تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

خطرناک ترین موجودات حیات وحش

صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »  
#11 | Posted: 23 Apr 2017 14:41 | Edited By: Erfan1993
مار ابی بلچر : جهان نزدیک به بیش از 4000 نوع مختلف مار وجود دارد که در خشکی و زیر زمین و در آب و گاهی هم بر روی درختان زندگی می‌کنند. این خزنده، تقریباً در همه جای کره زمین به جز مناطق قطبی و برخی جزیره‌ها، یافت می‌شود.طول کوچکترین مار حدود 7 سانتیمتر است که برخی مردم با کرم اشتباه می‌گیرند. در این مطلب اشاره ای داریم به سمی ترین و ترسناک ترین مارهای دنیا که در جنگل ها آزادانه می گردند.شاید بتوان گفت این مار سمی ترین مار در دنیا است. یک میلی گرم از سم این مار قادر است 1000 انسان سرحال را از پا دیر بیاورد و در کشتن بسیار استاد است. این مار اگر تنها یک چهارم از مقدار گاز یا نیش خود را وارد بدن کند بدون شک آن فرد در کمتر از یک دقیقه می میرد. ماهیگیرها و غواصان اصلی ترین قربانی های این مار بسیار سمی هستند. این مار بیشتر در منطفه شمالی استرالیا و البته جنوب شرق آسیا دیده شده است.


بوش مسترها (Bushmaster) مارهای سمی متعلق به کلاس خزندگان، خانواده افعی ها (Viperidae)، زیرخانواده «افعی های حفره دار» (Crotalinae) و گونه Lachesis هستند. 4 زیرگونه از مارهای بوش مستر آمریکای جنوبی وجود دارد. زیرخانواده Crotalinae به صورت عمومی با نام «افعی های حفره دار» شناخته میشوند که از مشهورترین آنها میتوان به «مارهای زنگی» (rattlesnakes)، «مارهای کاپرهد» (copperheads) و «ماکاسین های آبی» (water moccasins) اشاره کرد. نام علمی بوش مستر آمریکای جنوبی (Lachesis muta) به زبان لاتین به معنای «سرنوشت خاموش» (silent fate) است. این مارها متعلق به قسمت های جنوبی آمریکای مرکزی و نیمه شمالی آمریکای جنوبی هستند. محدوده زندگی دو زیرگونه از این بوش مسترها که ساکن آمریکای مرکزی هستند از نیکاراگوا شروع شده و تا کلمبیا

بوش مسترها در مناطق نسبتا خنک، جنگل های استوایی مرطوب، از نواحی کوهستانی تا مناطق کوهپایه ای زندگی میکنند. بوش مسترها بومی قسمت های جنوبی آمریکای مرکزی و نیمه شمالی آمریکای جنوبی هستند. به جز دو گونه مربوط به آمریکای مرکزی که از نیکاراگوا تا کلمبیا یافت میشوند، دو زیرگونه دیگر نیز این مارها وجود دارند که ساکن آمریکای جنوبی اند و از کلمبیا تا بولیوی و به صورت پراکنده از نیمه اکوادور تا شمال پرو و سواحل شمالی برزیل، گویانا و سورینام را به تسخیر خود در آورده اند. آنها همچنین در جزیره ترینیداد در امتداد سوال جنوبی برزیل نیز دیده میشوند.

بوش مسترها بزرگترین مارهای سمی در قاره آمریکا و بزرگترین افعی ها در جهان هستند که گاهی تا 3.6 متر طول دارند. همانند سایر اعضای این زیرخانواده، بوش مسترهای آمریکای جنوبی هم دارای دندان های نیش لولاداری اند که در زمانی که از آنها استفاده نمیشود به صورت صاف، بر روی سقف دهان آنها خوابیده است. به خاطر این خصوصیت و توانایی جالب، دندان نیش این مارها میتواند بسیار بلند و در یک نمونه بزرگ حتی تا 3.5 سانتی متر باشد. بدن آنها نسبتا پهن و مسطح، با سری پهن و گوه شکل با دمی کوتاه و انتهایی استخوانی و یک مهمیز از جنس سخت است. در زمان اضطراب، آنها این مهمیز دم خود را به شکل خاصی در درون شاخ و برگ گیاهان حرکت داده و صدایی تولید میکنند که مهاجم را میترساند. رنگ بدن آنها در پس زمینه به رنگ زرد روشن با الگوی الماسی شکل بزرگ به رنگ سیاه و قهوه ای تیره بر پشت بدن است. فلس های آنان به شکل برآمده با برآمدگی های مشخص سخت و فلس های تیز است که به سمت مرکز کمر آنها پایین رفته است. بوش مسترها به صورت بالقوه، حیواناتی خطرناک برای انسان ها به شمار میروند. سم آنها موجب خونریزی داخلی و متعاقبا مرگ قربانی میشود. این سم در مقایسه با بسیاری از بستگان نزدیک آنها تا حدی ضعیف محسوب میشود اما بوش مسترها غالبا مقدار قابل ملاحظه ای از این سم را به بدن قربانی بخت برگشته تزریق میکنند. بوش مسترها مارهایی خجالتی و گوشه گیر هستند گرچه به ندرت به انسان ها رو به رو میشوند. بنابراین گزارشات بسیار کمی از مرگ و میر انسان ها بر اثر گزیدگی توسط این مارها وجود داشته است.

بوش مسترها گونه ای تخمگذار هستند. آنها تنها گونه از افعی های حفره دار در قاره آمریکا هستند که تولیدمثل خود را به روش تخمگذاری انجام میدهند.آنها به جز زمان جفتگیری، حیوانات تک زی هستند. نرها به وسیله بویی که ماده های آماده جفتگیری از خود ترشح میکنند آنها را پیدا میکنند. پس از پیدا کردن مار ماده، مار نر اقدام به مالیدن سر خود به سر مار ماده و زدن زبان خود به کناره های بدن او میکند تا از آمادگی او برای جفتگیری اطمینان حاصل کند. اگر مار ماده کاملا آماده جفتگیری باشد مار نر خود را به صورت وارونه در بالای بدن او قرار داده و با حرکت به جلو و عقب، اقدام به تحریک مار ماده میکند. اگر مار ماده به سمت بالا چنبره بزند مار نر اقدام به ضربه زدن به کناره های بدن او میکند تا او را ترغیب به دادن اجازه و دسترسی کند. زمانی که مار ماده حلقه و چنبره خود را باز کند، مار نر بدن خود را به دور بدن او حلقه کرده و در موقعیت جفتگیری قرار میگیرد. آنها گاهی تا بیش از 5 ساعت در همین حالت باقی میمانند. زمانی که یک بوش مستر ماده آماده تخمگذاری شود حفره و گودالی را که توسط حیوان کوچک دیگری حفر شده پیدا کرده و آن را تصاحب میکند. گاهی اوقات این گودال به صورت مشترک به وسیله بوش مستر ماده و حیوانی که آن را ساخته است مورد استفاده قرار میگیرد. بوش مستر ماده بین 8 تا 12 عدد تخم میگذارد که سفید رنگ و اندکی بزرگتر از تخم مرغ هستند. پس از اتمام پروسه تخمگذاری، بوش مستر ماده به دور تخم ها حلقه زده و برای مدت 76 الی 79 روز (تا زمان تولد نوزادان) از آنها مراقبت میکند. در طول این مدت، مار ماده حتی برای شکار و غذا خوردن نیز تخم ها را رها نمیکند.
طول عمر بوش مسترها در طبیعت ناشناخته است. در اسارت آنها معمولا بین 12 تا 18 سال عمر میکنند و بیشترین طول عمر ثبت شده آنها 24 سال است.بچه بوش مسترهای تازه متولد شده در حدود 50 سانتی طول دارند. آنها بدنی کمرنگ با دمی به رنگ زرد یا نارنجی روشن دارند که به مرور با رشد آنها، محو میشود. وجود این رنگ در دم، به بوش مسترها کمک میکند که برای پستانداران حشره خوار کوچک، جذاب به نظر رسیده و بتوانند آنها را شکار کنند. تغییر رنگ بدن بچه های بوش مستر به رنگ بوش مسترهای بالغ که دارای طرحی تیره تر است در سن 1 الی 2 سالگی رخ میدهد. بلوغ جنسی این مارها در سن حدودا 4 سالگی است.

مار قهوه ای شرقی
شاید اسم این بسیار جالب باشد و شبیه به مارهای سمی نباشد اما نگذارید این اسم شما را گول بزند زیرا تنها 14000/1 یک اونس سم این مار به راحتی هر انسان را از پا در می آورد. این مار قهوه ای دارای بدنی بسیار سخت است به راحتی نمی میرد از این رو هر جایی می تواند زندگی کند. جانورشناسان محل اصلی زندگی این مار را استرالیا و آسیا اعلام کرده اند. سرعت این مار بسیار بالاست و به راحتی می تواند به یک انسان در حال دویدن با سرعت متوسط هم خود را برساند. تنها نصف نیش این مار کافی است تا یک انسان پس از چند دقیقه جان خود را از دست بدهد.

این مار که اهل کشور اندونزی است یکی از ترسناک ترین مارهایی است که می توان روی کره زمین مشاهده کرد زیرا بسیاری از حیوانات از این مار می ترسند. تنها 50 درصد از نیش این مار می تواند برای هر حیوان یا انسانی کشنده باشد. این مار بسیار تندخو است زیرا به همنوعان خود هم رحم نمی کند و می تواند به راحتی هر مار دیگری را نیز شکار کند. "Blue Krait" از جمله مارهایی است که در شب بیشتر شکار می کند اما تنها دلیل حمله کردن این مار مزاحمت هایی است که برای او ایجاد می شود زیرا در شرایط عادی درگیر نمی شود. سم این مار 16 برابر سمی تر از مار کبری است.

یکی دیگر از مارهای استرالیایی به نام "تایپن" در این لیست قرار دارد. این مار سمی دارد که تنها یک بار نیش زدن آن می تواند 12 هزار حیوان در اندازه های یک گوسفند را از پا در بیاورد. سم این مار به گونه ای عمل می کند که هیچ چیزی قادر به جلوگیری از آن نیست زیرا سریعا با جریان خون مخلوط شده و تمامی رگ هایی را که از آن عبور می کند را می بندد، سپس به قلب رسیده و همانجا قلب را از کارمی اندازد. این مار از دسته مارهای "مامبای سیاه" به شمار می آید.

افعی موکتی" یکیاز زهر آلودترین مارها اما بسیار کوچک است. این مار می تواند تا 75 سانتی متر رشد کند و همچنین زیستگاه آن نیز در آفریقا و خاورمیانه است. این افعی در زمان خطر از خودش صدای زیری ایجاد می کند و همچنین نوع حرکت آن نیز به حرف S انگلیسی شبیه است. یک نیش "افعی موکتی" می تواند دو انسان و 3300 موش را ضربه فنی کند. محققان بر این اعتقاد هستند که این مار عامل بسیاری از مرگ و میرهای انسانی بر اثر مارگزیدگی است. افعی موکتی در هر بار نیش زدن 20 میلی گرم زهر به بدن قربانی وارد می کند.

همانطور که از پوست راه راه این مار پیدا است رنگ های زرد و مشکی این مار باعث شده است تا به این نام مشهور شود. مار ببری در منطقه جنوب استرالیا و تازمانیا زندگی می کند و به عنوان یکی از خطرناکترین مارهای دنیا شناخته می شود. این مار می توان تا دو متر رشد کند. هر بار نیش این مار 112 میلی گرم زهر وارد بدن می کند و می تواند 8 انسان و 13333 موش را بکشد. این اعداد واقعا وحشتناک هستند و هیچکس دوست ندارد نزدیک این مار شود.


andishmand
     
#12 | Posted: 24 Apr 2017 15:30 | Edited By: Erfan1993
(خطرناک ترین وسمی ترین عقرب ها )

عقرب قرمز هندی عقرب‌ها از نخستین شکارچیانی هستند که پا به خشکی گذاشتند. از میان ۱۵۰۰ گونه عقرب شناخته‌شده در سراسر جهان، عقرب سرخ هندی مرگ‌آورترین آن‌هاست که در صورت عدم درمان گزیدگی، مصدوم خواهد مرد.عقرب‌ها یکی از نخستین شکارچیانی هستند که روی خشکی پدید آمدند. آنها توانستند از چنگ صیادان غول‌پیکری مانند دایناسورها جان به در ببرند. حدود ۱۵۰۰ گونه از آن‌ها تاکنون شناسایی شده و در همه‌جای زمین غیر از قطبین یافت می‌شوند


خوشبختانه تنها چند ده گونه از این ۱۵۰۰ گونه برای انسان‌ها مرگ‌آورند و در میان این تعداد معدود، این کژدم سرخ هندی است که لقب مرگ‌آورترین عقرب جهان را بدست آورده است. کژدم سرخ هندی موجودی کوچک و به‌اندازه یک فندک معمولی است، اما زهری بسیار قوی دارد. این عقرب معمولاً در همان‌جایی زندگی می‌کند که انسان‌ها زندگی می‌کنند. به همین دلیل در کشورهایی مانند هند، عقرب‌گزیدگی یکی از مسایل مهم بهداشت و سلامت عمومی به شمار می‌رود و متأسفانه این کودکان هستند که بیشتر دچار این مشکل می‌شوند؛ چراکه اغلب آن‌ها پابرهنه بازی می‌کنند و نیش عقرب سرخ هندی می‌تواند به زخمی دردناک منجر شود که اگر به‌سرعت درمان نشود، احتمالاً به مرگ منتهی خواهد شد. عقرب جزو عنکبوتیان است. این بندپای خطرناک چهار جفت پا دارد که به کمک آن‌ها راه می‌رود، دو چنگک نیز دارد که به کمک آن‌ها شکار را به دام انداخته و آن را به هنگام خوردن، ثابت نگاه می‌دارد. بخش دهان نیز غذا را می‌جود، آن‌را به مایعی لزج تبدیل کرده و به‌سمت شکم خود می‌کِشد. دم بندبند عقرب نیز به بالا خم شده و در انتهای آن، نیش و غده ترشح سم قرار گرفته است. البته این دم غیر از نیش‌زدن، وظیفه حفظ تعادل عقرب را نیز برعهده دارد. عقرب‌ها برخلاف شهرت دیرینه‌ای که دارند، از نیش خود به عنوان آخرین راهکار برای شکار استفاده می‌کنند. عقرب‌ها موجوداتی خجالتی هستند و به‌جای آن‌که به دنبال شکار بگردند، گوشه‌ای دنج را انتخاب کرده و در آن‌جا به انتظار شکار صبر می‌کنند.

عقرب زرد اسرائیلاین عقرب یکی از کشنده ترین انواع عقرب است و زهر آن به شدت سمی است و اگر کسی را نیش بزند به احتمال زیاد هرگز درد آن را فراموش نخواهد کرد .علایم و نشانه ای نیش زدن این نوع عقرب شامل : ضربان تند قلب ، فشار خون بالا ، وحتی تشنج و کما است . حتی ممکن است کودکان و افراد ناسالم را از پای در بیاورد.این عقرب ها بسیار تهاجمی هستند و اگر در فضای بسته قرار گیرند بسیار آشفته می شوند .گاهی اوقات شناسایی آن ها بسیار سخت است چون رنگ آن ها بسته به محیط زندگی آن ها متفاوت است . آن ها معمولا زرد یا سبز هستند و ظاهر آن ها مانند الاسیتک است و تقریبا شبیه اسباب بازی هستند . پس لطفا قبل از برداشتن اسباب بازی که مانند عقرب است مطمئن شوید که آن ها واقعا از این نوع عقرب نیستند!

عقرب دم کلفتی عربی این عقرب نیز بسیار کشنده است . نیش این عقرب می تواند علایم وحشتناکی مانند تشنج ، بیهوشی و فشار خون بالا ایجاد کند . مانند دو عقرب قبلی ، افرادی که کودک هستند یا مشکل قلبی دارند بیشتر در معرض مرگ هستند. اگر قربانی بعد از گذشت 7 ساعت به پزشک مراجعه نکند امکان مرگ او بسیار افزایش می یابد.بسیاری از مردم عقرب دم کلفت عربی را با عقرب دم سیاه اشتباه می گیرند در حالی که این دو از دو گونه متفاوت هستند ،گرچه آن ها شبیه هم اند. یکی از تفاوت های عمده بیا این دو نوع عقرب این است که عقرب عربی دم سیاه ، چنگک های بزرگتری دارد.


andishmand
     
#13 | Posted: 25 Apr 2017 11:46 | Edited By: Erfan1993

( سه گونه از خطرناک ترین زیباترین قوی ترین پلنگ ها )

پلنگ ایرانی نام علمی(Panthera pardus saxicolor) بزرگترین یا یکی از بزرگترین زیرگونه‌های پلنگ است که بومی غرب آسیا است و در فهرست جانوران «در معرض خطر انقراض» آی‌یوسی‌ان قرار دارد.اندازه‌ها و رنگ پوشش بدن در مناطق مختلف در گستره پراکنش پلنگ در ایران، تفاوت قابل توجهی با یکدیگر دارند. به طور کلی طول بدن پلنگ‌های بالغ به ۱۶۰ و گاهی تا ۱۸۰ سانتی‌متر می‌رسد و طول دم آن‌ها ۱۱۰ سانتی‌متر است. وزن این پلنگ بعضا تا ۹۰ کیلوگرم و ارتفاع آن تا شانه به ۷۵ سانتی‌متر می‌رسد.


اصلی‌ترین تهدید پیش‌روی بقای این حیوان جداشدن زیستگاه‌ها و قطع ارتباط ژنتیکی گروه‌های مختلف این حیوان است که معمولاً به تشکیل گروه‌های بسیار کوچک منجر شده‌است. به‌طوری‌که در همه قلمرو زیستی این حیوان هیچ گروه جمعیتی وجود ندارد که دربرگیرنده بیش از ۱۰۰ پلنگ بالغ باشد.
کاهش طعمه بر اثر شکار انسان‌ها، گسترش زیربنایی، مزاحمت‌های انسانی و از میان رفتن زیستگاه (شامل چیدن گیاهان و قارچ‌های خوراکی، ساخت معدن، جاده‌سازی، جنگل‌زدایی، آتش‌سوزی و چرای دام) عواملی‌ست که منجر به تکه‌تکه‌شدن زیستگاه‌های حیوان شده‌است. بحران اقتصادی پس از فروپاشی شوروی و کاهش نظارت بر مناطق حفاظت‌شده باعث شد تا با شکار بی‌رویه حیوانات سم‌دار در آسیای میانه و قفقاز و همچنین فعالیت‌های اقتصادی در نواحی محل زندگی پلنگ جمعیت انواع بز کوهی، گوسفند وحشی، مرال، شوکا که طعمه‌های اصلی پلنگ می‌باشند، به شدت کاهش پیدا کند و این امر تأثیر منفی بر جمعیت این حیوان بگذارد. گراز تنها شکار پلنگ است که جمعیت آن در سال‌های اخیر کاهش چندانی نداشته‌است.
شکار مستقیم این حیوان ممکن است به‌عنوان تروفه (شکار افتخاری)، برای فروش پوست (به ویژه در افغانستان)، تیراندازی برای حفاظت از حیوانات خانگی (به ویژه در ایران و ترکمنستان) و کشتن به محض مشاهده (بیشتر در قفقاز و شرق ترکیه) صورت گیرد. این موارد شایع نیست ولی با توجه به جمعیت کوچک این حیوان تأثیر قابل توجهی بر ادامه حیات گروه‌های کوچک این حیوان دارد. به‌ویژه در قفقاز که پلنگ‌ها در تعدادی ناچیز در مناطقی گسترده پراکنده‌اند و از بین رفتن حتی یک عدد از آن‌ها ثبات جمعیتی را برهم می‌زند، به همین دلیل حتی در مناطقی که از نظر شکار غنی هستند، همچون جنوب ارمنستان، تعداد واقعی پلنگ‌ها بسیار کمتر از چیزی است که با توجه به تعداد حیوانات شکار آن می‌توان حدس زد.در تهران در سال ۱۹۹۸ یک انجمن غیر دولتی به نام «انجمن حفاظت از پلنگ ایرانی» ایجاد شد که کوشش‌هایی را در این زمینه انجام می داد.در ۳ خرداد ۱۳۹۴ بهای شکار و صید پلنگ ایرانی از ۵ میلیون تومان به ۸۰ میلیون تومان افزایش یافت

غذای پلنگ با توجه به منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کند متفاوت است. بخش عمده رژیم غذایی پلنگ ایرانی از شکار سم‌داران میان‌جثه همچون بز کوهی (کل و بز)، انواع گوزن به ویژه مرال، گوسفند وحشی (قوچ و میش)، انواع غزال به ویژه آهوی گواتردار ایرانی، و گراز تأمین می‌شود. در کنار آن از شکارهای کوچک‌تری نظیر موش، خرگوش و تشی و گوشتخواران کوچک‌تر مانند روباه و شغال در کنار انواع پرندگان و خزندگان طعمه او می‌گردند. در ایران شکار اصلی این جانور کل و بز است و محل زندگی پلنگ نیز تا حد زیادی با محل زندگی کل و بز همسانی

از بین رفتنِ پلنگ به دنبال شکار و استفاده از طعمه مسموم، تخریب زیستگاه‌های این گونه و تصادفات جاده‌ای، سازمان حفاظت محیط زیست را بر آن داشته است تا برنامه جامع مدیریت و حفاظت پلنگ ایرانی را با بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی ایرانی تدوین نماید. بیمه پلنگ ایرانی یکی از فصول برنامه ملی حفاظت و مدیریت پلنگ ایرانی است که در اواخر سال ۱۳۹۴توسط ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ شد.در تاریخ ۱۳۹۵/۰۲/۰۴، تفاهم‌نامه‌ای میان سازمان حفاظت محیط زیست و شرکت بیمهٔ ما، برای بیمه پلنگ ایرانی و خسارات اشخاص ثالث و دام امضا شد؛ بنابراین بیمه ما ضمن اینکه حامی پلنگ ایرانی محسوب می‌شود، حامی بخش آگاهی رسانی با رویکرد حفاظتی نیز هست


هدف کلی این بیمه نامه شامل ارتقا سطح کیفی حفاظت از زیر گونه در معرض خطر انقراض پلنگ ایرانی در گستره وسیع پراکنش آن در کشور از طریق ساماندهی و جبران خسارات وارد شده به اشخاص ثالث و کنترل تعارضات و کاهش تلفات ناشی از فعالیت‌های انتقامجویانه افراد و بهبود شرایط حفاظتی در مناطق حادثه خیز همگام با اطلاع‌رسانی و ترویج فرهنگ حفاظتی، می‌باشد. موضوعات تحت پوشش بیمه جامع پلنگ ایرانی شامل خسارات وارد شده به اشخاص ثالث، خسارات دام و خسارت خود پلنگ است.

جَگوار یا پلنگ خالدار آمریکایی (نام علمی: 'Panthera onca') بزرگ‌ترین جانور از تیرهٔ گربه‌سانان در قارّهٔ آمریکا به‌شمار می‌آید.نام جگوار ریشه در زبانهای توپیایی-گوارانی که از زبان‌های بومی آمریکا است دارد و سپس وارد دیگر زبان‌ها شده است .تحقیقات روی DNA جگوار٬ شیر٬ پلنگ برفی٬ یوزپلنگ، ببر٬ پلنگ و پلنگ ابری نشان می‌دهد اینها یک جد مشترک داشته‌اند.

اندازهٔ بدن آنها ۱۱۲ تا ۱۸۵ سانتیمتر و اندازهٔ دم آنها ۴۵ تا ۷۵ سانتیمتر است. وزن آنها بین 60تا 130 کیلو گرم متفاوت است. پوست لکه دار و زیبای جگوار او را در جنگل استتار می‌کند. رنگ بدن آنها از زرد روشن تا قهوه‌ای مایل به سرخ متغیّر است و حاوی خال‌های سیاه می‌باشد. جگوار شباهت زیادی به پلنگ دارد ولی خال‌های روی پوست او درشت تر و بدنش کوتاه‌تر و سر او بزرگتر است. وزن او نیز از پلنگ بیشتر است. پاهای جگوار نسبتاً کوتاه ولی حجیم و نیرومند هستند.تعداد کمی از جگوارها کاملاً به رنگ مشکی هستند که البته کمتر از ۶ درصد جمعیت جگوارها را تشکیل می‌دهند.

این جانوران تنها زندگی می‌کنند و اصولاً شب فعال‌اند. جگوار می‌تواند مانند پلنگ به سرعت از درخت‌ها بالا برود و خود را مخفی کند و در کمین بنشیند. آنها شناگران خوبی نیز هستند و گاهی ماهی می‌خورند. جگوار به کمک پنجه و آروارهٔ نیرومندش می‌تواند شکارهای بزرگی مانند تاپیر، میمون و گوزن را از پا درآورد. شکار اصلی‌اش پکاری و کاپی بارا است ولی اگر مجبور شود سراغ خزندگان و لاک‌پشتها می‌رود و حتی گاهی تمساح نیز شکار می‌کند. این جانور می‌تواند مانند سایر گربه‌سانان به سرعت‌های بالا رسیده و آن را برای زمان کوتاهی حفظ کند. به همین دلیل باید به طعمهٔ خود بسیار نزدیک شود تا بتواند او را شکار کند. جگوارها از جانوران بسیاری از جمله بزکوهی، آهو، سمور، پرندگان، لاک پشت‌ها، خوک‌های وحشی٬ خوک‌های پوزه دراز مالایا و ماهی تغذیه می‌کنن

محّل زندگی جگوار از شمال آرژانتین در آمریکای جنوبی تا جنوب غربی ایالات متّحده در آمریکای شمالی است. این جانوران در جنگل‌های گرمسیری پر باران و معمولاً در کنار آب زندگی می‌کنند. جگوارها در قلمروهای وسیعی زندگی می‌کنند به طوری که جگوار ماده به حداقل ۲۵ کیلومتر مربع قلمرو نیاز دارد و قلمرو نر بسیار بیشتر است. محدوده زیستگاه‌ها با هم تداخل دارد ولی همسایه‌ها برای کاهش درگیری از هم دوری می‌کنند.

جگوارهای ماده پس از ۹۳ تا ۱۰۵ روز بارداری یک تا چهار توله می‌زایند و در مکانی امن از آنها نگهداری می‌کنند. بچه‌ها حدود دو سال کنار مادر می‌مانند. اکنون این جانور در بسیاری از بخش‌ها در خطر انقراض قرار گرفته است. انسان جگوار را برای خزش و نیز به دلیل اینکه به گاوها حمله می‌کند شکار می‌کند. جگوار در اسارت تا ۲۳ سال عمر کرده است.

در فرهنگ مردم آمریکای مرکزی و جنوبی جگوار سابقه طولانی دارد و نماد قدرت به حساب می‌آید. در فیلم سینمایی آپوکالیپتو شخصیت اصلی داستان پس از تحت تعقیب قرار گرفتن توسط یک جگوار سیاه دچار تحول می‌شود.

پلنگ برفی (نام علمی: Uncia uncia) گربه‌سانی است که در کوه‌های مرتفع آسیای میانه، هیمالیا و تبت زندگی می‌کند.این حیوان در گذشته در یک سرده مخصوص به خود به نام uncia (اونسیا) طبقه‌بندی می‌شد اما بر اساس مطالعات ژنتیکی جدید در سرده panthera (گربه‌سانان بزرگ) قرار گرفته است و با اینکه از نظر ظاهری به پلنگ شباهت بیشتری دارد اما نزدیکترین خویشاوند آن ببر است.پلنگ برفی معمولاً در ارتفاع ۳ هزار تا ۴۵۰۰ متری زندگی می کنند اما گاهی در هیمالیا به ارتفاع بالای ۵۵۰۰ متر هم می‌روند و در بخش‌های شمالی زیستگاه خود در ارتفاع ۶۰۰ تا ۱۵۰۰ متری هم مشاهده شده‌اند

پلنگ‌های برفی از بقیه گربه‌های بزرگ کوچکترند. بر روی پوست آنها روزت‌های (خال‌های رز شکل) تیره رنگ وجود دارد. ویژگی‌های پلنگ برفی متناسب با نواحی سرد و کوهستان‌های صخره‌ای و پرشیب است: پای کوتاه جلو و پای بلند عقبی به حرکت در شیب‌های تند کمک می‌کند و پنجه‌های بزرگ برای حرکت در برف مناسب است. دم آن‌ها بسیار بلند است و این هم برای تعادل بهتر و هم برای آن است که در سرما آن را به دور بدن خود حلقه کنند. دماغ بزرگ و قفسه سینه بزرگ برای تنفس هوای رقیق و سرد کوهستان مناسب است و موهای انبوه بلند با پوست ضخیم و پشمی گرمای بدن را نگه می‌دارد. موی آنها به رنگ زرد دودی و مایل به قهوه‌ای است. گوش‌های این جانور برای دفع کمتر گرما، گرد و کوچک است.


پلنگ‌های برفی در اسارت تا ۱۲ سال عمر کرده‌اند. بالغ‌ها معمولاً ۳۵ تا ۵۵ کیلو وزن دارند و طول بدن آن‌ها ۷۵ تا ۱۳۰ سانتیمتر است. در دو تا سه سالگی به بلوغ جنسی می‌رسند و در اواخر زمستان روابط جنسی جفتگیری کرده و معمولاً دو یا سه بچه در اواخر بهار به دنیا می آورند.پلنگ برفی در تبت و قسمتهای دیگر چین جمعیت بیشتری دارد و در زیستگاه‌های آسیای میانه و هیمالیا کمیاب شده است.

از دیگر ویژگی‌های این پلنگ که در سایر گربه‌های بزرگ مشاهده نشده باید به صدای جیغ مانند (به سبب نداشتن خشک‌نای) و چشم سبز کمرنگ اشاره نمود.با توجه به حضور پلنگ برفی در مناطق بسیار صعب‌العبور و دور از دست و پنهان‌کاری بسیار این جانور تعداد و مناطق دقیق محل زیست آن مشخص نیست و اطلاعات کمی هم از عادات رفتاری آن در دست است. یک برآورد جمعیت این حیوان را ۴ تا ۷ هزار قلاده اعلام کرده است.پلنگ برفی حیوانی گوشتخوار و شکارچی فرصت‌طلبی است و تقریباً از هر منبع گوشتی که به دست آورد از جمله لاشه و حیوانات اهلی تغذیه می‌کند و برخلاف گربه‌سانان دیگر مقدار قابل توجهی نیز مواد گیاهی مثل علف و شاخه و برگ به غذای خود اضافه می‌کند. آن‌ها توان شکار حیواناتی با دو تا چهار برابر وزن خودشان مثل تار هیمالیایی، غرم، گوسفند آبی هیمالیا، بز مارخور، اسب و شتر را دارند و به سراغ شکارهای کوچکتر نظیر خرگوش صحرایی و جوندگان و پرندگانی چون کبک و خروس برفی هم می‌روند. احتمالاً بجز یاک نر بالغ تمام حیوانات دیگری که در محل زیست پلنگ برفی حضور دارند می‌توانند طعمه آن باشند.


andishmand
     
#14 | Posted: 26 Apr 2017 16:57 | Edited By: Erfan1993
(خطرناک ترین و زیباترین کرم ها)

در کره خاکی پهناور، گونه‌های مختلف کرم (worm) وجود دارد. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندام‌های حسی است، به قصد برخورد و روبروشدن با محیط به‌طرف جلو حرکت می‌کند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنج‌ها ، مرجان‌ها و شانه‌داران اختلاف و تمایز دارند.این جانوران می‌توانند روی سطح شکمی که رو به پایین و در برابر زمین واقع است گردش کنند و یا بی‌حرکت بمانند. کرمها تقارن دو جانبی دارند. عده‌ای از آنها زندگی آزاد داشته و محل زندگیشان متفاوت است و عده‌ای دیگر زندگی انگلی دارند و در بدن گیاهان ، جانوران و حتی انسان به سر می‌برند و اغلب مولد امراض خطرناکی برای آنها هستند.

کرم خاردار حلزونی ظاهری بسیار جذاب و زیبا دارد ولی به هیچ عنوان مخلوقی نیست که شما بخواهید آن را بر روی دستان خود قرار دهید. این جاندار مراحل مختلفی از رشد و تکامل را در طول زندگی خود تجربه می‌کند. این حیوان دارای زواید خاردار متعددی در پشت و پهلوی خود است که به غده‌های سمی متصل است. این خارها را خارهای «کالتراپ» (calltrop) می‌نامند زیرا شباهت زیادی با یکی از سلاح‌های باستانی استفاده شده توسط ارتش روم است. این خارها می‌توانند تنها با یک تماس کوچک موجب ایجاد درد زیاد و ایجاد جوش‌های دردناک بر روی سطح پوست شوند. این کرم را معمولا می‌توان بر روی درخت‌های بلوط، بید مجنون و هر درخت برگریز دیگری مشاهده کرد.

(کرم پروانه بنگر) این کرم‌ها ظاهر بسیار جذاب و دوست‌داشتنی دارند و به تدریج در طی مراحل رشد خود از رنگ نارنجی به سبز روشن تغییر رنگ می‌دهد و در طول همین پروسه، موهای خارمانندی بر روی بدن این حیوان رشد می‌کند. این ظاهر جالب مسلما بسیاری افراد را تحریک به لمس کردن این کرم خواهد کرد که البته با اولین برخورد تماسی، مقداری سم از همین موهای خاردار آزاد شده و درد شدیدی را در مصدوم به وجود می‌آورد. غذای مورد علاقه این کرم‌ها در گل‌های سرخ یافت می‌شود بنابراین مراقب گل‌های سرخ حیات منزل خود باشید

کرم پروانه کولی یک کرم با موهایی بلند و بدنی رنگارنگ است. در ابتدا این حیوان فقط در اروپا و آسیا یافت می‌شد اما از ابتدای قرن نوزدهم با راهیابی به آمریکای شمالی، مناطق وسیعی از جهان را به تسخیر خود در آورده است. این کرم‌ها در واقع در فهرست سمی‌ترین کرم‌های جهان قرار ندارند و دلیل اصلی قرار داشتن آنها در فهرست ما، این است که موهای بلند روی بدن آنها موجبات ایجاد درد شدید و آماس پوستی را خصوصا برای افرادی که پوست‌های حساسی دارند فراهم می‌کند.

کرم کلاله درخت گردو که به غایت زیبا و جذاب است، یکی از کرم‌هایی است که بهتر است در لمس کردن آن به شدت خودداری کنید. این کرم‌ها می‌توانند موارد شیمیایی مورد نیاز خود برای استفاده به عنوان سپر حفاظتی را از طریق گیاهانی که از آن تغذیه می‌کنند تامین کرده و یک سیستم دفاعی بسیار کارامد را برای خود به وجود آورند. در پی برخورد پوست انسان با بدن این کرم، درد زیادی همراه با خارش‌های پی‌در‌پی به وجود می‌آید و در نهایت منجر به ایجاد جوش‌هایی می‌شود که ظاهر ناخوشایندی دارند و خارش زیادی را در همان ناحیه برای مدت چند روز

یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین پروانه‌های جهان، «پروانه مونارک» (Monarch Butterfly) است و کرم این پروانه نیز تقریبا به همان زیبایی است. رنگ بدن این کرم‌ها براق است و خطوط سیاه و زرد و قرمز روی بدن، نشان‌دهنده یک هشدار جدی برای سایر جانداران است که از خطرات احتمالی این کرم بر حذر باشند. برخلاف ظاهر پر زرق و برق و هشدار دهنده‌ای که این کرم‌ها دارند، در واقع با لمس برای انسان خطری ایجاد نمی‌کنند. البته آنها می‌توانند بر اثر خوردن برخی گیاهان به شدت سمی شوند.

کرم زهردار گل سرخ بدون شک یکی از رنگارنگ‌ترین و جذاب‌ترین کرم‌های پروانه در سراسر جهان است. مشخصه اصلی این کرم‌ها داشتن چندین جفت تیغ زبر و بلند در دو سمت بدن است که شباهت زیادی به شاخ دارد. همانطور که از نام این کرم‌ها می‌توان حدس زد، این تیغ‌ها دارای مقدار قابل توجهی سم هستند که می‌تواند عواقب دردناکی را برای هر فردی که با آنها تماس پیدا کنید ایجاد کنند. این غول‌های کوچک را می‌توان در درختان سیب، بلوط (oak)، چنار (sycamore)، زغال اخته (dogwood) و همینطور بوته‌های رز پیدا کرد بنابراین همواره در هنگام لمس کردن این گیاهان دقت

«کرم پروانه سینیبار» برای مهاجمانی که قصد خوردن این موجود را دارند مزه تند و تلخی دارد که آن را به طعمه‌ای غیر قابل خوردن برای صیادان بدل کرده است و رنگ‌های هشدار دهنده بدن نیز کاملا گویای این امر است که بهتر است شکارچیان، فکر خوردن آن را از سر بیرون کنند. تمام سطح بدن این کرم پوشیده از موهای کوتاهی است که در برخورد با پوست، ایجاد سوزش شدید می‌کند. این سوزش به دلیل وجود مواد شیمیایی است که توسط اولین تماس منتقل می‌شوند و می‌تواند مشکلات سلامتی را نیز در انسان‌ها منجر شود. البته ایجاد جوش در محل به ندرت پیش می‌آید. با این وجود مشکلاتی نظیر «آسم آتوپیک» (atopic asthma)، «ورم غضروفی یا استخوانی» (osteochondritis)، «ناتوانی کلیوی» (renal failure)، «ورم پوستی» (dermatitis) و «خون‌ریزی» (haemorrage) همگی از مشکلاتی هستند که به وسیله این کرم‌ها سابقه ایجاد داشته‌اند بنابراین هر فردی باید به دقت در برخورد با آنها رفتار کند.

«کرم دخترک» یا «حلزون پشمالو» (woolly slug) سمی‌ترین نوع کرم‌های پروانه در ایالات متحده به شمار می‌رود. این هیولاهای کوچک، اسید خود را توسط تیغ‌هایی که در سرتاسر بدن دارند به هر مهاجمی که با آنها تماس پیدا کند تزریق می‌کنند. این ماده در برخورد با پوست انسان، بیشترین میزان واکنش را در پی خواهد داشت. با توجه به اینکه ظاهر این کرم‌ها ممکن است با گلوله‌های پشمی اشتباه گرفته شود، بسیاری از مردم آنها را برمی‌دارند و در همین برخورد کوتاه، درد زیادی را متحمل خواهند شد. این کوچولوهای خزنده در درختان مرکبات (citrus)، نارون سرخ (elms) و بلوط (oaks) و بسیاری از گیاهان باغچه‌ای دیگر یافت می‌شوند بنابراین همواره چشمانتان را باز نگاه دارید.

کرم‌های پناهگاه کیسه‌ای به گروه کرم‌های «گروهی» (processionary) تعلق دارند که خطرناک‌ترین گروه از کرم های پروانه هستند و به هیچ عنوان نباید آنها را لمس کرد. لاروها در داخل کیسه‌ای قهوه ای رنگی که از ابریشم است قرار می‌گیرند و در طول شب برای خوردن غذا خارج شده و از گیاهان گوشتالو تغذیه میکنند.
در زمان حرکت بین گیاهان یا درختان، این کیسه کاملا از قسمت سر به ته حرکت می‌کند و شکل گروهی (procession) را پدید می‌آورند که نشان دهنده علت نام‌گذاری این گروه از کرم‌هاست. سمی که این کرم‌ها تولید می‌کنند بسیار خطرناک است و گزش توسط این کرم‌ها در ونزوئلا و در جنوب برزیل از مشکلات جدی سلامتی افراد به شمار می‌رود.افراد بدشانسی که سابقه برخورد فیزیکی با این موجودات را داشته‌اند درد زیادی را تحمل کرده‌اند زیرا این برخورد منجر به خونریزی داخلی و به طور همزمان خونریزی خارجی می‌شود و سم آنها دارای خاصیت ضد انعقاد (anti-coagulant) بسیار بالایی است. این کرم‌های زیبا از خود به وسیله موهای زبری که به غدد سمی متصل است دفاع می‌کنند. سم موجود در بدن آنها به اندازه‌ای است که به سادگی می‌توانند یک انسان را به خونریزی‌هایی بیاندازند که به سرعت منجر به مرگ شود.


andishmand
     
#15 | Posted: 27 Apr 2017 18:11 | Edited By: Erfan1993
سگ جنگلی یا سگ وحشی آسیایی یا سگ وحشی هندی یا سگ سرخ (نام علمی: 'Cuon alpinus') پستانداری است که در خاور دور٬آسیای مرکزی و آسیای جنوبی زندگی می‌کند. این حیوان درخطر انقراض قرار دارد. سگ جنگلی در مناطق جنگلی زندگی می‌کند.

سگ جنگلی با دمی سیاه رنگ و پشمالو و بدنی قرمز رنگ به راحتی تشخیص داده می‌شوند. این حیوان گوشت خوار است. اجتماعی هستند و اغلب در دسته‌هایی که به بیش از ۲۰ حیوان می‌رسد و به شکار می‌پردازند. توله‌ها به رنگ خاکستری تیره‌اند.ممکن است با سگهای اهلی هم جفت گیری کنند. سگ‌های جنگلی از موفق ترین شکارچیان به شمار می‌آیند. سگ‌های جنگلی یا سگ‌های قرمز حدود ۹۰ سانتی متر طول دارند.طول آن‌ها به ۶۷- ۱۱۲ سانتی‌متر می‌رسد و وزنشنان ۱۵- ۲۵ کیلوگرم.

این حیوان تعداد کمی دارد و در لیست سرخ IUCN قرار دارد.یعنی این پستاندار در مدت کوتاهی منقرضمی‌شود.شکارچیان این حیوان را برای پوست شکار می‌کنند.این حیوان ازعنوان گوزن ٬بز، آهو، خرگوش، موش‌آهو ٬گاو ٬بنتنگ٬ گاومیش و گراز تغذیه می‌کند.آن ها می توانند یک جانور ۲۰۰ کیلویی را از پا در بیاورند.آنها می توانند یک ببر را هم از پا در بیاورند.سگ وحشی آسیایی به صورت گروهی زندگی می‌کند.

سگ جنگلی در هند ٬ جاوه، سوماترا، قزاقستان، کامبوج، قرقیزستان، تایلند، تاجیکستان، چین، کره، نپال، بنگلادش، بوتان، ویتنام، مالزی، میانمار، مغولستان، لائوس و روسیه زندگی می‌کند.

سگ وحشی آفریقایی (نام علمی: Lycaon pictus) سگ‌سانی بزرگ‌جثه است که تنها در آفریقا، و به ویژه مناطق ساوانایی و دارای پوشش درختی اندک، یافت می‌شود. این سگ وحشی با نام‌های لیکائون پیکتوس، سگ شکار آفریقایی، سگ شکار دماغه، سگ رنگ‌آمیزی‌شده، و سگ خالدار نیز شناخته می‌شود.

سگ وحشی آفریقایی تنها سگ‌سانی است که ۴ انگشت در هر پا دارد (دیگران دارای ۵ انگشت هستند). جمجمه آن همانند جمجمه کفتار است و فکی بزرگ دارد که آن را "گوشتخوار"تر از دیگر سگ‌سانان می‌کند. وزن آن میان ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم است و ارتفاعش تا شانه ۶۰ تا ۸۰ سانتی‌متر است. طول بدن این پستاندار میان ۱ تا ۱٫۵ متر است و اندازه طول دم ۳۰ تا ۴۰ سانتی‌متر است. نرها بزرگ‌جثه‌تر از ماده‌ها هستند.این سگ‌ها گوش‌های گرد بزرگی دارند مملو از مو که آن‌ها را از ورود حشرات و پشه‌ها محافظت می‌کنند. آن‌ها غدد عطری دارند که ماده‌ای معطر و نامطبوع را آزاد می‌کند که به گمانی برای ارتباط برقرار کردن به کار می‌رود.با آنکه این جانوران گونه‌ای سگ‌سان هستند، مانند سگ پارس نمی‌کنند و همچون گرگ زوزه نمی‌کشند، بلکه غرغرهایی تولید می‌کنند که مانند صدای سگی هستند که از پیدا کردن صاحبش خوشحال است. پوست بدن آن‌ها دارای رنگ‌های مختلف قهوه‌ای، سیاه، زرد، و سفید است و به آسانی تشخیص داده می‌شوند.میانگین طول عمر این جانوران ۱۲ سال است.


andishmand
     
#16 | Posted: 29 Apr 2017 21:21 | Edited By: Erfan1993
نهنگ قاتل که به نام اُرکانیز شناخته می‌شود، پستانداری دریایی است که به خانواده دلفین‌های اقیانوسی تعلق دارد و بزرگ‌ترین جاندار در میان دلفین‌سانان است. نهنگ‌های قاتل در اقیانوس‌های سراسر جهان، از دریاهای قطبی گرفته تا دریاهای گرمسیری، یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گوناگونی را به‌عنوان غذا اختیار می‌کنند، با این حال بعضی گروه‌ها تنها به دنبال یک طعمه می‌روند. بعضی تنها از ماهیان تغذیه می‌کنند و برخی دیگر به گله‌های پستانداران دریایی، مانند فک، شیر دریایی، گراز دریایی و حتی نهنگ‌ها نیز حمله می‌کنند. نهنگ‌های قاتل در بالای هرم غذایی هستند، دشمنان طبیعی ندارند و گاه کوسه‌های بزرگ را نیز طعمه خود می‌کنند.
نهنگ‌های قاتل بسیار اجتماعی‌اند؛ بعضی دسته‌های آن‌ها دارای خانواده‌های مادرنهاد هستند که پایدارترین خانواده‌های این چنینی در میان همه جانوران را تشکیل می‌دهند.روش‌های شکار پیچیده و صداهای تولیدیشان، که اغلب منحصر به یک دسته‌اند و نسل به نسل منتقل می‌شوند، به عنوان گونه‌ای از فرهنگ شناخته می‌شوند.
در حال حاضر اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست وضعیت بقای نهنگ قاتل را در حالت اطلاعات ناکافی طبقه‌بندی کرده‌است چرا که این احتمال وجود دارد که یک زیرگونه یا بیشتر از این جاندار، خود گونه‌هایی جدا باشند.بعضی جمعیت‌های محلی این گونه در برخی مناطق به دلایلی مانند نابودی طعمه‌ها، از میان رفتن قلمرو، آلودگی آب و یا برخورد با ماهیگیران به‌عنوان گونه تهدیدشده یا در معرض خطر در نظر گرفته می‌شوند.نهنگ‌های قاتل به عنوان خطری برای انسان دیده نمی‌شوند،با این حال گزارش‌هایی از زخمی یا کشته شدن تربیت کنندگان نهنگ‌های قاتل در اسارت و در پارک‌های نمایشی پستانداران دریایی منتشر شده‌است. این جانوران نقش مهمی در فرهنگ و باورهای مردم بومی مناطقی از جهان دارند و به آن‌ها هم به عنوان روح انسان‌ها و هم کشتارگرانی بی‌رحم نگریسته می‌شود.

«نهنگ قاتل» واژه‌ای برگرفته از بازگردانی معادل انگلیسی آن است؛ واژه‌ای که دانشمندان انگلیسی زبان اغلب به کار می‌برند، با این حال نام «اُرکا» نیز پسند روزافزونی پیدا کرده‌است. «نهنگ قاتل» پیشتر «قاتلِ نهنگ» بوده‌است که در طی زمان دگرگون شده. هواداران به کارگیری «نهنگ قاتل» به تاریخچه طولانی‌تر این واژه اشاره می‌کنند. در واقع نام سردهٔ (Orcinus) به معنای «از پادشاهی مردگان» و یا «متعلق به ارکوس» است. از دهه ۱۹۶۰ میلادی «ارکا» محبوبیت روزافزونی یافت و اکنون هر دو نام به کار برده می‌شوند. عده‌ای از پژوهشگران نام ارکا را ترجیح می‌دهند تا واژهٔ با بار منفی «قاتل» به‌کار برده نشود.همچنین از آنجا که این جانور عضوی از خانواده دلفین‌سانان است، و به دیگر دلفین‌ها نزدیک‌تر است تا نهنگ‌ها، بهره‌گیری از این نام جلوی خطاهای رایج را می‌گیرد.

[/align]
سه تا پنج نوع گوناگون نهنگ قاتل در جهان وجود دارند که به اندازهٔ کافی با هم تفاوت دارند که بتوان آن‌ها را از نژادهای گوناگون؛ زیرگونه‌ها و یا حتی گونه‌های مختلف دانست.
بنا به گزارش سال ۲۰۰۸ IUCN
طبقه‌بندی این گونه آشکارا نیاز به بازنگری دارد و این احتمال هست که Orcinus orca در خلال سال‌های آینده به تعدادی از گونه‌های متفاوت و یا حداقل زیرگونه‌های متفاوت تقسیم شود.انواع گوناگون نهنگ‌های قاتل را می‌توان به صورت زیر طبقه‌بندی کرد:نوع A که بیشتر نهنگ‌های قاتل با آن شناخته می‌شوند و بدنی بزرگ با رنگ‌های سیاه و سفید و بخش سفید رنگی با اندازه متوسط دور چشم دارد؛ در دریاهای آزاد شنا و از ماهی و نهنگ نیزه‌ای تغذیه می‌کند.نوع B که کوچکتر از نوع A است و دارای رنگ‌آمیزی سفید با اندازه بزرگ دور چشم‌ها. بیشتر بخش‌های تاریک بدن آن به جای رنگ سیاه به رنگ خاکستری میانه هستند و بخش‌های روشن بیشتر به رنگ زرد محو. این نوع بیشتر از خوک دریایی تغذیه می‌کند.نهنگ قاتلی از نوع C به همراه فرزندش در دریای راس. به چگونگی حرکت سپیدی دور چشم به سوی بالا دقت کنید. بیرون آوردن سر از سوی این جانور به منظور شناسایی محیط پیرامون صورت می‌گیرد؛ کاری که در زبان انگلیسی به نام (Spyhopping) شناخته می‌شود.نوع C که کوچکترین نوع است و در گروه‌های بزرگتری از دیگر نوع‌ها زندگی می‌کند. سفیدی دور چشم این نوع به شکلی باریک به سوی بالا حرکت می‌کند و به موازات بدن قرار نمی‌گیرد. همانند نوع B، رنگ پوست این نوع سفید و خاکستری میانه‌است. تنها طعمهٔ دیده شدهٔ این نوع، ماهی کد جنوبگاپا است.نوع D که بر پایهٔ عکسی از یک به گل نشستگی بزرگ از نهنگ‌های قاتل در نیوزیلند در سال ۱۹۵۵ و نیز چهار بار مشاهده در اقیانوس از سال ۲۰۰۴ به این سو، شناخته شد. اندازه روشنی دور چشم این نوع بسیار کوچک است و بالهٔ پشتی‌ای کوتاه و خمیده و سری گرد-شکل دارد. این نوع در محدوده‌های جغرافیایی جنوبگان، در میان عرض‌های جغرافیایی °۴۰ و °۶۰ جنوبی زندگی می‌کند. با آنکه اطلاعات چندانی دربارهٔ رژیم غذایی این نوع وجود ندارد، گمان بر این می‌رود که ماهی جزء اصلی غذای آن باشد.انواع B و C در کنار کلاهک یخی قطب جنوب زندگی می‌کنند و رنگ زرد روی بخش‌های سفید بدنشان، احتمالاً، ناشی از جلبک‌ها و جانداران تک‌سلولی این منطقه می‌باشد.ردیف‌های دی‌ان‌ای میتوکندریایی، این فرضیه را که این جانوران گونه‌هایی مختلف هستند که به تازگی از هم جدا شده‌اند، تقویت می‌کند.پژوهش‌های تازه برروی این ساختارهای دی‌ان‌ای مشخص کرده‌اند که دو گروه ساکن جنوبگان، که ماهی و فک می‌خورند، باید به عنوان گونه‌هایی جداگانه شناخته شوند. دربارهٔ نهنگ‌های قاتل نامستقر اقیانوس آرام شمالی نیز چنین پیشنهادی داده شده‌است، با این حال مشخص کردن وضعیت دیگر زیرگونه‌ها نیاز به اطلاعات بیشتری دارد.در حال حاضر بررسی‌هایی برای پی‌بردن به روابط ژنتیکی میان انواع گوناگون نهنگ قاتل و نیز دانستن اینکه آیا انواع گوناگون شناسایی شده دارای تاریخ فرگشتی متفاوت هستند یا نه، انجام می‌شود. برای نمونه، می‌توان به دسته‌های مختلف نهنگان قاتلی اشاره کرد که در مناطق و دریاهای گوناگون از پستانداران دریایی تغذیه می‌کنند. مدت‌های زیادی گمان بر این بود که همه این نهنگ‌های قاتل نزدیکی زیادی با یکدیگر دارند، با این حال آزمایش‌های ژنتیکی چنین فرضیه‌ای را رد کرده‌اند.

نهنگ‌های قاتل به گونهٔ مشخص دارای پشتی سیاه و سینه و پهلوهای سفید و نیز بخشی سفید دور تا دور چشم‌ها هستند. بچه‌ها به‌هنگام دنیا آمدن دارای بخش‌هایی به رنگ زرد یا نارنجی کم‌رنگ هستند که به تدریج به سفید می‌گرایند. رنگ پوست در کنار اندام‌های جنسی نر و ماده دارای الگوهای سیاه و سفید متفاوت است. رنگ پوست کامل سفید در میان نهنگ‌های قاتل بسیار کمیاب است، اما مشاهداتی در این مورد نیز گزارش شده‌است.نهنگ‌های قاتل دارای بدنی سنگین وزن و مقاوم هستند (مقاوم‌تر از بیشتر دلفین‌ها) و نیز بالهٔ فوقانی (باله پشتی) بزرگی، که تا ۲ متر بلندی پیدا می‌کند. به دلیل رنگ منحصربه‌فرد و ظاهر مشخص، هنگامی که این جانوران از دور دیده می‌شوند به آسانی قابل تشخیص‌اند، با این حال نهنگ‌های قاتل نابالغ گاه با دیگر انواع دلفین‌ها اشتباه گرفته می‌شوند.طول نهنگ‌های قاتل ۷ تا ۹٫۷ متر است (نرها معمولاً ۶ تا ۸ متر) و وزنشان به ۶ تن می‌رسد.ماده‌ها کوچک‌جثه‌تر هستند و طولشان میان ۵ تا ۷ متر و وزنشان بالغ بر ۳ تا ۴ تن است.بچه‌ها در هنگام تولد دارای وزن تقریبی ۱۸۰ کیلوگرم و طول ۲٫۴ متر هستند.جثه بزرگ و قدرت نهنگ قاتل آن را جزو پرسرعت‌ترین پستانداران دریایی کرده‌است و می‌تواند با سرعتی بالاتر از ۳۰ گره دریایی (۵۶ کیلومتر بر ساعت) شنا کند.دندان‌های نهنگ قاتل مخروطی‌شکل و محکم و به تعداد ۱۵–۱۰ دندان در هر نیم‌فک هستند. این دندان‌ها یک اندازه هستند و تنها برای گرفتن طعمه و پاره کردن گوشت به کار می‌روند. غذا جویده نمی‌شود، بلکه به صورت تکه‌تکه بلعیده می‌شود.نهنگ‌های قاتل سالخورده نسبت به جوان‌ترها، دندان‌های کمتری در دهان خود دارند.
برخلاف بیشتر دلفین‌ها، باله کناری در نهنگ‌های قاتل بزرگ و انحنادار، مانند پارو است. نرها دارای باله‌های کناری به مراتب بزرگتری از ماده‌ها هستند. باله فوقانی جنس نر نزدیک ۱٫۸ متر طول دارد که دو برابر طول همین باله در ماده‌ها است. شکل آن‌ها نیز متفاوت است؛ جنس نر بالهٔ فوقانی‌ای بلند و کشیده و همانند مثلث متساوی‌الساقین دارد و جنس ماده باله‌ای کوتاه‌تر اما با انحنای بیشتر.نهنگ‌های قاتل دارای توانایی دید خوب در درون و بیرون آب و شنوایی عالی و حس لامسه خوب هستند، ولی حس بویایی ندارند. آن‌ها دارای توانایی‌های منحصربه‌فرد و پیچیده در پژواک‌یابی هستند؛ کاری که برای یافتن موقعیت خود نسبت به اشیای دیگر در محیط اطراف و نیز پیدا کردن طعمه‌ها با تولید صداهای تپ‌وار و گوش سپردن به پژواک آن‌ها انجام می‌دهند.

نهنگ‌های قاتل در همهٔ اقیانوس‌ها و بیشتر دریاها یافت می‌شوند. به دلیل گسترهٔ زیاد پراکندگی آن‌ها، تخمین تعداد ساکنان مناطق گوناگون جهان مشکل است.با این حال روشن است که آن‌ها عرض‌های جغرافیایی بالاتر کره زمین و نیز مناطق کرانه‌ای را به آب‌های لجه‌ای ترجیح می‌دهند.آمارگیری‌ها نشان می‌دهند که بیشترین تراکم نهنگ‌های قاتل در جهان، در مناطق شمال شرقی اقیانوس اطلس در کناره‌های نروژ و شمال اقیانوس آرام و خلیج آلاسکا و نیز اقیانوس منجمد جنوبی وجود دارد. آن‌ها از ساکنان «معمول» (۰٫۲ تا ۰٫۴ نفر در هر ۱۰۰ کیلومتر مربع) مناطق شرقی اقیانوس آرام در کرانه‌های بریتیش کلمبیا و ایالت واشنگتن و اورگن و در مناطق شمالی اقیانوس اطلس در نزدیکی ایسلند و جزایر فارو به شمار می‌روند. از دیگر مناطق زندگی آن‌ها می‌توان به دریای ژاپن و دریای اختسک و جزایر کوریل و شبه‌جزیره کامچاتکا در نیم‌کره شمالی، همچنین استرالیای جنوبی و پاتاگونیا و کرانه‌های جنوبی برزیل و جنوب آفریقا در نیم‌کره جنوبی، اشاره کرد. آن‌ها به عنوان جانوران «فصلی» در شمال کانادا و خلیج بافین و گرینلند و نوناووت و تاسمانی و جزیره مک‌کواری شناخته می‌شوند. نهنگ‌های قاتل در آب‌های با دماهای گوناگون می‌توانند زندگی کنند. آن‌ها در مدیترانه و دریای عرب و خلیج مکزیک و اطراف جزایر سیشل، در اقیانوس هند، دیده شده‌اند.آن‌ها جزو جانوران بومی ایران نیز به شمار می‌روند.احتمالاً بزرگترین جمعیت نهنگ‌های قاتل را می‌توان در آب‌های اطراف قطب شمال یافت. با آب شدن تدریجی یخ‌های این نواحی، نهنگ‌های قاتل بیشتر و بیشتر به مناطق شمالی قطب رفت‌وآمد می‌کنند.الگوهای مهاجرتی نهنگ‌های قاتل کمتر شناخته شده‌اند. با این حال، مهاجرت گروه‌هایی از این جانداران در ایالت واشنگتن و بریتیش کلمبیا و جنوب شرقی آلاسکا دیده شده‌است. در ابعاد میان-کشوری، مهاجرت‌ها از آلاسکا (آمریکا) و بریتیش کلمبیا (کانادا) به کالیفرنیا (آمریکا) و کالیفرنیا به مکزیک و مکزیک به پرو صورت می‌گیرد. در بیشتر موارد، مهاجرت نهنگ‌های قاتل با جابه‌جایی طعمه‌هایشان مرتبط است و آن‌ها در هنگام شکار می‌توانند ۱۲۵ تا ۲۰۰ کیلومتر در روز را طی کنند. نهنگ‌های قاتل همچنین در جستجوی طعمه، گاه به درون رودخانه‌ها نیز می‌روند. پیشروی آن‌ها در درون رودخانه کلمبیا تا ۱۸۰ کیلومتر هم دیده شده‌است. رود فریزر در کانادا از دیگر رودخانه‌هایی است که نهنگ‌های قاتل را به خود جذب می‌کند. گمان بر این است که مهاجرت فصلی آزادماهی‌ها در این رودخانه‌ها دلیل پا گذاشتن نهنگ‌های قاتل به درونشان باشد.تخمین تعداد کل جمعیت نهنگ‌های قاتل در جهان مشکل است، با این حال آمارگیری که به تازگی انجام شده تعداد آن‌ها را حداقل ۵۰٬۰۰۰ عدد می‌داند. جمعیت‌های محلی به ترتیب ۲۵٬۰۰۰ عدد در شمالگان، ۸٬۵۰۰ عدد در مناطق گرمسیری اقیانوس آرام، نزدیک ۲٬۷۰۰ عدد در شمال شرقی اقیانوس آرام، ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ عدد در نروژ تخمین زده می‌شوند.سازمان شیلات ژاپن تعداد نهنگ‌های قاتل ساکن در اطراف آب‌های این کشور را ۲٬۳۲۱ عدد تخمین زده‌است. شکار و به دام انداختن این جانوران در سال‌های گذشته در ژاپن، کاهش چشمگیری پیدا کرده‌است


نهنگ‌های قاتل از طعمه‌های گوناگونی در شکار خود بهره می‌گیرند، با این حال گروه‌ها یا نژادهای گوناگونی در میان آن‌ها گاه در شکار یک گونه طعمه مهارت ویژه پیدا می‌کنند که می‌تواند اثر شگرفی بر جمعیت آن گونهٔ شکار شده بگذارداحتمال نابودی جمعیت طعمه‌هایی از انواع مشخص در بعضی مناطق نتیجهٔ چنین رفتاری از سوی این جانوران است. یک نهنگ قاتل با جثه متوسط می‌تواند در روز نزدیک به ۲۲۷ کیلوگرم غذا بخورد.
از آنجا که برخی نهنگ‌های قاتل از دیگر نهنگ‌های غول‌پیکر و نیز کوسه‌ها تغذیه می‌کنند، آن‌ها را به‌عنوان درندگان بالای هرم غذایی در نظر می‌گیرند. آن‌ها گاه با نام گرگ‌های دریا نیز خوانده می‌شوند، چرا که مانند گرگ‌ها به شکار گروهی می‌پردازند. در کل می‌توان طعمه‌هایانواع نهنگ‌های قاتل را به سه گروه تقسیم کرد
نهنگ‌های قاتلی که از ماهیان تغذیه می‌کنند بیش از ۳۰ گونه ماهی، به ویژه ماهی آزاد دریای شمال و ماهی تن، را طعمه خود قرار می‌دهند. ۹۶٪ خوراک نهنگ‌های قاتل ساکن شمال شرق اقیانوس آرام را آزادماهی تشکیل می‌دهد. بیشتر این ماهیان از نوع چینوک نوعی آزادماهی بزرگ و پرگوشت، هستند در نیوزیلند مهمترین منبع غذایی نهنگ‌های قاتل را سفره‌ماهی‌ها تشکیل می‌دهند. نهنگ‌های قاتل همچنین به شکار کوسه و ماهی مرکب و لاک‌پشت دریایی می‌پردازند.در یک نمونه از حمله نهنگ‌های قاتل به کوسه‌ها در ژوئیه سال ۱۹۹۲، دو نهنگ قاتل با حمله به یک وال کوسهٔ عظیم ۸ متری در آب‌های باخا کالیفرنیا در مکزیک، آن را شکار کرده و خوردن فک معمولی از جمله طعمه‌های اصلی نهنگ‌های قاتل اقیانوس آرام شمالی‌است.نهنگ‌های قاتل شکارچیان پیچیده و ماهری هستند. با بهره‌گیری از روش‌هایی چون مشاهده محتویات معده آن‌ها و دیدن زخم دندان‌هایشان بر طعمه‌ها و نیز مشاهدهٔ میدانی رفتار غذایی این جانوران، ۲۲ گونه از آب‌بازسانان به عنوان طعمه‌های نهنگ قاتل شناسایی شده‌اند. گروه‌هایی از آن‌ها گاه به نهنگ‌های غول پیکری چون نهنگ خاکستری و نهنگ آبی و به‌ندرت نهنگ عنبر نیز حمله می‌برند.
دیگر طعمه‌های نهنگ قاتل از میان پستانداران شامل فک و شیر دریایی و فک خزدار می‌شود. گراز دریایی و شنگ دریایی کمتر شکار می‌شوند.برای پیشگیری از زخمی شدن به دست طعمه‌ها، نهنگ‌های قاتل پیش از آنکه اقدام به کشتن و خوردن شکار کنند آن را ناتوان می‌کنند. آنها این کار را با روش‌هایی چون پرتاب طعمه به آسمان، کوبیدن بر آن با دم سنگین خود و یا فشار دادن و له کردن طعمه با انداختن خود روی آن در ساحل انجام می‌دهند. در کرانه‌های کم عمق شبه جزیره والدس در آرژانتین، نهنگ‌های قاتل برای گرفتن شیرهای دریایی و فیل‌های دریایی خود را به درون خشکی می‌اندازند. این کار، که برای پستانداران دریایی می‌تواند خطرناک و کشنده باشد، رفتاری غریزی از سوی این جانوران نیست و سال‌ها زمان نیاز است تا یک نهنگ قاتل جوان آن را یاد بگیرد.در یک روش هوشمندانه و منحصربه‌فرد، نهنگ‌های قاتل با بیرون آوردن سر خود از آب و پیدا کردن مکان یخ‌هایی که فک‌ها بر رویشان آرمیده‌اند، با شنا کردن گروهی باعث ایجاد موج‌هایی می‌شوند که تعادل یخ را برهم می‌زند و جانوران روی آن را به دریا می‌اندازد. در این هنگام گروه دیگری از نهنگ‌ها، فک‌هایی که به آب افتاده‌اند را شکار می‌کنندهمچنین شکار پستاندارانی که در خشکی زندگی می‌کنند توسط نهنگ‌های قاتل، دیده شده‌است. جانورانی چون آهو و موس هنگامی که در حال شنا میان جزایر شمال غربی آمریکای شمالی بوده‌اند، توسط نهنگ‌های قاتل شکار شده‌ان همنوع‌خواری نیز در میان این جانوران با بررسی محتویات شکم آن‌ها گزارش شده‌است، با این حال احتمال اینکه محتویات معده از خوردن باقی‌مانده‌های ریخته شده توسط شکارچیان نهنگ در دریا بوده باشد، زیاد استدر یک رویداد نیز یک نهنگ قاتل پس از زخمی شدن توسط گلوله، از سوی هم‌گروهی‌های خود مورد حمله قرار گرفت.با آنکه تاکنون نهنگ‌های قاتل در اسارت هیچ‌گاه در حال خوردن دیگر پستانداران دریایی دیده نشده‌اند، گاه به دلایل نامعلومی دست به آزار و کشتن فک‌ها و گرازهای دریایی می‌زنند.نهنگ‌های قاتل مناطق بسیاری به شکار پرندگان نیز می‌پردازند. از جمله این پرندگان می‌توان به پنگوئن و باکلان و مرغ نوروزی اشاره کرد در یک مورد، نهنگ قاتلی در اسارت با بیرون آوردن غذای درون معده خود و پخش آن در سطح آب، مرغان دریایی را به محل کشاند و سپس به شکار آن‌ها پرداخت. چهار نهنگ قاتل دیگر نیز سپس توانستند از این کار تقلید کنند. نهنگ‌های قاتل به داشتن ساختارهای اجتماعی پیچیده در میان خود شناخته شده‌اند.تنها فیل‌ها و نخستی‌ها، مانند انسان، دارای ساختارهای اجتماعی مقایسه پذیر با آنچه در میان نهنگ‌های قاتل وجود دارد، هستند.به دلیل پیوندهای قوی اجتماعی میان نهنگ‌های قاتل، بسیاری از پژوهشگران پستانداران دریایی و کنشگران حقوق جانوران دربارهٔ آنکه نگهداری این جانداران در اسارت کاری اخلاقی هست یا نه، ابراز نگرانی کرده‌اند.نهنگ‌های قاتل ساکن مناطق شرقی اقیانوس آرام شمالی دارای گروه‌های اجتماعی پیچیده و مستحکمی هستند. نهنگ‌های قاتل نر، دارای چندهمسر هستند و در طول زندگی با ماده‌های متعددی آمیزش می‌کنند. برخلاف همه ساختارهای اجتماعی شناخته شدهٔ کنونی در میان پستانداران، این نهنگ‌های قاتل در همه طول عمر با مادرانشان زندگی می‌کنند. این جوامع مادرنهاد هستند و دارای یک نهنگ ماده به‌عنوان «شاه مادر» و فرزندان به دنیا آمده از او در گروهند.
از آنجا که ماده‌ها می‌توانند تا ۹۰ سال عمر کنند، گاه تا چهار نسل پیاپی با هم در گروه زندگی می‌کنند. چنین گروه‌هایی، که گروه خانوادگی خوانده می‌شوند، بسیار مستحکم هستند. اعضای گروه تنها برای ساعات کمی به منظور آمیزش یا غذا خوردن از آن جدا می‌شوند. جدا شدن عضوی از یک گروه برای همیشه، به جز تنها در یک مورد استثنایی، گزارش نشده‌است. گروه‌های خانوادگی بسیار نزدیک با هم گاه تشکیل یک دسته می‌دهند که به گونهٔ معمول یک تا چهار گروه خانوادگی را دربرمی‌گیرد. بر خلاف گروه خانوادگی، اعضای دسته‌ها می‌توانند برای هفته‌ها و یا گاه ماه‌ها از هم جدا شوند. بررسی برروی دی‌ان‌ای نشان داده‌است که نهنگ‌های قاتل نر تقریباً همواره با ماده‌هایی از دسته‌ای جز دسته خودشان آمیزش می‌کنند.
طایفه طبقه‌ای بالاتر از دسته در ساختار اجتماعی این جانوران است و از دسته‌های موجود در یک ناحیه با لهجه‌های همسان، که گمان می‌رود خویشاوند باشند، تشکیل می‌شود. طایفه‌ها از یک دسته اجدادی که طی زمان رشد کرده و تکه‌تکه شده‌است به وجود آمده‌اند.بالاترین مرتبه ساختار اجتماعی نهنگ‌های قاتل جامعه است و از تعدادی طایفه تشکیل شده که با هم رفت‌وآمد دارند. طایفه‌های درون یک جامعه دارای الگوی تولید صدای یکسان نیستند.بررسی‌های انجام شده در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی در کانادا و ایالات متحده باعث شناخت سه گروه جمعیتی عمده در میان نهنگ‌های قاتل شد. به صورت کلی در ساختار اجتماعی این جانوران، اعضا به یکی از سه گروه زیر تعلق می‌گیرند


andishmand
     
#17 | Posted: 30 Apr 2017 11:53
مورچه های گوشتخوار استرالیا!
مورچه های موسوم به دیوانه زرد رنگ یکی از گونه های بسیارشرور مورچه در جهان است. این حشرات به چشمان سایر جانوران اسید فرمیک می پاشند وآنها رادربرابرحمله ی خود آسیب پذیر می کنند و توانایی تغذیه را از آنها می گیرند .این مورچه ها از ۱۴ سال پیش تا کنون حدود ۲۰میلیون خرچنگ قرمز و همچنین تعداد زیادی ازپرندگان وسایرحیوانات رادرجزیره ی کریسمس ودراقیانوس هند از پای در آورده اند و از آن زمان در ۶۳منطقه از شمال استرالیا پخش شده اند

بیشتر قربانیان این مورچه ها به علت کور شدن ودرپی آن گرسنگی می میرند .این مورچه ها اجتماعات چند ملکه ای تشکیل می دهند ودر گروههای بسیار پر جمعیت در مناطق کسترده پخش می ند .جمعیت مورچه های کارگر در کلونی این حشرات فوق العاده زیاد است ،به طوری که تعداد آنها درهرمترمربع ازمحدوده ی زندگیشان به یک هزار عدد و در هر هکتار به ۷۹میلیون عدد می رسد . مورچه های دیوانه ی زرد رنگ در اصل به کشور هندوستان تعلق دارن و حدود ۶۰تا۷۰ سال پیش به استرالیا راه پیدا کرده اند .


andishmand
     
#18 | Posted: 30 Apr 2017 12:12
یکی از موجودات خطرناک دریایی؛ عروس دریایی جعبه ای می باشد. این نوع عروس دریایی خطرناک ترین نوع عروس دریایی است. برخی آمارها نشان می دهد این نوع عروس دریایی سالانه ۵۰ نفر را می کشد. این جانور دریایی در استرالیا و جنوب آسیا زندگی می کند. سر این عروس دریایی بزرگ ؛ شفاف و به شکل مکعب است و می تواند تا ۲۵ سانتی متر بزرگی داشته باشد و پاهایش تا ۳ متر می تواند درازا داشته باشد. غذای مورد علاقه عروس دریایی جعبه ای، میگو و خرچنگ است. اگر یک شناگر با پاهای این عروس دریایی برخورد کند؛ دچار برق گرفتگی می شود. شدت الکتریسیته بدن این عروس دریایی به قدری زیاد است که می تواند زخمهای شدیدی در بدن انسان ایجاد کرده و حتی قلب انسان را از کار بیندازد.

بهترین راه محافظت از خطر این نوع جانور دریایی، این است که در فصل تخم گذاری این حیوان – از ماه اکتبر تا مارس – به مناطق زندگی آنان نرویم. گزیدگی عروس دریایی جعبه ای؛ بسیار دردناک است. در صورت گزیدگی، از نجات غریق کمک بگیرید و با اورژانس تماس بگیرید و تا آن موقع روی محل گزیدگی سرکه بریزید. اگر پاهای عروس دریایی به بدن مصدوم چسبیده است؛ به آن دست نزنید و با کمک چوب آن را از بدن مصدوم جدا کنید. تا زمان رسیدن کمک های پزشکی خونسردی خود را حفظ کنید. شانس زنده ماندن در صورت گزیدگی با عروس دریایی جعبه ای ، ۷۰ درصد است

از جمله دیگر ساکنان مرگبار استرالیا می‌توان به عروس‌دریایی جعبه‌ای یا زنبور دریایی اشاره کرد. این جاندار که در درون آب و در تاریکی بسیار زیبا و درخشان و بی‌خطر به نظر می‌آید، از بیش از 60 شاخک برخوردار است که طول هریک می‌تواند به 4 متر نیز برسد. هریک از این شاخک‌ها دارای بیش از پنج‌هزار سلول گزنده‌ و سمی است که سم موجود در هریک از آنها برای کشتن 60 انسان کافی خواهد بود. تا کنون درحدود 70 نفر در اثر گزیدگی این جاندار در استرالیا جان خود را از دست داده‌اند که بیشترین این رویدادها در کوئینزلند رخ داده‌است.


andishmand
     
#19 | Posted: 30 Apr 2017 22:57 | Edited By: Erfan1993
(بزرگرترین زیبا ترین خطرناک ترین گونه های شیر)

شیر آسیایی (نام علمی: Panthera leo persica)، که با نام‌های شیر ایرانی، شیر هندی و شیر اورآسیایی نیز خوانده می‌شود، زیر گونه‌ای از شیرها می‌باشد که هم اکنون تنها در جنگل گیر در گجرات هند یافت می‌شود؛ جاییکه «شیر هندی» نامیده می‌شود.این زیرگونه از شیر زمانی از ایتالیا و یونان در ساحل دریای مدیترانه تا شمال شرقی هندوستان شامل ایران و شبه‌جزیره عربستان و آسیای میانه پراگندگی داشت اما شکار بیش از حد، آلودگی آب‌ها و کاهش شدید طعمه‌های این جانور به نابودی آن‌ها منجر شده تا جائی‌که امروزه تنها جمعیت باقی‌مانده اینگونه شیر در هند یافت می‌شود. بر پایه سرشماری سال ۲۰۱۰ حکومت ایالتی گجرات ۴۱۱ قلاده شیر مشاهده شده‌اند که ۵۲ قلاده نسبت به پنج سال قبل افزایش داشته‌است.

شیر آسیایی در مقایسه با شیر آفریقایی کمی از لحاظ جثه کوچک‌تر است و میل تهاجمی کمتری دارد. همچنین شیرهای نر آسیایی یال کم‌پشت‌تری در بالای سر دارند که بدین‌ترتیب می‌توان به آسانی گوش‌هایشان را مشاهده کرد. وجود دو خط شکم کشیده شده و یک چین پوستی در سراسر زیر شکم، بهترین وجوه تمایز شیر آسیایی از شیر آفریقایی هستند، زیرا این دو ویژگی منحصر به شیر آسیایی است. شیرهای نر آسیایی بین ۱۶۰ تا ۱۹۰ و شیرهای ماده بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ کیلوگرم وزن دارند و رنگ پوستشان اغلب زرد مایل به قهوه‌ای است.

شیر در گذشته در دشت‌های ایران بسیار فراوان بود و نماد ملی ایران هم محسوب می‌شد. بیهقی در قرن چهارم و پنجم هجری حوالی بلخ را به عنوان شکارگاهی معرفی می‌کند که مسعود غزنوی به شکار شیر می‌رفته و در یک روز ۸ شیر شکار کرده است، که البته با توجه به ادوات شکار آن روز کمی غریب و اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. حمدالله مستوفی هم در ۷۴۰ هجری قمری کامفیروز در نزدیکی شیراز را معدن شیر توصیف کرده است.اطلاعات ذکر شده سفرنامه‌ها و گزارش‌های محققان نشان می‌دهد که تا حدود ۱۵۰ سال قبل این حیوان در شمال خوزستان و جنوب فارس تا بوشهر حضور داشته‌است. دشت ارژن از بهترین زیستگاه‌های شیر بود. بلنفورد جانورشناس معروف در قرن نوزدهم می‌نویسد: «هر سال تعداد ۴ تا ۵ شیر در منطقه دشت ارژن شکار می‌شد و بچه شیرها را در بازار شیراز به فروش می‌رساندند.»بدون شک مهم‌ترین دلیل انقراض شیر آسیایی در ایران، شکار بی‌رویه تفریحی آن به دست شاهزادگان سلسله قاجار و افراد محلی و نظامیان و مستشاران خارجی بوده است. البته تخریب و اشغال زیستگاه‌های طبیعی آن توسط انسان و کم‌شدن طعمه نقش بسزایی در وقوع این فاجعه زیست‌محیطی تا حدودی برگشت‌ناپذیر داشته است.بر اساس یک روایت آخرین شکار شیر در ایران توسط ظل‌السلطان پسر ناصرالدین شاه انجام شده است اما خود او در خاطراتش (که در ۱۳۲۳ ه. ق تنظیم شده) به حسرت در شکار شیر اشاره کرده‌است. ظل‌السلطان که شکارکشی‌های دیوانه‌وار او بسیار معروف است در این کتاب گفته که در دشت ارژن به شکار شیر می‌رود و علی‌رغم جرگه کردن منطقه با ۱۰ هزار نفر، موفق نمی‌شود شیری شکار کند. او همچنین ضمن توصیف رود قره‌آغاج (در جنوب شیراز) می‌نویسد: «شیر فراوان و زیاد است ولی از قراری که شنیدم به قرب پانزده سال است که دیگر هیچ شیری در شیراز دیده نشده است.» به علاوه این شاهزاده قاجار به منطقه کام‌فیروز اشاره می‌کند که با سران ایل قشقایی برای شکار شیر می‌رود آنها دو شیر شکار می‌کنند اما ظل‌السلطان دست خالی برمی‌گردد.گزارش‌هایی از مشاهده شیر در اواسط قرن بیستم هم در دست است. مشاهده یک ماده شیر در سال ۱۹۴۱ یا ۴۲ در ۶۴ کیلومتری شمال دزفول توسط یک نقشه‌بردار هندی قشون انگلیس یکی از آخرین گزارش‌هاست. بر اساس یکی از منابع برای واپسین بار شیر ایرانی در پیرامون دزفول از سوی مهندسان آمریکایی که مشغول ساخت راه آهن در خوزستان بودند دیده شده‌است و احتمالاً تا چند سال پس از آن نیز چنین شیری در ایران وجود داشته‌است. یکی از تفاوت‌های شیر ایرانی با شیر آفریقایی وجود چروک در پوست آن در ناحیه زیر شکم می‌باشد.

در نقش برجسته‌های تخت جمشید، تصاویری از شیر ایرانی، در حال شکار گاوی نر و یا پادشاه هخامنشی در حال شکار شیر ایرانی، روی سنگ‌ها حجاری شده‌است. در اردبیل ورودی مقبره شیخ جبرائیل پدر شیخ صفی‌الدین اردبیلی نقوشی از شیر ایرانی دیده می‌شود.در گورستانی در «زلقی» واقع در شرق لرستان سنگ قبرهایی با مجسمه شیر ایستاده و غران موسوم به «شیر سنگی» یا به گویش محلی «بردشیر» وجود دارد که تحت حفاظت میراث فرهنگی استان لرستان قرار دارد. شهرستان ایذه در شمال خوزستان میزبان شیرهای سنگی است. در روستای کوهباد قبرهای قدیمی با سنگ قبرهایی به شکل شیر ایرانی با آیاتی ازقرآن و شمشیر علی بن ابیطالب ذوالفقار روی تنه شیرها تزیین شده‌است.در نقوش شکارگاه‌ها و فرش‌های دستباف ایرانی شیرهای ایرانی دیده می‌شوند. در مینیاتورهای خمسه نظامی بهرام گور در حال شکار شیر ایرانی به تصویر کشیده شده‌است.

شیر ترانسفال، که به نام شیر آفریقای جنوب‌شرقی نیز شناخته می‌شود، زیرگونهای از شیر است که در جنوب شرقی آفریقا و از جمله پارک ملی کروگر زندگی می‌کند. نام این شیر از منطقه ترانسفال در آفریقای جنوبی گرفته شده است.

همانند همه شیرها (به استثنای شیر ساوو)، جنس نر این شیر دارای یال است. طول بدن شیرهای نز با احتساب دم میان ۳٫۲-۲٫۶ متر است. ماده‌ها طولی برابر ۲٫۷۵-۲٫۳۵ متر دارند. وزن شیرهای نر میان ۲۵۰-۱۵۰ کیلوگرم است و وزن ماده‌ها به ۱۱۰ تا ۱۸۲ کیلوگرم می‌رسد. ارتفاع شانه در هر دو جنس ۱٫۲۳-۰٫۹۲ متر است

غذای این شیرها را گاو وحشی آفریقایی، زبرا، گاومیش آفریقایی، گراز زگیل‌دار، و گاه در صورتی که غذای معمولشان نایاب شود، زرافه تشکیل می‌دهند. لوسیسم گاه در این گونه شیر به صورت طبیعی پدید می‌آید ولی بسیار نادر است.

شیر جنوب‌غربی آفریقا (نام علمی: Panthera leo bleyenberghi) نام یک زیرگونه از گونه شیر است. این شیر در کشورهای نامیبیا، آنگولا، زئیر، غرب زیمبابوه، و شمال بوتسوانا زندگی می‌کند. نرهای این زیر گونه ۲٫۵–۳٫۱۰ متر طول با دمی بلند هستند ماده‌ها ۲٫۳–۲۶۵ متر می‌باشند وزن نرهای این شیر ۱۴۰–۲۴۲ کیلوگرم، و ماده‌ها ۱۰۵–۱۷۰ کیلوگرم است. مانند دیگر شیرهای آفریقایی، این شیرهای نیز از انواع گورخر، کل یالدار، شاخ‌درازان، و گراز زگیل‌دار تغذیه می‌کنند.

شیر ماسای زیرگونه‌ای از شیر ساکن آفریقا است که نام خود را از منطقه حفاظت‌شده ماسای مارا در کنیا گرفته است.

شیرهای ماسای نر اغلب میان( ۲٫۵ تا ۳ متر ) طول دارند. ماده‌شیرها به صورت کلی کوچک‌جثه‌ترند و طولشان میان ۲٫۳ تا ۲٫۶ متر است. وزن شیرهای نز اغلب ۱۴۵-۲۹۹ نیلوگرم است حال آنکه ماده‌ها میان ۱۰۰-۱۶۵ کیلوگرم وزن دارند. هر دو جنس نز و ماده دارای ارتفاع شانه میان ۰٫۹ تا ۱٫۱ متر هستند.

هنگامی که شیرهای نر به بلوغ می‌رسند، اغلبشان دارای یال می‌شوند. این یال‌ها برای آن هستند که آن‌ها را بزرگ به نظر برساند و نیز از گردنشان محافظت کند

شیر سفید یک گربه نادر از منطقه تیمباواتی(Timbavati) در افریقای جنوبی است که رنگ آن به سفید جهش یافته است و بجز رنگ، تفاوتی باشیرآفریقایی(Panthera leo krugeri) ندارند. شیرهای سفید یک زیرگونه جدا نیستند و باور بر این است که برای قرن ها بومی منطقه تیمباواتی در افریقای جنوبی هستند. با این وجود اولین و قدیمی ترین مشاهده ثبت شده به سال ۱۹۳۸ بر می گردد. تا قبل از سال ۲۰۰۹ و آزاد سازی اولین قبیله شیرهای سفید به حیات وحش، باور بر این بود که آنها نمی‌توانند در حیات وحش زندگی کنند. به این دلیل است که هنوز اکثریت شیرهای سفید در باغ وحش ها هستند.

یک ژن مقلوب باعث رنگ نامعمول شیر سفید شده است. یک ژن مشابه نیز باعث بوجود آمدن ببر سفید است. این موضوع به شیرهای سفید این قابلیت رای می دهد که برای باغ وحش ها، مناطق محافظت شده محیط زیست و غیره زادگیری گزینشی شوند. البته زادگیری گزینشی می تواند باعث بروز مشکلات و اختلالات ژنتیک شود. بعضی از جفت گیری شیرهای سفید با شیرهای دیگر بدلیل احتمال انقراض شیرهای سفید، اعلام نگرانی کرده اند. با این حال بدلیل اینکه نسل بعدی حاصل این جفت گیری ژن مغلوب سفید را به ارث خواهد برد و احتمال تولید شیر سفید در نسل بعد از خود را دارد، این نگرانی نامعتبر است. بعضی از منتقدان نیز معتقدند بدلیل زادگیری گزینشی ای که در باغ وحش ها و سایر مراکز در شیرهای سفید انجام شده است، آنها نباید به حیات وحش بازگردانده شوند. اما گروه های مرتبط، از جمله اتحادیه حافظ شیرهای سفید(WLPT) اطمینان می دهند که بدلیل استفاده از راهکارها و روش های دقیق و حساب شده علمی، شیرهای سفید برنامه آنها دارای اختلالات ژنتیکی نستند.

شیرهای سفید نه آلبینیسم، بلکه لیوسیسم هستند. رنگدانه در چشم ها، پنجه و لب های آنها موجود است. رنگ سفید آنها بدلیل یک جهش مغلوب در ژن آنزیم TYR، مسئول تولید ملانین، است. موردهای شدید جهش در این ژن دیده شده است که باعث بروز آلبینیسم شود. در حالیکه موردهای با شدت کمتر، تنها باعث اینگونه تفاوت رنگ ها در تعدادی از پستانداران می شود.

در سال ۲۰۰۳، اتحادیه حافظ شیرهای سفید برای اولین بار آزادسازی گروهی از شیرهای سفید به حیات وحش طبیعی شان واقع در منطقه تیمباواتی (Timbavati) در افریقای جنوبی را آغاز کرد. نتایج اولیه نشان می دهد که ضریب موفقیت در شکار توسط این گروه از شیرهای سفید معادل و بالاتر از شیرهای عادی منطقه بود. این قبیله شیرهای سفید، ادعاهای نادرست قبلی مبنی بر عدم توانایی شکار توسط شیر سفید بدلیل رنگ سفید و عدم استتار را باطل کرد.


andishmand
     
#20 | Posted: 3 May 2017 10:18 | Edited By: Erfan1993
(معرفی گونه های از بزرگترین وخطرناکترین عقاب ها )

عقاب سر سفید یا عقابِ گَر (نام علمی: Haliaeetus leucocephalus) نوعی پرنده شکاری از گروه عقاب‌های دریایی است که بومی آمریکای شمالی است. محدوده زندگی این حیوان آلاسکا، کانادا، تمام خاک اصلی ایالات متحده آمریکا و شمال مکزیک را در بر می‌گیرد. این عقاب‌ها در نزدیکی پهنه‌های آبی وسیعی زندگی می‌کنند که هم ذخیره غذایی مناسبی داشته باشند و هم درختان کهنسالی برای اشیانه‌سازی وجود داشته باشد.در اواخر قرن بیستم این پرنده در محدوده کشور آمریکا در خطر انقراض قرار گرفت در حالی که تعداد آن‌ها در آلاسکا و کانادا زیاد شده بود. در سال‌های بعد جمعیت عقاب‌های سرسفید در آمریکا افزایش یافت و در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۵ از فهرست حیوانات در معرض خطر انقراض خارج شد.نام گَر را دلیل گر بودن این حیوان بر روی آن نگذاشته‌اند بلکه واژه bald در قدیم به معنای «سر سفید» بوده‌است. عقاب‌های سرسفید در سن چهار تا پنج سالگی به بلوغ می‌رسند و صاحب پرهای قهوه‌ای با سر و دم سفید می‌شوند. رنگ و بال پرها در جنس نر و ماده مشابه است اما، مثل اغلب پرندگان شکاری دیگر، ماده‌ها از نرها بزرگترند. منقار آن‌ها بزرگ و زرد است و ماده‌ها منقار خمیده‌تری دارند.عقاب سرسفید شکارچی فرصت‌طلبی است یعنی هرچند غذای اصلیش ماهی است اما با توجه به موقعیت از منابع تغذیه‌ای در دسترس دیگر خود نیز بهره می‌برد. عقاب دریایی دم‌سفید نزدیکترین خویشاوند عقاب سرسفید است که در اوراسیا زندگی می‌کند و نقش بوم‌شناختی مشابهی را در این منطقه ایفا می‌کند.جوجه‌هایی که تازه از تخم در می‌آیند به رنگ خاکستری روشن هستند و در دوازده هفتگی رنگ آن‌ها به قهوه‌ای تیره می‌گراید. در این هنگام آن‌ها لانه را ترک می‌کنند. در حدود سه چهار سالگی رنگ آن‌ها قهوه‌ای بوده و دارای رگه‌هایی از پرهای سفید در زیر بال‌ها و روی سر خود هستند. هم چنین روی سینه و دم آن‌ها پرهای سفید رنگ دیده می‌شود و نیز منقار آن‌ها سیاه رنگ است. در این سنین آن‌ها شباهت زیادی به عقاب‌های طلایی دارند و به راحتی انسان را به اشتباه می‌اندازند. این عقاب‌ها در سن ۴ الی ۵ سالگی از نظر جنسی بالغ می‌شوند و در این سنین علامات مشخصه آن‌ها یعنی پرهای سفید در سر و دم ظاهر می‌شود و رنگ چشم آن‌ها از قهوه‌ای تیره به زرد تبدیل می‌گردد.عقاب سرسفید چندین رکورد را در دنیای پرندگان به نام خود ثبت کرده‌است. تاکنون سنگین‌ترین شکار و به طور کلی محموله‌ای که یک پرنده توانسته با آن از زمین بلند شود یک گوزن ۶ کیلو و ۸۰۰ گرمی بوده‌است که یک عقاب سرسفید آن را از جا بلند کرده‌است. همچنین بزرگترین آشیانهٔ درختی پرنده‌ساز را نیز یک جفت عقاب سرسفید در فلوریدای آمریکا ساخته‌اند. آشیانهٔ آن‌ها ۶.۱ متر عمق، ۲.۹ متر عرض و وزن حیرت‌انگیزی معادل دقیقاً ۲٬۷۲۲ کیلوگرم (نزدیک ۳ تن) داشته‌است.

نام این پرنده از واژه انگلیسی Bald به معنی سفید روی گرفته شده است. این واژه در گذشته به معنای سفید بوده که با مرور زمان معنی آن به تاس و گر تغییر یافته است.طول بدن پرندگان بالغ از نوک منقار تا انتهای دم به ۱ متر می‌رسد و وزنشان از ۳٫۵ تا ۱۲٫۵ کیلو گرم متغیر است. فاصلهٔ دو سر بال‌های پرندهٔ نر از ۱٫۵ تا ۲٫۵ متر متغیر است. نوع ماده از نظر جثه بزرگ‌تر است و در هنگام پرواز تا ۲٫۷ هم می‌رسد. اگر چه نرها کوچکترند ولی از طرفی به خاطر جثه کوچکشان می‌توانند تیزتر و سریع‌تر عمل کنند. از طرفی بزرگ نشان دادن و بودن ماده آن را برای گرم کردن تخم‌ها آماده می‌کند.

بال‌های این پرندگان به آن‌ها کمک می‌کند که با صرف انرژی بسیار کم و بدون بال زدن با استفاده از جریان‌های هوا اوج بگیرند. نوک پرهای موجود در انتهای بال‌های آن‌ها به تدریج باریک‌تر می‌شود که به عبور آرام جریان هوا از روی بال‌های آن‌ها کمک می‌کند. در نتیجه برای پرواز انرژی کمتری صرف می‌کنند. بال‌های آن‌ها علاوه بر پرواز هنگام ماهیگیری نیز به آن‌ها کمک می‌کنند اگر ماهی بزرگ باشد آن‌ها به جای پرواز می‌توانند تا ساحل رودخانه با کمک بال‌های نیرومند خود شنا کنند سرعت پرواز آن‌ها از ۱۰۰ تا ۳۲۰ کیلومتر در ساعت متغیر است و بستگی به سرعت جریان‌های هوایی و اینکه در حال افقی پرواز می‌کنند یا در حال شیرجه زدن هستند، دارد. ارتفاع پرواز آن‌ها می‌تواند تا ۳۰۰۰ متر نیز برسد.نقش دم در عقاب‌ها بسیار با اهمیت است و در پرواز و مانورهای هوایی و شیرجه زدن بسیار به آن‌ها کمک می‌کند. وزن استخوان‌های این عقاب تقریباً ۲۵۰ گرم است که حدود ۵ تا ۶ درصد وزن یک عقاب است. در مقابل وزن پرهای آن‌ها حدود دو برابر وزن استخوان‌های آن‌ها است وزن کم استخوان بندی به دلیل تو خالی بودن و ساختار اسفنجی آن‌هاست. منقار و چنگال‌های آنان از کراتین تشکیل شده است و به صورت پوسته رشد می‌کنند لذا منقار و چنگال‌های عقاب‌هایی که در اسارت هستند باید به صورت سالیانه کوتاه شود. منقار خمیدهٔ عقاب‌ها به پاره کردن گوشت کمک زیادی می‌کند و به اندازه‌ای تیز است که می‌تواند پوست حیوانات را به راحتی پیدا کند. دمای بدن عقاب‌ها حدود ۳۵ درجه سانتی‌گراد است. پوست بدن آن‌ها با حدود ۷ هزار پر بسیار نرم و سبک تو خالی و انعطاف پذیر پوشیده شده که از آن‌ها در مقابل باد باران و آفتاب و سرما محافظت می‌کند.عقاب‌های سرسفید دارای یک الگوی پرواز آرام و یکنواخت هستند و به آرامی بال می‌زنند.عقاب‌های سرسفید بالغ را می‌توان به راحتی از سر و دم سفید رنگ آن‌ها شناسایی کرد. ولی در حدود پنج سال اول زندگی نمی‌توان آن‌ها را تشخیص داد. با وجود این برخی ویژگی‌ها در آن‌ها وجود دارد که می‌توان شناسایی‌شان را ممکن ساخت. در سال اول زندگی بدن آن‌ها به رنگ قهوه‌ایی تیره، منقار و چشمانشان متمایل به مشکی است. زیر بغل‌های آن‌ها سفید رنگ بوده و تعدای پر سفید در بدن و بال‌های آنان دیده می‌شود. در قسمت بالای دم نیز پرهای متمایل به سفید دیده می‌شود. قسمت زیرین دم آن‌ها عموماً متمایل به سفید است و یک مثلث سفید رنگ در ناحیهٔ پشت و در بالای چشم آن‌ها نیز یک ناحیه سفید وجود دارد. در این سن مقدار آن‌ها خاکستری است. در سال سوم زندگی ناحیه فوقانی سر و گلوی آن‌ها به سفیدی می‌گراید و چشم‌های آن‌ها سفید یا زرد رنگ است. در سال چهارم زندگی برخی از عقاب‌های سرسفید شبیه بزرگسالان بوده و با این وجود اغلب آن‌ها دارای سر متمایل به سفید با رگه‌های تیره در چشم‌ها هستند. برخی دیگر دارای لکه‌های سفید بر روی بدن و بال‌هایشان می‌باشند. در سال اول بلوغ برخی از انواع هنوز دارای نوارهایی در چشم‌های خود هستند و برخی دیگر در ناحیه دم و پرهایی با انتهای سیاه دارند.

عقاب‌های سرسفید همانند برخی دیگر از پرندگان شکاری در راس هرم غذایی قرار دارند. آن‌ها عموماً از ماهی و حیوانات کوچک مانند اردک، خرگوش، مار و لاکپشت تغذیه می‌کنند و بعضاً لاشه خواری می‌نمایند.ماهی حدود نود درصد رژیم غذایی آن‌ها را تشکیل می‌دهد. تقریباً چهار دقیقه طول می‌کشد تا آن‌ها یک ماهی تقریباً با وزن ۵۰۰ گرم را بخورند. بعضاً ماهی را از عقاب‌های دریایی که کوچکتر هستند، می‌ربایند. در گذشته تعداد زیادی از آن‌ها توسط مزرعه‌داران و کشاورزان کشته شدند. زیرا عقاب‌های سرسفید به جوجه‌ها و بره‌ها و سایر حیوانات اهلی حمله کرده و آن‌ها را شکار می‌کردند. این پرنده برای شکار به منطقهٔ بسیار وسیعی نیاز دارد و می‌تواند شکارهایی با وزن دو کیلوگرم را به‌راحتی به چنگال گرفته و با خود ببرد. آن‌ها می‌توانند به آرامی از بالا به شکار خود نزدیک شده و به طور ناگهانی آن‌ها را به چنگال خود ببرد. چنگال‌های قوی آن یک مکانیسم خاص قفل شدن دارد که به محض تماس چنگال با شکار فعال می‌شود و تا وقتی پرنده چنگال‌های خود را بر روی یک سطح سخت فشار نداده باز نمی‌شوند. عقاب‌های سرسفید شناگران ماهری هستند. و برای گرفتن ماهی بزرگ می‌توانند داخل آب شده و شنا کنند.این پرنده مقدار زیادی از وقت خود را صرف استراحت می‌کند. زیرا هنگام شکار می‌بایست انرژی زیادی را صرف کند. حدوداً از هر ۱۸ حمله فقط یکی از آن‌ها موفقیت آمیز است. آن‌ها برای محافظت از شکار خود بال‌های خود را به صورت چتر بر روی آن باز می‌کنند. و هنگام خوردن شکار با یک چنگال آن را نگه می‌دارند و با دیگری آن را پاره کرده و می‌خورند. پس از مدّتی قسمت‌های غیر قابل هضم غذای خود را به دهان برگردانده و بیرون می‌ریزند.آن‌ها برای زنده ماندن نیازی به خوردن روزانه غذا ندارند زمانی که رودخانه‌های محل زندگی آن‌ها یخ می‌بندند به مناطقی مانند نواحی مجاور سدها مهاجرت می‌کنند. زیرا آب این نواحی یخ نمی‌بندد. الگوی پرواز آن‌ها توسط جریان‌های هوایی تعیین می‌شود. عقاب‌هایی که تازه مستقل شده‌اند به تنهایی مهاجرت می‌کنند. این عقاب‌ها در پاییز به مناطق گرم‌تر که غذا فراوان‌تر است مهاجرت می‌کنند و در بهار برای لانه‌سازی به مناطق شمالی می‌روند. آن‌ها در طول روز و با سرعت ۵۰ کیلومتر بر ساعت پرواز می‌کنند این عمل معمولاً به صورت گروهی انجام گرفته و هر پرنده با دیگری حدود یک کیلومتر فاصله را حفظ می‌کند، که در این حالت طول پرواز آن‌ها به سی تا ۵۰ کیلومتر می‌رسد. البته تمام عقاب‌ها سرسفید مهاجرت نمی‌کنند. برای مثال گونه‌ای در ناحیه فلوریدا وجود دارد که تمام سال را در همان منطقه زندگی می‌کند.در فصل تولید مثل عقاب‌ها ترجیح می‌دهند که ماهی‌های بزرگتر را شکار کنند و در فصول غیر از فصل تولید مثل دزدیدن غذای سایر حیوانات رواج بیشتری دارد و در فصل زمستان مرده خواری نیز در میان آن‌ها بیشتر دیده می‌شود.بعضاً دیده می‌شود که عقاب‌های سرسفید به‌طور اشتراکی به شکار می‌پردازند. اگر شکار کوچک باشد ممکن است که آن را در حین پرواز بخورند. اگر یک لاشهٔ بزرگ پیدا کنند، ممکن است روزهای متوالی از آن تغذیه نمایند.

عقاب‌های سرسفید در حالت عادی طول عمری در حدود سی تا چهل سال دارند و در اسارت ممکن است بیشتر نیز عمر کنند. عمر متوسط آن‌ها ۱۵ الی ۲۰ سال است. تعداد زیادی از آن‌ها شکار می‌شوند. تعدادی هم بر اثر شوک الکتریکی که در اثر نشستن روی سیم و کابل برق بوجود می‌آید می‌میرند. در برخی نقاط از گوشت‌های مسموم برای از بین بردن روباه استفاده می‌شود عقاب‌های سرسفید نیز این روباه‌ها را شکار کرده و می‌خورند که منجر به مرگ آن‌ها می‌شود.عموماً یک جفت نر و ماده تمام عمر را با هم زندگی می‌کنند آشیانه این عقاب پر از شاخه‌های کوچک، خزه و علف تشکیل می‌شود که عمق آن حدود ۶۰ سانتی‌متر است و قطر آن حدود ۱٫۵ متر می‌باشد. آن‌ها آشیانه خود را بر بالای درختان می‌سازند و هر ساله آن را تعمیر می‌کنند. شکل لانه با توجه به نوع تکه‌های چوب مورد استفاده فرق می‌کند. اگر از شاخه‌های بلند استفاده شود شکل لانه مخروطی شکل است. اگر از شاخه‌های خمیده استفاده شود، شکل لانه مسطح و اگر شاخه‌های کوچک استفاده شود، لانه به شکل پیاله خواهد بود. آن‌ها عموماً در همسایگی محل تولد خود لانه‌سازی می‌کند و برای ساختن یک آشیانه مدت زمانی حدود ۲۰ هفته نیاز دارد.عقاب‌های سرسفید در حدود چهار تا پنج سالگی از نظر جنسی بالغ می‌شود و در این هنگام به دنبال جفت می‌گردند. فصل جفت گیری بستگی به ناحیه‌ای دارد که عقاب‌ها در آن زندگی می‌کنند. ممکن است که یک جفت به طور اختیاری در یک سال معین جفت‌گیری نکنند. این تصمیم گیری غریزی بوده و بر اساس عواملی همچون شرایط آب و هوایی دسترسی به غذا و نیز در دسترس بودن مکان برای لانه سازی صورت می‌گیرد.عقاب ماده یک تا سه تخم می‌گذارد رنگ تخم‌ها سفید خال خالی یا زرد نخودی می‌باشد. که فرم و اندازه آن‌ها مانند تخم غاز است. در طول مدتی که ماده بر روی تخم‌ها می‌خوابد پرندهٔ نر شاخه‌های تازه جوانه زده به لانه می‌آورد. این امر ممکن است برای از بین بردن بوی بد لانه یا ایجاد سایه صورت بپذیرد. والدین در تمام کارها شریک هستند. شکار و خوابیدن روی تخم و نگهداری از جوجه‌ها به صورت اشتراکی انجام می‌شود. با وجود این پرندهٔ ماده بیشترین کار را برای لانه سازی انجام می‌دهد. همواره یکی از والدین در لانه حضور دارد. پرندهٔ نر اغلب سر ماهی را خورده و مابقی را به لانه می‌آورد. از سوی دیگر پرندهٔ نر نیز مدتی بر روی تخم‌ها می‌خوابد. در این مدت پرندهٔ ماده به شکار و استحمام می‌پردازد. محیط زندگی عقاب باید کاملاً آرام باشد. اگر برای آن‌ها مزاحمت ایجاد شود آن‌ها لانه را ترک خواهند کرد.

عقاب دریایی دم‌سفید (علمی: Haliaeetus albicilla) پرندهٔ شکاری بزرگی از خانوادهٔ عقابیان است. این عقاب خویشاوند نزدیک عقاب سرسفید است و نقش بوم‌شناختی آن در اوراسیا مشابه نقش بوم‌شناختی عقاب سرسفید در آمریکای شمالی است.رژیم غذایی عقاب دم‌سفید متنوع است و شامل ماهی، پرندگان، مردار و گاهی پستانداران کوچک می‌شود. برخی از آن‌ها کاملأ مردارخوارند و به‌طور مرتب طعمه‌های پرندگان دیگر و سمورهای آبی را زورگیری می‌کنند. با این حال این پرنده در شکار هم متبحر است و می‌تواند بر سر شکار خرگوش با عقاب طلایی به رقابت کند. غذای مورد نیاز عقاب دم سفید حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ گرم در روز است. این حیوان هرچند از عقاب طلایی فعالیت کمتری دارد و در رقابت مستقیم با عقاب طلایی بر سر یک مورد شکار خاص معمولاً شکست می‌خورد، اما می‌تواند به تراکم جمعیتی بیشتری برسد و عقاب طلایی را در رقابت بقا از میدان به‌در کند چرا که رودهٔ دراز و دستگاه گوارشی نیرومندش امکان زندگی بهتر با غذای کمتر را به او می‌دهد.

عقاب دم‌گوه‌ای (نام علمی: Aquila audax) بزرگترین پرندهٔ شکاری استرالیاست که در جنوب گینه نو هم دیده می‌شود. این عقاب بال‌های بلند و پهن، پاهایی بلند و پوشیده از پر و دمی به شکل گوه یا لوزی دارد که تشخیص آن را حتی برای افراد غیرکارشناس بسیار ساده می‌سازد.عقاب دم‌گوه‌ای مثل دیگر خویشاوندان نزدیک خود (عقاب طلایی، عقاب استپی، عقاب خاکی و عقاب پرپا که همگی در سردهٔ Aquila قرار دارند) پرهایی به رنگ قهوه‌ای تیره دارد. فاصلهٔ دو سر بال آن تا ۲.۲۷ متر و ارتفاع آن به ۱.۰۶ متر می‌رسد و به این ترتیب یکی از بزرگترین انواع عقاب است. مثل بیشتر پرندگان شکاری جنس ماده از نر بزرگتر است. نرها دو تا چهار کیلوگرم و ماده‌ها ۳ تا ۵.۷۷ کیلوگرم وزن دارند.این پرنده تقریباً در تمام انواع زیستگاه‌ها دیده شده اما دشت‌های باز و کم‌درخت را ترجیح می‌دهد. جمعیت این حیوان در خاک اصلی استرالیا پایدار است اما در جزیره تاسمانی کمتر از ۲۰۰ بهله از آن باقی‌مانده و در خطر انقراض قرار گرفته‌است. این عقاب با توجه زیستگاه خود از حیوانات مختلفی تغذیه می‌کند و حتی توانایی شکار حیواناتی چون کانگورو قرمز یا گوسفند و بز را هم دارد.

عقاب طلایی (نام علمی: Aquila chrysaetos) یکی از بهترین پرندگان از لحاظ شکار در نیم‌کره شمالی شناخته شده‌است. مانند تمام عقابان، عقاب طلایی نیز به خانوادهٔ عقابیان تعلق دارد.رنگ این پرندگان قهوه‌ای تیره، به همراه پرهایی به رنگ قهوه‌ای روشن یا طلایی در سر و گردن است. به طور متوسّط طول بال‌های آن‌ها ۷ فوت (بیش از ۲ متر) و طول خود آن‌ها ۳ فوت (۱ متر) است.این پرنده معمولاً در ارتفاع ۳۶۰۰ متری زندگی می‌کند و لانهٔ خود را بر روی درختان بلند، در صخره‌ها و غیره می‌سازد. عقاب طلایی بطور معمول سالی یک یا دو جوجه می‌آورد. این پرنده تمام عمر با جفت خود زندگی می‌کند. عقاب‌های طلایی ماده جثهٔ بزرگتری نسبت به جنس نر دارند. عقاب‌های طلایی به دلیل داشتن بال‌های بزرگ نیاز زیادی به بال زدن در آسمان ندارند و روی لایه‌های هوا سر می‌خورند. سرعت معمولی این پرندگان ۵۰ کیلومتر می‌باشد اما هنگام شیرجه زدن می‌توانند سرعتشان را تا ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت افزایش داند


عقاب طلایی با استفاده از چابکی و سرعت و همچنین با استفاده از پاشنه قدرتمند خود می‌تواند طعمه‌های کوچک خود از جمله خرگوش، موش کوهی(مارموت)، سنجاب زمینی و پستانداران بزرگ مانند روباه، گربه وحشی یا خانگی، بز کوهی و بچه آهوها را شکار کند. آن‌ها همچنین در مواقع کمیاب بودن شکار، مردار حیوانات و خزندگان را نیز می‌خورند.عقاب‌های طلایی دارای شش زیر گونه در کل جهان می‌باشند. بزرگترین جثه را در این زیرگونه‌ها، عقاب‌های طلایی هیمالیایی دارند. طول متوسط بال هایشان ۲٫۲۱ متر است البته بزرگترین عقاب این گونه یک ماده با طول بال ۲٫۸۱ متر است. عقاب‌های طلایی در اطراف قطب شمال در اسکاتلند، اروپا (کوه‌های آلپ، اسپانیا، ایتالیا، یونان، رومانی، یوگسلاوی، سرتاسر سیبری) تا آسیا ایران و آمریکا زادآوری دارد.عقاب‌های طلایی، پنجه‌های بسیار محکم و قوی ای دارند و می‌توانند طعمه‌های تا وزن ۸ کیلوگرم را حمل کنند اما به گفتهٔ کارشناسان محیط زیست، این پرندگان توانایی بلند کردن طعمه‌های بسیار سنگین مانند بزکوهی و آهوها را دارند.در بعضی از کشورها نظیر مغولستان این پرنده را برای شکار آموزش می‌دهند. از آن جا که این پرنده قدرت شکارگری بسیار بالایی دارد، از عقاب طلایی برای شکار گرگ و روباه استفاده می‌کنند. عمر متوسط این عقاب‌ها در طبیعت ۱۱ سال است اما در اسارت تا ۲۸ سال هم عمر می‌کند زیرا در طبیعت با خطرهای گوناگونی مواجه هستند.معمولاً دو تخم می‌گذارند و در حدود ۴۵ روز روی تخم‌ها می‌خوابند. گاهی نرها جای ماده‌ها روی تخم‌ها می‌خوابند و ماده‌ها شکار می‌کنند.



ادامه دارد ......


andishmand
     
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / خطرناک ترین موجودات حیات وحش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites