تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

مقالات شیمی

صفحه  صفحه 6 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »  
#51 | Posted: 12 Sep 2013 18:02
ازمايشهای پتاسيومتری2

آزمايش 2
تيتراسيون پتانسيومتری در واکنشهای رسوبی:
وسايل مورد نياز
پتانسيومتر- بشر 250- استوانه مدرج 100- بورت و پي پت- بهم زن مغناطيسي-
محلولهاي مورد نياز:
اسيد نيتريک 6 مولار- نيترات نقره1/0 مولار- آمونياک 1:1
روش کار :
الف: سنجش يون
از محلول را بداشته در بالن ژوژه 100 به حجم برسانيد.
از محلول به حجم رساندة فوق را بداخل يک بشر منتقل کنيد و سپس 1 الي 2 ميليليتر اسيد نيتريک 6 مولار به آن بيفزائيد. آب مقطر را به مقداري که الکترودها داخل محلول قرار گيرد به بشر اضافه کنيد بشر را روي هم زن مغناطيسی قرار داده و سپس توسط نيترات نقرة 1/0 مولار تيتر نمائيد. در ابتدا حجم ها را يک ميليتر 1 اضافه کنيد. به محض مشاهدة تغييرات شديد پتانسيل نسبت به حجم اضافه شده نيترات نقره را در حجم هاي 1/0-1/0 ميليتري اضافه نمائيد.
پس از کاهش تغييرات مجدداً در حجم هاي 1-1تيتر نمائيد.
* از روي رسم منحنی پتانسيل نسبت به حجم مصرفی نيترات نقره مقدار گرم درصد يون را محاسبه و گزارش نمائيد. و در ادامه منحني تغييرات نسبت به را رسم نمائيد.
ب- سنجش مخلوط يونهاي و
از محلول داده شده شامل و را برداشته و در بالن ژوژه 100به حجم برسانيد. از محلول بحجم رساندة فوق را به داخل بشر انتقال دهيد.
و بر روي آن 2-1 اسيد نيتريک 6 مولار اضافه نموده و سپس به مقداري که الکترودها داخل محلول قرار گيرد به بشر آب مقطر اضافه نمائيد. مگنت را داخل بشر انداخته و بشر را روي هم زن مغناطيسي بگذاريد دقت نمائيد که الکترودها*** به جدار بشر ونيز با مگنت تماس نداشته باشد.
آنگاه محلول فوق را توسط نيترات نقره 1/0 مولار داخل بورت تيتر نمائيد.
حجم هاي اضافه شدة اوليه 1-1 باشد تا به محض مشاهدة تغييرات شديد پتانسيل نسبت به حجم اضافه شده که آنگاه حجم ها را بصورت 1/0- 1/0 اضافه کنيد.
پس از کاهش تغييرات مجدداً حجم ها را 1-1 بيفزايد.
* از روي رسم منحني تغييرات پتانسيل نسبت به حجم مصرفی نيترات نقره مقدار گرم درصد هر يک از يونهاي و را محاسبه و گزارش کنيد. منحني تغييرات نسبت به را نيز نمائيد.
ج:آزمايش قسمت ب را تکرار کنيد ، با اين تفاوت که در ابتدا حدود محلول آمونياک 1:1 را به بشر اضافه کنيد(چرا؟)
سپس تيتراسيون را تا نقطة اکي والان اول انجام دهيد.
پس از مشاهدة نقطة اکي والان اول محلول داخل بشر را توسط اسيد نيتريک 6 مولار اسيدي کيند .
آنگاه آزمايش را ادامه دهيد.
* براي اين آزمايش نيز منحني هاي پتانسيل نسبت به حجم نيترات نقره اضافه شده و نسبت به را نيز رسم نمائيد.
تيتراسيونهای phمتری:
آزمايش اول:
سنجش محلول سود توسط اسيد کلريدريک 1/0 نرمال (اسيد باز قوي
وسايل مورد نياز:
phمتر با الکترودهاي شيشه اي و کالومل اشباع و يا الکترود الحاقی- بهم زن مغناطيسي- بورت پايه- بشر 250- بالن ژوزظ و - پي پت.
محلولهاي مورد نياز:
محلول مجهول هيدروکسيد سديم که از مسئول آزمايشگاه تحويل مي گيريد.
محلول 1/0 نرمال که 250 ميليليتر آن را از محلول غليظ تهيه مي نمائيد.
روش کار:
1- دستگاه متر را به برق متصل نموده
2- طبق روش گفته شده در صفحات قبل آنرا با محلول بافر استاندارد کنيد.
3- نمونه مجهول را تحويل گرفته در بالن ژوژه به حجم رسانده و همو ژنه کنيد.
4- 25 از محلول بحجم رسانده را بهمراه 150 آب مقط به داخل يک بشر منتقل نمائيد. مگنت را داخل بشر انداخته و بشر را به روي هم زن مغناطيسي قرار دهيد.
5- الکترود الحاقي (شيشه اي) و يا الکترودها را خيلي با دقت در بشر محتوي مجهول قرار دهيد، بطوريکه تا حدود نصف ارتفاع الکترودها در داخل محلول باشد و در عين حال به جداره بشر تماس پيدا نکند.
6- عمل تيتراسيون را توسط يکدهم نرمال تهيه شده توسط خودتان که مثلاً در بورت پر شده در فواصل نيم ميليليتر به 5/0 ميليليتر ادامه دهيد و تا زمانيکه تغييرات سريع می گردد همچنان ادامه دهيد و از لحظه سريع شدن تغييرات در فواصل 2/0 ميلي ليتر به 2/0 ميلي ليتر ادامه دهيد تا مجدداً تغييرات آهسته گردد که باز در فواصل نيم ميلي ليتر عمل تيتراسيون را انجام دهيد. به هنگام تيتراسيون يک باز قوي توسط اسيد قوي و يا برعکس تغييرات بصورت يک مي باشد.
7- در يک کاغذ ميليمتري تغييرات را برحسب ميلي ليتر محلول اضافه شده رسم کنيد از روي منحني نقطه انتهايي ، غلظت، فاکتور نمونه را حساب کنيد.
8- منحني را برحسب رسم کنيد.

محاسبه:
در يک کاغذ ميليمتری تغييرات را بر حسب ميلي ليتر اسيد افزوده شده رسم کنيد شکل زير يک نمونه از منحنی خنثي شدن را نشان ميدهد، براي تعيين نقطه خنثي شدن معمولاً دو خط به قسمت انحناي منحني بصورت مماس رسم کرده، اين دو خط با هم موازي هستند، سپس خطي که از وسط خط عمود و موازي با دو خط مماس رسم شود، منحني خنثي شدن را در نقطه اي قطع مي کند، اين نقطه، نقطه خنثي شدن خواهد بود. از نقطه خنثي شدن خط به موازات محور مختصات رسم کنيد تا محور ميلي ليتر اسيد را در نقطه اي قطع نمايد. فاصله اين نقطه تا مبدأ ميلي ليتر اسيد لازم براي خنثي نمودن محلول سود را نشان ميدهد. با استفاده از رابطه نرماليته محلول سود اوليه را تعيين نمائيد. با مشخص بودن اوليه محلول سود نيز مي توان نرماليته محلول سود را تعيين نموده
     
#52 | Posted: 12 Sep 2013 18:03
ازمايشهای پتاسيومتری1

اندازه گيري توسط دي کرومات پتاسيم
وسايل مورد نياز :
1) پتانسيو متر مجهز به الکترودپلاتين و کالومل
2) بشر 250ميلي ليتري
3) استوانه مدرج 100 ميلي ليتري
4) بهم زن مغناطيسي و پي پت
محلولهاي مورد نياز:
محلول استاندارد پتاسيم دي کرومات 02/0 مولار cc100
محلول 5/2 مولار و اسيد سولفوريک 100ميلي ليتر
محلول اسيد فسفريک غليظ
روش کار:
مجهول داده شده شامل فروآمونيوم سولفات را به حجم مي رسانيم سپس توسط پي پت ژوژه 25 آنرا داخل بشر 250 ریخته و به آن حدود 25 اسيد سولفوريک 5/2 مولار توسط مزول بيفزائيد تا حجم حدود 150 با آب مقطر رقيق کنيد.
الکترودهاي کالومل و پلاتين را داخل محلول قرار داده و پس از بهم زدن توسط محلول دي کرومات پتاسيم 2% مولار بسنجيد.
افزودن دي کرومات در ابتدا در حجم هاي يک ميليمتري انجام داده و به محض شروع تغييرات قابل توجه در پتانسيل تيتراسيون را در حجم هاي 1/0 ميليمتري تا بعد از نقطة اکي والان ادامه دهيد.
سپس حدود 5 ديگر در حجم هاي 1 دي کرومات پتاسيم به محلول بيفزائيد.
* از روي رسم منحنی تغييرات پتانسيل به حجم مصرفی دي کرومات مقدار گرم درصد را محاسبه و گزارش نمائيد.
* منحني تغييرات نسبت به را نيز رسم نمائيد.
آزمايش فوق را تکرار کنيد، با اين تفاوت که علاوه بر اسيد سولفوريک حدود 5-4 اسيد فسفريک نيز به محلول بيفزائيد.
     
#53 | Posted: 12 Sep 2013 18:03
هدایت سنجی

یک محلول الکترولیتی حامل جریان الکتریسیته بوده و می توان قانون اهم را (E=IR) در مورد آن به کار برد . I شدت جریان عبور کرده از محلول بر حسب آمپر ، E اختلاف پتانسیل اعمال شده بر حسب ولت و و R مقاومت محلول بر حسب اهم می باشد . هدایت (conductance)محلول ، معکوس مقاومت محلول تعریف شده و با علامت c نشان داده می شود .C = 1/R
هدایت محلول بستگی به ابعاد الکترود هایی داردکه جریان الکتریسیته از آن عبور می کند هدایت محلول متناسب با معکوس فاصله بین دو الکترود (L ) و هم چنین متناسب با مساحت سطح مقطع الکترود(A)می باشد .C = K A/L
ثابت K هدایت مخصوص (specificconductance ) نامیده می شود و واحد آن ) ohm-1 (cm-1 می باشد . نسبتl/A که اندازه ای از ابعاد سل محتوی الکترولیت می باشد ، ثابت سل نامیده می شود و با علامت θ نشان داده می شود : = L/Aθ
بدیهی است که ثابت θ می تواند cm-1 باشد . معادله C = K A/L می تواند به صورت زیر بازنویسی شود : C = K / θ
به عبارت دیگر حاصل ضرب هدایت محلول در ثابت سل ، هدایت مخصوص محلول را می دهد .
همانطور که میدانیم یونهای موجود در هر محلول سبب هدایت جریان الکتریسیته توسط آن محلول می شوند و چون یونهای مختلف از نظر قابلیت هدایت جریان الکتریسیته با هم اختلاف دارند باید کمیتی برای جریان الکتریسیته در نظر گرفت تا بر میبنای آن بتوان قابلیت هدایت یونها ی مختلف را با هم مقایسه کرد و نسبت به هم سنجید .
کمیت انتخاب شده برای این منظور را به نام هدایت اکی والان نامیده و با λ نمایش می دهند . می توان آنرا به صورت زیر تعریف نمود :
هدایت اکی والان یک یون ، عبارت است از هدایت حجمی از محلول که شامل یک اکی والان گرم از آن یون ، به شرط آنکه این حجم بین دو الکترود موازی که فاصله آنها از هم برابر یک سانتی متر و سطح هر یک از آنها از نظر عددی برابر حجم محلول بر حسب میلی لیتر باشد واقع شود .
باید توجه داشت که در محلول یک الکترولیت بیش از یک یون وجود دارد و به همین دلیل کمیتی که به عنوان مرجع برای سنجش قابلیت هدایت محلول یک الکترولیت در نظر میگیرند هدایت اکی والان محلول آن الکترولیت است که با0 Λ نمایش داده شده و به صورت زیر تعریف می شود :
چنانچه محلولی شامل یک اکی والان گرم از یک الکترولیت بوده و حجم آن به اندازه ای باشد که سبب رقت زیاد و در نتیجه تفکیک کامل الکترولیت شود ، در این صورت هدایت مربوط به این حجم محلول هدایت ای والان آن است . به شرطی که حجم فوق بین دو الکترود موازی به فاصله یک سانتی متر و سطح مساوی با مقدار حجم ( عددی ) محلول واقع شود .
از آنجایی که قابلیت هدایت یک خاصیت جمعی است باید هدایت اکی والان یک لیتر را برابر مجموع هدایت های اکی والان یونهای سازنده آن الکترولیت دانست . به عنوان نمونه در مورد الکترولیت AB می توان نوشت : BλΛο = λA +
قدرت هدایت یونها در یک اکی والان گرم از یک الکترولیت با کاهش غلظت الکترولیت ، زیاد می شود و به یک حدی در محلولهای خیلی رقیق می رسد . اینمقدار به عنوان هدایت اکی والان در رقت بی نهایت ، با علامت Λοو گاهی ∞Λ ، شناخته می شود . اندیس های ο و ∞ به ترتیب دلالت بر غلظت صفر و رقت بی نهایت محلول دارد . بر طبق قانون کوهلروش (kohlyauschs low ) ، مهاجرت یونها در محلول مستقل از یکدیگر بوده و می توان نوشت : BλΛο = λA +
سلول هدایت سنج :
آنچه به نام سلول همراه یک دستگاه هدایت سنج می باشد و به دستگاه وصل می شود ، تا با فرو بردن آن در محلول هدایت مخصوص را اندازه گیری کنید در واقع دو الکترود است . برای ثابت ماندن مقدار و شکل هندسی و حجمی از محلول که در آنها قرار می گیرد ، کارخانه های سازنده آنها را روی سطوح شیشه ای ثابت کرده و به صورت یک واحد در اختیار قرار می دهند .
حال اگر فاصله دو الکترود یک سلول برابر L سانتیمتر و سطح الکترود آن S سانتی متر مربع فرض شود ، هدایت مربوط به حجمی از محلول که در این سلول جای می گیرد ، به صورت زیر داده می شود :
نسبت S/L به نام ثابت سلول نامیده می شود و به علت ثابت بودن L و S مقداری است ثابت .
هدایت مخصوص محلول = ثابت سلول ×Kc
ثابت سلول از مشخصات آن سلول بوده و معمولا با ذکر ابعاد مربوط در روی آن نوشته شده است . چنانچه ثابت سلول را در دستگاه ذکر نکرده باشند ، می توان با استفاده از محلولی با هدایت مخصوص معلوم آن را تعیین کرد .
Kc یعنی هدایت مخصوص از مشخصات هر محلول است و عبارت است از هدایت مربوط به یک سانتی متر مکعب از آن محلول ، نه هدایت مربوط به حجمی از آن محلول که سلول را پر کرده است و به همین دلیل درجه بندی اغلب دستگاههای هدایت سنج با در نظر گرفتن سلولی که همراه دستگاه است و مورد استفاده قرار می گیرد ، تنظیم می شود تا ضمن اندازه گیری مستقیما هدایت مخصوص محلول مورد اندازه گیری روی صفحه دستگاه خوانده شود .
دستگاه هدایت سنجی که در این آمایش مورد استفاده قرار می گیرد به جای اهم با زیمنس درجه بندی شده
است .
K = زیمنس × Cm -1
اجزای زیمنس که در دستگاه درجه بندی شده اند عبارتند از :
میلی زیمنس mS = 10-3 S
میکرو زیمنسmμ = 10-6 S
در مورد الکترولیت های قوی تجربه نشان می دهد :
Λο=Λ∞-kc√c
که kc یک ثابت تجربی می باشد . شکل زیر بستگی هدایت اکی والان الکترولیت های مختلف را با جذز غلظت نشان می دهد .. براساس بستگی هدایت اکی والان با جذز غلظت ، مطابق شکل دو نوع الکترولیت قابل تشخیص می باشد : الکترولیت های قوی ، نظیر اغلب نمکها و اسید هایی همچون هیدروکلریک ، نیتریک و سولفات که دارای هدایت اکی والان بالا بوده و به ملایمت با افزایش رقت محلول زیاد می شود و الکترولیت های ضعیف نظیر اسید استیک و دیگر اسید های آلی و محلول آبی ، آمونیاک ، که دارای هدایت اکی والان خیلی کمتری در غلظت بالا می باشند ، لاکن مقدار آن با افزایش رقت محلول ، خیلی زیاد افزایش می یابد .
     
#54 | Posted: 12 Sep 2013 18:03
آزمایش تهیه کمپلکس کربناتو تترا امین کبالت3 نیترات

تهیه کمپلکس کربوناتو تترا آمین کبالت(III) نیترات

CO3(NH4)2 + Co(NO3)2 + NH3 + H2O2 → [Co(NH3)4CO3]NO3 + NH4OH + H2O

شرح آزمایش: 6.7 گرم کربنات آمونیوم را در 20 میلی لیتر آب مقطر حل کرده و به آن 20 میلی لیتر محلول آمونیاک غلیظ افزوده و حاصل را در حالی که هم می زنیم در محلولی از 5 گرم کبالت (II) نیترات در 15 میلی لیتر آب خالی می کنیم.

آنگاه 3 میلی لیتر آب اکسیژنه 30 درصد را به آرامی به آن بیفزایید و محلول بدست آمده را در یک بشر ریخته و در داخل هود روی شعله گاز 30 – 35 میلی لیتر تغلیظ می کنیم ( مواظب باشید که محلول نجوشد ) ضمن تبخیر 1.5 گرم آمونیوم کربنات را به آن اضافه می کنیم و حاصل را صاف می کنیم و محلول داغ صاف شده را در حمام آب یخ سرد می کنیم تا بلورهای قرمز کمپلکس تشکیل گردد. بلورها را به کمک صافی صاف می کنیم و آنها را با چند میلی لیتر آب و سپس اتانول شستشو می دهیم.

1- زیرا در صورتیکه مواد اولیه با هم مخلوط شوند و سپس آمونیاک اضافه شود، امکان انجام واکنش جانشینی ساده و نه تشکیل کمپلکس وجود دارد. در واقع زیاد ریختن آمونیاک به دلیل این است که NH4 یعنی یون آمونیوم در محیط با چیزی جایگزین نشود.
2- زیرا باعث تجزیه ی یون کربنات می شود.
3-در این مورد به کتاب آزمایشگاه شیمی معدنی مراجعه نمایید. من فکر می کنم دلیل این موضوع این است که برای پیشگیری از تجزیه ی آمونیوم کربنات، این ماده کم کم به محیط افزوده شود و همین طور که بتدریج افزوده می شود، مستقیم وارد واکنش تشکیل کمپلکس گردد.
برای اندازه گیری درصد یون کاتیون، می توان از دستگاه جذب اتمی استفاده نمود. روشهایی هم بر انجام آزمایش و نه استفاده از دستگاه وجود دارد که در کتاب تجزیه کمی و کیفی معدنی تالیف آقای وگل آمده و ترجمه شده ی ان نیز در بازار وجود دارد.
     
#55 | Posted: 12 Sep 2013 18:04
شناسایی فسفر در آب
حضور در آب و فاضلاب: فسفر در اکثر آبهای طبيعی و پسابها تقريبأ فقط به صورت فسفات وجو دارد. فسفاتها به سه شکل ارتوفسفاتها، پلی فسفاتها، (پيرو – متا و ديگر پلی فسفاتها) يا فسفات متراکم و فسفاتهای آلی در طبيعت وجود دارند که می توانند بصورت محلول، ذرات ريز و درشت يا در بدن موجودات آبزی يافت شوند. اشکال مختلف فسفاتها از منابع متعددی توليد می شوند. ميزان کمي از برخی پلی فسفاتها طی فرايند های تصفيه به آب افزوده می شوند. مقادير بيشتری از اين ترکيبات ممکن است هنگام شستشو وارد منابع آب شوند زيرا اين مواد از اجزاء اصلی بسياری از پاک کننده های تجارتی هستند. فسفاتها بطور گسترده ای در تصفيه آب ديگهای بخار بکار می روند. ارتو فسفاتهای مصرفی در کشاورزی تحت عنوان کودهای فسفات می توانند به دنبال شسته شدن خاک در اثر سيلابها و ريزشهای تر ويا ذوب برف وارد آبهای سطحی شوند. فسفاتهای آلی اساسأ به وسيله فرايندهای بيولوژکی تشکيل می شوند. اين ترکيبات در اثر ورود فوضولات و باقيمانده مواد غذائی به فاضلاب و همچنين از تبديل ارتو فسفاتها در فرايند تصفيه بيو لوژيکی و يا توسط آبزيان توليد می شوند.
فسفر برای رشد موجودات زنده ضروری است و می تواند ماده مغزی محدود کننده رشد و توليد مثل آبزيان در يک منبع آبی باشد. در جای که فسفات عنصر محدود کننده رشد است، تخليه پسابهای خام يا تصفيه شده، زهاب کشاورزی و يا برخی فاضلابهای صنعتی به منبع آبی می توانند موجب رشد فتوسنتزی آبزيان ريز و درشت ناخواسته و مزاحم گردد. به علاوه فسفاتها در رسوبات ته نشين شده و لجن های بيولوژيکی به شکل مواد معدنی قابل ته نشينی و ترکيب با مواد آلی نيز وجود دارند.
تعاريف
اندازه گيری فسفر شامل دو مرحله است:
الف) تبديل گونه های مختلف فسفر به ارتو فسفات محلول
ب) تعيين ارتو فسفات محلول به روش رنگ سنجی. جداسازی اشکال مختلف فسفر به شيوه تجزيه ايی صورت می گيرد.
صاف کردن نمونه از ميان غشايی 45/0 ميکرون فسفر محلول را از شکل معلق آن جدا می کند ولی تاکنون ثابت نشده که صاف کردن با چنين معانی فسفر معلق و محلول را کاملأ از هم جدا می کند. اين کار شيوه ای آسان و مناسب برای جداسازی کلی مواد محلول و معلق است.
صاف کردن با صافی غشائی به علت احتمال بيشتر جداسازی ذرات ريز نسبت به صافی معمولی ترجيح دارد. به منظور افزايش سرعت صاف شدن می توان از صافی پشم شيشه برای مرحله مقدماتی صاف کردن استفاده نمود.
فسفاتهای که بدون انجام مراحل مقدماتی هيدروليز و يا هضم اکسيدی نمونه به آزمايش های رنگ سنجی پاسخ ميدهند، « فسفر واکنشگر» ناميده می شوند. هر چند که بيشتر فسفر واکنشگر از نوع ارتوفسفات است، اما جزء کوچکی از پلی فسفات های موجود در نمونه نيز در حين کار به طور اجتناب ناپذيری هيدروليز می شود . فسفر واکنشگر به هر دو صورت معلق ومحلول موجود می باشد.
هيدروليز اسيدی در دمای جوش آب، پلی فسفاتها ی محلول ومعلق ريز را به ارتو فسفاتها ی محلول تبديل می کند.فرايند هيدروليز همچنين مقداری فسفات را از ترکيبات آلی آزاد می کند، ولی اين مسئله را می توان با انتخاب مناسب قدرت اسيدی و زمان و دمای هيدروليز به حداقل ممکن کاهش داد. به همين جهت عبارت « فسفر قابل هيدروليز با اسيد» به جای « پلی فسفات » مناسب تر است.
فسفاتهای که تنها به وسيله تجزيه اکسيد اسيونی مواد آلی موجود بود ارتو فسفات تبديل می شود تحت عنوان « فسفر با پيوند آلي» يا « فسفر آلی » خوانده می شود شدت اکسيداسيون لازم برای اين تبديل، به شکل و ميزان فسفر آلی موجود بستگی دارد فسفر آلی مانند فسفر واکنشگر وفسفر قابل هيدروليز اسيدی به هر دو صورت معلق و محلول وجود دارد.
کل فسفر و نيز فسفر محلول و معلق از نظر تجزيه پذيری می توانند به سه شکل شيميايی به اشاره شده تقسيم شوند: فسفر واکنشگر، فسفر قابل هيدروليز اسيدی و فسفر آلی. شکل 1 مراحل انجام آزمايش هر يک از اجزاء فسفر را نشان می دهد. اندازه گيری ها معملأ فقط روی نمونه های صاف شده و صاف نشده انجام می شود و فسفر معلق به وسيله اختلاف اين در تعيين می گردد.
انتخاب روش
الف- روشهای هضم: چون فسفر ممکن است در ترکيب با مواد آلی باشد، يک مرحله هضم برای اکسيداسيون موثر مواد آلی جهت تبديل فسفر به شکل ارتوفسفات بايد به کار گرفته شود. سه روش هضم در بخش های 3 و 4و 5 مبحث آماده سازی نمونه برای آزمايش فسفر تشريح

شده اند. روش اسيد پر کلريک وقت گير درعين حال رقيق است و تنها برای نمونه های پيچيده مثل رسوبات، پيشنهاد می شود.
روش اسيد سولفوريک – اسيد نيتريک برای بيشتر نمونه ها مناسب است. تا به حال ساده ترين روش، شيوه اکسيد اسيون با پرسولفات می باشند. پيشنهاد می شود که اين روش ابتدا در مقابل يک يا چندروش هضم توتير کنترل گشته و پس از کسب کارائی مشخص به کار رود.
پس از هضم، ارتو فسفات آزاد شده به وسيله يکی از روشهای تعيين فسفر اندازه گيری می شود. روش رنگ سنجی نسبت به روش هضم با در نظر گرفتن اثر مزاحمت ها حداقل غلضت قابل تشخيص را تعيين می کند.
ب- روش رنگ سنجی: سه روش برای اندازه گيری ارتو فسفات شرح داده شده است. انتخاب هر يک از آنها بستگی زيادی به دامنه غلضت ارتو فسفات دارد. روش اسيد و انا دوموليبد و فسفر يک برای آزمايشات روزانه در محدوده از 1 تا 20 ميلی گرم در ليتر فسفر بهترين است. روش کلريد قلع يا روش اسيداسکوربيک برای محدوده از 01/0 تا 6 ميلی گرم در ليتر فسفر مناسب تر می باشند. برای مقادير پايين تر در حضور عوامل مداخله گری که بايد حذف شوند يک مرحله استخراج نيز توصيه می شوند. روش اتوماتيک اسيد اسکوربيک نيز وجود دارد.
دقت و صحت: برای کمک به انتخاب روش ، نتايج حاصل از ترکيب روشهای مختلف هضم، هيدر.ليز و رنگ سنجی برای سه نمونه آزمايشگاهی که طرز تهيه آن ها در زير آمده است در جدول 1 نشان داده شده است
نمونه 1:100mg/l ارتوفسفات (po43--p) ، mg/l 80 پلی فسفات (هگزا متا فسفات سديم). mg/l 30 فسفر آلی (اسيد آدنيليک) ، mg/l NH3 –N 5/1 ، mg/l No3- -N 5/0 و mg/l CL-400
نمونه 2:mg/l po43- -p 600، mg/l 300 پلی فسفات (هگزا متا فسفات سديم). mg/l 90 فسفر آلی (اسيد آرنيليک)، mg/l nh3 –n 8/0 ، mg/l No3- 0/5 و CL- mg/l 400 .
نمونه 3 : mg/l pou3- -p 00/7 ، mg/l 00/3 پلی فسفات (هگزا متا فسفات سديم). Mg/l 90 فسفر آلی (اسيد آرنيليک)، mg/l nh3 –n 2/0 ، mg/l No3- 0/5 و cl - mg/l 400

نمونه برداری و نگهداری نمونه ها
در صورتی که قرار باشد شکلهای مختلف فسفر به طور مجزا اندازه گيری شوند.نمونه بايد بلافاصله بعد از جمع آوری صاف گردد. سپس در دمای c10- يا کمتر منجمد و محافظت شود. هنگامی که نمونه ها برای مدت طولانی نگهداری می شوند، mg 40 Hgcl2 به ازاء هر ليتر
نمونه بخ آناضافه می شود.(احتياط: Hgcl2 يک ماده خطراناک است، به هنگام دور ريختن احتياط های لازم را در نظر بگيريد).زمانی که قرار است اشکال مختلف فسفر تعيين شوند، نبايد از اسيد يا کلروفرم بريا حفاظت نمونه استفاده نمود. اگر فقط فسفر کل اندازه گيريی می شود: يک ميلی ليتر HCL تهيه کرده (غليظ ) و به هر ليتر نمونه اضافه کنيد و يا بدون هيچ افزودنی منجمد کنيد.
نمونه های حاوی غلظت های کم فسفر را بجز در حالت انجماد نبايد در بطری های پلاستيکی نگهداری نمود. زيرا صفات می تواند بر ديواره ظرف جذب شود. هم ظروف شيشه ای را می بايست با HCL رقيق و داغ شسته و پس چند باربا آب مقطر آب کشی نمود . هرگز نبايد از پاک کننده های تجارتی حاوی صفات برای تميز کردن شيشه آلاتی که در آزمايش فسفات بکار می رو د استفاده کرد.
آماده سازی نمونه
جهت کسب اطلاعات لازم در ارتباط با انتخاب روش هضم به قسمت های زير توجه کنيد:
1- صاف کردن اوليه
برای تعيين فسفر واکنشگر محلول، فسفر قابل هيدروليز اسيدی محلول و کل فسفر محلول، نمونه را به کمک صافی عشائی صاف کنيد. برای صاف کردن اوليه نمونه هايی که به سختی

صاف می شوند می توان ابتدا از صافی پشم شيشه و سپس از صافی غشائی استفاده کرد.
در نمونه هايی که غلضت فسفات آنها کم است مقاديری فسفر می تواند از طريق صافی غشائی به نمونه راه يابد، به همين جهت توصيه می شود صافيهای غشائی قبل از استفاده با خيساندن در آب مقطر شسته شوند، برای شستشوی صافيها می توان از يکی از دو روش زير کمک گرفت:
الف) خيساندن 50 عدد صافی در 2 ليتر آب مقطر برای مدت 24 ساعت.
ب) خيساندن 50 عدد صافی در 2 ليتر آب مقطر به مدت 1 ساعت . تعويض آب مقطر و خيساندن مجدد به ميزان 3 ساعت.
صافيهای غشايی را می توان با چندين حجم 100 ميلی ليتری آب مقطر نيز شستشو داد. در اين روش جهت اطمينان از شسته شدن کامل صافيها و برای کاهش خطای ناشی از انواع مختلف آنها می بايست از محلول مشاهد کمک گرفت
     
#56 | Posted: 12 Sep 2013 18:04
چرا گدازه‌های آتشفشانی باعث صاعقه می‌شوند؟
توده ذرات ریز، به طور معمول در کنار هم خنثی هستند. اما به محض برخورد صاعقه،‌ با جریان یافتن بار الکتریکی درون ابر ذرات، این ذرات باردار شده و باعث تخلیه الکتریکی می‌شوند.
یکی از سوال‌هایی که مدت‌ها در فیزیک بی‌جواب مانده،‌ این است که چگونه ابری از ذرات می‌تواند جریان الکتریکی را از خود عبور دهد و در موارد برخورد صاعقه باعث تخلیه بار الکتریکی آن بشود.
بر اساس مشاهدات، وقتی ذرات ماسه یا سایر ذرات ریز به هم می‌رسند، به نوعی بار الکتریکی تولید می‌کنند،‌ گاهی از این طریق در طوفان‌های غبار یا غبار برخاسته از خاکستر آتشفشان‌ها،‌ تخلیه بار صاعقه دیده می‌شود.
چگونگی این رویداد تا مدت‌ها برای دانشمندان یک معما بود. اما مطالعه جدیدی نشان داده که درست مانند حرکت بار الکتریکی درون ابر، در هنگام برخورد صاعقه با توده‌های ذرات ریز، بار مثبت رو به پایین جریان می‌یابد و بار منفی رو به بالا.
به گزارش وایرد، این یافته جدید می‌تواند در بسیاری مسائل عملکردی کمک کننده باشد. برای مثال در چسبندگی ذرات غبار باردار به صفحه‌های خورشیدی و یا در تخلیه بار الکتریکی‌های خطرناکی که گاهی هنگام فرود هلیگوپتر در صحرا اتفاق می‌افتد.
به گفته هانس هرمان، محقق مواد در زوریخ، ابرهای غبار در سیلوهای نگهداری دانه‌ها و حبوبات و در صنعت داروسازی مشکل ایجاد می‌کند و گاهی باعث روی دادن انفجار در آن‌ها می‌شود.
هرمان وقتی به این موضوع علاقه‌مند شد که زدن صاعقه به تپه‌های شنی را تماشا می‌کرد. وی در این باره می‌گوید: «فکر کردم معمولا وقتی ذرات به هم می‌رسند خنثی می‌شوند. پس چه طور ممکن است که بار الکتریکی در این ذرات این طور زیاد شود؟»
هرمان برای رسیدن به پاسخ به اتفاق همکارانش یک مدل طراحی کرد. بر اساس این مدل، ذرات قبل از برخورد صاعقه خنثی هستند اما تحت تاثیر زمینه الکتریکی محیط،‌ قطبی‌شده‌اند؛‌ قطب منفی رو به بالا و قطب مثبت رو به پایین (نسبت به زمین). به محض برخورد، ذرات یکدیگر را خنثی می‌کنند اما تا از هم جدا می‌شوند، هر کدام مجددا قطبی می‌شوند و این بار، بار الکتریکی بیشتری دارند.
پژوهشگران با مدل‌های رایانه‌ای و آزمایش روی ذرات مختلف به آزمودن فرضیه خود پرداختند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که این فرایند به اندازه ذرات هم بستگی دارد، ذرات کوچک‌تر بیشتر بار منفی می‌گیرند و ذرات بزرگ‌تر بیشتر بار مثبت.
برای جلوگیری از جریان یافتن بار الکتریکی در میان ابری از ذرات، یک مانع لازم است که برای مثال باعث شود برخی ذرات بار مثبت بگیرند و برخی دیگر بار منفی.
فرضیه ذراتی که از نظر اندازه با هم یکی نباشند،‌ در این شرایط ممکن است جواب بدهد. در مورد ذرات هم‌اندازه هم، دست کم این فرضیه به یک سوال دیرینه جواب می‌دهد.
با این که معماهای بسیار در این مورد باقی مانده است، ‌مانند این که زمینه الکتریکی محیط از کجا می‌آید.
اما این پژوهشگران از نتیجه کار خود بسیار خرسندند و آن را آغازی برای حل بسیاری مسائل و مشکلات کاربردی می‌دانند.
     
#57 | Posted: 12 Sep 2013 18:05
فيبر نوري چيست و كاربرد و عملكرد فيبر نوري چگونه است

فيبر نوري يكي از محيط هاي انتقال داده با سرعت بالا است . امروزه از فيبر نوري در موارد متفاوتي نظير: شبكه هاي تلفن شهري و بين شهري ، شبكه هاي كامپيوتري و اينترنت استفاده بعمل مي آيد. فيبرنوري رشته اي از تارهاي شيشه اي بوده كه هر يك از تارها داراي ضخامتي معادل تار موي انسان را داشته و از آنان براي انتقال اطلاعات در مسافت هاي طولاني استفاده مي شود.
مباني فيبر نوري
فيبر نوري ، رشته اي از تارهاي بسيار نازك شيشه اي بوده كه قطر هر يك از تارها نظير قطر يك تار موي انسان است . تارهاي فوق در كلاف هائي سازماندهي و كابل هاي نوري را بوجود مي آورند. از فيبر نوري بمنظور ارسال سيگنال هاي نوري در مسافت هاي طولاني استفاده مي شود.
مزاياي فيبر نوري
فيبر نوري در مقايسه با سيم هاي هاي مسي داراي مزاياي زير است :
· ارزانتر. هزينه چندين كيلومتر كابل نوري نسبت به سيم هاي مسي كمتر است .
· نازك تر. قطر فيبرهاي نوري بمراتب كمتر از سيم هاي مسي است .
· ظرفيت بالا. پهناي باند فيبر نوري بمنظور ارسال اطلاعات بمراتب بيشتر از سيم مسي است .
· تضعيف ناچيز. تضعيف سيگنال در فيبر نوري بمراتب كمتر از سيم مسي است .
· سيگنال هاي نوري . برخلاف سيگنال هاي الكتريكي در يك سيم مسي ، سيگنا ل ها ي نوري در يك فيبر تاثيري بر فيبر ديگر نخواهند داشت .
· مصرف برق پايين . با توجه به سيگنال ها در فيبر نوري كمتر ضعيف مي گردند ، بنابراين مي توان از فرستنده هائي با ميزان برق مصرفي پايين نسبت به فرستنده هاي الكتريكي كه از ولتاژ بالائي استفاده مي نمايند ، استفاده كرد.
· سيگنال هاي ديجيتال . فيبر نور ي مناسب بمنظور انتقال اطلاعات ديجيتالي است .
· غير اشتعال زا . با توجه به عدم وجود الكتريسيته ، امكان بروز آتش سوزي وجود نخواهد داشت .
· سبك وزن . وزن يك كابل فيبر نوري بمراتب كمتر از كابل مسي (قابل مقايسه) است.
· انعطاف پذير . با توجه به انعظاف پذيري فيبر نوري و قابليت ارسال و دريافت نور از آنان، در موارد متفاوت نظير دوربين هاي ديجيتال با موارد كاربردي خاص مانند : عكس برداري پزشكي ، لوله كشي و ...استفاده مي گردد.
با توجه به مزاياي فراوان فيبر نوري ، امروزه از اين نوع كابل ها در موارد متفاوتي استفاده مي شود. اكثر شبكه هاي كامپيوتري و يا مخابرات ازراه دور در مقياس وسيعي از فيبر نوري استفاده مي نمايند
بخش هاي مختلف فيبر نوري
يك فيبر نوري از سه بخش متفاوت تشكيل شده است :
هسته (Core)
هسته نازك شيشه اي در مركز فيبر كه سيگنا ل هاي نوري در آن حركت مي نمايند.
روكش Cladding بخش خارجي فيبر بوده كه دورتادور هسته را احاطه كرده و باعث برگشت نورمنعكس شده به هسته مي گردد.
بافر رويهBuffer Coating
روكش پلاستيكي كه باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .
انواع فيبر نوري
صدها و هزاران نمونه از رشته هاي نوري فوق در دسته هائي سازماندهي شده و كابل هاي نوري را بوجود مي آورند. هر يك از كلاف هاي فيبر نوري توسط يك روكش هائي با نام Jacket محافظت مي گردند. فيبر هاي نوري در دو گروه عمده ارائه مي گردند:
فيبرهاي تك حالته (Single-Mode)
بمنظور ارسال يك سيگنال در هر فيبر استفاده مي شود نظير : تلفن
فيبرهاي چندحالته Multi-Mode
بمنظور ارسال چندين سيگنال در يك فيبر استفاده مي شود( نظير : شبكه هاي كامپيوتري)
فيبرهاي تك حالته داراي يك هسته كوچك ( تقريبا" ۹ ميكرون قطر ) بوده و قادر به ارسال نور ليزري مادون قرمز ( طول موج از ۱۳۰۰ تا ۱۵۵۰ نانومتر) مي باشند. فيبرهاي چند حالته داراي هسته بزرگتر ( تقريبا" ۵ / ۶۲ ميكرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED مي باشند
ارسال نور در فيبر نوري
فرض كنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از يك چراغ قوه يك راهروي بزرگ و مستقيم را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد كرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشكلي وجود نداشته و چراغ قوه مي تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن كرد. در صورتيكه راهروي فوق داراي خم و يا پيچ باشد ، با چه مشكلي برخورد خواهيم كرد؟
در اين حالت مي توان از يك آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعكاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيكه راهروي فوق داراي پيچ هاي زيادي باشد ، چه كار بايست كرد؟ در چنين حالتي در تمام طول مسير ديوار راهروي مورد نظر ، مي بايست از آيينه استفاده كرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يك زاويه خاص) از نقطه اي به نقطه اي ديگر حركت كرده ( جهش كرده و طول مسير راهرو را طي خواهد كرد). عمليات فوق مشابه آنچيزي است كه در فيبر نوري انجام مي گيرد.

تكنولوژي ( فن آوري ) فيبر نوري
نور، در كابل فيبر نوري از طريق هسته (نظير راهروي مثال ارائه شده ) و توسط جهش هاي پيوسته با توجه به سطح آبكاري شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهاي شيشه اي مثال ارائه شده ) حركت مي كند.( مجموع انعكاس داخلي ) . با توجه به اينكه سطح آبكاري شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمي باشد ، نور قادر به حركت در مسافت هاي طولاني مي باشد. برخي از سيگنا ل هاي نوري بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممكن است دچار نوعي تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوري به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالي دارد. ( مثلا" موج با طول ۸۵۰ نانومتر بين ۶۰ تا ۷۵ درصد در هر كيلومتر ، موج با طول ۱۳۰۰ نانومتر بين ۵۰ تا ۶۰ درصد در هر كيلومتر ، موج با طول ۱۵۵۰ نانومتر بيش از ۵۰ درصد در هر كيلومتر

سيستم رله فيبر نوري
بمنظور آگاهي از نحوه استفاده فيبر نوري در سيستم هاي مخابراتي ، مثالي را دنبال خواهيم كرد كه مربوط به يك فيلم سينمائي و يا مستند در رابطه با جنگ جهاني دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائي كه بر روي سطح دريا در حال حركت مي باشند ، نياز به برقراري ارتباط با يكديگر در يك وضعيت كاملا" بحراني و توفاني را دارند. يكي از ناوها قصد ارسال پيام براي ناو ديگر را دارد.كاپيتان ناو فوق پيامي براي يك ملوان كه بر روي عرشه كشتي مستقر است ، ارسال مي دارد. ملوان فوق پيام دريافتي را به مجموعه اي از كدهاي مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه مي نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يك نورافكن اقدام به ارسال پيام براي ناو ديگر مي نمايد.
يك ملوان بر روي عرشه كشتي دوم ، كدهاي مورس ارسالي را مشاهده مي نمايد. در ادامه ملوان فوق كدهاي فوق را به يك زبان خاص ( مثلا" انگليسي ) تبديل و آنها را براي كاپيتان ناو ارسال مي دارد. فرض كنيد فاصله دو ناو فوق از يكديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقراي ارتباط بين آنها از يك سيتستم مخابراتي مبتني بر فيبر نوري استفاده گردد.
سيستم رله فيبر نوري از عناصر زير تشكيل شده است :
فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاري سيگنال هاي نوري است .
فيبر نوري مديريت سيكنال هاي نوري در يك مسافت را برعهده مي گيرد.
بازياب نوري . بمنظور تقويت سيگنا ل هاي نوري در مسافت هاي طولاني استفاده مي گردد.
· دريافت كننده نوري . سيگنا ل هاي نوري را دريافت و رمزگشائي مي نمايد.
در ادامه به بررسي هر يك از عناصر فوق خواهيم پرداخت .
فرستنده
وظيفه فرستنده، مشابه نقش ملوان بر روي عرشه كشتي ناو فرستنده پيام است . فرستنده سيگنال هاي نوري را دريافت و دستگاه نوري را بمنظور روشن و خاموش شدن در يك دنباله مناسب ( حركت منسجم ) هدايت مي نمايد. فرستنده ، از لحاظ فيزيكي در مجاورت فيبر نوري قرار داشته و ممكن است داراي يك لنز بمنظور تمركز نور در فيبر باشد. ليزرها داراي توان بمراتب بيشتري نسبت به LED مي باشند. قيمت آنها نيز در مقايسه با LED بمراتب بيشتر است . متداولترين طول موج سيگنا ل هاي نوري ، ۸۵۰ نانومتر ، ۱۳۰۰ نانومتر و ۱۵۵۰ نانومتر است .
بازياب ( تقويت كننده نوري)
همانگونه كه قبلا" اشاره گرديد ، برخي از سيگنال ها در موارديكه مسافت ارسال اطلاعات طولاني بوده ( بيش از يك كيلومتر ) و يا از مواد خالص براي تهيه فيبر نوري ( شيشه ) استفاده نشده باشد ، تضعيف و از بين خواهند رفت . در چنين مواردي و بمنظور تقويت ( بالا بردن ) سيگنا ل هاي نوري تضعيف شده از يك يا چندين " تقويت كننده نوري " استفاده مي گردد. تقويت كننده نوري از فيبرهاي نوري متععدد بهمراه يك روكش خاص (doping) تشكيل مي گردند. بخش دوپينگ با استفاده از يك ليزر پمپ مي گردد . زمانيكه سيگنال تضعيف شده به روكش دوپينگي مي رسد ، انرژي ماحصل از ليزر باعث مي گردد كه مولكول هاي دوپينگ شده، به ليزر تبديل مي گردند. مولكول هاي دوپينگ شده در ادامه باعث انعكاس يك سيگنال نوري جديد و قويتر با همان خصايص سيگنال ورودي تضعيف شده ، خواهند بود.( تقويت كننده ليزري)
دريافت كننده نوري
وظيفه دريافت كننده ، مشابه نقش ملوان بر روي عرشه كشتي ناو دريافت كننده پيام است. دستگاه فوق سيگنال هاي ديجيتالي نوري را اخذ و پس از رمزگشائي ، سيگنا ل هاي الكتريكي را براي ساير استفاده كنندگان ( كامپيوتر ، تلفن و ... ) ارسال مي نمايد. دريافت كننده بمنظور تشخيص نور از يك "فتوسل" و يا "فتوديود" استفاده مي كند.
     
#58 | Posted: 12 Sep 2013 18:05
فتومتری منگنز:
روش کار:
از سولفات منگنز را وزن کرده و در داخل بشر به آن اسيد سولفوريک غليظ و اسيد نيتريک غليظ و آب مقطر اضافه نمائيد.
سپس به بالن ژوژه منتقل کرده و بحجم برسانيد . (استاندارد )
از محلول استاندارد را برداشته و در يک يک بالن ژوژه بحجم برسانيد (استاندارد ) در داخل يک بشر آب مقطر - اسيد سولفوريک و اسيد نيترنيک غليظ اضافه کرده و در بالن ژوژه آنرا به حجم برسانيد (استاندارد)
5 بالن ژوژه بصورت زير تهيه کنيد.
(بالن ژوژه1): محلول استاندارد - محلول استاندارد - يک سي سي اسيد فسفريک غليظ
(بالن ژوژه 2): محلول استاندارد - محلول استاندارد - يک سي سي اسيد فسفريک غليظ.
(بالن ژوژه 3): محلول استاندارد - محلول استاندارد - يک سي سي اسيد فسفريک غليظ.
(بالن شماره 4) : محلول استاندارد - محلول استاندارد - يک سي سي اسيد فسفريک غليظ.
( بالن شماره 5). به نام بالن شاهد. محلول استاندارد - يک سي سي اسيد فسفريک غليظ.
5 بالن فوق را براي مدت 10 دقيقه در داخل حمام روي هيتر و زير هود قرار دهيد.
بعد از اين مدت هنگامي که هنوز محلولها سرد نشده اند به هر بالن محلول نيترات نقره و مقدار نيم گرم پرسولفات اضافه کنيد.سپس صبر کنيد تا کليه بالن ها خشک شوند.
بالن ها را به حجم رسانده و کاملاً هموژنه کنيد.
بالن شماره 1 را داخل دستگاه قرار داده و مقدار جذب را براي طول موجهاي 450 تا 560 بخوانيد . طول موج مطلوب براي سنجش غلظت در محلولهاي حاوي منگنز طول موجي است که در آن دستگاه ماکزيمم جذب را نشان ميدهد.
بالن شماره 5 را در داخل دستگاه قرار داده در هنگامي که طول موج نشان داده شده است، با چرخاندن پيچ تنظيم دستگاه مقدار جذب را به روي صفر تنظيم مي کنيم.
سپس محلولهاي 4تا 1 را يکي يکي داخل دستگاه قرار داده و مقدار جذب هر يک را مي خوانيم. توجه داشته باشيد که ظرف محتوي نمونه ها را بعد از هر بار سنجش تميز با آب مقطر بشوئيد.
* بر روي کاغذ ميليمتري تغييرات جذب محلولهاي فوق را به ازاي غلظت هاي تغيير يافته رسم نمائيد. حال محلول مجهول مواد داخل دستگاه قرار داده و مقدار جذب آنرا بخوانيد. آنگاه با استفاده از نموداري که رسم کرده ايد مقدار غلظت نمونه مجهول را پيدا کنيد. در انتها منحنی جذب بر حسب طول موج هاي مختلف را که براي بالن شماره 1 به دست آورده ايد رسم نمائيد.
بايد نمودار از قانون بير تبعيت کند.
     
#59 | Posted: 12 Sep 2013 18:06
فتومتری

تعيين آهن در آب به روش اسپکتر و فتومتری:
تئوري: يک روش بسيار دقيق و حساس براي تعيين مقادير جزئي از آهن تا حدود از آهن دو ظرفيتی موجود در آب مبتني است بر تشکيل کمپلکس قرمز نارنجي رنگ از آهن دو ظرفيتی با يک ترکيب آلی مانند اورتوفنانترولين .
اورتوفنانترولين يک کمپلکس پايدار با آهن دو ظرفيتی مي دهد که آنهم به دليل وجود يک زوج اتم ازت در ملکول آن مي باشد که مي تواند ايجاد يک اتصال کئووالان با يون آهن دو ظرفيتی بنمايد سه ملکول اورتوفنانترولين که با آهن دو ظرفيتی ملحق شده اند مي توانند کمپلکس به فرمول زير:
اين کمپلکس را بيشتر به نام مي نامند زيرا که بطور اختصار آنرا بصورت نمايش مي دهند، واکنش تشکيل اين کمپلکس از معادله زير داده شده است.
ثابت تعادل اين واکنش در حرارت مي باشد و فرم کمي اين کمپلکس اغلب در حدود بين 2تا9 ظاهر مي شود ولي بيشتر 5/3 توصيه مي شود.
و آن هم بدليل جلوگيري از رسوب کردن نمک هاي آهنی نظير فسفات آهن مي باشد و در هر حال تنظيم دقيق ضروري نمی باشد در اين آزمايش براي تعيين مقادير آهن دو ظرفيیي بايستي از يک معرف کاهنده مانند هيدروکنيون و يا هيدراکسيل آمين هيدروکلرايد به منظور نگه داشتن آهن در عدد اکسيداسيون 2 استفاده مي شود در اينصورت رنگ کمپلکس آهن يا اورتوفنانترولين براي مدت زيادي پايدار مي ماند، بعضي از کاتيونها که در اين آزمايش ايجاد مزاحمت مي نمايند عبارتند از : نقره بيسموت که ايجاد رسوب مي نمايد و نيز کادميم ، جيوه دروي ايجاد کمپلکسهاي بدون رنگ ولي قابل حل با مصرف مي نمايد.
اگر در شرايطي بخصوص کاتيونهاي نظير موليبون ، تنگستن، مس ، کبالت، نيکل يا قلع موجود باشد در واکنش دخالت مي نمايد.
روش کار:
فتومتری آهن:
7 بالن ژوژه را تهيه نمائيد.. 1- مقدار 1/0 گرم نمک مور را وزن نموده در داخل يک بشر که محتوي آب مقطر است و اسيد سولفوريک غليظ مي باشد ريخته آنرا حل نموده به بالن ژوژه منتقل کرده آنرا به حجم برسانيد (نام آنرا استاندارد ) بگذاريد. سپس از بالن را برداشته و به بالن ژوژه ديگر منتقل کنيد و آنرا به حجم برسانيد و نام آنرا محلول استاندارد بگذاريد حال مطابق جدول زير عمل کنيد.
2- هيدروکسيل آمونيوم کلرايد را در آب مقطر حل کنيد.

10دقيقه صبر کرده سپس به حجم برسانيد
اورتوفنانترولين
بافر
هيدروکسيل آمونيوم کلرايد

بالن ژوره 100
10
10


(1)
10
10


(2)
10
10


(3)
10
10


(4)
10
10

-
شاهد


3- بافري به ترتيب زير تهيه نمائيد استات سديم را در اسيد استيک بعلاوه آب مقطر در بشر حل کنيد سپس آنرا به حجم در بالن ژوژه 100 برسانيد. سپس جذب هر محلول آهن را در مربوطه خوانده و منحنی جذب بر حسب غلظت را رسم کرده و با توجه به جذب خوانده شده براي مجهول ، غلظت نمونه مجهول تعيين مي گردد.
     
#60 | Posted: 12 Sep 2013 18:06
اندازه گيري قابليت انحلال نمکهاي کم محلول به روش هدايت سنجی

محلول اشباع شده يک نمک کم محلول ، مانند کلرید نقره را نظر به قابليت انحلال اندک آن مي توان خيلي رقيق دانست و در نتيجه، هدايت اکي والان چنين محلولي، برابر هدايت اکي والان محلول الکتروليت در غلظتهاي بينهايت کم يعني مي شود. براي بدست اوردن هدايت مخصوص کلرید نقره و يا بطور کلي هر نمک کم محلول بايد هدايت مخصوص حلال را از هدايت مخصوص محلول اشباع کم کرد.
که هدايت مخصوص محلول کلرور نقره اشباع شده، هدايت مخصوص حلال و هدايت مخصوص بعلت انحلال کلرید نقره مي باشد.
هدايت اکي والان محلول کلرید نقره اشباع
چون هدايت اکي والان محلول کلرید نقره اشباع برابر هدايت اکي والان حد مربوط مي باشد پس :
و يا بترتيب نمايش هدايت معادل يونهاي و مي باشد (در )
وسايل و محلولهای لازم:
هدايت سنج- بهم زن مغناطيسي- پي پت- بشر – کلرور نقره جامد (که از آزمايش پيش تهيه شده).
روش کار:
به که از آزمايش پيش تهيه شده اسيد نيتريک غليظ افزوده ، سپس آنرا بر روي همزن مغناطيسی قرار مي دهيم پس از 5 دقيقه که محلول هم زده شد آنرا به کناري مي گذاريم تا رسوبات ته نشين شود سپس آنرا به روش دکانته صاف مي کنيم. سپس رسوبات را 4 تا 5 مرتبه با آب مقطر مي شوئيم توجه داشته باشيد که ديواره بشر نيز شسته شود آنگاه آب مقطر به آن افزوده و بشر را برروي همزن قرار داده توسط سل هدايت سنج هدايت آنرا اندازه مي گيريم هدايت مخصوص محلول اشباع است.
در يک بشر ديگر آب مقطر افزوده و هدايت آب مقطر را جداگانه اندازه مي گيريم. ( ) سپس با استفاده از رابطة (1) قابليت انحلال يا حاصلضرب انحلال را بدست مي آوريم. چون ثابت سل بر روي سل نوشته نشده است از طريق آزمايش زير آنرا بدست مي آوريم.
يک محلول ، 1 نرمال به حجم تهيه مي کنيم (نام بالن را مي گذاريم) از بالن را برداشته و در يک بالن ژوژه 100 به حجم مي رسانيم (نام آنرا بالن مي گذاريم) و بدين طريق محلول 1/0 مولار تهيه مي کنيم مجدداً از بالن را برداشته و در بالن ژوژه 100ديگر به حجم مي رسانيم (نام آنرا بالن مي گذاريم) و بدين طريق محلول 01/0 مولار تهيه مي کنيم.
سپس هدايت آنها را خوانده و از آنجا ثابت سل را براي محلولهاي بدست مي آوريم و در رابطه قرار مي دهيم.
     
صفحه  صفحه 6 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / مقالات شیمی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites