تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

عجایب و ماورایی ها

صفحه  صفحه 10 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#91 | Posted: 10 Jan 2016 08:44


نام اين کوه باستاني پرديس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد .

نکات قابل توجهي كه در اين کوه باستاني وجود دارد :
1. قله اين کوه نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد است چون بالاترين ارتفاع در نزديکي خط استواست .
2. آتشکده فوق العاده باستاني که در قله کوه قرار دارد ، محل تولد و غسل تعميد پدر جمشيد جم است .
3. مغناطيس فوق العاده قوي کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا100 متري کوه يعني تقريبا انتهايي ترين نقطه مشخص اسفالت با ماشين توقف کني و ترمز دستي را بخوابانيد ، ماشين بجاي سر پائيني به نرمي به سمت کوه کشيده مي شود که البته همين مغناطيس براي رانندگان نا آشنا بسيار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زيادي از خودروها بي اختيار با کوه تصادف کرده اند .
4. پوشش گياهي منطقه نوعي خار بياباني گرمسيري منحصر به فرد است که خواص دارويي فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما» پيشخريد چند کارخانه داروسازي بزرگ جهان است يکي از ترکيبات اصلي مسکن Advil که يکي از بهترين قرصهاي شناخته شده براي ناراحتي هاي اعصاب و دردهاي ميگرني است از همين عسل تهيه مي شود .
5. اين منطقه خرماي ويژه نيز توليد مي کند كه به نام خرماي خصه معروف است و کاملا در شيره خود غرق مي شود يعني يک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شيره مي شود و اندازه اين خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارويي منطقه تماما» براي ساخت قندهاي رژيمي براي بيماران ديابتي صادر مي شود، نکته جالب ديگر رويش درخت زيتون در دامنه شمالي کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهاي چاهه و دره پلنگي مي باشد که در آب و هواي آن منطقه بسيار بعيد مي نمود .
فعلا» سندي براي قدمت چاهه و دره پلنگي وجود ندارد ولي علائم مشهودي از غار نشيني مشاهده ، و فسيل هاي مختلفي در اين منطقه به وفور پيدا شده است .
6. در لايه هاي زيرين اين کوه معدن عظيمي از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد ، آن هم در اطراف عسلويه !
مردم چاهه و جم ، کوه پرديس را فوق العاده مقدس و محترم مي شمارند ، و به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالا يکي از اولين مکانهايي بوده که نفت در آن سوزانده شده است .
با افتتاح جاده فيروز آباد به عسلويه توسط پتروشيمي ، رفتن به اين منطقه خيلي ميسر تر و راحت تر شده است . پتروشيمي با تاسيس سه شهرک بزرگ در اين منطقه اقدام به تاسيس فرودگاه جم نموده و چهارشنبه هر هفته يک پرواز به مقصد جم انجام مي شود که امکان بسيار خوبي براي سفر به اين منطقه اعجاب انگيز است

     
#92 | Posted: 10 Jan 2016 08:54




لوله های عجیب Baigong چین
لوله های Baigong یکسری از اجسام لوله شکلی هستند که در نزدیکی کوه Baigong پیدا شده اند . در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب شهر Delingha ، Haixi Mongol و حکومت مستقل تبت در چین . منبع و منشا این لوله ها ناشناخته است ، ممکن است طبیعی یا مصنوع بشری باشند . اما این شبکه پیچیده اتصال لوله ها در بعضی از سایت ها جزو گروه Out-of-place artifact(OOParts) طبقه بندی شده اند . برای اطلاعات بیشتر به مرجع آن رجوع کنید . [۱]


لوله های Baigong را به هرم ۵۰ تا ۶۰ متری کوه Baigong نسبت می دهند . در جلوی این هرم سه غار گزارش شده است که دهانه دوتا از این سه غار فروریخته و تنها دهانه غار بزرگتر که ۶ متر ارتفاع دارد قابل ورود است . دو سری لوله Baigong در غار بزرگ گزارش شده است ، یکی از این لوله ها ۴۰ سانتی متر قطر دارد و به رنگ قرمز و قهوه ای می باشد همچنین لوله هایی با قطر های متفاوت نیز در آنجا یافت شد . دوجین خروجی لوله ای شکل نیز در بالای ورودی غار دیده شد که از بدنه غار بیرون زده بود . همچنین لولهایی در کف سواحل دریاچه Toson در ۸۰ متری بیرون غار یافت شد این لوله ها پوکیده و توخالی بودند . این نوع از لوله ها از قطر ۲ تا ۴/۵ سانتی تفاوت می کردند . علاوه بر این تکه پاره هایی زنگ زده از اجسامی شبیه به این لوله ها در آن حوالی پیدا شد .این قطعات زنگ زده توسط Liu Shaolin که کارخانه دار محلی ذوب آهن بود آنالیز شد : نتایج بدست آمده حاوی ۳۰% اکسید آهن و مقادیر زیادی اکسید سیلیکون و اکسید کلسیوم در آن یافت شد .
این لوله ها اولین بار توسط یک گروه اکتشافی آمریکایی برای تحقیقات پیرامون فسیل های دایناسورها کشف شد و به دولت محلی گزارش شد اما توجهی به آن نشد تا زمانی که یک گزارش بوسیله خبرگزاری Henan Great River News در ژوئن سال ۲۰۰۲ انتشار یافت . اینجا بود که حکومت مرکزی این محل را محلی مستعد برای جذب توریست دید و به آن پرداخت . در همان سال ۹ گروه مشتمل از دانشمندان ، ژورنالیست ها و گروه شبکه تلویزیونی CCTV نیز از این محل دیدن کردند . چیزی که درباره این لوله ها ی فلزی جالب است اینکه آنها در داخل صخره ها قرار گرفته اند . این لوله ها در داخل صخره ها با هم ارتباط داشته و به نزدیکی دریاچه نمک می رسند . ( گمانه زنی هایی در این زمینه وجود دارد که این ها ساخته بیگانگان در حدود ۱۵۰۰۰۰ سال پیش می باشد ) . لوله های مذکور نمونه ای پیشرفته از سیستم لوله ای فلزی است که در دل خاک و صخره ها مدفون شده است . گزارش دیگری وجود دارد که دانشمندان در سال ۲۰۰۱ بازدیدی از محل به منظور آنالیز لوله ها داشته اند ، نمونه هایی از آنها برای انیستیتوی زمین شناسی بیجینگ (Beijing Institute of Geology) آورده شد . تکنیک هایی به منظور اطمینان از ایجاد تبلور و ذوب شدگی حاصل از گرما بروی آنها زده شد نتیجه حاصله بر این اساس بود که اگر این اجسام حقیقتا لولهای آهنی حاصل از ذوب شدگی سنگ آهن بوده باشند ، آنها در حدود ۱۴۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ سال پیش ساخته شده اند در حالیکه تاریخ حضور بشر در این ناحیه چیزی حدود ۳۰۰۰۰ سال می باشد .[۲][۴]
در ضمن نمونه های دیگری از این اجسام مثل navajo pipes و Louisiana Cylinders در جاهای دیگر دنیا دیده شده است . [۳]
References :
[1] http://www.ooparts.us
[2] https://skeptoid.com/episodes/4181
[3] http://en.wikipedia.org/wiki/Baigong_Pipes
[4]http://forum.davidicke.com/showpost.php?p=1059185390&postcount=1

     
#93 | Posted: 11 Jan 2016 11:22
معدن طلای نابدر مکانی در دل کوهستانهای پر رمز و راز اريزونا معدن معروفی قرار دارد که از نظر طلا انقدر سرشار است که اگر با چکش به ديوارهای ان بکوبيد تکه های طلا به سادگی جدا می شوند.اما اين معدن از طلای خود محافظت می کند
!مرگ و بدبختی در انتظار کسانی است که به طلای معدن دستبرد می زنند.حدود۷۰ سال است که نشانی از اين معدن يافت نشده است.نام اين معدن معدن هلنديها است زيرا يابندگان اوليه ان در قرن نوزدهم هلندی بودند.زمان دقيق کشف معدن مشخص نيست.تصور می شود که سرخپوستان اپاچی محل معدن را به اولين راهبان اسپانيايی که در مکزيک به انجا رفته بودند نشان داده اند.افسانه های فراوانی از اين معدن برسر زبانهاست.شايع است که می توان در اين معدن طلا را با بيل جمع کرد.گروههای زيادی از شمال در جستجوی اين سرزمين طلايی به راه افتادند اما مشخص نيست که موفق شدند و يا نه.نخستين بار نام معدن در قرن هيجدهم در تاريخ اسپانيا ذکر شده است.فرديناند ششم(
پادشاه اسپانيا)۳۷۵ مايل از زمينهای اسپانيا را به دون ميگوئل پرالتا بخشيد.بازماندگان پرالتا از مکزيک چندين سفر به معدن کردند.در ۱۸۶۴ يکی از اين بازماندگان بنام انريکو پرالتا درصدد جستجوی معدن برامد.در اين زمان اپاچيها وضعيت تخاصمی با سفيد پوستها داشتند.دار و دسته انريکو قتل عام شدند و همگی جز يکنفر در طول ۳ روز جنگ و گريز کشته شدند.تنها بازمانده با نقشه ای که محل معدن را مشخص می کرد به مکزيک رسيد.کاشفی بنام ابراهام تورن در اريزونا زندگی می کرد که رابطه صميمانه ای با سرخپوستان داشت.در ۱۸۷۰ سرخپوستان به او پيشنهاد دادند که او را به نقطه ای ببرند که بتواند طلا جمع کند و تنها شرطشان اين بود که در طول سفر ۲۰ مايلی چشمهايش بسته باشد.وقتی چشم بندهايش را باز کردند او خود را در دره ای ديد.حدود يک مايل يا بيشتر به سمت جنوب برخی از سنگها روی هم چيده شده بودند که علامت مدخل معدن بود.و در کنار ان توده ای از طلای خالص انباشته شده بود.او تا انجا که می توانست طلا جمع اوری کرد و به خانه برگشت و طلاها را به پول ان زمان ۶۰هزار دلار فروخت
.سال بعد هلنديها وارد ماجرا شدند.انها در اصل ۲ ماجراجوی المانی بودند(
جيکوب والتر و جيکوب وايرز)که ادعا داشتند دون ميگوئل پرالتا را از يک زد و خورد نجات داده اند.او نيز داستان معدن را برای انها تعريف کرده و انها برای همکاری با او برای پيدا کردن معدن اعلام امادگی کرده اند.انها گفتند که به کمک نقشه خانوادگی پرالتا معدن را پيدا کرده و هر يک به اندازه ۶۰ هزار دلار طلا به دست اورده اند.دون ميگوئل نيز نقشه معدن و امتياز انرا در ازای نصف اين مبلغ فروخت.کمی بعد تورن با گروهی از دوستانش به انجا بازگشتند اما اينبار اپاچيها به انها حمله کرده و همگی را قتل عام کردند.در ۱۸۷۸ المانيها(
منظور همان ۲ کاشف فوق الذکر است) با استفاده از نقشه دون ميگوئل به تنهايی به ان دره رفتند و در انجا اجساد گروهی مکزيکی را ديدند که برای جمع اوری طلا به ان منطقه رفته بودند.والتر ۱۲ سال قبل از مرگش ان ماجرا را چنين شرح داد:انجا چنان سرزمين همواری بود که اگر متوجه نبوديم به يکباره در دهانه چاه معدن فرو می رفتيم.المانيها شروع بکار در معدن کردند و بعد مصيبتی اغاز شد.يک روز غروب والتر از معدن بيرون امد و متوجه شد که وايرز ناپديد شده است.پيراهن خونی او روی زمين بود و چند تير نيز در گوشه و کنار به چشم می خورد.در طی سالهای ۱۸۸۰ و ۱۸۸۱ معدن تصادفا دوباره کشف شد.اولين کاشفين ان ۲ سرباز بودند که با خورجينهای طلا در شهر ظاهر شدند.انها گفتند که طلا را از معدن قيف مانندی در دره نزديک به برجی سنگی پيدا کرده اند.انها دوباره به معدن بازگشتند و کمی بعد اجساد انها پيدا شد.در ۱۸۸۲ اپاچيها تصميم گرفتند معدن را مخفی کنند زيرا شهوت سفيدپوستان برای طلا مرگ و ويرانی ببار اورده بود.جک اپاچی(
يکی از سرخپوستان)بعدها تصميم رئيس قبيله را شرح داد:دسته هايی از سرخپوستان شروع بکار کردند تا حفره را پر کنند.بعدها عوامل طبيعی به کمک انها امد.زلزله ای تمام علايم معدن را از بين برد.والترز ۸ سال بعد مرد و محل مخفی معدن نيز با او به گور رفت.گروههای تجسسی به جستجو برای کشف معدن ادامه دادند ولی در ۱۸۹۵ واقعه ای رخ داد که ماجرا را تحت تاثير قرار داد.مردی بنام جيمز اديسون توسط دادگاه سانتافه اريزونا متهم به جعل اسناد قديمی شد.او زمين دون ميگوئل را بنام خود ثبت کرده بود.پرونده نشان می داد که او به مکزيکو و اسپانيا سفر کرده تا اسناد جعلی را به ثبت برساند و برای قانونی تر کردن کارهايش با يک دختر مکزيکی که از بازماندگان خاندان پرولتا بود ازدواج کرده است.احتمال دارد که اسناد او از روی اسناد واقعی جعل شده باشد حتی احتمال دارد که والتر و وايرز نقشه را دزده باشند
. در ۱۹۱۲ در چمنزاری که انريکو پرالتا با سرخپوستان جنگيده بود مقاديری طلا پيدا شد.در همان نزديکی اقامتگاه انها درختان بريده شده برای کار گذاشتن در ديواره معدن به چشم می خورد.در ۱۹۳۱ فردی بنام ادموند راث مدعی شد که نقشه معدن طلا را به دست اورده و رهسپار کوهستان شد.چند هفته بعد جسد متلاشی شده او پيدا شد.در جيب لباس او تکه کاغذی پيدا شد که اين عبارت روی ان نوشته شده بود:
حدود ۲۰۰ فوت تا غار. و در زير ان کلمات لاتين Vici و Vidi و Ven به معنای امدم و ديدم و فاتح شدم نوشته بود(اصل کلمات از ژوليوس سزار است)بعدها اين منطقه به دفعات زير و رو شد ولی ديگر هيچ نشانی از معدن تا به امروز به دست نيامد

     
#94 | Posted: 11 Jan 2016 11:28










ماکت موشک فضاپیمای باستانی

آیا عکس بالا ماکت یک موشک فضاپیمای تک سرنشین باستانی است؟ آن ؛ چیزی شبیه گفتۀ ذکریا سچین نویسنده برجسته و محقق در زمینۀ نظریه فضانوردان باستانی میباشد؛ که در موزۀ باستان شناسی استانبول در ترکیه به مدت یک چهارم قرن مخفی نگهداشته شده بود.
سچین اخیراً موزه را متقاعد کرد که این شیئ مصنوع ممکن است درحقیقت باستانی باشد و نه یک مجعول مدرن که آنها (سرپرستان موزه ) استنتاج کرده بودند ؛ فقط به این خاطر که عقیدۀ ما از تاریخ باستان شامل موشکهای فضاپیما نیست.
سچین در مقالۀ خود ، در مجلۀ Atlantis Rising ، شمارۀ 15 ، این شییء را بصورت زیر توصیف میکند:
یک نمونۀ کوچک حجاری شده از آنچه به چشم امروزی شبیه یک فضاپیما با کلاهک مخروطی ، که از یک دستۀ چهارتایی اگزوز موتور در اطراف یک اگزوز موتور بزرگتر ساخته شده به نظر میرسد ؛ فضاپیما دارای یک کابین برای تک خلبان میباشد. ( در واقع در سنگ تراشی اینگونه نشان داده شده است. )

او ، خلبان را در وضعیت نشسته با پاهای تاشده به سمت قفسه سینه و پوشیدن لباس یک تکۀ مخصوص پرواز با پوتین هایی در پاها و دستکشهایی در دستان توصیف میکند ؛ وی اشاره میکند از آنجایی که قسمت سر خلبان مفقود است ، ما نمیتوانیم بفهمیم که آیا خلبان ، کلاه ایمنی ، عینک محافظ و یا سایر ادوات مخصوص را بسر دارد ؟ این شیئ 5.7 اینچ طول ، 3.8 اینچ ارتفاع و 3.5 اینچ عرض دارد.

سچین سالها وقت صرف ردیابی شیئ کرد تا اینکه آنرا در موزۀ باستان شناسی در استانبول یافت. آن شیئ در Toprakkale از زیر خاک بیرون آورده شده بود ، شهری که در دوران باستان با عنوان Tuspa شناخته میشد ، جایی که پادشاه Urartu مدت کوتاهی در بیش از 2500 سال قبل سلطنت میکرد.
مسئولان موزه برآن بودنند که این شیئ کوچک بایستی جعلی باشد زیرا با سبک دوران کهن متفاوت است ، مهمتر آنکه شبیه یک کپسول فضایی به نظر میرسد.
آنها استدلال کردند ، از آنجایی که در دوران باستان کپسول فضایی وجود نداشت پس آن بایستی یک جعل مدرن ، یک شوخی عملی ، ساخته شده از گچ پاریس و پودر سنگ مرمر باشد.
به هر حال ، در طی بازدید سچین از استانبول و موزه در ماه سپتامبر سال 1997 میلادی ، او با مدیر ، دکتر Pasinli ملاقات کرد ، او شیئ مصنوع را از کشو برداشت و به سچین اجازه داد تا بررسی کند و از آن عکس برداری کند. آن از دید سچین اینطور به نظر میرسید که بایستی از یک سنگ آتشفشانی متخلخل تراشیده شده باشد ، جزئیات بسیار دقیق است.
دکتر پاسینلی نظر سچین را جویا شد ؛ سچین به مدیر و همکاران او گفت : خارج از شرایط نیست وقتی شما اشیای مختلفی را بررسی میکنید که گویی نمایانگر یک تمدن کهن فضایی میباشند.
در کتاب » ممالک گمشده » ی سچین ؛ شما تصاویری از مصنوعاتی می یابید که ممکن است نمایانگر فضانوردان ریشدار و فضاپیماهایی باشند ؛ که این اشیاء متعلق به کشور مکزیک هستند و همچنین آنچه که ممکن است سکوی فرود یا پرواز یک فضاپیما باشد را در لبنان بیابید.

او به مسئولان موزه توصیه کرد تا به بازدیدکنندگان اجازه دهند تا در مورد آنچه که هست برای خود تصمیم بگیرند ؛ درحالی که شک خودشان را درمورد اعتبار این شیئ مصنوع اظهار میدارند.
این برای متقاعدکردن موزه داران کافی بود تا درنهایت شیئ را در معرض نمایش عمومی قرار دهند. به طور قطع شما برای دیدن این شیئ خودتان دفعۀ بعد در استانبول هستید.
این مخلوقات که بر این سفینه های فضایی سوار بودند ؛ یا خدایان خوب نزد یهوه خالق بودند و یا شیاطینی (مردان افعی ، = serpent men ) بودند که در برابر یهوه شورش کردند. ( یهوه = نام‌ خدا درميان‌ قوم‌ اسرائيل‌ )
منبع
http://ancient-contact.blogspot.com/2008/02/instanbul-shem-rocketship.html
تاریخ درج مطلب : هفدهم فوریه 2008 میلادی
پ . ن : با تشكر از افشين عزيز بابت تهيه و ارسال اين مطلب.
****************************************************************
موشک فضا پیمای باستان که در ترکیه پیدا شد

زکریا سیتچین یکی از نویسندگان و محققین برجسته جنبش علم نجوم باستان، سفرهای زیادی به منظور تحقیق درباره ساخته های فرا زمینی انجام داده است. او کشف کرد که موزه باستان شناسی استانبول یک سنگ تراشیده شده عتیقه که شباهت بسیار زیادی به یک کپسول فضایی مدرن را (که با ارائه آن مخالفت کردند) نگهداری میکردند. موزه دارها وانمود میکردند که این مجسمه فقط یک شوخی فریب آمیز میباشد. این وسیله شگفت انگیز بسیاری از جزئیات یک کپسول فضائی امروزی را نشان میدهد، دهانه های اگزوز موشک در عقب، و یک اتاقک خلبان با خلبانی نشسته داخل آن که یک لباس خلبانی چین خورده با دستانی که بر روی تجهیزات کنترل است را نشان میدهد. بعد از نشست با موزه داران و تحقیق در مورد این حکاکی، زکریا سیتچین مصمم بر این بود که این اثر تصنعی به خیلی از اثاری که از قبل دیده شبیه بود، او پیشنهاد داد که این اثار را به نمایش بگذارند. او موزه داران را تشویق میکرد تا اجازه بدهند بازدید کننده گان نظرات خود را در مورد این که » آیا این شی میتواند یک سفینه فضائی باشد؟» را بدهند.


زکریا تمام زندگی کاری خود را صرف مطالعه و تحقیق در مورد اثار و نوشته های باستان ما کرد. او خاطر نشان کرد که دید علم امروزی ما از گذشته(باستان) شامل سفینه های فضایی و سفر به ستارگان نبوده. اما او نمایشگاه وسیعی از اثار و نوشته های باستان را اشکار کرد که با قاطعیت اشاره به وجود یک جهان فوق پیشرفته باستان را داشت . موشک باستانی استانبول نمیتواند به تنهایی حک شده مخیله یک صنعتگر باستان باشد . جزئیات مهندسی ممکن بود حدس زدنش غیر ممکن باشد . مدل به طور واضح نشان میدهد که حجار، خود شاهد عینی این سفینه بوده. ترتیب قرار گرفتن موتورها در عقب، وضعیت نشست خلبانان و لباس چین خورده مخصوص ارتفاعات نمیتواندحاکی بر این باشد که یک حجار باستان خود تصور این سفینه را کرده باشد. خیلی از جزئیاتی که در اثار مصنوعی تکرار شده در جایی در وسط دنیا در آمریکای مرکزی پیدا شده. مایاها مختصری از ناوگان فضایی خود را بر روی سنگها جا گذاشتندکه به مقابر و اهرام عظیم و مجلل که بالاتر از سایبان جنگل برخاسته مزین کردند. بار دیگه، سوال اینجاست که این باستانی ها تا چه حد قادر به خلق چنین اثار هنری که نمونه ای از سفینه فضایی با چنین جزییات دقیقی را بودند. باید گفت همانطور که موزه داران موزه استانبول با ارائه فضاپیمای باستانی خود مخالفت و مقاومت کردند، محققان مایا با عزم ثابت در مقابل آنان مقاومت کرده و به جمع آوری منابع و مآخد در مورد محبوب خود مایا ادامه دادند. تقریبا برای کسی که سردسته محققین بود این سوال بوجود آمد که این فضاپیماها شبیه به چه چیزهایی هستند. آنها خود را به عنوان اثار مصنوعی دینی که بواسطه پادشاهان یا آنها سمبلی از عالم اموات جایی که خدایانشان سکنا دارند. آیا واقعا این افراد کور هستند یا آنها فقط مسیری که شرکت به آنها داده را به ترس از دست دادن شغل و معاش خود دنبال میکنند؟ گرچه جواب اصلی خوشبختانه این است که ما محققینی چون زکریا ستیچین را داریم که به مقامات بالاتر هم جواب نمی دهند و ارزشی برایشان قائل نیستند و خارج از آن درهای جدیدی گشوده و سوالاتی با تفاسیری مفصل طرح نمودند. مایاها نه تنها حجاری با جزئیات بسیار دقیق رسوم نیم تنه دامن گرد را انجام می دادند بلکه ماهرترین طالع بینان بودند. حداقل علم مدرن آنها را از تجربیات فلکی شان بی بهره نگذاشت. توطئه توسط کلیسا در اسپانیا چیده شد، هنگامی که جنگجویان شروع به کشتار نسل مایاها کردند که تمام این کشتارها به اسم کلیسا و دولت و مقداری طلای زمخت صورت میگرفت . دانشگاهها و موسسه های مدرن وارث مستقیم این طرز فکر اشتباه هستند. وقتی که عقیده ای در جایی میباشد که قابل اصلاح و ویرایش نباشد. حتی اکه این افراد زیرک و با استعداد یافتند که موشک حجاری شده زیر یک مقبره آنها باید ترجیحا میگفتند که این شی فقط شبیه به یک موشک است، این شی واقعا یک سمبل مذهبی که پادشاه از آن برای عبادت جهان اموات استفاده میکرد. همین امر علت اصلی است که تاریخ ما هیچ وقت به جدیت توسط مسیر اصلی مطالعه نشد و هر منبع و ماخذی در مورد آدمها و سفینه های فضایی یک صورت و وجه مسخره ای را بوجود خواهد آورد. آیا تمام این سازه های باستانی دست بشر فقط سمبلهای مذهبی میباشند که صرفا شبیه به فضاپیماهای مدرن هستند؟ آیا فضاپیمای استانبول فقط گروهی از استان-بول است؟ در زنجیره «آتلانتیوم» جواب «خیر» میباشد. »اُکام رِیزور» نشان اصلی قرن14 «فرانسیسان فرایر ویلیامِ اُکام» میباشد. »تمام اسباب متساوی خواهند بود، ساده ترین توضیح به واقعیت سوق دارد». در خصوص قضیه مجسمه های فضاپیماهای باستان میتوانیم این یقین را داشته باشیم که «اُکامِ قدیم» میبایست به کدام سمت تمایل پیدا میکرد.
http://www.theatlantium.com/2007/08/atlantium-episode-xl.html

     
#95 | Posted: 11 Jan 2016 11:32



شفقنا – راز مجسمه ی مرموز بودائی با عنوان «مرد آهن» که از تبت دزدیده شده بود، کشف شد.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا این مجسمه ی سنگی 24 سانتی متری که در سال 1936 توسط دانشمندان نازی از تبت دزدیده شده بود بر روی یک شهاب سنگ حک شده است
این مجسمه ی هزار ساله یکی از 4 سمبل بودائی ها یعنی وزیروانا را تجسیم کرده است
هنریش هیملر فرمانده ی نیروهای اس اس نازی معتقد بود که ریشه ی نژاد آریا در تبت یافت خواهد شد. لذا دانشمندان ارتش نازی تحت فرماندهی او تلاش بسیاری کردند تا در میان مجسمه های بودا که بر صلیب شکسته طراحی شده است این ریشه را شناسایی کنند. صلیب شکسته نمادی بود که نازی ها برای خود برگزیده بودند.
اینکه این مجسمه چگونه یافت شده معلوم نیست اما پس از انتقال آن به آلمان توسط نازی ها به یک کلکسیون خصوصی منتقل شده بود و تنها پس از 2007 F,N که دانشمندان توانستند به آن دسترسی لازم برای مطالعه را پیدا کنند.
در مطالعات جدید توسط دکتر المار بوچنر از دانشگاه اشتوتگارت بود که برای نخستین بار معلوم شد این مجسمه بر روی یک سنگ بسیار نادر آسمانی حک شده است.
دکتر بوچنر معتقد است این مجسمه از قطعه سنگی آسمانی ساخته شده که اصل آن در 15000 سال پیش در ناحیه ای بین مغولستان و سیبری فرود آمده است
مجسمه ی مرد آهن تنها نمونه ای در جهان از حک انسان بر روی سنگ آسمانی است و از این بابت می تواند ارزش بسیار بالایی داشته باشد

     
#96 | Posted: 2 May 2016 01:33
مطالب جالب هستند لطفا ادامه بدین

برای همیشه و بدون هیچ بخشش این کاربر بن شده است
پرنسس
     
#97 | Posted: 5 Dec 2016 15:25
[url=https://postimg.org/image/adannn9pf/][/url]





ساخت ماشين زمان بل توسط آلمان
جنگ جهانی دوم به پایان خود نزدیک میشود و نازی ها از یک اسلحه عجیب صحبت می کنند حتما فورا افکار به سوی برنامه موشکی وی 2 منحرف میشود و علاوه بر برنامه موشکی فوق دانشمندان المانی در تلاش تولید بزرگترین تانک ان دوران یعنی مانستر 1500بودند که متفقین میکوشیدند جلوی ساخت و توسعه ان را بگیرند . خدا را شکر که بسیاری از این برنامه ها و ایده های دیوانه وار به جایی نرسید و در وقایع جنگ نقشی را ایفا نکرد . در کنار تمام این برنامه ها یک پروژه فوق سری نیز وجود داشت که ان را به شما معرفی خواهم کرد . ماشین بل نازیها : شکل ظاهری و محل استقرار .
Zwei Grafiken zum Laternenträger;

Skulptur des Kecksburg UFO (in Kecksburg, USA)

در لهستان نزدیک پروژه بزرگ در گودال و معدن ونسلز بر اساس مدارک سری متفقین به نظر میرسد که نازی ها بر روی یک ناقوس فلزی بزرگ کار میکردند . طبق گفته ایگور ویتکوفسکی نویسنده کتاب اسلحه عجیب این حامل فانوسی نام دیگر این ناقوس دارای 9 فوت عرض و 12 تا 15 فوت ارتفاع بود . مسئول پروژه فرمانده ارشد اس اس و رئیس بخش تسلیحات اس اس هانس کاملر بوده است . درجه سری بودن این پروژه انقدر زیاد بود که پس از پایان جنگ تمام دانشمندان شرکت کننده در این پروژه تیر باران شدند علاوه بر این بر اساس گزارشات در قسمت پایینی ناقوس نوشته های وجود داشت که در این مورد بعدا توضیح خواهم داد . ظاهرا این ناقوس در محلی به نام فلای تراپ آزمایش شده بود.

در مورد درستی انجام این ازمایشات مطالب مبهم یسیار میباشد . گفته شده است که ظاهرا در نزدیکی معدن یک برج اب یا منبع اب یا دستگاهی خنک کننده که با اب کار میکرده در دهه 70 در قسمت پایینی فلای تراپ وجود داشته است که برای این ازمایشات از ان استفاده می شده است . اما این نظر اقای ویتکوفسکی بوده است . به نظر من این مطلب که یک پروژه فوق سری در روی زمین در فضای ازاد باشد و مورد ازمایش قرار گیرد معقول به نظر نمی رسد . چرا ؟ چون اولا جنگ بود و چرا میبایست این ناقوس در هوای ازاد و در معرض بمباران مدام دشمن قرار میگرفت ؟ ثانیا نازیها انقدر احمق نبودند که پروژه فوق سری خود را در معرض دید دشمن قرار دهند مگر اینکه دلیل خاصی داشته باشد ؟ ثالثا بر اساس گفته ایگور اگر این ناقوس بصورت زنجیر شده در فلای تراپ ازمایش شده است تا از پرواز ان جلوگیری شود چرا این کار در درون معدن انجام نشده است ؟ البته شاید به علت وجود تشعشعات فراوان و مضر امکان ازمایش در محیط سر بسته نبوده است . در کتاب ایگور هیچ اشاره ای به پرواز ازمایشی نشده است . واقعا این ناقوس چه بود : یک محرک ضد جاذبه زمین . یک ماشین زمان . یک هواپیمای نظامی .یا ......... این سوال را کسی نمی تواند به درستی پاسخ دهد اما اولین چیزی که از همه اشکار تر است این است که هنگام را اندازی این ناقوس فسمت بالایی و پایینی ان در خلاف جهت یکدیگر می چرخیدند و دستگاه شروع به برخاستن از زمین می کرد . همچنین به این موضوع هم اشاره شده است که احتمالا افرادی هنگام کار با این دستگاه و ازمایشات زندگی خود را از دست داده اند . بر سر ناقوس چه امد ؟ پاسخ به این سوال نیز تقریبا مشکل است زیرا ما در این مورد به اسناد کمی دسترسی داریم اما در هر صورت دیگر در لهستان نیست . بر اساس نظر ویتکوفسکی که به مدارک ک. گ. ب. دسترسی داشته است روسها بر این عقیده اند که امریکاییها ان را با خود برده اند . جالبتر اینکه در ککسبورگ امریکا در سال 1965یک بشقاب پرنده یا سفینه فضایی که کاملا شبیه به ناقوس بود سقوط کرد که سریعا توسط ارتش امریکا مخفی گردید . بر روی قسمت پایینی این بشقاب پرنده نیز نوشته های وجود داشته است . ایا این بشقاب پرنده همان ناقوس بوده است ؟ ایا امریکاییها ان را به پرواز در اورده اند ؟ یا ماهواره ای بوده که در انجا سقوط کرده است طبق گفته امریکاییها . در حادثه ککسبورگ بسیاری از سوالات بی پاسخ مانده است . در موقع سقوط نه تنها صدها سرباز مستقر در شهر را تا صبح به حالت اماده باش و بیدار نگهداشتند بلکه ساکنین نیز دیده بودند که کامیونهایی بین محل حادثه و شهر ترد د میکردند . . ارتش امریکا بطور رسمی اعلام کرد که چیز مهمی در این حادثه یافت نشده است . ناسا از یک ماهواره روسی صحبت میکرد و نیروی هوایی از یک دستگاه هواشناسی صحبت میکرد و ..... جالبترین مورد این است که ارتش امریکا یک رو بعد از این حادثه مقادیر زیادی کاشی سرامیکی سفارش داده بوده است . شاید بخاطر اینکه دستگاهی را عایق کنند .


ناقوس فقط در حالت استن بای بدون خطر می باشد . از طرف اقای اتو سرنی دانشمند المانی دوران نازی پس از جنگ جهانی پس از شرکت در عملیات پیپر کلیپ پرونده سازی اطلاعات در برنامه موشکی ناسا پذیرفته شد . حال این سوال مطرح است که چرا این موضوع تازه پس از اینکه اقای ایگور ویتکوفسکی کتاب خود تحت عنوان اسلحه عجیب را منتشر کرد به میان امد و در مورد ان بحث شد ؟ شاید این یک پولسازی حرفهای باشد چراکه او هیچ گاه کپی اسناد ک. گ. ب. را منتشر نکرد و از طرف دیگر مگر ک. گ. ب. اطلاعاتی را با میل در اختیار کسی میگذارد . . از طرف دیگر اگر این پرونده کاملا خاص نبود پس چرا حدود 60 دانشمند این پروژه تیر باران شدند ؟ روسها اظهار می کنند که امریکاییها اولین کسانی بودند که در اتمام جنگ قبل از دیگران در معدن حاضر لهستان حاظر بودند . لازم به ذکر است که در طول جنگ جهانی دوم اطراف انجا تحت کنترل شدید و مدام نظامی بود.
http://www.paraportal. de - Die UFOs der Nazis – ufo und AuBerirdische - Dean Winchester ......... 11 februar 2010——– khorshad
هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد
     
#98 | Posted: 5 Dec 2016 15:32




برای بسیاری اعتماد به وکلا کار نسبتا سختی است، اما به وکیلی که ادعا می کند هنگامی که پسر بچه ای بیش نبوده ، بخشی از برنامه ی سری دولت در سفر زمان بوده چطور؟

از سال ۲۰۰۴ وکیلی در سیاتل بنام Andrew Basiago( اندرو دی باشاگو) مدعی این هست که از ۷ تا ۱۲ سالگی در پروژه ی سری دولت آمریکا به نام Pegasus (همان اسب بالدار افسانه ای) شرکت کرده است، پروژه ای که تحت نظر سازمان پروژه های تحقیقاتی پیشرفته وزارت دفاع بر پدیده های Teleportation یا همان دورنوردی [مفهومی است که به جابه‌جایی ماده در فضای غیرمادی اشاره می‌کند. به عبارت بهتر انتقال یک ماده بدون عبور از فضای فیزیکی از یک نقطه به نقطه دیگر است] و همچنین سفر در زمان، آزمایشات و تحقیقاتی را انجام می داده است.
اندرو باسیاگو به نشریه ی هافینگتن پست می گوید: آنها کودکان و همچنین بزرگسالان را تمرین می داده اند تا از تاثیرات فیزیکی و روانی که سفر در زمان بر آنها می گذارد آگاه شوند، همچنین کودکان این برتری را نسبت به بزرگسالان داشتند که راحت تر بر کشش و فشار حاصل از "سفر بین گذشته و آینده" فائق آیند.
به سادگی متقاعد نمی شوید؟ شما تنها نیستید، فیزیکدان هنگ کنگی Shengwang Du سال گذشته مقاله ای را مبنی بر غیر ممکن بودن سفر در زمان در لس آنجلس تایمز منتشر کرد، چرا که هیچ چیز سریع تر از نور حرکت نمی کند. با این وجود ادعای باسیاگو ازحمایت Alfred Webre برخوردار است، webre وکیلی است متخصص در "Exopolitics" یا همان (نتایج و عواقب سیاسی پیرامون حضور فرا زمینیان بر روی زمین).
آلفرد وبر می گوید در حدود ۴۰ سال است که این مسئله وجود دارد اما بجای بهره برداری از این پدیده در جهت خدمت به بشر ، وزارت دفاع آن را تحت انحصار خود در آورده است. دورنوردی روشی است کم هزینه و بدون هیچ ضرری برای محیط زیست که می توان از آن برای جابجایی کالا و اشخاص استفاده کرد. به گفته وی دونالد رامسفلد وزیر دفاع پیشین آمریکا برای فرستادن نیروی نظامی به میدان نبرد از آن استفاده کرده است.
باسیاگو مدعی است که ۸ تکنولوژی متفاوت سفر در زمان را در آن دوران تجربه کرده است، وی می گوید که تکنولوژیی که از طریق آن در زمان سفر می کرده اند، بر پایه ی مقالات علمی و تکنیکی است که دولت آمریکا در منزل نیکلا تسلا (مهندس برق و مکانیک) بعد از مرگش در ۱۹۴۳در نیویورک پیدا می کند.
به گفته باسیاگو دستگاهی متشکل از دو میله ی خاکستری بیضوی به طولی در حدود ۲٫۵ متر و به فاصله ۳ متر جدا از یکدیگر، و در بین آن یک پرده با نوعی نور سوسو کننده که به گفته ی تسلا "انرژی تابان" را منتشر می کرد.
انرژی تابان نوعی از انرژی است که تسلا کشف کرد، که در همه جای جهان هستی وجود دارد و در میان ویژگی های خود، توانایی شکست مکان -زمان را نیز دارد ، افراد شرکت کننده در این پروژه از میان این "انرژی تابان" به یک تونل که نقش درگاه را داشت می پریدند، و وقتی که تونل بسته می شد ما خود را در مقصد مورد نظر می یافتیم. افراد معمولا این حس را داشتند که با سرعت بسیار زیادی در حرکت هستند یا اصلا هیچگونه حس جابجایی نداشتند، همچنان که جهان حول نقطه ای که آنها حضور داشتند می پیچید.
باسیاگو مدعی می شود که در ۱۹۷۲ از طریق نوعی اتاق پلاسمایی واقع در هانوفر شرقی در نیوجرسی به گذشته رفته است، و تصویرش در عکس آبراهام لینکلن در گتیسبورگ در ۱۸۶۳ دیده می شود.
"من لباس پیش آهنگان شیپور زنی آن دوران را پوشیده ام ، و در محوطه سخن رانی گتیسبورگ خیلی جلب توجه کردم، و کفش های مردان خیابانی بزرگتر از سایزم را پوشیده ام، محوطه دایس را ترک کردم و حدود ۱۰۰ قدم دور شدم، جایی در گیتسبورگ که از من عکس گرفته شد.(پسر بچه سمت چپ در عکس) بعلاوه وی ۵، ۶ بار در شب قتل لینکلن به سالن تئاتر فورد رفت، اگرچه شاهد قتل لینکلن نبود، ولی می گوید وقتی در سالن تئاتر بود صدای شلیک و همچنین صدای هیاهوی بعد از قتل را شنیده است.


باسیاگو می گوید هر کدام از این سفر ها به گذشته متفاوت بوده است، همانند اینکه آنها ما را به واقعیت های متناوب اندکی متفاوت در خطوط زمانی مجاور می فرستادند. "همچنانکه این سفر ها ادامه پیدا کرد، دو بار من مجددا به ابتدای سفر به گذشته برگشتم، به این معنی که مجددا به همان لحظه و به همان مکان در گتیسبورگ برگشتم" ، ولی از نقاط ابتدایی متفاوتی در زمان ، و این منجر شد به اینکه دو موجودیت از خود باسیاگو در یک زمان در ۱۸۶۵ در سالن تئاتر فورد حضور داشته باشد. بعد از بار اول از آن دو بار مواجهه با خودم بود که نگران این بودم که پوششم از بین برود، بر خلاف پرش اول به گتیسبورگ که در آن من نامه ای را به فرمانده ی ارشد نیروی دریایی Gideon Welles دادم تا در صورتی که من دستگیر شدم به من کمک کند هیچگونه توضیحی (مانند آن نامه) هنگامی که به سالن تئاتر فورد فرستاده شدم نداشتم.
و چگونه این مسافرین زمان به لحظه ی حال بر می گشتند؟ طبق صحبت های باسیاگو نوعی تکنولوژی هولوگرافیکی به آنان اجازه می داد تا هم به گونه ای مجازی و هم فیزیکی به زمان حال برگردند. " اگر برای ۱۵ دقیقه یا کمتر در هولوگرام قرار می گرفتیم، هولوگرام فرو میپاشید و بعد از ۶۰ ثانیه ایستادن در میدان ذرات فوق باردار، مجددا به زمان حال بر می گشتیم.
وی می گوید این تکنولوژی فقط باید برای دورنوردی در زمان حقیقی استفاده شود و در غیر این صورت بسیار پر درد سر خواهد بود.
باسیاگو و آلفرد وبر اخیرا سمیناری را در ونکوور برگذار کردند که بر الزام و اهمیت افشاء و بکارگیری این تکنولوژی تمرکز میکرد، وبر می گوید این تکنولوژی باید در هر شهری نصب شود تا بواسطه آن کالا و افراد نه در زمان بلکه در حوزه ی مکان براحتی جابجا شوند، و این می تواند فضای شهری بسیار زیادی را که توسط فرودگاه ها و ایستگاه های قطار و ... اشغال شده است را آزاد کند.
تمام این موضوع بسیار خارق العاده است، البته اگر درست باشد، اما متخصصینی مانند سرهنگ بازنشسته ی ارتش John Alexander ، مدیر پیشین دفترمفاهیم سیستم های پیشرفته، تحت فرماندهی آزمایشگاه ارتش آمریکا، با شک به این موضوع می نگرد، وی به هافینگتن پست می گوید "اگر این شدنی بود، حتی اگر شخصی فقط یک ثانیه می توانست به آینده برود، ما اکنون جهان را در تصاحب خود داشتیم، "کامپیوتر هایی در بورس وال استریت وجود دارند که مزیت های شگرفی ایجاد می کنند"
به گفته ی باسیاگو در حدود ۱۰۰ نفر بر روی این پروژه کار کرده بودند، الکساندر می گوید که شک دارد که این تعداد زیاد راز را برای بیشتر ۴۰ دقیقه نگه دارند، چه برسد به ۴۰ سال. " در واشنگتن گفته ای وجود دارد، که می گوید وقتی یک چیز را ۲ نفر می دانند، آن دیگر راز نیست، اگر از این تکنولوژی توسط وزارت دفاع استفاده شد، چگونه است که سلاح های کشتار جمعی در عراق را از دست دادیم؟ یا سقوط شاه ایران را؟
باسیاگو می گوید لفاظی های الکساندر توسط تناقض های زنجیره ی زمان-مکان یا همان (time-space continuum) پاسخ داده می شود.
" من فقط میدانم که چگونه تکنولوژی سفر در زمان طی دوره ای که من درگیر پروژه پگاسوس بودم استفاده شد، این محتمل است که نوعی هوش از پیش نشان داد که عراق سلاح کشتار جمعی دارد، اما نیروی نظامی ما به آنجا رفت و قبل از اینکه صدام از آنها استفاده کند وی را سرنگون ساخت."
منبع :هافینگتن پست
http://www.huffingtonpost.com/2012/04/28/andrew-basiago-seattle-attorney-time-travels_n_1438216.html


     
#99 | Posted: 5 Dec 2016 15:48
حقیقتی که دانشمندان پنهان می کنند: تشابهات دو فرهنگ در دو سوی اقیانوس
تشابهات تمدنهای مایا و بالی
ترجمه آزاد ازنوشته ریچارد کاسارو
یکی از معماهای بزرگ باستان شناسی و یکی از حقایقی که به عمد پنهان شده است شباهتهای بین دو فرهنگ باستانی است که در دو سوی اقیانوس آرام قرار دارند: مایاهای باستان در یک سو و ساکنین باستانی بالی در سوی دیگر. شباهت اسرارآمیز بین معماری, سمبلها و مذهب این دو قرهنگ چنان چشمگیر است که به نظر میرسد دو فرزند یک والد بوده باشند. با این وجود این شباهت عجیب نه تنها توسط دانشمندان آمریکایی مورد بررسی قرار نگرفته بلکه حقایق حربوط به آن نیز پنهان شده است.



اگر میپرسید باستان شناسی چه ارتباطی با سیاست دارد پاسخ شما این است: ارتباط همه جانبه.
گروهی پر قدرت وثروتمند متشکل از چندین دسته شرکتهای بزرگ صاحب نفوذ حقایق تاریخی و معنوی مربوط به گذشته تاریخی ما را با موفقیت از ما پنهان کرده اند. هدف این گروه در کنترل داشتن یک سیستم سری اقتصاد جهانی و تسلط و ستم سیاسی است که پدرانشان بیش از یک قرن پیش به دست آوردند. کسانی که توسط رهبران صاحب نفوذ آمریکا دولت سری نامیده شده اند.
این گروه واقعیت وجود تمدنی بسیار پیشرفته به نام «عصر طلایی» را بر روی زمین و پیش از تاریخ پنهان میکند. عصر طلایی به ناگهان به پایان رسید اما حکمت معنوی پیشرفته خود را بر روی زمین به جا گذاشت. این حکمت بعدها به تمدنهایی که امروز به عنوان تمدنهای اولیه شناخته میشوند به میراث رسید. این تمدنها همه فرزندان عصر طلایی بودند.
این تمدنها دین فراگیر را از طریقی که امروزه به آن نام توهین آمیز هایپر دیفیوژنیسم hyperdiffusionism داده شده آموختند. این نام که اخیرا توسط رسانه های بزرگ و دانشمندان ساخته شده این طور تعریف شده است:
فرضیه ای که همه فرهنگها را منشعب از یک فرهنگ به نام عصر طلایی میداند. پیروان این نظریه نمیپذیرند که پیشرفت و اختراعات بزرگ و با اهمیت در طول تاریخ به صورت مستقل و موازی در جهان پدید آمده است. آنها مدعیند که همه فرهنگها در ریشه به یک فرهنگ واحد میرسند. (تعریف استخراج شده از ویکیپدیا)
این گروه صاحب قدرت با تقبیح و خار شمردن هر مطالعه و تحقیقی که به هر نحو میتواند به هایپر دیفیوژنیسم مرتبط شود- هر چند این روش تحقیق در قرنهای پیش بسیار رایج بوده و در آن زمان عصر طلایی به نام آتلانتیس شناخته میشده- این آیین جهانی را خارج از دسترس ما قرار داده اند. به این طریق موفق شده اند ما را از دسترسی عمیق به این خرد قدرت بخش که میتواند همه پیش فرضهای بشریت را تکان دهد بازدارند و به یکه تازی در عرصه قدرت جهانی ادامه دهند.
این مقاله بر آن است که نگاهی تازه به فرهنگ باستانی مایاها که در یوکاتان در جنوب شرقی مکزیک میزیستند و شباهتهای آن به فرهنگ باستانیی که در گوشه دیگری از جهان مستقر بوده, فرهنگ بالی باستان در جزیره کوچک بالی در اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا داشته باشد. آنچه خواهید دید شواهدی از آیین جهانی عصر طلایی است که در دو سوی اقیانوس آرام به جا مانده است.
دانشمندان میگویند مایاها و اهالی بالی هرگز در تماس نبوده اند زیرا گذر از اقیانوس آرام برایشان ناممکن بوده است. با این حال توضیحی برای شباهتهایی ندارند که دوازده مورد آن در زیر می‌آید.

یک- اهرام پلکانی با معبد بر فرازشان


بالی (چپ)- معبد بساکی یا پورا بساکی Pura Besakih مهمترین و مقدس ترین معبد بالی است . این معبد شامل تراسهای پلکانی است.
مایا (راست)- معبد پلکانی کشیش بزرگ یا اوسواری Ossuary چهار ضلع و پلکانی در هر ضلع دارد. دو طرف پلکان مارهای پرداری کنده کاری شده اند. ستونهایی که به این معبد منتسب میشوند نیز به شکل مارهای پردار تولتک و انسان هستند.

دو- اژدهای دوگانه /نرده های مار شکل

بالی (چپ)-آخرین طبقه معبد بساکی به نام پلکان خدا شناخته میشود و از دو مار/اژدها ساخته شده که در تمام طول پله کشیده شده اند و با دهان باز در پایین پلکان قرار گرفته اند.
مایا (راست)- مارهای پردار که با دهانی باز در طول پلکان معبد ال کاستیو El Castillo کشیده شده اند. هنگام اعتدال بهاره و پاییزه خورشید اواخر بعد از ظهر به گوشه شمال غربی معبد میتابد و سایه های مثلث شکلی روی پلکان و نرده های شمال غربی ایجاد میکند و باعث میشود مانند مارهای پرداری که به طرف پایین معبد میخزند به چشم آیند.

سه- طاق مقدس

این نوع طاق سنگ کلید در میان ندارد (سنگی که در طاقهای اروپایی دیده میشود و در بالاترین نقطه طاق و در میان آن قرار داده میشود تا وزن طاق را تحمل کند). مایا شناس معروف قرن نوزدهم, آگوستوس لو پلونژان Augustus Le Plongen که به دلیل اعتقاد به وجود تمدن باستانی مادر همه تمدنهای بزرگ زمین بی اعتبار خوانده میشود گسترگی این نوع طاق در تمام جهان را شاهد محکمی بر نظریه اش میداند.
نقل از کتاب آگوستوس لو پلانژان: از دست رفتن اعتبار باستان شناسی – نوشته لارنس جی دزموند:
«... آگوستوس لو پلونژان, پیشگام مایاشناسی و اولین کسی که اسناد تصویری دقیق و منظم از سایتهای باستانی یوکاتان تهیه کرد... طاقهای بدون سنگ کلید مایایی را نشانه ای از همریشه بودن فرهنگها میدانست... او عقیده داشت طاقها با نسبت 3.5.7 ساخته شده اند که به نظر او اعداد مورد کاربرد معماران باستانی بوده است... وی همین نسبتها را در مقابر اتروسکی, مجسمه های یونان باستان و بخشهایی از اهرام مصر یافته بود...
در نوشته هایش به خصوص در کتاب «ریشه های مصریان» که پس از مرگش در سال 1913 منتشر شده او مصر و مایای باستان و معاصر را از دیدگاه مردم شناسی, زبان شناسی, سمبلها و آیینهای دینی مورد مقایسه قرار داده است... روش مطالعه او صحیح بوده است و مشاهدات و تشبیهات جالبی نیز به دست آورده است...»
چهار- خدایان ترسناک در ورودی معابد

بالی (چپ)-به صورت, دست راست, دست چپ و پای چپ دقت کنید. مشعلی به دست چپ, دندانها و دندانهای نیش بزرگ, موی بلند, ریش و حالت صورت ترسناکی دارد. پای چپش رو به بیرون و دست راستش با مشت بسته روی سینه قرار دارد.
مایا (راست)- میمون غران خداییست که در فرهنگ مایا حافظ و حامی هنرمندان مخصوصا مجسمه سازان و خطاطان است. به شباهت حالات دو مجسمه توجه کنید.
پنج- مارهای سنگی

بالی (چپ)-مارهای سنگی بالی از ساختمان معبد رو به بیرون تراشیده شده اند. مار یکی از قدیمی ترین سمبلهای اساطیری است که با گستردگی بسیاری در سطح جهان به کار رفته است. مار سمبل باروری و نیروهای خلاق حیات است. پوست انداختن مار سمبل تولد دوباره, تغییر شکل, نامیرایی و درمانگری است.
مایا (راست)- مارها در فرهنگ مایایی سمبل تولد دوباره بودند. مایاها در هنگام انجام مراسم آیینی با اجداد خود ارتباط برقرار میکردند. در آین آیینها تصاویر مارهای بزرگی را میدیدن که دروازه ورود به قلمرو روح بود. حضور و ورود اجدادشان را به شکل بیرون آمدن از دهان مار تصویر کرده اند.

شش- انرژی معنوی که حالت دستها نشان از مهار آن دارد

بالی (چپ)-به حالت دستهای آسینتیا, خدای بزرگ مذهب باستانی بالی, (مجسمه آسینتیا در موزه بالی) مطابق با وضعیت دستها در یوگا دقت کنید. وضعیت دست در یوگا همچنان که وضعیت بدن و چشمها یکی از جنبه های مهم یوگاست.
مایا (راست)- اعتقاد بر این است که این مجسمه پنجم دسامبر سال 711 برافراشته شده است. وضعیت دستها را با مجسمه آسینتیا مقایسه کنید. حالت انگشتها عموما برای آن است که از هدر رفتن پرانا از نوک انگشتان جلوگیری شود. حالتهای مختلفی برای به چسباندن انگشتها و در نتیجه ایجاد چرخه انرژی وجود دارد. این چرخه ها پرانا را در مسیرهای خاصی به جریان می اندازند تا بر ذهن و بدن اثرات خاصی وارد شود.

هفت- صورتهای ترسناک بر فراز درهایی که طاقهایشان به صورت پله ای فرو نشسته است

بالی (چپ)-در بالی درها و پنجره ها نقاط نفوذ ارواح خبیث و بخت بد بودند. عقب نشستگی پلکانی مانع این شیاطین به حساب می‌آمد . صورتهای ترسناک بر فراز درها برای ترساندن ودور کردن آنها تعبیه میشد.
مایا (راست)- بسیاری معتقدند مایا ها صورتکهایی از مارها و سایر موجودات میساختند.

هشت- خدایی به شکل فیل

بالی (چپ)-فیل در فرهنگ بالی ممکن است مربوط به قبل یا بعد از هندوئیسم باشد. لرد گانشا فیل-خدای هندوان است که سمبل خرد مطلق است و برطرف کننده موانع و هدیه دهنده ثروت. این خدا هوش فیل و انسان را یکجا دارد.
مایا (راست)- فیل در هنر آمریکای باستان به وفور به چشم میخورد و این کمی اسرار آمیز است. فیلها 10 هزار سال قبل و در پایان عصر یخبندان در این منطقه از جهان از بین رفتند. دانشمندان گذشته که به فرضیه دیفیوژنیستی معتقد بودند دلیل وجود فیل در هنر این منطقه را این میدانستند که مایاها بازماندگان جهان قدیمی تر بودند و یا اینکه توانسته بودند به سوی دیگر جهان سفر کنند و فیلها را ببینند. شاید هم فرهنگهای این منطقه بسیار قدیمی تر از چیزی هستند که دانش امروز ادعا میکند. جراح و چین شناس بریتانیایی, پرسوال یتز W. Perceval Yetts (1878-1957) مینویسد:
«در سال 1813مبدا مورد تایید تمدن مایا مورد تردید قرار گرفت و پروفسور آناتومیست جی الیوت اسمیت مباحث قدیمی درباره ارتباط تمدن مایا به جهان قدیم را دوباره به جریان انداخت. او تصاویر و سمبلهایی از هنر مایا را که از جهان قدیم منشا گرفته بود روی تخته سنگهای کنده کاری شده یافت...این تصاویر به شکل سر فیل بودند, به شکل فیلهایی که خدایان هندیان بودند.»

نه- ورودی معابد به شکل دهان هیولا

«نما و بدنه ساختمانهای مایایی صحنه اجرای مناسک آیینی و حاوی معانی مهم سمبلیک و سیاسی بودند... یکی از این صحنه آراییها پذیرفتن نمای ساختمان به عنوان هیولا و ورودی به عنوان دهان هیولا بود... همانطور که در هرم «جادوگر» در اوکسمال Uxmal ... مردمی که به چنین ساختمانی وارد می شدند به نظر افرادی میرسیدند که به دهان هیولا قدم میگذارند.
منبع: نمادشناسی نمای ساختمانهای مایایی در دوران کلاسیک متاخر نوشته لیندا شل»

ده- نماد صلیب چاکانا

بالی (چپ)- دانشمندان اغلب اهمیت سمبل رازآمیز و معنوی چاکانا را نادیده گرفته اند. چاکانا یک سمبل اینکایی و ماقبل اینکایی است, صلیب اینکا. چاکانا در اسطیر اینکایی معادل چیزی است که در سایر فرهنگها به نام درخت زندگی شناخته میشود. این سمبل متشکل از یک صلیب سه طبقه است با اشاره هر بال به یکی از جهات اصلی و قرار گرفته در قابی مربع شکل.
مایا (راست)- چاکانا با شکلی مشابه در ابنیه مایایی دیده میشود. این صلیب روی هر بال سه پله دارد, چهار جهت اصلی را نشان میدهد و مربعی را دربر گرفته است.

یازده- چشم سوم میان چشمها و روی پیشانی

این نماد در مجسمه ها و سردیس های هر دو فرهنگ دیده میشود.

دوازده- معابدی با درهای سه گانه و تاکید بر درب میانی

درهای سه گانه و تاکید بر درب میانی سمبلی از دو چشم سر و چشم سوم است

     
#100 | Posted: 5 Feb 2017 01:23
عالیه
چرامدتهاست پست جدیدی نمیگذارید؟

برای همیشه و بدون هیچ بخشش این کاربر بن شده است
پرنسس
     
صفحه  صفحه 10 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / عجایب و ماورایی ها بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites