ارسالها: 2253
#151
Posted: 9 Mar 2023 07:06
هنوز هم تازه هست این شعر در باره ی میهن
برخیز شتربانا بربند کجاوه
کز شرق عیان گشت همی رایت کاوه
از شاخه شجر برخواست آوای چکاوه
مسطور سفر٬ حسرت من گشت حلاوه
بگذر بشتاب اندر از رود سماوه
در دیدهء من بنگر دریاچه ساوه
ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم
خاک عرب از شرق به اقصی گذراندیم
دریای شمالی را بر شرق نشاندیم
وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم
در چین و خُتن ولوله از هیبت ما بود
در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود
در اندلس و روم عیان قدرت ما بود
غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود
برخیز شتربانا بربند کجاوه
کز شرق عیان گشت همی رایت کاوه
امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم
در داو فره باخته اندر شش و پنجیم
با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم
چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم
هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم
ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم
جغدیم به ویرانه، هزاریم به گلزار
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقانِ مصیبت زده را خواب گرفته
خونِ دلِ ما رنگِ میِ ناب گرفته
وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
رخسارِ هنر، گونهی مهتاب گرفته
چشمانِ خرد پرده زِ خوناب گرفته
ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار
ابری شده بالا و گرفته است فضا را
وز دود و شرر تیره نموده است هوا را
آتش زده سکان زمین را و سما را
سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیاه را
ای واسطهی رحمت٬ حق بهر خدا را
زین خاک بگردان ره طوفان بلا را
بشکاف ز هم سینهی این ابر شرر بار
برخیز شتر بانا بربند کجاوه
کز شرق عیان گشت همی رایت کاوه
وز شاخ شجر برخواست آوای چکاوه
وز طول سفر حسرت من گشت علاوه
بخشی از شمارهی 1 مسمطات از ادیب الممالک / بر اساس آهنگ امیر آرام که با نام خاک منتشر شده است
لینک کامل این شعر در قالب مسمطیه، در وبسایت گنجور:
https://ganjoor.net/adib/divan/mosammat/sh1
ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍﯾﯽ هم ﺑﺎﺷﺪ، ﻻﯾﻖ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﮐﺮﺩﻥ!
ارسالها: 30
#152
Posted: 24 Dec 2023 15:49
ای وطن، ای مادرِ تاريخ ساز
ای مرا بر خاک تو ، روی نياز
ای کويرِ تو ، بهشتِ جان من
عشق جاويدانِ من ايران من
ای ز تو هستی گرفته ريشهام
نيست جز انديشهات انديشهام
بی خیالِ عطرهای گرون قیمت شو. آدم باید بوی معرفت بده.
ارسالها: 30
#153
Posted: 24 Dec 2023 15:52
ای وطن ای مادرِ ایران من
مادرِ اجداد و فرزندان من
خانهی من، بانهی من، طوسِ من
هر وجب از خاک تو، ناموسِ من
ای دریغ از تو که ویران بینمت
بیشه را خالی ز شیران بینمت!
بی خیالِ عطرهای گرون قیمت شو. آدم باید بوی معرفت بده.
ارسالها: 227
#154
Posted: 27 Dec 2025 16:04
ای ایران، ای نام تو چون زمزمهای در باد
که از قلّههای دماوند میآید پا برهنه
درون رگهای فراتوخت پیچیدهست
همان خون گرمی که به رگهای من میزند تند
ای مادرِ اسطورهها، ای سرفرازِ تاریخ
هنوز هم آواز رودکی در هوا میپیچد
هنوز هم فردوسی اندر نفسهای ماست
که میخوانَدش: «تو خود دریایی، گرچه در افتادهای خشکی»
از کرخهات تا ارس، از کارون تا هیرمند
همه شاخههای وجود تو، ای درخت کهنبار
هر آنجا که سروی قد افراشته، پرچم توست
هر آنجا که بلبلی میخوانَد، سرود توست آشکار
ای تخت جمشیدِ تو، ای عشقِ هزاران ساله
هنوز از حافظ و سعدی سخن میگویند بادها
هنوز در نقشرستم ستارهها میسوزند
بر آرمده بر سینهی این کوههای استوار
اگر روزی بادهای بیگانه بیایند تند
که برافکنند این سرو سهی را ز بیخ و بن
بدان روز هر برگِ تو شمشیری خواهد بود
بدان روز هر فرزندِ تو سیندخت خواهد شد دگر باره
ای ایران، ای دریای نجابت، ای آسمانِ مهر
تو را میسرایم چو پرچمی که همیشه در اوج است
همانگونه که زایندهرودت همیشه جاریست
همانگونه که فردای تو پر از شعلههای فروز است
پاینده باد ایران، سرفراز و آباد
همان به که در این خاک، هماره شکوفا باشد امید
همان به که همیشه بر افراشته بماند نام تو
همان گونه که ماند هماره نشانِ بزرگواری و پایداری.
خدا مدتهاست که مرده است، و انسانیت چیزی نیست جز خرافهای برای رام کردن گوسفندان.