شوخی و سرگرمی سکسی

Sexy Jokes - جوک های سکسی


صفحه  صفحه 122 از 123:  « پیشین  1  ...  120  121  122  123  پسین »
 مرد
#1,211   Posted: 19 Feb 2021 22:08


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت اموزنده
روزی شیخی میان قومی رفت و گفت:
ای مردم، می خواهید به شما احکامی بیاموزم که در دنیا و آخرت سعادتمند شوید!؟
آن ها یک صدا گفتند: نه
گویند شیخ به سختی کـیر شد و آن قوم سال ها به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند...
 
     
  
 مرد
#1,212   Posted: 20 Feb 2021 20:09


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت کیری اموزنده
از عقابی پرسیدند آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟
عقاب لبخند زد و به هوا خیزید و گفت من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم
من در اوج بلندی نگاهم به زمین است
در همین حین ناگهان رعد و برق شدیدی به او اصابت نمود و مادرش گـاییده شد و شکلش همچون کـیری پژمرده شد.
کلاغ ها او را از کـون کردند و آبشان را روی صورتش پاشیدند تا او باشد در جواب یک سوال ساده دوساعت کص و شعر فلسفی نبافد.
 
     
  
 مرد
#1,213   Posted: 20 Feb 2021 20:11


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت کیری اموزنده
ﺍﺯ فقیری کیربخت ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺕ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﮔﻔﺖ :ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺯﻭﺭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﮐﻮﺯﻩ
ﺳﻔﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﯼ ﺍﺟﺪﺍﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ و ﻧﺎﻧﯽ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﻢ ...
شیخی ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ :
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ و ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺎﺳﭙﺎسی میکنی
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ فقیر ﺑﻪ ﺣﮑﯿﻢ ﮔﻔﺖ ؛ کص ننت
شیخ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺴﺖ؟!
فقیر ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ نزد ﻣﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺑﻮﺩ
 
     
  
 مرد
#1,214   Posted: 20 Feb 2021 22:26


 1 Star

ارسالها: 444
طرف دانشجوی ترم ۲ هنره ، میگه من هیچی رو به عنوان قانون قبول ندارم ! هر چی باشه می‌شکنمش !!

باشه ! همش قبول ..... چرا حموم نمیری ؟
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا ---- آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
 
     
  
 مرد
#1,215   Posted: 22 Feb 2021 21:12


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت کیری اموزنده
روزی دختری شاکی نزد قاضي رفت...
دختر :
قاضي پسري که دوستم بود به من تعرض کرده و من را از 5 روش غیرممکن گاییـده، من از او شاکي هستم !
به دستور قاضي نخ سوزن آوردند. سوزن را دست دختره داد و نخ دست خودش موند و سپس خيلي راحت سوزن و نخ کرد
بعد اين بار نخ رو دست دختر داد و سوزن رو دست خودش نگه داشت...
قاضي :
جـنده خانم، سوزنو نخ کن !
دختر تا ميخواد نخو از سوزن رد کنه قاضي دستشو تکون ميده و دختر کیـر میشه !
بعد به دختره ميگه چرا سوزنو نخ نمي کني !!!
دختر ميگه: مادرجنـده تو نميذاري ،قاضي درجواب ميگه پس تو هم نميذاشتی...!!
 
     
  ویرایش شده توسط: play_boy  
 مرد
#1,216   Posted: 22 Feb 2021 21:13


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت کیری اموزنده

یک روز ملا به جهت جق به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند ملا را کیرکنند و سر به سر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با خود اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم از کونمان در میاید. اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!
ملای کسکش ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا کصخلت در رفته است؟ این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی کیر کله!
ملای جقی گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند! برگردید لاشیا
 
     
  
 مرد
#1,217   Posted: 23 Feb 2021 15:54


 1 Star

ارسالها: 444
غضنفر میره سربازی ، روز اوّل بوده ؛ فرمانده ، بچه‌های گروهانو صف می‌کنه !

میگه اسلحه شما مثل ناموس شما می‌مونه ! همیشه باید چشمتون بهش باشه !

موقع عملیات همیشه باید دستتون باشه !

بعد فرمان دوش‌فنگ میده !

یه سربازو صدا می‌کنه میگه اسمت چیه سرباز ؟

سربازه میگه قربان ، حسن ، قربان !

فرمانده میگه این چیه دستته ؟

سربازه میگه قربان ، ناموسمه ، قربان !

بعد ، فرمانده ، غضنفرو صدا می‌کنه !

میگه اسمت چیه سرباز ؟

غضنفر میگه قربان ، غضنفر ، قربان !

فرمانده میگه این چیه دستته ؟

غضنفر میگه قربان ، ناموس حسنه ، قربان !!
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا ---- آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
 
     
  ویرایش شده توسط: TheWalkingDead  
 مرد
#1,218   Posted: 23 Feb 2021 18:03


 1 Star

ارسالها: 444
این جوک رو قبلاً نوشته بودم که حذف شده ....

توی خوابگاه دانشجویی دخترا ، صبح زود ، مسئول خوابگاه میاد بلند میگه همه حواسشون به من باشه !

ما فهمیدیم دیشب یه پسر ، یواشکی وارد خوابگاه شده !

همه میگن وااااای !

یه نفر میگه هه هه هه !

بعد مسئول خوابگاه میگه ما یه کاندوم هم پیدا کردیم !

همه میگن وااااای !

یه نفر میگه هه هه هه !

بعد مسئول خوابگاه میگه بعد دیدیم کاندوم سوراخه !

همه میگن هه هه هه !

یه نفر میگه وااااای !!
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا ---- آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
 
     
  
 مرد
#1,219   Posted: 24 Feb 2021 12:09


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت کیری اموزنده
میکصند که ﺭﻭﺯﯼ ﻳک ﺩﺯﺩ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎ 1 ﻛﺎﺳﻪ ﺁﻟﻮﭼﻪ ﺧﺮﻳﺪﻧﺪ
ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ,ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﻭ ﺗﺎ مانند خایه ﺑﺨﻮﺭدند ﺗﺎ ﺗﻤﻮﻡ شد.

ﻭﺳﻂ ﻛﺎﺭﻧﺎﺑﻴﻨﺎ خایه های ﺩﺯﺩ را ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : بیناموس، ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻣﺸﺖ ﻣﺸﺖ ﻣﻴﺨﻮﺭﻱ؟
ﺩﺯﺩ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﮐﻮﺭﻱ لاشی ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻱ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﺸﺖ ﻣﺸﺖ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ؟

ﻧﺎﺑﻴﻨﺎ گفت:
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﻦ
ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ و دوتا دوتا میکنم تو کونم ﻭ ﺗﻮ
ﺻﺪﺍﺕ ﺩﺭ ﻧﻤﻴﺎﺩ
حالا فهمیدید چرا اختلاس ها پیگیری نمیشه؟!
 
     
  
 مرد
#1,220   Posted: 24 Feb 2021 12:11


 1 Star

ارسالها: 103
حکایت کیری اموزنده
روزی سنجاقکی به پروانه گفت:میخوام بکنمت!

پروانه گفت:کص نگو الان میخوام بخوابم فردا که بیدار شدم ی ساک ریز میرم واست!

پروانه به خواب عمیقی فرو رفت و هیچگاه نفهمید که عمر سنجاقک فقط یک روز است و سنجاقک در حسرت کص بگای سگ رفت!
نتیجه اخلاقی:بدین بکنیم!شاید فردا دیر باشد!
 
     
  
صفحه  صفحه 122 از 123:  « پیشین  1  ...  120  121  122  123  پسین » 
شوخی و سرگرمی سکسی

Sexy Jokes - جوک های سکسی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA