ایران

حکومت افشاریه + زندیه


صفحه  صفحه 2 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  پسین »
 #11   Posted: 4 Oct 2013 10:52
  
تندیس نادرشاه افشار در آرامگاه نادرشاه





شمشیر نادرشاه افشار در موزه آرامگاه نادرشاه





توپ جنگی مربوط به دوران صفویه و افشاریه در آرامگاه نادرشاه افشار





تفنگ‌های دوران افشاریان در موزه آرامگاه نادرشاه افشار
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #12   Posted: 4 Oct 2013 10:57
  
تپانچه‌های دوران افشاریان در موزه آرامگاه نادرشاه افشار





کتاب جهانگشای نادری در موزه آرامگاه نادرشاه افشار





شمشیرهای دوران افشاریان در موزه آرامگاه نادرشاه افشار





آرامگاه محمدتقی پسیان در باغ آرامگاه نادرشاه افشار
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #13   Posted: 4 Oct 2013 11:07
  
آرامگاه نادرشاه



آرامگاه نادرشاه بنایی است در مجموعه باغ موزه نادری در شهر مشهد که به یادبود نادرشاه افشار در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌است.



تاریخچه
نادر شاه در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام ضا از خشت و گل ساخته شد. قوام‌السلطنه در اواخر عهد قاجار (۱۲۹۶ خورشیدی) در محل یکی از مقابر ویران شده نادری، آرامگاه جدیدی برای وی ساخت و استخوانهای او را از تهران به مقبره مزبور حمل کردند. بنای جدید که در محل فعلی آرامگاه وی قرار داشت مدتی بر پا بود تا این که انجمن آثار ملی ایران در سال ۱۳۳۵ خورشیدی درصدد بر آمد آرامگاهی مناسبِ شأن نادرشاه برای وی در همان محل مقبره ساخته قوام‌السلطنه ساخته شود. این کار از سال ۱۳۳۶ شروع و در سال ۱۳۴۲ به پایان رسید. ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار در تاریخ ۱۲ فرودین ماه سال ۱۳۴۲ با حضور محمد رضا پهلوی به همت انجمن آثار ملی ایران در باغ نادری بازگشایی شد.

این موزه هم اکنون تحت مدیریت سازمان میراث فرهنگی اداره می‌شود. در اواخر سال ۱۳۸۶ باغ موزه نادری که بر اساس طرح نوین بهسازی مورد بازنگری و تعمیرات در فضاهای داخلی قرار گرفته بود پس از ۶ ماه تعطیلی دوباره بازگشایی شد. فیلمی در باره آرامگاه در ساله ۱۳۸۹ به کارگردانی علی حسن زاده ساخته شده است .







مجموعه باغ موزه نادری
آرامگاه کنونی نادرشاه واقع در ضلع شمال غربی چهارراه شهدا (نادری سابق) که پس از آرامگاه امام رضا، مهم‌ترین مکان گردشگری و تاریخی داخل شهر مشهد تلقی می‌شود. این بنا در باغی به مساحت ۱۴۴۰۰ متر مربع ساخته شده‌است. آرامگاه شامل سکویی دوازده پله‌ای، محل گور، پوششی خیمه مانند بر روی قبر، سکویی مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پی او، یک غرفه فروش کتاب و دو تالار برای موزه‌است.

مجسمه نادر شاه سوار بر اسب به همراه تنی چند از سربازانش بر فراز یک حجم سنگی مرتفع توسط مجسمه ساز فقید ابوالحسن صدیقی ساخته شده است. مصالح مقبره غالباً از سنگهای خشن و سخت گرانیت کوهسنگی مشهد است. بعضی از قطعات سنگ بسیار بزرگ انتخاب شده تا تداعی کننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش آرامگاه کاملاً به مانند چادر عشایری است، که نادر در آن زاده و هم کشته شده‌است. پوشش دیوارهای داخلی آرامگاه نیز از سنگهای مرمر اُخرایی رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را بهتر تداعی کند.

موزه نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه افشار در ۲ تالار به معرفی آثار تاریخی این دوره قرار دارد:

تالار شماره ۱: که به‌نمایش اشیاء مختلفی به‌منظور معرفی آثار تاریخی دوره افشار پرداخته است. شامل انواع سلاح‌ها، البسه و پوشاک رزمی نظامیان دوره افشار، تابلوهای نقاشی از نادر و صحنه‌های جنگ مانند تابلویی از جنگ کرنال، وسایل سوارکاری مانند زین و برگ اسب از دوره افشار تا قاجار، چند نسخه خطی نفیس از جمله تاریخ جهانگشای نادری و دو شمشیر متعلق به نادراختصاص دارد که روی یکی کلمه «السلطان نادر» حک شده و روی دیگری که در دشت مغان به سال ۱۱۴۸ هجری در روز تاجگذاری نادر از طرف ملت ایران به وی هدیه شده این بیت شعر طلاکوب شده‌است:



هست سلطان بر سلاطین جهان ...شاه شاهان نادر صاحب قران



تالار شماره ۲: در حال حاضر به نمایش برخی تصاویر و نیز پاره ای اطلاعات تاریخی در ارتباط با زندگی نادرشاه افشار و همچنین کلنل محمدتقی خان پسیان اختصاص یافته است.

همچنین در گوشه شمالی آرامگاه نادر، آرامگاه محمد تقی خان پسیان سردار خراسان قرار دارد.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #14   Posted: 4 Oct 2013 11:13
  
کتاب جهانگشای نادری



کتاب جهانگشای نادری نوشتهٔ میرزا مهدی خان منشی استرآبادی -منشی و مورخ نادر شاه افشار- (درگذشت بین ۱۱۷۵ تا ۱۱۸۲ قمری) است. محتوای کتاب دربارهٔ تاریخ ایران در اوایل سده ۱۲ خورشیدی/اواسط سده ۱۲ قمری و زندگی نادر شاه و لشکرکشی‌های وی به مناطق مختلف است. این کتاب نثری فنی و مصنوع دارد و در آن از واژه‌های عربی بسیاری استفاده شده‌است. این کتاب مهمترین اثر مربوط به تاریخ ایران در زمان نادر است و چون نویسنده از نزدیکان نادر بوده‌است و حوادث را به چشم خود دیده‌است، ارزش بسیار بالایی دارد.





ویژگی‌های کتاب
نام این کتاب در متون تاریخی معاصر آن، تاریخ نادری ضبط شده و ظاهراً بعدها به جهانگشای نادری شهرت یافته‌است. البته در خود کتاب جهانگشای نادری (ص ۲۹) نام کتاب، «روزنامچه ظفر» ضبط شده‌است. کتاب، گزارش رویدادهای تاریخی ایران را از ۱۱۲۱ تا ۱۱۶۱ قمری (یک سال پس از مرگ نادر شاه) دربردارد.مؤلف در خاتمه کتاب، به وقایع پس از مرگ نادرشاه اشاره کرده‌است. همچنین نویسنده به تقلید از جوینی و بر شیوهٔ وصاف‌الحضره شیرازی از نثری متکلف و سنگین و فنی استفاده کرده‌است.

مطالب کتاب مختصر و به دور از اطناب کلام و حشو نگاشته شده‌است و از این جهت و هم از نظر متکلف بودن با نثر ساده -و در عین حال معمولاً پریشان- دورهٔ صفوی که کلام را به درازا می‌کشاند، تفاوت دارد.

این کتاب از این جهت که مصنف آن از نزدیکان نادر بوده‌است و بیشتر حوادث را به چشم خود دیده‌است، ارزش بالایی دارد. البته محتوای کتاب تاحدودی متملقانه نوشته شده‌است، به استثنای آخر کتاب که ماجرای قتل نادر و فرزندانش را شرح می‌دهد و بالطبع از خوشامدگویی به دور بوده‌است. برخی معتقدند که تاریخ جهانگشا، اثر مولفی درباری است که نگاه طبقه حاکم از وقایع آن دوران را ارائه می‌کند.

میرزا مهدی استرآبادی اثر دیگری به نام دره نادره دارد که چکیدهٔ همین کتاب، اما به نثری سنگین‌تر و متکلف‌تر است.






تصحیح و انتشار کتاب
کتاب جهانگشای نادری توسط عبداللّه انوار در سال ۱۳۴۱ در انتشارات انجمن آثار ملی ایران چاپ شده‌است. همچنین نسخه‌ای از این کتاب به تاریخ ۱۱۷۹ قمری/۱۱۴۴ خورشیدی وجود دارد که چند نگارهٔ زیبا و پرارزش دارد. این نسخه متعلق به عبدالعلی ادیب برومند بوده و به صورت افست در انتشارات سروش به سال ۱۳۷۰ به چاپ رسیده‌است.





نمونه‌ای از کتاب

در بیان خاتمهٔ کار خاقان غفران‌مآب و کیفیت قتل او با اولاد و اعقاب
خدیو بی‌همال از بدو حال تا هنگامی که از سفر خوارزم برگشته عازم داغستان شدند در امر سلطنت و جهانداری یگانه و در راه و رسم معدلت و عاجزنوازی مردانه بودند. اهالی ایران نیز از خرد و بزرگ و تاجیک و ترک فدویانه نقد جان در راه او می‌باختند. بعد از آنکه داغستان مسیر کوکبهٔ خلافت‌مصیر شد، بنابر استیلای وساوس و توهمات چند، قرةالعین جهانداری و جهانبانی -رضاقلی میرزا- را که فرزند مهین و ولیعهد و ارشد اولاد بود از نظر انداخته، دیدهٔ جهان‌بین او را از بینایی عاطل ساختند. از غصه و غم فرزند ارجمند، تغییر در احوال ایشان راه یافته، آشفته‌مزاج گشتند. در خلال این حال، از مردم ایران که پروردهٔ حقوق این دولت بودند امور چند به ظهور آمد که بیشتر سبب تغییر عقیدت آن حضرت گشته، ورق حسن سلوک را برگردانیدند...
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #15   Posted: 4 Oct 2013 11:20
  ویرایش شده توسط: sepanta_7  
جنگ‌های نادرشاه
جنگ کرنال
جنگ کرنال (۵ اسفند ۱۱۱۷، ۱۵ ذی‌القعده ۱۱۵۱، ۱۳ فوریه ۱۷۳۹) نام نبردی است که طی آن نادرشاه افشار هندوستان را فتح کرد. دلیل وقوع این جنگ ، فرار افغان‌های یاغی به هندوستان ، و عدم تسلیم ایشان توسط محمدشاه ، پادشاه هند بوده‌است.



دلایل وقوع جنگ
پس از شکست اشرف افغان در نبرد دامغان و مورچه خورت اصفهان و فرار آنان به هرات و قندهار، نادر‌شاه به تعقیب افغانها پرداخت و پس از درگیری در قندهار ، آنها را منهدم و شهر را تصرف کرد. بقایای افغانهای مهاجم به دهلی گریخته و به محمد شاه گورکانی پناه بردند . نادر با اعزام فرستادگانی به دربار هند خواستار استرداد فرماندهان و افسران افغان به دربار ایران شد. نادرشاه سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که جزو غارتگران بودند (نزدیک به ۸۰۰ نفر) و در قتل‌عام مردم ایران نقش اساسی داشتند به ایران تحویل دهد.

پس از رسیدن فرستادگان نادر به دهلی و اعلام در‌خواست استرداد پناهندگان افغان به ایران محمد شاه با مشورت امیران و وزیرانش رأی به عدم استرداد پناهندگان داد و با فرستاده نادر به تندی برخورد نمود و سرانجام او را به قتل رساند و به این ترتیب زمینه و بهانه لازم را جهت لشکرکشی نادر به هندوستان فراهم نمود . مشاوران او هرگز تصور نمی‌کردند که سربازان نادر بتوانند افغانستان را کامل فتح کرده و قصد دهلی کنند و از طرفی با وجود لشکریان پر‌شمار هندی و ذخایر مالی فراوان اطمینان داشتند که نادر به فکر حمله به هند نخواهد بود. اما مقدر چنین بود که شاه ایران ، با حدود دوازده هزار سرباز ورزیده یورش خود را به هند آغاز کند و پس از چند نبرد خونین دهلی را تصرف نماید .





جزئیات جنگ
یکی از زرین‌ترین برگ‌های فتوحات نادر پیروزی بر سپاهیان هندی بود. هندوستان در ۱۷۰۷ امپراتوری بزرگ و قدرتمندی بود که از نظر ثروت و جمعیت رقیبی در منطقه نداشت . در ۱۷۱۹ با روی کار آمدن محمدشاه (رقیب نادر) شمارش معکوس برای سقوط این امپراتوری آغاز شد.

در پی عدم تحویل افغان‌ها سپاهیان ایران از رود سند گذشتند و در جنگ کَرنال هندوستان را شکست داده و دهلی پایتخت آنرا تصرف کردند . سپس ۸۰۰ متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند . در این جنگ بیش از سی‌هزار نفر کشته شدند . نادر با غنائم فراوان که از هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت و تاج پادشاهی هند را بر سر محمد شاه گذاشت. غنائمی که نادر شاه به ایران آورد ده برابر بیشترین درآمد سالانهٔ دوران صفویه برآورد شده‌است. در میان این غنائم جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند . نادر شهریار توانای ایران به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی توانست با به کارگیری تاکتیک‌های نوین جنگی لشکر انبوه هندوستان را در هم بکوبد. در نبرد کرنال نادرشاه توپخانه را در جلو سپاه قرار داده و تعدادی شتر مجهز به ظروف مملو از روغن مشتعل پشت توپخانه قرار داد. در طی شلیک توپ ها شتر ها رم کرده و با پیشروی به جلو ، فیل های ارتش هند را وحشت زده میکنند. فیل های رمیده هم عقب نشینی میکنند و ارتش هند علاوه بر از دست دادن مقدار زیادی از قدرت نظامی با هجوم فیل‌ها پراکنده شد. سواران سنگین اسلحه ارتش نادر هم در این فرصت حمله کرده و ارتش هندوستان را در هم کوبیدند . بدینگونه نادر شاه بزرگ توانست با استفاده از تکنیک های کارآمد ارتش خود رابه یک جنگ‌افزار رعب آور برای دشمن تبدیل کند.




نگاره نبرد کرنال بر دیوار چهلستون اصفهان
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #16   Posted: 4 Oct 2013 11:27
  
نبرد مورچه‌خورت
نبرد مورچه خورت نبردی بود بین سپاهیان متحد نادر و شاه طهماسب دوم از یک سو و سپاه متحد اشرف افغان و عثمانی از سوی دیگر که به پیروزی ایرانیان انجامید.

پیش از این نبرد اشرف افغان از سلطان احمد سوم عثمانی درخواست کمک کرده و او نیز سپاهی را روانه کرد.


پیش زمینه
طهماسب قلی(نادر)، که نمی خواست کسی شریک افتخاراتش باشد، در این هنگام، برای آنکه بخت روی از او برنگرداند، با نهایت دقت مشغول به کار شد. و به پادشاه گفت که دیگر وجود او برای تشویق و تشجیع سربازان لازم نیست، زیرا از پیروزی آنها در دامغان معلوم شد که افغانها را خوار می‌شمارند و از آنها بیمی ندارند. همچنین گفت که بدون تردید آنها را به زودی از میان خواهد برد؛ و چون همه چیز به زندگی گرانبهای پادشاه وابسته است، اگر صدمه ای به او وارد آید، اتباعش دیگر از زیر یوغ ظالمانه افغانها رها نخواهند شد؛ و از آنجا که پادشاه از خود دلیری ها نشان داده است، اتباعش او را دوست می دارند و نمی خواهند به چنان وجود گرانبهایی آسیبی برسد، لذا سربازانش از او با کمال فروتنی می خواهند که با شش یا هشت هزار نگهبان در تهران بماند.

در این ضمن اشرف، که انتظار حمله دشمن را می کشید، برای مقابله با او(نادر) تدارکات لازم را میدید، زیرا نه تنها سلطنت، بلکه جان او بسته به این واقعه بود. لذا، به امید لذت بخش جبران شکست خود در دامغان، تمام استعداد و کوشش خویش را در انتخاب اردوگاه مناسبی به کار برد، و برای نصب توپها مکانهای مناسبی تعیین کرد، و جلو آنها سنگر ساخت، و قوای خود را تا حد امکان منظم نمود.


نبرد
در بامداد روز ۱۳ نوامبر ۱۷۲۹، طهماسبقلی خان با قشون آماده به جنگ خود ظاهر شد. ایرانی‌ها به سوی افغان‌ها پیش رفتند، و در برابر شلیک زنبورکها و قسمتی از توپهای آنها با نظم پایداری کردند؛ و چون به دشمن نزدیک شدند، همگی به آنها حمله بردند. این حمله بی باکانه و منظم حتی کارآزمده ترین سربازان را مات و مبهوت می کرد. افغان های متحیر چون دیدند عده زیادی از دوستانشان به خاک هلاک می افتند و تقریبا تمام گلوله های دشمن به هدف اصابت می کند به فکر نجات جان خود افتادند و از صحنه گریختند. می گویند تلفات آنها در این جنگ بالغ بر چهار هزار تن بود.


فرجام جنگ
قسمت عمده افغانها در ساعت سه بعداز ظهر به اصفهان رسیدند، و خود اشرف با عده کمی از سربازان در شب آن روز وارد پایتخت شد. افغانها ادعا می کردند که بر دشمن پیروز شده اند، ولی در اثر گریه و زاری زنان و کودکان آنها در قلعه، خلاف قضیه ثابت شد. همچنین در سایر قسمت های شهر آشوبی عظیمی برپا بود، زیرا ساکنان تیره بخت پایتخت می دانستند که اگر افغانها شکست بخورند، آنها را قتل عام خواهند کرد. اما اشرف به اندازه ای متوحش شده بود که اگر هم این قصد را داشت نتوانست آن را اجرا کند. با وجود این، با آلودن دست خود به خون شاه سلطان حسین انتقام خویش را گرفت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #17   Posted: 4 Oct 2013 11:30
  
نبرد کرکوک
نبرد کرکوک نبردی بود میان قوای عثمانی و ایران که به شکست ایران انجامید.



دلایل وقوع جنگ
قبل از برکناری شاه طهماسب دوم توسط نادر، او دست به حمله به عثمانی زد که به شکست خودش انجامید. بنابر این مجبور به عقد قرار دادی با عثمانی شده و قفقاز و کرمانشاه را به آن‌ها واگذار کرد. در این زمان نادر سرگرم مبارزه با ابدالیان در هرات بود.

بدین ترتیب پس از برکناری وی، نادر به عثمانی حمله کرد و بغداد را با 62000 نفر به محاصره گرفت. پس از چندی توپال عثمان پاشا به کمک احمد پاشا (والی بغداد) آمده، در کرکوک با سپاهیان نادر وارد جنگ شد.

نادر شاه نیز 12000 نفر را به محاصره بغداد گذاشت و با 50000 نفر به کرکوک رفت.





جزئیات جنگ
نادر شاه خود رهبری نبرد را بر عهده داشت تا این که در حین جنگ تیر خورد و زخمی شد. پس از آن بر اسب دیگری سوار شد و فرمان حمله داد.در موقع جنگ باد از شمال می وزید و گرد و خاک غلیظی بلند کرد که این امر دید ایرانیان را مختل کرد. همچنین آفتاب بسیار شدیدی وجود داشته که باعث تشنگی ایرانیان شد.

اسب دوم نادر نیز زخمی شد و زمین خورد. با این که اسب دیگری در اختیارش نهادند، سپاهیان به خیال این که نادر کشته شده فرار کردند.

بنابر این سپاه ایران شکست خورد و به همدان عقب نشینی کرد.





تلفات جنگ
سپاهیان ایران در این نبرد 30000 نفر کشته و 3000 نفر اسیر دادند.
سپاهیان عثمانی 20000 کشته دادند.





جبران شکست
نادر پس از عقب نشینی خود به همدان شروع به تجدید قوا کرد و در کمتر از دو ماه دوباره به عثمانی حمله کرد.

اینبار در نبرد آق دربند عثمانیان را به رهبری همان توپال عثمان پاشا شکست داد و او در نبرد کشته و سرش بالای نیزه رفت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #18   Posted: 4 Oct 2013 11:40
  
نبرد دامغان
نبرد دامغان یا نبرد مهماندوست، جنگی است که در سال ۱۱۰۸ ه.ش در اطراف دهکده مهماندوست ، ۲۵ کیلومتری شرق دامغان بین نیروهای نادر قلی افشار و اشرف افغان درگرفت . اشرف بعد از برادرش محمود افغان از پشتونهای قندهار که با کنار گذاشتن شاه سلطان حسین خود را شاه ایران میخواند، بر بخش شرقی ایران در دوران صفوی حکم می‌راند.

این نبرد به پیروزی نادر منجر شد و نبرد نهایی در مورچه خورت اصفهان افغانها را با شکست نهایی، واگذاری اصفهان و پیوستن سربازانشان به نادرقلی افشار روبرو ساخت.


آرایش جنگی افغانان
دست چپ سپاه افغان‌ها را صیدال خان و دست راست آن را محمدامین خان اعتمادالدوله هر کدام با بیست هزار سپاهی رهبری می کردند. کل سپاه افغان‌ها بیش از پنجاه هزار نفر بود.

آرایش جنگی ایرانیان
نادر کلیه قوای خود را که بیست و پنج هزار نفر بودند به صورت یک واحد یکپارچه در آورد و تاکید کرد که پیش از فرمان او کسی کمترین حرکت یا شلیکی نکند.

پیشینه
شاه طهماسب دوم، که بازیافتن تاج و تخت نیاکانش را نزدیک می دید و مشتاق بود که شکست پدر را جبران کند و انتقام خون هزاران تن از اتباع خود را بگیرد، تصمیم گرفته بود که به اصفهان بشتابد و اشرف را وادار به جنگیدن کند. ولی نادر او را از این نقشه منصرف کرد. سردار زیرکش به او چنین گفت که بُعد مسافت تا پایتخت دشواری هایی در پیش دارد؛ و گذشته از این، کارهایی که اشرف در اصفهان انجام داده است حاکی از آن است که وی قصد دارد به رویارویی اعلیحضرت بشتابد، و در نتیجه افغانها ضمن حرکت بیشتر خسته و کوفته خواهند شد و نیروهای تازه ای نیز به اشرف نخواهند پیوست، زیرا او تنها کسانی را درون سپاه کرده که به آنها باور داشته است. همچنین یادآور شد که هر چه بیشتر اشرف از اصفهان دور شود، پس نشینی او دشوارتر و خطرناک تر خواهد بود؛ ولی، برای آنکه او(نادر) خراسان را نمایشگر جنگ نکند و از سوی دیگر از خدمت های اتباع باوفای اعلیحضرت مانند قاجارها و بیاتها محروم نماند، نیاز است که مسافتی به رویارویی اشرف بشتابد. بنابراین، پس از گذر چندین فرسنگ راه به آهستگی، با پادشاه و همه سپاه در پیرامون دامغان اردو زد، و این کار را پیش از رسیدن اشرف به آن نزدیکی انجام داد. نادر با این محل که در نزدیکی رشته کوه های کرانه های دریای کاسپین جای داشت آشنا بود و می خواست در هنگام نیاز به آن بخش فرار کند. پس از آنکه نادر به هنگام لشرگاه خود را نشان کرد و تا چند روز سربازان را به آسودگی واداشت، اشرف با همه نیروهای خود در رسید.

نبرد
دیر پاییده بود که افغانها بیشتر به کشتار ایرانیها پرداخته و با آنها جنگی نکرده بودند و بیشتر نه با توانایی برتر و آشنایی بیشتر با جنگ افزار، بلکه با نعره ها و یورش های سخت آنها را وادار به فرار ساخته بودند؛ و چون در این هنگام باور به پیروزی خود داشتند به اشرف پافشاری می کردند که یورش را آغاز کند اشرف از دیدن جاگیری مناسب ایرانیها دریافت که با سرداری آزموده سروکار دارد و باید با احتیاط بسیار جنگ را آغاز کند، به ویژه آنکه سرنوشت او مربوط به سرانجام آن بود. در ساعت هایی که وی اوقات خود را در تردید می گذرانید، افسرانش به او گفتند که اگر شایع شود که وی از حمله به ایرانیها بیم دارد، کشاورزان دیگر آذوقه نیاز را به لشکرگاه او نخواهند آورد و افغانها وادار خواهند شد با دشواری بیشتر جنگ را آغاز کنند.

بنابراین اشرف، پس از آنکه نیروهای خود را هماهنگ کرد، در دوم اکتبر ۱۷۲۹ به همان سختی که افغانها آن را پیروزآور می دانستند به دشمن یورش برد. نیروهای نادر در برابر او پایداری کرد و با سرآمد هماهنگی به شلیک توپخانه او پاسخ داد و در تاثیر افغانها قرار نگرفت. اشرف که از هماهنگی دسته های سپاه ایران در شگفت مانده، ولی وامانده نشده بود نیروهای خود را از یورش بازداشت، و به نیرنگی که در جنگ با ترکان عثمانی از آن بهره برده بود کمک گرفت. برای این کار، به دو گروه از سربازان که هر یک برگرفته از سه هزار تن می شد فرمان داد که زیر فرمان کار آزموده ترین افسرانش دور بزنند و از پشت و گوشه ها به دشمن یورش برند، و خود از جلو به رویارویی ایرانیها شتافت. طهماسب قلی که هر بخش را زیر نظر داشت آماده یورش به دشمن شد، و با چنان دلاوری یورش آنها را پس راند که همگی را تارومار ساخت؛ و پس از آنکه شلیک توپ ها را رو به روی آنها کرد، نوبت او رسید و به سختی به آنها یورش برد و به آسانی بر آنها چیره شد.



فرجام
پیدا نیست در این جنگ از پای در آمده‌های دو سو چه اندازه بود. می‌توان حدس زد که افغانها کشته‌های زیادی دادند و شترها و زنبورکها و چادرها و همه باروبنه آنها بدست پیروز شوندگان افتاد. افغانها پس از این شکست به تهران گریختند و مسافت دویست میل را در دو روز طی کردند. در این شهر، پس از چپاول دارایی مردم و کمی آسودن، به سختی خود را به اصفهان رساندند.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #19   Posted: 4 Oct 2013 11:45
  ویرایش شده توسط: sepanta_7  
معاهده‌های افشاریان
عهدنامه گردان
عهدنامه گردان عهدنامه‌ای میان افشاریان ایران و امپراتوری عثمانی بود که در ۴ سپتامبر ۱۷۴۶ منعقد شد.





زمینه عهدنامه
در واپسین روزهای امپراتوری صفوی، عثمانی‌ها قادر گشتند که برخی از مناطق غرب و شمال غرب ایران از جمله قفقاز را به تصرف خود درآورند. از طرف دیگر افغان‌ها نیز حملاتی را به سمت مناطق شرقی ایران از جمله خراسان ترتیب می‌دادند؛ بنابراین شاه صفوی، مجبور به انتصاب نادر شاه افشار به مقام فرماندهی کل قوا شد. ایرانیان تحت فرماندهی نادر شاه افشار توانستند بسیاری از مناطق اشغالی را از سلطه عثمانی درآورند. پس از آنکه نادر شاه توانست پیروزی‌های بسیاری کسب کند و بیگانگان را از خاک‌های ایران بیرون ببرد، تصمیم به انحلال سلسله صفوی و تاسیس یک امپراتوری دیگر با نام افشاریان گرفت. نادر پس از بدست آوردن مناطق پیشین ایران، تصمیم به حمله به مناطق شرقی عثمانی (شرق آناتولی و عراق) گرفت.او در پی این تصمیم به لشکرکشی به آن مناطق روی آورد و توانست پیروزی‌های بسیاری بدست آورد و معاهده استانبول (۱۷۳۶) را به عثمانی‌ها تحمیل کند. پس از مدتی از این عهدنامه، حکومت عثمانی در صدد پس گیری مناطق از دست داده در عهدنامه استانبول بود بنابراین حمله به مناطق مذکور را آغاز کرد. از طرفی نادر شاه (میان سال‌های ۱۷۴۳-۱۷۴۶) به مناطق مذکور حمله‌ای دوباره برد و همچنین پیشنهاد داد تا این دو مرکز اسلام (ایران به عنوان مرکز شیعه و عثمانی به عنوان مرکز سنی) با یکدیگر آشتی کنند. پس از آن او به عثمانی‌ها فشار آورد که مذهب شیعه را به عنوان مذهب شرعی از اسلام به رسمیت بشناسند.



موارد قرارداد


خط مرزی میان دو کشور به همان خط مرزی تعیین شده در عهدنامه قصرشیرین (۱۶۳۹) بازگشت (همان خط مرزی میان ایران و ترکیه امروزی و ایران و عراق امروزی).

عثمانی حکومت افشاریان را به عنوان حاکم ایران به رسمیت شناخت.

عثمانی پذیرفت که به زائران ایرانی اجازه دهد که به مکه بروند.

تبادل کنسولگری برای هر دو کشور اجازه داده شد.

هر دو کشور پذیرفتند تا اسیران جنگی خود را مبادله کنند.

عثمانی مذهب شیعه را به عنوان مذهب شرعی اسلام پذیرفت.





این عهدنامه در نزدیکی شهر قزوین به امضا رسید.طرف صفوی مشارکت کننده حسن علی حاجی و طرف عثمانی آن مصطفی نظیف بود.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
 #20   Posted: 4 Oct 2013 11:52
  
معاهده استانبول (۱۷۳۶)
معاهده استانبول پیمانی بود میان دولت افشاریان ایران و دولت عثمانی که در ۲۴ سپتامبر ۱۷۳۶ به امضا رسید.



زمینه برای پیمان
معاهده احمد پاشا که در سال ۱۷۳۲ میان دو کشور به امضا رسیده بود، مورد اعتراض هر دو دولت بود.نادر شاه افشار پس از اینکه شاه تهماسب دوم پذیرفت که کنترل قفقاز را به عثمانی بدهد، وی را برانداخت و به حکومت رسید و در صدد پس گیری منطقه برآمد. از طرف دیگر سلطان مراد یکم عثمانی، قصد گرفتن کنترل تبریز را داشت.





جنگ
مدتی پس از معاهده احمد پاشا، نادر شاه افشار لشکرکشی به عراق و قفقاز را آغاز کرد. سپاه ایران افشاری توانست بخش‌هایی از عراق از جمله کرکوک را تصرف کند و در قفقاز نیز توانست عثمانیان را مجبور به ترک تفلیس و ایروان کند. سرانجام این جنگ منجر به عقد پیمان میان دو طرف گردید.





موارد قرارداد
صحبت‌های اولیه میان این دو فرقه اسلام توسط میرزا محمد (طرف ایرانی) و علی پاشا (طرف عثمانی) در ایران انجام گرفت ولی مرحله دوم آن به استانبول موکول شد. طبق این معاهده:




قفقاز به ایران واگذار گردید.

دولت عثمانی پذیرفت که زائران ایرانی به سفر حج بروند.

دولت عثمانی، نادر شاه افشار را کاملا به رسمیت شناخت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
 
     
صفحه  صفحه 2 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  پسین » 
ایران

حکومت افشاریه + زندیه

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites