژيم غذايي مصرف صبحانه كامل و مغذي و يك ميان وعده سالم در فاصله بين صبحانه تا ناهار است.
ناهار
اگر چه سعي مي شود تا كودكان بر طبق يك رژيم غذايي منظم و مقوي تغذيه كنند، اما «بوفه مدارس» و يا شايد گرسنگي بيش از حد كودكان به جهت خوردن صبحانه و يا خوردن صبحانه نامناسب، باعث مي شود تا كودكان اضافه وزن پيدا كنند.
در بسياري از مدارس عرضه انواع غذاهاي حاضري و ساندويچ ها (Fast Food)، انواع پيتزا با مواد اوليه نامناسب و غير بهداشتي ، سيب زميني سرخ كرده و چيپس و ساير مواد غذايي بي كيفيت، با ارزش تغذيه اي بسيار پايين، باعث شده تا دانش آموزان از برنامه منظم و سالم تغذيه اي محروم شوند؛ اگر به اين خوراكي هاي نامناسب مصرف انواع نوشابه ها، آبميوه، غذاهاي پرچرب و... را نيز بيفزاييم، به راحتي به علت چاقي كودكان پي مي بريم.
پژوهشگران دانشگاه آكسفورد با كنترل شيوه تغذيه كودكان چند مدرسه در ايالت هاي گوناگون و جايگزين كردن مواد غذايي با ارزش تغذيه اي بالا به جاي خوراكي هاي مضر با ارزش تغذيه اي پايين به نتايج جالبي به اين ترتيب دست يافتند؛
- رفتار كودكان به شدت تعديل شد.
- مشكلات گوارشي آنها برطرف شده و به طور كامل درمان شد.
- راندمان فراگيري آنها به ويژه در ساعات نخستين روز افزايش يافت.
- كاهش وزن در كودكان مشاهده شد.
اين پژوهشگران به والدين توصيه كردند كه نه تنها برنامه منظم و سالم تغذيه اي توسط والدين تأثير بسزايي بر سلامت كودكان دارد، بلكه آموزش به كودكان مي تواند روند بهبود تغذيه اي آنها را تسريع بخشد.
به عقيده پژوهشگران بهترين گزينه براي وعده ناهار، مصرف غذاهاي غني از پروتئين - گوشت سفيد و ماهي در اولويت است - سبزي هاي پخته شده؛ سالاد بدون سس - غلات و حبوبات و انواع غذاهاي تهيه شده با سبزي تازه است. بهترين نوشيدني نيز آب و آبميوه طبيعي اعلام شده است.
عصرانه
در فاصله بين ناهار تا شام، كودكان نياز دارند تا پيش از آغاز تكاليف مدرسه؛ مرور دروس امتحاني و يا حتي تفريح و بازي، تجديد قوا كنند.
بهترين عصرانه يك فنجان آجيل خام، يك بشقاب ميوه شامل يك عدد سيب و پرتقال يا موز و پرتقال، كمي نان و پنير و سبزي يا گوجه فرنگي، يك ليوان شير و چند عدد بيسكويت ساده و يك ليوان آبميوه طبيعي است.
خوردن بستني يا شكلات فقط هفته اي يك بار توصيه شده و مصرف بيش از اين مقدار اضافه وزن را به دنبال دارد.
پژوهشگران دانشگاه آكسفورد معتقدند مصرف عصرانه بسيار شيرين همان طور كه براي صبحانه توصيه نمي شود- به دلايلي كه گفته شد - براي عصرانه نيز توصيه نمي شود، چرا كه با ايجاد گرسنگي كاذب در كودكان، نياز به خوردن شام را افزايش داده و اضافه وزن كودكان را در پي دارد.
شام
متخصصان تغذيه مصرف شام براي همه رده هاي سني را مجاز نمي دانند، اما اگر غذاهاي سبك براي اين وعده انتخاب شود، چندان مضر نيست.
ميوه و سبزي تازه، سبزي هاي پخته شده، سالاد، نان و پنير و گردو و يك ليوان شير و غذاهاي سبكي از اين دست نه تنها نياز بزرگسالان، كه نياز كودكان - از همان سنين كودكي - را نيز تامين مي كند. فراموش نكنيم اضافه وزن و چاقي از همان كودكي بيماري هاي مختلفي را چه در كودكي و چه در بزرگسالي ايجاد مي كند و چاقي دوران كودكي، چاقي و بيماري دوران بزرگسالي به ويژه هنگام بلوغ را به دنبال دارد.
اگر اقتصاد خانواده اجازه مي دهد، مي توان از انواع كباب - بدون نان و برنج - همراه با سبزي هاي پخته شده نيز استفاده كرد.
جمع بندي
هر چند دانش آموزان نياز دارند تا در طول امتحانات از تغذيه مناسبي برخوردار شوند اما نبايد تغذيه مناسب با پرخوري و خارج شدن تغذيه از حالت تعادل اشتباه گرفته شود.
متخصصان تغذيه معتقدند رژيم غذايي غني از پروتئين - گياهي يا حيواني - انواع ويتامين ها و مواد معدني - با مصرف ميوه و سبزي تازه - و لبنيات به ويژه ماست و شير، بهترين برنامه غذايي براي دانش آموزان در همه حال به ويژه در طول امتحانات است.... سلامت و موفق باشيد.
مهتاب صفرزاده خسروشاهي
منبع: http://www.about.com
     
#78 | Posted: 13 Feb 2012 14:16
راه ساده براى رسيدن به آرامش

ایران-براى رسيدن به آرامش و حالت مناسب، استرس خود را ظرف ۲۰ دقيقه كاهش دهيد. مطالعات نشان داده است، احساس آرامش باعث كاهش ميزان فشارخون و باز شدگى عضلات وماهيچه ها مى شود. براى رسيدن به اين آرامش و رها شدن از استرس كه عامل ايجاد بسيارى از بيماريها است، ۲۰ دقيقه گوشه اى بنشينيد و ۶ مرحله زير را رعايت كنيد:
۱) جاى ساكت و آرامى پيدا كنيد، دريك حالت راحت بنشينيد به طورى كه بدنتان در حالت آرامش و راحتى باشد. چشمان خود را ببنديد و به بدن اجازه استراحت بدهيد.
۲) از پاها شروع كنيد و به آهستگى تا قسمت بالايى بدن، عضلات و ماهيچه ها را شل كنيد. اين كار را با شل كردن و راحت كردن ماهيچه هاى صورت به اتمام برسانيد. به بدن اجازه دهيد تا براى چند لحظه آرامش واقعى و كامل را احساس كند.
۳) در حالى كه هنوز چشمانتان بسته است چند نفس عميق بكشيد و هوا را از بينى داخل و خارج كنيد. روى دم و بازدم خود كاملاً تمركز كنيد.
۴) وقتى كه هوا را از بينى خارج مى كنيد، كلماتى مثل، آرامش، خونسردى و يا «چقدر راحت شدم» را نيز تكرار كنيد. مى توانيد هر كلمه ديگرى را كه باعث آرامش ذهن و تمركز شما مى شود، نيز انتخاب كنيد.
تكرار اين كلمات و نفس هاى عميق را تا ۱۰ الى ۱۵ دقيقه ادامه دهيد. هرگز براى مشخص شدن زمان ساعتى را كوك نكنيد بلكه ساعتى مقابل خود بگذاريد وهرگاه احساس كرديد زمان كافى را به اين كار اختصاص داده ايد، يا احساس بهترى داريد، چشمان خود را باز كنيد و زمان را دريابيد. گاهى اوقات حتى ۲ تا۳ دقيقه انجام اين كار مى تواند مفيد و اثربخش باشد.
۶) چند دقيقه ساكت و آرام بنشينيد، اول با چشمان بسته و سپس با چشمان باز سعى كنيد احساس بدن و ذهن را از اين آرامش درك كنيد و اين آرامش را حس كنيد.
     
#79 | Posted: 13 Feb 2012 14:17
كم خوري و پيشگيري از بيماري

ايسنا:به گفته يك متخصص تغذيه، دريافت مواد غذايي به اندازه نياز هر فرد و ممانعت از بيش خوري خطر ابتلا به انواع بيماري ها را كاهش مي دهد و امكان استفاده افراد از تمام گروه هاي غذايي در سنين بالاتر را نيز فراهم مي كند.
دكتر يوسف اسكندري متخصص تغذيه گفت: جيره غذايي هر فرد متفاوت است و اگر ماده غذايي بيش از نياز روزانه دريافت شود احتمال بروز بيماري هايي همچون ديابت، چربي و فشار خون بالا وجود دارد.
وي توجه به جنس، سن، ميزان رشد بدن، نوع فعاليت بدني و شرايط فيزيولوژيكي خاص مانند دوران شيردهي و بارداري را در تعيين نياز روزانه افراد به مواد غذايي بسيار تعيين كننده دانست و تصريح كرد: مراجعه دوره اي افراد نزد متخصص تغذيه كمك مهمي در تعيين ميزان ماده غذايي مورد نياز هر فرد به شمار مي رود؛ چرا كه متخصص تغذيه با توجه به تمام شرايط جسمي و حركتي وي، برنامه غذايي مناسب تر را پيشنهاد مي كند.

=================================

توصيه هايى براى خواب راحت در شب

ایران-خواب شب يكى از عوامل ضرورى حيات است، چنانچه خواب راحتى در شب نداشته باشيد، تمام طول روز خسته و كسل خواهيد بود، بنابراين استراحت بسيار مهم است با رعايت كردن سه راهكار زير مى توانيد از خواب راحت و خوبى در شب برخوردار شويد.
۱) يك ساعت قبل از خواب فعاليتهاى آرامش بخشى را كه از انجام دادن آن لذت مى بريد، انجام دهيد مثل تماشا كردن تلويزيون و اخبار، جواب دادن به «اى ميل ها» مطالعه يك كتاب يا گوش دادن به يك موزيك آرام.
۲) اگر ذهنتان آرام است، اما بدنتان ناراحت است، حركات كششى آرام و ورزشهايى براى به دست آوردن آرامش ماهيچه هاى بدنتان انجام دهيد.
بخصوص ورزشهاى مربوط به بالا تنه، گردن وشانه ها. اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه هر حركت را بيش از ۸ مرتبه تكرار نكنيد، زيرا ورزش قبل از خواب بايد سبك باشد.
۳) حتماً حداقل سه ساعت بين صرف شام و رفتن به رختخواب فاصله بيندازيد زيرا وقتى معده پر است ، مغز به راحتى نمى خوابد. چنانچه روز شلوغ و پركارى داشته ايد و روز بعد نيز چنين برنامه اى خواهيد داشت، وعده غذاى اصلى خود را در ناهار صرف كنيد و به محض امكان در عصر يا غروب غذاى سبكى بخوريد و اگر هنگام رفتن به رختخواب احساس گرسنگى كرديد، اسنك كوچكى مثل ميوه بخوريد. فراموش نكنيد هرگز قبل از رفتن به رختخواب شكلات نخوريد.
چنانچه اين سه مورد را رعايت كنيد خواب آرام و راحتى خواهيد داشت. امتحان كنيد.
     
#80 | Posted: 13 Feb 2012 14:17
فوليت بخوريد تا سرطان روده نگيريد

ایران-مطالعات اخير نشان مى دهد، مصرف مقدار فراوانى فوليت، خطر ابتلا به سرطان روده را كاهش مى دهد.
فوليت ويتامين B است كه در ميوه هايى مثل موز، پرتقال، سبزيجات داراى برگهاى سبز، كلم بروكلى، جگر و انواع لوبياها و نخودها، يافت مى شود. علاوه بر اين پزشكان معتقدند مصرف زياد فوليت و افزودن مقدار بيشترى از آن به رژيم غذايى زنان باردار، خطر ولادت نوزادانى با نقص مادرزادى ستون فقرات را كاهش مى دهد. ويتامينهاى B كه شامل فوليت است ميزان «هوموساستئين» را نيز پايين نگه مى دارد. «هوموساستئين» آمنيواسيدى است كه نقش مهمى در تصلب شرايين ايفا مى كنند.

=========================

لذت خوردن ماست بيشتر مى شود

ایران-مطمئناً طعم ماست هميشه لذتبخش است و به عنوان اسنك ، چاشنى غذا و دسر زياد استفاده مى شود، اما اگر از مزاياى آن نيز مطمئن شويد از خوردن آن لذت بيشترى خواهيد برد. اول از همه اينكه ماست خيلى سريع تر و راحت تر از شير هضم مى شود و براى افرادى كه به بيمارى مقاومت لاكتوز مبتلا هستند و نمى توانند از محصولات لبنى استفاده كنند، ماست بهترين انتخاب است، زيرا ماست داراى آنزيم گوارشى «لكتاز» است. علاوه بر اين ماست خطر ابتلا به سرطان روده را كاهش مى دهد، زيرا داراى «لاكتو باكترى» است. «لاكتوباكترى» باكترى مفيدى است كه به پاك كردن روده و آزاد شدن آن از سموم و مواد زائد كمك مى كند. ماست يك منبع غنى از كلسيم است و به رشد و استحكام دندانها، لثه ها و استخوانها كمك مى كند و خطر ابتلا به بيمارى پوكى استخوان را كاهش مى دهد.
مصرف ماست به طور مداوم به بدن در جذب موادمغذى غذاها نيز كمك مى كند. و سرانجام ماست قدرت سيستم دفاعى بدن را افزايش مى دهد
     
صفحه  صفحه 8 از 57:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  56  57  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / مطالب پزشکی (آرشیو شماره ۲) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites