تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

Puzzle | معما

صفحه  صفحه 37 از 70:  « پیشین  1  ...  36  37  38  ...  69  70  پسین »  
#361 | Posted: 7 May 2012 19:51
Mamal_khan_113:
undefined

تلاش نکن راه حل نداره خیالت راحت در ضمن سه تا خونه سه تا نقطه هستند.
     
#362 | Posted: 8 May 2012 14:16
شخصی برای رهایی از اتاقی که تنها شامل یک لامپ روشنایی ، یک شیر آب و سینک زیر آن بدون هیچ پنجره ای است ، بایستی به رمزی دست یابد که حرف مجهول آن به محل قرار گیری این اتاق مربوط است . این حرف ، حرف اول شهری است که این اتاق در آن قرار دارد.او می داند این شهر یکی از دو شهر طرابلس پایتخت لیبی و یا ملبورن یکی از شهرهای استرلیا است و تنها یکبار شانس امتحان رمز دریافتی را دارد . این شخص بکمک اطلاعات عمومی خود از دوره آموزش علوم پایه در دانشگاه قادر به رمز گشایی و رهایی از اتاق می گردد .
آیا می توانید روش او را حدس بزنید ؟
.
حتما دلیل با دلیل جواب دهید.

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#363 | Posted: 9 May 2012 03:40
https://www.looti.net/2_135_60.html#msg141616349
جواب.
.
شير آب را باز مي كند آب از خروجي سينك بصورت دوار خارج مي شود .اگر آب در جهت عقربه هاي ساعت خارج شد شخص در نيكره شمالي زمين و در طرابلس مي باشد و اگر در خلاف جهت عقربه هاي ساعت خارجشد شخص در نيمكره جنوبي زمين و شهر ملبورن مي باشد زيرا ملبورن در نيمكره جنوبي و طرابلس در نيمره شمالي قرار دارند.
.
دلیل.
.
بخاطروجودنيروي كوريولي مربوط به دوران زمين است كه جهت آن دردونيمكره شمالي وجنوبي عكس هم مي باشددرنتيجه جهت چرخش آب هم دردونيمكره برعكس است

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#364 | Posted: 9 May 2012 03:52
پسر که تازه به سن پرسشهای فلسفی گام نهاده و مانند پدر آنقدر با تجربه نیست که همه چیز برایش عادی و بدیهی باشد می پرسد :
چرا رنگین کمان ، کمانی شکل است ؟ پدر که عمری را پشت سر گذارده و مجموعه تجارب حسی و ادراکی بی پایانش تقریباً اشباع شدهاست ، مطابق عادت همیشگی از کنار این پرسش گذشته و می گوید : اگر کمانی نبود که به آن رنگین کمان نمی گفتند !
کودک که تازه سر از تخم درآورده بدلیل تجارب محدود ادراکی و شناختی ، نسبت به همه اتفاقات بیرونی حساس بوده و در کنار هر پدیده ای یک علامت سؤال می گذارد . پدر نیز با افزایش تجارب حسی خود مهارتهای زیستی – اجتماعی خود را افزایش داده ، اما از نظر حس پرسشگری دچار کرختی شده و تنها نسبت به پدیده هایی که خارج از چارچوب عادتهای حسی اوست عکس العمل نشان می دهد . مثلاً تا شاهد پدیده خورشید گرفتگی نباشد اساساً متوجه وجود چیزی به نام خورشید نمی شود .
خوب به نظر شما دلیل کمانی بودن رنگین کمان چیست؟

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#365 | Posted: 9 May 2012 08:47
پاسخ :
اول از همه توجه كنيــد كـه قطـره هـاي آب در حـال سـقوط كروي شكل اند ، پس به سراغ نحوه برهــم كنـش يـك پرتـو نـور سـفيد ، بـا يـك كـره شـفاف مـي رويـم . اگر كمـي بـــا چگونگي شكل گيري رنگين كمان آشنا باشيد مي دانيــد كـه رنگين كمان اصلي را مجموعه پرتوهايي كه در مرز قطرهوا، دوبار شكسته و يك بــار بـاز تـابيده انـد، مـي سـازند و چـون ضريب شكست آب براي رنگهاي مختلف متفاوت است، نور سفيد در ضمن اين شكســت هـا بـه اجـزاي رنـگي اش تجزيـه ميشود،اما نور خورشيد پيوسته است و در تمــام نقـاط رو بـه نور قطره با آن برخورد مي كند كه شرايط بازتاب و شكســت در هر يك از اين نقاط ، متفاوت است.
مثلا پرتو نوري كه راستاي آن از مركز قطره مي گذرد، بدون شكست وارد آن شده و در سوي ديگر باز تابيده مــي شـود و روي همان مسير ورودي بــه بـيرون بـر مـي گردد. بـه عبـارت ديگر پرتو به وسيله قطره 180 درجه تغيير جهت مي دهــد، در مقابل اگر پرتو نور مماس بر قطره به آن بتابد،مي توانيد ببينيد كه هنگام ورود به بيشـترين مـيزان ممكـن مـي شـكند و پرتـو خروجي با پرتو خروجــي بـا پرتـو ورودي زاويـه حـدود 165 درجه مي سازد، بررسي بيشتر نشان مي دهد كه در بين اين دو وضعيت حدي ، زاويه انحـراف زاويـه بيـن پرتـو خروجـي و ورودي از 180 درجه كاهش مي يابد بــه مقـدار كمينـه 138 درجه مي رسد و سپس دوباره تا 165 درجه بالا مــي رود، امـا چون در اطراف مقدار كمينه، تغيـير زاويـه كـم اسـت، بخـش بزرگي از نور فـرودي ، در حـول و حـوش ايـن زاويـه 138 درجه از قطره خارج مي شود.به عبــارت ديـگر ، شـدت نـور خروجي در تمام زوايا يكسان نيست و بيشتر نـور رنگينـي كـه از قطره بيرون مي رود، با جهت تابش خورشيد، زاويه حــدود 138 درجه يا معادل آن 42 درجه مي سازد. البته ايــن زاويـه، بستگي به رنگ پرتو دارد و بين 40 تا 42 درجه براي رنگهاي قرمز تا بنفش متفاوت است. بنابراين مي توان تصور كـرد كـه تنها در زواياي حــدود 42 درجـه ، پرتوهـاي رنـگي بـه طـور مؤثر از قطره خارج مي شوند.

حالا تصور شكل رنگين كمــان، كـار سـاده اي اسـت، فـرض كنيد در بعد از ظــهر ، خورشـيد در حـال تـابش و فضـا پـر از قطره هاي كروي آب است و شما هم پشت به خورشــيد و رو به شرق ايستاده ايد، در اين وضعيت نور رنــگي كـه بـه چشـم شما مي رسد، مجموعه نورهاي خـارج شـده از تمـام قطراتـي است كه خط واصل چشم شما و آنها با راستاي نور خورشيد، زاويه بين 40 و 42 درجه مي سازد.
كه نيم زاويه رأس آن حدود 42 درجه است. چيزي كه شما از رأس اين مخروطي مي بينيد مقطع آن است، يعني يك نوار دايره اي به پهناي زاويه اي بين 40 و 42 درجه كه رنگهاي قرمز تا بنفش را در خــود جـاي داده اسـت، البتـه سطح افق، اين دايره را قطع مي كند و چون قطـرات آب تنـها در هـوا حضـور دارنـد، شـما تنـها كمـاني از يـــك دايــره را ميبينيد. اين كمان، وقتي پرتو خورشيد موازي با افـقي عني هنگام غروب به بيشينه خــود مــي رسـد و بـه نيـم دايـره تبديل مي شود. البته در آســمان و مثـلا از درون هـودر شرايط مساعد مي تـوان رنگيـن كمـان دايـره اي را هـم ديـد .

 
 
Signature
 
 
     
#366 | Posted: 9 May 2012 08:57
جزر و مد
دو شریک بازرگان ، بارهای تجاری خود را از بندری در این سوی عالم به بندری در آن سوی دیگر توسط دو کشتی جابجا می نمایند . برنامه کاری آنها به نحوی است که موقع بار گیری یک کشتی از یک بندر ، دیگری در آن سو مشغول بار اندازی است .
شریک اول شایعاتی مبنی بر عدم صداقت شریک دیگر شنیده و مترصد فرصتی برای کشف حقیقت است . روزی که شریک اول در بندر مبدأ منتظر بالا آمدن آب جهت پهلو گرفتن کشتی جهت بار اندازی است ، تصمیم می گیرد با شریک خود صحبت کند . در این حین متوجه می شودکه او نیز در آن طرف کره زمین ، منتظر بالا آمدن آب جهت بارگیری است .
او پیش خود فکر می کند ، اگر جاذبه ماه عامل جزر و مد آبهای اقیانوسها است ، بنابراین امکان وقوع جزر همزمان در دو سوی کره زمین وجود ندارد و شریکش باید در محل دیگری لنگر انداخته باشد . او استدلال می نمود که جهت نیروی اعمالی به نقاط نزدیک به کره ماه در جهت جدایی جسم از زمین است و سوی نیروی اعمالی به نقاط متناظر در آن طرف همان جهت قبلی است که این بار سبب فشرده شدن جسم به سطح زمین می شود . در واقع او تأثیر جاذبه ماه را مانندجارو برقی عظیمی تصور می نمود که همه چیز در سطح زمین را به سوی خود می کشد . بنابراین نزدیکترین نقطه به ماه در شرایط حداکثر مد و دورترین نقطه در شرایط حداکثر جزر قرار خواهند داشت .
آیا دلیل شک شریک اول صحیح است ؟ نظر شما چیست ؟

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#367 | Posted: 9 May 2012 09:16
فکر کنم اینجوری باشه
فاصله زمین تا ماه نسبت به قطر کره زمین خیلی بیشتره
یعنی تاثیر جاذبه ماه روی هر دو طرف زمین تقریبا برابره

 
 
Signature
 
 
     
#368 | Posted: 10 May 2012 05:02
نیروی وارد از طرف کره ماه بر اجسام در سطح زمین بر خلاف تصور چنان نیست که موجب برآمدگی در نزدیک ترین نقاط همسایگی به ماه و فرو رفتگی در نقاط دور دست شود . این نیرو چنان عمل می کندکه گویی ماه دستان خود را بر دو گوش زمین فشرده باشد و بر اثر آن پیشانی و پشت سر آن بالا می آید ، در حالیکه در دو ربع دیگر درسطح زمین فرو رفتگی بوجود می آید . بنابراین شریک مرد بازرگانحرف خلاف واقعی عنوان نکرده بود .
نیروی وارد از طرف کره زمین به جسمی در سطح آن تابع شتاب جاذبهدر نقطه مورد نظر است . این شتاب نمی تواند متأثر از جرم بزرگی مانند ماه نباشد . از آنجا که موقعیت اجسام نسبت به ماه ثابت نیست این تأثی از ماهیت متغیر اما تکرار شونده بر خوردار است .
معادله شتاب وارد بر جسمی به فاصله r از یک شیئی به جرم m مطابق قانون جاذبه عمومی نیوتن چنین است :

شتاب وارد بر جسم s در سطح زمین با حرکت وضعی زمین به دور خود، بدلیل تغییر فاصله r تغییر می کند . این شتاب در نقطه A از بیشترین مقدار و در نقطه B از کمترین مقدار برخوردار است . در عین حال جهت این شتاب در هر دو نقطه یکسان و به سمت ماه است ، بنابراین ظاهراً تأثیر جرم ماه بر شتاب اضافی وارد بر اجسام در سطح زمین در نقطه B به سمت مرکز زمین ( سنگین شدن ) و در نقطه Aبرعکس آن ( سبک شدن ) می باشد . این موضوع منطبق بر تصور ابتدایی افراد از موضوع جاذبه ماه و تبعات آن منجمله جزر و مد است . یعنی آبهای نزدیک به کره ماه به سمت آن کشیده شده ، پدیده مد را موجب می شوند و نقاط دور تر به سمت مرکز فشرده شده و جزر را بوجود می آورند . اما این تصور با واقعیت انطباق ندارد ، چرا؟
اگر جرم s مجبور بود در غیاب جرم کره زمین به دور مداری معادل شعاعکره زمین به حرکت چرخشی خود ادامه دهد ، تصورات ما با واقعیتهای فیزیکی انطباق می یافت . اما در شرایط واقعی جرم s بخشی از جرم فوق العاده زیادکره زمین است که خود آن نیز در کل متأثر از جاذبه ماه است . جرم بزرگ زمین از تعداد بسیار زیادی جرم کوچک شبیه s تشکیل می شود که هر یک به تنهایی در تعامل ثغلی با جرم کره ماه هستند . اما چگونه می توان این تأثیرات بینهایت کوچک ، در عین حال بینهایت پر تعداد را در تحلیل قوانین حاکم بر رفتار اجرام منظور نمود ؟
این مسئله ای بود که فکر نیوتن را به مدت 25 سال به خود مشغول کرده بود . او قانون جاذبه عمومی را کشف کرده بود اما قادر به استفاده از آن در توضیح ساز و کار منظومه شمسی نبود تا سرانجام موفق به اختراع مفهوم بسیار قدرتمند حساب دیفرانسیل و انتگرال گردید ، ابزاری که او را قادر به جمع بینهایت عنصر برداری کوچک و اختیار یک بردار شتاب معادل در مرکز جرم اجسام بزرگ می نمود . حساب دیفرانسیل ابزار بسیار قدرتمند ریاضیات کاربردی است که امروزه دانشجویان معمولی نیز در سال اول دانشگاه با آن آشنا شده وآنرا بکار می برند ، موضوعی که نابغه بی مانندی مثل نیوتن را 25 سال به خود مشغول ساخته بود . این موضوع حکایت از اهمیت ساختارهای فکری قابل انتقال به افراد در قالب سیستمهای موفق آموزشی و اهمیت فوق العاده الگوریتمهای ذهنی نزد افراد دارد .
بدین ترتیب علاوه بر شتاب وارد بر یک جرم منفرد s ، شتاب دیگری بدلیل حضور آن در ساختار جرمی زمین وارد می شود . شتاب اخیر دارای مقدار ثابت (بدلیل ثبات فاصله مرکز زمین از ماه ) و نیز جهت ثابت از سمت زمین به سوی ماه است (بردار آبی رنگ در شکل زیر ) .

بر آیند این دو شتاب ثابت و متغیر شتابی است مرکز گرا که بر شتاب gزمین تأثیر گذاشته و مقدار آن را تغییر می دهد . این شتاب متغیر است که دلیل اصلی پدیده جزر و مد می باشد .چنانکه در شکل زیر مشاهده می نمائید ، شتاب برآیند وارد بر جسم ، ناشی از جرم کره ماه ( بردار سبز رنگ که تفاضل دو بردار قرمز و آبی رنگ است ) ، در هر دو نقطه A و B برابر و در هر دو نقطه به سمت خارج زمین است . این شتاب برآیند در نقاط C و D نیز برابر اما مرکز گرا است . بنابراین جاذبه کره ماه سبب مد همزمان در نقاط A و B و جزر همزمان در نقاط C و D خواهد بود . از سوی دیگر بدلیل گردش 24 ساعتی زمین به دورخود ، جزر و مد در سطح کره زمین با تناوب 6 ساعته تکرار می شود.

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#369 | Posted: 10 May 2012 05:22
شیرجه خطرناک
یک قهرمان شیرجه تصمیم به پرش از ارتفاع بسیار زیاد در استخری با ابعاد کوچک می گیرد . او بارها این عمل را تمرین کرده و با مهارتی خاص مانند بک دوک در هوا شناور شده و بطور مستقیم در آب شیرجه می رود .
بالاخره روز نمایش در حضور دیگران فرا می رسد . هوا کاملاً آرام است و هیچ نگرانی بخاطر نیروی باد مزاحم وجود ندارد . اما در روز موعود قهرمان ما تحت تأثیر جمعیت کثیر حاضر در محوطه ، پس از شیرجه تصمیم به اضافه نمودن عملیات آکروباتیک به حرکات خود می گیرد ، او پاهای خود را جمع کرده و با سرعت بسیار زیادی حین پائین آمدن چرخ می زند . کاری بس خطرناک!
در حین سقوط یکی از تماشاچیان که متخصص هواپیما است دائماً فریاد می زند که از مسیر خود منحرف می شوی ، اما او قادر به شنیدن نیست . سرانجام قهرمان ما از مسیر خود اندکی منحرف شده و در برخورد با کناره استخر مانند موم پهن می شود . اما خوشبختانه قهرمان داستان ما کارتونی است و پس از برخاستن دلیل انحراف خود را از زبان متخصص هواپیمای حاضر در محل می شنود .
آیا شما قادر به حدس دلیل انحراف او هستید ؟

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#370 | Posted: 13 May 2012 03:04
برای دیدن صورت سوال کلیک کنید
جهت ساده سازي مسئله ، شناگر را پس از جمع كردن پا ها و اقدام به چرخ زدن مانند توپي شناور در هوا فرض مي كنيم. در شكل 1 جريان هوا ، اطراف توپي كه تنها در جاي خود مي چرخد مشاهده مي شود . در شكل 2 جريان هواي اطراف توپ كه در حال چرخش و سقوط آزاد است ديده مي شود . با دقت در جهت فلشهاي قرمز و آبي مشخص ميگردد كه سرعت هوا در سمت راست توپ بيشتر از سمت چپ آن است.
مطابق معادله برنولي بين فشار و سرعت يك سيال تراكم ناپذير رابطه كلي زير برقرار است :
P+δgh+1/2δv 2 = k
كه در آن p معرف فشار سياال و v معادل سرعت آن است . به عبارت ديگر فشار دروني يك سيال متحرك با عكس توان دوم سرعت آن متناسب است .
بر اين اساس اختلاف فشار ناشي از تفاوت سرعت در دو طرف توپ ، موجد نيروي افقي F در شكل 2 است كه مي تواند سبب انحراف آن از مسير سقوط آزاد باشد .
معادله برنولي مانند ديگر معادلات هيدروديناميك از قوانين نيوتن نتيجه مي شود. به عبارت ديگر نيروي مذكور با اتكا به قوانين نيوتن قابل اثبات است . اين نيرو همان نيروي بالا بر هواپيما است كه بر اثر اختلافسرعت هوا در بخش فوقاني و تحتاني بال ايجاد مي شود . در شكل 3 فرم خاص بال هواپيما كه طول مسير زيادتر را در بخش فوقاني سبب مي شود و نهايتاً منجر به اختلاف سرعت هوا در اين دو بخش و نيروي بالابر F مي گردد ، نشان داده شده است .
دانيل برنولي به همراه سه برادر ، پدر و پدر بزرگ يكي از پر افتخار ترين خانواده هاي دانشمند در همه اعصار هستند .
مي گويند ، يوهان برنولي پدر دانيل ، معماي منحني كوتاهترين زمان را براي زور آزمايي با رياضيدانان هم عصر خود در اروپا مطرح نمود . معروف است كه نيوتن ظرف مدت يك شب آنرا حل و بدون امضاء براي او فرستاد ، يوهان به محض مشاهده آن گفت : جاي پنجه هاي شير روي كاغذ هويدا است !
ممكن است ضمن تحليل موضوع مسئله شتابهاي متغير وارد بر اجزاءشناگر حين چرخش و سقوط آزاد به ذهن متبادر شود . به هر حال شناگر يك جرم متمركز نيست و اجزا آن بر اثر گردش حول محور چرخشعلاوه بر شتاب جاذبه يك شتاب جانب مركز ديگر نيز تحمل مي كنند كه جهت آن متغير است . بدين ترتيب شايد انتظار يك حركت حلزوني ضمن سقوط و در نتيجه خروج از مسير اصلي سقوط براي شناگر قابل تصور باشد .
مي توان نشان داد كه فرضيه فوق براي همه نقاط تشكيل دهنده شناگر صادق است مگر مركز جرم آن .
مركز جرم مجموعه اي از n جرم متصل يا حتي منفصل كه با مشخص مي شود طبق معادله زير تعريف مي گردد .
Mr CM = m 1 r 1 +m 2 r 2 +...+m n r n
كه در آن m 1 ,m 2 ,...,m n معرف جرم اجزا و r 1 ,r 2 ,...,r n نماينده موقعيت آنها در مجموعه و M جرم كل دستگاه است .
هر گونه جابجايي در هر يك از اجزا سبب جابجايي مركز جرم به شرح زير مي شود .
MΔr CM = m 1 Δr 1 +m 2 Δr 2 +...+m n Δr n
با تقسيم رابطه اخير به Δt 2 معادله شتاب بشرح زير بدست مي آيد :
Ma CM = m 1 a 1 +m 2 a 2 +...+m n a n
و يا :
Ma CM = f1+f2+...+fn = F
معادله فوق بيانگر آن است كه برآيند نيروهاي وارد بر يك جرم گسترده چنان است كه گويي آن نيرو به مركز جرم آن وارد شده و شتابي متناسب با كل جرم دستگاه را بر آن وارد كرده است . در شكل زير برآيند نيروهاي وارد بر جسم با رنگ سبز نشان داده شده كه از مركز جرم آن نمي گذرد . در اين حالت نيروهاي مجازي آبي و قرمز را ميتوان در مركز جرم تصور نمود .
نيروي آبي وارد بر مركز جرم موجد شتابي مطابق معادله فوق الذكر خواهد بود و نيروهاي سبز و قرمز كه غير هم راستا هستند گشتاوري حول محور مركز جرم به آن وارد مي كنند . اين گشتاور با وجود توليد شتاب جانب مركز اضافي نزد همه نقاط ، اثري بر مركز جرم ندارد .
بنابراين مركز جرم قهرمان ما بدون تأثير از شتاب چرخشي و متأثر از شتاب جاذبه و نيروي برنولي سقوط مي كند .

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
صفحه  صفحه 37 از 70:  « پیشین  1  ...  36  37  38  ...  69  70  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / Puzzle | معما بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites