ایران

My Beautiful Homeland | سرزمین زیبای من


صفحه  صفحه 13 از 17:  « پیشین  1  ...  12  13  14  15  16  17  پسین »
#121   Posted: 6 Aug 2011 10:24
استان گلستان

استان گلستان به مرکزیت شهر گرگان و با وسعت حدود 22 هزار کیلومتر مربع می باشد. موقعیت جغرافیایی این استان به قرار زیر می باشد. از شمال به جمهوری ترکمنستان - از غرب به استان مازندران و دریآی خزر - از جنوب به استان سمنان منتهی می شود. این استان دارای هفت شهر به نام های گرگان - بندر ترکمن- بندر گز - علی آباد -کردکوی - گنبد کاووس و مینو دشت و دارای 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان می باشد. در این استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سیستانی و مازندرانی زندگی می کنند .

صنایع دستی

در استان گلستان نیز همانند سایر استانهای کشورمان، تولید صنایع دستی خاص منطقه رایج است که مهمترین آنها قالی، گلیم، پلاس و جاجیم، ساخت زیورآلات، سوزندوزی، ابریشم دوزی و نمد مالی است.

قالیبافی:

عمده ترین صنایع دستی رایج در استان گلستان، قالی بافی است که صرفاً در بین زنان ترکمن رایج است. زنان و دختران ترکمن از روزگاران بسیار کهن به قالیبافی اشتغال داشته و این هنر را از نسلی به نسل دیگر انتقال داده اند و نیز یکی از عمده ترین راههای معیشت در بین ترکمانان، قالی بافی بوده است.
در ایران بهترین قالیهای ترکمن به وسیله ایل تکه بافته می شود که مرکز اصلی این ایل در چهارده فرسنگی شمال غربی گنبد کاووس است. ایل آتابای و ایل جعفر بای نیز در بافت قالیهای نفیس مشهورند.
قالی و قالیچه های ترکمنی به طور کلی دارای گره ترکی باف است که به طور عمده بر روی دستگاههای افقی بافته می شود ولی در حال حاضر بخاطر بهداشتی نبودن دارهای افقی، سعی می شود تا از دارهای عمودی استفاده شود. در رنگ آمیزی قالی های ترکمن گرچه رنگهای لاکی و عنابی بیشتر به چشم می خورد، ولی از رنگهای سفید، سیاه، سورمه ای، شتری و دیگر رنگها هم که تزیین بافته ها را بیشتر می کند، استفاده می شود. در گذشته برای رنگرزی بافته ها از گیاهان طبیعی استفاده می شد و همانند سایر مناطق ایران از پوست انار، روناس، نیل، زردچوبه، انواع گیاهان صحرایی و از چوب بویا یا بویه و بخصوص از قرمز دانه که نام حشره ای است، استفاده می شد ولی در حاضر بعضاً رنگهای بی ثبات شیمیایی، جای آنها را پرکرده اند.
منشأ نقوش قالیهای ترکمن، مظاهر طبیعت و محیط زندگی ترکمانان بوده است. نقش شاخ قوچ که نشانی از قدمت و باروری است، نقش عقرب به عنوان دفع شر و نقوش پرندگانی چون قو و حیواناتی نظیر اسب در قالی ترکمن مشهورند. طرح قالیهای ترکمنی بیشتر شکسته و هندسی است و قرینه سازی نقوش از ویژگیهای آن است.

جواهرات ترکمن:

از میان عشایر ایران، هیچ یک همانند ترکمن ها، هنر جواهر سازی را به کمال نرسانده اند. زنان ترکمن از کودکی با انواع زیورهای طلا، نقره و سنگهای تزئینی آشنا شده و خود را با آن می آرایند. استفاده از زیور در نزد ترکمن ها نه تنها جنبه خود آرایی و تزیینی داشته و دارد، بلکه از جنبه اقتصادی و فرهنگی نیز حائز اهمیت بوده است. از نظر فرهنگی، زیور آلات ترکمن ها به واسطه آویز های مختلف در هنگام حرکت، ایجاد سروصدا می کرده است که بیانگر قسمتی از فرهنگ آنها است. طلسم ها و طومارها که حامل ادعیه می باشند و قاب های قرآن که به گردن می آویزند، جنبه های اعتقادی استفاده از زیور آلات نزد ترکمن ها را روشن می سازند.
از میان طوایف ترکمن، پوشاک و زیورهای بانوان طایفه" تکه " مفصل تر و زیبا تر است و تعداد قطعات آن بیشتر از طایفه "یموت" است.

موارد استفاده از زیور آلات ترکمن:

زنان ترکمن علاوه بر زیورهایی که به کلاه و روسری خود می آویزند، برای تزئین موهای خود نیز زیورهایی خاص دارند. به طور مثال سکه ها و اشکال هندسی نقره ای به وسیله حلقه های نقره ای به یکدیگر وصل می شوند و در لابه لای موها بافته می شوند و یا نقش های قلبی شکلی که به وسیله رشته ای بین دو بافته مو در پشت سر وصل می شود و گاهی بلندی آنها تا کمر می رسد.
از تزئینات گردن و سینه، گل یقه، گوشواره، دستبند، تلفیقی از انگشتر و دستبند، تزئینات پیراهن، کت و نیز تزئینات خاصی که برروی وسایل مورد استفاده زنان نظیر شانه، انگشتانه و ابزار نخ ریسی انجام می گیرد را می توان نام برد.
مردان ترکمن هم از زیورآلات خاص خودشان نظیر انگشترهای نقره و طلا ، کمربندهای نقره ای، خنجر، شلاق اسب استفاده می کنند. اسباب بازیها ی کودکان و لباس آنان نیز با زیور آلات تزئین می شود.

نمد مالی:

یکی دیگر از رشته های صنایع دستی رایج در استان گلستان، نمد مالی است که بیشتر برای استفاده شخصی تولید می شود و برخلاف سایر مناطق ایران که نمد مالی کاری مردانه است، در استان گلستان و بخصوص در بین ترکمانان نمد مالی و تولید محصولات نمدی به وسیله زنان انجام می شود. نقش نمدها خطوط منحنی دارد و به نام های "چشم شتری"، قوچ، عقرب زرد و تیرانا خوانده می شود. نمد خوب را از پشم بهاره گوسفند تهیه می کنند وزنان هنرمند نقش شاخ قوچ را برروی آن می اندازند.
انواع نمدهای تولید شده مورد مصرف مختلفی دارد، از قبیل نمد زیر پایی، نمدی که دور آلاچیق می پیچند و نمد شولا که چوپانان به خود می پیچند.

سوزندوزی:

از دیگر رشته های صنایع دستی رایج در استان گلستان، سوزندوزی است که تماماً توسط زنان و دختران هنرمند انجام می شود. آنان با دقت و ظرافت، با نخ های رنگین، برروی عرقچین کودکان و مچ شلوار، دور یقه و سر دست پیراهن زنانه را سوزندوزی کرده، نقش های زیبایی می آفرینند.
سایر تولیدات صنایع دستی استان گلستان را سفال و سرامیک سازی، هنرهای مرتبط با چوب نظیرمنبت، معرق و ساز سازی، طراحی فرش و محصولات بافتنی تشکیل می دهند.



بناهای یادبود تاریخی:

1-پل آق قلا ، گرگان
2-گنبد قابوس ، گنبد کابوس
3-برج رادخان غربی ، کردکوی



بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد جامع گرگان ، گرگان
2-امامزاده نور ( عشاق ) ، گرگان



جاذبه های طبیعی:

1-ساحل دریای خزر
2-پارک ملی گلستان ،‌ گرگان
3-آبشار لوه ،‌مینودشت



فرهنگ و هنر:

1-صنایع دستی
2-عشایر ترکمنی
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#122   Posted: 6 Aug 2011 10:25
استان مرکزی

استان مرکزی تقریباُ در مرکز ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان های تهران و قزوین , از غرب به استان همدان , از جنوب به استانهای لرستان و اصفهان و از شرق به استانهای تهران, قم و اصفهان محدود است. این استان با مساحتی معادل 29530 کیلومتر مربع حدود 82 / 1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری درسال 1375, استان مرکزی دارای 8 شهرستان ,15 بخش, 19 شهر، 60 دهستان و 1394 آبادی دارای سکنه و 46 آبادی خالی از سکنه است .مرکز این استان شهر اراک می باشد.

صنایع دستی

در اکثر شهرستان های استان مرکزی صنایع مختلف دستی وجود دارند که عمدتاً خاص عشایر منطقه اند . عشایری که در محدوده استان زندگی می کنند بومی منطقه نیستند و اکثر آنها از نواحی دیگر به این منطقه مهاجرت کرده و سکنی گزیده اند . مهم ترین گروه های ایلی استان شامل شاهسون ها، ایل کله کویی، ایل میش مس ( مست )، ایل خلج، ایل راوه و ایل کرد (کلهر) هستند که به ویژه زنان و دختران انواع صنایع دستی را تولید می کنند.

اهم صنایع دستی استان عبارتند از :

فرش ساروق، اراک و محلات، قالیچه ساوه، گلیم و جاجیم تفرش، گیوه اراک و محصولات مسی که در شهرهای استان تولید می شود .



شهرستانها

اراک ، آشتیان ، دلیجان ،‌خمین ، محلات ، سربند ،‌ساوه ، تفرش




بناهای یادبود تاریخی :

1-بازار اراک
2-آتشکده آتشکوه ، محلات
3-حمام چهار فصل ، اراک
4-خانه امام خمینی ، خمین
5-معبد خوره سلوکی ، دلیجان
6-قصر سالار محتشم ، خمین
7-کتیبه تیماره ، خمین



بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده محمد عابد ، اراک
2-امامزاده صالح ابن علی ، شاه زند
3-امامزاده سلطان سید عشاق ، ساوه
4-مسجد میدان ( قرمز ) ، ساوه
5-مسجد جامع ساوه ، ساوه



جاذبه های طبیعی :

1-غار چال نخجیر ، دلیجان
2-چشمه آب گرم محلات ، محلات
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#123   Posted: 6 Aug 2011 10:27
استان اردبیل

استان اردبیل در شمال غربی فلات ایران، با بیش از 18 هزار و 50 کیلومتر مربع، یک درصد مساحت کل کشور را تشکیل می دهد. این استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربایجان، از شرق به رشته کوههای طالش و بغرو در استان گیلان ، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه های به هم پیوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربایجان شرقی محدود است .
چهار شهرستان این استان در طول 5/282 کیلومتر با جمهوری آذربایجان هم مرز هستند. در 159 کیلومتر از این مرز، رودهای ارس و بالهارود جریان دارند. در طول این مرز، استان اردبیل با جمهوری آذربایجان از دو نقطه اصلاندوز و بیله سوار ارتباط دارد. آذربایجان شرقی مرزهای مشترک با شهرستانهای پارس آباد ، مشکین شهر ، اردبیل و خلخال دارد. استان اردبیل همچنین در جنوب با استان زنجان همجوار است. این استان از مشرق با استان گیلان از طریق شهرهای اردبیل و خلخال و رشته کوه طالش همسایه می باشد. راه ارتباطی استان اردبیل با مرکز کشور از طریق محور اردبیل ـ آستارا ( گردنه حیران ) واز راه رشت و قزوین به تهران میسر می شود. استان اردبیل به پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی در سال 1372 از محدوده سیاسی ـ اداری استان آذربایجان شرقی جدا شده و به عنوان استانی مستقل در تقسیمات کشوری جای گرفت .
این استان دارای شش شهرستان، 16 بخش، شش دهستان و 2193 آبادی است. شهرستان اردبیل دارای چهار نوع آب وهوای مدیترانه ای گرم، مدیترانه ای معتدل، کوهستانی سرد و معتدل است . شهرستان اردبیل یکی از مناطق سردسیر ایران است و بین پنج تا هشت ماه از سال سرد است.
استان اردبیل، مانند بسیاری از مناطق مستعد کشور در زمینه بافت انواع زیراندازها دارای قدمت و اصالت بوده و صنعتگران و هنرمندان روستایی و شهری با عرضه هنر و استعدادهای درخشان خود، توانسته اند نمونه های بارزی از آثار نفیس و ارزنده صنایع دستی را با نام منطقه خود به ثبت برسانند. قالی بافی, ورنی بافی و جاجیم بافی که تقریباً منحصر بفرد بوده و در مناطقی همچون مغان و خلخال توسط هنرمندان بافته می شود. و یا بافت گلیم و مسند که کار خاص هنرمندان بخش های نمین و عنبران و گرمی و خلخال است، از صنایع دستی شاخص استان اردبیل است.


قالی بافی:


قالی بافی در استان اردبیل دارای سابقه طولانی است. قالی هایی با گره ترکی و طرح هائی چون هراتی، مشایخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شیخ صفی در این منطقه بافته می شود.
بی مناسبت نیست که به قالی معروف اردبیل که شهره خاص و عام است نیز اشاره ای داشته باشیم.

قالی اردبیل:


این قالی مشهور از آن جهت قالی اردبیل نامیده می شود که از مسجدی واقع در مصلّی اردبیل که شاه اسماعیل و جد او شیخ صفی الدین (که سلسله صفویه نام خود را از او گرفته) مدفون شده اند، به دست آمده است. این قالی بنابه توصیه "ویلیام موریس" از شرکت "ونیست رابینسون" خریداری شد که شرکت مزبور آن را از شرکت "زیگلر" واقع در تبریز خریده بود. قالی اردبیل از نظر طرح و بافت یکی از نفیس ترین و مشهورترین قالی های جهان است. از لحاظ تاریخی نیز سند و مدرک مهمی محسوب می شود زیرا دارای تاریخ و امضاء است، و از این رو هسته مرکزی گروه قالی های ترنجدان یاسبک مشابه است که با اطمینان کامل می توان آن را متعلق به اواسط قرن شانزدهم دانست. چه قالی در سال 1539 میلادی(946ه. ق.) یعنی در سیزدهمین سال سلطنت پنجاه و دوساله شاه طهماسب بافته شده است. تار و پود این قالی ابریشم و گره آن فارسی است و در هراینج مربع تقریباً 19 × 17 گره دارد، که مساوی بهترین نوع قالی کاشان است. قالی اردبیل برخلاف بسیاری دیگر از قالی های مشهور آن زمان طرحی آرام دارد و فاقد تصاویر حیوان و انسان است، چه هدف از بافت قالی استفاده از آن در مکانی مقدس بوده است. قالی در تبریز و در دربار شاه طهماسب که تبریز را به پایتختی برگزیده بود و در کارگاه های سلطنتی بافته شده است.
گلیم بافی :


با توجه به مواد اولیه فراوان و آشنایی اغلب صنعتگران هنرمند روستائی استان اردبیل به بافت گلیم، این رشته از صنایع دستی در بسیاری از شهرها و روستاهای این استان رواج داشته و از معروفیت خاصی برخوردار است. به طور مثال می توان از گلیم نمین یا عنبران گرمی و خلخال نام برد. نوعی از گلیم مناطق مزبور که به "مسند" شهرت دارد و معمولاً در اندازه 5/1 × 1 متر بافته می شود، دارای کیفیت بالائی است و بافندگان سلیقه و هنر زیادی را در بافت و ترکیب رنگ و طرح آن به کار می برند. گلیم های مسند، گلیم های دورو است. نوع دیگر زیرانداز "ورنی" یا گلیم سوماک است که مهمترین مراکز تولید آن مناطق عشایری و روستایی مغان، بیله سوار، پارس آباد و مشکین شهر است. طرحها و نقش های زیادی رامی توان در گلیم های تولیدی مناطق اردبیل مشاهده نمود، از جمله نقش های لچک و ترنج و لچک تکرار شوند.
تفاوت گلیم های ساده یا دوروی تولید شده در استان اردبیل درطرحها و نقش ها و گاه ابعاد و اندازه های آن است. مثلاً گلیم های ساده تولید شده در مغان به اصطلاح دراز و باریک با طولی در حدود 3 تا 5 متر و عرضی حدود یک متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شود. ضمن آن که در مناطق عشایری استان بیشتر به استفاده از چله پشمی در تولید کار تمایل دارند و کمتر از نخ پنبه ای به عنوان چله یا تار استفاده می کنند.
گلیم های تولیدی خلخال در اندازه 5/1 × 3 متر مربع است و طرح گلیم نیز معمولاً با یک یا چند ترنج و یک حاشیه همراه است و متن زمینه از یک رنگ است و خرده نقشی ندارد.
ورنی :


ورنی که گاه به آن گلیم سوزنی نیز گفته می شود، نه تنها یکی از گلیم های معروف اردبیل بلکه یکی از شاخصترین "سوماک" های ایران است. این نوع زیرانداز در آثار پژوهشگران خارجی به نام "سوماک" معروف است و منسوب به شهر "شوماخی" در قفقاز است، ضمناً در میان عشایر جمهوری های آذربایجان و ترکیه نیز ورنی با نقش هایی کم و بیش شبیه ورنی اردبیل و به همین نام شهرت دارد. بافت "ورنی" در ایران تنها در بین ایلات و عشایر استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل رواج دارد و روستائیان استانهای مذکور نیز به دلیل آمیختگی با این عشایر به بافت این نوع گلیم زیبا و منحصر به فرد می پردازند. "ال سون" ها و نیز عشایر "ارسباران" عمده ترین تولید کنندگان ورنی هستند. تفاوتی که در بافت گلیم و "ورنی" وجود دارد این است که در گلیم، بافت به صورت گره های منقطع انجام می شود و نقوش آن توسط پود شکل می گیرد و تار بوسیله پود کاملاً پوشیده می شود، در حالیکه در بافت ورنی ایجاد طرح و نقوش بر سطح آن توسط پودگذاری اضافی حاصل می شود و تار و پود هر دو پوشیده است. پود اضافی، که پود اصلی خوانده می شود، مانند پود گلیم به صورت ساده از بین تارها عبور نمی کند، بلکه به دور تار حرکت پیچشی و غیره منقطع دارد. متداول ترین مصارف ورنی شامل خورجین، مفرش(رختخواب پیچ یا فرمش) و زیراندازهایی است که غالباً در اندازه های 3/1×1 متر و 5/1×1 متر روی دارهای عمودی بافته می شود. بافندگان ورنی از نقش هایی چون گوزن, آهو , گرگ, سگ گله, بوقلمون, مرغ و خروس, شغال, روباره, پرندگان محلی و ... به گونه ای بسیار زیبا و به صورت هندسی استفاده می کنند.
جاجیم بافی:


بافت جاجیم در اکثر روستاها و مناطق عشایری اردبیل دارای سابقه دیرینه است و به علت وجود مواد اولیه در بین دامداران و عشایر تقریباً اغلب خانواده ها به این فن آشنائی دارند. در استان اردبیل, منطقه خلخال, از نظر نوع بافت و میزان تولید آن, از مراکز مهم جاجیم بافی اردبیل به شمار می رود. موارد استفاده از جاجیم شامل پشتی و رویه تکمیلی کیف و ساک و مبلمان است. نقش های جاجیم به دو صورت ساده و گلدار طراحی می شود. نوع ساده آن با تعییر رنگ تارها به صورت راه راه بافته می شود و نوع گلدار آن که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد به عنوان رویه کرسی, پشتی, انواع ساک و کیف به کار می رود. اندازه جاجیم معمولاً دارای عرض 20 تا 30 سانتیمتر و به طول دلخواه تا 70 متر است. پس از اتمام بافت و دوختن کناره های عرض جاجیم بر اساس نوع مصرف, قابل استفاده است.
شهرستانها
1-اردبیل
2-بیله سوار
3-گرمی
4-خلخال
5-مشکین شهر
6-پارس آباد

بناهای یادبود تاریخی
1-بازار اردبیل ، اردبیل
2-قلعه قدیمی مشکین شهر
3-آرامگاه شیخ حیدر ، مشکین شهر
4-مقبره شیخ جبرئیل ، اردبیل
5-آرامگاه شیخ صفی ، اردبیل

بناهای یادبود مذهبی
1-مسجد جامع اردبیل ، اردبیل
2-کلیسای مریم مقدس ، اردبیل


جاذبه های طبیعی

1-کوه سبلان
2-دریاچه نئور ، اردبیل
3-دره شیروان ، اردبیل
فرهنگ و هنر


1-عشایر اردبیل در کوهستانهای اردبیل
2-صنایع دستی
3-موزه شیخ صفی ، اردبیل
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#124   Posted: 6 Aug 2011 10:28
استان یزد

استان یزد در مرکز ایران در قلمرو سلسله جبال مرکزی ایران بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و30 دقیقه شرقی از نصف النهار مبدأ قرار گرفته است. استان یزد از شمال و غرب به استان اصفهان از شمال شرقی به استان خراسان از جنوب غربی به استان فارس و از جنوب شرقی به استان کرمان محدود می شود. استان یزد در حدود 72156 کیلومتر مربع وسعت داشته و تقریباً 37/4 درصد از وسعت کل ایران را در بر می گیرد .

آب و هوای استان یزد به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، جمعیت استان 750769 نفر بوده که از این تعداد 15/75 درصد جمعیت شهری و 85/24 درصد جمعیت روستایی را تشکیل داده اند .

یزد به معنی پاک و مقدس است و شهر یزد نیز به مفهوم شهر خدا و سرزمین مقدس است. به لحاظ شرایط اقلیمی استان یزد وضعیت کشاورزی در این استان مطلوب نیست و امکان بهره برداری از آب های سطحی در کشاورزی بسیار کم است. شرایط خاص مناطق حاشیه کویر نظیر میزان اندک باران حرکت ماسه های روان ، پدیده کویرزایی مراتع فقیر کمبود منابع تأمین آب موجب شده تا 28 درصد وسعت استان یزد فاقد بهره دهی اقتصادی باشد .

مهمترین مناطق کشاورزی استان دشتهای یزد، اردکان، بهادران، بهاباد، هرات، مروت، چاهک و ابرکوه است. محصولات کشاورزی استان شامل انار، پسته، بادام، غلات، آفتابگردان، انگور، پنبه، چغندر قند و کنجد است .

استان یزد به لحاظ زمین شناختی دارای ذخایر بسیار عظیم معدنی است. معادن مهم این استان مانند آهن چغارت، مرمر بورق، ماسه سنگ متکسانه، سرب کوتک نقشی مهم و سازنده در تحولات اقتصادی و عمرانی استان داشته است .

صنایع دستی

پیشینه یزد آکنده از پایمردی و استواری مردمانی سخت کوش و پرتلاش است که به رغم طبیعت گرم و خشک این دیار، کمر همت بسته و با پشتکار و خلاقیت و ذوق هنری خود نام شهر و دیارشان را پرآوازه کرده اند.

همانگونه که گفته شد با توجه به شرایط آب و هوایی و محدود بودن فعالیت های کشاورزی و دامپروری در استان یزد، سایر فعالیتهای انتقالی و افزون بر همه فعالیت در رشته های مختلف صنایع دستی در آن استان رشد کرده است. نساجی سنتی، سفال و سرامیک سازی، زیلو بافی قالیبافی و ساخت مصنوعات مختلف فلزی از جمله صنایع دستی رایج در استان یزد است.

قالیبافی:

قالیبافی، این صنعت و هنر والای همه مناطق ایران، در استان یزد نیز از اعتبار ویژه ای برخوردار است و همانند صنعت نساجی، از دیرباز در استان مذکور و بخصوص شهر یزد، جایگاه خاص خود را داشته است.

از آنجا که صنعت قالیبافی ویژه زنان است و جایگاه آن در روستاها دامنه وسیعی را شامل می شود، در نتیجه در اقتصاد روستایی اهمیت فراوانی داشته و در معشیت خانواده نقش اساسی ایفا می کند.

در گذشته های دور قالی بافان یزدی از طرحها و نقش های مختلفی مانند:
هراتی، گل ماهی، کرمانی، سردار جنگل، بندی، شکارگاه و جوشقانی استفاده می کردند ولی امروزه بیشتر به طرح فرش های کاشان اکتفا می شود. درکارگاههای خانوادگی معمولاً یک دار قالیبافی نصب می شود که اکثراً محل سکونت بافندگان نیز می باشد، اما در کارگاههای بزرگ که تعداد آنها بسیار کم است، تعداد دارها متفاوت است.

صنعت قالیبافی در سایر نقاط استان یزد نیز طی سالهای اخیر رواج پیدا کرده است به طور مثال قالیبافی در میبد تحت تأثیر نائین از چهل سال پیش آغاز شده و از رونق خوبی برخوردار است. در بافق، بهاباد، تفت، و روستاهای آن منطقه نیز طی بیست سال اخیر، صنعت فرش جایگاه خاصی یافته است.

نسا جی سنتی:

تا گذشته ای نه چندان دور، به علت غلبه سنت ها و رسوم پیشینیان بر زندگی مردم، کمتر خانه ای در یزد وجود داشت که در آن یکی از حرفه های نساجی دستی یافت نشود. استمرار تولید در خانه موجب شده بود که تجربیات و اطلاعات حاصله به سادگی از نسلی به نسلی دیگر انتقال یافته و اشتغال به صنایع دستی به صورت یکی از ارکان اقتصاد خانواده در آید. هر چند که امروزه در نتیجه تغییر شیوه زندگی و رویکرد جوانان به شغل و حرفه ای غیر از کار پدری کمتر صدای دفتین دستگاههای بافندگی در خانه ها به گوش می رسد، ولی با این حال هنوز هم ذوق و هنر صنعتگران یزدی را در تولیداتی به شکل سجاده، روتختی، پتو، احرامی، شال، دستمال ابریشمی و پارچه های ترمه، زری و مخمل و همچنین دارائی که شیوه رنگرزی آن در ایران منحصر به یزد است، می توان یافت.

به طور خلاصه می توان گفت که در اکثر نقاط استان یزد صنعت نساجی رواج دارد. در اشکذر بافت انواع پارچه های پنبه ای و ابریشمی و همچنین بافتن قالی، گلیم و خورجین، در اردکان بافت قالی، موتابی، زیلو، کرباس، حصیر و سبد، در میبد بافت زیلو، در شهرستان تفت نساجی به همان شیوه سنتی و عمدتاً دستی، در شهرستان بافق قالیبافی، حصیر و پادری و تهیه جارو و بادبزن و در مهریز، قالیبافی، سبد بافی، سنگتراشی و چاقو سازی رواج دارد.

از گذشته های دور، بافت ایکات یا دارائی در نقاط مختلف کشورمان وجود داشته ولی در حال حاضر در کارگاههای محدودی در یزد، این پارچه زیبا تولید می شود.

جهت تهیه دارایی در قدیم ابریشم طبیعی به کارگرفته می شد ولی در حال حاضر ابریشم مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرد.

با ادامه و استمرار انواع روشهای بافت ایکات، نقش های بی شمار از ساده ترین طرحهای راه راه و هندسی تا پیچیده ترین سبک(ژاکارد) از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده است. هرگز نمی توان دوگونه دارایی همسان پیدا کرد زیرا هر کدام نرمی و مواجی ویژه خود را دارند.
شهرستانها

ابرکوه ، اردکان ، بافق ، میبد ، مهریز ، تفت ، یزد
بناهای یادبود تاریخی :

1-آتشکده چک چک (پیرسوز ) ، یزد
2-باغ دولت آباد ، یزد
3-قلعه ناریجان ، میبد
4-آب انبارها ، یزد
5-بادگیرها ، یزد
بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده ابوجعفر ، یزد
2-مسجد جامع کبیر ، یزد
3-مسجد میر چخماق ، یزد
4-صومعه شیخ علی بنیامین ، یزد
جاذبه های طبیعی :

1-بیابان
2-باغ دولت آباد ، یزد
فرهنگ و هنر:

1-موزه کاخ آیینه ، یزد
2-صنایع دستی
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#125   Posted: 6 Aug 2011 10:30
میهمان

دست شما درد نکند این تایپک واقعا عالی بود مطالب این دوست گرامی هم بسیار خواندنی بود ممنون از شما
 
     
  
#126   Posted: 6 Aug 2011 10:30
استان کرمانشاه

استان کرمانشاه با وسعتی در حدود 24434 کیلومتر مربع در میانه ضلع غربی کشور قرار گرفته است. این استان از شمال به استان کردستان ، از جنوب به استانهای لرستان و ایلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به کشور عراق محدود شده است.
استان کرمانشاه در سال 1375 دارای 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادی دارای سکنه بوده است. شهر کرمانشاه مرکز استان کرمانشاه میباشد و شهرستانهایی این استان عبارتند از: اسلامآباد غرب،پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب،سنقر،صحنه، قصر شیرین،کرمانشاه، کنگاوور، گیلانغرب و هرسین.
استان کرمانشاه ناحیهای کوهستانی است که بین فلات ایران و جلگه بین النهرین قرار گرفته و سراسر آن را قله ها و ارتفاعات سلسه کوههای زاگرس پوشانده اند و در محدوده این استان به صورت مجموعهای از رشته کوههای موازی پدیدار گشته که دشتهای مرتفع کوهستانی درمیان آنها شکل گرفته و بستر گذرگاههای مهم زاگرس را به وجود آورده است.
قدمت سکونت در محدوده استان فعلی کرمانشاه به هزاره قبل از میلاد میرسد در آثار سارگن- شاه اکد- که از سال 2048 تا 2030 قبل از میلاد بر جنوب بین النهرین فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آریزان یاغی) یاد شده است . به استناد کتیبه های بابل ، آشور و عیلام ساکنان دامنه های زاگرس طوایفی به نامهای لولوبی، گوتی، مانایی، فایری، آموا و پارسوآ بودهاند. در خصوص اصلو نژاد این طوایف، نظرات متضادی ابراز شده است، طوایف آمادا و پارسوآ آریایی، و طوایف گوتی و کاسی نیز به احتمال زیاد آریایی ثبت شده اند ولی محققان در آ‎ریایی بودن لولوبیها و ماناییها تردید دارند.

صنایع دستی

کرمانشاه از دیر باز به سبب موقعیت خاص جغرافیایی و نیاز اهالی به لوازم و مواد اولیه زیستی مرکز صنایع دستی بوده است و در بین مردم بومی، افرادی مستعد و ماهر در هر رشته پرورش یافته اند . از طرف دیگر شیوه معیشت عشایری استان زمینه های مساعدی را جهت گسترش صنایع دستی فراهم نموده است که اهم آنها عبارتند از : قالی ، گلیم ، جاجیم ، جولایی ، موج ، چیغ ، انواع گیوه ، صنایع دستی چوبی ، قلمزنی ، حکاکی ، تسبیح سازی ، شیشه گری ، حجاری ، فلز کاری ، نمد مالی ، چرم سازی و انواع جانماز ، جوراب ، کلاه ، جلیقه دستباف که تولید آن ها در بیشتر روستاها و شهرهای استان رایج است.



بناهای یادبود تاریخی :

1-معبد آناهیتا ، کنگاور
2-کتیبه بیستون ، کرمانشاه
3-گور دخمه دربند ( غارهای گور) ، سنقر
4-بازار کرمانشاه ، کرمانشاه
5-طاق بستان ( طاق قوسی ) ، کرمانشاه



بناهای یادبود مذهبی:

1-مسجد عماد الدوله ، کرمانشاه
2-مسجد جامع کرمانشاه ، کرمانشاه
3-مرکز عزاداری معاون الملک ، کرمانشاه



جاذبه های طبیعی :

1-چشمه نیلوفر ، کرمانشاه
2-غار قوری قلععه ، پاوه



فرهنگ و هنر:

1-صنایع دستی
2-موزه کرمانشاه ، کرمانشاه
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#127   Posted: 6 Aug 2011 10:33
استان کرمان

استان کرمان پهناورترین استان ایران است که در جنوب خاوری ایران واقع شده و از لحاظ تاریخی، سابقه سکونت در این ناحیه به هزاره چهارم پیش از میلاد می رسد.
گنجینه های فرهنگی، تاریخی و معماری ارزشمندی در گذر زمان دراین استان پدید آمده که نمایان گر روند تاریخی و حیات اقتصادی ـ اجتماعی این منطقه است. استان کرمان از اقتصادی پویا برخوردار بوده و در زمینه کشاورزی و انواع صنایع رونق به سزایی دارد. تنها شهر خشتی جهان (ارگ بم) متعلق به هزاره های پیش از میلاد به این خطه تعلق دارد و بازار بسیار زیبای شهر کرمان به همراه ده ها اثر باستانی، طبیعی و معماری در این دیار وجود دارد که همواره گردشگران را مجذوب خود نموده و جلوه های جهانگردی این منطقه را به نمایش می گذارند.

● مکان های دیدنی و تاریخی

مکان های دیدنی و تاریخی استان کرمان عبارتند از: کویر لوت, رودخانه هلیل رود, کوه های هزار, جوپار, لاله زار, باغ بالا, خیبر, قبله, ارگ بم, خرابه های شهر کمادین, گنبد جبلیه, مقبره خواجه اتابک, قلعه قهقه, قلعه کهنه, گنبد مشتاقیه, مسجد ملک, مسجد جامع, مسجد امام, قلعه سودک, گورستان دژیمند, باغ شاه زاده ماهان, مزار شاه نعمت الله ولی, قلعه ستگ, زیارت گاه شاه زاده حسین, حمام گنج علی خان, مجموعه وکیل, مجموعه ابراهیم خان, میدان گنج علی خان, مسجد چهل ستون, آتشکده شاه فیروز, قلعه اردشیر, قلعه دختر, موزه سکه, قلعه راین, ارگ جدید بم, گنبد سبز, تخت دریا قلی بیک و بازار کرمان.


دیدنی ها و جاذبه های طبیعی استان :

غارها :

غار ترنگ در 50 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان بافت در روستای ترنگ
غار چشمه سبز گوغر در 50 کیلومتری شهرستان بافت در روستای جعفریز گوغر
غار ده بکری بم
غار شعیب جیرفت
غار ایوب شهربابک
غار جواران رابر
غار داوران رفسنجان
غار شب پره خبر بافت
غار یخ جوپار

آبشارها :

آبشار درقله علم شاه در بلندترین نقطه سلسله جبالبارز
آبشار دلفارد در 40کیلومتری شمال غرب جیرفت
آبشار راین در 20 کیلومتری غرب راین
آبشار کوهپایه در 30 کیلومتری کرمان

ییلاق ها:

ییلاق های شهر ماهان در 35 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان
ییلاق های جوپار در 30 کیلومتری جنوب شهر کرمان
ییلاق های راین در 110کیلومتری شهر کرمان
ییلاق های کوهپایه در 30 کیلومتری شرق کرمان
ییلاق های ده بکری در شهرستان بم
ییلاق های مسکون در 30 کیلومتری جیرفت
ییلاق های دلفارد در 30 کیلومتری مسیر جیرفت ساردوئیه
ییلاق های درب بهشت در ساردئیه
ییلاق کوهبنان در 16 کیلومتری کرمان
ییلاق اسفندقه در 72کیلومتری شهرستان جیرفت
ییلاق لاله زار
چشمه های آب گرم ، جاذبه های بکر گردشگری کرمان


از ویژگی های طبیعی استان کرمان وجود چشمه های آب گرم متعددی است که در نقاط مختلف این استان وجود دارد. وجود این چشمه ها می تواند به رونق صنعت توریسم در استان کرمان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگردر مناطق دارای چشمه های آب گرم نیز ایجاد شود.

از ویژگی های طبیعی استان کرمان وجود چشمه های آب گرم متعددی است که در نقاط مختلف این استان وجود دارد. وجود این چشمه ها می تواند به رونق صنعت توریسم در استان کرمان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگردر مناطق دارای چشمه های آب گرم نیز ایجاد شود. خواص درمانی جالب توجه چشمه های آب گرم همیشه عاملی بوده است تا گردشگران استان کرمان برای شناساندن و افزایش امکانات گردشگری مناطق اطراف چشمه های آب گرم تلاش کنند. معرفی تعدادی از چشمه های آب گرم استان کرمان می تواند گویای بخشی از قابلیت های گردشگری در بخش اکوتوریسم در این استان باشد.
● چشمه آب گرم ابارق۱
در یک کیلومتری ابارق از توابع شهرستان بم قراردارد و از آن برای استحمام استفاده می شود. آب چشمه از سنگ های آتشفشانی خارج می شود و از نوع گسلی و گرم است. گسل معروف سروستان در نزدیکی این چشمه قرار دارد.
● چشمه آب گرم ابارق ۲
در نزدیکی ابارق از شکاف سنگ های آهکی خارج می شود. چشمه ابارق ۲ نیز از نوع گسلی است و به گسل سروستان ارتباط می یابد.
● چشمه آب گرم مسکون
این چشمه در حوالی بم قرار دارد. در ۲۸ کیلومتری جاده بم - کرمان یک جاده فرعی منشعب می شود که پس از حدود ۴۰ کیلومتر به سنگ های آتشفشانی آندزیتی می رسیم که این چشمه از آنها خارج می شود و از نوع گسلی است.
● چشمه آب گرم سرزه
در ۱۳۷ کیلومتری جنوب شرقی بم از شکاف سنگ های آندزیتی خارج می شود و از نوع کلروره سدیک و سولفات سدیک و ولرم (هیپوترمال) است.
● چشمه آب گرم گیشکی
در ۶۴ کیلومتری مسیر اصلی کرمان به بردسیر، راه فرعی منشعب از جاده اصلی به طرف «میهنه دره» در ضلع غربی رودخانه گیشکی از شکاف سنگ ها خارج می شود و عامل اصلی تشکیل آن به احتمال زیاد گسل است. چشمه گیشکی از نوع مختلط گرم است.
● چشمه آب گرم گسک
روستای گسک با ارتفاع ۲ هزار و ۱۴۰ متر در ۱۰ کیلومتری شمال غربی راین قرار دارد. در فاصله۳کیلومتری شمال غرب روستای گسک مکانی به نام تل آب گسک وجود دارد که چشمه از شکستگی های آن خارج می شود و پس از رسیدن به روستا از آن برای استحمام و کشاورزی استفاده می شود. این چشمه در مسیر گسل فعال راین است و ۲۷ درجه سانتی گراد حرارت دارد.
● چشمه ده رئیس
در ۴۴ کیلومتری جنوب شرقی رفسنجان قرار دارد. آب آن از شکاف سنگ های آتشفشانی آندزیتی خارج می شود. مظهر آن چند متر پایین تر از سطح زمین است و آب به صورت جوشان خارج می شود. آب آن از دو نوع کلروره سدیک سولفات کلسیک گرم است و دمای آن ۳۵ درجه سانتیگراد و در مجاورت گسل رفسنجان قرار دارد.
● چشمه آب گرم سلطان حسن شاه
در مسیر جاده گلباف - سعید آباد - سلطان حسن شاه قرار دارد و فاصله مظهر آن تا گلباف حدود ۳۰ کیلومتر است. مظهر آن از شکاف سنگ های آهکی و در امتداد گسل گلباف از زمین خارج می شود. در واقع در این چند چشمه وجود دارد که آب دهی مجموع آنها حدود ۱۴ لیتر است. آب آن از نوع مختلط و با توجه به دمای ۱۴ درجه سانتیگراد از نوع گرم است.
● چشمه آب گرم لاله زار
این چشمه در جنوب شهرستان بردسیر و در شمال روستای قلعه عسگر در وسط رودخانه به صورت جوشان از زمین خارج می شود و از نوع گسلی است. سنگ های اطراف آن از نوع آندزیت و آندزی بازاست و با توجه به دمای ۴۰‎/۵ درجه سانتیگراد از نوع گرم است.
● چشمه معدنی حسن آباد
در کوهستان داوران (حدود ۱۰ کیلومتری شمال خنامان) رفسنجان چشمه ای از کوهستان خارج می‌شود که آب آن از نوع ولرم و به علت خروج گاز کربنیک از نوع جوشان است. این چشمه در مسیر گسل داوران است و از آن برای کشاورزی استفاده می شود.
● چشمه آب گرم گور
روستای گور بالا با طول جغرافیایی ۲۶ ، ۴۲ ، ۵۷ شرقی و عرض جغرافیایی ۴۴ ، ۱۰ ، ۲۹ شمالی وارتفاع ۲ هزار و ۲۶۰ متر از سطح دریا در ۶۰ کیلومتری جنوب شرقی راین واقع شده است. چشمه آب گرم گور که به نام آب باد گور مشهور است در ارتفاع ۲ هزار و ۵۰۰ متری از سطح زمین خارج می شود. چشمه گور از نوع گسلی است و دمای آن ۵۷ درجه سانتیگراد است.
● چشمه آب گرم سید
در جنوب شهرستان بم از شکاف سنگ هایی از نوع آندزیت خارج می شود و به احتمال زیاد از نوع گسلی است. چشمه آب گرم سید از نوع سولفات سدیک ولرم است.
● چشمه آب معدنی قاسم آباد
به فاصله ۶ کیلومتری شرق رفسنجان در روستای قاسم آباد واقع شده و در اصل قنات قدیمی است که اهالی منطقه در سال های گذشته از آب آن استفاده درمانی می کرده اند آب چشمه از نوع کلروره سدیک و سولفات منیزیم سود و ترکیبات شیمیایی آن مشابه آب چشمه معدنی «لون لوسونیه» فرانسه است.
● چشمه معدنی ته خاتون
چشمه معدنی ته خاتون در شرق کرمان به فاصله ۱۳ کیلومتری روستای جوشان واقع شده است. آب این چشمه گرم و از نوع آب های کلروره سدیک و بی کربنات کلسیک گازدار است.
● چشمه معدنی غرغره (باباترش)
چشمه معدنی غرغره در فاصله ۴۰ کیلومتری راین کرمان واقع شده است. این منطقه پوشیده از رسوبات کویری و حاوی املاح نمکی فراوان است. آب چشمه غرغره از دسته آب های کلروره سدیک و بی کربنات کلسیک است.
● چشمه آب معدنی بوجان
چشمه معدنی بوجان در جنوب غربی کرمان به فاصله ۴۵ کیلومتری سیرجان قرار دارد. آب این چشمه نیز از دسته آب های کلروره سدیک و سولفات کلسیک نیم گرم است.
● چشمه معدنی رضا آباد
این چشمه به فاصله ۶ کیلومتری شمال آبادی جرک و ۶۷ کیلومتری روستای گزگ در شمال کرمان واقع شده است. آب چشمه رضا آباد از دسته آب های کلروره سدیک سولفات کلسیک نیم گرم است. این منطقه را رسوبات آبرفتی دوران چهارم پوشانده اند.
● چشمه معدنی پاچنار
در ۶ کیلومتری شمال آبادی جرک و۶۷ کیلومتری شمال کرمان واقع شده است. محل استقرار و نوع آب این چشمه نیز مانند چشمه معدنی رضا آباد است.
● چشمه آب معدنی بیشه
در فاصله ۲۴ کیلومتری شمال شرقی کرمان و در شمال شهداد واقع شده است. آب چشمه از دسته آب های کلروره سدیک سولفات کلسیک گرم است.
● چشمه معدنی آبادآوران
این چشمه در فاصله ۵۸ کیلومتری شمال شرق رفسنجان واقع شده است. مظهر چشمه در دهانه کوهی به نام دره زرد که در امتداد کوه آوران است قرار دارد.
● چشمه های آب معدنی اختیار آباد
چشمه های آب معدنی: جوقن، بی بی، شرا، جیوه و مرتضی علی در مجاورت دهکده اختیار آباد به فاصله ۱۴ کیلومتری غرب کرمان از زمین خارج می شوند. آب این چشمه ها از دسته آب های کلروره سدیک سولفات کلسیک و منیزیم است.
● چشمه آب معدنی گلی آونگ
چشمه آب معدنی گلی آونگ در جنوب شرقی سیرجان واقع شده و اطراف آن را رسوبات آبرفتی دوران چهارم پوشانده است. آب این چشمه از دسته آب های کلروره سدیک سولفات کلسیک است.
● چشمه آب معدنی باب تنگل
باب تنگل در ۳۰ کیلومتری شمال آبادی باب تنگل است که در شمال شرقی زرند کرمان واقع شده است. اطراف منطقه را زمین های کویری احاطه کرده است.
● چشمه آب معدنی بغرا
این چشمه در فاصله تقریبی ۱۳ کیلومتری شمال بخش جوشان در شمال شرقی کرمان قرار دارد. آب آن از دسته آب های کلروره سدیک سولفات کلسیک گرم است.
● چشمه آب معدنی حوض باد
چشمه حوض باد در ۱۳ کیلومتری بخش جوشان در شمال شرقی کرمان قرار دارد. این آب نیز از دسته آب های سولفات بی کربنات سدیک است.
● چشمه آب معدنی حوض نو
حوض نو در شمال شرقی کرمان واقع شده است. آب چشمه از دسته آب های کلروره سدیک سولفات کلسیک است.


گنبد جبلیه * کرمان *

در منتهی الیه شرقی کرمان گنبد بزرگ و عجیبی از سنگ و گچ بنا گردیده که دست تطاول روزگار در تخریب آن کوتاه آمده است . این گنبد هشت ضلعی تماما از سنگ است و عرض پی آن نیز در پایه به 3 متر می رسد.در هشت طرف آن هشت در بعرض 2متر قرار گرفته که اخیرا برای مستحکم ساختن بنا و جلوگیری از تخریب آن درگاهها را با سنگ مسدود کرده اند و فقط یکی را باز گذاشته اند . قسمت بالای گنبد از آجر ساخته شده است و معلوم نیست که آیا روی گنبد کاشی بوده یا نه؟

در داخل گنبد ظاهرا گچ بری ها و تزئین کاریهایی وجود داشته که قسمت بالا ریخته و قسمت پائین را تخریب کرده اند . از تاریخ بنا و منظور از ساختمان این گنبد مطلبی ذکر نشده سر پرسی سایکس در کتاب هشت سال در ایران می نویسد : از قبرستان که رد می شوید یک ساختمان هشت ظلعی سنگی خواهید دید که گنبدی به شکل دو هلال برآن قرار گرفته و قطر داخل آن 18 فوت و هر طرفی نیز 18 فوت و نوک آن اجری و منتهی الیه آن دایره می باشد . این محل را جبلیه می نامند و تنها ساختمان سنگی کرمان همین گنبد جبلیه است.

ایرانیان معتقدند که این محل مقبره یکی از زرتشتیان بوده و برخی نیز عقیده دارند که مزار سید محمد تباشیری است .ولی نسبت اخیر را در بعضی نقاط تکذیب می کنند . بدیهی است در زمانی که این قبرستان را ویران کرده اند سنگ این مقبره را برداشته اند و برای نمایی بکار برده اند برخی این گنبد را متعلقبه سلجوقیان می دانند .

ولی این ادعا درست نیست . "جبلی " تحریف یافته کلمه " گبری " است و برطبق قواعد اشتقاقهای فارسی " گ " به "ج" بدل شده است قدمت این گنبد را از این کلمه که آن را گنبد "گبر " نیز گفته اند می توان حدس زد که شاید مربوط به پیش از اسلام باشد و از بناهای زرتشتی و گبری است گرچه استیل آن با استیل آتشکده تطابق ندارد .

از سبک معماری آن نیز استنباط می شود بنای مذکور مربوط به اواخر دوره ساسانی می باشد که اوائل اسلام تعمیر و مرمت شده است و یا اینکه در اوائل اسلام با الهام از معماری ساسانی بنا گردیده است.

ارگ راین * راین *

این ارگ در جنوب غربی شهر کنونی راین و بر بالای قلعه ای با شکوه و عظمت خودنمایی می کند . این بنای خشتی با مساحتی بیش از 20 هزار متر مربع تا حدودی به ارگ تاریخی بم شبیه است . پلان قلعه تقریباً مربع شکل و با چندین برج در اطراف مزین شده است . دور تا دور قلعه را حصاری در برگرفته که ارتفاع آن اندکی بیش از 10 متر است . تنها ورودی قلعه از جبهه شرقی است که با سر در بزرگ و باشکوه به محوطه داخلی راه دارد . این قلعه بعد از ارگ بم دومین بنای خشتی استان کرمان محسوب می شود.
بعد از عبور از کوچه شرقی – غربی به چهار سوی کوچک هشت ضلعی می رسیم که انتهای راهروی آن به چهار ساختمان زیبا که احتمالاً محل حاکم نشین بوده ختم می شود . این خانه ها به وسیله حصار و با برج هایی در اطراف محصور شده است . چنین به نظر می رسد که خانه های یاد شده در زمان قاجار ساخته شده باشند زیرا پلان و نقشه آن ها شبیه بناهای این دوره است .
قلعه ، عناصری چون بازار ، اصطبل ( تابستانی و زمستانی ) زورخانه و محل عامه نشین دارد .از قدمت و زمان بنیان اولیه قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست و تاکنون هیچ شواهد و مدارکی که قدمت آن را دقیقاً مشخص کند به دست نیامده است و تا زمانی که تحقیقات علمی و کاوش های باستان شناسی انجام نپذیرد نمی توان تاریخ دقیقی برای آن منظور کرد .

باغ شازده * ماهان * کرمان

باغ شاهزاده یکی از زیباترین باغهای سنتی ایران محسوب می شود . این باغ در ماهان و دردامنه کوههای تیگران واقع شده است و مربوط به اواخر دوره قاجاریه (1298 هجری قمری ) می باشد .
این باغ دارای سردر ورودی بسیار زیبا است که گفته می شود که این باغ به دستور حاکم کرمان ساخته شده و وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان می برند بنایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که بدست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را رها کرده و فرار نموده به همین علت جاهای خالی کاشی ها را برسردرورودی می توان دید .
این باغ علاوه برسردر شامل عمارت شاه نشین و حمام نیز می باشد . در حال حاظر قسمت شاه نشین به یک رستوران تبدیل شده و توسط بخش خصوصی اداره می شود . در این باغ درختان میوه متنوعی بچشم می خورد و در جلوی عمارت هم حوض ها و فواره ها آبنمای زیبائی را تشکیل داده اند. هر ساله گردشگران از این باغ زیبای اصیل ایرانی بازدید می کنند و از زیبائی و طراوت باغ لذت می برند.


جاذبه های طبیعی استان کرمان



استان کرمان به سبب تنوع آب و هوا و اقلیم ، چشم انداز و مناظر زیبیی دارد که هر یک به لحاظ مسائل تاریخ طبیعی ، پژوهش هی علمی ، تفریحی و تفرجگاهی می تواند گردشگران بسیاری را اب سلیقه هی متفاوت به خود جلب کند و اوقات فراغت مفرح و مفیدی پیش روی آنان قرار دهد. محیط هی متنوع طبیعی موجود در استان درصورت سرمیه گذاری و‌آماده کردن آنها بری جلب گردشگران زیست محیطی طی سالیان طولانی و درزمان نسل حاضر و نسل هی
ینده می توانند درآ,دهی کلانی بری استان به ارمغان بیاورند . مهم ترین مناطق طبیعی استان که می توانند گردشگران علاقمند را به طبیعت را به خود جلب کنند عبارتند زا :
- منطقه زیبا ، منحصر به فرد و غنی خبر که بخش وسیعی از آن هم اکنون به شکل پارک ملی حفاظت می شود به لحاظ منظر گاه هی کم نظیر از نقاطی است که درصورت فراهم کردن امکانات اولیه اقامت گردشگران از جمله احداث مرکز مدیریت پارک ، تامین نیرو ، احداث فروشگاه ، کمپینگ ، هتل و امکانات دیگر می تواند یکی از پر جاذبه ترین مکان هی علمی تفریحی در سطح استان باشد .بخشی از ین منطقه تحت عنوان پناهگا ه حیات وحش اداره می شود می تواند پذیری شکارچیان داخلی و خارجی باشد که میل به دریافت پروانه ویژه شکار هستند.بدیهی است که از ین راه درآمد هی ارزی فراوانی عید خواهد شد.
- آبشارهی دیدنی از جمله آباشر رین ، آبشار رابر ، آبشار دیدنی دامنه جنوبی قله علمشاه واقع در جبال بارز ، آبشار دلفارد و طبیعت بکر و دیدنی اطراف آن
- غارهی موجود از جمله غار طرنگ و غار گوغر واقع در محدوده شهرستان بافت و غار یوب واقع در محدوده شهرستان شهربابک
- فراهم کردن امکان خدمات رسانی به شکارچیان داخلی و خارجی که مشتاق شکار گراز (خوک وحشی ) در استان هستند که در ین خصوص سالیانه حداقل می توان 3000 پروانه مخصوص شکار گراز در شهرستان هی جیرفت ، کهنوج ، بردسیر ، بافت و رفسنجان صادر کرد.
- حفظ و حراست از منطقه نرگس زار دهبکری و فراهم‌ کردن امکانات توقف و بازدیدگردشگران طبیعت از منطقه جنگلی و دیدنی گویگان وم ناطق همجوار آن که زیستگاه خرس سیاه آسییی ( گونه منحصر به فرد کشور ) نیز هست. ین گونه جانور در حال حاضر تنها در جنوب شرقی یران به صورت طبیعی زندگی می کند و علاقه مندان زیادی در دنیا وجود دارند ، که مشتاق دیدن خرس سیاه آسییی در طبیعت هستند.
- صدها محیط طبیعی دیدنی و شکارگاه هی متنوع در اکثر شهرستان هی استان که در صورت یجاد امکانات اقامت و تهیه میحتاج بازدید کنندگان از مزیی وجود ین گونه افراد طی سال هی متمادی می توان استفاده کرد.

نمونه ی از ین گونه مناطق :

- پناهگاه حیات وحش مهرییه که جنگل هی منحصر به فرد کهور دارد.
- منطقه شکار ممنوع شهر بابک ( گودچاه)
- منطقه شکار ممنوع انجرک رابر
- منطقه شکار ممنوع کوه شیر بم
- منطقه شکار ممنوع کوه نو درهنگ
- جنگل هی بنه و بادام چاه زار سیرجان
- مناطق دیدنی زرند و کوهبنان
- مناطبق طبیعی پیرامون کوه هزار در بخشرین از توابع شهرستان کرمان
- مناطق زیبی اطراف کوهپیه واقع در حومه شهر کرمان
- منطقه پا سیب در نزدیکی چترود ( حد فاصل کرمان – زرند ) با کوه هی زیبا و پوشش گیاهی متنوع
- لوت زنگی آباد واقع در جنوب شهرستان بم که تنها زیستگا ه نوعی آهو است به نام چینکارا که بری گردشگران خارجی به خصوص زیست شناسان و متخصصان بسیار جالب توجه خواهد بود.
- منطقه حفاظت شده بیدوییه بردسیر : با 1200 راس آهو و تپه ماهورهی بسیار زیبا می تواند بری متخصصان و آنان که زیبیی هی طبیعت دنیا را دوست می دارند جالب باشد. همان گونه که سالیانه هزاران گردشگر علاقه مند به طبیعت از کشور کنیا در قاره آفریقا به سبب داشتن حیات وحش متنوع دیدن می کنند و میلیون ها دلار ارز وارد ین کشور می شود که باعث رونق اقتصاد آن شده است.
- دشت هی بلورد سیرجان : زیستگاه تابستانی پرنده ی به نام هوبره است که تعداد آ ن در دنیا کاهش یافته اما خوشبختانه در استان کرمان به تعداد زیاد دیده می شود.
- تالاب جازموریان که در فصل زمستان زیستگاه مناسبی بری هزاران پرنده مهاجر از جمله فلامینکو ، انواع غاز و اردک و مرغابی وحشی و به ویژه محل مناسبی بری زمستان گذارنی هوبره است ، از نقاط دیدنی استان کرمان است که در صورت فراهم آوردن امکانات اقامت می تواند مورد توجه بسیاری از گردشگران طبیعت قرار گیرد.
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#128   Posted: 6 Aug 2011 10:35
استان کردستان


موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان


کردستان استانی سرسبز و خرم با وسعتی معادل بیست و هشت هزار و دویست و سه کیلومتر مربع در غرب ایران و در مجاورت بخش شرقی کشور عراق قرار دارد. این استان که در دامنه ها و دشتهای پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استانهای آذربایجان غربی و زنجان ، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. استان کردستان بین سی وچهار درجه و چهل وچهار دقیقه تا سیوشش درجه و سی دقیقه عرض شمالی و چهل وپنج درجه و سیویک دقیقه تا چهل وهشت درجه و شانزده دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال یکهزار و سیصد و هفتاد و پنج دارای هشت شهرستان، دوازده شهر، بیست و یک بخش، هفتاد و هشت دهستان و هزار و هفتصد و شصت و پنج آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستانهای این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دیواندره، سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان. در حال حاضر استان کردستان با مجموعه شهرها، روستاها و عشایری که در اقصی نقاط آن پراکنده شده و استقرار یافته اند، به یکی از نواحی در حال توسعه غرب کشور تبدیل شده و از پتانسیلهای توریستی و تفرجگاهی بسیار خوبی برخوردار می باشد.مرکز این استان شهر سنندج می باشد.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان کردستان


این استان منطقهای کاملاً کوهستانی است که از مریوان تا دره قزلاوزن و کوه های زنجان جنوبی در مشرق گسترده شده است. ناهمواریهای این استان که تحت عنوان ناحیه کوهستانی کردستان مرکزی بررسی میشود، مشتمل بر دو بخش غربی و شرقی است. این دو قسمت از نظر شکل پستی و بلندی و جنس زمین متفاوتند. قسمت وسیعی از سنندج، مریوان و سرزمینهای اطراف آنها تا جنوب کردستان بخش کوهستانی غربی را تشکیل میدهد. در این ناحیه، یکنواختی و سستی جنس زمین اشکال مشابهی را به وجود آورده که از ویژگیهای آن کوههای گنبدی شکل با شیب یکنواخت و ملایم همراه با دره های باز است. این یکنواختی را طبقات آهکی سخت و سنگهای درونی که بین لایه های سست ظاهر میشوند، درهم ریخته و آن را به صورت صخره های عریان درآورده است. نوع مشخص این ناهمواریها، ناحیه کوهستانی چهل چشمه در بین مریوان و سقز است که دنباله پستی بلندیهای این ناحیه را در جنوب و مشرق، تشکیل داده اند و دامنه غربی آن تا داخل کشور عراق کشیده شده است. در این ناحیه شعبه های رود قزلاوزن در شرق و شمال شرقی و رود سیروان در حنوب چهره زمین را به طور کامل تغییر داده اند. بخش کوهستانی شرقی، قسمتهای شرقی سنندج را دربرمیگیرد و درحد فاصل ناحیه غربی و شرقی، یک رشته از ارتفاعات آتشفشانی شمالی - جنوبی را به وجود می آورد. در شرق این رشته کوه، شهرستانهای قروه و بیجار قرار گرفته اند که شکل زمین در آنها با پستی و بلندیهای ناحیه غربی به کلی متفاوت است. از ویژگیهای این ناحیه، وجود یک حصار کوهستانی متشکل از سنگهای دگرگونی و رسوبی است که دشتهای مرتفع هموار و تپه ماهوری را احاطه کرده است. در این ناحیه به استثنای کوههای بیجار، دشتهای نسبتاً وسیعی نیز وجود دارد. این دشتها به وسیله شعبه های رود قزل اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور درآمده اند. مرتفعترین دشت این ناحیه «هوهتو» خوانده میشود که با دو هزار و دویست متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است. بلندترین کوههای این ناحیه، شاهنشین در شمال بیجار، شیدا در مرکز و پنجه علی بین قروه و سقز است. استان کردستان به طور کلی تحت تأثیر دو جریان عمده هوای گرم و سرد قرار دارد و اقلیمهای گوناگونی را به وجود میآورد. بیشترین میزان بارش جوی در ناحیه غربی استان (شهرهای بانه و مریوان) حدود هشتصد میلیمتر در سال و کمترین میزان بارندگی آن در ناحیه شرقی حدود چهارصد میلیمتر در سال است. میزان نزولات جوی در قسمت مرکزی استان (شهرهای سقز و سنندج) نزدیک به پانصد میلیمتر در سال است. تمام قلمرو استان در بهار و تابستان آب و هوایی خنک و معتدل دارد. مقایسه ارقام میانگین دمای ماههای مختلف سال در مرکز استان نشان میدهد که متوسط دمای روزانه در اردیبهشت ماه شانزده و یکدهم و در مهر ماه شانزده و نهدهم درجه سانتیگراد است. میانگین دمای ماههای این دوره از بیست و دو تا بیست و هشت درجه سانتیگراد متغیر است. این درجه، دمای مطلوبی برای صنعت گردشگری میباشد. از اینرو شش ماه از سال در مرکز استان کردستان برای جریان جهانگردی بهترین و مناسبترین ایام به حساب می آید. سردترین ماه سال در شهرستان سنندج، بهمن ماه است که حداقل دمای آن به حدود یک درجه زیر صفر میرسد. تعداد روزهای یخبندان در سنندج نود و دو روز در سال گزارش شده است. در پهنه استان کردستان پاره اقلیمهای گوناگونی وجود دارد که در زیر به انواع و نواحی مشخص آن اشاره میشود:
- دره میرآوا (امیرآباد) که زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل دارد.
- مسیر سنندج به سمت سقز (دشت اوباتو) که زمستانهای معتدل دارد.
- مسیرمریوان به دربنددزلی که زمستانهای سرد با یخبندانهای طولانی دارد و در فصل تابستان روزهای آن گرم و شبهای آن خنک است.
- ناحیه اورامانات که آب و هوای آن مرطوب و معتدل است.
- مسیر سنندج به مریوان که اقلیمی نیمه خشک و نیمه مرطوب دارد.
نفوذ توده های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگلهای انبوه بلوط و گونه های مختلف درختان جنگلی شده است. پوشش گیاهی این ناحیه مناظری شگفت انگیز و باشکوه دارند.از آنجا که تنوع اقلیمی همراه با سایر شرایط مناسب، از جاذبه های مهم در صنعت جهانگردی به شمار میرود و جهانگردان خواهان دمای مطلوب و مطبوعی (بیست و پنج- بیست و دو درجه سانتیگراد) هستند، استان کردستان به ویژه در فصول بهار و تابستان از این نظر بسیار مناسب و دارای توانایی های جهانگردی قابل توجهی می باشد.

صنایع دستی

در استان کردستان تهیه و تولید انواع فرآورده های دستی از دیرباز مرسوم بوده است. مهمترین صنایع دستی استان مذکور عبارتند از:

سفالگری و سرامیک سازی

هنر سفالگری از زمانهای بس کهن در کردستان رایج بوده و ظرف های سفالین متعددی در زیرزمین کشف شده و نشان می دهد که این هنر در دوره پیش از تاریخ در کردستان مورد توجه فوق العاده مردم بوده و تعدادی از آنها را در گورهای مردگان پیدا کرده اند زیرا مردم آن زمان اعتقاد داشتند که پس از مرگ مجدداً زنده می شوند و به این ظروف احتیاج خواهند داشت و از این رو در هنگام به خاک سپردن مردگان مایحتاج زندگی را هم با آنان دفن می کردند.
در دوره ساسانیان جنس لعاب تکامل یافت و ظروف لعابدار بسیار زیبایی می ساختند و تعدادی از این ظروف از زیر خاک بیرون آمده و هنر سفال سازی از آن تاریخ به بعد در ایران رونق پیدا کرد و ظروف لعابدار با گل معمولی ساخته می شد و آن از خاک رس بدون ماسه و شن و مواد آهکی بود و این نوع ظروف در کردستان به وفور پیدا می شود.

کاشی کاری:

صنعت کاشی کاری نیز در کردستان رونق بسیاری دارد و این صنعت از قرن سیزدهم ه.ق به بعد رو به پیشرفت گذاشت و داخل مسجد دارالاحسان و مسجد دارالامان و خانه های قدیمی سنندج از کاشی های معرق پوشیده است و هنر ساختن کاشی های معرق در زمان امان الله خان اول اردلان (1214-1240 هجری) ساخته شد و به حد کمال رسید و صنعت کاشی سازی در این زمان رو به تکامل گذاشت.

قالیبافی:

قالی بافی در کردستان بسیار رایج است و نام کردستان همیشه مترادف با مهمترین قالی های دستباف بوده که با کمال ذوق و سلیقه پدید آمده است و قالی افشار و سنندج و بیجار و بوکان امروز شهرت جهانی دارد و به تحقیق یکی از پرارزش ترین فرشهای ایران است.

بیشتر طرح های مورد استفاده قالیبافان در کردستان طرح های شکسته بوده است و بندرت از طرح های دیگر استفاده می شود. از میان این طرح ها می توان به طرح ماهی درهم (هراتی)، ریزماهی نقش بته ای, گل وکیلی, گل میرزاعلی, گل مینا و شاخ گوزن و میناخانی اشاره کرد.

نقش ماهی درهم (هراتی), در بین طرح های کوچک (تکرار شونده) ایران ظریف ترین و زیباترین طرح بشمار می رود. طرح هراتی, طرحی ماهرانه و در عین حال ساده است که حاکی از رعایت موازین و قیود و زیبایی و ظرافت و ذوق و سلیقه ایرانی است.

ریزه ماهی:

نقش بسیار ریز ریزماهی درهم که از آن ریزتر غیرممکن است, به خرده ماهی نیز معروف است. در این طرح، گلهای بسیار ریز, اضلاع چهارگانه لوزی را تشکیل می دهند که اکثراً گل هشت پری را دربردارد.

نقش بته ای:

نقش بته ای نیز یکی دیگر از نقوش رایج بعد از هراتی است که از روزگار قدیم, تقریباً در همه انواع دستبافت ها, بخصوص ترمه, قالی, قلمکار متداول بوده است و از حدود شصت گونه نگاره بته ای متداول در قالی بافی ایران تعدادی نیز در سنندج مورد علاقه بافندگان بوده و آنها را با حالات مختلف می بافند. از انوع بته می توان جقه خرقه ای, جقه (سه گره ای), جقه زمردی, جقه دو گره, جقه ریز, جقه توپی (هشت پر) را نام برد.

جقه خرقه ای:

از طرح های بته ای بسیار زیبایی است که در سنندج معروف به جقه چارکی است. این نقشه معمولاً در قالی هایی با ابعاد بزرگ بافته می شود. حد فاصل جقه های بزرگ, جقه های کوچک و گلهای ساده است که بسیار ماهرانه بافته می شود.

جقه (سه گره ای):

این نوع جقه برای قالی هایی با ابعاد 3×2 مترمربع مناسب است و منظور از سه گره اندازه طول جقه است. (هر گره 5/7 سانتیمتر). درفاصله جقه ها بندهای ساده و گلهای کوچک قرار می گیرند و نیز داخل جقه ها اشکال مختلفی پر می شود.

جقه زمردی:

همان جقه سه گره ای است, با این تفاوت که نوار سبز رنگی دور تا دور شکل جقه را می گیرد و دایره های کوچکی در فواصل منظم بر روی این نوار قرار می گیرد, در این حالت دایره ها زیبایی خاصی به فرم جقه داده و آن را خوشرنگ می کنند.

جقه (دو گره):

این طرح را به دو گونه می بافند. در جقه های دو گره ای بر حسب سلیقه بافندگان عرض جقه تغییر می نماید ولی طول آن بندرت تا 2 سانتیمتر تغییر می کند.

جقه ریز:

این جقه بخصوص اندازه پشتی بوده و در اندازه های دیگری کار نمی شود و حالت خاص خود را دارد و قسمت داخل جقه ها را بوسیله گل سرخ پر می کنند.

جقه توپی (هشت پر):

این طرح به وسیله ترکیب کردن هشت عدد جقه دو گره ای با یکدیگر به وجود می آید و قاعده جقه ها به واسطه یک لوزی به هم وصل شده اند و در نهایت به شکل یک دایره می رسند و به این دلیل آن را جقه توپی می گویند. این نقش در اندازه های مختلف بافته می شود ولی در قالی های دو گره ای جلوه خاصی دارد.

گل وکیلی:

یکی از معروفترین نقشه های مختص سنندج "گل وکیلی" است که در دیگر مناطق بافته نمی شود. در مورد قدمت این طرح می توان به نمونه ای که در موزه فرش (تاریخ بافت آن به اواسط قرن سیزده هجری قمری می باشد.) اشاره کرد.

گل میرزاعلی:

گل میرزاعلی, یکی از نقشه های «گل فرنگی» سنندج است. انواع متعددی از گل فرنگ در سنندج بافته می شود که به نامهای گل و بلبل عروس و داماد, گل و عروس نامیده می شود و امروزه نسبت به اوایل رواج آنها کمتر بافته می شوند.

شاخ گوزنی (یحیی چلمی):

این طرح که دو نمونه از آن در موزه فرش تهران نگهداری می شود از جمله نقش های سنندج بوده و مختص سنندج است. علاوه بر نقشه هایی که شرح داده شد, نقشه های دیگری چون گل چینی و گل جرسه را نیز می توان نام برد.

گلیم:

مبدأ مشهورترین گلیم های کردستان, سنه است که در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن می شود. این منطقه از مراکز مهم تولید قالی و گلیم های کردستان به شمار می آمده است.

سنه از زمان سلطنت صفویان پایتخت کردستان بوده است و تأثیر صفویان در گلیم های به جای مانده از قرون هجدهم, نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وضوح دیده می شود. گلیم های قبایل سنجابی و جاف تحت تأثیر آویزهای زربافت و قلاب دوزی شده صفوی است. گلیم های سنه چه از نظر فنی و چه از لحاظ زیبایی شناسی با دیگر گلیم هایی که توسط قبایل و چادرنشینان کرد بافته شده, تفاوت دارد. در بافت آنها نوعی ذوق هنری دیده می شود و بیش از گلیم های دیگر به فرش های گره دار ایرانی شبیه است.

به طور کلی گلیم ها را از نظر ترکیب بندی می توان به سه دسته تقسیم کرد:

1- تکرار مکرر طرح های گل دار و یا یک طرح گل دار که از میخ یا داربستی آویزان شده و توسط حاشیه ای باریک و یا مجموعه ای از حاشیه ها احاطه شده است. نگاره ها شامل برگ, پیچک, ساقه و گل است.

2- در این گروه گل ها ظریف تر شده و ترنجی مجزا در مرکز آن قرار دارد. طرح این گلیم ها بسیار شبیه قالی های گره داری است که تجار فرش تهران به آن «براتی» می گویند. براتی مضمونی پیچیده و مرکب از گل های کوچک, بته و کندوی عسل است که تصویر یک باغ را به یاد می آورد.

3- سجاده هایی که به علت داشتن محراب پیازی شکل از سجاده های دیگر کشورها متمایزند.

اندازه بافت گلیم ها اکثراً کوچک است, اما بعضی از آنها بزرگ و تقریباً مربع شکل است. این گلیم ها اکثراً دارای بافت هایی چاک دار است, اما اضافه کردن پودهای ضمیمه و پودهای منحنی از مشخصاتی است که معمولاً در دیگر گلیم های کرد یافت نمی شود.

رنگ ها غالباً آبی, قرمز و سفید است و گاهی از رشته های فلز نیز در آنها استفاده شده است. تارها معمولاً نخی است و تارهای پشمی به ندرت در آنها به کار می رود. پودها غالباً از رشته های بلند پشمین, فلزی, ابریشمی و اخیراً پلی کروم ابریشمین درست می شود. ریشه ها را که امکان صدمه دیدن آنها بسیار زیاد است, به شکل دسته تارهای گره دار می بندند و اگر به اندازه کافی بلند باشد, مجدداً گره خورده و به شکل توری و شبکه درمی آورند.
گلیم های سنه به خاطر ظرافت و زیبایی خود شهرت خاصی دارد. در ده ساله اخیر, با این که از ظرافت سابق آن کاسته شده, اما هنوز دارای کیفیتی مطلوب است. بعضی از گلیم های سنه در گذشته توسط خانم ها به صورت دیوار آویز یا پوشش مخصوص در حمام به کار می رفته است. گلیم های سنه, گلیم های بسیار نفیس است که ارزش واقعی آنها توسط کلکسیونرها در مزایده های دهه 1950 و 1960 م شناخته شده است.

گلیم های بیجار :

بیجار که یکی از شهرهای تجاری حاشیه ای کردستان است, دارای گلیم مخصوص به خود است. بعضی از این گلیم ها نسخه های ساده گلیم های سنه با پشم زبر و رنگهای تند است و بعضی دیگر دارای بافت های چاک دار پشمین و تارهای نخی است. گلیم های بیجار معمولاً طویل و باریک است و در آن از ترنج های رنگین مثلثی و یا لوزی شکل استفاده می شود. بیشتر گلیم های منطقه دارای دو حاشیه بوده و از دیگر ویژگی های بعضی از گلیم ها, بافت انسان و حیوان در متن یا حاشیه های آنها است. طرح حیوانات نیز در متن این گلیم ها, اهمیت گله های گوسفندان و بزها را نشان می دهد. که به عنوان ثروت قابل حمل به آن تکیه می کنند. البته حیوانات دو سر از ویژگی کارهای تزئینی کردها, من جمله در کیف ها است.

گلیم شاهسون بیجار:

شاهسون های بیجار در قرن هجدهم از دشت مغان مهاجرت کرده و در روستاهای مابین زنجان و قزوین در نزدیکی بیجار و شمال همدان مستقر شدند. اهالی این منطقه ترک زبان هستند و استقلال خود را کاملاً حفظ کرده اند. بسیاری از نگاره هایی که در گلیم های شاهسون بیجار به چشم می خورد, از مناطق دیگر آمده است. با آن که بسیاری از گلیم ها با طرح های پود رو و پودهای چرخان تزئین می شود, اما در عین حال اسلوب بافت چاک دار همراه با پشم و نخ نیز در آنها به کار می رود.

منبت کاری:

منبت کاری چوب در کردستان از قدیم رواج داشته و درهای چوبی در کردستان و برخی از روستاهای آن که به جای مانده متعلق به دوران صفوی بوده که دارای کنده کاریهای دقیق و به صورت گل و کتیبه های گوناگون است. منبت کاریهایی که بر در امامزاده ها و مشایخ انجام شده بسیار باارزش است و امروز هم منبت کاران کرد در کردستان به کار خود ادامه می دهند و منبت کاری رواج کامل دارد. اکنون در سنندج معروفترین و زبردست ترین منبت کاران در کارگاههای خود مشغول به کارند همراه با سبک های جدید, که در آن ابداع و ابتکار خود را محفوظ داشته اند.

نازک کاری چوب:

ساخت فرآورده های چوبی و نازک کاری در سنندج سابقه طولانی دارد و محصولات چوبی این شهر از قدیم الایام خواستاران فراوانی داشته, بویژه تخته شطرنج های سنندج از مرغوبیت خاصی برخوردار است و در کارگاههای نازک کاری علاوه بر تهیه تخته شطرنج محصول های دیگری از قبیل قوطی سیگار و شیرینی خوری و کیف زنانه و جعبه و لوازم آرایش و سینی و بشقاب و غیره تولید می شود و امروز کارگاههای خراطی کردستان بیشتر به تهیه قلیان و پیپ چپق و عصا و چوب دستی و چوب سیگاری می پردازند.

دستبافی:

یکی دیگر از صنایع دستباف کردستان موج بافی است. کردها از موج برای نگهداری رختخواب و وسائل اضافی بهره برداری می کنند و در ضمن به عنوان پشتی هم از آن استفاده می نمایند و زیبایی خاصی به محل زندگی می دهد. تهیه موج که مانند پارچه نازک و لطیف است در اغلب شهرها منجمله سنندج, سقز, بانه و مریوان رواج دارد.

شالیبافی:

شال یک نوع پارچه است که برای تهیه لباس کردی مورد استفاده واقع می شود. دستبافان شال این مناطق با استفاده از پشم بز که در اصطلاح محلی به آن مرز گویند شال را تولید می کنند.

سایر صنایع دستی رایج در استان کردستان را نمدمالی, پولک دوزی و حصیربافی تشکیل می دهد.
بناهای یادبود تاریخی:


1-غار تاریخی کارفتو ، دیواندره و سقز
2-عمارت مشیر ، سنندج
3-قلعه قمچوقای ، بیجار
4-حمام غسلان ، قروه
5-بازار سنندج ، سنندج
6-ساختمان وکیل الملک ، سنندج
بناهای یادبود مذهبی :

1-مسجد جامع سنندج ، سنندج
جاذبه های طبیعی :

1-دریاچه زریور ، مریوان
فرهنگ و هنر:

1-صنایع دستی
2-روستای اورامانات ، مریوان
3-موزه سنندج ، سنندج
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#129   Posted: 6 Aug 2011 10:40
استان چهارمحال‌ و ‌بختیاری

استان چهارمحال‌وبختیاری در بخش مرکزی رشته کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخلی و استان اصفهان واقع شده است
و از شمال و مشرق به استان اصفهان، جنوب به استان خوزستان محدود است. وسعت این استان در حدود 16533 کیلومتر مربع می‌باشد. این استان ناحیه‌ای است کوهستانی در سلسه جبال زاگرس که در باختر آن کوههای مرتفعی قرار گرفته است و این ارتفاعات سرچشمه سرشاخه‌های دو رودخانه دائمی زاینده رود و کارون می‌باشد.
از مهمترین ارتفاعات غرب استان، زردکوه است که با ارتفاع 4548 متر در کوهستان بازفت قرار دارد و تمام سال پوشیده از برف است کوههای دیگر منطقه که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند دنباله زردکوه بوده و حد طبیعی آنها مرز بین استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری است و از کانونهای آبگیر دائمی ایران به حساب می‌آید.
امتداد این کوهها از شمال غرب به جنوب شرق بوده و هر چه از غرب به طرف شرق نزدیکتر شویم از میزان ارتفاعات و تراکم کوهها کاسته شده و به دره‌های باز و دشتهای نسبتاً وسیع همچون دشت لار، فرادنبه، کیار، لردگان، گندمان و .... ختم می‌شود و انباشته رسوبات در آنها امکانات مساعدی برای کشاورزی بوجود آورده است که در این دشتها در مجموع قریب 24 درصد وسعت استان را شامل می‌شوند.

ارتفاع شهرکرد (مرکز استان) از سطح دریا 2060 متر می‌رسد که تقریباً کمترین ارتفاع را در مدار جغرافیایی خود در این قسمت داراست هر چه به طرف شرق منطقه حرکت کنیم ارتفاع منطقه کاهش می‌یابد.

ویژگی‌های فرهنگی

مجموعه ایل بختیاری همراه با سنن و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم گیر این منطقه است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقه سیاحان و دیدار کنندگان داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن‌که دیدار کنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند، می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.
یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است. اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های کثیر ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران تخته قاپو (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ رو و متحرک است. کوچ روهای بختیاری، زمستان را دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخشهای غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند.
آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت‌ماه از پنج مسیر مختلف همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زرد کوه در مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری مشغول می‌شوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است.

موسیقی بومی

موسیقی و شهر در ایل بختیاری پیوند جاودانه‌ای با زندگی ایلی یافته است. مقام‌های موسیقی ایل بختیاری به نام (بیت معروف) هستند. از مشهورترین آنها به مقام گله‌داری، برزگری، ابولقاسم‌خان و مقام شیرعلی‌مردون که تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است می‌توان اشاره نمود.
هر طایفه و تیره نوازندگان محلی ویژه‌ای دارد که به آنها توشمال می‌گویند. توشمال‌ها دارای طایفه و محل زندگی جداگانه‌ای هستند، مخارج سالیانه خود را با شرکت در مراسم عروسی، عزاداری و جشن‌های دیگر به دست می‌آورند و به کار زراعت و دامداری نیز می‌پردازند.
توشمال‌ها مردمی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر وقت زندگی روزانه خود را صرف ساختن ابیات، لطیفه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و متل‌ها می‌کنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبیات عامیانه سرزمین بختیاری سهم بسزایی دارند.
آلات موسیقی بختیاری‌ها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: کرنا، ساز و دهل است. آوازهای محلی روستاهای چهارمحال و بختیاری با لحجه‌های مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسی و شادی واقعاً جالب توجه است. ادوات موسیقی آنها عبارتند از: دهل، سنج، نی، کرنا، طبل و سنتور.

اعیاد مذهبی

بختیاری‌ها برای اعیاد ملی و مذهبی به ویژه عید نوروز و مراسم سیزده بدر و بزرگداشت تولد ائمه اطهار و حضرت پیغمبر (ص) اهمیت خاصی قائلند. محل چادرهای خود را تغییر می‌دهند و در محلی سبز و خرم که دارای آب کافی باشد، مستقر می‌شوند. شب عید در چادرهای خود می‌مانند، ولی روز اول عید با لباس‌های مخصوص خود، کلاه‌های لری را کج به سر گذاشته و به دید و بازدید می‌پردازند. بختیاری‌ها معتقدند لباس سیاه عزا را حتماً باید تا قبل از نوروز از تن در آورد، زیرا در غیر اینصورت باروری و نعمت از طایفه رخت بر خواهد بست. روز سیزده فروردین از گلهای صحرایی تاج گلی می‌آرایند و بر روی مشک دوغشان می‌گذارند.

سوگ‌ها و عزاها

مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی عمیقی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.
عزاداری برای ائمه‌اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران با شکوه برگزار می‌شود. شیوه اجرای مراسم تقریباً مثل سایر نقاط ایران است. دسته‌های زنجیرزنی، سینه‌زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه‌های برگزاری اینگونه مراسم است. برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه است.
در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌کنند، (چوقا) از تن بیرون می‌کنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل (سید پیر شاه) یا (سید امامزاده)‌های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می‌کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می‌سپارند.
خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه که ( گاگریو) گفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام توشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام (چپی) می‌نوازند.
بعد از این مراسم (خیرات) شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و (سرباره) می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می‌دهد. این مراسم تا یک سال به طول می‌انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد.
وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد، مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را ( یال پوش) می‌گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند.

صنایع دستی

صنایع دستی چهارمحال و بختیاری تحت تاثیر تنوع شیوه‌های تولید، گوناگون و متنوع است. عشایر کوچ‌رو، عشایر اسکان یافته، روستائیان و اقشار شهر نشین در پدید آوردن این نوع محصولات سهیم باشند. در جامعه عشایری استان صنایع مدرن و کارگاهی وجود ندارد و صنعتگران این جامعه به بافت صنایع دستی اشتغال دارند و فعالیت‌های غالب آنها در زمینه بافت چوغا، خور و خورجین، قالی و قالیچه، سیاه چادر، گلیم، دستکش و کلاه‌پشمی و .... است.

رقص‌های محلی

در استان چهارمحال و بختیاری در مواقع برگزاری جشن‌ها و سرورها رقص‌های متنوعی اجرا می‌گردد که از معروفترین آنها رقص‌عروسی، رقص‌دستمال، رقص‌آرام، رقص‌تند و رقص مجسمه است.

رقص‌عروسی

در مراسم عروسی زن ومرد بطور گروهی باهم می‌رقصند و با اینکه قید و بند حجاب کاملاً در این منطقه (البته‌برای‌غریبه‌ها) وجود دارد، در مراسم شادمانی شرکت آنها در رقص‌های گروهی مجاز است و می‌توانند دست در دست دیگر رقصندگان با آهنگ ساز و دهل برقصند.

رقص دستمال

رقص محلی زنان در این هنگام تماشایی است، زیرا زنان با لباسها ی رنگارنگ و زیور آلات مخصوص، در رقص دستمال شرکت می‌کنند. دو عدد دستمال در دو دست خود میگیرند و با تکان دادن دست و پا و جلو و عقب رفتن، در محیط دایره فرضی می‌رقصند، در حالی که تماشاگران آنها را در بر گرفته‌اند هرکه قدرت تحمل رقص بیشتری را داشته باشد مورد تشویق تماشاچیان قرار می‌گیرد.

رقص آرام

در این نوع رقص، رقصندگان سه قدم به طور ضربی به جلو بر می‌دارند و دو قدم به عقب بر می‌گردند و این رفتار طوری تنظیم شده است که از دایره منظم رقص خارج نمی‌شوند، ریتم این نوع رقص به نسبت رقص‌های دیگر بختیاری آرام است.

رقص تند

در این نوع رقص نیز حرکات پاها مثل رقص آرام است با این تفاوت که رقص ریتم تندی دارد. اجرا کنندگان رقص دستمال‌ها را تندتند به دور سر می‌چرخانند و روی شانه‌ها می‌اندازند. گام‌ها نیز به صورت تند به طرف جلو برداشته می‌شوند ولی رقصندگان به عقب بر نمی‌گردند.

رقص مجسمه

این رقص با آهنگ ساز اجرا می‌شود. هر وقت که نوای ساز قطع می‌شود، رقص کننده نیز در همان حال به آن حالتی که آخرین لحظه آهنگ بوده، در جای خود می‌ایستد و تا آهنگ بعدی نواخته نشده حق ندارد از خود حرکتی ظاهر نماید. مهارت رقصنده در حالتی مشخص می‌شود که بتواند به موقع توقف کند و به موقع حرکت نماید.

شهرستان شهر کرد

در متون تاریخی از مکانی به نام چالشتر در ناحیه شهرکرد به عنوان مرکز حکومتی نام برده شده که خرابه‌های دیوار قلعه آن امروز به جای مانده است. شهر کرد گویا مکانی پاسگاهی بوده است معروف به دهکرد و از حدود سال 1300 با تعیین نماینده مرکزی و استقرار دوائر دولتی آغاز به رشد کرده است. پیش از آن و در دوران‌های گذشته، منطقه دستخوش جنگ‌های خوانین، کشمکش‌های میان حکومت مرکزی و قدرت‌های محلی و غارت و تصاحب روستاها توسط طوایف مختلف بختیاری بوده است.

نوسانات سیاسی داخلی منطقه از یک سو و تغییرات حکومت‌های مرکزی از سوی دیگر مجال و فرصت رشد و تکامل را به روستاها و شهرهای منطقه نداده است.
در کنار این عامل تاریخی، دور بودن از شبکه راه‌های اصلی و مراکز شهری ایران علت دیگری در عقب ماندگی نسبی شهر نشینی و صنعتی منطقه محسوب می‌شود.
پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهکرد و منطقه چهارمحال و بختیاری (معروف به شهر چهار محال) از طریق مرکز اصفهان اداره می‌شد و از آن پس تا سال 1352 شهرکرد مرکز فرمانداری کل چهار محال و بختیاری و سپس به مرکز استانی با همین نام تبدیل شد و در حال حاضر شهری رو به آبادانی و توسعه است.

مراکز تاریخی و دیدنی

• مدرسه علمیه
• آرامگاه دهقان سامان
• خانه ستودهقلعه شلمزار
• قلعه دزدک
• قلاع اسعدیه چلچله
• قلعه جونقان
• قلعه چالشتر
• حمام درب امامزاده
• پل زمانخان
• سنگ نوشته های مشروطیت
• دشت لاله‌های واژگون
• منطقه حفاظت شده تنگ صیاد

شهرستان اردل

اردل از گذشته‌های دور، یکی از مراکز ییلاقی و اسکان عشایر ایل هفت لنگ بختیاری بود و در متون تاریخی از جمله سفرنامه ابن‌بطوطه که از اصفهان تا شوشتر سفر کرده، اشاراتی به این ناحیه شده است. سبز کوه یکی از مناطق زیبای این شهر است.
این منطقه در سه شهرستان اردل، بروجن و لردگان واقع شده و با وسعتی در حدود 62000 هکتار دارای اکوسیستم‌های ویژه و چشم اندازهای طبیعی، مرتعی، جنگلی، و کوهستانی می‌باشد.آبشارهای پر آب و دیدنی مثل تنگ زندان و آبشار معدن زیبایی منطقه را دوچندان کرده است. این منطقه دارای سه تنوع آب و هوایی می‌باشد و به تبع آن جانورانی چون پلنگ، خرس قهوه‌ای، سنجاب بلوط‌های غرب ایران، کل، بز و کبک دری در این منطقه زندگی می‌کنند.

مراکز دیدنی

• منطقه جنگلی اردل
• منطقه حفاظت شده سبزکوه

شهرستان بروجن

بروجن دومین شهر منطقه چهار محال و بختیاری است. این شهر در دشتی به وسعت حدود 580 کیلومتر مربع در شرقی ترین نقطه منطقه و در محل تلاقی راه‌های سه استان چهار محال و بختیاری، اصفهان و فارس قرار گرفته است.
تاریخ اسکان جمعیت در این مکان به یکی دو قرن و تاریخ مرکزیت جمعیت به حدی که بتوان آن را شهر نامید به پس از نهضت مشروطیت می‌رسد. رشد فزاینده جمعیت آن از دهه‌های سوم و چهارم قرن حاضر آغاز شد و گسترش شهر بروجن با توجه به موقعیت جغرافیایی آن که در طلاقی سه استان قرار گرفته است، توسعه آن را از امتیاز ویژه‌ای برخوردار نموده و روند رشد آن را تسریع کرده است.

مراکز دیدنی

• امامزاده حمزه علی
• تالاب چغاخور
• تالاب سولگان
• تالاب گندمان
• منطقه حفاظت شده سبزکوه

شهرستان بلداجی

از گذشته بلداجی اسناد تاریخی مدونی در دست نیست ، لیکن شواهدی وجود دارد که مبین اسکان جمعیت در این ناحیه است. خرابه‌های صفی آباد محل اسکان عشایر ترک زبان قشقایی یا ترکان تیره بولوردی صفی‌خان قشقایی بود.
این تیره پس از صفی آباد به محل فعلی شهر بلداجی نقل مکان کرده‌اند و به مرور زمان از نقاط دیگری مانند جونقان و فرا دنبه نیز گروه‌هایی به بلداجی مهاجرت کرده و اسکان یافته‌اند.
همراه با اسکان اجباری ارامنه در دوران صفویه در اصفهان گروهی از ارامنه نیز در بلداجی و قلعه ممکا ساکن و بعدها به علل مذهبی مجبور به کوچ از این دو نقطه شده‌اند. در هر صورت قدمت قطعی هسته اولیه شهر بلداجی را تا حدود 250 سال پیش تخمین می‌زنند. گز انگبین این شهر بسیار مشهور است.

شهرستان جونقان

جونقان سابقه چندانی به عنوان شهر ندارد و با تاسیس شهرداری در سال 1356 شهر نامیده شده است. سابقه تاریخی اسکان و استقرار جمعیت را در این مکان بر اساس متون تاریخی می‌توان به دوران صفوی نسبت داد و رونق آن را می‌توان از دوران قاجار و پس از انقلاب مشروطیت دانست که سردار اسعد بختیاری این مکان را مقر حکومتی خود قرار داد.

شهرستان فارسان

این شهرستان مهمترین کانون شهری در قلمرو سردسیر عشایر هفت لنگ بختیاری است ودارای جاذبه های طبیعی همچون: غارسراب بابا حیدر، غار آقا سید عیسی، پیر غار، چشمه دیمه که گواراترین آب جهان شناخته شده است، رودخانه بازفت، دشت لاله های واژگون، شکارگاه های متعدد و... است. منطقه فارسان عمدتاً ییلاق عشایر بختیاری ومرکز حکومت خوانین آل بویه بوده است، ازاین رو قلعه هایی به نشانه اقتدار وسلطه خوانین درمنطقه ساخته اند.

مراکز دیدنی

• تونل کوهرنگ
• سنگ نوشته های مشروطیت
• پیست اسکی چالگرد
• آبشار دره عشق
• چشمه کوهرنگ
• چشمه دیمه

شهرستان فرادنبه

سابقه پیدایش فرادنبه را به بیش از 400 سال پیش نسبت می‌دهند که گویا چهار قلعه در اطراف آن وجود داشت. همچنین از این محل به نام پیر دامنه با 800 نفر جمعیت در سفر نامه‌ای مربوط به سال 1323 هجری قمری یاد شده است. در دوران اخیر که از تاخت و تاز عشایر بختیاری بر روستاهای چهارمحال کاسته شد، فرادنبه رشد و توسعه یافت.

شهرستان فرخشهر

سابقاً اسکان جمعیت در مکان امروزی فرخشهر به استناد متون و ابنیه تاریخی موجود به حدود 5 قرن قبل نسبت داده می‌شود و از جمله بنای مسجد جامع تخریب شده شهر، شاهدی بر این مدعا است. از تحولات این شهر در فاصله چند قرن گذشته اطلاع چندانی در دست نیست.
این شهر به علت موقعیت جغرافیایی، یعنی قرار گرفتن بر سر راه اصفهان- شهرکرد، همراه با تغییر موقعیت سیاسی منطقه به فرمانداری کل وسپس به استان، رشد و گسترش یافته و از سوی دیگر به عنوان نزدیکترین مرکز جمعیتی منطقه به استان اصفهان تحت تاثیر تحولات قطب جمعیتی- صنعتی اصفهان، رشد کرده است.

شهرستان لردگان

شهر لردگان از دیر باز مرکزی برای مبادلات عشایری بوده است. در متون تاریخی از لردگان به نام لردجان نام برده شده است. قلعه لردگان در نزدیکی چشمه برم لردگان در دوران لر بزرگ ساخته شده بود که خرابه‌های آن اکنون نیز باقی مانده است.

مراکز دیدنی

• آبشار آتشگاه
• چشمه برم
• منطقه جنگلی بازفت
• منطقه حفاظت شده سبز کوه

شهرستان هفشجان

قدمت تاریخی اسکان جمعیت در محل فعلی هفشجان و دیگر مراکز جمعیتی چهارمحال (لار، کیار، گندمان،‌ میزدج) بنا بر متون تاریخی و شواهد موجود به سلسله‌های ساسانی و اشکانی می‌رسد. در ادوار بعدی چهارمحال به علل گوناگون مورد توجه ملوک، سلاطین و حکومت‌های مرکزی قرار گرفت.
در دوره‌هایی به علت واسطه قرار گرفتن میان مناطق مرکزی ایران و دشت‌های حاصلخیز خوزستان و راه‌های آبی آن سرزمین، و در دیگر ادوار به عنوان تیول یا شکارگاه و یا به علل مهار عشایر ایلات بختیاری و غیره مورد توجه بوده است. سنگ نبشته‌های قبور موجود در هفشجان حدود 300 سال سابقه استقرار جمعیت در این ناحیه را نشان می‌دهد.
این آبادی در دوره قاجار تحت سلطه خوانین بختیاری بوده، لیکن با تثبیت قدرت مرکزی از اقتدار این ایل کاسته شد. در دوران معاصر، هفشجان به صورت یکی از چند مرکز جمعیتی می‌باشد که در حوزه نفوذ مستقیم شهر کرد قرار دارد و نقش شهری کوچک همراه با ارایه خدمات ناحیه‌ای به روستاهای اطراف را ایفا می‌کند.
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#130   Posted: 6 Aug 2011 10:44
استان کهکیلویه و بویراحمد

استان کهگیلویه و بویراحمد سرزمینی کوهستانی و تقرییا مرتفع می باشد که کوه های زاگرس با رشته های موازی، سراسر شمال و شرق و کوههای سیاه و سفید، خومی خائیز و نیل جنوب شرقی آن را در برگرفته اند. بلندترین نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین ناحیه آن بیشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دریا می باشد. رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از این استان عبور می کنند. و ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است . چهار پنجم مساحت منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکیل شده است . در مناطق سردسیر , ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بیشتر و در مناطق گرمسیر ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نیز کمتر است. دشت ها نیز حدود یک پنجم از مساحت استان را تشکیل می دهند و معمولا عمده اراضی کشاورزی در دشت ها واقع گردیده است . با توجه به شرایط جغرافیایی استان، هرچه در امتداد اصلی کوه های زاگرس از شمال شرقی به جنوب غربی نزدیکتر شویم، از ارتفاع کوه ها و مقدار بارندگی و رطوبت هوا به طور محسوسی کم می گردد. این وضعیت طبیعی، مشخصات اقلیمی دوگانه ای را پدید آورده و استان را به دو ناحیه سردسیری و گرمسیری تقسیم نموده است.مرکز این استان شهر یاسوج می باشد.

صنایع دستی استان کهکیلویه و بویر احمد

صنایع دستی عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد همانند دیگر عشایر ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است و چون دامپروری و پرورش دام یکی از محورهای اصلی زندگی آنهاست. پشم و موی حاصل از طریق دامداری به مصرف تهیه و تولید صنایع دستی و دستبافت های متعددی می گردد. که عشایر این خطه می توانند علاوه بر مصرف شخصی، بخشی از آنها را به عنوان صنعت دستی به جامعه غیرعشایری عرضه کنند.
از جمله این صنایع دستی می توان به قالی و قالیچه، گلیم، گبه، خورجین، جاجیم و … اشاره نمود.

توبره:

توبره یا به گویش محلی عشایر کهگیلویه و بویر احمد توربه کیف مستطیل شکل زیبایی است که ابعاد آن 60 × 50 سانتیمتر است و دختران ایل به عنوان جهیزیه آن را به خانه شوهر می برند. این دستباف، مصرف شخصی و خانگی دارد و زنان عشایر از آن برای حمل علفهای چیده شده از کوه و دشت برای گوسفندان استفاده می کنند. این بافته کیف مانند بوسیله دسته هایی که در طرفین آن قرار دارد به روی دوش حمل می شود. از این جهت حمل آن بسیار آسان و دستها هنگام حرکت آزاد می باشند.
در قسمت بالا و سمت رویی توبره، شکافهایی وجود دارد و در پشت توبره و در همان ارتفاع نوارهای بافته شده باریکی از جنس پشم و منطبق با شکاف های قسمت رویی دیده می شود. حلقه های بکار رفته در داخل شکاف ها بطرف جلو کشیده شده و زنجیروار در یکدیگر فرو رفته و حلقه آخر بوسیله تکه طناب کوتاهی که به انتهای توبره وصل است، گره می خورد.
توبره دستبافتی است متناسب با شرایط زندگی عشایر نواحی منطقه که در زندگی روزمره آنها کاربرد فراوانی دارد. نقوش رایج در توبره بیشتر به دو شکل گل توبره ای و گل آدمی می باشد.

آئینه دان یا چنته:

این دستباف در هر خانه و سیاه چادری به چشم می خورد. کیفی دسته بلند است که جهت وسایل شخصی زنان و نگهداری قرآن و آینه کاربرد دارد. بافت چنته و مواد بکار رفته در بافت آن گاهی شبیه به گلیم و گاهی شبیه قالی و یا هر دو می باشد. به این معنی که یک چنته ممکن است هر دو روی آن گلیم بافت و یا قالی بافت یا یک روی آن گلیم بافت و روی دیگر به شیوه قالی بافته شده باشد.
نقوش معمول در چنته همان نقوش فرش ها و گلیم ها، ولی در ابعاد کوچکتر می باشد.

نمکدان:

این محصول کاملاً عشایری است که در گذشته برای نگهداری نمک و حمل آن استفاده می شده است و در حال حاضر چندان کاربردی در زندگی آنان ندارد. البته هنوز هم نمونه هایی از آن در میان عشایر کوچرو دیده می شود.
وسایل بافت نمکدان همان وسایل بافت گلیم و قالی است و مواد اولیه آن مخلوط مو و پشم است .
نقوش نمکدان ها معمولاً از چند ردیف لوزی های کوچک و رنگارنگ که به صورت متناوب با نوارهای رنگی قرار گرفته اند تشکیل می شود.

خورجین:

خورجین بافته ای عشایری است که جهت حمل آذوقه بر پشت چهارپایان مورد استفاده قرار می گیرد . شکل کلی خورجین شبیه به دو کیسه متصل بهم است و بافت آن مانند گلیم دارای پود پشمی و تار پنبه ای است. در میان خورجین های قدیمی، خورجین هایی با بافت مشابه قالی نیز دیده می شود که بنظر می رسد بیشتر جنبه تزئینی داشته باشند، چرا که بعلت سنگینی وزن قالی بعید می نماید که بتوان در حمل و نقل مورد استفاده واقع شود.

سفره:

از بافت های عشایری است که ابعاد تقریبی آن 170 × 150 سانتیمتر می باشد. زنان عشایر از سفره به هنگام پخت نان استفاده می کنند و چانه های خمیر نان را روی آن می چینند.
تار سفره مخلوطی از مو و پشم و پود آن از پشم سفید بوده و جهت ایجاد نقوش از پشم رنگی استفاده می شود. البته در سالهای اخیر برای بافت سفره از نخ پنبه ای به عنوان تار و زمینه و از کاموای رنگی به منظور پود استفاده می شود.
زمینه سفره سفید رنگ با نقوش ساده و مجزا از یکدیگر بوده و نقوش به وسیله حاشیه های زیبایی از یکدیگر مجزا می شوند.

پشتی :

پشتی از دستبافتهایی است که توسط بعضی از عشایر اسکان یافته کهگیلویه و بویر احمد تولید می شود.
در واقع پشتی قالی یا گلیم مربع شکلی است که توسط سراجان شهرهای شیراز و کازرون تبدیل به پشتی می شود. جنس پشتی همان جنس قالی یا گلیم است . گاهی اوقات هر دو روی پشتی از جنس قالی یا گلیم و پاره ای اوقات قسمت رویه پشتی قالی بافت و قسمت پشت آن گلیم بافت می باشد.
ابعاد تقریبی آن 70 × 75 یا 70 × 70 سانتی متر است و نقوش رایج این محصول همان نقوشی است که در فرش ها و گلیم ها بکار می روند با این تفاوت که ابعاد پشتی کوچکتر از قالی گلیم است

حور ( خور) یا جوال :

عشایر کهگیلویه و بویر احمد از حور یا به گویش محلی خور جهت حمل و نقل مواد مورد نیاز خود مانند کاه، بذر، آذوقه و .... استفاده می کنند. حور بافتی شبیه به گلیم دارد و با همان ابزار کار گلیم بافی بافته می شود. حور بافته ای مربعی شکل با اندازه 5/1 ×5/1 می باشد که از دو بخش مساوی تشکیل شده است . بخش رویی خور نقوش متنوعی دارد و قسمت پشت حور دارای نقوش کمتر و راه راه است . پس از بافت مربع به منظور تهیه حور یا جوال، مربع بافته شده از وسط تا شده و اطراف آن دوخته می شود تا به شکل کیسه درآید. در سمت رویه و پشت آن دو دسته از جنس مو و پشم مخلوط تعبیه می شود تا جهت حمل و نقل و جابجایی حور مورد استفاده واقع شود.
نقش « بگم » رایج ترین نقشی است که در حورهای بافته شده عشایر کهگیلویه و بویر احمد بکار می رود.

جانماز (سجاده):

عشایر کهگیلویه و بویراحمد جهت نمازگزاردن محصولی تولید می کنند که در واقع گلیم کوچکی است که تار آن از موی بز و پشم و پود آن از پشم است. آنها معتقد هستند که عبادت کردن برسجاده بافته شده از کرک شتر سنت پیامبر اسلام «ص ) بوده است و ثواب فراوان دارد. از اینرو معمولاً حاشیه جانماز ها را با پشم گوسفند و زمینه مرکزی آن را با کرک شتر می بافند. جانماز بافته ای ساده و بدون نقش است که با حاشیه ای در اطراف محدود می شود.

شله یا آلاتی:

این محصول بیشتر از پارچه های فرسوده بویژه از لباس سنتی زنان ( که دامنی بسیار گشاد و بلند داشته و در دوخت آن 12 تا 15 متر پارچه مصرف می شود ) استفاده می شود. پس از شستن پارچه های فرسوده، آنها را به پهنای یک انگشت رشته، رشته کرده و بوسیله پرده می تابانند و از رشته های تابیده شده محصولات راه راه و زیبایی می بافند که به مصرف زیرانداز می رسد.

جل:

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است . جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است.

طناب :

از آنجائیکه طناب در زندگی عشایر کهگیلویه و بویر احمد نقش مهمی دارد و استفاده از آن برای انجام کارهای مختلف روزانه ضروری است، زنان عشایر کهکیلویه و بویر احمد با استفاده از مو یا پشم تابیده شده طنابهایی می بافند که مصارف گوناگون دارد: در برپایی سیاه چادر، مهار گوسفندان، محکم کردن ابزار کشاورزی و ... .
نوعی از طناب که برای مهار چهارپایان استفاده می شود گیس بافت است که در انتهای آن یک حلقه جادکمه ای مانند متصل است ودر صورت لزوم پای چهارپایان را درون حلقه جای داده با یک میخ چوبی به زمین محکم می کنند. نوع دیگر طناب که جهت مهار گوسفندان بکار می رود از یک رشته اصلی به طول تقریبی دو متر و یک حلقه متصل به انتهای آنان تشکیل شده است به این رشته اصلی که گیس بافت است حلقه هایی متصل است که در موقع لزوم حلقه ها از سر گوسفندان گذرانده می شود و حلقه انتهایی رشته اصلی که قابل تنگ و گشاد شدن است به میخ چوبی محکم می شود. این نوع طناب مخصوص مهار گوسفندان است .
است و نقوش رایج این محصول همان نقوشی است که در فرش ها و گلیم ها بکار می روند با این تفاوت که ابعاد پشتی کوچکتر از قالی گلیم است

حور ( خور) یا جوال :

عشایر کهگیلویه و بویر احمد از حور یا به گویش محلی خور جهت حمل و نقل مواد مورد نیاز خود مانند کاه، بذر، آذوقه و .... استفاده می کنند. حور بافتی شبیه به گلیم دارد و با همان ابزار کار گلیم بافی بافته می شود. حور بافته ای مربعی شکل با اندازه 5/1 ×5/1 می باشد که از دو بخش مساوی تشکیل شده است . بخش رویی خور نقوش متنوعی دارد و قسمت پشت حور دارای نقوش کمتر و راه راه است . پس از بافت مربع به منظور تهیه حور یا جوال، مربع بافته شده از وسط تا شده و اطراف آن دوخته می شود تا به شکل کیسه درآید. در سمت رویه و پشت آن دو دسته از جنس مو و پشم مخلوط تعبیه می شود تا جهت حمل و نقل و جابجایی حور مورد استفاده واقع شود.
نقش « بگم » رایج ترین نقشی است که در حورهای بافته شده عشایر کهگیلویه و بویر احمد بکار می رود.

جانماز (سجاده):

عشایر کهگیلویه و بویراحمد جهت نمازگزاردن محصولی تولید می کنند که در واقع گلیم کوچکی است که تار آن از موی بز و پشم و پود آن از پشم است. آنها معتقد هستند که عبادت کردن برسجاده بافته شده از کرک شتر سنت پیامبر اسلام «ص ) بوده است و ثواب فراوان دارد. از اینرو معمولاً حاشیه جانماز ها را با پشم گوسفند و زمینه مرکزی آن را با کرک شتر می بافند. جانماز بافته ای ساده و بدون نقش است که با حاشیه ای در اطراف محدود می شود.

شله یا آلاتی:

این محصول بیشتر از پارچه های فرسوده بویژه از لباس سنتی زنان ( که دامنی بسیار گشاد و بلند داشته و در دوخت آن 12 تا 15 متر پارچه مصرف می شود ) استفاده می شود. پس از شستن پارچه های فرسوده، آنها را به پهنای یک انگشت رشته، رشته کرده و بوسیله پرده می تابانند و از رشته های تابیده شده محصولات راه راه و زیبایی می بافند که به مصرف زیرانداز می رسد.

جل:

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است . جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است.

طناب :

از آنجائیکه طناب در زندگی عشایر کهگیلویه و بویر احمد نقش مهمی دارد و استفاده از آن برای انجام کارهای مختلف روزانه ضروری است، زنان عشایر کهگیلویه و بویر احمد با استفاده از مو یا پشم تابیده شده طنابهایی می بافند که مصارف گوناگون دارد: در برپایی سیاه چادر، مهار گوسفندان، محکم کردن ابزار کشاورزی و ... .
نوعی از طناب که برای مهار چهارپایان استفاده می شود گیس بافت است که در انتهای آن یک حلقه جادکمه ای مانند متصل است ودر صورت لزوم پای چهارپایان را درون حلقه جای داده با یک میخ چوبی به زمین محکم می کنند. نوع دیگر طناب که جهت مهار گوسفندان بکار می رود از یک رشته اصلی به طول تقریبی دو متر و یک حلقه متصل به انتهای آنان تشکیل شده است به این رشته اصلی که گیس بافت است حلقه هایی متصل است که در موقع لزوم حلقه ها از سر گوسفندان گذرانده می شود و حلقه انتهایی رشته اصلی که قابل تنگ و گشاد شدن است به میخ چوبی محکم می شود. این نوع طناب مخصوص مهار گوسفندان است .

قالی و قالیچه:

بافت قالی و قالیچه طی سالهای متمادی در میان عشایر کهگیلویه و بویراحمد تکامل یافته است. بویژه بافت قالیچه در میان ایل نشینان و روستاییان بیشتر تولید می شود و به دلیل سهولت حمل و نقل طرفداران بیشتری دارد. قالی و قالیچه جزو وسایل ضروری زندگی ایل نشینان و جزء اصلی جهیزیه دختران می باشد.
اجزای تشکیل دهنده قالی عبارتند از: پود، تار، پرزیا خواب قالی.
در این استان جنس تارها از پنبه یا مخلوط پشم و مو است و جنس پودها از پشم یا پنبه می باشد.
اما جنس پرز از پشم است و گاهی از کامواهای رنگی ( اکریلیک ) نیز استفاده می شود.
دستگاههای بافندگی قالی و قالیچه در غالب نقاط این استان ساده بوده و توسط خود بافندگان ساخته می شود و مثل سایر عشایر و ایالات ایران از نوع دار افقی است .
برای بافت یک قالی ممکن است یک یا دو زن به اتفاق هم کار کنند. زنان بافنده استان کهگیلویه و بویر احمد با تلفیق ذوق و سلیقه خود و با بکار بردن نقوش و طرحهای عشایری قالیهایی می بافند که بسیار زیباست. این نقوش برگرفته از پیشینیان و نسل های قبلی است که به بافندگان امروزی انتقال یافته است و با نقوشی از طبیعت پیرامون خود و اشیاء خود و اشیاء مورد علاقه تولید کنندگان ترکیب و مزین شده است.
تعدادی از این نقوش به دلیل مجاورت عشایر کهگیلویه و بویر احمد با عشایر قشقایی و بختیاری وارد بافته های این عشایر شده است .
یکی از نقوش تزیینی و قدیمی قالی های استان کهگیلویه و بویر احمد نقش حوض نام دارد. این نقشه مختص زمینه و متن قالی است . نقش حوض با استفاده خطوط شکسته فضاهای هندسی متن قالی بوجود می آید و بیشتر اوقات با نقوش گل خرده (نقوشی کوچک مانند گل پنج پر، چنگ و …) اطراف حوض ها و فضاهای خالی پر می شود. حوض انواع مختلفی دارد:

نقش حوض ساده: که بیشتر در قالبهای قدیمی ( تقریباً 130 سال پیش) دیده می شود. این نقش از یک مربع ساده تشکیل شده و در پیرامون آن هیچ نوع گل خرده ای وجود ندارد و در وسط آن نقش چنگ را می توان دید.

نقش حوض چند ضلعی: در این نوع نقش شکستگی خطوط بیشتر شده و اطراف و درون آن با خرده نقش پر شده است . در نمونه ای که تقریباً متعلق به 90 سال پیش است، نقش حوض شش ضلعی که در پیرامون و درون با خرده نقش مزین شده است دیده می شود.

نقش حوض با نشان ساسانی: این نقش در قالی هایی که تقریباً قدیمی هستند وجود دارد.

چند حوض در وسط: نمونه هایی از قالی های متعلق به 60 سال پیش به این طرف دیده شده است که نقش حوض های بزرگی در متن قالی و حوض های کوچکی پشت سر هم قرار گرفته اند.

حوض در حوض: در این نقش تنوع شکستگی ها بیشتر شده و شکلی را پدید می آورند که به نقش حوض در حوض معروف است. این نمونه ها در 40 سال اخیر بیشتر دیده می شوند.

از دیگر نقوش رایج در استان کهگیلویه و بویر احمد نقش خشت می باشد . در این نوع نقش متن قالی به مربع های 20 × 20 سانتی متر تقسیم و درون هر مربع یک طرح مستقل از دیگری بافته می شود . پیرامون مربع ها با یک حاشیه ساده محاط شده است و درون خشت ها از شکل های ساده شده طبیعی و اشیاء مورد علاقه بافندگان منقوش می گردد. سرو یکی از شکل های ساده شده طبیعی است که در میان خشت ها بافته می شود. صنوبر و سرو که در جنگل های سرسبز این خطه به صورت تکه درخت دیده می شوند برای هنرمند قالیباف یاد آور سرسبزی جنگل و نمادی از شادابی و خرمی است . اصولاً سرو در هنر ایرانی به عنوان درخت مقدس و مظهر بهار و سرسبزی و مردانگی است. استفاده از سرو در تمدن آشوری و ایلامی و پس از آن در هخامنشی دیده شده است. سروهای قالی های عشایر کهگیلویه و بویر احمد به شکل یک سرو ایستاده با شاخه های افقی است. این نوع سرو در حجاری های تخت جمشید نیز دیده می شود.
نقوش حیوانات در قالی های کهگیلویه و بویر احمد نیز رایج است . حیواناتی از قبیل : آهو، شیر، خرس، کبک، و ... که سمبل زیبایی، شجاعت و ... محسوب می شوند.
از نقوش حیوانات نقش شیر اهمیت ویژه ای دارد. در بعضی از قالی ها یک یا دو شیر بزرگ در وسط قالی و شیرهای کوچکی در اطراف شیر بزرگ قرار می گیرند که نشاندهنده شجاعت و عظمت شیر بزرگ در برابر دیگر شیرها است. شیرهای بافته شده قالی های این خطه دارای یال و کوپال هستند. نقش سماور که در کنار نقش گیاهی بافته می شود و در سرتاسر متن قالی با تغییراتی در رنگ بافته می شود از نقوش دیگر قالی های عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد است. از نقوش بکار رفته در قالی های عشایراز دو نقش نعلبکی و کله اسبی می توان نام برد که بیشتر در بافته های عشایر همجوار با عشایر قشقایی دیده می شود. این نقش به موازات حاشیه قالی، بصورت دو ستون با سرستون اسبی شکل در دو طرف قالی قرار می گیرد و یا د آور سرستون های تخت جمشید است.


حاشیه قالی های بویر احمد بسیار ساده است و شامل نقوش: سرو و زنگوله، پنجه خرسی، صنوبری، گلسرخی، کژدمی و پنجره ای می باشد. حاشیه های قالی های قدیمی دارای تنوع بیشتری است و از نقوش هندسی در آنها استفاده شده است.

گبه:

گبه عشایر کهگیلویه و بویر احمد، نوعی فرش با پرزهای بلند و چند پوده است که ابعاد آن حدود 220 × 150 سانتی متر می باشد. جنس پرزگبه های قدیمی از پشم خود رنگ و جنس تار آن مخلوط پشم و مو و پود آن از پشم بود. گبه های رنگی که اخیراً در این استان بافته می شوند تار آنها گاهی از پنبه تهیه می شود.
عشایر کهگیلویه و بویر احمد از گبه جهت فرش کردن چادرهایشان استفاده می کنند. در گذشته این محصول کمتر جهت فروش به بازار عرضه می شد و چون محصولی خود مصرفی بود و در بافت آن قید و بندهای رایج بازار را نداشتند، نقوش و رنگهای دلخواه و متناسب سلیقه خود را در بافت گبه بکار مبردند . امروزه بعضی گبه بافان این استان مواد اولیه مصرفی را از سفارش دهندگان تحویل گرفته و در ازای بافت دستمزد دریافت می کنند.
در طرح گبه از نقوش هندسی، بویژه نقوش حوضی شکل که به نقش حوض معروف است بسیار استفاده می شود. نقش حوض در گبه معمولاً از یک تا سه لوزی بزرگ در وسط و متن گبه تشکیل می شود. این نقش معمولاً در گبه های خود رنگ بکار میرود. نقش دیگری که در بیشتر گبه ها بکار می رود نقش چنگ است، که هم در گبه های خود رنگ و هم در گبه های رنگی دیده می شود. این نقش به صورت یک رو در گبه های خودرنگ و هم در گبه به کار می رود.
چنگ یک رو نشاندهنده چنگی است که بازوهای آن به سمت خارج می باشد ولی بازو ها و زواید چنگ دورو هم به سمت داخل و هم به سمت خارج بافته می شود. گاهی چنگ در تمام سطح گبه، پشت سرهم و چسبیده به یکدیگر تکرار می شود و گاهی نیز به صورت گلهای جدا از هم در گبه به کار می رود.

نقوش گبه:

نقش شیر: از دیگر نقوش گبه است که هم در گبه های رنگی و هم در گبه های خودرنگ کاربرد دارد. نقش شیرها گاهی به صورت تک و کوچک در بین گلهای متنوع کوچک و گل خرده ها بافته می شود. گاهی اوقات شیرها پشت سرهم به صورت کوچک تکرار می گردد. پاره ای اوقات نیز شیرها بزرگ هستند و بصورت یک شیر تنها یا دو شیر نشسته روبروی هم یا ایستاده که شمشیری در دست دارند. به نشانه قدرت و جنگجویی دیده می شوند فضای اطراف شیرها نیز با گلهای کوچک پر می شود.
نقش قاب قرآنی: این نقش که همان نقش بوته است، بدلیل تزئینات بوته ها در اطراف قرآن ها به نام قاب قرآنی معروف است و در گبه های رنگی یا خود رنگ بکار می رود. گاهی اوقات تمام سطح گبه را می پوشاند. این نقش از روزگاران قدیم بر روی انواع دستبافت ها مانند: قلمکار، قالی و ترمه بکار رفته و رایج ترین نوع آن به « بته جقه ای» مشهور شده است .

نقش گل و بلبل: در این نقش که از رایج ترین نقوش گبه های عشایر کهگیلویه و بویر احمد است، دو بلبل روبروی یکدیگر بر روی یک شاخه گل که گل های آن همان نیم گل های هشت پر است نشسته اند.
نقش گل خرده: از نقوشی است که در گبه های خود رنگ استان کهگیلویه و بویر احمد رایج است. گل خرده ها از نقوش متنوعی مانند چنگ و ستاره تشکیل می شوند و متن گبه با این نقوش کوچک و با نظمی خاص پر می شود. از دیگر نقوش این استان که در گبه های رنگی و خود رنگ عشایر بکار می رود نقش ستاره است که در کنار یکدیگر بافته شده و حد فاصل آنها شکلی شبیه لوزی ایجاد می شود.
نقش کاجی: نقش کاج که مانند سرو مظهر سرسبزی و جوانی و زندگی است در گبه های عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد به صورت درخت های کاج جدا از یکدیگر تمام متن گبه را می پوشاند . نقش کاجی در بعضی از گبه های خودرنگ مناطق تولید گبه (از جمله سربیشه) دیده می شود.
نقش گل کلمی: این نقش شبیه کلم باز شده است . این نگاره شباهت زیادی به گل شاه عباسی بدون ساقه و برگ دارد.
نقش سماوری: این نقش در تمام متن گبه تکرار می شود. در کنار ورودی سماورها نقش سروی که سر آن کمی خم شده است دیده می شود. نقش سماوری روی گبه ها با نقش سماوری قالی ها متفاوت است.
حاشیه گبه های کهگیلویه و بویر احمد مانند حاشیه قالی ساده ولی هندسی تر است . از معروف ترین و زیباترین حاشیه ها می توان از حاشیه شیری، حاشیه خشت، حاشیه گل، حاشیه چنگ و حاشیه کژدمی نام برد.

گلیم بافی:

گلیم بافی در این استان بیشتر توسط زنان و دختران عشایر و روستایی و در بیشتر مناطق استان بافته می شود. سابقه گلیم بافی در این استان بسیار طولانی و شباهت زیادی به گلیم بافی در استان فارس دارد.
از مراکز مهم گلیم بافی می توان موردراز علیا، موردراز سفلی، گنجه کان، یوسف آباد، سپیدار و تنگ سرخ در نزدیک یاسوج و منطقه سادات محمودی در 105 کیلومتری یاسوج را نام برد. منطقه مهم دیگر تولید گلیم منطقه "بهمنی" سردسیر از توابع دهدشت واقع در 250 کیلومتری یاسوج را نام برد. منطقه مهم دیگر تولید گلیم منطقه دوگنبدان نیز در نقاطی مانند: سربیشه، بید زرد، دره پلنگی و ... بافت گلیم رواج دارد. در بی بی حکیمه در 85 کیلومتری دو گنبدان که منطقه ای عشایری است، بافت گلیم از رونق ویژه ای برخوردار است .
نقوش بکار رفته در گلیم های عشایری استان کهگیلویه و بویر احمد بسیار متنوع است که از میان آنها می توان به نقش شانه ی
خدا حافظ برای همیشه

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
صفحه  صفحه 13 از 17:  « پیشین  1  ...  12  13  14  15  16  17  پسین » 
ایران

My Beautiful Homeland | سرزمین زیبای من

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites