تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Do You Know | آیا میدانید که؟؟؟

صفحه  صفحه 5 از 18:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  18  پسین »  
#41 | Posted: 28 Feb 2012 16:23
چرا بال و پر پرندگان با گذشت زمان رنگی تر شده؟

سال ها است كه دانشمندان مي كوشند تا به دليل وجود گوناگوني هاي بي شمار در رنگ بال و پر پرندگان پي ببرند.

یک نمونه جالب ویدوبردها و بیشاپ های آفریقایی هستند. آنها دو گونه پرنده اند که پرهای بزرگ شده دم و رنگ های روشن دارند. ماده های این پرنده ها، نرهايي با بلندترين پرهاي دم را ترجيح مي دهند و درعين حال نرها با سيگنال هاي قرمزتر و بزرگ تر (همان رنگ و اندازه پرها) مي توانند قلمرو بزرگ تري را اشغال كنند. به این ترتیب اين سيگنال ها به كار جذب جفت براي توليد مثل و ترساندن رقبا مي آيد. اما نکته جالب این است که گونه هاي امروزي ويدوبردها و بيشاپ ها از پرندگاني با دم هاي كوتاه و سيگنال هاي رنگي زرد به وجود آمده اند.

اما اين كه رنگ قرمز كنوني از رنگ زرد تكامل پيدا كرده چند معني دارد: پرندگان مقادير زيادي از رنگدانه هاي زرد را در پرهايشان ذخيره مي كنند كه توليد رنگ قرمز مي كند يا آنها بعضي از رنگدانه هاي زرد را با كمك يك آنزيم به قرمز تبديل مي كنند. بنابراين به نظر مي رسد كه ويدوبردها و بيشاپ هاي زرد فاقد اين آنزيم هستند و در نتيجه زرد مانده اند و گوناگوني رنگ ها را در این پرندگان مي بينيم. گوناگوني رنگ ها ممكن است به خاطر محدوديت هاي ژنتيكي يا فيزيولوژيكي در بعضي از گونه ها نيز باشد.
     
#42 | Posted: 28 Feb 2012 16:23
دلیل دفاع از خود با ترشحات بدبو در جانوران

چرا برخی از جانوران از رایحه های مضر استفاده می کنند تا از خودشان دفاع کنند در حالی که دیگران به صورت اجتماعی و گروهی زندگی می کنند و به این ترتیب از خودشان در مقابل شکارچیان دفاع می کنند؟ چرا صفاتی خاص برای مقابله با شکارچیان در برخی از گونه ها تکامل یافته اما همان صفات در دیگران تکامل پیدا نکرده و به این ترتیب چرا به عنوان مثال راسوها بدبویند درحالی که میمون های پوزه دراز به طور گروهی زندگی می کنند.

پاسخ این است که اسپری مضر مورد توجه جانورانی است که شبانگاه فعالیت می کنند و بیشتر در معرض خطر از جانب دیگر حیوانات هستند، در حالی که اجتماعی بودن و در گروه بودن مورد علاقه جانورانی است که در طول روز فعالند و به طور بالقوه در مقابل پرندگان شکاری آسیب پذیرند.

در صورتی که جانور در شب و زمانی که نمی تواند چیزها را از راه دور تشخیص دهد به وسیله یک شکارچی غافلگیر شود، پاشیدن اسپری بدبو وسیله دفاع از نزدیک خوبی است. به ویژه این که در شب هم بیشتر احتمال دارد که جانور به طور اتفاقی با یک شکارچی برخورد کند.

در مقابل، گوشتخواران کوچک مثل میمون های پوزه دار معمولاً در طول روز فعالیت می کنند و این وضعیت آنها را در معرض خطر شکار از سوی پرندگان شکاری قرار می دهد. زندگی در یک گروه بزرگ به معنی چشم های بیشتری به سوی آسمان در طول روز است و به این ترتیب تهدیدات بیشتری شناسایی می شوند.

حیوانات اجتماعی از وسایل دفاعی دیگری هم استفاده می کنند مثل هشدار به دیگر اعضای گروه خود و یا حتی ازدحام برای نیش زدن و خراش وارد کردن به یک مزاحم و راندن وی .
     
#43 | Posted: 28 Feb 2012 16:24
⇐ آیا می دانید که 45٪ افراد روزانه از دهان شویه استفاده می کنند

⇐ آیا می دانید که به طور متوسط ​​22 درصد تمام وعده های غذایی رستوران های جهان چیپس سیب زمینی هم دارد

⇐ آیا می دانید که محبوب ترین رنگ مسواک رنگ آبی است

⇐ آیا می دانید که آمریکا 19 درصد از زباله های جهان را تولید می کند

⇐ آیا می دانید که 59٪ مردم می گویند ظاهر متوسطی دارند

⇐ آیا می دانید که 53٪ زنان بدون آرایش خانه را ترک نمی کنند

⇐ آیا می دانید که 44٪ مردم یک استخوان شکسته دارند

⇐ آیا می دانید که 9٪ مردم از خیر وعده صبحانه می گذرند

⇐ آیا می دانید که تولید کنندگان شکلات 40 درصد بادام جهان را مورد استفاده قرار می دهند

⇐ آیا می دانید که 90٪ مردم برای بیدار شدن از خواب به زنگ ساعت وابسته اند

⇐ آیا می دانید که 21 درصد افراد صبح ها رختخوابشان را جمع نمی کنند

⇐ آیا می دانید که دلیل شماره 1 افراد برای خرید تلفن همراه ایمنی است

⇐ آیا می دانید که مصرف سرانه پنیر در فرانسه از همه کشورها بیشتر است

⇐ آیا می دانید که هر سال بیش از 50،000 زمین لرزه در زمین رخ می دهد
     
#44 | Posted: 28 Feb 2012 16:25
اولین برنامه نویس دنیا یک دختر بود

ایده ساخت کامپیوترهای امروزی اولین بار در قرن نوزدهم میلادی شکل گرفت.چارلز بابیج (Charles Babbage) ریاضیدان مشهور انگلیسی (1791-1871) کسی بود که ایده یک ماشین محاسبه گر برنامه*پذیر را ارائه داد. او در سال 1820 طراحی ماشین محاسبه گر خود را آغاز کرد،کاری که تا آخر عمرش نتوانست آن را به پایان برساند،اما ایده های او در این زمینه باعث شکل گیری کامپیوترهای امروزی شد تا همگان چارلز بابیج را به عنوان بنيانگذار كامپيوترهاي نوين امروزی بشناسند.

دستگاهی که وی روی آن کار می کرد،اولین کامپیوتر مکانیکی بود که به آن دستگاه تفاضلی (Difference engine) گفته می شد که معماری آن شباهت زیادی به کامپیوترهای امروزی داشت.بعدها بابیج با ساختن دستگاه آنالیتیکی ایده خود را کامل تر کرد.


دستگاه تفاضلی بابیج که بعد از مرگش توسط قطعاتی که در آزمایشگاهش پیدا کردند،ساخته شد.



در طراحی و ساخت موتور آنالیتیکی،خانمی به نام آدا لاولیس(Ada Lovelace) بابیج را همراهی می کرد. چارلز بابیج و آدا لاولیس یکدیگر را در یک مهمانی شام در سال 1834 برای اولین بار ملاقات کردند.آدا در آنجا با طرح ماشین حسابگر بابیج آشنا شد و به تشویق او پرداخت.آدا از معدود کسانی بود که از طرح بابیج حمایت می کرد.




آدا لاولیس دختر لرد بایرون شاعر معروف انگلیسی بود.مادرش چون به ریاضیات خیلی علاقه مند بود ،از ترس اینکه آدا مانند پدرش شاعر شود او را از همان طفولیت از پدرش جدا کرد و با هدف دانشمند و ریاضیدان شدن او را تربیت کرد.البته آدا در هر دو رشته ادبیات و ریاضی موفق بود.

بابیج و آدا از همان سال همکاری خود را آغاز کردند.آدا ایده های بابیج را کاملتر کرد و با یکدیگر مشغول طراحی موتور آنالیتیکی شد.تمایزی که دستگاه آنالیتیکی نسبت به دستگاه تفاضلی داشت ،استفاده از پانچ کارد بود که یک قرن بعد در اولین کامپیوترهای الکترونیکی از آن استفاده شد.دستگاه آنالیتیکی شباهت های زیادی به کامپیوترهای مدرن داشت که می توان به حافظه قابل آدرس دهی ، برنامه های ذخیره شده ، پرش های شرطی و ورودی و خروجی مجزا (I/O) اشاره کرد.

همکاری و دوستی این دو تا آخر عمر آدا ادامه پیدا کرد.آدا لاولیس در سال 1852 بر اثر سرطان در سن 37 سالگی در گذشت اما با وجود عمر کوتاه خود تاثیر بسزایی در شکل گیری کامپیوترهای امروزی داشت و او را به عنوان اولین برنامه نویس کامپیوتر می شناسند.به همین دلیل وزارت دفاع آمریکا نام اولین زبان برنامه نویسی خود را به افتخار او آدا گذاشت
     
#45 | Posted: 28 Feb 2012 16:25
آیا میدانید که ...؟
102 سال قبل در چنین روزی انتشار روزنامه مجلس در 8 صفحه و با چاپ سربی آغاز شد.روزنامه مجلس افزون بر درج اخبار داخلی و خارجی کلیه مذاکرات مجلس شورای ملی را هم منعکس می کرد و هر هفته 4 شماره از این روزنامه منتشر می شد. سردبیری روزنامه مجلس را ادیب الممالک فراهانی برعهده داشت و مدیریت این روزنامه را به سید محمد صادق طباطبایی و امتیاز آن را به سید محمد صادق مجتهد واگذار کرده بود.

آیا می دانید که ...؟
چنین روزهایی در سال 1363 محمود کریمی استاد آواز ایرانی درگذشت.استاد کریمی از اهالی تهران بود و از کودکی نواختن ویولن را نزد پدر آموخت.وی از اولین هنر آموزان کلاس روانشاد قوامی بود.از استاد کریمی 2 ردیف ازاد باقی است که یکی از آن دو ردیف را از استادش قوامی آموخت و دیگر ردیف آوازی است که نتیجه 40 سال تلاش استاد کریمی به شمار می رود.
     
#46 | Posted: 28 Feb 2012 16:26
فتح K2 سخت*ترین قله جهان، یكی از بزرگ*ترین افتخارات هر كوهنوردی است؛ قله*ای به ارتفاع 8611 متر كه تاكنون جان بسیاری از كوهنوردان را گرفته است.
چوگوری (خدای كوهستانها به زبان محلی)یكی از مرگ آور ترین قله های جهان به علت عظمت آن و تلاشهای ناموفق بسیار در صعود به این قله به قاتل نیز معروف است.این كوهستان تا ارتفاع حدود 6000 متری كوهستانی صخره ای است و بعد از آن به اقیانوسی از برف تبدیل می شود.
این قله در مرز پاكستان و چین در منطقه كاراكورام قرار دارد .در زیر نگاهی كوتاه داریم به تاریخچه صعود به قله K2 از نخستین تلاش تا نخستین موفقیت برای صعود.
در سال 1902 یك گروه شش نفره از كوهنوردان اروپایی به رهبری «اكنشتاین» برای فتح K2 رهسپار شدند. آنان در آغاز منطقه یخی «بالتورو» را به طول 67 كیلومتر، كه سومین منطقه بزرگ یخی در جهان است، پشت سر گذاشتند و با رسیدن به پایین قله، تلاش خود برای صعود مستقیم از جنوب به سمت یال جنوب شرقی را آغاز كردند،اما به این نتیجه رسیدند كه صعود از یال شمال شرقی آسان*تر خواهد بود. چندین بار تلاش بدون موفقیت انجام شد و آنان توانستند، سرانجام تنها تا ارتفاع 6600 متری صعود كنند. این گروه هدفی غیرواقعی داشته و متوجه محدودیت*های خود نبودند و نیز هیچ اداركی از مشكلات صعود به چنین قله*ای نداشتند.
هفت سال بعد نوبت به گروه بزرگ «دوك آبروتزی» برای صعود به K2 كاراكوروم رسید. در كنار تحقیقات علمی، این ماجراجویان قصد انجام عملیاتی در كوهستان*های آلپ را هم داشتند. K2 هم*اكنون با توجه به تلاش*های «ویتوریو سلا»، عكاس مشهور كوهنورد، نزدیك*تر به نظر می*رسید و مورد شناسایی بهتری قرار گرفته بود.
آنان از یال جنوب شرقی آغاز كردند (كه بعدها به نام دوك نامگذاری شد) اما باربرها برای چنین صعودی آماده و ورزیده نبودند (در آن زمان هنوز شرپاها شناخته نشده بودند).
برخی از اعضای گروه از شمال شرقی K2، توانستند به ارتفاع 6666 متری صعود كنند و منظره نزدیك*تری از جبهه شمالی عظیم K2 را ببینند. گروه همچنین تلاشی را نیز برای صعود به K2 از غرب برای صعود به «اسكیانگ كانگری» 7544 متری انجام داد، اما یك گلوگاه بسیار تنگ در ارتفاع 6600 متری صعود آنان را متوقف كرد.
پس از آن دوك موفق شد طی یك حمله مستحكم از منطقه «چوگولیسا» به ارتفاع 7500 متری برسد؛ این ركورد بلندترین صعود دنیا تا زمان صعود به اورست در سال 1922 بود.
بیست سال پس از دوك آبروتزی ایتالیایی*ها هم*اكنون با نوه او «دوك اسپولتو» بازگشته بودند. رهبر علمی این گروه پروفسور «آردیتو دسیو» بود و علت بازنگشتن بدون نتیجه آنان نیز وجود همین مرد بود. برنامه صعود به K2 لغو و تلاش*ها تنها متمركز به تحقیقات علمی در منطقه «بالتورو» شد.
در سال 1938 زمان تلاش برای گروه بعدی بود كه توسط باشگاه آمریكایی آلپ و به رهبری «چارلز هوستون» فیزیكدان و كوهنورد آمریكایی روانه K2 شدند. هوستون دو سال پیش از آن صعودی موفقیت*آمیز به ناندادوی داشت. آنان از تیم خوبی از شرپاها به رهبری «پاشانگ كیكولی» معروف استفاده می*كردند؛ در اوایل ماه ژوئن گروه به منطقه رسید.این اولین باری بود كه در صعود از شرپاها استفاده می شد.
در یکم جولای، كمپ اول ایجاد شد و چندین نفر به كمپ نخست منتقل شدند. هوا پایدار و صاف به نظر می*رسید. در 18 جولای «هوستون» و «پت زولت» به «شانه» كوه در ارتفاع 7740 متری رسیدند و سختی*های پایین كوه را پشت سر گذاشتند؛ آخرین كمپ با موفقیت در ارتفاع 7530 متری زده شد.
در 21 جولای «هوستون» و «پت زولت» بار دیگر صعود خود را برای یافتن محلی برای كمپ هشت آغاز كردند. آنان محلی را درست در زیر هرم قله پیدا كردند. پت زولت كار صعود از صخره به سمت قله را نیز كمی ادامه داد و به نظر به ارتفاع 7925 متری هم رسید. آنان به رغم خوب بودن هوا تصمیم به بازگشت گرفتند. نتیجه كار این گروه خوب بود. برای نخستین بار قله K2 به طور واقعی تهدید شد.
بار دیگر آمریكایی*ها با وجود كوهنورد و شیمیدان برجسته آلمانی ـ آمریكایی به نام «فریتس ویزنر» در برابر K2 ایستادند و كیكولی باز هم به عنوان شرپا همراه آنان بود. دیگر كوهنوردان در سطح ویزنر نبودند و این امر برای آنان بعدها مشكلاتی ایجاد كرد.
كمپ*های یك تا هفت در جاهای مشابه گروه قبلی زده و كمپ هشت نیز در ارتفاع 7710 متری برپا شد. «ولف» یكی از اعضای گروه در همین كمپ ماند و «ویزنر» و «پاشانگ» برای ایجاد كمپ نهم در ارتفاع 7940 متری رهسپار شدند.
در 19 جولای «ویزنر» و* «پاشانگ» تصمیم به حمله نهایی به قله گرفتند. آنان پس از پشت سر گذاشتن صخره*های سخت در ساعت 6 بعدازظهر به ارتفاع 8380 متری رسیدند. پاشانگ به دلیل دیر شدن از ادامه صعود انصراف داد، اما ویزنر تصمیم به ادامه آن گرفت. هوا بسیار صاف و خوب بود و كار صعود را می*شد در زیر نور مهتاب هم ادامه داد، اما پاشانگ قادر به حركت نبود؛ بنابراین، هر دو پایین آمدند،در راه فرود، طناب آنان به كرامپون پاشانگ گیر كرده پاره شده و به دره افتاد. آنان در ساعت 2:30 صبح در حالی كه كاملا خسته و بی*رمق بودند به كمپ نهم رسیدند.
این دو شانس بزرگی را از دست دادند، چرا که آنان تنها 230 متر با قله فاصله داشتند؛ جایی كه پای هیچ كس تاكنون به آنجا نرسیده بود.

آنان روز بعد به كمپ هشتم بازگشتند. وولف به آنان گفت كه در همه این مدت، هیچ كس از كمپ هفت كه ذخایر غذایی آنجا بوده، بالا نیامده. آنان تا كمپ هفت فرود آمدند، ولی با تعجب دیدند كمپ جمع*آوری شده است، برای همین، شب را در آنجا گذراندند و روز بعد تصمیم به فرود گرفتند. باز هم وولف باقی ماند «ویزنر» و «پاشانگ» به كمپ شش رفتند و وقتی به آنجا رسیدند، پی بردند كه فاجعه*ای در حال وقوع است؛ كمپ شش هم جمع*آوری شده بود؛تا كمپ دو همه كمپ*ها برچیده شده بودند.
«ویزنر» و «پاشانگ» در حالی كه نه از نظر جسمی و نه روحی در وضعیت خوبی نبودند، در 24 جولای به كمپ دو رسیدند.
در حالی كه آنان سرگرم حمله به قله بودند، تیم، سازماندهی خود را از دست داده بود. افراد تیم كه در كمپ دوم بودند به رغم دستور*های «ویزنر» به شرپاها دستور دادند، همه كمپ*ها را تا كمپ هفت جمع كنند. آنان تلاش برای نجات وولف را آغاز كردند و پس از چندین بار حمله، سرانجام كیلولی و چند شرپای دیگر موفق شدند در 28 جولای به كمپ 6 برسند.
صبح روز بعد، آنان به كمپ هفت رسیدند و ولف نیمه جان را پیدا كردند. پس از مراقبت*های لازم و دادن نوشیدن*های گرم، وولف قول داد كه صبح روز بعد، قادر به حركت باشد.شرپاها به سمت كمپ شش حركت كردند كه پس از رسیدن آنها به كمپ شش طوفان شدیدی در K2 شروع و باعث توقف آنان در همان مكان شد.
در 31 جولای، پاشانگ و دو شرپای دیگر دوباره به كمپ هفت رفتند تا وولف را پایین آورده یا دست*كم از وی نوشته*ای بگیرند كه مسئولیت را از گردن آنان بردارد. تنها تسرینگ شرپای چهارم در كمپ شش باقی مانده بود. این آخرین باری بود كه از آن چهار نفر خبری *رسید. در دوم آگوست، «تسرینگ» به تنهایی به كمپ اصلی بازگشت و گفت كه هیچ كدام از آنان مراجعت نكرده*اند و هیچ نشانه*ای نیز از حیات انسانی در بالاتر نیز مشاهده نمی*شد. ویزنر آخرین تلاش برای نجات آنان را انجام داد، اما پس از سه روز زمین*گیر شدن در كمپ دو، به علت توفان، مجبور به بازگشت شد؛ این به معنی پایان بود. دیگر انسان زنده*ای در آن تاریخ در K2 وجود نداشت.
دودلی وولف، پاشانگ كیلولی، پاشانگ كیتار و پینتسو برای همیشه در K2 باقی ماندند؛ آنان نخستین قربانیان خدای كوهستان دومین قله بلند جهان بودند. تلاش دوم آمریكایی*ها برای صعود به K2 با یك تراژدی پایان یافت. گروه تحت انتقادات شدیدی از انگلیس و* آمریكا قرار گرفت و ویزنر به سختی از خود دفاع كرد. پاشانگ كیكولی، یكی از بهترین شرپاهایی بود كه می*توان او را با یكی از بهترین شرپاهای جهان؛ یعنی تنرینگ نورگای مقایسه كرد.
     
#47 | Posted: 28 Feb 2012 16:28
چه کنیم پول برای ما کار کند

بی شک برای بیشتر مردم، کار کردن برای پول آسان تر از این است که یاد بگیرند پول برای آن ها کار کند. به ویژه زمانی این موضوع آشکارتر می گردد که افراد در رابطه با مسئله پول احساس ترس کنند.

از درس های بابای دارا این است که وی عقیده دارد: «ترس سبب ماندن بسیاری از مردم در یک شغل می شود. ترس از ناتوانی در پرداختن صورت حساب ها، ترس از اخراج، ترس از بی پولی، ترس از شروع دوباره، ترس از آموختن یک حرفه دیگر و دوباره برای پول کار کردن. بسیاری از مردم برده پول می شوند...».

اما ثروتمندان این گونه نیستند.

بسیاری از مردم دامی را که در آن افتاده اند نمی بینند. اگر چشم انداز خود را گسترش دهیم چیزی را می بینیم که بسیاری نمی بینند.

بسیاری را می توان با بهایی خرید. هر کدام هم بهایی دارند که به ترس و آزشان بستگی دارد. نخست، ترس از بی پول شدن آنان را به سختکوشی بر می انگیزاند. وقتی هم چک دستمزدشان را گرفتند آرزوهایشان سر بر می آورد و به فکر چیزهایی می افتند که پول می تواند برای آن ها بخرد. این گونه است که الگوی زندگی شکل می گیرد.

یعنی الگوی از خواب برخاستن، سر کار رفتن، پرداخت صورت حساب ها و دوباره از خواب برخاستن و .........و ........... .
     
#48 | Posted: 28 Feb 2012 16:29
پس، مردم از بی پول شدن می ترسند و به جای روبرو شدن با ترس و به جای اندیشیدن، واکنش نشان می دهند (واکنش احساسی). یعنی از ترس به دنبال کار می روند، به امید این که پول ترس آنان را رفع کند. پس پول می تواند زندگی افراد را هدایت کند و حتی احساس و روان آن ها را هم در اختیار خود بگیرد.

اما پول همه مسئله ها را حل نمی کند. شادی خریداری شده با پول کوتاه مدت است. برخی از ثروتمندان هم چنینند. این افراد نه به تحریک آرزوها که از ترس، ثروت می اندوزند به این خیال که ثروت، ترس از بی پولی را برطرف می کند. این است که ثروت روی ثروت انبار می کنند. سپس دچار ترس از دست دادن این ثروت می شوند. البته، بی پولی هم به اندازه چسبیدن به پول نگران کننده است.

دلیل اصلی ناداری، ترس و نادانی است، نه اقتصاد، دولت یا ثروتمندان. ترس درونی و نادانی است که انسان را در دام اسیر می کند.

با راه ندادن به احساسات، فرصت اندیشیدن به دست می آید. بسیاری از مردم به فرمان ترس و آرزوها در پی چک دستمزد، افزایش حقوق و تضمین شغلی می روند، بدون این که بدانند این اندیشه های احساسات محور، آنان را به کجا خواهد کشانید. نادانی هم ترس و آرزو را فشرده تر می کند. پس، مدرسه و دانشگاه اغاز راه است نه پایان خط. مدارس بر آموزش راه (و روش) کار کردن تاکید دارند نه بهره برداری از قدرت پول.

به عقیده بابای دارا اشتغال بهترین راه حل مشکل نیست (به ویژه در درازمدت). دامی که ما در آن می افتیم ناشی از ترس و آرزوها است. پس اگر در سایه احساسات به بالاترین درآمد نیز دست یابیم هم چنان برده هستیم، برده ای با دستمزد بالا. زندگی بر پایه چک دستمزد، زندگی نیست و نباید به پول اجازه داد تا لگام زندگی را در دست گیرد.

باید پرسید آیا راه دیگری هم هست؟ احساساتی اندیشیدن و جمله هایی مثل همه باید کار کنند، من شایسته اضافه حقوق هستم و غیره اندیشه هایی احساسی اند. باید به جای این ها گفت: «آیا در این جا چیزی را از دست می دهم؟» این پرسش فرصت می دهد تا احساساتی اندیشیدن را کنار بگذاریم.

چیزهایی را ببینیم که دیگران نمی بینند و تنها به دنبال پول و ایمنی نباشیم. مغز خود را برای فرصتی برای پول ساختن به کار اندازیم. آن وقت حتی زمانی که خودمان حضور نداشته باشیم هم کسب و کارمان پول در می آورد، یعنی.... پول ما برایمان کار می کند.
     
#49 | Posted: 28 Feb 2012 16:30
آيا ميدانيدمراتع ایران در کجا قرار دارند؟

مراتع ایران از نظر تقسیم بندی جغرافیایی عبارتند از:

⇐ مراتع شمال کشور

⇐ مراتع غرب کشور

⇐ مراتع مرکزی

⇐ مراتع خوزستان

⇐ مراتع خراسان

⇐ مراتع سیستان و بلوچستان

⇐ مراتع فارس



مراتع شمال کشور:

مراتع شمال کشور به انواع زیر تقسیم می شوند:

⇐ مراتع معمولی

⇐ مراتع مشجر

⇐ مراتع آیش



مراتع معمولی شمال کشور به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از:

⇐ مراتع ییلاقی

⇐ مراتع قشلاقی

⇐ مراتع میان بر

مراتع ییلاقی شمال: کلیه مراتعی که در ارتفاعات البرز و دامنه شمالی آن قرار گرفته اند، مراتع شمالی محسوب می شوند.

مراتع قشلاقی شمال: دشت ترکمن صحرا، دشت ناز در ساری و مراتع اطراف رشت تا سراوان را شامل می شود.

مراتع مشجر: اگر در اطراف درختان برای چرای دام اقدام به تولید علوفه شود مرتعی به وجود می آید که مرتع مشجر نامیده می شود. در شمال حدود شش میلیون هکتار مرتع مشجر وجود دارد. البته وجود دام در مرتع مشجر درست نیست. ولی دامداران به دلیل کمبود علوفه به این منبع چرای دام پناه آورده اند.

مراتع آیش: به زمین های کشاورزی ای گفته می شود که قابلیت کشت در آنها وجود دارد ولی کشت نمی شود. به همین دلیل و به خاطر بارندگی کافی پوشش گیاهی ای در این منطقه ایجاد می شود که این پوشش گیاهی به عنوان علوفه مورد استفاده دامداران منطقه قرار می گیرد. مراتع قشلاقی غرب کشور به موازات رشته کوه زاگرس، از استان اردبیل تا شمال غربی خوزستان ادامه دارد و مراتع اطراف شهرستان های اردبیل، تبریز، ارومیه، شهرهای استان کردستان و خرم آباد، زنجان و ... به دلیل بارندگی خوب (450 تا 500 میلی متر در سال) و حرارت مناسب (فصل رویش دست کم شش ماه در سال) از نظر این نوع پوشش گیاهی از قوت خوبی برخوردار است. به همین دلیل بعد از شمال کشور مهم ترین قطب تولید علوفه دامپروری غرب کشور به حساب می آید و بیشترین فعالیت های دامپروری از گاوداری، گاومیش داری، زنبورداری، گوسفندداری و ... در این منطقه انجام می شود.

مراتع ییلاقی: با پشت سرگذاشتن جنگل های بلوط در ارتفاعات فوقانی زاگرس به مراتع ییلاقی غرب کشور می رسیم که دامداران در تابستان به این منطقه می آیند و با سردشدن هوا در پاییز دوباره به سمت ارتفاعات میانی و پایین حرکت می کنند.
     
#50 | Posted: 28 Feb 2012 16:30
مراتع خراسان:

مراتع خراسان عبارتند از:

⇐ مراتع شمال خراسان

⇐ مراتع دشت سرخس

مراتع جنوب خراسان

مراتع شمال خراسان: به دلیل نفوذ جبهه باران زای خزری دارای بارندگی بیشتر و پوشش گیاهی بهتر است. به همین دلیل اراضی این منطقه بیشتر به صورت دیم است. مناطقی که از بارندگی کافی برخوردار است سرسبز است و پوشش گیاهی مناسبی دارد و در خراسان به عنوان مراتع ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرد. در این مراتع گوسفندداری، گاوداری و زنبورداری صورت می گیرد.

مراتع دشت سرخس: این مراتع در خراسان به عنوان مراتع قشلاقی است. اولویت دامپروری در این منطقه بیشتر گوسفندداری است. علت آن گرایش پوشش گیاهی مراتع از علفی به بوته ای و نیمه بوته ای است.

مراتع جنوب خراسان: در مناطقی اقلیم خشک و سوزانی وجود دارد. به همین خاطر مراتعی خشک و بیابانی نیز در این مناطق وجود دارد که دارای گیاهان خشکی پسند از نوع بوته ای خاک های نیمه کویری و کویری است که دارای شن های روان و تبخیر زیاد از سطح خاک است. در این نواحی شترداری و بزداری مرسوم است.

مراتع فارس:

مراتع فارس شامل این مراتع است:

شمال و شمال غربی: اقلیم مناسبی دارد و به عنوان مرتع ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرد.

مراتع مرکزی و جنوب فارس که به دلیل خشک بودن این نواحی گوسفندداری کمتر و بزداری زیاد در آن انجام می شود.

مراتع مرکزی:

مراتع مرکزی شامل این مراتع است:

حوزه مسیله (نزدیک دریاچه قم) از نظر تولید علوفه مهم است که در پاییز و زمستان به عنوان مراتع قشلاقی مورد استفاده دامداران (گوسفندداران) قرار می گیرد.

مراتع اطراف دماوند وفیروزکوه و به سمت قزوین ییلاقی است.

در استان قم در ارتفاعات ییلاقات وجود دارد.

در اصفهان مراتع شامل مراتع اطراف زاینده رود است که به عنوان مراتع مهم قشلاقی مورد استفاده دامداران قرار می گیرد. این مراتع دارای پوشش گیاهی مناسب است که مورد استفاده دامداران قرار می گیرد و نسبت به قسمت های جنوبی و به سمت فارس و قسمت های شرقی به سمت کرمان از اولویت مهم تری برای دامپروری برخوردار است.

در قسمت های جنوبی و شرقی مراتع خشک و بیابانی وجود دارد که در این مناطق شترداری رایج است و مشکل شن های روان و توفان های شن و ماسه نیز در این مناطق وجود دارد.

مراتع سیستان و بلوچستان:

مراتع سیستان و بلوچستان شامل اینهاست:

⇐ مراتع اطراف زاهدان

⇐ مراتع دریاچه هامون

⇐ مراتع جنوب سیستان و بلوچستان

در اطراف زاهدان و شمال منطقه به علت وجود هوای ملایم و اقلیم مناسب و چشمه ها و قنات ها، گاوداری در کنار گوسفندداری انجام می شود.

در مراتع دریاچه هامون، پوشش گیاهی نی است که غذای اصلی گاو سیستانی در فصل های پاییز و زمستان است. این مراتع قشلاقی حساب می شود.

مراتع جنوب سیستان و بلوچستان، مراتعی خشک و بیابانی است. این مراتع تقریباً شبیه به مراتع یزد و بم است. دارای پوشش گیاهی خشک و توفان های شنی است. دامپروری از نوع شترداری و خیلی کم بزداری در این مراتع رواج دارد.

مراتع خوزستان:

این مراتع را به نام ساوان savan نامگذاری کرده اند. افزایش بارندگی باعث حاصلخیزی آن شده. بزداری در خوزستان زیاد انجام می شود.
     
صفحه  صفحه 5 از 18:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  18  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Do You Know | آیا میدانید که؟؟؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites