تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

چرا به دادن علاقه مند شدم؟! / پسر 19 ساله + عكس

صفحه  صفحه 2 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  8  9  10  11  12  پسین »  
#11 | Posted: 29 Mar 2012 23:32 | Edited By: Lyndsy_Fonseca
من چی بودم خودم هم نمیدونستم ، تا سن ۱۸ سالگی که الان باشه یبار هم نشده که با دیدن عکس دختری مثلا راست کنم و اینا.. نمیدونم یعنی چم شده ؟ آخه اینطوری که دیگه نمیتونم ازدواج هم بکنم دیگه ؟!!
هردختری که توی خیابون راه میره هرچقدرم زیبا نظرمو جلب نمیکنه اصن ، اما تا یه پسر هیکل هفتی باحال میبینم چشمم جلبش میشه توی خیابووون ! توی همین چندسال بود که فهمیدم که من حسی به جنس مخالف ندارم و همه ی احساسم واسه پسراس و فهمیدم منم گی هستم حالا نمیدونم بگم یا اینکه اما یه حسی بهم میگه بگو

الان خیلی احساسم شدید شده گاهی وقتا دیگه کلا تمرکزمو ازم میگیره تووی کارا مثلا من عادت دارم به حالت دمر میخوابم و درسامو میخونم بعد یهویی حسم سکسی میشه و اونجام میخاره اما خب درسه همش اینطوری خراب میشه آخرش نمیشه خوند دارم دیوونه میشم خب روزایی که میبینم هیچکس خونمون نیس لباسامو در میارم و با خودم کلی ور میرم..با یه چیزی مث خیار که نرمه خیلی حال میده اما خب لذت یه سکسو نداره... ازینکه همش ازینکارا میکنم و همجنسبازی خدایی خودم راضی نیستم آخه آدم بی اعتقادی نیستم خونوادم هم همینطور معتقد هستن همشون..
آخه چراااااااااااا ...
داخل این انجمن میگشتم یه بار دیدم یه عده خوششون میاد لباسای زنونه تنشون کنن اصن دیدم حالم بهم خورد خیلی ازین مدل گی ها بدم میاد که لباسای توری و اینا میپوشن.. توی خونه وقتی تنها میشم و باخودم حال میکنم افسوس میخورم کاش یکی کپی خودم بود تابهم دوتایی ور میرفتیم آخه کمتر کسی رو خوشم میاد واسه اینکارا..
نمیدونم کاش یه روز بتونم اینکارا رو بزارم کنار آخه اینکار که یکی بیاد اینجوری منو بکنه و بعدش دوتامون افسرده بشیم بخاطر کارمون برام جالب نیستش...خدام هیچوقت منو نمیبشخه بخاطر کارام میدونم از پسرایی که با پسرا رابطه اینجوری دارن و دوباره میرن با دخترا هم سکس میکنن خیلی بدم میاد حتی اگه تنش به دختر خورده باشه.. آخه یه پسر یا گی هست یا نیست دیگه اینکه فهمیدنش سخت نیست که !! میخاستم اینارو بگم گفتم یه چنتایی ام عکس بزارم نمیدونم حالا چرا... اصن بدرد کسی میخوره آخه ؟؟!! این عکس گذاشتنا که کاره مسخره ایه..اما خب منم مث بقیه چنتایی گذاشتم..آخه عکس گرفتنمون هم مسخرس باید یه دوربین بزاریم خودمون عکس بگیریم اونم با ترس و لرز ، که بابا اینا از خونه برن بیرون یه وقت برنگردن و .... !! اونوقت توی خارج عکسای حرفه ای اونطوری میگیرن از گی ها داخل استادیو و هرجایی که فکرشو بکنی.. چرا اینطوریه کاش ماهم یکم آزادی داشتیم بخدا..

?It never stops, does it


I'm not gay
     
#12 | Posted: 13 Apr 2012 10:36
softBoy69:
سلام
ایكس بوی (xb0y) جون گفت : اگه درددل دارم همینجا بگم كه همه ببینن - همینكارو میكنم بعدا بعد من دیگه عكس ندارم - بدنم موهاشو نزدم مدتیه حال اینكارو ندارم اونجوری هم زشت میفته،اما بخاطر اینكه چندتا عمس داشته باشید دو سه تا گرفتم - بعدا اگه شد تمیز كردم بیشتر میزارم،البته نمیدونم دوست دارید یا نه ولی نمیخوام یه وقت عكس من كار بدی بشه،دیگه چولم (همین اسم بهش میاد!) اونقدر كوچولوئه میترسم برای بعدا تو ازدواج همسرم نتونه ارضا بشه - شایدم بشه - بچه ها كه میگن مهم نیست؟

از چولم عكس گرفتم كه چون مو داشت نخواستم اونطوری بگیرم و دو سه تام همینطوری الكی انداختم دیگه در كل نمیدونم عكس گذاشتن بدرد كسی بخوره یا نه آخه فایدش چیه؟

دیگه من بعضی وقتا عكسای گی پسرا رو میدیدم اما الان اصلا بارم حال نمیدن - حدود 30 تا هم فیلم از سایتای معروف گرفته بودم با هزار بدبختی (شبا نمخوابیدم) بعد امروز اعصابم خورد شد همشو پاك كردم - مال یكسالو كه جمع كرده بودما این پسراش همشون خوشگل بودن و با هم كلی كارا بامزه میكردن اما اینجا همش آدم میترسه - اگه یكی پیدا بشه ام آدم بزرگه یا خیلی بدقیافه. من نمیدونم چرا اینجوری شدم - آرزو میكردم دو سه ماه خدا بگه آزاد باش بعد برم یه كاواره برا پسرا راه بندازم - دیگه پسرا همسن خودم كه هیچ راهی برای سكس ندارن بیان اونجا با هم بازی كنن و اینا. اصلا سكس واقعی هم نباشه همون بوس و بغل و اینا كافیه. من دلم نمیخواد همجنسباز بشم - از این كارامم ناراحتم ولی هیچ دوستی هم ندارم یا اگه داشتم نامرد و بی احساس بودن. دنبال میگشتم یكی مثل خودم گیر بیاد ولی پیدا نشد.

خلاصه از خدا خواستم كمكم كنه این كاری ناممكن كه این همه سال میخواستم بكنم یعنی دور شدن از سكس رو انجام بدم. منو همه به عنوان یه پسر موفق و مهربون میشناسن - كلی روم حساب میكنن اما با این جریان و این فكر و خیالا احساس میكنم شبیه حیوونا شدم. اصلا دیگه مثل دو سه سال پیش نمیتونم كارایی كه میخوام بكنم. همش یا تو فكر سكسم یا اونجام میخاره () بعدشم كه میرم درس بخونم اصلا حواسم نیست زودم خسته میشم

همه از ظاهرم فكر میكنن بچه مثبت و مامانی هستم اما من تمام خرابكاری ها و كثافت كاری ها رو دیدم و بعضی هاشم تجربه كردم. اگه یكی مثل خودم بود (شاید همین ایكس بوی خودمون) كنارم بود میتونستیم همه چیزا رو با هم در میون بزاریم و بهم كمك كنیم كم كم. ولی اینجا كه همه میخوان منو اعدام كنن چه میشه كرد؟

دوست عزیز هر انسانی نیازی داره اونم به درون خودش بر می گرده،تو هم باید نیازت براورده بشه و برات لذت کافی رو برسونه محم نیست که منو دیگران چی دوست داریم،اول باید تو تو چیزی که دوست داری بهش برسی،موفق باشی با هرکی که بهت اون لذت واقع ای رو میده.
در ضمن عکسای اولیت عالی بود من که کلی راست کردم،بازم ادامه بده ...... تنکس

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
     
#13 | Posted: 13 Apr 2012 17:00
shirafkan:
خوب فونسکا جان حالا مشکلت چیه؟ از چیزی می ترسی؟
بهر حال برای هر کسی این اتفاقا ممکنه بیفته
منم بچه که بودم خیلی خوشگل بودم

کلا بعضی مشکلای تو رو داشتم ولی کسی بهم تجاوز نکرد فقط یه بار یکی دست زد به کیرم یکی دو دقیقه خیلی بدم اوم د هنوزم از این اتفاق متنفرم
تو دقیقا چه مشکلی داری از اینکه با پسرا رابطه داشته باشی رابطه سکسی میگما. از این کار می ترسی؟ احساس گناه می کنی؟ چی؟؟؟

ermis:
دقیق نظر من اینه که پسر عموت حق نداشته با تو اون کارو بکنه به نظر من هیچ پسری حق نداره بچه کم سن و سال رو بهش تجاوز کنه چون بچه ها چیزی در این باره نمیدونن یعنی در کل از نظر من سکس با زیر ۱۸ سال کار کسیفیه چون اون بچه ها خیلی معصوم هستن و چیزی نمیدونن و این کار واقعن بهشون ضربه میزنه!

سلام سلام..


این همه پست رو اصن نخونده بودم ساررری..
به اینترنت دسترسی ندارم دیگه اونطوری..

الانم خواستم بگم که گی بودن که همش این نیست که سکس کنیم که.. همه فقط همینو میبینن آخه چرا ؟
پس احساس و عاطفه و عشق و اینا چی شدن ؟! یه سری هم که میان بهم فحش میدن من البته جوابشون رو نمیدم مث خودشون نیستم که..
بابا یکم جنبه هم خوب چیزیه بخدا..من اگه خودم عمدا گی شده بودم بیاین بهم فحش بدین اما حالا که میگم اینطوری بوده خب بابا درک کنید..
توی پیغام خصوصی و یاهو رفتم از تعجب خشکم زد آخه..

بدترین چیز که الان خیلی داغونم کرده اینه که چرا من باید هی پنهون کنم جلوی دوستام و فامیلا و اینا که اینطوریم ؟!
این که این مدت نقش یه آدم دورو رو بازی کردم باعث عذاب وحدانم میشه ، دوباره ازینطرفم که نمیشه بهشون گفت پس باید چیکار کرد ؟
یه دوستی دارم توی دبیرستان باهم بودیم ، آدمی که خیلی راحت باچیزا کنار میاد.. با تموم وجود رومو گذاشتم کنار بهش گفتم گی هستم تا حداقل یکی از دوستام اینو بدونه و بتونم بهش حرفای دلمو بزنم.. البته اینو داخل یاهو بودیم بهش گفتم ، خب اونم خیلی راحت باهاش کنار اومد و چیزی هم نگفت.. البته ازون روز نمیدونم چرا برخوردش با من یکم عجیب غریب شده که همش الان هوامو میگیره و سعی میکنه نزاره ناراحت باشم..
توی دانشگاهم که دخترا حالا بهم تیکه میندازن !! میدونی هیچ چیز بدتری ازین نیست که گی باشی ( که این یعنی با دخترا حال نمیکنم ) و بعد دخترا بخوان اذیتت کنن و تیکه بارت کنن.. دوران تحصیلی من همیشه با یه مشکلی روبروهه !! بعد از همه بدتر دوستام میپرسن مثلا چرا نمیبری با یکی دوس شی و بعد به نظر شما من چه جوابی دارم بدم بهشون !!؟؟ بگم نمیتونم با دخترا دوس شم که تابلوهه !!

اما درکل ازین که الان حداقل یکی از دوستام میدونه من چیکارم خودش خیلی بهم کمک کرده تا ازین بار عذاب وجدان راحت بشم یکمی..

راستی جالب بود که میگین پسر عموت حق داره !!! هیچ کس نمیگه من یه بچه بودم و نباید کسی اونکارو باهام میکرد
شاید اصن شروع همه ی این کثافتکاری ها که الان میکنم بخاطر اون پسر عموم بوده نمیدونم

مرسی از پیاماتون به هرحال البته وقت نکردم جوابتون رو بدم ، شاید دوباره بیام و بحث کنیم باهم اگه شد..

بوووووووووووس روی لپتون نه لباتووووووووووون

?It never stops, does it


I'm not gay
     
#14 | Posted: 18 Apr 2012 06:34
ermis:
به نظر من هیچ پسری حق نداره بچه کم سن و سال رو بهش تجاوز کنه چون بچه ها چیزی در این باره نمیدونن یعنی در کل از نظر من سکس با زیر ۱۸ سال کار کسیفیه چون اون بچه ها خیلی معصوم هستن و چیزی نمیدونن و این کار واقعن بهشون ضربه میزنه!
دلم میخواد یه جایی حرفای دلم رو بزنم اما با محیط اینجا اصلا نمیتونم کنار بیام هرپیجی رو که باز میکنم همش عکسای سکسی هستش و نمیتونم پیج رو اونقدر باز نگه دارم که چیزی توش بتونم بنویسم! این خیلی بده!شاید یه روز حرفای دلم رو بتونم بنویسم شاید هم نه!

کاملا با حرفاتون موافقم ارمیس جان.. به نظر من هم به هیچ وجه نبایستی بچه های معصوم که هیچی هم از این چیزا نمیدون رو آلوده به این مسایل کرد
درباره حرف دلت هم بگم که هرکدوم از ما گی ها به شدت نیازمند یه همدرد و یه همزبون واسه درد دل نگفتمون هستیم.. همونطور که Lyndsy عزیز هم میگن که با مطرح کردن این موضوع به دوستش یکم سبکتر شده! من خودم هم به شدت اینجوریم و لازم دارم که با کسی درددل کنم و وقتی میرم رو یاهو با دوستای گی مجازیم چت میکنم یه ریز حرف میزنم و حرفای دلمو میریزم بیرون.. اینه که واقعا نیاز ما جنسی نیست بلکه روحیه و همچنین روانی.. زندگی کردن تو جامعه ای مثل ایران، روح و روانی رو واسمون نذاشته

تاسفم برای بنده ای است که بندبند لحظاتش بنده ی بندگان بنده ی شهوتیست که بندبند روحش را به بند میکشند و بند تنش را میدرند.
>>>>>>>>> Only Love <<<<<<<<<
     
#15 | Posted: 30 Apr 2012 02:15
boy_friend:
سلام ، داداش زور بیخود نزن ، بهترین كار اینه كه از چنین آدمای بی فرهنگی فاصله بگیری

remogay:
اولا که تو گناه نکردی و این یه حسه که خدا بهت داده/من الان با یکی هستم که من اونو به عنوان همسر خودم میدونم/تا الان هم با هم سکس های زیادی داشتیم و در کنار هم احساس ارامش میکنیم/سخته ولی اگر دنبالش بگردی یکی رو پیدا مکنی که بتونه درکت کنه/تو هم بدن خوبی داری و هم از اون مهمتر از این که اومدی و حرف لت رو گفتی معلومه که دل مهربونی داری پس زودتر از اون چیزی که فکر کنی به خواستت میرسی/فقط امیدوارم که مثل من گیر ادمای خیلی ناجور نیوفتی

mehdi0661:
سلام به شما
از این ماجرا که پسر عموت در زندگی تاثیر بدی گذاشته تاسف خوردم.
از این که اون بی شرف بوده شکی نیست و اگه من جای تو باشم یه روزی ازش انتقام میگیرم
اما در باره حست باید بگم بهت که اصلا نگران نباش
اگه شما یکم تلاش کنی و راهنمایی هایی رو که بهت میگم انجام بدی و بهشون عمل کنی می تونی زندگی آرامی داشته باشی عزیزم

coolman:
دوست من ,
من گی نیستم اما معتقدم انجا که خوش است بهشت همانجاست . اگه از این کار لذت میبری خدا هم لذت میبره به جای غصه خوردن بگرد دنباله دلیلت برای گی گردن

behzad11:
من درست همین مشکل رو دارم یکی ازاین روزا رگم رو میزنم.البته رگ گردنم رو چون رگ دستم رو یه بار زدم ولی ...

kooni4:
این افکار واسه همه جی ها بوده .باید تکلیفتا با خودت روشن کنی.همه همجنسگرایان از سنین پایین به این قضیه رسیدن .حالا واسه انسانهای مختلف این سن متفاوته.یکی از ۱۴ سالگی این حس رو درک میکنه یکی در ۲۰ سالگی.اما مطمئن باش یه روز به یقین نزدیک میشی.بعیید میدونم روزی ۱۰۰% به کاری که میکنی ایمان بیاری اما وضعیتت از این ناپایداری و شک در می آید.شاید فکر کنی من ۳۰ سالی داشته باشم که اینگونه حرف میزنم اما باید بگم فقط ۲۰ سالمه.منتهی من زود به ماهیت وجودیم پی بردم و زود خودما باش وفق دادم.شاد باشی

با دوستان موافقم
خوشحالم كه هنوز همچین آدمايى پيدا ميشن
اميدوارم به هرچى كه ميخواى برسى

هركس به طريقى دل ما ميشكند!
منم ديگه عادت كردم!
     
#16 | Posted: 11 May 2012 16:10
heil:
همجنس بازي دليلي بر عقده هاي كودكي و نداشتن سكسه مطلوب در دورانه جوانيست

gayma:
به نظر من اینا همش حرف مفته ادم ازچند راه کونی میشه اول کمبود شخصیت مثلا با دیدن کیر گنده حشری بشه بخاطر این که خودش رو کم میدونه میخواد اینو یه جوری جبران کنه و... دوم اینکه از روی نادانی بده همون یکبار کافیه تا معتاد به این کار بشه میدونید چرا؟ چون بنا بر تحقیقات دانشمندان مویرگهای داخل روده (سوراخ کون) بشدت حساسن و اگه تحریک بشن دیگه سخته بشه به حالت اول برگردن و اگه آب منی هم داخلش ریخته بشه که بدتر اعتیاد میاره ولی دوستان من نمیخوام منکر لذتش بشم چون هرچی که اعتیاد بیاره با ارضا شدن لذت داره ولی میخوام به اون دوستی که گفت از گی حالش بهم میخوره بگم ترکش سخته ولی شدنی بابد یک مدت با دخترا قاطی شی کم کم حست به کون دادن ضعیف میشه تو پسر خوشگلی هستی حیفه با این کارا خودتو بدبخت کنی

واقعا شما اینطور فکر میکنین؟ خب نظرتون هرگز نمیتونه درست باشه. خیلی جالب نیست که چیزی رو که بدون فکر درست و از سر عقده های شخصی به نظرتون میاد رو همینطوری بیانش کنین. فکر میکنم سپهر جواب خیلی خوبی به حرف خنده دار شما داده باشه و متوجهتون کرده باشه که حتی اگه نظرتون واقعا همینه هم حق توهین ندارین. کسی که به پسربچه ها تجاوز میکنه لایق هرچی که بگین هست ولی کسی که نیاز روحی و جسمیش بودن با همجنس خودشه خیلی هم انسان سالم و طبیعی و محترمیه.

ermis:
من با "ادی خسا" موافقم خیلی از وقتا هستش اصلا به این که طرفم حتی گی هست یا نه نگاه نمیکنم دوسش دارم میخوام تمام مهبتم رو به پاش بریزم! هرچی میخواد براش فراهم کنم ! درسته این رفتار یه دختر نسبت به یه پسر هستش این چیزی نیست که بعد از مدتی برای کسی بوجود بیاد نه من دلیلش رونمیدونم اما اونایی که میدونن نگفتن که ما باید بمیریم!
خیلی حرفا دارم که بزنم اما کاش محیط اینجا انقدر پر از عکسای سکسی نبود میتونستم هر وقت که خواستم پیج رو باز کنم و حرفم رو بزنم و بنویسم الان تو یه توت پد دارم تایپ میکنم تا فقط تو قسمت جواب کپی کنم!!! خیلی خیلی حرف دارم اما واقعن این محیط برام اصلا جذاب نیست فقط مطالب هستن که گاهی وقتا خوب و آموزنده هستن یا بدردم میخورن!!!

توی ایران اینقدر مشکلات دیگه هست که دیگه گی ها و مشکلاشون گمن میون اونها. چه فایده داره بشینیم و بگیم ای کاش. یا باید سوخت و ساخت و دم برنیاورد یا باید به فکر چاره بود. خب هممونم تنبلیم. مشکل همینه.

shirafkan:
آقا جان این نیاز های تو طبیعیه ولی
ولی تو باید به خاطر پاره ای مساول دیگه اینها رو کنار بذاری
جامعه از توبه عنوان یه مرد چیزهایی رو می خواد که یه گی شاید نتونه یا سخت باشه
مثلا اینکه باید بری کار کنی در عین حال این کار کردن بین بقیه مردا باشه .......
اینجا ایرانه یه کشور عقب افتاده
تو گی نیستی ولی چون توی کودکی بهت تجاوز شده فکر می کنی گی هستی تا این فشار روانی ناشی از تجاوز رو کاهش بدی
همچین چیزی تو روانشناسی وجود داره

بله اینطوریه که برای اونی که بهش تجاوز شده دل میسوزونن و میدوننم که واقعا تقصیری نداشته اون. ولی کسی که خودش کون بده رو آدم درست و حسابی نمیدونن. خب این از ناآگاهی و سنتی فکر کردن مردم و فرهنگ های ناقصشونه. گی بودن مثل قد بلند بودن مثل سفید بودن یا سیاه بودن و مثل خیلی چیزای دیگه یه مسیله ی طبیعیه. درست میگی.

sepehr08844:
چرا کسی که کون میده بهش میگن کمبود و انحراف؟ ولی کسی که کون میکنه میگن خب لذت برده؟ گی خب هستش .و خیلیا گی هستن. یا میدن یا میکنن یا دوتاشونو انجام میدن. دوطرفه یعنی.خب ماهم گی هستیم و نیازمون به اینه که توی سکس مثلا مفعول باشیم. یا فاعل یا دوطرفه.این کجاش کمبود و انحرافه؟ خود همجنسگراها میگن این نیاز طبیعیه. ولی کسی کون بده اونم خیلی تمیز و روی حساب . نه به همه بده. پس انحراف نیست. کمبود نیست. ولی وقتی خود گی ها اینو بگن از دیگران چی میشه انتظار داشت؟

خود گی ها که فکر نمیکنم بگن کمبود و انحرافه کارشون. ولی بعضی ها که هم پسر میکنن و هم دختر معمولن به پسرهای کونی یا مفعول به چشم یه موجود دچار کمبود نگاه میکنن که خیلی بده کارشون. ولی گی ها نه اونایی که فاعلن و نه مفعول و نه دوطرفه ها هیچ کدوم فکر نمیکنم به خودشون بگن منحرف. ولی هیچ فرقی بین یک گی چه اونی که میده و چه اونی که میکنه نیست. هردوشون گرایش جنسی همجنسخواهانه دارن. باقی مردمم که همیشه فقط فکر میکنن خودشون انسان طبیعی هستن ممکنه به گی ها خیلی چیزا بگن که اصلا هم مهم نیست حرفشون. ما همینیم که هستیم. دست خودمونم نبوده. از اول بودیم یا به مرور اینطوری شدیم. راضی هم هستیم ازش. خیلی هم خوش میگذره.

خب من فکر میکنم باید مردای سن بالایی که هنوز تمایلات همجنسگرایانه دارن رو هم پذیرفت. درسته که دیدن صحنه های سکس اونا با هم زیاد خوشایند نیست و لذتی نداره ولی خب اونا هم دل دارن دیگه.

ما بعضی وقتا در شرایطی قرار میگیریم که عصبانیت یا ترس یا غم جلوی منطقمونو میگیره و طوری میشه که از رفتار خاصی از دیگران نوعی برداشت خاص میکنیم که با واقعیت خیلی فاصله داره. خودمون فکر میکنیم که درست میگیم و اونچه که برداشت کردیم و فهمیدیم حقیقته ولی در اصل داریم اشتباه میکنیم. میتونیم با کمی صحبت کردن و دور کردن ناراحتی و ترس و خشم از خودمون از اونا برای رفتارشون توضیح بخوایم و اجازه بدیم که برامون بگن که چه اتفاقایی افتاده. همیشه باید به دیگران هم فرصت داد تا از خودشون دفاع بکنن و نباید یک طرفه و به سرعت به قضاوت نشست و حکم صادر کرد. عشق و دوستی با ارزش تر از این حرفاست که با یک تندخویی از بین بره. کسی که عاشق کس دیگری هست همیشه اونو توی قلبش نگه میداره و منتظرشه و میخواد به هرقیمتی هم شده به معشوق نازنین خودش بفهمونه که اون همه ی عشقشه و چیزی و کسی جز اون براش توی این دنیا حتی ذره ای ارزش نداره. معشوق هم باید این فرصتو به عاشقش بده تا براش توضیح بده. چون در نهایت همه ممکنه انو تنها بذارن ولی عاشقش هیچ وقت نمیتونه از یاد اون توی دلش کم بکنه و همیشه به یاد اون هست.
     
#17 | Posted: 10 Aug 2012 09:06 | Edited By: gayboy33
sepehr08844:
منم از تنهایی و تنهایی و بازم از تنهایی میام اینجا و اگه میرفتم یکاری میکردم از بس تنها بودم. اینجام میام و دنبال دوست میگردم باهمدیگه صحبت کنیم و در باره سکس و هرچیز دیگه بگیم فقط برای تنهاییمونه.وگرنه چند نفر توی خانواده یا فامیلامون بود که باهمدیگه سرگرم بشیم که نمیومدم اینجا.فکر میکنم دیگرانم اینطوری تنهان.

یه حقیقت خیلی تلخ گفتی.. راستش یه لحظه ناراحت شدم.. من همیشه این کمبود رو در خودم مخفی میکردم و به نوعی خودمو گول میزدم ولی دلیل اصلی اینی که همش خیلی میام نت همین کمبودیه که شاید خیلیامون اونو تو خودمون احساس میکنیم.. خیلی وقتها فکر میکنم به پوچی رسیدم.. واقعا میگم.. پوچِ پوچ.. هیچِ هیچ.. الیناسیون میگن بهش.. ولی خـــــــــــب..
الانم که دیگه کار دارم ..دیگه نمیخام بیام.

تاسفم برای بنده ای است که بندبند لحظاتش بنده ی بندگان بنده ی شهوتیست که بندبند روحش را به بند میکشند و بند تنش را میدرند.
>>>>>>>>> Only Love <<<<<<<<<
     
#18 | Posted: 10 Aug 2012 20:38
gayboy33:
یه حقیقت خیلی تلخ گفتی.. راستش یه لحظه ناراحت شدم.. من همیشه این کمبود رو در خودم مخفی میکردم و به نوعی خودمو گول میزدم ولی دلیل اصلی اینی که همش خیلی میام نت همین کمبودیه که شاید خیلیامون اونو تو خودمون احساس میکنیم.. خیلی وقتها فکر میکنم به پوچی رسیدم.. واقعا میگم.. پوچِ پوچ.. هیچِ هیچ.. الیناسیون میگن بهش.. ولی خـــــــــــب..
الانم که دیگه کار دارم ..دیگه نمیخام بیام

بله هممون میخوایم این چیزا رو پنهون کنیم.یه چیزای هست که میدونیم همه دارن مشکلشو ولی همه از همدیگه از خودمونم پنهونش میکنیم.اصلا همینم که بعضی چیزا رو میگمشون اینجا چون دیدم من میدونم .دوستای دیگمم میدونن.خیلیایم اینطورین. بیشتر اینا که تک فرزند هستن همین مشکلو دارن .یا بچه اخرن و تنهان.اینطوری پوچ میشه همه چی بقول شما.حالا خوش بحالتون کاری دارید. من ندارم.پوچ نه که خدا رو فراموش کنم ها. نه .یعنی هیچی تو زندگیمون نیست بهش مشغول باشیم.نمیدونم چکار باید کنم

lovelyb0y:
منم دقیقا همین مشکلا رو داشتم و دارم ۲۲ سالمه نمیدونم چمه ی مدت بدجور دوس دارم بدم !!!!!!!!!! آخه چم شده من،بجه ها اگه از کئن بدیم سوراخ می خاره یعنی عادت می کنه ؟

این اقا سوال کردن ولی جوابی کسی نداد بهشون.من هنوز ۲۲ سالم نشده ولی از یک نفری که همین حدودا بود سنش یک چیزی شنیدم که شاید جواب ایشونم همونه.میگفتش توی بچگیم خیلی میترسیدم نکنه کسی بکنه منو و خانوادم بفهمند و بابام بزنتم .ولی بعدش که بزرگ شدم میگفت اون احساس شهوت رو دارمش بازم ولی احساس ترس رو ندارم.شمام شاید اونطوری شدین.شهوته هستش ترس نیست اینطوری گیر کردین.اینم که میگید میخاره یا کسی کرده شما رو یا خودتون چیزی کردین توش که بلند بود.خارشش میفته.ترس نداره.عادت هم نداره.من اگه نتونم خودم اینوری سکس کنم فکر میکنم بادمجون از همه چیز بهتره.که کلفت باشه ولی خیلی بلند نباشه.چون اون حسش دست برنمیداره از سرمون.

farbod08844:
این بحث خیلی پیچیده ای هستش. شاید باید کتابای زیادی بخونیم تا بفهمیم چکار باید کنیم. من فکر میکنم این تنهایی اگه بهش خوب فکر کنیم و بتونیم راه درست استفاده ازش رو پیدا بکنیم همچینم چیز بدی نمیشه دیگه. میتونه خیلی چیزایی رو که نمیدونیم رو بهمون یاد بده. ولی فکر میکنم اول باید اون چیز یا کاری که بهش علاقه داریم رو پیدا بکنیم و بعدش وقتمون رو بذاریم روش. ولی خب تنهایی درد همه ی آدماس و برای هممون واقعا سخته تحملش. من که خودم دارم اینارو میگم اگه این شبا تنها بمونم چیزی جز کلافگی نصیبم نمیشه. تنهایی رو گاهی دوست دارم ولی کلافگی رو هرگز...

حالا کمبود شخصیته یا تنهایی یا تجاوز و مجبور شدن به سکس یا هرچی. خب حالا دیگه شده. چکار میشه کرد که بدتر نشه. بعضیا سکس رو ادامش میدن و لذتشو میبرن .بعضیا نمیدن ولی شهوتشونو با خودارضای خالی میکنن. بعضیام خیالشونه با پسری سکس نکنن ولی دختری رو بکنن ثواب داره.اونای که عقیده دارن میدونن که سکس میکنن مزشو هم میبرن ولی گناهشو قبول دارن. حالا شخصیتشون هرچی شده باشه که نمیتونن کاری دیگه بکنن.مثلا میگن معتادا ارادشون ضعیفه. خب ضعیف باشه. ولی ادمن دیگه باید کمکشون کنن.نه بهشون فحش بدن دیگه.

khoda negahdar baraye hamishe
     
#19 | Posted: 19 Aug 2012 19:28
faread08844
اصلا این چیزایی که این آقا گفته خیلی متعصبانه و دور از واقعیته. این همه درباره ی این مسایل حرف زده شده بازم کسایی پیدا میشن که مغرورانه کسانی رو که مثل خودشون نیستن رو به باد توهین میگیرن. واقعا کارتو خیلی بد بوده. هیچ کدوم حرفاتونم درست نیست. فکر کنم بیشتر ناشی از یه عصبانیت و یا جو زودگذری بوده. اصلا عقلانی نیست.

zemestoon
شما باید با حقیقت وجود خودتون کنار بیایین. فرار کردن یا غصه خوردن که دردی رو دوا نمیکنه. هر اندازه تلاش بکنین که گی بودن خودتونو نادیده بگیرین به همون اندازه شرایط براتون سخت تر و سخت تر میشه...خب وقتی میکنن شما هم بدین البته با احتیاط....این شرایطی که شما دارین اونطور که توصیف کردین به جز اینکه شمارو از نظر روحی روانی بیمارتون بکنه هیچ خاصیت دیگه ای نداره...پس عوضش کنین بدون هیچ ترسی...میتونین برای رفتن به خارج و زندگی آزادانه به عنوان یک گی به عنوان بهترین راه حل فکر بکنین ولی اگه امکانشو ندارین در همین ایران هم میشه شرابط بهتری برای خودتون بسازین...نا امیدی و غم دردی رو دوا نمیکنه دیگه...
     
     
#20 | Posted: 19 Aug 2012 22:50
یکبار یه پسری بود اسمشو نمیگم حالا.ازم پرسید بعضیا سکس میکنن و مثلا یکبار یا چند بار کون میدن.و منم دادم اینطوری. ولی بعضیا سکسشون خیلی زیاده.مثلا توی چند سال خودشون قبول کردن خیلیا باهاشون سکس کنن.بعدش گفت منم میخوام اینطوری بشم.بذارم خیلیا بکنن .حالا هر اسمی داره .منم اونطوری بشم. براش گفتم من میدونم چه احساسی داری. شهوتت خیلی زیاده و بجای اینکه چند نفر زیاد باهات سکس کنن بجاش میخوای بذاری خیلیا تورو بکنن.اینقدر براش از اینکه چقدر اذیت میشی و ناراحتیاش چیا هستن و بخوای مریض نشی چقدر باید ازمایش بدی و این چیزا گفتم که خودش دیگه هیچی نگفت.بعدا بهم گفت الان من فهمیدم که اونموقع زیادی منو ترسوندی ولی برای چی نمیخواستی من سکسم زیاد بشه؟ گفتم برای اینکه تو ازم سنت کمتره من میدونم چه حالتی داری. پسرا توی اون سن سال به سال فرق میکنن. مثلا وقتی چهارده سالشونه سکس براشون یه چیزی دیگه هست ولی سال بعدش به سکس طوری دیگه فکر میکنن.منم چون میدونستم اینو نمیخواستم تو خودتو خراب کنی. خیلیم تشکر کرد.ولی خودمم نمیدونم علتشو که چرا توی اون سن فکر به سکس برای پسرای سنای مختلف فرق داره یا حتی شهرای کوچک و بزرگ هم فرق داره؟ ولی هر چی هست باید بهم کمک کنیم .قبول دارید اینو؟

khoda negahdar baraye hamishe
     
صفحه  صفحه 2 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  8  9  10  11  12  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / چرا به دادن علاقه مند شدم؟! / پسر 19 ساله + عكس بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites