تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
ایران

Imperial Iranian world | شاهنشاهی جهانی ایران

صفحه  صفحه 5 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »  
#41 | Posted: 13 Feb 2014 11:14 | Edited By: anything
نقد


(۱) ﮐﺮﯾﺴﺘﯿﻦﺳﻦ و ﭘﻮرداوود ﺑﺎور داﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﺎمﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﮐﻞ اوﺳﺘﺎي ﻣﻮﺟﻮد از ﺟﻤﻠﻪ وﻧﺪﯾﺪاد وﺟﻮد دارد،‬‫ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﻧﺎمﻫﺎي دوران ﻣﺎد و ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻧﺪارد. و از اﯾﻦ رو ﺑﺎﯾﺪ وﻧﺪﯾﺪاد را ﺑﻪ ﭘﯿﺶ از آن دوران ﻧﺴﺒﺖ دﻫﯿﻢ. ﻣﻨﺘﻬﺎ‬‫ﺗﺪوﯾﻦ وﮔﺮدآوري و ﺣﺘﺎ ﺑﺎزﻧﻮﯾﺴﯽ آن ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در دورهﻫﺎي ﭘﺴﯿﻦ روي داده ﺑﺎﺷﺪ.

ﮔﺮوﻫﯽ ﺑﻪ وﻧﺪﯾﺪاد ﻟﻘﺐ‬‫داﻧﺸﻨﺎﻣﻪ ﻣﻐﺎن، ﮐﺘﺎب ﻣﻐﺎن و ﯾﺎ ﻣﻐﻨﺎﻣﻪ ﻣﯽدﻫﻨﺪ. ﭘﺲ در ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ وﻧﺪﯾﺪاد ﭘﯿﺶ از ﻣﺎدﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه و در دوران‬‫ﻣﺎدﻫﺎ ﯾﺎ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺮﺧﯽ در دوران ﺧﺸﺎﯾﺎرﺷﺎ ﺗﺪوﯾﻦ و ﺑﺎزﻧﻮﯾﺴﯽ ﮔﺸﺘﻪ و در دوران ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎن ﮐﻪ ﻣﻐﺎن ﻗﺪرﺗﯽ ﺑﯿﺶ از‬‫ﭘﯿﺶ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ و ﺑﺪﯾﻦ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﺶﻫﺎي ﻓﺮاواﻧﯽ از اوﺳﺘﺎي ﮐﻬﻦ ﻧﺎﺑﻮد ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮد، وﻧﺪﯾﺪاد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﺨﺶ ﺟﺪاﯾﯽ‬ ‫ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ اوﺳﺘﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر آﻣﺪ. و ﺑﺎ ﺗﻌﺼﺒﯽ ﮐﻪ ﻣﻐﺎن و ﻣﻮﺑﺪان ﺑﺮ آن داﺷﺘﻨﺪ، ﭘﺲ از اﺳﻼم ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﺎﻣﻞ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻪ ﺷﺪ.‬


‫ﺑﺨﺶ ﺷﺸﻢ: زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺮدم ﻣﺎد‬


‫ﮐﺘﯿﺒﻪ دارﯾﻮش ﺑﺰرگ در ﺑﯿﺴﺘﻮن ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺪه ﺷﺸﻢ پ.م اﺳﺖ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﮐﯿﺐ‬ ‫ﺟﺎﻣﻌﻪي ﻣﺎد ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ زﯾﺎدي ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪي ﭘﺎرس داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪ وﯾﮋه آﻧﮑﻪ در ﻣﺎد ﻧﯿﺰ ﭼﻮن ﭘﺎرس ﺗﻮده ﻣﺴﻠﺢ‬ ‫اﻓﺮاد آزاد وﺟﻮد داﺷﺘﻪ و ﻣﻬﻢ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻣﻮازات اﯾﻦ ارﺗﺶ ﯾﮏ ارﺗﺶ داﺋﻤﯽ ﺣﺮﻓﻪاي ﻧﯿﺰ در ﻧﺰد‬ ‫ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه و در ﭘﺎدﮔﺎن وﺟﻮد داﺷﺖ. ﻫﺮ ﻓﺮد آزاد ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮد ﻣﺮدي ﺟﻨﮕﯽ ﺑﻮد، ﯾﮏ ﻓﺮد‬ ‫ﮐﺸﺎورزﭘﯿﺸﻪ و از ﺟﻤﺎﻋﺖ روﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻮد. ﻇﺎﻫﺮاً ﺳﭙﺎﻫﯿﺎن از داوﻃﻠﺒﺎن ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺑﻮدﻧﺪ.


کتیبه داریوش در بیستون

ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از زﻣﺎن‬ ‫ﻫﻮﺧﺸﺘﺮه ﮐﻪ ﻫﻨﻮز ﺳﭙﺎﻫﮕﯿﺮي ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺣﺮﻓﻪاي در ﻧﯿﺎﻣﺪه ﺑﻮد، ﻫﺮ ﻓﺮد آزادي ﮐﻪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺣﻤﻞ ﺳﻼح‬ ‫ﺑﻮد، ﺳﭙﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽرﻓﺖ. ﺑﺨﺶﺑﻨﺪي ارﺗﺶ ﻧﻪ از روي ﺳﻼح، ﺑﻠﮑﻪ از روي ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺑﻮد. ﺳﻼح اﯾﻦ‬ ‫ﺳﻠﺤﺸﻮران ﻋﺒﺎرت از ﻧﯿﺰه و ﺳﭙﺮ ﭼﻬﺎرﮔﻮش ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ از ﻫﺰاره ﻧﺨﺴﺖ پ.م ﺟﺰو ﺳﻼح ﻋﺎدي ﻣﺎديﻫﺎ‬ ‫ﺑﻮد و ﺑﻌﺪاﻫﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮐﻮﺗﺎه ﺳﮑﺎﯾﯽ ﮐﻪ آﮐﯿﻨﺎك ﻧﺎﻣﯿﺪه ﻣﯽﺷﺪ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺳﻼحﻫﺎي ﻧﻮﯾﻦ آﻧﺎن اﻓﺰوده ﺷﺪ.‬

‫در ﻗﻠﻤﺮو اﺗﺤﺎدﯾﻪ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﻣﺎد، ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﺑﻪ داﻣﺪاري اﺷﺘﻐﺎل داﺷﺘﻨﺪ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ از ﮐﺸﺎورزي ﻧﯿﺰ‬ ‫ﮐﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ آﺑﯿﺎري ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﻮد آﮔﺎﻫﯽ داﺷﺘﻨﺪ. اﺳﺐﻫﺎي ﻣﺎدي در ﻫﻤﻪ آﺳﯿﺎ ﺷﻬﺮت وﯾﮋهاي داﺷﺘﻨﺪ و‬ ‫ﺛﺮوت ﻋﻤﺪه ﻗﺒﺎﯾﻞ ﻣﺎد از ﭘﺮورش اﺳﺐ ﺑﻮد. ﻋﻤﻮﻣﺎً آﻧﻬﺎ را از دﯾﺪ ﺗﻨﺪروي و زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ.‬

‫اﻣﺮوزه ﻧﯿﺰ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻧﮋاد »اﺳﺐ ﮐﺮد« از ﺟﻤﻠﻪ واﻻﺗﺮﯾﻦ ﻧﮋادﻫﺎﺳﺖ.‬ ‫ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮدﻫﺎ ﺑﺮ روي ﭘﯿﺮاﻫﻦ، ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮاﻧﺎت را ﺑﺮدوش ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻧﺪ و از ﮐﻔﺶﻫﺎي ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﻮكﻫﺎي‬ ‫ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ اﻧﺘﻬﺎي ﺳﺎق را ﻣﯽﭘﻮﺷﺎﻧﯿﺪ، ﺑﻬﺮه ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. اﻏﻠﺐ داراي ﻣﻮﻫﺎي ﮐﻮﺗﺎه ﮐﻪ ﺑﺎﻧﻮاري ﺗﺰﯾﯿﻦ‬ ‫ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ و رﯾﺶ ﺗﺎﺑﺪار و اﻧﺒﻮه ﺑﻮدﻧﺪ. از زﻣﺎن ﻫﻮﺧﺸﺘﺮه ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﮐﻼهﻫﺎي ﻧﻤﺪي ﺑﺎ ﻟﺒﻪﻫﺎي ﭘﻬﻦ، ﺗﻦ‬ ‫ﭘﻮش ﺳﺪره ﻣﺎﻧﻨﺪ و ﺗﻨﮓ از ﭼﺮم، ﺑﻬﺮه ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺳﺪره ﭼﺮﻣﯽ ﺗﺎ ﺑﺎﻻي زاﻧﻮ ﻣﯽرﺳﯿﺪ و ﺑﺎ دو ﻗﻼب در‬ ‫ﮐﻤﺮﮔﺎه ﻣﺤﮑﻢ ﻣﯽﮔﺸﺖ. آﻧﺎن ﺷﻠﻮار ﭼﺮﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪه و ﮔﻮﺷﻮاره در ﮔﻮش ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ و زﯾﻨﺖ آﻻت ‫ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﯽآوﯾﺨﺘﻨﺪ.‬

‫در ﺟﻮاﻣﻊ ﻗﺒﯿﻠﻪاي ﻣﺎدي ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ دادﯾﻢ، زن، ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ واﻻ ﺑﻮده و در ﮐﻠﯿﻪ اﻣﻮر‬ ‫اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺎ ﻣﺮد ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﻫﻤﮑﺎري ﻣﯽﮐﺮده و از ﺣﻖ داوري)ﻗﻀﺎوت( و ﺣﻖ اﻧﺘﺨﺎب رﯾﯿﺲ‬ ‫ﻗﺒﯿﻠﻪ و ﻧﯿﺰ از ﺣﻘﻮق ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮده اﺳﺖ.‬
‫ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ دادم، زن در ﻋﺼﺮ ﺣﺠﺮ ﺑﺮﺗﺮ و ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﻣﺮد ﺑﻮد و در ﻋﺼﺮ ﻓﻠﺰ اﺳﺖ ﮐﻪ دوره‬ ‫ﭘﺪرﺳﺎﻻري آﻏﺎز ﻣﯽﺷﻮد. وﻟﯽ ﻫﻤﭽﻨﺎن زن ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻣﻌﺘﺒﺮي در اﻗﺘﺼﺎد و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ داﺷﺖ. ﺑﺎ آﻏﺎز‬ ‫ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﯽ، در ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﻧﻪ ﺑﯿﺮون از ﺷﻬﺮﻫﺎ، ﺑﯿﻨﻨﺪه ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﺑﺮاي زﻧﺎن ﻫﺴﺘﯿﻢ.

در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎدي، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ‬ ‫ﺑﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻦ ﺑﻮدن، ﻫﻢ ﻣﻘﺎم ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ و ﻫﻢ ﻣﻘﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ زن ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻧﮕﺎه داﺷﺘﻪ ﺷﺪ و ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺎ‬ ‫اﻧﺪازهاي از ﺣﻘﻮق و اﺧﺘﯿﺎرات ﺑﺮﺗﺮ او ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﺪ. در دوره ﺷﺎﻫﺎن ﻣﺎد، زﻧﺎن ﺑﻪ ﻫﯿﭻ رو ﭘﻮﺷﯿﺪﮔﯽ ﺳﺮ و‬‫روي ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻣﺤﺮوﻣﯿﺖ از ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي و اﺟﺒﺎر در ﺧﺎﻧﻪﻧﺸﯿﻨﯽ اﺳﺖ، را ﻧﺪاﺷﺘﻪ و ﻫﻤﻪ‬ ‫ﺟﺎ، در ﮐﻠﯿﻪ اﻣﻮر زﻧﺪﮔﯽ و ﺷﺌﻮن اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺮدان ﮐﺎر و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ.‬

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#42 | Posted: 16 Feb 2014 15:40 | Edited By: anything
ترجمه ی متن ستون یکم کتیبه ی داریوش در بیستون





ستون یکم


  • · بند ۱ – من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه در ماد، شاه کشورها، پسر ویشتاسب، نوه ارشام هخامنشی.
  • · بند ۲ - داریوش شاه گوید: پدر من ویشتاسب، پدر ویشتاسب ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیش پیش، پدر چیش پیش هخامنش.
  • · بند ۳ - داریوش شاه گوید: بدین جهت ما هخامنشی خوانده می‌شویم [ که ] از دیرگاهان اصیل هستیم. از دیرگاهان خاندان ما شاهان بودند.
  • · بند ۴ – داریوش شاه گوید: ۸ [ تن ] از نیاکان من شاه بودند. من نهمین [ هستم ] ما ۹ [ تن ] پشت اندر پشت (در دو شاخه) شاه هستیم.
  • · بند ۵ – داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا من شاه هستم. اهورا مزدا شاهی را به من داد.
  • · بند ۶ – داریوش شاه گوید: این [ است ] که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم. پارس، عیلام، بابل، آشور، عرب، مودرای (مصر)، اهل دریا (فینیقیها)، سارد (لیدی)، یونان (یونانی‌های ساکن آسیای صغیر)، ماد، ارمنستان، کپدوکیه، پرثو، زرنگ (سیستان)، هرئی و(هرات)، باختر (بلخ)، سغد، گندار (دره کابل) سک (طوایف بین دریاچه آرال و دریای خزر)، ثت گوش (دره رود هیرمند)، رخج (قندهار)، مک (مکران و عمان) جمعاً ۳۲ کشور.
  • · بند ۷ – داریوش شاه گوید: این [ است ] کشورهایی که از آن من شدند. به خواست اهورامزدا *بندگان من بودند. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد، چه شب، چه روز همان کرده شد.
  • · بند ۸ – داریوش شاه گوید: در این کشورها مردی که موافق بود او را پاداش خوب دادم آنکه مخالف بود اورا سخت کیفر دادم. به خواست اهورا مزدا این کشورهایی [ است ] که بر قانون من احترام گذاشتند. آن طوری که به آنها از طرف من گفته شد همانطور کرده شد.


هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#43 | Posted: 19 Feb 2014 01:08
هخامنشیـــان


‫ﺑﺨﺶ ﯾﮑﻢ: دودﻣﺎن ﭘﺎرﺳﯿﺎن‬


ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﭘﺲ از ﺟﺎﯾﮕﯿﺮي در ﭘﺎرﺳﻮﻣﺎش(۱) در ﺳﺪهﻫﺎي ﻫﺸﺘﻢ و ﻫﻔﺘﻢ پ.م ﺑﯿﻨﻨﺪه ي ﻧﺎﺑﻮدي ﯾﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ‬ ‫ﻗﺪرتﻫﺎ ﺑﻮدﻧﺪ. ﮔﻮﯾﺎ ﭘﯿﺶ از ﺳﺎل 640 پ.م ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواي ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﺑﺰرﮔﻤﺮدي ﺑﻪ ﻧﺎم ﻫﺨﺎﻣﻨﺶ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺗﺎرﯾﺦ‬ ‫ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰي از ﮐﺎرﻫﺎي ﻫﺨﺎﻣﻨﺶ ﻧﻤﯽﮔﻮﯾﺪ. ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ او ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ دﯾﺎاﮐﻮ، ﮔﺎﻣﯽ ﺑﺮاي ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺮداﺷﺘﻪ‬ ‫ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﺮودوت ﭘﺎرﺳﯿﺎن را ﺑﻪ ﺷﺶ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﺷﻬﺮي و روﺳﺘﺎﯾﯽ و ﭼﻬﺎر ﻃﺎﯾﻔﻪي ﭼﺎدرﻧﺸﯿﻦ ﺑﺨﺸﺒﻨﺪي ﻣﯽﮐﻨﺪ و‬ ‫ﺧﺎﻧﻮادهي ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ را ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﻃﺎﯾﻔﻪي ﻣﯽداﻧﺪ.



ﺷﺶ ﻃﺎﯾﻔﻪي ﺷﻬﺮي درﺑﺮ ﮔﯿﺮﻧﺪه ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎديﻫﺎ، مَرَفی ها،‬ ‫ﻣﺎﺳﭙﯽﻫﺎ، ﭘﺎﻧﺘﺎﻟﯽﻫﺎ، دروزيﻫﺎ و ﮔﺮﻣﻦﻫﺎ ﺑﻮده و ﭼﻬﺎر ﻃﺎﯾﻔﻪ ﭼﺎدرﻧﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﺎﮔﺎرﺗﯽﻫﺎ، مَردها،‬ ‫دروﭘﯿﮏﻫﺎ و دائِن ها ﻣﯽﺷﻮد. ﭘﺴﺮ ﻫﺨﺎﻣﻨﺶ، ﭼﯿﺶﭘﺶ(۲) در ﺣﺪود ﺳﺎل 675 پ.م در واﭘﺴﯿﻦ راﻧﺪ ﻣﺒﺎرزه ﻣﯿﺎن‬ ‫دو اﺑﺮﻗﺪرت ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯾﻌﻨﯽ اﯾﻼم و آﺷﻮر ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﯾﯽ ﻣﯽرﺳﺪ. در اﯾﻦزﻣﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺎرﺳﯿﺎن در ﻣﻨﻄﻘﻪاي ﮐﻪ‬ ‫آﻧﺮا ﭘﺎرس ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ، ﺳﺎﮐﻦ ﺷﺪﻧﺪ. ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺳﻨﮓ ﺑﻨﺎي ﺷﻬﺮ ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد در اﯾﻦ زﻣﺎن ﻧﻬﺎده ﺷﺪ.

ﺑﻪ ﻫﺮ روي‬‫ ‫ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ در زﻣﺎن ﭼﯿﺶﭘﺶ، ﭘﺎرﺳﻮﻣﺎش و ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد در اﺧﺘﯿﺎر ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﺑﻮد.‬
‫ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ اﺷﺎره ﺷﺪ، آﻧﺎن درﺧﻮاﺳﺖ اﯾﻼم را ﺑﺮاي ﮐﻤﮏ ﺟﻬﺖ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ آﺷﻮر، ﺑﯽﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽﮔﺬارﻧﺪ و ﻫﻤﯿﻦ‬ ‫ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮد ﺗﺎ آﺷﻮريﻫﺎ ﭘﺲ از وﯾﺮاﻧﯽ اﯾﻼم در640 پ.م ﺑﺎ ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﺻﻠﺢ ﮐﻨﻨﺪ. وﻟﯽ ﭼﺮا ﺗﻤﺪن اﯾﻼم در‬ ‫ﺗﻤﺪن ﭘﺎرﺳﯽ ﺣﻞ ﺷﺪ؟

ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ ﮐﻪ آﺷﻮريﻫﺎ ﻫﻤﻪ اﯾﻼﻣﯽﻫﺎ را ﻗﻠﻊ و ﻗﻤﻊ ﮐﺮدﻧﺪ. اﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﺰرﮔﺎن‬ ‫آﻧﻬﺎ را ﮐﺸﺘﻪ و اﺳﯿﺮ ﮐﺮدﻧﺪ و دﯾﮕﺮ ﻣﺮدﻣﺎن ﺳﺮ ﺑﻪ ﮐﻮه و ﺑﯿﺎﺑﺎن ﻧﻬﺎدﻧﺪ و ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺨﺸﯽ از اﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ‬ ‫ﺗﻠﻒ ﺷﺪه و ﺟﻤﻌﯽ ﻫﻢ در ﺟﻮاﻣﻊ دﯾﮕﺮ ﺣﻞ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻗﻮﻣﯽ ﮐﻪ در زﻣﺎن ﺳﻠﻮﮐﯽ – اﺷﮑﺎﻧﯽ در ﺧﻮزﺳﺘﺎن داراي‬ ‫ﺧﻮدﻣﺨﺘﺎري ﺑﻮدﻧﺪ و ﭘﺲ از اﺳﻼم ﺧﻮزي ﺧﻄﺎب ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ، ﻫﻤﺎن زﻧﺪه ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي اﯾﻼﻣﯿﺎن ﻫﺴﺘﻨﺪ.

همسانی زیاد واژﮔﺎن ﺧﻮزي و ﺳﻮﺳﯽ و ﺷﻮﺷﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎ را ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻧﺰدﯾﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﺷﯿﺎن ﮐﻬﻦ و ﺧﻮزﯾﺎن ﯾﮑﯽ ‫ﻫﺴﺘﻨﺪ. ‫ﺑﯽدرﻧﮓ ﭘﺲ از ﻧﺎﺑﻮدي اﯾﻼم، ﭼﯿﺶﭘﺶ ﻗﻠﻤﺮو ﺧﻮد را ﻣﯿﺎن ﭘﺴﺮاﻧﺶ ﺑﺨﺶﺑﻨﺪي ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﻣﻘﺪس‬ ‫ﭘﺎرس ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻧﯿﺎﯾﺸﮑﺪهﻫﺎي ﻣﻘﺪس را ﺑﻪ آرﯾﺎرﻣﻦ (ﺟﺪ دارﯾﻮش ﺑﺰرگ) داده و ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﺗﺎزه و اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏﺗﺮ‬ ‫ﺧﻮد ﯾﻌﻨﯽ اﻧﺸﺎن و ﺷﻮش وﯾﺮاﻧﻪ را ﺑﻪ ﮐﻮروش ﯾﮑﻢ (ﺟﺪ ﮐﻮروش ﺑﺰرگ) ﻣﯽﺑﺨﺸﺪ .(۳) اﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﺳﺎﯾﻪ آﺷﻮر‬ ‫ﺑﺮ ﺑﺎﻻي ﺳﺮ ﭘﺎرﺳﯿﺎن وﺟﻮد دارد. ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﭘﺲ از ﻣﺮگ آﺷﻮرﺑﺎﻧﯿﭙﺎل و ﺿﻌﻒ آﺷﻮر، ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﯾﺎن ﭘﺎرﺳﯽ، ﺑﻪ‬ ‫ﺧﻮد اﺟﺎزه ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮد را ﺷﺎه ﺑﺨﻮاﻧﻨﺪ.‬

در ﺟﺮﯾﺎن ﮐﺎوشﻫﺎ، ﻟﻮﺣﯽ زرﯾﻦ در ﻫﻤﺪان ﮐﺸﻒ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آرﯾﺎرﻣﻦ ﺑﻮد. ﺟﻪ ﺑﺴﺎ اﯾﻦ ﻟﻮح در‬ ‫دوران ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن ﮐﻪ ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ ﺑﺎﯾﮕﺎﻧﯽ اﺳﻨﺎد دوﻟﺘﯽ ﺑﻮد، از ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد ﺑﻪ آﻧﺠﺎ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ. در اﯾﻦ‬ ‫ﻟﻮح ﻣﯽﺧﻮاﻧﯿﻢ:‬
‫»آرﯾﺎرﻣﻦ ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﺎﻫﺎن، ﺷﺎه ﭘﺎرس، ﭘﺴﺮ ﭼﯿﺶﭘﯿﺶ ﺷﺎه، ﻧﻮه ﻫﺨﺎﻣﻨﺶ.

آرﯾﺎرﻣﻦ ﺷﺎه ﮔﻮﯾﺪ: اﯾﻦ‬ ‫ﮐﺸﻮر ﭘﺎرس ﮐﻪ ﻣﻦ دارم داراي ﻣﺮدﻣﺎن ﺧﻮب و اﺳﺒﺎن ﻧﺠﯿﺐ اﺳﺖ. ﺧﺪاي ﺑﺰرگ اﻫﻮرا ﻣﺰدا آﻧﺮا ﺑﻤﻦ داده‬ ‫اﺳﺖ. ﺑﺨﻮاﺳﺖ اﻫﻮرا ﻣﺰدا ﻣﻦ ﺷﺎه در اﯾﻦ ﮐﺸﻮر ﻫﺴﺘﻢ. آرﯾﺎرﻣﻦ ﺷﺎه ﮔﻮﯾﺪ : اﻫﻮرا ﻣﺰدا ﺑﻤﻦ ﯾﺎري ارزاﻧﯽ‬ ‫ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ«‬




--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...

۱ . ‫ﺷﻤﺎل ﺷﺮق ﺧﻮزﺳﺘﺎن اﻣﺮوزي در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺨﺘﯿﺎري‬
۲ . ﺑﻪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ تِساپِس
۳ . ﮔﯿﺮﺷﻤﻦ: اﯾﺮان از آﻏﺎز ﺗﺎ اﺳﻼم / ﻓﺼﻞ ﺳﻮم‬

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#44 | Posted: 24 Feb 2014 17:48 | Edited By: anything
‫دﺳﺘﺎوردﻫﺎي اﺑﺘﺪاﯾﯽ ﭘﺎرﺳﯿﺎن‬‬


‫ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﭘﺲ از ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺘﻦ از دﺳﺘﺎوردﻫﺎي ﺗﻤﺪن اورارﺗﻮ در زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﺷﻤﺎل ﻏﺮﺑﯽ اﯾﺮان ﺳﺎﮐﻦ‬ ‫ﺑﻮدﻧﺪ، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﮐﻮچ ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﭘﺎرس از ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﺎن دﯾﮕﺮ ﺧﻮد ﺑﻪ وﯾﮋه اﯾﻼﻣﯿﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﺴﯿﺎر آﻣﻮﺧﺘﻪ و از ﻣﺮﺣﻠﻪ ‫ﮐﻮچﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﯽ در آﻣﺪﻧﺪ.‬‬‬‬

‫ﺧﻂ ﻣﯿﺨﯽ ﭘﺎرﺳﯽ آنﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ در ﻟﻮح آرﯾﺎرﻣﻦ(ﺣﺪود ﺳﺎل 610 پ.م) دﯾﺪه ﻣﯽﺷﻮد، در ﻫﻤﺴﻨﺠﯽ ﺑﺎ‬ ‫ﺷﯿﻮهﻫﺎي ﻧﮕﺎرش راﯾﺞ اﮐﺪي – ﺑﺎﺑﻠﯽ و اﯾﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ اﻟﻬﺎمﺑﺨﺶ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ، از ﯾﮏ ﺟﻬﺶ‬ شگفت انگیز ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي ﮐﻪ ﺷﻤﺎر ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ در ﺑﺎﺑﻠﯽ 390، در اﯾﻼﻣﯽ 131 و در ﭘﺎرﺳﯽ 36 ‫ﺗﺎﺳﺖ. اﮔﺮ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺗﻘﻠﯿﺪ و ﮐﭙﯽﺑﺮداري ﺑﻮد، ﻫﻤﺎن ﺧﻂ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﯾﺎ اﯾﻼﻣﯽ وﺟﻮد داﺷﺖ.

ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن در‬ ‫ﺳﻨﮓﻧﻮﺷﺘﻪ و ﮔﻞﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎي ﺧﻮد از آﻧﻬﺎ ﺑﻬﺮه ﺑﺮدﻧﺪ. اﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺧﻄﯽ ﺳﺎده ﺑﺮاي زﺑﺎن ﺧﻮﯾﺶ از روي آن‬ ‫ﺧﻂﻫﺎ ﺑﺮداﺷﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮد 36 ﻧﺸﺎﻧﻪ را ﺑﺮدارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﻂ ﭘﺎرﺳﯽ ﺟﺎ ﺑﺰﻧﻨﺪ. وﻟﯽ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در‬ دﺑﯿﺮه ي ﻣﯿﺨﯽ ﭘﺎرﺳﯽ ﺑﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎي اﮐﺪي – ﺑﺎﺑﻠﯽ و اﯾﻼﻣﯽ ﯾﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ.



نمونه ای از خط میخی


آﻧﺎن در زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﮐﻮﭼﮑﺸﺎن‬ ‫در ﺣﺎل ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي ﺑﻮد، ﺑﻪ آرﻣﺎﻧﯽ ﺑﺰرگ ﺗﺤﻘﻖ ﺑﺨﺸﯿﺪﻧﺪ. اﻟﺒﺘﻪ اﮔﺮ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ ﮐﻪ اوﺳﺘﺎ در دوران ﻣﺎد ﺑﻪ ﺻﻮرت‬ ‫ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻮده اﺳﺖ، آﻧﮕﺎه ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﻃﻼﯾﻪدار ﻧﮕﺎﺷﺘﻦ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﻟﻮح آرﯾﺎرﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻨﺎن ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﻤﮕﺎن‬ ‫را ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ از ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان در ﭘﺬﯾﺮش اﺻﺎﻟﺖ آن دﭼﺎر ﺗﺮدﯾﺪ ﺷﺪﻧﺪ.

دﻟﯿﻞ اﯾﻦ ﺗﺮدﯾﺪ روﺷﻦ‬ ‫اﺳﺖ. ﺗﺎ اﯾﻦ زﻣﺎن ﻫﻨﺮ ﮐﺘﯿﺒﻪﻧﻮﯾﺴﯽ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ اﻗﻮام ﻣﯿﺎﻧﺮوداﻧﯽ و اﯾﻼﻣﯽ اﺳﺖ. وﻟﯽ اﮔﺮ آرﯾﺎﯾﯽﻫﺎ از اﯾﻦ ﻫﻨﺮ‬ ‫و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮدﻧﺪ، ﭘﺲ ﭼﺮا ﻣﺎدﻫﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺒﻮﻏﯽ را از ﺧﻮد ﺑﺮوز ﻧﺪادﻧﺪ؟ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫در ﺳﺎل 600 پ.م ﮐﻮروش ﯾﮑﻢ درﮔﺬﺷﺖ و ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ ﯾﮑﻢ ﭘﺴﺮ او ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺖ. وﻟﯽ ﺑﺎ روي ﮐﺎر آﻣﺪن‬ ‫آﺳﺘﯿﺎگ او اﺟﺎزه ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﻤﯽدﻫﺪ. ﯾﮑﺒﺎر دﯾﮕﺮ ﺑﺮاي ﺟﻠﻮﮔﯿﺮي از ﺟﻨﮓ، ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد.‬ ‫ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ دﺧﺘﺮ آﺳﺘﯿﺎگ، ﺑﻪ ﻧﺎم ﻣﺎﻧﺪاﻧﺎ را ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮي ﻣﯽﮔﯿﺮد ﺗﺎ ﭘﻨﺪار ﻫﺮ دو ﺳﻮ آﺳﻮده ﺷﻮد.

ﺣﺎﺻﻞ ﭘﯿﻮﻧﺪ‬ ‫ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ و ﻣﺎﻧﺪاﻧﺎ زاده ﺷﺪن ﮐﻮروش ﺑﺰرگ اﺳﺖ. ﻫﻤﺎن ﮐﺴﯽ ﮐﻪ اﯾﺮاﻧﯿﺎن او را ﭘﺪر ﻣﻠﺖ اﯾﺮان و دﯾﮕﺮان او‬ ‫را ﻣﻨﺠﯽ و ﻣﺼﻠﺢ ﺑﺸﺮ ﺧﻮاﻧﺪهاﻧﺪ. از اوﺿﺎع ﻗﻠﻤﺮو دﯾﮕﺮ ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﭼﯿﺰ زﯾﺎدي ﻧﻤﯽداﻧﯿﻢ. در ﺳﺎل 590 پ.م‬ ‫آرﯾﺎرﻣﻦ درﮔﺬﺷﺖ و ﭘﺴﺮش آرﺷﺎم ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﺷﺎﻫﯽ ﭘﺎرس ﻧﺸﺴﺖ. از آرﺷﺎم ﻧﯿﺰ ﻟﻮﺣﯽ زرﯾﻦ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه ﮐﻪ‬ ‫ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟﻮح ﭘﺪرش ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. از اﯾﻦ زﻣﺎن ﻗﻠﻤﺮو ﭘﺎرﺳﯿﺎن (ﭼﻪ ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ و ﭼﻪ آرﺷﺎم) ﮐﺎﻣﻼ در زﯾﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﻗﺪرت‬ ‫آﺳﺘﯿﺎگ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎ درﺑﺎره ﮐﻮروش و ﺳﺎلﻫﺎي اﺑﺘﺪاﯾﯽ دوران ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن ﻋﺒﺎرﺗﺴﺖ از ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎي ﺗﺎرﯾﺨﻨﮕﺎران ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ از‬ ‫ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺮودوت، ﺗﻮﮐﻮدﯾﺪ و کِسنِفون و دﺳﺖﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎي ﭘﺮاﮐﻨﺪه و ﮐﻢاﻋﺘﺒﺎر ﮐﺘﺰﯾﺎس. و اﻟﺒﺘﻪ ﺗﺎرﯾﺦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه‬ ‫در ﺳﺪهﻫﺎي ﺑﻌﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺳﺘﺮاﺑﻮن، دﯾﻮدور و ﭘﻠﻮﺗﺎرك و دﯾﮕﺮان.

ﺑﻪ اﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺘﯿﺒﻪﻫﺎي ﺷﺎﻫﺎن ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ و‬‫ﻟﻮحﻫﺎ و ﺳﺎﻟﻨﺎﻣﻪﻫﺎي ﺑﺎﺑﻠﯽ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎي ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﻣﻮﺟﻮد در ﻋﻬﺪ ﻋﺘﯿﻖ را ﻧﯿﺰ اﻓﺰود. ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺗﺎرﯾﺦ‬ ‫ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن ﺑﺴﯿﺎر ﮔﻮﯾﺎﺗﺮ و روﺷﻦﺗﺮ از ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﺎد اﺳﺖ وﻟﯽ ﺑﻪ ﻫﯿﭻوﺟﻪ ﺑﺴﻨﺪه ﻧﯿﺴﺖ.‬‬‬‬‬‬




○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○·○


‫ﻧـــﻘﺪ‬‬



‫(۱) ﺧﻮزيﻫﺎ در زﻣﺎن ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎن ﮐﺎﻣﻼ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، آﻧﻬﺎ ﻣﺮدﻣﺎﻧﯽ ﺳﯿﻪﭼﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ زﺑﺎن و دﯾﻦ‬ ‫وﯾﮋه ﺧﻮد را داﺷﺘﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻫﺮﮔﺰ زرﺗﺸﺘﯽ ﻧﺸﺪﻧﺪ و اﯾﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ آرﯾﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮدﻧﺪ، وﻟﯽ در ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎل‬ ‫ﺗﺎرﯾﺨﻨﮕﺎران ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ (درﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﻼﻣﯽﻫﺎ)ﻫﯿﭻ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﻣﯽﻫﺎ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ.

آﻧﻬﺎ در دوره ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ‬ ‫دﯾﻦ ﻣﺎﻧﯽ و ﺳﭙﺲ دﯾﻦ ﻣﺴﯿﺢ ﮔﺮوﯾﺪه و ﺣﺘﺎ ﭘﺲ از اﺳﻼم ﺗﻼش ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ دﯾﻦ ﺧﻮد را ﻧﮕﻪ دارﻧﺪ و از اﯾﻦ رو‫ﻣﻮرد ﮐﺸﺘﺎر اﻋﺮاب ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. از ﺣﺪود 1000 ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﺧﻮزيﻫﺎ ﻫﻢ ﭘﺎك ﺷﺪﻧﺪ. وﻟﯽ ﻧﺎم ﺧﻮد را‬‬ ‫ﺑﺮ اﺳﺘﺎن ﺧﻮزﺳﺘﺎن و ﺷﻬﺮ اﻫﻮاز ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ. ﺧﻮزي در ﻋﺮﺑﯽ ﺑﻪ ﺣﻮزي ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ و ﺟﻤﻊ آن را اﺣﻮاز ﯾﺎ اﻫﻮاز ‫ﮔﻔﺘﻨﺪ.‬‬

(۲) ﻣﻌﺒﺪ ﺷﻬﺮ ﻣﺴﺠﺪ ﺳﻠﯿﻤﺎن و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﻌﺒﺪ ﺑﺮدهﻧﺸﺎﻧﺪه در ﻧﺰدﯾﮑﯽ اﯾﺬه، ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﭘﺎرﺳﯿﺎن دوران ﭼﯿﺶﭘﺶ‬‬ ‫اﺳﺖ و ﻧﺰدﯾﮏ 150 ﺳﺎل ﭘﯿﺶ از ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه و ﻫﯿﭻ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻫﻨﺮ اﯾﻼﻣﯽ و آﺷﻮري ﻧﺪارد ﺗﺎ‬‬ ‫ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ آﻧﻬﺎ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﮑﺎﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻫﻨﺮ اورارﺗﻮ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ.

درﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﺮﮔﺰ اورارﺗﻮﻫﺎ آﻧﺠﺎ‬‬ ‫ﻧﺒﻮدهاﻧﺪ و اﯾﻦ ﻣﻌﺒﺪ ﺑﺪون ﺗﺮدﯾﺪ ﺑﻪ دﺳﺖ ﭘﺎرﺳﯿﺎن در زﻣﺎن ﭼﯿﺶﭘﺶ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه و ﺳﭙﺲ ﻣﻮرد ﺑﻬﺮهﺑﺪاري‬‬ ‫ﺧﺎﻧﺪان ﮐﻮروش ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪ اﯾﻨﻬﺎ ﺑﯿﺎﻓﺰاﯾﯿﺪ ﮐﺎخﻫﺎي ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد را ﮐﻪ در زﻣﺎن ﮐﻮروش ﺑﺰرگ ﺳﺎﺧﺘﻪ‬‬ ‫ﺷﺪه اﺳﺖ.‬‬


هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#45 | Posted: 26 Feb 2014 14:36
ﮐـــﻮروش ﺑـــﺰرگ‬‬‬

‫ﭘﺪر ﻣﻠﺖ اﯾﺮان‬‬‬



‫درﺑﺎره ﺳﺎل زاده ﺷﺪن ﮐـﻮروش ﺑـﺰرگ اﺧـﺘﻼف اﺳـﺖ. ﺑﻬﺘـﺮﯾﻦ ﻧﻈـﺮ ﻣﺒﻨـﯽ ﺑـﺮ ﺗﻮﻟـﺪ او در ﺳـﺎل 583 پ.م ‫ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.(۱) در اﯾﻦ ﺻﻮرت او در 24 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﯽ رﺳﯿﺪه و در 53 ﺳـﺎﻟﮕﯽ درﮔﺬﺷـﺘﻪ اﺳـﺖ. درﺑـﺎره ﮐـﻮدﮐﯽ‬ ‫ﮐﻮروش ﻫﺮودوت ﮔﺰارش ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻔﺼﻠﯽ دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﮔﺰﯾﺪه ﺑﯿﺎن ﻣﯽﺷﻮد:‬‬‬

‫آﺳﺘﯿﺎگ دوﺑﺎر روﯾﺎﻫﺎﯾﯽ درﺑﺎره دﺧﺘﺮش ﻣﺎﻧﺪاﻧﺎ دﯾﺪ ﮐﻪ وي را ﺑﻪ ﺷﺪت ﻫﺮاﺳﺎن ﮐﺮد و‬‬‬ ‫ﻣﻐﺎن ﺑﺮاﯾﺶ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪاﻧﺎ‬‬‬ ‫ﻓﺮزﻧﺪي ﺑﻪ ﺟﻬﺎن ﺧﻮاﻫﺪ آورد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎي او‬‬‬ ‫ﺑﻪ ﺷﺎﻫﯽ ﺧﻮاﻫﺪ رﺳﯿﺪ و ﺳﺮاﺳﺮ آﺳﯿﺎ را‬‬‬ ‫ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ. ﭘﺲ او ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اﻓﺘﺎد ﮐﻪ‬‬‬ ‫ﻫﻨﮕﺎﻣﯽﮐﻪ ﮐﻮدك ﻣﺎﻧﺪاﻧﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﻮد، وي را‬‬‬ ‫ﺳﺮ ﺑﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ دﺧﺘﺮش را ﺑﻪ ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ‬‬‬ ‫ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ. ﭼﻮن ﮐﻮدك زاﯾﯿﺪه ﺷﺪ، او را ﺑﻪ‬‬‬‫وزﯾﺮش ﻫﺎرﭘﺎگ ﺳﭙﺮد ﺗﺎ او را ﺑﮑﺸﺪ.‬‬‬




ﻫﺎرﭘﺎگ از ﺑﯿﻢ آﻧﮑﻪ در آﯾﻨﺪه ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎم ‫ﻣﺎﻧﺪاﻧﺎ و ﺧﻮد ﺷﺎه واﻗﻊ ﺷﻮد، ﮐﻮدك را‬‬ ‫ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﮔﻠﻪدار ﺷﺎه ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﻣﯿﺘﺮادات و‬ﻧﺎم زﻧﺶ اﺳﭙﺎﮐﻮ ﺑﻮد، ﺳﭙﺮد. از ﺑﺨﺖ ﺧﻮش، زن ﮔﻠﻪدار در ﻫﻤﺎن زﻣﺎن ﻓﺮزﻧﺪي ﻣﺮده زاﺋﯿﺪ. ﮔﻠﻪدار ﺑﻪ‬ ‫ﻫﺎرﭘﺎگ ﺧﺒﺮ داد ﮐﻪ ﮐﻮدﮐﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ او ﺗﺤﻮﯾﻞ داده ﺑﻮد، ﻣﺮده اﺳﺖ.

ﻫﺎرﭘﺎگ ﮐﻮدك را ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﻪ ﺧﺎك‬ ‫ﺳﭙﺮد. آن ﺧﺎﻧﻮاده، ﮐﻮروش را ﺑﻪ ﺟﺎي ﻓﺮزﻧﺪ ﺧﻮد ﭘﺮورش دادﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﮐﻮروش در ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺳﺎده و‬‫ﺑﯽﺗﺠﻤﻞ زﯾﺴﺘﻪ و ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺨﺘﮑﻮش ﺑﺎر آﻣﺪ. زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﻮروش ﺑﻪ ده ﺳﺎﻟﮕﯽ رﺳﯿﺪ، روزي ﻫﻨﮕﺎم ﺑﺎزي ﺑﺎ‬ ‫ﮐﻮدﮐﺎن ﻫﻤﺴﺎﻟﺶ ﻧﻘﺶ ﺷﺎه را ﮔﺮﻓﺖ و ﮐﻮدﮐﺎن دﯾﮕﺮ ﻫﺮﯾﮏ ﻣﻨﺼﺒﯽ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ.

ﭘﺴﺮ ﯾﮑﯽ از وزﯾﺮان آﺳﺘﯿﺎگ‬‬‬در اﯾﻦ ﺑﺎزي در اﺟﺮاي ﻓﺮﻣﺎن ﮐﻮروش ﺳﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺮج داد. ﭘﺲ ﮐﻮروش دﺳﺘﻮر داد ﺗﺎ او را ﺑﺎزداﺷﺖ ﮐﺮده و‬‫ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻨﻨﺪ. ﮐﻮدك ﺷﮑﺎﯾﺖ را ﺑﻪ ﭘﺪرش ﺑﺮد و ﭘﺪرش ﻫﻢ ﺑﻪ آﺳﺘﯿﺎگ ﮔﻠﻪ ﮐﺮده و ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺗﻨﺒﯿﻪ ﭘﺴﺮ ﮔﻠﻪدار‬‫ﺷﺪ. آﺳﺘﯿﺎگ، ﻣﯿﺘﺮادات و ﮐﻮروش را ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪه و ﮔﻔﺖ : ﭼﺮا ﭘﺴﺮت اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﭘﺴﺮ ﺧﺪﻣﺘﮕﺰاري را زده اﺳﺖ؟‬‬‬


ﮐﻮروش ﭘﺎﺳﺦ داد : ﻣﺎ ﺑﺎزي ﻣﯽﮐﺮدﯾﻢ و دوﺳﺘﺎﻧﻢ ﻣﺮا ﺷﺎه ﮐﺮدﻧﺪ. اﯾﻦ ﺑﭽﻪ وﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮد را اﻧﺠﺎم ﻧﺪاد و ﺑﺎﯾﺪ‬ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﻣﯽﺷﺪ. اﮔﺮ ﭘﺎدﺷﺎه ﻣﯽاﻧﺪﯾﺸﺪ ﮐﻪ ﮐﺎرم درﺳﺖ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ، ﻣﻦ ﺑﺮاي ﻣﺠﺎزات ﺷﺪن آﻣﺎده ام. آﺳﺘﯿﺎگ از‬ ‫ﻟﺤﻦ ﺳﺨﻦ ﭘﺴﺮ در ﺷﮕﻔﺖ ﺷﺪ. ﭘﺲ رو ﺑﻪ ﮔﻠﻪدار ﮐﺮده و ﭘﺮﺳﯿﺪ : راﺳﺖ ﺑﮕﻮ اﯾﻦ ﮐﻮدك، از ﺧﻮدت اﺳﺖ؟ او‬ ‫را از ﮐﺠﺎ ﯾﺎﻓﺘﯽ؟

ﻣﯿﺘﺮادات اﺑﺘﺪا ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺧﻮدش اﺳﺖ وﻟﯽ ﺷﺎه ﺧﻨﺠﺮداراﻧﺶ را ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ و ﺑﻪ‬‬ ﻣﯿﺘﺮادات ﮔﻔﺖ :»ﺟﺰ راﺳﺘﮕﻮﯾﯽ ﻧﺠﺎﺗﺖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ داد«. ﻣﯿﺘﺮادات ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎر داﺳﺘﺎن را از اﺑﺘﺪا ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮد. ﺷﺎه‬ ‫ﻫﺎرﭘﺎگ را ﺧﻮاﺳﺖ و از او ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺮده اﺳﺖ. ﻫﺎرﭘﺎگ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮدم ﻧﮑﺸﺘﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﻻﺷﻪاش را از‬‫اﯾﻦ ﻣﺮد ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﺑﻪ ﺧﺎك ﺳﭙﺮدم. ﺷﺎه ﭘﯽ ﺑﺮد ﮐﻪ ﮐﻮدك زﻧﺪه اﺳﺖ.

ﭘﺲ دﺳﺘﻮر داد ﮐﻪ ﻫﺎرﭘﺎگ ﭘﺴﺮش را‬ ‫ﺑﻪ ﻧﺰد او ﺑﻔﺮﺳﺘﺪ. ﭼﻮن ﭘﺴﺮ ﻫﺎرﭘﺎگ ﺑﻪ ﮐﺎخ وارد ﺷﺪ، ﺷﺎه ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ دﺳﺘﻮر داد ﺗﺎ وي را ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪﻧﺪ و ﮔﻮﺷﺘﺶ‬ ‫را ﮐﺒﺎب ﮐﺮده و در ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺷﺎﻫﺎﻧﻪ، ﻏﺬا را ﺟﻠﻮي ﻫﺎرﭘﺎگ ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ. ﻫﺎرﭘﺎگ ﻫﻢ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﺧﻮردن ﭘﺮداﺧﺖ.‬‬‬

‫ﺳﭙﺲ ﺷﺎه دﺳﺘﻮر داد ﺗﺎ ﺳﺒﺪي ﮐﻪ ﺳﺮ و دﺳﺖ و ﭘﺎي ﭘﺴﺮ ﻫﺎرﭘﺎگ در آن ﺑﻮد را ﺟﻠﻮي او ﺑﮕﺬارﻧﺪ! ﭘﺲ از آن،‬‫آﺳﺘﯿﺎگ ﺑﺎ ﻣﻐﺎن ﻣﺸﻮرت ﮐﺮد. ﻣﻐﺎن ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ روﯾﺎي ﺷﺎه ﺷﺪن ﮐﻮروش ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺷﺪه و او در دﻧﯿﺎي ﮐﻮدﮐﺎﻧﻪاش‬ ‫ﺷﺎه ﺷﺪه اﺳﺖ و از اﯾﻦ ﭘﺲ ﺧﻄﺮي ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺎه ﻣﺎد ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﭘﻨﺪار آﺳﺘﯿﺎگ آﺳﻮده ﺷﺪه و او را ﺑﻪ‬‬ ‫ﻧﺰد ﭘﺪر و ﻣﺎدر راﺳﺘﯿﻨﺶ ﻓﺮﺳﺘﺎد.



--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...

۱ . اﯾﻦ ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﺎ 600 پ.م ﻧﯿﺰ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ.‬‬‬‬‬‬‬‬

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#46 | Posted: 26 Feb 2014 14:44 | Edited By: anything
‫ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﮐـــﻮروش‬‬‬


‫در ﺳﺎل 559 پ.م ﮐﻮروش ﺑﺰرگ رﺳﻤﺎ ﺗﺎﺟﮕﺬاري ﮐﺮده و ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواي ﻗﻠﻤﺮوي ﭘﺪرش در اﻧﺸﺎن(۱)ﮔﺸﺖ.‬‬‫ﭘﺲ از آن ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺳﺮﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻮروش ﮐﻪ ﻧﻮه ﺷﺎه ﻣﺎد ﺑﻮد، ﺷﺎﺧﻪ دﯾﮕﺮ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن در‬‫ﭘﺎرس، ﺑﻪ ﮐﻮروش ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ و ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﯾﮑﺴﺮه روي او ﻫﻤﺒﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ.

در ﺣﺪود ﺳﺎل 555 پ.م ﮐﻮروش ﺷﻬﺮ‬ ‫ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد ﮐﻪ ﺷﻬﺮي ﮐﺎﻣﻼ ﭘﺎرﺳﯽ ﺑﻮد را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪ و ﮐﺎخ ﺧﻮد را در آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﺮد. در‬‫ﮐﺘﯿﺒﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ او در آﻧﺠﺎ ﻧﮕﺎﺷﺖ، ﺧﻮد را ﺷﺎه ﺑﺰرگ ﭘﺎرس و ﺷﺎه ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ و اﯾﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ‬ ‫ﻧﻮﺷﺘﺎر ﭘﯿﺶ از ﭼﯿﺮﮔﯽ او ﺑﺮ ﻣﺎد ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ از اﯾﺮاﻧﺸﻨﺎﺳﺎن ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎﯾﺸﺎن دارﯾﻮش‬‫ﺑﺰرگ را ﺳﺎزﻧﺪه ﺧﻂ ﻣﯿﺨﯽ ﭘﺎرﺳﯽ داﻧﺴﺘﻪ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺘﯿﺒﻪﻫﺎي ﮐﻮروش ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟﻮحﻫﺎي آرﯾﺎرﻣﻦ و آرﺷﺎم را‬‫ﺟﻌﻠﯽ ﻣﯽداﻧﻨﺪ.

ﮐﺎخﻫﺎي ﮐﻮروش در ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﻠﻮغ ﻣﻌﻤﺎري ﭘﺎرﺳﯿﺎن اﺳﺖ. ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن‬ ‫ﮔﻔﺘﻪاﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺖ اﯾﻦ ﺳﺎزه ﭘﯿﺶ از ﭼﯿﺮﮔﯽ ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﺑﺮ ﻣﺎدﻫﺎ و ﻟﯿﺪﯾﻪايﻫﺎ آﻏﺎز ﺷﺪه و ﺣﺘﺎ اﮔﺮ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎن ﻋﻤﺮ‬ ‫ﮐﻮروش ﮐﻪ ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﺑﺮ ﮔﺴﺘﺮه ﭘﻬﻨﺎوري از ﺟﻬﺎن دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ، ﺑﻪ درازا ﮐﺸﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎز ﻫﻢ اﺻﺎﻟﺖ ﭘﺎرﺳﯽ‬ ‫ﺧﻮد را ﻧﮕﻪ ﻣﯽدارد.


نمایی از تزیینات کاخ پاسارگاد کوروش کبیر


ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺮ ﻣﺎ روﺷﻦ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﭘﺎرﺳﯿﺎن از ﻫﻨﺮ ﻣﻌﻤﺎري ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ و ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪي‬ ‫ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮدﻧﺪ و اﯾﻨﮑﻪ ﭘﺲ از دارﯾﻮش از ﻫﻨﺮ و ﺻﻨﻌﺖ دﯾﮕﺮان ﺑﻬﺮه ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، دﻟﯿﻞ ﺑﺮ اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ‫ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ و ﺻﻨﻌﺘﮕﺮ ﻧﺒﻮدﻧﺪ.‬‬‬

ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﮐﻞ ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﺑﺮ روي ﮐﻮروش ﮐﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎك ﺑﻮد، روﯾﺪاد دﯾﮕﺮي ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺳﺮﻧﮕﻮﻧﯽ‬ ‫ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﻣﺎدﮔﺸﺖ، ﻫﻤﮑﺎري ﺑﺰرﮔﺎن ﻣﺎد از ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎرﭘﺎگ ( وزﯾﺮ ﺑﺰرگ) ﮐﻪ از آﺳﺘﯿﺎگ ﺑﻪ ﺷﺪت‬ ‫ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺑﺎ ﮐﻮروش ﺑﻮد. ﺑﻪ ﺟﺰ ﺑﺤﺚ ﻧﺎﺧﺮﺳﻨﺪي از آﺳﺘﯿﺎگ، ﻧﮑﺘﻪ دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ او ﭘﺴﺮ ﻧﺪاﺷﺖ و‬ ‫ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮔﻮاه آن ﺑﻮد ﮐﻪ ﭘﺲ از ﻣﺮگ او ﺑﺮ ﺳﺮ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽاش درﮔﯿﺮي ﺑﺮوز ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد و اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮد ‫ﮐﻪ اﻣﭙﺮاﺗﻮري ﺑﺎﺑﻞ ﺟﺎ ﭘﺎي آﺷﻮر ﮔﺬاﺷﺘﻪ و آﻣﺎده ﮔﺴﺘﺮش ﻗﻠﻤﺮو ﺧﻮد ﺑﻪ ﺳﻮي ﺷﺮق ﺑﻮد. ‬

‫روﯾﺪاد ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ، ﻟﺸﮑﺮﮐﺸﯽ ﺧﻮد آﺳﺘﯿﺎگ ﺑﻪ ﭘﺎرس ﺑﻮد. ﻫﺮودوت ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ وزﯾﺮان و ﻣﺸﺎوران او ﺑﻪ‬‫ﻋﻤﺪ او را ﺗﺮﻏﯿﺐ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﮐﻮروش ﮐﺮدﻧﺪ ﺗﺎ وﺳﯿﻠﻪ ﺳﺮﻧﮕﻮﻧﯽاش را ﻣﺤﯿﺎ ﮐﻨﻨﺪ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ آﺳﺘﯿﺎگ ﺧﻮدش‬ ‫ﺑﺪﯾﻦ ﻓﺮﺟﺎم رﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﻮروش ﯾﮏ ﺧﻄﺮ ﺑﺎﻟﻘﻮه اﺳﺖ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﻫﯿﭻ ﺧﻄﺮي درﮐﺎر ﻧﺒﻮد و آﺳﺘﯿﺎگ ﺻﺮﻓﺎ ﺗﻼش‬ ‫ﮐﺮد ﺗﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺪرش ﻫﻮﺧﺸﺘﺮه، ﯾﮑﺒﺎر دﯾﮕﺮ ﭘﺎرﺳﯿﺎن را ﺧﺮاﺟﮕﺰار ﺧﻮد ﮔﺮداﻧﺪ.‬‬‬

‫در ﺳﺎل 553 پ.م در ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺳﺎل ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﮐﻮروش، ﺟﻨﮓ ﻣﯿﺎن ارﺗﺶ ﻣﺎد و ﭘﺎرﺳﯿﺎن در ﮔﺮﻓﺖ.‬‬‫ﻗﺒﺎﯾﻞ ﭘﺎرﺗﯽ و ﻫﯿﺮﮐﺎﻧﯽ ﺑﺎ اﺷﺘﯿﺎق ﻓﺮاوان ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﭘﺎرﺳﯿﺎن آﻣﺪﻧﺪ. ﺑﺴﯿﺎري ﺑﺎ ﻫﺪف ﺳﺎﺧﺖ ﭼﻬﺮهاي ﻓﺮااﻧﺴﺎﻧﯽ و‬ ‫ﻓﻮق ﺑﺸﺮي از ﮐﻮروش، ﭘﯿﺮوزي او ﺑﺮ ﻣﺎد و ﻓﺘﺢ ﮐﺎﻣﻞ اﯾﺮان را ﻣﺴﺎﻟﻤﺖآﻣﯿﺰ و ﺑﺪون ﺟﻨﮓ و ﺧﻮﻧﺮیزی ‫ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.‬‬‬

‫ﭘﺲ از ﺳﻪ ﺳﺎل ﺟﻨﮓ، ﺳﺮاﻧﺠﺎم در ﻧﺒﺮدي ﻧﺰدﯾﮏ ﭘﺎﺳﺎرﮔﺎد، آﺳﺘﯿﺎگ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮرد. ﮐﻮروش ﺑﻪ‬ ‫ﺳﻮي ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ ﭘﯿﺶ رﻓﺖ و در ﺳﺎل 550 پ.م در ﻧﻬﻤﯿﻦ ﺳﺎل ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻨﺶ ﺑﻪ ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ رﺳﯿﺪ و ﺑﺎ ﻫﻤﺮاﻫﯽ‬ ‫ﺑﺰرﮔﺎن ﻣﺎد، ﺑﻪ آﺳﺎﻧﯽ وارد ﺷﻬﺮ ﺷﺪه و ﭘﺎﯾﺎن ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ دودﻣﺎن ﺧﺸﺘﺮﯾﺘﻪ را اﻋﻼم ﮐﺮد. ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﺑﻪ‬ ‫روﺷﻨﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ او ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺪر ﺑﺰرﮔﺶ (ﮐﻪ دو ﺑﺎر ﻗﺼﺪ ﺟﺎن ﮐﻮروش را ﮐﺮده ﺑﻮد)را ﺑﺨﺸﯿﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻧﺴﺒﺖ‬‫ﺑﻪ ﺳﺮان و ﺑﺰرﮔﺎن دوﻟﺖ ﻣﺎد، ﺣﺘﺎ آﻧﻬﺎ ﮐﻪ در ﺳﻪ ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎ او ﺟﻨﮕﯿﺪه ﺑﻮدﻧﺪ ﻫﻢ ﺑﺨﺸﺎﯾﺶ در ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ و‬‫ﻋﻔﻮ ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ اﻋﻼم ﮐﺮد.

او ﮐﺎر را ﺑﻪ ﻧﺮﯾﺨﺘﻦ ﺧﻮن دﺷﻤﻨﺎن ﺧﺘﻢ ﻧﮑﺮد. ﮐﻮروش ﺑﺴﯿﺎري از آﻧﺎن ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ‬‫ﺑﻮدﻧﺪ، را در ﭘﺴﺘﻬﺎي ﺧﻮدﺷﺎن اﺑﻘﺎ ﮐﺮد. و ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ از او اﻧﺘﻈﺎر ﻣﯽرﻓﺖ ارج و ﻗﺮب و اﻫﻤﯿﺖ ﺷﻬﺮ ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ را‬‫ﻧﮕﻪ داﺷﺖ. ﮐﻮروش ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ دوم ﺧﻮد و ﺑﺎﯾﮕﺎﻧﯽ اﺳﻨﺎد دوﻟﺘﯽ ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪ.‬‬‬

‫ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻗﺮار دادن ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ ﮐﻮروش و دﯾﮕﺮ ﺷﺎﻫﺎن ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ، ﻧﺎﺷﯽ از ﺳﯿﺎﺳﺖ »ﺑﻬﺮه از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت‬‫ دﯾﮕﺮان« و »اﺣﺘﺮام ﺑﻪ اﻗﻮام دﯾﮕﺮ« ﺑﻮد. ﮐﻮروش ﺑﺎ اﯾﻨﮑﺎر و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺣﻔﻆ ﺳﻤﺖ ﻫﺎرﭘﺎگ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان »وزﯾﺮ‬ ‫ﺑﺰرگ« ﻗﻠﺐ ﻫﻤﻪ ﻣﺎديﻫﺎ را ﺗﺴﺨﯿﺮ ﮐﺮد و از آن زﻣﺎن ﻣﺤﺒﻮب ﻫﻤﻪ ﻣﺮدم اﯾﺮان ﺷﺪ.

ﮐﻮروش ﻫﻤﻪ ﮐﺎرﻫﺎي‬ ‫دﯾﻮاﻧﯽ و دوﻟﺘﯽ و اداري ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ را در ﻫﻤﺎن ﻫﮕﻤﺘﺎﻧﻪ ﻧﮕﻪ داﺷﺖ و ﺑﺎ اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ درﺳﺖ، ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﻫﺰﯾﻨﻪ و‬ ‫آﺳﯿﺐ اﻗﺘﺼﺎدي، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻗﺪرت در اﯾﺮان ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. اﯾﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻗﺪرت ﭼﻨﺎن آرام‬‬‬ ‫ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﺮدﻣﺎن ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮي در اﯾﺮان رخ داده و ﻫﻤﭽﻨﺎن اﯾﺮان را ﻣﺎد و ﺟﻨﮓ‬‬ ‫ﺑﺎ اﯾﺮاﻧﯿﻬﺎ را ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻣﺎدﻫﺎ ﻣﯽﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ!‬‬‬


--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...


۱ . ‫ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﮔﯿﺮﺷﻤﻦ در اﯾﺬه و ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﺸﻨﺎﺳﺎن ﺗﭙﻪ ﻣﻠﯿﺎن در اﺳﺘﺎن ﻓﺎرس

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#47 | Posted: 28 Feb 2014 18:17 | Edited By: anything
‫ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻣﺮزﻫﺎي ﺷﺮﻗﯽ‬‬‬‬


‫ﮐﻮروش از ﺳﺎل ﻧﻬﻢ ﺑﻪ ﻣﺪت ﺳﻪ ﺳﺎل ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺑﯽﺗﻤﺪن و وﺣﺸﯽ ﺷﺮق اﯾﺮان ﭘﺮداﺧﺖ. و ﺗﻮاﻧﺴﺖ‬‬ ‫ﺗﺎ درﯾﺎﭼﻪ ﺧﻮارزم و رود ﺳﯿﺮدرﯾﺎ ﭘﯿﺶ رود و ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﺳﻐﺪ را ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻗﻠﻤﺮو ﺧﻮد ﺑﯿﺎﻓﺰاﯾﺪ.‬‬‬‬


‫ﻓﺘﺢ ﻟﯿﺪﯾﻪ‬‬‬‬


ﮐﻮروش و ارﺗﺶ ﻫﻤﻮاره ﭘﯿﺮوزﻣﻨﺪش ﺗﺎزه از ﺳﺮزﻣﯿﻦﻫﺎي ﺷﺮﻗﯽ ﺑﺎزﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺒﺮي ﻧﮕﺮانﮐﻨﻨﺪه از‬ ‫ﺳﻮي ﻏﺮب ﭘﺨﺶ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺮودوت، ﮐﺮوزوس ﺷﺎه ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﺼﻮر ﮐﻪ ﭘﺲ از ﺳﺮﻧﮕﻮﻧﯽ ﻣﺎدﻫﺎ،‬‬ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻗﺪرﺗﯽ ﻧﺪارﻧﺪ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺗﺠﺎوز ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻦﻫﺎي ﺷﺮق رود ﻫﺎﻟﯿﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد. (۱)

ﭘﯿﺸﺘﺮ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺑﻨﯿﺎد‬ ‫ﭘﯿﻤﺎن ﺻﻠﺢ ﻣﯿﺎن ﻫﻮﺧﺸﺘﺮه و ﺷﺎه ﻟﯿﺪﯾﻪ اﯾﻦ رودﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺮز ﻣﯿﺎن دو ﮐﺸﻮر واﻗﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد. ﻟﯿﺪﯾﻪايﻫﺎ از ‫ﭼﻨﺪ ﺳﺪه ﭘﯿﺶ در ﺑﺨﺶﻫﺎي ﺟﻨﻮب ﻏﺮﺑﯽ آﺳﯿﺎي ﺧُﺮد(آﻧﺎﺗﻮﻟﯽ) ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺷﺪه و ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﻣﻠﯽ ﺧﻮد را در ﺷﻬﺮ‬ ‫ﺳﺎرد(۲) ﺑﻨﯿﺎد ﻧﻬﺎده ﺑﻮدﻧﺪ.

آﻧﻬﺎ از ﻧﻈﺮ ﻧﮋادي آرﯾﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮدﻧﺪ. وﻟﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ آرﯾﺎﯾﯽﻫﺎ داﺷﺘﻪ و ﺑﻪ‬‬ ‫ﺧﺪاﯾﺎن ﻫﻠﻨﯽ اﺣﺘﺮام ﻣﯽﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ. در ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﯽ ﻏﺮﺑﯽ آﻧﻬﺎ دو ﮐﺸﻮر وﺟﻮد داﺷﺖ. ﯾﮑﯽ اﯾﻮﻧﯽ در ﻏﺮب‬‬‬‬ آﺳﯿﺎي ﺧُﺮد(ﮐﻨﺎر درﯾﺎي اژه ) ﮐﻪ ﻋﺒﺎرت ﺑﻮد از ﺷﻬﺮﻫﺎي ﯾﻮﻧﺎﻧﯽﻧﺸﯿﻦ آﺳﯿﺎ و دﯾﮕﺮي ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﮐﺎري و ﻫﺮ دوي‬‫اﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎ داﺷﺘﻦ ﺧﻮدﮔﺮداﻧﯽ، ﺑﻪ اﺟﺒﺎر ﺧﺮاﺟﮕﺬار و ﻫﻢﭘﯿﻤﺎن ﺳﺎرد ﺑﻮدﻧﺪ.

ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﺮﻗﯽ ﻟﯿﺪﯾﻪ، ﮐﺎﭘﺎدوﮐﯿﻪ ﺑﻮد‬‫ﮐﻪ در اﺧﺘﯿﺎر ﻗﻮم آرﯾﺎﯾﯽ ﮐﯿﻤﺮيﻫﺎ ﻗﺮار داﺷﺖ و ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﭘﯿﻤﺎن ﺻﻠﺢ ﺑﻪ ﻗﻠﻤﺮو ﻣﺎد ﭘﯿﻮﺳﺖ ﺷﺪه ﺑﻮد. ﻫﺮودوت‬ ‫ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺷﺎه ﻟﯿﺪﯾﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﺪاﯾﺎي ﮔﺮانﺑﻬﺎ ﺑﻪ ﺟﺰﯾﺮه دﻟﻮس ﻧﺰد ﮐﺎﻫﻦ ﻣﻌﺒﺪ دِلفی ﻓﺮﺳﺘﺎده و از او ﻧﻈﺮﺧﻮاﻫﯽ‬‫ﮐﺮد ﮐﻪ آﯾﺎ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺷﺎه ﭘﺎرس ﺑﻪ ﺻﻼﺣﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﯾﺎ ﻧﻪ؟ و ﮐﺎﻫﻦ ﺑﻪ او ﭘﺎﺳﺦ داد ﮐﻪ اﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻨﺪ، دو ‫ﺑﺰرﮔﯽ را واژﮔﻮن ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد!‬‬‬‬



پادشاهی لیدیه




اﺳﺎس ﺗﺎرﯾﺦ ﻫﺮودوت، ﮐﺮوزوس ﭘﺲ از ورود ﺑﻪ ﮐﺎﭘﺎدوﮐﯿﻪ و ﺳﻮرﯾﻪ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ زﻣﯿﻦﻫﺎي ﮐﺸﺎورزي و‬ ‫روﺳﺘﺎﻫﺎ ﭘﺮداﺧﺖ و ﺷﻬﺮﻫﺎ را اﺷﻐﺎل و اﻫﺎﻟﯽ آن را ﺑﻪ ﺑﺮدﮔﯽ ﮔﺮﻓﺖ. و ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ اﯾﻦ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه، ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ دﻟﯿﻠﯽ ‫ﺑﺮاي ﺗﻮﺑﯿﺦ آﻧﻬﺎ ﻧﺒﻮد، ﻣﺮدﻣﺎن آﻧﺠﺎ را از ﺑﯿﺦ و ﺑﻦ ﺑﺮاﻧﺪاﺧﺖ. وﻟﯽ روﺷﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﺮا ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺮودوت در ‫ﺑﺨﺶ ﺗﺎرﯾﺦ ﮐﺮوزوس ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ ﮐﻪ ﺧﺪاﯾﺎن ﮐﺮوزوس را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ و او را از ﻣﺮگ رﻫﺎﯾﯽ دادﻧﺪ!‬‬‬‬

‫ﺑﻪ ﻫﺮ روي ﮐﻮروش ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺷﺎه ﺳﺘﻤﮕﺮ ﺷﺘﺎﻓﺖ. در ﺳﯿﺰدﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎل ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽاش، ﺟﻨﮓ ﺑﺰرگ ﺳﺮ‬‫ﮔﺮﻓﺖ و ﺳﭙﺎه ادﻏﺎم ﺷﺪه ﭘﺎرس و ﻣﺎد ﺑﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﮐﻮروش و ﻫﺎرﭘﺎگ ﺑﻪ ﻧﺒﺮد ﺑﺎ ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﻟﯿﺪﯾﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ. ﻫﯿﭻ‬ ‫ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﺎه ﻟﯿﺪﯾﻪ در آﻧﺰﻣﺎن ﺑﺴﯿﺎر ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪﺗﺮ از ﺷﺎه ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﻮد.

ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻓﻮق اﻟﻌﺎده‬ ‫ﺗﺠﺎري، ﮔﺬرﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎزرﮔﺎﻧﯽ ﻣﯿﺎن ﺷﻬﺮﻫﺎي ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻧﺸﯿﻦ و ﺑﺎﺑﻞ ﺑﺰرگ و ﻣﺼﺮ ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪ ﺑﻮد. ﺳﺎرد در‬‬آﻧﺰﻣﺎن ﻗﻄﻌﺎ از ﻧﻈﺮ ﺷﮑﻮه و زﯾﺒﺎﯾﯽ و ﺛﺮوت ﺟﺰو ﭼﻨﺪ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺗﺮ ﺟﻬﺎن ﺑﻮد. ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺲ ﮐﻪ اﺧﺘﺮاع و رواج ﺳﮑﻪ‬‫و ﭘﻮل را ﺑﻪ ﻟﯿﺪﯾﻪايﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽدﻫﻨﺪ. ﭘﺲ ﻣﯽﺗﻮان ﺣﺪس زد ﮐﻪ آﻧﻬﺎ ﺳﭙﺎﻫﯽ ﺗﻤﺎمﻋﯿﺎر آﻣﺎده ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ.‬‬‬‬

ﺟﻨﮓ ﮐﻮروش ﺑﺎ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﺧﻄﺮﻧﺎك ﻣﯽﻧﻤﻮد. و اﮔﺮﭼﻪ ﺑﺮﺗﺮي ﻋﺪدي ﺑﺎ ﭘﺎرﺳﯿﺎن و ﻣﺎدﻫﺎ ﺑﻮد، وﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ‫ﻣﯽرﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺮوزي از آن ﻟﯿﺪﯾﻪ (ﮐﻪ ﺳﻮاره ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﺮﺗﺮ داﺷﺖ)ﺑﺎﺷﺪ. در ﺟﻨﮓ ﻧﺨﺴﺖ، ﺑﺎ ﺗﻠﻔﺎﺗﯽ ﻓﺮاوان، ﻫﯿﭻ‬ ‫ﻧﺘﯿﺠﻪاي ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻣﺪ. ﮐﺮوزوس ﺑﻪ ﺳﺎرد ﺑﺎزﮔﺸﺖ و ﺗﺼﻮر ﮐﺮد ﮐﻪ ﮐﻮروش ﻧﯿﺰ ﺑﺮاي ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻗﻮا ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻨﺶ‬ ‫ﺑﺮ ﮔﺸﺘﻪ و ﮐﺮوزوس ﻓﺮﺻﺖ دارد از ﯾﻮﻧﺎن و ﻣﺼﺮ و ﺣﺘﺎ ﺑﺎﺑﻞ ﮐﻤﮏ ﺑﺨﻮاﻫﺪ.

وﻟﯽ ﮐﻮروش وارون اﻧﺘﻈﺎر او ﺑﻪ‬‫ﺳﻮي ﺳﺎرد ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮد. ﮐﺮوزوس ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﯿﺮو ﺑﻪ روﯾﺎروﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ. وﻟﯽ ﻧﺒﻮغ ﺗﺎﮐﺘﯿﮑﯽ ﮐﻮروش و ﻫﺎرﭘﺎگ‬ ‫در ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮي از ﺳﭙﺎه ﺷﺘﺮان در ﺑﺮاﺑﺮ ﺳﻮارهﻧﻈﺎم ﻟﯿﺪﯾﻪ و دﻻوري ﺳﺮﺑﺎزان اﯾﺮان ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺷﮑﺴﺖ‬‬ ﺑﺨﻮرد و ﺑﺪﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎن ﮐﻮروش وارد ﺷﻬﺮ ﺳﺎرد ﺷﺪﻧﺪ.

ﻫﺮودوت ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ ﮐﻮروش ﺧﻄﺎب ﺑﻪ ﮐﺮوزوس‬ ‫ﮔﻔﺖ: »ﭼﻪﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺸﻮرت داد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ وارد ﺟﻨﮓ ﺷﻮي و ﺑﻪ ﻣﺮزﻫﺎي ﻣﻦ ﺗﺠﺎوز ﮐﻨﯽ، ﺣﺎل آﻧﮑﻪ‬ ‫ﻣﯽﺗﻮاﻧﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ دوﺳﺖ ﺷﺪه و از ﯾﺎري ﻣﻦ ﺑﺮﺧﻮردار ﮔﺮدي؟« و ﮐﺮوزوس ﭘﺎﺳﺦ داد ﮐﻪ ﺧﺪاي ﯾﻮﻧﺎﻧﯽﻫﺎ او ‫را ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﮐﺮد.

‫ﺑﻪ راﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ ﮐﺎﻫﻦ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ درﺳﺖ درآﻣﺪه ﺑﻮد. ﭼﺮاﮐﻪ ﮐﺎﻫﻦ ﺑﻪ ﺷﺎه ﻟﯿﺪﯾﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد اﮔﺮ ﺟﻨﮓ‬ ‫ﮐﻨﯽ، دوﻟﺘﯽ ﺑﺰرگ واژﮔﻮن ﻣﯽﺷﻮد و ﺑﺮاﺳﺘﯽ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺪه ﺑﻮد و دوﻟﺖ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺑﺮاي ﻫﻤﯿﺸﻪ از ﺻﺤﻨﻪ روزﮔﺎر ﭘﺎك ﺷﺪ.‬‬ ﮐﻮروش ﮐﺮوزوس ﺷﺎه ﺧﻮدﭘﺴﻨﺪ و ﭘﯿﻤﺎنﺷﮑﻦ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪن ﻫﺰاران ﻧﻔﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد را ﺑﺨﺸﯿﺪ و ‫از زﻧﺪاﻧﯽ ﮐﺮدن ﯾﺎ ﺷﮑﻨﺠﻪ او ﻫﻢ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﯿﺪ. ‬

‫از اﯾﻦ زﻣﺎن ﺑﻮد ﮐﻪ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﺑﺎ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﻟﯿﺪﯾﻪ در 15 ﻧﻮاﻣﺒﺮ ﺳﺎل 546 ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﻣﭙﺮاﺗﻮري ﺧﻮد را در ﺟﻬﺎن ‫راهاﻧﺪازي ﮐﺮدﻧﺪ. اﻣﭙﺮاﺗﻮري ﮐﻪ از رود ﺳﻨﺪ و ﺳﯿﺤﻮن در ﺷﺮق ﺗﺎ ﻣﺮز آﺳﯿﺎ و اروﭘﺎ و درﯾﺎي ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ در ﻏﺮب و از اﻗﯿﺎﻧﻮس ﺳﺪوﯾﺲ (۳)در ﺟﻨﻮب ﺗﺎ ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﻗﻔﻘﺎز در ﺷﻤﺎل ﮔﺴﺘﺮش ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد.‬‬


--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...

۱ . ﻫﺮودوت : ﮐﺘﺎب ﯾﮑﻢ‬‬‬‬
۲ . ﺳﺎردﯾﺲ ﯾﺎ اﺳﭙﺎرد ﮐﻪ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ اﺳﭙﺎرت ﯾﻮﻧﺎن ﻧﺪارد.‬
۳ . Sadvis‬اﻗﯿﺎﻧﻮس ﻫﻨﺪ ‬‬

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#48 | Posted: 28 Feb 2014 18:26
‫ﺗﺤﻠﯿﻞ رﻓﺘﺎر ﮐﻮروش ﭘﺲ از ﻓﺘﺢ ﮐﺸﻮرﻫﺎ‬‬‬‬


‫ﻧﺒﺎﯾﺪ دﻟﯿﻞ ﮐﺮدار ﮐﻮروش ﭘﺲ از ﻓﺘﺢ ﮐﺸﻮرﻫﺎ را »ﺳﯿﺎﺳﺖ درﺳﺖ ﺑﺮاي ﻧﮕﻬﺪاري ﻗﺪرت« داﻧﺴﺖ. اﮔﺮ‬ ‫ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯿﻢ، ﭘﺲ ﭼﺮا ﺑﺰرﮔﺎﻧﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﺷﻮرﺑﺎﻧﯿﭙﺎل و ﻧﺒﻮﭘﻮﻻﺳﺮ و ﻧﺒﻮﮐﺪﻧﺼﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﮑﺮدﻧﺪ؟ اﯾﻨﻬﺎ را‬ ‫ﺑﺪﯾﻦ دﻟﯿﻞ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻣﯽآورم ﭼﻮن ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ دوره ﮐﻮروش ﺑﻮدﻧﺪ و ﮐﻮروش از ﮐﺎرﻫﺎ و ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ آﻧﺎن ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ‬ ‫آﮔﺎه ﺑﻮد.

اﯾﻨﺎن ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮي از ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ و ﮐﻔﺎﯾﺖ و ﻧﺒﻮغ ﻧﻈﺎﻣﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﻫﻮﺷﻤﻨﺪي‬ ‫ﺧﺎرق اﻟﻌﺎده ﺧﻮد ﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ دﺷﻤﻨﺎن را از ﭘﺎي درآورده و ﺑﻪ اﻣﭙﺮاﺗﻮري ﺑﺮﺳﻨﺪ و اﺗﻔﺎﻗﺎ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎن ﻋﻤﺮ ﺷﮑﺴﺘﯽ‬ ‫ﻧﺪﯾﺪﻧﺪ و ﻫﻤﻮاره ﭘﯿﺮوز و ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ ﺑﻮدﻧﺪ. اﺗﻔﺎﻗﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ و آﮔﺎﻫﯽﻫﺎي اﯾﻨﺎن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ در ﻧﯿﻨﻮا و ﺑﺎﺑﻞ ﮐﻪ‬‬ ﺳﺪهﻫﺎ ﻣﺮﮐﺰ ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ ﺟﻬﺎن ﺑﻮد، از ﮐﻮروش ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻮد. وﻟﯽ آﻧﺎن دﺷﻤﻨﺎن را ﺑﻪ ﻓﺠﯿﻊﺗﺮﯾﻦ وﺿﻊ ﻣﻤﮑﻦ،‬ ‫ﮐﺸﺘﻪ و ﺑﻪ زن و ﮐﻮدك و ﻣﺮدم ﺑﯽﮔﻨﺎه ﻫﻢ رﺣﻢ ﻧﻤﯽﮐﺮدﻧﺪ. ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮاﻧﺪﯾﻢ ﮐﻪ آﺷﻮرﺑﺎﻧﯿﭙﺎل ﺑﺎ ﺷﻮش ﭼﻪ ﮐﺮد.‬‬‬‬

‫رﻓﺘﺎر ﻧﺒﻮﭘﻮﻻﺳﺮ ﺑﺎ ﻧﯿﻨﻮا را دﯾﺪﯾﻢ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﮐﺪﻧﺼﺮ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﯾﻬﻮدﯾﺎن آورد.‬‬ اﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ دو ﻓﺮﺟﺎم ﻣﯽرﺳﯿﻢ. ﻧﺨﺴﺖ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﯿﻢ ﮐﺮدارﻫﺎي ﺑﯽﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﻮروش را »ﺳﯿﺎﺳﺖ«‬ ‫ﺑﻨﺎﻣﯿﻢ، ﭼﺮاﮐﻪ ﮐﻮروش اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ را در ﻫﯿﭻ ﮐﺘﺎب و ﺳﺮﮔﺬﺷﺘﯽ ﻧﺨﻮاﻧﺪه و از ﻫﯿﭻ ﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﻧﯿﺎﻣﻮﺧﺘﻪ ﺑﻮد‬‬ﮐﻪ ﺑﺨﻮاﻫﺪ آﻧﺮا اﻧﺠﺎم دﻫﺪ. ﭘﺲ اﻧﺠﺎم اﯾﻨﮑﺎر ﻧﻮ و ﻧﺎآزﻣﻮده اﺗﻔﺎﻗﺎ ﻧﻮﻋﯽ ﺑﯽﺳﯿﺎﺳﺘﯽ ﺑﻮد.

دوم اﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮروش ﻧﻪ‬‫ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻠﺘﺶ ﺑﯽﺗﻔﺎوت اﺳﺖ و ﻧﻪ ﯾﮏ ﻧﮋادﭘﺮﺳﺖ ﺧﺸﻦ. ﮐﻮروش ﺑﺎ ادﻏﺎم ارﺗﺶ ﭘﺎرﺳﯽ و ارﺗﺶ ﻣﺎدي و‬‫ﺑﺨﺸﺒﻨﺪي ﭘﺴﺖﻫﺎ و ﻣﻘﺎمﻫﺎ ﻣﯿﺎن ﺑﺰرﮔﺎن ﭘﺎرﺳﯽ و ﻣﺎدي ﭘﺎﺳﺦ ﻫﻢﺧﻮن ﺑﻮدﻧﺶ را ﺑﻪ آﻧﻬﺎ داد. اﻓﺘﺨﺎري ﮐﻪ ﺑﻪ‬‬ دﯾﮕﺮان داده ﻧﺸﺪ. و ﻫﻤﯿﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮد ﮔﺮوﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ، ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن اﺗﺤﺎدﯾﻪ ﭘﺎرﺳﯿﺎن و ‫ ‫ﻣﺎدﻫﺎ ﺑﻮد. ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻋﻔﻮ ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ ﭘﺲ از ﻓﺘﺢ ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﺑﺨﺸﺶ دﺷﻤﻨﺎن زﻣﯿﻦﺧﻮرده و ﺣﺘﺎ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ‬ ‫ﺑﺎزﺳﺎزي ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻓﺘﺢ ﺷﺪه و از ﻫﻤﻪ اﯾﻨﻬﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﻧﻔﯽ ﺳﯿﺎﺳﺖ »ﻫﺪف وﺳﯿﻠﻪ را ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ« در ﺟﻨﮓ ‫ﺳﯿﺎﺳﺖ ﮐﻠﯽ ﮐﻮروش ﺑﻮد و درﺑﺎره دﯾﮕﺮ اﻗﻮام ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺖ.‬‬‬‬
‫ﮐﺮدار اﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻮروش ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮ اﺛﺮ »ﺧﻮي ﺑﺸﺮدوﺳﺘﺎﻧﻪاش« ﺑﻮد ﺗﺎ »ﺳﯿﺎﺳﺘﯽ ﺑﺮاي ﻧﮕﻬﺪاري ﻗﺪرت«. وﻟﯽ ‫ﻫﯿﭻ اﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪارد ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ اﯾﻦ ﮐﺎر ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ »ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﯿﺮ دو ﻧﺸﺎن زدن« ﺑﻮد. ﺑﺮ اﺛﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﻮي ﺑﺸﺮدوﺳﺘﺎﻧﻪ‬ ‫ﮐﻮروش، ﭘﺲ از ﻓﺘﺢ ﮐﺸﻮرﻫﺎ، ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ ارﺗﺶ ﺑﺰرگ، ﺑﺎ ﺳﺮاداراﻧﯽ ﮐﺎرﮐﺸﺘﻪ و وﻓﺎدار و‬‫ﺳﺮﺑﺎزاﻧﯽ از ﺟﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﻓﺪاﮐﺎر ﮔﺸﺘﻨﺪ. ﻣﺴﺌﻠﻪ دﯾﮕﺮ ﺣﻔﻆ ﺳﯿﺴﺘﻢ دوﻟﺘﯽ و ﻧﻈﺎم ﺑﻮروﮐﺮاﺗﯿﮏ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ‬‫ﻣﯽﺷﺪ ﭘﻨﺪار ﮐﻮروش از اﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻼ آﺳﻮده ﮔﺮدد و ﻫﻤﻪ ﺣﻮاس ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺳﻮي ﻣﺮزﻫﺎي ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ‬‫ﮐﻨﺪ.

از اﯾﻦ رو اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮروش در دوران ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽاش اﺳﺎﺳﺎ ﻣﺸﮑﻼت دروﻧﯽ ﻧﺪاﺷﺖ. و از ﻫﻤﯿﻦ روﺳﺖ ﮐﻪ‬‫ﻧﯿﮑﻮﻟﻮ ﻣﺎﮐﯿﺎوﻟﯽ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ﺑﯽﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ در ﮐﺘﺎب ﺧﻮﯾﺶ »ﺷﻬﺮﯾﺎر« ﮐﻪ ﻣﺎﻧﯿﻔﺴﺘﯽ ﺑﺮاي ﺣﺎﮐﻤﺎن و‬ ‫ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪاران ﺑﻮد، از ﮐﻮروش ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪاي ﻧﯿﮏ و ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﯾﺎد ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻢ اﻧﺴﺎندوﺳﺖ ﺑﻮد و ﻫﻢ‬ ‫ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪاري ﺧﻮﺷﻨﺎم و ﭘﯿﺮوز.‬‬‬‬

‫ﮐﻮروش ﺣﻠﻘﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ را ﭘﺎره ﮐﺮد. ﺧﺎص ﺑﻮدن ﮐﻮروش ﺣﺘﺎ در ﻣﯿﺎن اﯾﺮاﻧﯿﺎن، زﻣﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ‫ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺪاﻧﯿﻢ ﻫﻮﺧﺸﺘﺮه ﺷﺎه ﺑﺰرگ و ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻣﺎد ﮐﻪ ﺑﺮاي ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺎر آرﯾﺎﯾﯽﻫﺎ را زﯾﺮ ﯾﮏ ﭼﺘﺮ درآورد،‬‫ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ از ﻧﻈﺮ ﻧﮋاد و ﻓﺮﻫﻨﮓ و زﺑﺎن و دﯾﻦ ﺑﺎ ﮐﻮروش ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﻮد، وﻟﯽ در ﺟﻨﮓ ﺑﺎ دﺷﻤﻨﺎن ﺑﻪ ﻫﯿﭻ اﺧﻼﻗﯽ‬ ‫ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﻧﺒﻮد.

ﺑﺮاي ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻫﺮودوت، او ﻫﻤﻪ رﻫﺒﺮان و ﺑﺰرﮔﺎن ﺳﮑﺎﻫﺎي ﻫﻢﻧﮋاد آرﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺪرت زﯾﺎدي‬ داﺷﺘﻨﺪ و ﻣﺎدﻫﺎ ﺗﻮان ﭘﯿﺮوز ﺷﺪن ﺑﺮ آﻧﺎن را ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ، را ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺷﺎﻫﺎﻧﻪ دﻋﻮت ﮐﺮده و ﭘﺲ از ﻧﻮﺷﺎﻧﺪن‬ ‫ﻣﻘﺪار ﺑﺴﻨﺪه ﺷﺮاب، ﻫﻤﻪ آﻧﻬﺎ را ﯾﮑﺠﺎ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ رﺳﺎﻧﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻮم آﻧﺎن ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮده و ﺑﻪ ﻓﺠﯿﻌﺘﺮﯾﻦ وﺿﻊ ﻣﻤﮑﻦ‬‬ ‫آﻧﻬﺎ را ﮐﺸﺘﺎر ﻧﻤﻮد. در ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺎن ﺳﮑﺎﻫﺎ و ﻣﺎدﻫﺎ ﭘﯿﻤﺎن دوﺳﺘﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد.‬‬‬‬

‫در اداﻣﻪ ﺑﺮرﺳﯽ روﻧﺪ ﺗﺎرﯾﺦ ﺧﻮاﻫﯿﻢ دﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﺷﺎﻫﺎن اﯾﺮاﻧﯽ ﻧﯿﺰ اﮔﺮﭼﻪ ﺣﺘﺎ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ‬ ‫ﻫﻤﺴﻨﺠﯽ ﺑﺎ ﺳﻼﻃﯿﻦ ﺟﺒﺎر دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، وﻟﯽ ﻫﯿﭽﮑﺪام را ﺑﺎ ﮐﻮروش ﻧﯿﺰ ﻧﻤﯽﺗﻮان ﻫﻤﺴﻨﺠﯽ ﮐﺮد. و اﯾﻦ‬ ‫ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻮروش اﺳﺖ ﮐﻪ از او ﺑﻪ ﺷﮑﻞ »اﻧﺴﺎن ﮐﺎﻣﻞ« و »ﻧﻤﺎدي از اﻧﺴﺎﻧﯿﺖ« در ﻫﻤﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ ﯾﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ.‬‬‬‬


هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#49 | Posted: 14 Mar 2014 10:38 | Edited By: anything
ﻓﺘــﺢ اﯾــﻮﻧﯽ‬‬




‫ﭘﯿﺶ از ﺟﻨﮓ ﮐﻮروش ﺑﺎ ﮐﺮوزوس ﺷﺎه ﻟﯿﺪﯾﻪ، او ﺑﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎدن ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﻣﺮدم اﯾﻮﻧﯽ، از آﻧﻬﺎ ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ‬‫رﺳﻤﺎ ﺑﻪ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻧﺪ و ﯾﺎ دﺳﺖ ﮐﻢ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﻌﻨﻮي از اﯾﺮان ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐﻨﻨﺪ. او ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ اﻋلام ‫ﻣﯽﮐﺮد ﮐﻪ ﭘﯿﻤﺎن ﻣﻌﻨﻮي ﺑﺎ اﯾﺮان را ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬

‫در اﯾﻦ ﺻﻮرت ﮐﻮروش ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺎدﺷﺎه آن ‫ﮐﺸﻮرﻫﺎ را ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽداد، ﺑﻠﮑﻪ اﺻﻼ وارد آن ‫ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺷﺪ و ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ وارد‫ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﻣﯽﮔﺸﺖ. ﮐﻮروش ﺗﻼش ﮐﺮد ﻫﻤﯿﻦ ‫ﺳﯿﺎﺳﺖ را در ﻗﺒﺎل اﯾﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﯿﺮد، ﺗﺎ از‬‬ ‫ﻫﻤﻪ ﺳﻮ ﺷﺎه ﺳﺘﻤﮑﺎر ﻟﯿﺪﯾﻪ ﻣﺤﺎﺻﺮه ﺷﻮد. وﻟﯽ ‫ﺑﻪ دﻻﯾﻠﯽ اﯾﻮﻧﯽﻫﺎ درﺧﻮاﺳﺖ او را رد ﮐﺮدﻧﺪ ‫و ﺣﺘﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻟﯿﺪﯾﻪ ‫ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬




اﯾﻮﻧﯽ ﺳﺮزﻣﯿﻨﯽ ﺑﻮد در دورﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ آﺳﯿﺎ و در ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﯽ اروﭘﺎ. اﯾﻦ ﺳﺮزﻣﯿﻦ در ﻫﺰارهﻫﺎي ﭘﯿﺸﯿﻦ‬ ‫آرﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮد وﻟﯽ ﺑﺎ ﯾﻮرش اروﭘﺎﯾﯽﻫﺎ، ﺑﻪ ﺗﺴﺨﯿﺮ آﻧﻬﺎ درآﻣﺪه ﺑﻮد. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮي ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﭼﻨﯿﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ‬‫ﮐﺸﻮر و ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ راه اﻧﺪازي ﻧﻤﯽﮐﺮدﻧﺪ. ﺑﻠﮑﻪ ﭼﯿﺰي ﻣﯽﺳﺎﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ آن دوﻟﺖ- ﺷﻬﺮ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬

‫ﺳﺮﺷﻨﺎسﺗﺮﯾﻦ و ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ دوﻟﺖ- ﺷﻬﺮﻫﺎي ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن اروﭘﺎ آﺗﻦ و اﺳﭙﺎرت ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻬﺮ ﻧﺨﺴﺖ ﺑﺮاي‬ داﻧﺸﻤﻨﺪان و ﻓﯿﻠﺴﻮﻓﺎﻧﺶ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻫﻨﺮش و دوﻣﯽ ﺑﺮاي ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت و ﺟﻨﮕﺎورياش ﺳﺮﺷﻨﺎس ﺑﻮد. ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﻋﺚ‬ ‫ﯾﮏ رﻗﺎﺑﺖ ﺷﺪﯾﺪ ﻣﯿﺎن اﯾﻦ دو ﺷﻬﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽﺷﺪ ﮐﻪ در آﯾﻨﺪه ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﺷﻮد. در ﺳﺮزﻣﯿﻦ اﯾﻮﻧﯽ در آﺳﯿﺎ‬‫ﻧﯿﺰ دوﻟﺖ – ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻣﻌﺮوﻓﯽ ﭼﻮن میلِت و اِفِسوس وﺟﻮد داﺷﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ روي ﻣﺮدم اﯾﻮﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﮏ‬‬ ‫ﺑﺮادران اروﭘﺎﯾﯽ ﺧﻮد، ﺗﺮﺟﯿﺢ دادﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﻮي ﻟﯿﺪﯾﻪ را ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫ﭘﺲ از ﭘﺎﯾﺎن ﮐﺎر ﻟﯿﺪﯾﻪ، ﻓﺮﺻﺖ ﺗﺼﻔﯿﻪ ﺣﺴﺎب ﺑﺎ اﯾﻮﻧﯽﻫﺎ ﻓﺮا رﺳﯿﺪ. ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه آﻣﺎده ﻋﺰﯾﻤﺖ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎي‬ ‫اﯾﻮﻧﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن ﺷﻬﺮﻫﺎي اﯾﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺣﻀﻮر او در ﺳﺎرد رﺳﯿﺪه و ﭘﯿﻐﺎم دادﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ‬ ﮐﻮروش در ﻟﯿﺪﯾﻪ را ﺑﻪ رﺳﻤﯿﺖ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ و در ﻋﻮض ﻗﺮاردادﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد ﻣﯿﺎن اﯾﻮﻧﯽ و ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﺘﺮم ‫ﺷﻤﺎرده ﺷﻮد. ﮐﻮروش در اﯾﻨﺠﺎ ﺷﻤﻪاي از ﻫﻮش و دراﯾﺖ ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن داد و ﮔﻔﺖ:‬‬‬‬‬‬‬‬

‫»ﯾﮏ ﺑﺎر نِی زَﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺮاﻧﻪ درﯾﺎ ﻧﺰدﯾﮏ ﺷﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ آﯾﻨﻪ ﺷﺮوع ﺑﻪ ﻧﯽ زدن ﮐﻨﻢ ﻣﺎﻫﯿﺎن‬ ‫درﯾﺎ ﺑﻪ رﻗﺺ درآﯾﻨﺪ. وﻟﯽ ﭼﻨﺪان ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺖ و ﺑﻪ ﻧﯽ زدن ﭘﺮداﺧﺖ، اﺛﺮي از رﻗﺺ ﻧﺪﯾﺪ. ﭘﺲ آﻧﮕﺎه ﮐﻪ ﻧﺎاﻣﯿﺪ ﺷﺪ، ﺗﻮري ﺑﺮداﺷﺖ و ﺑﻪ درﯾﺎ اﻧﺪاﺧﺖ و ﻣﺎﻫﯿﺎن ﺑﯽ ﺧﯿﺎل را در دام ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺖ. در اﯾﻦ زﻣﺎن ﻣﺎﻫﯿﺎن درون ﺗﻮر‬‫ﺑﻪ ﺟﺴﺖ و ﺧﯿﺰ ﻣﺸﻐﻮل ﺷﺪﻧﺪ. ﻧﯽ زن ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺧﻄﺎب ﮐﺮد ﮐﻪ اﯾﻨﮏ ﮐﺎري ﺑﯿﻬﻮده ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ، ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺑﺎﯾﺴﺖ آﻧﮕﺎه ‫ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻧﯽ زدن ﭘﺮداﺧﺘﻢ، ﻣﯽرﻗﺼﯿﺪﯾﺪ«‬‬(۱)‬‬‬‬‬‬‬

‫ﭘﯿﺶ از اﯾﻦ روﺷﻦ ﺷﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ اﯾﺮان ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺳﻮد ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻫﻤﺒﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﻮد اﯾﺮان.‬ﻗﻮاﻧﯿﻦ درون ﻣﺮزي ﯾﺎ ﺑﯽﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺮﺟﺎي ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ و ﯾﺎ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ. و اﻣﻨﯿﺖ ارﺗﻘﺎ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ. ﮐﺸﻮري ﮐﻪ ﺑﻪ زﯾﺮ‬ ﭘﺮﭼﻢ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﻣﯽرﻓﺖ، ﻫﺮﮔﺰ دﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮاي اﺣﺴﺎس ﻧﺎاﻣﻨﯽ ﻧﺪاﺷﺖ و ﺑﺎ آراﻣﺶ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ و آﺑﺎداﻧﯽ‬ ‫ﻣﯽﭘﺮداﺧﺖ. ﺷﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻟﯿﺪﯾﻪ، اﯾﻮﻧﯿﺎن، اﯾﺮاﻧﯿﺎن را ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ. و از اﯾﻦ رو ﺑﻪ درﺧﻮاﺳﺖ‬ ‫ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ اﯾﺮان ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻨﻔﯽ دادﻧﺪ. ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﺤﻮه رﻓﺘﺎر ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه ﮐﻮروش ﺑﺎ ﺷﺎه و ﻣﺮدم ﻟﯿﺪﯾﻪ، آوازه او را در‬ ‫اﯾﻮﻧﯽ ﭘﺮاﮐﻨﺪ.

ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺧﯽ از ﺷﻬﺮﻫﺎي اﯾﻮﻧﯽ از ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ آﻧﻬﺎ میلِت ﺑﺎ ﺷﺘﺎب، ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ‬ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ اﯾﺮان را ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ. وﻟﯽ ﺑﺮﺧﯽ ﺷﻬﺮﻫﺎي اﯾﻮﻧﯽ ﯾﺎ ﮔﻮل ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن را ﺧﻮرده و ﯾﺎ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ آﻧﻬﺎ ﻣﺠﺒﻮر‬‬ شده ﺑﻮدﻧﺪ ﺗﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه ﺑﺎﯾﺴﺘﻨﺪ. در اﯾﻦ ﻣﯿﺎن دوﻟﺖ اﺳﭙﺎرت ﯾﻮﻧﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ را داﺷﺖ.

اﺳﭙﺎرت از‬‬ﯾﮏ ﺳﻮ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ و ﺗﻄﻤﯿﻊ ﺗﻼش داﺷﺖ ﺗﺎ اﯾﻮﻧﯽ را زﯾﺮ ﭼﺘﺮ ﺧﻮد ﺑﮕﯿﺮد و از ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎدن‬‫ﺗﻬﺪﯾﺪﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﺗﻼش ﮐﺮد ﺗﺎ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه را از دﺳﺖاﻧﺪازي ﺑﻪ اﯾﻮﻧﯽ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ. در اﯾﻨﺠﺎ ﻧﻘﻞ ﻗﻮل دﯾﮕﺮي از ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه‬‫ دارﯾﻢ ﮐﻪ اوج ﭘﺨﺘﮕﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ و دراﯾﺖ و ﺷﺠﺎﻋﺖ و ﺷﻬﺎﻣﺘﺶ در آن ﻫﻨﮕﺎم را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. او ﺧﻄﺎب ﺑﻪ‬ ‫ﺳﻔﯿﺮان ﯾﻮﻧﺎن ﮔﻔﺖ:‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫»ﻣﻦ از ﻣﺮدﻣﯽ ﮐﻪ در ﻣﯿﺪانﻫﺎ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﯿﺪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ دروغ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﺑﯿﻤﯽ‬ ‫ﻧﺪاﺷﺘﻪام و اﮔﺮ زﻧﺪه ﻣﺎﻧﺪم، ﭼﻨﺎن ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺟﺎي ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ از اﯾﻮﻧﯽﻫﺎ، از ﺑﺪﺑﺨﺘﯽﻫﺎي ﺧﻮدﺗﺎن ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ«‬‬‬‬‬‬‬

‫ﮐﻮروش دو ﻧﮑﺘﻪ را در اﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺧﻮد ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ. ﻧﺨﺴﺖ اﯾﻨﮑﻪ آن وﺟﻪ از ﺗﻤﺎﯾﺰ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽﻫﺎ(۲)ﮐﻪ‬‬ ‫ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﺪ آﻧﻬﺎ ﺑﺪان ﻓﺨﺮ ﻓﺮوﺧﺘﻪ و دﯾﮕﺮان را ﺗﺤﻘﯿﺮ ﮐﻨﻨﺪ، را ﺳﺒﺐ ﺗﺤﻘﯿﺮ و ﮐﻮﭼﮏﺷﻤﺎري ﺧﻮدﺷﺎن ﮐﺮده‬ ‫و در ﻋﻮض ﺧﺼﻠﺖ راﺳﺘﮕﻮﯾﯽ و درﺳﺖ ﮐﺮداري ﭘﺎرﺳﯿﺎن را ﺑﻪ رﺧﺸﺎن ﮐﺸﯿﺪ. دوم اﯾﻨﮑﻪ دوران اﺳﺘﻌﻤﺎر‬ ‫ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﺑﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎي آﺳﯿﺎي ﺧُﺮد را ﭘﺎﯾﺎن ﯾﺎﻓﺘﻪ اﻋﻼم ﮐﺮده و ﭘﺎﻓﺸﺎري ﮐﺮد ﮐﻪ ﭘﺲ از اﯾﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ اﯾﻮﻧﯽﻫﺎ ﺑﻪ‬ ‫ﺷﻤﺎ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﭘﯿﺪا ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮐﺮد و ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﯿﺎﻧﺪﯾﺸﯿﺪ.‬‬‬

اﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﭼﻨﺎن ﻣﻮﺛﺮ اﻓﺘﺎد ﮐﻪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﮐﺎر ﻣﻬﻤﯽ اﻧﺠﺎم ﻧﺪادﻧﺪ و ﺳﭙﺎه ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻫﺎرﭘﺎگ در ‫ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻮﺗﺎه ﭘﺮﭼﻢ ﺧﻮد را در ﺷﻬﺮﻫﺎي دوازدهﮔﺎﻧﻪ اﯾﻮﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺮاﻓﺮاﺷﺘﻪ ﮐﺮد. در اﯾﻦ زﻣﺎن ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﺳﺎﮐﻦ در‬‫ﺟﺰاﯾﺮ ﻣﯿﺎن آﺳﯿﺎ و اروﭘﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ ﮐﻮروش اﻋﻼم وﻓﺎداري ﮐﺮدﻧﺪ. ﺳﭙﺲ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ ﮐﺎرﯾﻪ(۳) و ﻟﻮﮐﯿﻪ در ﺟﻨﻮب‬ ‫ﻟﯿﺪﯾﻪ در ﮐﺮاﻧﻪ ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ رﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎن در ﻫﻤﻪ اﯾﻦ ﻣﺪت از آن ﻏﺎﻓﻞ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﻮدﻧﺪ و آﺧﺮﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ در ‫آﺳﯿﺎي ﺧُﺮد ﺑﻮد ﮐﻪ ﻫﻨﻮز ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﻮد.

در ﺟﻨﮓ ﻫﺎرﭘﺎگ ﺑﺎ اﯾﻦ ﻣﺮدم، ﺑﺴﯿﺎري از ﺳﭙﺎﻫﯿﺎن اﯾﺮان را ﻣﺮدﻣﺎن ‫اﯾﻮﻧﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدادﻧﺪ. »ﮐﺎرﯾﻪ« ﭼﻮن ﺗﻮان ﻣﺒﺎرزه را در ﺧﻮد ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪون ﺟﻨﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ. وﻟﯽ ﻟﻮﮐﯿﻪايﻫﺎ ﺑﻪ‬ ‫ﺟﻨﮓ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺷﮑﺴﺘﯽ ﺳﺨﺖ ﺧﻮردﻧﺪ و آﻧﻄﻮر ﮐﻪ ﻫﺮودوت اﻓﺴﺎﻧﻪاش را ﺷﺮح ﻣﯽدﻫﺪ، ﭘﯿﺶ از اﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﻪ‬ ‫ﻣﺮدان ﺷﻬﺮ »ﮐﺴﺎﻧﺘﻮس« در ﻣﯿﺪان ﺟﻨﮓ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ زن و ﻓﺮزﻧﺪ و اﻣﻮال ﺧﻮد را در ﺷﻬﺮ ﺑﻪ دﺳﺖ ﺧﻮد ‫ﺳﻮزاﻧﺪه و ﻧﺎﺑﻮد ﮐﺮدﻧﺪ و ﻫﺮودوت ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻨﺎن اﻣﺮوزﯾﻦ اﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ جز ۸۰ خانوار ‬‬که زمان جنگ در آنجا نبودند.




--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...


۱ . ﻫﺮودوت:ﮐﺘﺎب ﯾﮑﻢ.
۲ . ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﺨﻨﻮري در ﺟﻤﻊ ﺗﻤﺎﺷﺎﭼﯿﺎن و ﻧﻤﺎﯾﺶﻫﺎي ﻫﻨﺮي‬‬‬‬‬‬.
۳ . ﮐﺎرﯾﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺎﻟﯿﮑﺎرﻧﺎﺳﻮس ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻬﺮ ﻫﺮودوت در آﻧﺠﺎ واﻗﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ.

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#50 | Posted: 10 Apr 2014 15:59
‫‬ ‫ﺗﻼش ﺑﺮاي ﻣﺘﻤﺪن ﮐﺮدن اﻗﻮام وﺣﺸﯽ‬‬‬‬‬‬‬


‫ﭘﺲ از ﻓﺘﺢ ﺳﺎرد، ﮐﻮروش ﺑﻪ ﻣﺪت 5 ﺳﺎل ﺑﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﺮدن ﻣﺮزﻫﺎي ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺧﻮد ﭘﺮداﺧﺖ. از ﻫﻤﺎن اﺑﺘﺪا‬ ‫آﺷﮑﺎر ﺑﻮد ﮐﻪ وارون آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ، ﻣﺸﮑﻞ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه اﯾﺮان، ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺑﺰرگ و ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪ و ﺷﻬﺮﻫﺎي‬ ‫ﻣﺘﻤﺪن و ﻣﻐﺮور رﻗﯿﺐ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ دﯾﺪﯾﻢ ﻣﺎد و ﻟﯿﺪﯾﻪ و اﯾﻮﻧﯽ ﺑﻪ آﺳﺎﻧﯽ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺸﮑﻞ، اﻗﻮام ‫وﺣﺸﯽ و ﺑﺮﺑﺮ ﺑﻮدﻧﺪ. ﺟﻨﮓ ﮐﻮروش ﺑﺎ اﯾﻦ اﻗﻮام ﻫﯿﭻ دﺳﺘﺎوردي ﻧﺪاﺷﺖ و او اﯾﻦ را ﻣﯽداﻧﺴﺖ.

آﻧﻬﺎ ﻧﻪ‫ ﻣﺮدﻣﺎﻧﯽ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺎر و ﮐﺸﺎورزي داﺷﺘﻪ و ﻗﺎدر ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻣﺎﻟﯿﺎت ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻧﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺗﻤﺪﻧﯽ داﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ‬ ‫ﺳﻮد اﻣﭙﺮاﺗﻮري ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﺼﺮف ﻣﺎد، ﭘﺎرﺳﯿﺎن را داراي ﯾﮏ ارﺗﺶ ﮐﻼﺳﯿﮏ و ﻣﻨﻈﻢ و درﺑﺎر و دﯾﻮان ﮐﺮد و‬‫ﺗﺼﺮف ﻟﯿﺪﯾﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺗﺎ در آﯾﻨﺪه ﭘﺎرﺳﯿﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺳﮑﻪ ﺿﺮب ﮐﺮده و ﺗﺠﺎرت را روﻧﻖ ﺑﺨﺸﻨﺪ. ﺗﺴﺨﯿﺮ ‫اﯾﻮﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻌﺎﻣﻼت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن آﺳﯿﺎﯾﯽ (اﯾﻮﻧﯽﻫﺎ) ﺑﺎ دﯾﮕﺮان ﮔﺸﺖ و ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺒﺐ ﯾﮏ رﺷﺪ‬ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮ در ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺧﻪﻫﺎي داﻧﺶ و ﻫﻨﺮ و ادب ﮔﺮدﯾﺪ.


وﻟﯽ ﺷﮑﺴﺖ دادن ﻏﺎرﺗﮕﺮان ﻗﻔﻘﺎزي و وﺣﺸﯽﻫﺎي‬ ‫آﺳﯿﺎيﻣﯿﺎﻧﻪ ﭼﻪ دﺳﺘﺎوردي ﻣﯽﺗﻮاﻧﺴﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟

ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻫﺪف ﮐﻮروش از ﺟﻨﮓ ﻧﻔﺲﮔﯿﺮ ﺑﺎ اﻗﻮام ﺑﺮﺑﺮ ‫ﺷﻤﺎﻟﯽ، ﺣﻔﻆ اﻣﻨﯿﺖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻣﺮزﻧﺸﯿﻦ ﮐﺸﻮر ﺑﻮد. ﭘﯿﺶ از اﯾﻦ، ﻣﺮدم ﺑﻪ وﯾﮋه در ﺷﻤﺎل ﺷﺮق، ﺷﺒﺎﻧﻪ روز ‫ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺣﻤﻠﻪ اﻗﻮام ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻏﺎرﺗﮕﺮ ﺑﻮدﻧﺪ. ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه اﻣﻨﯿﺖ ﻣﺮدم را ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺷﺪه ﺑﻮد و اﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﺪ ﮐﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ‬ ‫روز در راه آن ﺗﻼش ﮐﻨﺪ.

ﻫﺪف دﯾﮕﺮ ﮐﻮروش ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺧﻮد اﻗﻮام وﺣﺸﯽ و ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﮕﺮد ﺑﻮد. ﮐﻮروش ﭘﺲ از‬ ‫ﺷﮑﺴﺖ دادن آﻧﻬﺎ، ﺗﻼش ﻣﯽﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﻠﺢ و دوﺳﺘﯽ دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺘﻤﺪن ﺷﻮﻧﺪ. در‬ ﺗﺎرﯾﺦ دارﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از اﻗﻮام وﺣﺸﯽ دﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ از ﺷﻬﺮﻫﺎي اﯾﺮان زد و ﮐﻮروش ﺑﻪ آﺳﺎﻧﯽ آﻧﻬﺎ را ‫ﺷﮑﺴﺖ داده و اﺳﯿﺮﺷﺎن ﮐﺮد. ﺳﭙﺲ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﮔﻔﺖ: »ﭼﺮا ﻣﯽﺟﻨﮕﯿﺪ؟ آﯾﺎ ﻧﻤﯽداﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺮوزي از آن ﺷﻤﺎ‬ ‫ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد؟ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ را آزاد ﻣﯽﮐﻨﻢ. ﺑﺮوﯾﺪ و ﯾﺎ دﯾﮕﺮ ﻧﺠﻨﮕﯿﺪ و ﯾﺎ اﮔﺮ ﺧﻮاﺳﺘﯿﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ ﻣﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﯿﺪ، ﺑﺎ‬ ‫ﺧﻮد ﺳﻼح و اﺑﺰارآﻻت ﺟﻨﮕﯽ ﺑﯿﺎورﯾﺪ ﮐﻪ اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺣﻘﯿﺮ ﻧﮕﺮدﯾﺪ«.

آﻧﻬﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺎرهاي ﺟﺰ ﺟﻨﮓ ﻧﺪارﻧﺪ و‬ ‫ﺑﺮاي زﻧﺪه ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎﯾﺪ دﯾﮕﺮان را ﻏﺎرت ﮐﻨﻨﺪ، ﭼﻮن ﮐﺎر دﯾﮕﺮي را ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ. ﮐﻮروش درﺑﺎره ﮐﺸﺎورزي‬ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ و آﻧﻬﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ زﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ آن ﺑﺎﺷﺪ را ﻧﺪارﻧﺪ. ﭘﺲ ﮐﻮروش ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻗﻮل داد ﮐﻪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ‬‬ زﻣﯿﻦ ﺑﺪﻫﺪ و ﺳﭙﺲ آﻧﻬﺎ را آزاد ﮐﺮد. ﭘﺲ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه ﻧﺎﻣﻪاي ﺑﻪ ﺷﺎه ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻧﻮﺷﺖ و از او ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﺰان‬ ‫ﺑﺴﻨﺪه ﺑﻪ اﯾﻦ ﻗﻮم زﻣﯿﻦ ﺑﺪﻫﺪ و در ﻋﻮض از آﻧﻬﺎ ﻣﺎﻟﯿﺎت ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮد. ﺷﺎه ارﻣﻨﺴﺘﺎن ﻫﻢ اﯾﻦ ﺧﻮاﺳﺘﻪ را ‫داد. ﭼﺮاﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﺎﻟﯿﺎت ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺳﻮد او ﺑﻮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫ﮐﺎر دﯾﮕﺮ ﮐﻮروش ﺑﺮاي ﻣﺘﻤﺪن ﮐﺮدن اﻗﻮام وﺣﺸﯽ، ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺮاي آﻧﻬﺎ ﺑﻮد. ﭼﺮاﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻃﺒﯿﻌﯽ‬ ‫ﭼﻨﺪ ﺳﺪه زﻣﺎن ﻣﯽﺑﺮد ﺗﺎ ﯾﮏ ﻗﻮم از ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮐﻮچﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﻪ روﺳﺘﺎﻧﺸﯿﻨﯽ و ﺳﭙﺲ ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﯽ درآﯾﺪ. و اﮔﺮ ﻗﻮم‬‬ ﻣﺘﻤﺪﻧﯽ اﯾﻦ ﮐﺎر را ﺑﺮاي آﻧﻬﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﯽداد، اﯾﻦ ﺟﻬﺶ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ. از اﯾﻦ رو ﺑﯿﻨﻨﺪه ﺑﻮدﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎه ﺑﻪ‬ ‫ﺳﺎﺧﺖ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﭘﺮداﺧﺖ. دﺳﺖﮐﻢ ﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻧﺎم ﮐﻮروش در ﮐﺮاﻧﻪ رود آﻣﻮدرﯾﺎ و ﺷﻬﺮ دﯾﮕﺮي در‬‬ ‫ﻗﻔﻘﺎز، ﺑﻪ ﻧﺎم ﮐﻮرا (ﮐﻮروش)ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪ اﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﻬﺮﺳﺎزيﻫﺎي او در درون اﯾﺮان را ﻧﯿﺰ اﻓﺰود.‬‬‬‬‬‬‬

‫در ﻫﻤﯿﻦ زﻣﺎن ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﯾﮏ ﺳﺪ در ﻗﻔﻘﺎز ﺑﻪ دﺳﺖ ﮐﻮروش ﺑﻨﺎﺑﺮ درﺧﻮاﺳﺖ ﻣﺮدم آن ﺳﺎﻣﺎن ﺑﺮاي اﻣﻨﯿﺘﺸﺎن‬ ‫در ﺑﺮاﺑﺮ اﻗﻮام وﺣﺸﯽ ﻗﻔﻘﺎزي، ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد. ﺳﺪي ﮐﻪ ﺑﻘﺎﯾﺎي آن اﻣﺮوزه در ﻣﻨﻄﻘﻪاي ﺑﻪ ﻧﺎم ﺗﻨﮕﻪ دارﯾﺎل در‬ ‫ﻗﻔﻘﺎز وﺟﻮد دارد. در اﺳﻨﺎد ارﻣﻨﯽ از اﯾﻦ ﺳﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺎگ ﮔﻮراﯾﯽ ﯾﺎده ﺷﺪه ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺗﻨﮕﻪ ﮐﻮروش ﻣﯽدﻫﺪ. در‬ ‫ﻧﺰدﯾﮑﯽ اﯾﻦ ﺳﺪ، رودي اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ آن ﺳﺎﺋﺮِس (ﺳﯿﺮوس)ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎز ردﭘﺎﯾﯽ از ﮐﻮروش دارد.‬‬‬‬‬‬‬


‫ﮐﻮروش ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ‬‬‬‬‬‬‬


در ﻗﺮآن ﮐﺘﺎب ﻣﻘﺪس ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن در ﺳﻮره ﮐﻬﻒ (آﯾﺎت 38 – 89)درﺑﺎره ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه‬‬ اﺳﺖ.‬‬‫»ﺗﻮ را از ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﭘﺮﺳﻨﺪ، ﺑﮕﻮ: ﺑﺮاي ﺷﻤﺎ از او ﺧﺒﺮي ﺧﻮاﻫﻢ داد. وي را در زﻣﯿﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ دادﯾﻢ و از‬‬ ‫ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎ وﺳﯿﻠﻪاي ﻋﻄﺎ ﮐﺮدﯾﻢ. ﭘﺲ راﻫﯽ را ﺗﻌﻘﯿﺐ ﮐﺮد و ﭼﻮن ﺑﻪ ﻏﺮوﺑﮕﺎه آﻓﺘﺎب رﺳﯿﺪ آﻧﺮا دﯾﺪ ﮐﻪ در‬‬ﭼﺸﻤﻪاي ﮔﻞ آﻟﻮد ﻓﺮو ﻣﯽرود و ﻧﺰدﯾﮏ ﭼﺸﻤﻪ ﮔﺮوﻫﯽ را ﯾﺎﻓﺖ. ﮔﻔﺘﯿﻢ: اي ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﻋﺬاب ﻣﯽﮐﻨﯽ؟ ﯾﺎ‬‫ﻣﯿﺎﻧﺸﺎن ﻃﺮﯾﻘﻪاي ﻧﯿﮑﻮ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﮔﯿﺮي؟

ﮔﻔﺖ : ﻫﺮﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ﻋﺬاﺑﺶ ﮐﻨﻢ... آﻧﮕﺎه راﻫﯽ را دﻧﺒﺎل ﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﻪ‬ ‫ﻃﻠﻮع ﮔﺎه ﺧﻮرﺷﯿﺪ رﺳﯿﺪ و آﻧﺮا دﯾﺪ ﺑﻪ ﻗﻮﻣﯽ ﻃﻠﻮع ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ در ﺑﺮاﺑﺮ آﻓﺘﺎب ﭘﻮﺷﺸﯽ ﻧﺪارﻧﺪ... آﻧﮕﺎه راﻫﯽ را ‫دﻧﺒﺎل ﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﯿﺎن دو ﮐﻮه رﺳﯿﺪ، ﺑﺮاﺑﺮ آن ﻗﻮﻣﯽ را ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﯿﺪﻧﺪ. ﺑﻪ او ﮔﻔﺘﻨﺪ اي ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ‫ﯾﺎﺟﻮج ﻣﺎﺟﻮج ﻗﻮم ﺗﺒﺎه ﮐﺎرﻧﺪ. آﯾﺎ ﺑﺮاي ﺗﻮ ﺧﺮاﺟﯽ ﻣﻘﺮر ﺑﺪارﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺎن ﻣﺎ و آﻧﻬﺎ ﺳﺪ ﺑﺴﺎزي؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﺮا ﺑﻪ‬ ‫ﻧﯿﺮو ﮐﻤﮏ دﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﯿﺎن ﺷﻤﺎ و آﻧﻬﺎ ﺳﺪ ﺑﺴﺎزم. ﻗﻄﻌﺎت آﻫﻦ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ آرﯾﺪ. ﺗﺎ ﭼﻮن ﻣﯿﺎن دو دﯾﻮاره ﭘﺮ ﺷﺪ ‫ﮔﻔﺖ: آﺗﺶ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺗﺎ ﮔﺪاﺧﺘﻪ ﺷﻮد. ﺳﭙﺲ ﮔﻔﺖ روي ﮔﺪاﺧﺘﻪ ﻧﺰد ﻣﻦ آرﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﺮ آن رﯾﺰم. ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺪ که ‫ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ از آن ﺑﺎﻻ روﻧﺪ و آﻧﺮا ﮐﻨﺎر ﺑﺰﻧﻨﺪ.«‬‬‬‬‬‬‬

‫ﻫﯿﭻ ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ اﺷﺎره ﻗﺮآن ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﺎه ﺑﺰرگ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ. وﻟﯽ درﺑﺎره اﯾﻨﮑﻪ او دﻗﯿﻘﺎ ﮐﯿﺴﺖ،‬ ‫ﮐﺴﯽ در اﯾﻦ ﺳﺪهﻫﺎ ﻧﻈﺮ ﻣﻬﻤﯽ و ﻣﺴﺘﻨﺪي ﻧﺪاد ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﻻﻧﺎ اﺑﻮاﻟﮑﻼم آزاد )از رﻫﺒﺮان ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ‬ ‫اﻣﺎماﻟﻬﻨﺪ ﺳﺮﺷﻨﺎس ﺑﻮد و ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ وزﯾﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ اﯾﻦ ﮐﺸﻮر( در اﯾﻦ ﺑﺎره ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺗﺪوﯾﻦ ﮐﺮده و ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ را ‫ﮐﻮروش ﺑﺰرگ ﺧﻮاﻧﺪ. اﺳﺘﻨﺎد او ﺑﻪ رواﯾﺎت ﺗﺒﺮي و اﺑﻦاﺛﯿﺮ و ﺳﯿﻮﻃﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺷﺮح ﻧﺰول اﯾﻦ آﯾﻪ را ﭼﻨﯿﻦ ﺑﯿﺎن ‫ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ »ﯾﻬﻮدﯾﺎن ﺑﺮاي آزﻣﺎﯾﺶ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ اﺳﻼم از او ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ درﺑﺎره آن ﭘﯿﺎﻣﺒﺮي ﮐﻪ‬ ‫ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﺎﻣﺶ را در ﺗﻮرات آورده اﺳﺖ ﺳﺨﻨﯽ ﺑﮕﻮ« و از اﯾﻨﺠﺎ ﭘﯽ ﻣﯽﺑﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﺴﯽ ﺑﮕﺮدﯾﻢ که ‫ﻧﺎﻣﺶ در ﮐﺘﺎب ﯾﻬﻮدﯾﺎن ﺑﻪ ﻧﯿﮑﯽ آﻣﺪه ﺑﺎﺷﺪ، وﻟﯽ در ﻗﺮآن ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺷﻔﺎف ﻧﯿﺎﻣﺪه ﺑﺎﺷﺪ و او ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ ‫ﮐﻮروش ﺑﺰرگ.

ﭼﺮاﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮان در ﻗﺮآن ﻧﺎمﻫﺎي روﺷﻦ و ﺷﻔﺎﻓﯽ دارﻧﺪ و ﻓﻘﻂ ﮐﻮروش اﺳﺖ ﮐﻪ‬ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎي ﯾﻬﻮدﯾﺎن ﺑﻪ او ﭼﻬﺮهاي ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﮔﻮﻧﻪ دادهاﻧﺪ وﻟﯽ در ﻗﺮآن ﻧﺎﻣﯽ ﺷﻔﺎف ﻧﺪارد. و دﻟﯿﻠﺶ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ ‫ﮔﻔﺘﻢ ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ ﻧﺎم ﮐﻮروش و ﺗﺰرﯾﻖ ﺷﺨﺼﯿﺖ و ﺻﻔﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎي دﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ اﺳطﻮره ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.‬‬‬‬‬‬‬

‫وﻟﯽ ﭼﺮا ﻧﺎم ﮐﻮروش ﺑﻪ ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ(۱) ﺗﻐﯿﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ؟ ﭘﺎﺳﺦ در ﻣﯿﺎن ﺧﻮد ﯾﻬﻮدﯾﺎن اﺳﺖ. ﯾﻬﻮدﯾﺎن ﻫﺴﺘﻨﺪ‬‬ ﮐﻪ در ﮐﺘﺎب داﻧﯿﺎل از ﮐﻮروش ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﯾﮏ ﻗﻮچ دو ﺷﺎخ ﯾﺎد ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﺎﺧﺶ ﻏﺮب و ﺷﺎخ دﯾﮕﺮش‬‬ ‫ﺷﺮق را درﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺧﻮد ﮐﻮروش ﻫﻢ ﮔﻮﯾﺎ ﮐﻼﻫﺨﻮدي ﺑﺮ ﺳﺮ داﺷﺖ ﮐﻪ دو ﺷﺎﺧﻪ داﺷﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻧﺎم‬‬ ‫دﯾﮕﺮ ﮐﻮروش در ﻣﯿﺎن ﯾﻬﻮدﯾﺎن ﻗﻮچ دو ﺷﺎخ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻀﻮرﺷﺎن در ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن و ﺳﺨﻦ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ زﺑﺎن‬ ‫ﻋﺮﺑﯽ، ﺑﻪ ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ دﮔﺮﮔﻮن ﺷﺪ.

اﺷﺎراﺗﯽ ﻣﺜﻞ رﺳﯿﺪن ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﺑﻪ ﻏﺮوﺑﮕﺎه ﺧﻮرﺷﯿﺪ و ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﮐﻪ‬ ‫دﻻﻟﺖ ﺑﺮ ﺟﻬﺎنﮔﺸﺎﯾﯽ ﻧﺨﺴﺖ از ﺳﻤﺖ ﻏﺮب و ﺳﭙﺲ ﺷﺮق دارد و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺻﺤﺒﺖ از اﯾﻨﮑﻪ از دﯾﺪ ﻣﺮدم، او‬ ‫ﻣﺮد ﺧﺪا ﺑﻮد و ﺑﺎ ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻧﯿﮑﯽ رﻓﺘﺎر ﻣﯽﮐﺮد و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ واژه ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻗﻮچ دو ﺷﺎخ و ارﺗﺒﺎط آن ﺑﺎ‬ ‫ﮐﺘﺐ ﯾﻬﻮدﯾﺎن و از ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﮐﺸﻒ ﺑﻘﺎﯾﺎي ﺳﺪ درﺑﻨﺪ ﻗﻔﻘﺎز و ﺷﻬﺮ ﮐﻮروش، ﻣﺎ را ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ‬ ‫ﻣﻨﻈﻮر از ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﻫﻤﺎن ﮐﻮروش اﺳﺖ.

ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﻣﻔﺴﺮ ﺳﺮﺷﻨﺎس ﻣﺴﻠﻤﺎن در اﺛﺮ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺧﻮد ﺗﻔﺴﯿر‫اﻟﻤﯿﺰان ﻧﯿﺰ اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ را ﺑﺮآن داد ﮐﻪ ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﻫﻤﺎن ﮐﻮروش ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﯽ ﻫﻤﻪ اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎﻫﻬﺎي‬ ‫ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﺸﻨﺎﺳﯽ، ﺗﺎرﯾﺨﯽ، دﯾﻨﯽ و اﺳﺘﻮرهاي، ﭘﯽ ﻣﯽﺑﺮﯾﻢ ﮐﻪ ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﭼﻮن اﺳﮑﻨﺪر ﻣﻘﺪوﻧﯽ ﯾﺎ ﺳﻠﻄﺎﻧﯽ اﻫﻞ ﯾﻤﻦ ﺑﺎﺷﺪ. ﺣﺘﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﭼﻮن ﭘﻮرﺳﯿﻨﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﮋوﻫﺶ در اﺳﻨﺎد، ذواﻟﻘﺮﻧﯿﻦ را اﺳﮑﻨﺪر‬ ‫ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ، ﻧﯿﺰ در اﺻﻞ اﺷﺎرهﺷﺎن ﺑﻪ ﮐﻮروش ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﻮده، وﻟﯽ ﮐﻮروﺷﯽ ﮐﻪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮔﺸﺘﻪ و ﺻﻔﺎت و ‫وﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯾﺶ در اﺳﮑﻨﺪر ﺑﺮوز ﮐﺮده اﺳﺖ.‬‬‬‬‬‬‬


--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...--...

۱ . ‫ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺻﺎﺣﺐ دو ﺷﺎخ‬

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
صفحه  صفحه 5 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
ایران انجمن لوتی / ایران / Imperial Iranian world | شاهنشاهی جهانی ایران بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites