انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
Homosexuals - همجنسگرایان
  
صفحه  صفحه 23 از 23:  « پیشین  1  2  3  ...  21  22  23

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی



 
دیگر خاطره لاپایی دانشجویی من

همانطور که در خاطره قبلی گفتم، ترم چهارم دوست هم اتاقیم انتقالی گرفت و رفت. ولی همان موقع در دانشکده یکی از دانشجویان ترم آخر با همخونه ایش به مشکل خورده بود و من که شنیدم به گفتم من الان تنها هستم و اگر بخواهد می‌تواند پیش من بیاید و او هم قبول کرد،

هم اتاقی جدیدم دوستی داشت به نام سجاد که زیاد پیش ما می‌آمد. این سجاد هم کرم می‌ریخت و هم انگاری کنترل چندانی روی دستاش و زبانش نداشت! خوبیش این بود که بچه اطراف کاشمر بود و با اون لهجه غلیظش خیلی به حرفاش توجه نمیکردن!

یک روز که با سجاد به خانه می‌آمدیم، من به شکل بسیار بدی زمین خوردم و پای راستم بدجوری زخم شد. کمی که نشستيم و دردش کم شد و بر خودم مسلط شدم‌ راه افتادیم به سمت خانه. ولی نمی‌توانستم پايم را زمین بگذارم. مجبور دستم را روی شانه‌ سجاد بگذارم و با کمک او به خانه برویم.

کوچه خلوت بود و همینطور که من لنگان و با تکیه به سجاد می‌رفتم، سجاد دستش را پایین برد و شوخی کنان کون مرا مالید! گفتم کرم نریز تو این وضعيت ولی او مرا تا خانه دستمالی کرد!

ولی انگار سیگنال مثبتی از من گرفته بود که ول کن نبود و وارد خانه هم شدیم شوخی شوخی به من چسبید تا وقتی آرام روی پتو دراز کشیدم. او هم کنار من دراز کشید. حالا گرچه درد پای من کمتر شده بود ولی هنوز درد میکرد، ولی او گیر داده بود و فهمیده بود منم خوشم آمده.

بالاخره من هم شروع کردم به مالیدن او و انگار با این کار به او بله را گفتم. حشریتر به کار خود ادامه داد. من هم باید مراقب پایم بودم و هم تسلیم او میشدم. روی من بود و با همان لباسهای مان به من لاپایی میزد. تا آخر شلوار و شورتش را کشید پایین و کیر بزرگ و تقریبا سیاهش رو بیرون آورد. دستهای مرا به کیرش چسباند و گفت ببین جه حالی میده. منم الکی سعی می‌کردم او را مثلآ دور کنم. دستش را برد برای شلوارم و من هم باز مثلآ مقاومت احمقانه‌ای کردم‌ که بگویم ناراضی هستم‌. شلوارم را که پایین کشید و دولم را دید باورش نمی‌شد! گفت حدس میزدیم کیر درست و حسابی نداشته باشی ولی نه در این حد.

از من خواست برگردم. قبول نکردم. هرچه اصرار کرد گفتم فقط لاپایی. کمی لاپایی حال کردیم ولی او دیگر قانع نمی‌شد! اصرار داشت دمر شوم. گفتم اول تو بخواب من بکنم بعدا نوبت تو! با این حرف من خنده‌ای زد و گفت آخه تو میخوای با اون بکنی!

به هر حال قبول کرد که دمر بخوابد و من مثلآ اول بکنم و بعد او بکند. طبعا من با اون دول ریزم کمی روی کون پر موی او بالا و پایین شدم‌ و کارم تمام شد. سجاد هم مثل دوست قبلیم بدن مردونه و پشمالوی داشت ولی کیرش از اون هم بزرگتر بود.

نوبت او که شد بکند، برخلاف تمام رفتارهای حشریش و اصرار به کردن من، خیلی زود کارش روی من تمام شد و آبش را هم حس نکردم بیاید..

يک بار ديگر هم که در خانه تنها بودیم به همین شکل و بدون دخول حال کردیم ولی من که روی او بودم دولم که به اندازه انگشت کوچک دست است ظاهرا کمی وارد سوراخ او شد!

او دیگر حتی به من فرصت نداد که آن یک ذره انرژی من هم تخلیه شود. انگار عصبانی شده بود و می‌خواست انتقام بگیرد! مرا دمر خواباند و میخواست بطور واقعی مرا بگاید! ولی بلد نبود. کون من هم خیلی تنگ بود و هنوز هم تنگ است، و هم او ناوارد. پشت من قرار گرفت و ناگهان با آن کیر کلفت محکم به سمت سوراخ من هجوم آورد که کیرش خوشبختانه سر خورد و به زیر تخمهایم برخورد کرد!

واقعا احمقانه بود. اگر اون کیر با اون ضربه وارد سوراخ من شده بود قطعا به معنای واقعی جر میخوردم و فکر نمی‌کنم بدون درمان و بخیه درست میشد! خیلی شانس آوردم.

با همون تک ضربه هم از روی من پا شد. با اینکه زیر تخمهایم بدجور میسوخت ولی من کف کرده و در عطش کیر رها شده بودم! من که دفعه‌ی قبلش سعی میکردم وانمود کنم که از کون دادن بدم میاد، الان عملا داشتم به او التماس میکردم بیاید کمی به من لاپایی بزند!
     
  
مرد

 
سلام. من اهل مازندران و ساری هستم، الان چند وقته دنبال یه همجنسم ولی کسی پیدا نمیشه، فاعلم و خیلی دوست دارم یه سکس داشته باشم ۳۰ سالمه و دنبال یه کیس کمسن و خوشگل هستم
     
  
مرد

 
سلام تهران دوطرفه کسی هست
81048104
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
Majidttt1991
سلام
هستم
     
  
مرد

 
.
بخاطر مامانم منو کردن
ژنتیکی کون گنده ای داشتم
جوری که ننم گاه و بیگاه تو خونه بم اسپنک میزد و با خنده می‌گفت خیلی حواست باشه دستمالیت نکنن
خودش فوق العاده کون گنده ای داشت جوری که کمرشو مجبور شد عمل کنه
یه قوس فوق سکسی ایجاد شد ..صبحا می‌رفت پیاده روی با شلوار فوق چسب ورزشی با گرمکن تا روی ناف
همه ی محل تو کفش بودن
یه بار باهاش رفتم تو پارک دیدم شیش هفتا جوون
نشستن من ۱۲ سالم بود اونا حدودا ۲۰
از جلوشون رد شدیم لباشونو می‌خوردن و دو نفر رسما دست به کیر شدن
موقع را رفتن کونش مث دنبه گوسفند اینور اونور میشد
و متاسفانه منم همچین کونی داشتم و اونا میدونستن به ننم نمیرسن برا همین برا من طرح ریختن
راجب مادرم و خودم یه دوتا خاطره نوشتم منو در ۷ سالگی یه بنده خدایی به زیبایی فتح کرد چون کون گنده و خوش فرمی دارم و همیشه سعی میکنم تمیز و خوشبو نگهش دارم حتی وقتی بچه بودم
سر همین موضوع هرکی تا حالا منو کرده اول یه دل سیر برام خورده کونمو سر همین همیشه از دادن لذت می‌بردم وقتی کونمو می‌خوردن فقط موهای پشت سرشون رو می‌دیدم قشنگ فرو میرفتم تو کونم آرزوم بود خودم یه بار خودمو میکردم مخصوصا وقتی بچه بودم
یکی ازون جوونا به اسم علیرضا که خونش روبروی ما بود منو یه پسر خوش گوشت دیگه رو کون شخصی خودش کرده بود این مدلی که اگه خودش مکان نداشت براش اوکی میکردیم حالمون خوب کنه به هیچکی جز اون دوست نداشتم کون بدم اون پسر دیگه ام همینطوری بود دوتاییمون می‌رفتیم خونه علیرضا و جفتمون رو مردانه میکرد هر موقع برنامه داشتیم چهارتا شق کننده و تاخیری میخورد و نفری یه ساعت مارو میکرد سر این که کی بهتر میده رقابت داشتم با اون پسره و این برای علیرضای کسکش مث بهشت بود حتی وقتی ننم لخت بود حموم بود دمر بود خاب بود براش عکس و فیلم می‌گرفتم میرفتم پشتش و ازون راه رفتن سکسیش و کون چاق و عمیقش که شبیه قلب بود فیلم می‌گرفتم
یه بار دمر خاب بود با شرت توری
میدونستم خوابش سنگینه خیلی آروم و یواش
کیرمو گذاشتم بین درزش و عکس گرفتم همه رو دادم به علیرضا
علیرضا این جریان هارو می‌رفت برا رفیقاش تعریف میکرد و فاز سلطنت گرفته بود
هرچی دوستای علیرضا دور و برم میومدن محل نمی‌دادم همیشه میدیدم دنبال مادرم را میوفتن که از پشت نگاهش کنن فقط
میدونستم عقده ی اون کون رو میخان سر من خالی کنن
که هم تنگ ترم هم بی مو ام هم سفیدم و سوراخم سرخه
یبار علیرضا با یکی ازون پسرا منو سوار کرد برد یکی از باغ های متروکه گفت برو تو میوه جمع کنیم میدونستم قراره بدم ولی فک میکردم خوده علیرضا می‌کنه منو دیدم دوستش با شوکر اومد گفت بکش پایین و فلان ته دلم میخاسم بدم
ولی به روم نیاوردم
گفتم من با علیرضام که این کارو میکنم اونم برام یه کار می‌کنه که بهش میدم
دیدم با چشم و ابرو گفت نه نگو فلان انگار زشت بود براش بگه کونشو می‌خوردم
یارو منو خابوند و این شد اولین بار که بدون این که کونمو بخورن کونم گذاشتن
کس کش یه تف از اعماق دماغش کشید بالا و انداخت روی سوراخم دو سه تا تف هم مالید به لپ های کونم کیرش کوچیک بود
((یه بار از بیکاری خط کش گذاشتم روی سوراخم ۲۷ سانت لپ کونم بزرگیشه ))
هر کیری نمیره تو کونم
با پنج تا تلمبه مالیدن به لمبر های کونم آبش اومد و ریخت لای درزم خیلی ام آب داشت
دمر بودم علیرضا اومد کنارم نشست یکم انگشتم کرد آب کمرای نفر قبلی رو پخش کرد روی کونم یکمشم فشار داد تو کونم منو برگردوند
دوتا پامو از زانو گرفت انداخت رو شونش لنگام هوا بود و کونم در اختیارش
اون بلد بود چجوری این کون رو بکنه
اومد جلو کله کیرشو فرو کرد توم از اول با قدرت شروع کرد تلمبه زدن منم اینکه بلاخره کیر رفت تو کونم و از خماری در اومدم جق میزدم و کونمو براش عقب جلو میکردم
گذشت اینا رسیدیم به شب رفتیم یه جا مثلا عرق خوری
۵ ۶ تا بودیم همه سناشون بالای ۲۰ فقط من ۱۲ ساله داشتم عکسای ننم رو هم نشون میدادم و باهاشون عرق می‌خوردم خوشم میومد بهم توجه کنن ولی به جز علیرضا دوس نداشتم به هیچ کدومشون بدم و فک میکردم علیرضا ازم دفاع می‌کنه
در حین عرق خوری گفتن بریم کافه سوار موتور شدیم علیرضا راننده من وسط رفیق علیرضا عقب نشست و خودشو می‌مالید به من قشنگ کیرشو حس میکردم
وسط راه ته یه کوچه ای نگهداشت
بهم گفت بیا بریم بالا کمک این دوستمون چندتا پنجره میخاد جابه جا کنه بنایی دارن گفتم بریم
رفتم بالا دیدم علیرضا نیومده فقط منم و رفیقش چاقو کشید گفت سر صدا کنی میزنمت اومد به زور ازم لب گرفت گردنمو خورد منو به پشت کرد همینجور ایستاده و با لباس چسبید به کونم کیرشو با تمام قدرت فشار میداد به کونم انقد فشار داد مث بادکنک تحت فشار پخش شده بود گفتم نمی‌دم گفت گو خوردی گفتم چراغارو خاموش کن سریع رفت خاموش کرد شب بود هیچی دیده نمیشد هلم داد
خابیدم رو زمین لخت کردم
حمله کرد به کونم شروع کرد خورد
وااااااااااای از اول میگفتی خودم میدادم بهت
دماغشو کرد تو کونم نفس میکشید
زبونشو کرد تو کونم لپ های کونمو سریع بالا پایین میکرد
لامصب انگار کون خوری حرفه ای شغلش بود
روم حرکت‌هایی میزد که کونمو داده بودم آسمون و فقط لذت می‌بردم چشامو بسته بودم و لذت می‌بردم داشت آبم میومد
که خوردن رو ول کرد من سعی کردم تو فاز بمونم و هی کونمو تکون میدادم و با سوراخم دنبال گرمای کیر می‌گشتم
کیرشو در آورد داااغ گذاشت روی درزم‌
میتونم قسم بخورم کل درزم رو پر کرد کیرش
تازه نیمه خاب بود
دیدم سرش تو گوشیه دنبال یه چیزی میگشت همون‌جوری که میگشت گفت شنیدم روغن دوس داری یه نوشابه کوکا کوچیک پر از روغن تو جیبش بود داد بهم گفت چربش کن
همشو ریختم رو کیرش و لای درزم
از اینور اونور کونم روغنا داشت چکه میکرد
تو تاریکی زیر کونم نشسته بود روی رون های چاقم کونم چرب شده بود حتی تو تاریکی هم برق میزد
دستمو گرفت کیرشو داد دستم گفت بکن توش
یکم ترسیدم سرشو فرو کردم
دیدم اومد روم خابید گرماش دیوونم کرد پشماش باعث میشد از کون ارضا بشم با نفس هایی که از شهوت زیاد هی قطع میشد
نصف بالای کیرش دستم بود سر کیرش تو کونم خودم اولش عقب جلو کردم
که فرو نکنه توم پارم کنه
یهو گردنمو از پشت گرفت کلمو فشار داد زمین روم سوار شد کیرشو تا دسته فرو کرد توم و آه بلندی سر داد چند ثانیه کیرشو نگهداشت
میتونم بگم پنج دقیقه همینجوری منو میکرد با قدرت فرو میکرد تو کونم و چند ثانیه کیرشو داخل فشار میداد
باز گوشیشو نگا میکرد و قدرتی میکرد منو
گوشی رو نگاه کردم دیدم همون عکس های با شرت توری ننمه و فیلمای حمومش
رسما به یاد کون اون منو داشته میکرده
خابیدی روم به زور نفس می‌کشیدم دیگه برا تلمبه ام بلند نمیشد کیرشو تو کونم فشار میداد چپ و راست میکرد
گوشی رو گذاشته بود کنار سر من
تو کون من تلمبه میزد تو گوشم نفس میکشید جفتمون کله هامون سمت راست داشتیم عکس و فیلم تو گوشی رو می‌دیدیم
یهو یه عکس دیدم که من نگرفتم که ننمه قمبل کرده داره از کونش آب کیر بیرون میریزه با دیدن اون صحنه جفتمون ارضا شدیم
یه بار خاب آور تو چایی ننم میریزم میکنمش فیلمش میگیرم می‌زارم براتون
     
  
مرد

 
تو خوابگاه سال اخر که بودم یه پسره سال اولی تو واحد ما بود شمالی بود و یه جورایی اوب داشت انگار. من و چنتا رفیقام هی سربه سرش میزاشتیم و شوخی شوخی هر کونشو میمالیدیم. دیگه یه بار برنامه چیدیم صفرشو برداریم. تو حموم خفتش کردیم سه نفری. اول نمی خواست بده بعد یکی دولشو براش مالید اونم حشری شد و شل کرد. خلاصه یکی دو ساعت نفری دوبار کردیمش خودشم ۳ بار ابش اومد. دیگه شبا نوبتی میومد تو رختخوابمون میخوابید. اینجوری ادامه داشت تا به حراست لو دادند و ماهم کلا ببخیال شدیم
     
  
مرد

 
خاطره اولین بارم مربوط میشه به سالها قبل که بچه بودم یه همسایه داشتیم منو می‌برد تو اتاقشون برای ورزش کشتی همیشه می‌افتاد روم تا چند وقت که گفت لخت بشیم کشتی بگیریم و من اصلا نمیدونستم سکس چیه منو میخوابن می‌افتاد رو یبار دیدم لای باسن خیس شد ناراحت شدم گفتم چرا رو من جیش کردی میرم به خانواده ام میگم که زود منو پاک کرد و برد برام بستنی خرید بعدا فهمیدم که آب داده رو من و یک مدت همیشه منو لالایی می‌کرد تا بازم کرد که داستانش مفصله.ممنونم
Mehran 1341
     
  
مرد

 
امروز میخوام یه خاطره دیگه براتون تعریف کنم این یکی از اون خاطره هایی هستش که تا ابد ذهن منو به خودش درگیر میکنه، میگن تو زندگی تمرکزت رو هرچی باشه از همون موضوع که روش تمرکز داری مرتب برات ردیف میشه. منم که همیشه تمرکزم رو سکسه و همیشه هم اتفاقات مرتبط با سکس برام جور میشه مثل این مورد که میخوام براتون تعریف کنم:، قضیه مربوط به همین امسال و چندماه پیشه، من هرچندوقت، ماموریت کاری دارم و باید برم شهردیگه ای حدودا یه هفته اونجام یه خونه اجاره ای هم داریم که هروقت من یا همکاران میریم ماموریت اونجا ساکن میشیم، یه پسر بسیار خوشگل حدودا ۱۹ یا ۲۰ ساله هم مسئول خدمات ساختمون هستش و هروقت کسی اونجاست خرید انجام میده و ظرف میشوره و جارو میکنه و ... همین چندماه پیش به مدت یک هفته اونجا بودم و البته تنهای تنها، روز آخر ماموریت قبل از ظهر اومدم خونه قرارم این بود که دوش بگیرم بعدش ناهار بخورم و حرکت کنم به سمت خونه، طبق معمول لخت لخت شدم اینو بگم من هروقت هرجا تنها باشم یا با زنم باشم لخت لخت میشم استثنا هم نداره همیشه اینجوریه، گرسنه ام بود رفتم آشپزخونه خواستم چیزی بخورم از یخچال میوه برداشتم نشستم رو صندلی، دیدم مثل اینکه میز آشپزخونه کجه، اصلا نمیدونستم صفحه میز به پایه پیچ نیست صفحه رو کشیدم که صاف بشه یه دفعه میز کله شد بشقاب شیشه ای و شیشه ترشی و لیوان و هرچی شکستنی رو میز بود افتاد رو سرامیک کف و شکست تمام کف آشپزخونه شد خرده شیشه و سس و ترشی و همه چی یهو بهم ریخت دیدم نمیشه بزارم تا خدماتی بیاد پاشدم شروع کردم تمیزکاری، اول خرده شیشه هارو جمع کردم بعدش تمام کف رو آب پاشیدم و شروع کردم تی کشی، حدود نیم ساعت طول کشید دیگه خسته شده بودم یه لحظه صاف ایستادم روبرو رو نگاه کردم دیدم پسره خدماتی تکیه داده به چارچوب درآشپزخونه و منو نگاه میکنه منم که لخت لخت، شوکه شدم تی از دستم افتاد ناخودآگاه دودستم رو گذاشنم رو کیرم و گفتم تو کی اومدی؟ گفت من یه ربع ساعتی میشه، گفتم ببخشید و رفتم که برم اتاق لباس بپوشم از بغلش که خواستم رد بشم دست منو از رو کیرم رد کرد و گفت من که ربع ساعته همه جاتو دیدم دیگه براچی قایم میکنی؟ بیا بریم، باهم امدیم تو هال دیدم به کیرم دست کشید و به من نگاه کرد و یه لبخند تحریک کننده زد. انصافا با اینکه پسره خیلی خوشگل بود ولی هیچوقت نشده بود فکر کنم کونیه و بخوام باهاش سکس کنم نمیدونم چرا با این یکی اینجوری بودم و هیچوقت فکر سکس با اون به کله ام نمیزد با اینکه خیلی وقتا فقط من و اون دوتایی تو ساختمون بودیم خلاصه تحریک شدم شدید، اونم رو زانو نشست و شروع کرد به ساک زدن، یه پنج دقیقه بعد دیدم درحین ساک زدن لباساشو درآورد ولی شورتش پاش بود وای وقتی لخت شد دیدم بدنش سفید و بلوری و ظریف و زیبا مثل فرشته ها بود دیگه نتونستم حرکتی نکنم بلندش کردم دیدم کیرش تو شورت بلند شده بود یه دور چرخوندمش دیدم بینظیره فوق العاده اس تاحالا بدنی به این زیبایی ندیده بودم کونش دیوانه کننده بود حتی زیر شورت، دستشو گرفتم آوردمش روبروی مبل خودم نشستم رومبل و از روشورت کیرشو مالوندم بعد یواش یواش شورتشو کشیدم پایین، وای از دیدن کیر به اون زیبایی ماتم برد محو تماشای کیر زیباش شدم شورتشو درآوردم کونش چنان ظریف، سفید، زیبا و جذاب و خوش فرم و نرم بود که ناخودآگاه سرمو بردم وسط کونشو بوسیدم انقدر تحریک شده بودم که اگه ۳۰ ثانیه میخ میشدم به کونش یا کیرش فقط نگاه میکردم، آبم میومد قلبم تندتند میزد و باورم نمیشد بدن به این زیبایی به این راحتی و از سر یه اتفاق، حالا تو دستای من باشه، نمیتونستم تصور کنم چجوری این بدن اثیری رو لمس کنم. از کیرش شروع کردم چون اصلا نمیشد از کیرش بگذرم شروع کردم به ساک زدن کیر واقعا نازش، بعد حدودا یه ربع، بلندم کرد و اون نشست رو مبل و اینبار با شدت بالا شروع کرد ساک زدن کیرم، و خیلی زو تحریک شد پاشد تشک و پتو آورد پتو رو کشید رو تشک و به شکم خوابید و گفت بیا، من مونده بودم، من همیشه ادعا داشتم آدم شناس قهاری ام چطور تو این چندسال متوجه کونی بودن این پسر بینظیر نشده بودم، خلاصه رفتم رو کونش و دیگه نفهمیدم چی شد فقط رو ابرا بودم بعد از حدود نیم ساعت دیگه نتونستم خودمو نگه دارم آبم اومد نصف آبم که تو کونش خالی شد کیرمو کشیدم بیرون و بقیه آبشو ریختم رو کونش، بعدم بیحال و مست به پشت افتادم بغلش، پسره پاشد بغلم نشست و شروع کرد با کیرم بازی کردن، نمیدوم شاید حدود نیم ساعت بعد چشمامو باز کروم دیدم کیرش بلنده و داره میمالونه به کیر من، یهو مثل برق این فکر از ذهنم گذشت که چطور میتونی از کیر به این زیبایی بگذری یه کاری بکن تا دیر نشده، یواش خودمو برگردوندم و به شکم خوابیدم دیگه مطمئن بودم که منو میکنه بمحض اینکه به شکم خوابیدم مثل اینکه متوجه منظور من شده بود چون با دوتادستاش کونمو باز کرد و یه تف کرد در کونم و با انگشت سعی میکرد تف رو بکنه تو کونم انگشت ظریف و زیباش رو کرد تو کونم چه لذتی داشت من از اینکه می ونستم الان یه کیر بینظیری میخورم داشتم دیوونه میشدم درهمین حین پسره خوابید رو کونم و کیرشو خیلی یواش و حساب شده تا ته کرد تو کونم من از این لحظه به بعدهم دیگه نفهمیدم چی شد چون واقعا نمیفهمیدم فقط حس میکردم تو اوج لذتم نمیدونم چقدر طول کشید نمیدونم که یهو متوجه شدم تندتند نفس زد و با یه داد بلند خودشو تو کونم ارضا کرد و انگار که بیهوش شده خوابید روکونم این لحظه از اون لحظه های عالی و پراز لذت بود که رو من خوابید درحالکه کیرش هنوز تو کونم بود. بعد از مدتی که واقعا نمیدونم چقدر طول کشید دوتایی پاشدیم رفتیم حموم با اینکه شهوتم خالی شده بود ولی تو حموم هنوز محو تماشای اون بدن زیبا بودم. بعد از حموم، اونروز دیگه نتونستم برگردم تا فردا صبح که خونه رو ترک کردم حتی یک ثانیه هم از فکر اون پسر بیرون نیومدم و الانم که چندماه از اون روزخاص گذشته، فقط در انتظار ماموریت بعدی ام تا یه باردیگه با اون موجود افسانه ای به اوج لذت دست پیدا کنم.
     
  ویرایش شده توسط: amir0980   

 
این که میخوام بگم خاطره نیست. دلنوشته ست. من الان 45 سالمه و از کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به دادن داشتم! اما در اون دوره و رمونه نمیشد بریم و مستقیم به یکی پیشنهاد بدیم. اون دوره هزار برابر از الان خطرناکتر بود. البته در دوران راهنمایی و دبیرستان با بعضی ها دودول بازی (!) میکردیم که نمیشه اسمش رو سکس گذاشت. حدود 18 19 ساله شدم که با یاهو مسنجر آشنا شدم. با اون اینترنت دایال آپ سرعت داغون که چندین دقیقه برای دانلود یه عکس زمان میبرد، اگه وسطش قطع نمیشد. یه گروه بود به نام تهران گی که کلاً 40 نفر ظرفیت داشت. 40 نفر برای همه گی های ایران! جوون‌های الان شاید حتی نتونن اینو تصور کنن. یعنی اگه میخواستی بری توی اون گروه باید صبر میکردی یه نفر بیاد بیرون و تو در زمان درست اقدام به ورود میکردی. اگه وسط کار مودم قطع میشد (که چیز بعیدی هم نبود) دوباره روز از نو روزی از نو. اونجا باید میرفتی و با کسی رو که نمیدیدی قرار میذاشتی. نمیتونستی آپشن خاصی انتخاب کنی چون انتخاب ها زیاد نبودن. و همه وبکم نداشتن. و چون بیشتر مردم موبایل نداشتن و دادن شماره خونه هم خطرناک بود بارها با امید رفتم سر قرار و علاف شدم و کسی نیومد و دست از پا درازتر برگشتم. یه همچین دورانی بود. تا اینکه بالاخره موفق شدم در 21 سالگی اولین قرار واقعی و شگفت انگیز منجر به سکسم رو بذارم . البته الان نمیخوام اونو تعریف کنم. بله، ما یه همچین سختی هایی کشیدیم و مثل الان نبود. الان همه چیز راحت شده و برای من سخت تر، میرم توی تلگرام و میبینم همه بات (مفعول) کم‌سن و لاغر و بی‌مو می‌خوان که من نیستم. درسته که میگن دهه شصتی ها بدبخت بودن
     
  
صفحه  صفحه 23 از 23:  « پیشین  1  2  3  ...  21  22  23 
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA