تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

Spectacular & Amazing Facts | واقعيت های جالب و عجیب از هر گوشه دنيا!

صفحه  صفحه 8 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#71 | Posted: 13 Aug 2011 12:52 | Edited By: MiladBagheri
کشف محققان در سال 2010 : دو پرنده دایناسور گونه در پاپوآ گینه نو زنده پیدا شدند :

برگرفته از سایت THE TRUTH BEHIND THE SCENES

http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com

بالهای خفاش مانند ، منقار پر از دندانهای تیز تیغ مانند ، پنجه های پاره کننده ، دم دراز که در انتها بال شکل است، ایا این خزندگان شب پرواز پرنده توهمی از تخیل میباشند؟ یا وجود آن گواهی زنده این ادعا است که امروزه هنوز دایناسورها در گوشه و کنار مناطق دور افتاده گمنام جهان وجود دارند . کشف محققان در سال 2010 (pterosaur )

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/dinosaur1.jpg?w=500

از دیر بازRopen (پرنده شیطانی) موجب وحشت زده گی مردم پاپوآ گینه نو برای هزاران سال بوده است ، هیولائی از آسمان که اغلب در شب با پائین آمدن طعمه های خود رابه نحوه ای مرموز شکار و آنها را به لانه خود می برد.

جهان پر است از داستان های جانوران افسانه ای مانند (هیولای دریاچه لاکنس ، (پا گنده)Bigfoot ، Yhetti(ی تی) که تحقیقات روی آنها با اعزام نفرات و میلیون ها دلار هزینه صورت گرفته است که اغلب این تحقیقات بدلیل کمبود شواهد یا حتی عدم شواهد کافی نتایجی مشابه داشته اند و به مانند یک افسانه باقی مانده اند.

بظر نمی رسد که Ropen (پرنده شیطانی) یا Dimorphodon Pterosaur مشابه سایر دایناسورهای خزنده پرنده که در 65 میلیون سال پیش منقرض شدند نابود شده باشد چرا که با توجه به تحقیقات آقای Terrence Aym (محقق آمریکائی) مبنی بر گزارشات شاهد عینی – جمع آوری شده توسط تیم تعیین اکتشافات بر اساس شواهد قوی از موجودات - منجر به این گردیده است که محققان قطع یقین به این نتیجه رسیده انده که قطعا دو حیوان متمایز در حال حاضر با آن مشخصات وجود دارند .

Jim Blume و David Woetzel محققان شجاعی از تیم تحقیقاتی مذکور هستند که با کاوش و جستجو در گینه نو و جزائر اقیانوس آرام با تهیه گزارشی مصور(فیلم وعکس) درتائید داستانهای قدیمی محلی و بومی ، خود از شاهدان عینی هستند که این دو موجود پرنده را ( با ظاهری که در بالا گفته شده )مشاهده کرده اند.
http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/prtscr-capture_78.jpg
دریکی از نقاط دوردست از مناطق جنگلی انبوه و در مناطق کوهستانی دور افتاده و کم بازدید بخشهائی از جهان آنها مواجه شده اند با چیزی که دنبال آن میگشتند ، محل زیست و پرواز دو گونه متفاوت از دایناسورهای پرنده با بالهائی به دهنه تقریبی 3 تا 4.5 متر ( شاهدان عینی گفته اند ممکن است بزرگتر از این مقدار بوده باشد)

Video 1: Amateur sighting of pterosaur off Papua New Guinea beach.

Video 2: Amateur sighting of pterosaur off Papua New Guinea beach.

Video 3: Pterodactyl Sighting from 2008

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/prtscr-capture_88.jpg

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/prtscr-capture_93.jpg

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/prtscr-capture_107.jpg

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/prtscr-capture9.jpg

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/08/prtscr-capture_314.jpg
     
#72 | Posted: 24 Aug 2011 04:05
تجربیات شگفت انگیز دیگری از کردو موتوا: فرزندانی از مریخ

آفریقا سرزمینی سرشار از شگفتی هاست، و افرادی که در میان جنگل ها، سواحل و دشت های آن سفر می کنند باید همیشه آمادۀ رویارویی با یک شگفتی جدید باشند.

یک روز من در حال سفر در امتداد رودخانۀ زامبزی (Zambezi river) بودم، تا به خانه ای رسیدم که مردم روستاهایی که از آنها عبور کرده بودم راجع به آن به من گفته بودند. به من گفته شده بود که در این روستاها تعدادی از خردمندترین مردم این سرزمین را پیدا می کنم، مردمی که ادعا می کنند تبارشان از موجوداتی ست که گفته اند از ستارۀ قرمز آمده اند و به لیتولافیسی (Liitolafisi) معروف است، ستارۀ قرمزی که معنایش چشم کفتار قهوه ای ست (the eye of the brown hyena)، یا همان سیاره ای که مردم سفیدپوست به آن مریخ می گویند. من قصد داشتم با این مردم خردمند ملاقات کنم، و هنگامی که به خانه مورد نظر رسیدم، در مجموعه ای از چند کلبۀ چوبی که توسط حصاری چوبین محصور شده بودند زن ها و بچه هایی را دیدم که در داخل حصار نزدیک در ورودی ایستاده بودند. این مردم به من لبخند می زنند و حتی زمانی که به در نزدیک تر شدم لبخندشان پهن تر شد، زنی که از همه به در نزدیک تر بود، به آرامی به سمت چپ خود حرکت کرد، و دقیقاً در وسط در باز شده ایستاد. ناگهان چشمان من به پاهای او افتادند و تمام شهامتی که داشتم من را ترک کرد، و مانند انسان ترسویی که غالباً هستم، برگشتم و پا به فرار گذاشتم، در حالی که خنده های زنانۀ بلند آنها به دنبالم بودند. من تمام وسایلی که همراه خود داشتم، کیفم و عصای راه رفتنم را در ورودی پر گرد و غبار آن خانه جا گذاشته بودم، و داشتم مانند یک میمون چاق فرار می کردم و دنبال یک بوتۀ امن می گشتم. زن ها همینطور می خندیدند، و هنگامی که از پشت شانه هایم نگاهی انداختم، آنها را دیدم که بیرون آمدند و وسایلم را برداشتند و آن را به داخل دهکده بردند. من هرگز چیزی مانند آنچه که آن روز دیدم را ندیده بودم، چیزی که باعث شد تا مانند یک احمق که از بوته ای آتش گرفته فرار می کند، پا به فرار بگذارم. زنی که در وسط در مقابل من ایستاده بود، در هر کدام از پاهایش تنها دو انگشت بزرگ داشت. مانند این بود که من به پاهای یک آدمیزاد نگاه نمی کردم، بلکه به پاهای یک پرنده هیولاوش از سرزمین فولکلور و افسانه ها نگاه می کردم.



در حالی که شرمگین شده بودم به طرف درختی رفتم و زیر آن ایستادم و از ترس می لرزیدم. به محض اینکه آنجا ایستادم گروهی از مردان از روستا بیرون آمدند و در حالی که می خندیند و لبخند می زدند به سمت من آمدند. تقریباً تمام آنها در هر کدام از پاهایشان تنها دو انگشت داشتند. آنها کفشی به پا نداشتند و در گرد و خاک افریقا پاهایشان واقعاً ترسناک به نظر می رسید. آنها به من نزدیک شدند و گفتند، از ما وحشت نداشته باش، ما تنها انسان هایی هستیم مانند خودت. چه چیزی در مورد ما وجود دارد که تو را می ترساند؟ در حالی که از جواب دادن نا توان بودم، صورتم از شرم و خجالت داغ شد، به پاهایشان نگاه کردم و آنها شروع به خندیدن کرند.



این ماجرای آشنا شدن من با قبیلۀ بانتوانا ست (Bantwana)، به معنای “فرزندان”. قبیله ای که می گویند اجداد دور آنها مردم پرنده سانی بودند که از ستاره ها آمدند و با زنان زمینی جفت گیری کردند و این انسانها با دو انگشت پا به دنیا آمدند. مردم بانتوانا من را به داخل روستای کوچکشان بردند و بعد از سه ماه ماندن در کنار دو تن از بزرگان آنها، چیزهایی را آموختم که مرا متحیر و ناباور باقی گذاشت. مردم بانتوانا مردمی خجالتی هستند که در زمان های دور از آزار سایر قبیله ها رنج برده اند، اما زمانی که آنها تو را دوست داشته باشند و به تو اعتماد کنند، چیزهایی را به تو می گویند که از حیرت و شگفتی سرشار می شوی. آنها به تو می گویند که بیست و چهار سیاره مسکونی در فضای اطراف ما وجود دارد…
     
#73 | Posted: 26 Aug 2011 07:24 | Edited By: sajad10
۱) در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضای پول کنند.

۲) در جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه جنسی خود را برقرار می کنند.

۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا، اگر ثابت شود که فردی عمل استمنا انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.

۴) بنا به سنتی در تایوان، واقع در شرق آسیا، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.

۵) بر اساس سنتی در هندوستان، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.

۶) در جزیره Guam واقع در اقیانوس کبیر، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.

۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.

۸) بنا به قانون موسوم به Cottonwood که در ایالت آریزونای آمریکا جاری است، زوج ها نمی توانند در اتومبیلی که لاستیک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند.


     
#74 | Posted: 1 Sep 2011 20:41 | Edited By: MiladBagheri


آتلانتیس ، طوفان نوح و آنوناکی ها :

در شهر نیپور نزدیک بغداد طی حفاری های باستان شناسی به یک کتابخانه سومری که از هزاران لوح تشکیل شده پیدا شده است. در لوح های به دست آمده اتفاقات طوفان را با جزئیاتش توضیح می داد. این متن ها داستان مشهور گیلگمش را قدیمی تر کرد.دستان گیلگمش برای شاه مشهور اوروک (گیلگمش) که در نزدیکی بین النهرین گفته شده است . تا آن روز زمان طولانی بین پیامبر نوح و ابراهیم فقط در تقویم تورات توضیح داده شده بود.

تقویم بابل به این گونه توضیح داده :

“…چنین شد که ، انسانهای روی خاک شروع به زیاد شدن کردند و زمانی که دخترانشان متولد شدند ، پسران خدا دیدند دختران انسان زیباست و از میان آنهایی که انتخاب کرده بودند برای خودشان همسرهایی گرفتند…””… و خداوند دید که بدیهای انسان بسیار است و هر روز در دلش افکار و تخیلات بد است . و خداوند ، از خلق انسان روی زمین پشیمان شد و در دلش ناراحتی احساس کرد. و خداوند گفت : انسانها ، حیوانات ، خزندگان و پرندگان را از روی خاک پاک خواهم کرد. چون از آفریدن آنها پشیمان شدم . فقط نوح در چشم خدا عنایت پیدا کرد…” و در چشم خدا روی زمین خراب شده و روی زمین با ظلم پر شده بود و خدا روی زمین را دید که خرا ب است ؛ چون روی زمین تمام انسانها راهشان را خراب کرده بودند . و خدا به نوح گفت : انسانیت دیگر به آخر رسیده ، چون آنها باعث شدند روی زمین ظلم پر شود و من آنها را همراه با زمین از بین خواهم برد … برای خودت یک کشتی از چوب gofer بساز، درون کشتی اتاق هایی می سازی و از درون به بیرون ziftleyeceksin و آن را اینگونه می سازی که طولش ۳۰۰ آرشین ، عرض ان ۵۰ آرشین و بلندی آن ۳۰ آرشین باشد. و من،برای نابودی انسانیت در زیر آسمانها هر زندگی انسانی باشد رویش آبهای طوفانی می آورم هر چیزی روی زمین نابود خواهد شد … و تو و پسرانت و همسرت و همسران پسرانت سوار کشتی خواهید شد . و برای اینکه با تو سالم بمانند از هر موجود زنده ای یک جفت سوار کشتی خواهی کرد.

صاحب این یافته ها George Smith توضیح این یافته ها را در کتاب “Chaldean Account of Deluge- Kaldelilerin Tufan Hikayesi”” منتشر کرده است . فقط در این کتاب لوح طوفان کم هست . Smith در پژوهشهای بعدی لوح های ناقص را پیدا کرد . هنگامی که کتاب “طوفان ” را منتشر کرد در آن ذکر کرده بود که این را از یک نوشته قدیمی که در شهر قدیمی اوروک حاضر شده بود کپی کرده است. در این لوح ها در مورد طوفان اطلاعات کاملی داده شده است. Utnapiştim نام یک خدا است که در کتابهای مقدس از آن به عنوان نوح پیامبر یاد شده است. طبق گفته لوح ها خداوند وی را از آمدن طوفان خبردار کرده و امر برای ساختن کشتی می کند. و در آخر سفر روی یک کوه نشسته است. این کوه در کتب مقدس کوه آرارات گفته شده است.


در گیلگمش نیز مثل پایین گفته شده است:

به استادان ساختن کشتی شرابهایی که از رودخانه ها آمده بود را پذیرایی کردم. جشنی مانند جشنهای سال نو بود . در روز هفتم کشتی تمام شده بود و من هم تمام طلاها و موجودات زنده ؛ خانواده ام دوستانم در حومه شهر و حیوانات وجشی و اهلی و صنعتگران را سوار کشتی کردم. طبق گفته شاماش عصری که طوفان و باران سختی که بارید سوار کشتی شو و همه جا را محکم ببند زمانش رسیده بود . شب شد طوفان ابتدا باران را فرستاد . هوا خیلی ترسناک بود . سوار کشتی شدم و همه جا را بستم همه چیز حاضر بود کارهای Kalafat هم بدون نقص تمام شده بود.

مکان برنزی وقتی داشت سفید می شد از افق یک ابر سیاه آمد. این ابر از جایی که خدای طوفان آدا بود غریید. شولات و هانیش که خبرده هایی داشتند دره ها و تپه ها گذرانده و آمدند. و بعد خدای پرتگاه ها آمدند . نرگال موانع آبها را خراب کرد. خدای جنگ نینورتا همه جا را با خاک یکسان کرد. هفت قاضی جهنم با مشعل های آنوناکی کشور را به آتش کشیدند. خدای طوفان به جای نور خورشید تاریکی را گذاشت کشور را مثل یک کاسه شکست و ریخت خستگی که از نا امیدی آمده بود تا آسمان بلند شد تمام روز باد تند وزید هر چقدر ادامه می داد بد تر می شد مانند اینکه دشمن مردم بود به همه حمله می کرد ، برادر برادر را نمی دید انسانها از آسمان هم دیده نمی شدند.

خدایان نیز از وحشت طوفان به آسمان هفتم به آسمان آنو فرار کردن ۶ روز و ۶ شب بادها وزیدند سیل باد های تند روی زمین را جاروب کردن. امواج سیل و آب مانند یک سپاه دیوانه شدند. روز هفتم طوفانی که از جنوب شروع شده بود رو به آرامش گذاشت دریا آرام گرفت و طوفان از سرعتش کاست. وقتی به روی زمین نگاه کردم همه جا را سکوت فرا گرفته و همه انسانها به گل لای تبدیل شده بودند. روی دریا مانند یک سقف صاف صاف بود وقتی در انبار را باز کردم به رویم نوری افتاد نشستم و گریستم برای اینکه آب همه جا را خراب کرده بود.

بعد ۱۴ فرسنگ آن طرفتر یک کوه دیده شد. کشتی روی آن کوه نشست. کشتی که در کوه به گل نشست از جایش تکان نخورد یک روز در قله آن کوه سپری شد در روزهای پنجم و ششم نیز از جایش تکان نخورد روز هفتم یک کبوتر فرستادم ولی چون جایی برای نشستن پیدا نکرده بود یک پرستو فرستادم ولی او هم جایی پیدا نکرد یک کلاغ فرستادم رفت دید آبها کم شده و خوردنی و آشامیدنی برای خودش پیدا کرد و برای همین بر نگشت به همین دلیل هر چیزی را که گرفته بودم به چهار طرف فرستادم و روی کوه نذر کردم . هفت دیگ درست کردم رویش هیزم نی و سرو و مرسین جمع کردم خدایان وقتی بوی آن را احساس کردند جمع شدند اما در جمعشان انلیل را نخواستند چون او بدون فکر طوفانی بزرگ را به راه انداخته بود و موجب از بین رفتن انسانیت شده بود.

در هر دو متن طرز بیان اتفاق یکی هست . جاهایی را که با رنگ قرمز نشان داده ام دقت کنید طوفان از طرف خدا یا خدایان به دلیل وجود ظلم و فساد بوده و در متن گیلگمش از کشوری که زیر آبها غرق شده بحث می شود از کشوری که مانند کاسه شکسته و ریخته.
     
#75 | Posted: 1 Oct 2011 11:58
بيشتر از ده سالي هست كه موضوع كودكان چشم سياه درفضاي مجازي پيچيده اما اين كودكان چشم سياه چه كودكاني هستند؟و آيا واقعي ميباشند؟بر طبق گفته هاي شواهد عيني آنها كودكان عجيب هستند كه اصرار بر ورود به منازل و ماشينهاي ديگران دارند!و اين تنها خصلت عجيب آنها نيست بلكه آنها چشمان بسيار سياه عجيبي دارند كه اينطور به نظر ميرسد كه مردمك چشم آنها كاملا كشيده شده و قسمت عنبيه و سفيدي چشم آنها را كاملا پوشانده است!


داستانهاي زيادي در اينترنت وجود دارد درمورد افراد بد شانسي كه با BEK ها برخورد داشته اند .آيا اينها واقعي و موجودات افسانه اي هستند؟اما در هر صورت موجودات ترسناكي به نظر مي آيند!و با وجود اين چه كسي ميخواهد كه چنين تجربه عجيبي را داشته باشد؟كودكاني با ظاهر غير انساني و چشماني ترسناك و كاملا سياه !كه در خونه اي رو ميزنن يا به شيشه ماشيني ضربه ميزنند!اولين و معتبر ترين مدارك در مبحث BEK از طرف شخصي به نام Brian Bethel كه روزنامه نگارميباشد منتشر شده است كسي كه مدعي برخورد داشتن با اين كودكان در سال 1998 ميباشد.

وي بيان كرده در حالي كه در ماشينش در پاركينگ نشسته بوده دو كودك به او نزديك شدند و در برخورد اول آنها كودكاني نرمال به نظر ميرسيدند ولباسهاي عادي بر تن داشتند و از آن فاصله 11 يا 12 ساله به نظر ميرسيدند اما وقتي كه داشتند به ماشين نزديك ميشدند احساس عجيبي به برايان دست داد .آنها نزديك شدند و گفتند كه قصد رفتن به سينما را داشتند ولي پولي همراه خود نياوردند و از وي درخواست ميكنند كه برايان آنها را به منزلشان برساند تا بتونند پولي براي رفتن به سينما با خود بياورند .ولي برايان از آنها معذرت خواهي كرده و درخواست آنها را رد ميكند ولي آنها دست بردار نبودند و دائما پافشاري ميكردند كه وارد ماشين برايان شوند و آنها را تا خانه شان برساند .و در آخر آنها عصباني ميشوند و چشمان آنها به رنگ سياه زغالي تغيير رنگ ميدهد طوري كه ديگر سفيدي چشمان آنها معلوم نبوده است !

برايان در آن لحظه احساس ناتواني و ترس عجيبي كرد ولي بر ترس خود غلبه كرده و آن مكان را ترك ميكند .اين داستاني كاملا وحشتناكه اما آيا اين داستان واقعيت دارد؟و داستانهاي ديگري هم وجود دارد كه توسط برخي شواهد عيني بازگو شده اند ولي همه آنها در چند قسمت به هم شباهت داشته اند!

كودكان چشم سياه همگي در حدود 12 تا 17 ساله به نظر ميرسيدند و لباسهايي همانند كودكان امروزي به تن داشتند و همه اين اتفاقات در زمان غروب آفتاب رخ داده است !

در همه اين موارد ترس آني و عجيبي به شاهدان عيني دست داده است و اين كودكان هميشه درخواست داشته اند كه آنها را به منزل يا ماشين يا هر جاي ديگري راه بدهندو در قبال نه گفتن به آنها هميشه اصرار كردند و حتي عصباني شده اند و تا زماني كه آن شخص در منزل ر ابر روي آنها نبسته و يا با ماشين محل را ترك نكرده است آنها در همان محل ميمانند و اصرار ميكنند و در آن مناطقي كه براي بار اول رويت شده اند ديگر توسط فرد ديگري ديده نشده اند!

اين چشم سياهها چه موجوداتي هستند؟آيا آنها كودكان معمولي هستند كه فقط چشماني متفاوت دارند؟و آيا آن حس عجيبي كه به شاهدان دست داده فقط بخاطر ظاهر متفاوت آنها و اصرار آنها در آن شرايط نامناسب بوده باشد؟و آيا موارد ديگري هم وجود دارد كه ما از آنها بيخبر هستيم؟آيا اين ها موجودات ماورائ طبيعي هستند كه به شكل كودكان انسان تغيير شكل داده اند؟ باور بكنيد يا نه اينها موجودات عجيبي هستند!
     
#76 | Posted: 1 Oct 2011 12:00
قبلا بيان شده و دوباره نيز گفته ميشود كه …نسي در زير امواج درياچه زندگي ميكند !و براي بار ديگر او را به خجالتي بودن متهم ميكنند.بنا بر گزارشات نسي در اعماق درياچه در اسكاتلند مخفي شده است.و اين بار در نزديكي مزرعه پرورش ماهي!



جان رو، در نزدیکی Lewiston درDrumnadrochit زندگي ميكند يك لحظه وهم آور را شكار كرد قبل از اينكه آن چيز اسرار آميز در زير آب پنهان شود.آيا اين ميتواند نسي باشد؟!!وي ميگويد كه تصوير او يك جفت برامدگي (قوز)را نشان ميدهد كه خيلي زود در زير امواج پنهان شدند .اين پرورش دهنده ماهي در كمال بهت و حيرت متقاعد شده است كه آن تصويري كه در نور صبح ديده است همان نسي ميباشد .وی گفت : “این یک صبح بسیار عجیب و غریب بود واسرار آميز ! آفتابي و با کمی باران.رنگين كمان نقش بسته بود بنابر اين من دوربين را بيرون آوردم تا عكسي بگيرم ولي در كمال تعجب متوجه اين شكل سياه بزرگ در درياچه شدم با دو تا برجستگي كه به سختي از آب بيرون زده بودند!چيزي كه در آن لحظه به فكر من رسيد اين بود كه آن نسي است!در مركز و پايين عكس جان رو دو برجستگي به وضوح قابل مشاهده هستند. تحت عنوان رنگين كمان او يك مجموعه تصاوير را ثبت كرده است .



آقاي رو تمام ادعاهارا رد كرده كه ميگويند آن شكلي كه در آب ديده است٬ جانور افسانه اي نبوده چون آن قسمت درياچه به اندازه كافي عميق نيست واضافه ميكند كه آن موجود به سمت بخش كوهستاني درياچه خزيده است .من هر روز در آن درياچه كار ميكنم و هرگز چيزي شبيه به اين مشاهده نكرده ام.

در همون فاصله كوتاهي كه بخوام اون تصوير رو بگيرم به زير آب رفت و از ديد پنهان شد .اين مرد 31 ساله گفت هيچ وقت اعتقاد نداشته كه يك هيولا در اعماق آبها شناور باشد تا وقتي كه اين عكس را ببيند .

اين نميتواند يك جسم شناور باشد يا چيزي كه در جاي اشتباهي پهلو گرفته چون در اين صورت بايد رد طناب آن در آب با چشم به وضوح ديده ميشد.

برخي افراد ميگويند كه پرندگاني هستند كه درروي آب حركت ميكنند ولي من هيچ پرنده اي رو در حال پرواز نديدم اون نميتونه پرنده باشه !تمام اون به يكباره به درون درياچه رفت!اون واقعا شبه وار بود ولي من فكر ميكنم خيلي موضوع جالبيه .

افسانه هيولاي نسي در سال 1933 شروع شد زماني كه وجود خود را توسط جورج اسپايسر و همسرش به جهان معرفي كرد .آنها ميگفتند كه يك حيوان غير معمول از مقابل آنها از جاده عبور كرد.

جستجوهاي بي شماري با ابزار پيشرفته من جمله سولار و ساير فن آوريهاي نوين كه ميخواستند ثابت كنند اين موجود در اين درياچه زندگي ميكند در طي سالها شكست خورده است .

شايع ترين گمانه زنيها در اطراف اين است كه شايد اين يك موجود افسانه اي باقيمانده از دوران دور( plesiosaurs ) باشد .هرچند اين مساله هنوز ثابت نشده است .

به عنوان يك نتيجه گيري از هيولاي درياچه لاخ نس همواره به عنوان يك افسانه باقي مانده است و جامعه علمي همواره انرا يك موضوع پوچ و واهي ميپندارد .

منبع: http://www.mysterycasebook.com/2011/nessierainbow.html
     
#77 | Posted: 13 Oct 2011 17:35
فوتوریسم چیست؟ («فوتوریسم‏» یعنى اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غیبى و مصلح بزرگ جهانى)

امید و آرزوى پیروزى نهایى حق بر باطل، صلح بر جنگ، عدالت‏بر ظلم، برقرارى ارزشهاى انسانى و تشکیل مدینه فاضله یا «آرمانشهر» و به عبارت دیگر «فوتوریسم‏» در همه ادیان زمینى و آسمانى با اختلاف اندکى وجود دارد و یکى از مشترکات تمامى ادیان و مذاهب است. در همه ادیان به آینده درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخرالزمان نوید داده شده است. «فوتوریسم‏» یعنى اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غیبى و مصلح بزرگ جهانى از مسایلى است که در بحثهاى تئولوژیک تمام مذاهب و ادیان درباره آن بحث و گفتگو شده است. همه ادیان در آن مشترکند اما در مصداق آن اختلاف وجود دارد. سمت و سوى جهان بشریت على‏العموم رو به پیروزى عدالت و نجات قطعى انسانها و نابودى حتمى ظلم و ظالم مى‏رود و همین «انتظار» است که عامل نیرو بخش و ایمان بخش به ستمدیدگان است و باعث امیدوارى آنها به پیروزى مى‏شود. این ایمان قطعى نه تنها آنها را بى‏مسؤولیت و منفى بار نمى‏آورد بلکه به آنان نیرو و قدرت و اطمینان به پیروزى مى‏دهد.

در کتاب «روش جوک‏» از کتب هندویان آمده است: «سرانجام دنیا به کسى برگردد که خدا دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «فرخنده و خجسته‏» باشد.»1

هندوها مصلح را «مظهر ویشنو» به معناى مظهر دهم مى‏دانند و آورده‏اند: «این مظهر ویشنو در انقضاى کلى یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدى در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله‏دار در دست دارد ظاهر مى‏شود و شریران را تماما هلاک مى‏سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکى را جعت‏خواهد داد… این مظهر دهم در انقضاى عالم ظهور خواهد کرد.»۲ در کتاب دیگرى به نام «باسک‏» که از کتب هندوهاست آمده: «دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلى در آخرالزمان که پیشواى فرشتگان و پریان و آدمیان باشد و راستى حق با او باشد و آنچه در دریا و زمینها و کوه‏ها پنهان باشد همه را به دست آورد و از آسمان و زمین آنچه باشد خبر مى‏دهد و از او بزرگتر کسى به دنیا نیاید»3. «شاکمونى‏» پیغمبر هندوها در کتاب مذهبى خود مى‏گوید: «پادشاهى دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان «کشن‏» بزرگوار تمام شود و او کسى باشد که بر کوه‏هاى مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوار شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد».4

در کتاب «دداتک‏» از کتب مقدس برهمائیان آمده است: «دست‏حق درآید و جانشین آخر «ممتاطا» ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد همه‏جا و خلایق را هدایت کند.»5

جاماسب در کتاب «جاماسب‏نامه‏» از زرتشت نقل مى‏کند که مى‏گوید: «مردى بیرون آید از زمین تازیان… و بر آیین جد خویش با سپاه بسیار روى به ایران نهد و آبادانى کند و زمین را پر داد کند و سوشیانس «نجات‏دهنده بزرگ‏» دین را به جهان رواج دهد. فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.»6 در کتاب «زند» کتاب مذهبى زرتشتیان در این باره آمده است: «لشکر اهریمنان با ایزدان دائم در روى خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالبا پیروزى با اهریمنان باشد… آنگاه پیروزى بزرگ از طرف ایزدان مى‏شود و اهریمنان را منقرض مى‏سازند… و بعد از پیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده بنى آدم بر تخت نیکبختى خواهند نشست.»7

در «مزامیر» داود چنین مى‏خوانیم: «… زیرا که شریران منقطع خواهند شد، اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد. هان! بعد از اندک زمانى شریر نخواهد بود. در مکانش تامل خواهى کرد و نخواهد بود. اما حکیمان (صالحان) وارث زمین خواهند شد… و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد… زیرا «متبرکان خداوند» وارث زمین خواهند شد اما ملعونان وى منقطع خواهند شد.»8

در «تورات‏» آمده است: «و نهالى از تنه یسى9 بیرون آمده، شاخه‏اى از ریشه‏هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت… مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین براستى حکم خواهد کرد… گرگ با بره سکونت‏خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پروارى با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. و در تمامى کوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت‏خداوند پر خواهد شد…10 به منظور گرد آوردن طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلفه را نابود کنم. آن وقت‏برگردانیم به قومها لب پاکیزه براى خواندن همه به نام خداى و عبادت کردن ایشان به یک روش.»11

در «انجیل‏» چنین مى‏خوانیم: «کمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانى باشید که انتظار آقاى خود را مى‏کشند که چه وقت از عروسى مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بى درنگ براى او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقاى ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد… پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتى که گمان نمى‏برید پس ایشان مى‏آید…12 چون برق که از مشرق بیرون مى‏آید و تا مغرب ظاهر مى‏گردد. آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود… خواهند دید فرزند انسان را بر ابرهاى آسمان که مى‏آید با قدرت و جلال عظیم… 13 و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمیع ملائکه مقدسه بر کرسى بزرگى قرار خواهد گرفت…»14

در یکى از اناجیل مورد قبول مسیحیان پروتستان ضمن وصایاى مسیح، علیه‏السلام، به شمعون پطرس این طور مى‏گوید: «اى شمعون خداى به من فرمود: ترا وصیت مى‏کنم به سید انبیا که بزرگ فرزندان آدم و پیغمبر امى عربى است و بیاید ساعتى که فرج قوى گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پر کند.»15

قرآن کریم با قاطعیت تمام از پیروزى نهایى دین حق بر تمامى ادیان سخن گفته است:

«هو الذى ارسل رسوله و دین الحق لیظهره على‏الدین کله بالهدى و لوکره‏المشرکون.»16

اوست آنکه پیمبرش را به رهبرى و کیش حق فرستاد تا بر کیشها همگى چیره گرداندش چه شرک‏ورزان ناخوش دارند. 17

قرآن، وراثت زمین را براى بندگان صالح خداوند وعده داده است:

«و لقد کتبنا فى‏الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون‏»18

و هر آینه در زبور پس ذکر نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من ارث برند.

خداوند در قرآن، بر مستضعفان زمین منت مى‏گذارد و آنها را پیشوا و وارث قرار مى‏دهد:

«و نرید ان نمن على‏الذین استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم‏الوارثین.»19
و خواهیم منت نهیم بر آنانکه ناتوان شمرده شدند در زمین و آنان را پیشوایان وارث برندگان بگردانیمشان.

آیات 55 سوره نور، 128 اعراف، 54 مائده و نیز آیات دیگر در همین زمینه نشان مى‏دهد که این اندیشه در قرآن به طور جدى و قوى حضور دارد.
     
#78 | Posted: 13 Oct 2011 17:54 | Edited By: MiladBagheri
سفینه مادر غول پیکر موجودات فضايي نزدیک زحل
برداشت از وبلاگ حقیقت پشت پرده – 2010/10/22
شی ء سیگاری شکل عظیمی به روشنی در حال حرکت در لبه یکی از حلقه های زحل در حال حرکت است

image 1

این عکس مادون قرمز از از یکی از اشیاء استوانه ای شکلی است که به وسیله تلسکوپ هابل از حلقه زحل برداشته شده است .





image 2



این سری عکسهای مادون قرمزی است که در سال 1996 از حلقه های زحل به وسیله تلسکوپ هابل گرفته شده است . دانشمندان شرح داده اند که از توالی این عکسها اقمار جدیدی از زحل را کشف کرده اند . چیزی که بدون توضیح مانده است اشیاء ثبت شده در آخرین حلقه زحل است که با حروف الفبا نامگذاری شده اند

این اشیاء سیگاری شکل عظیم کاملا مشخص است که درمسیر دایره ای در لبه حلقه قرار دارند . آیا اینها میتوانند سفینه هایی عظیم یا سفینه مادر باشند . نظریه ای میگوید که اینها ممکن است

سفاینی در حال جمع آوری مواد معدنی در آخرین حلقه زحل باشند . چه کسی میداند ؟ تا زمانی که آن شش عکس در حال حرکت شی ء را ندیدیم میتوانستیم آن را اشتباه عکاسی تلقی کنیم . ” جان لیر ” باور دارد ک سفینه ای در حال دایره زدن در داخل یا نزدیکی حلقه های زحل است که 31000 مایل طول و 2400 مایل پهنا دارد !!



اسناد تاییدیه ای در ماه فوریه در اخبار علمی منتشر شد که گزارش میدهد که تلسکوپ هابل از ” ماهواره ” بیضی شکلی که در حال دایره زدن در حلقه های زحل بوده ، عکس گرفته است . این جسم در عکسهایی که در ادامه می آید ناپدید شده است .

در دهم آگوست و 22 می سال 1995 هم از دو جسم دیگر خیلی عظیم و روشن عکس گرفته شد ولی در 21 نوامبر همان سال آنها هم ناپدید شدند .



image 3



اینجا عکسهای دیگری هم داریم . در 23 فوریه سال 2004 از یک فاصله 62.9 میلیون کیلومتری ( 39 میلیون مایل ) چند عکس فوری بوسیله ” کاسینی ” برداشته شد . به آن دو جسم کشیده که با حروف علامت گذاری شده اند دقت کنید . تا به حال توضیح راضی کننده ای در باره آنها داده نشده است .



حالا به عکسهای زیر نگاه کنید

image 4



دانشمندان قادر نیستند توضیح دقیق و کاملی ارائه دهند . مسئله قامض و بغرنج این است که ” کاسینی ” ، اجسامی مثل آنها را در این تصاویر کشف کرده است



image 5

image 6

image 7

image 8



یک سیلندر استوانه ای دیگر نزدیک زحل ؟

image 9

image 10

اینجا هم یک شی ء دیگر استوانه ای هست

عکس گرفته شده بوسیله ” کاسینی ” نزدیک زحل

image 11

یک شی ء استوانه ای عجیب در نزدیک حلقه ها

توضیح ناسا !!! پرومتئوس

آیا این شی ء پرومتئوس است ؟ قضاوت با شماست

image 12



و در انتها عکسی از کتاب نورمن برگران “ حلقه سازان زحل ” که به وسیله فضاپیمای ” وایگر ” گرفته شده که تنها تصویر در دسترس میباشد

اجسام سیگاری شکل در داخل حلقه ها دیده میشوند .





image





ویدئوی زیر را ببینید . فضاپیمای عظیم غیر زمینی را در نزدیکی زحل نشان میدهد . عکسها مربوط به ویدئو است

http://www.disclose.tv/action/viewvideo/13556/GIANT_UFO_SHOOTING_JETS__NEAR_SATURN/





mage 14

image 15


اصوات وهم ناک رادیویی به دست آمده از زحل . آیا صدای صحبت فضائیهاست ؟

image 16

image 17



زحل منبع قدرت مند امواج رادیویی است که به وسیله فضاپیمای ” کاسینی ” ثبت شده است . این فضاپیما ، امواج را در آوریل سال 2002 بوسیله ابزارهای علمی امواج پلاسما و در 374 میلیون کیلومتری سیاره کشف کرد . البته ناسا هنوز توضیحی برای آن ارائه نکرده است . من هم نمیتوانم آن را درک کنم . شما چطور ؟
     
#79 | Posted: 16 Oct 2011 21:22
سرانجام مشخص شد دورگه انسان موجودات فضایی میراث ماورای زمین است .

ارائه شده بوسیله پت ریگان در سه شنبه 31/8/2010

مادر فضایی: مبدا تحقق مان از بیرون کره زمین است .

عکس از کریس بری ( مغازه کتاب فروشی شاگرد جادوگر)

شاید شما هم در مورد آن شنیده باشید ولی واقعا آیا آن مادر بیگانه (فضایی )است.

برای فهمیدن درست این سوال عجیب و غریب من باید پیش زمینه شگفت انگیزی را توضیح دهم . دنبال کردن پاره ای از اطلاعات شوک بزرگی برایم به دنبال آورد که در آخر کتاب یوفو : جستجو در پی حقیقت من آمده است.من معتقدم که تحقیقات این کتاب ادراکم رادر موردکیهان به مقدار زیادی تغییر داده و اینکه چگونه ما خیلی خوب و راحت در آن جای گرفتیم.


تجربیات قبلی ام تحت عنوان افسانه های قومی و اجدادی منتشر شد، افسانه و آیین های کافر و بومی که محیط اطراف یک میل قوی به حفاظت از آن دارد. هرچند بیشتر نوشته های اخیرم مورد بحث کلاهبردارهای سیاسی بوده است .یوفو جستجو در پی حقیقت تعداد فراوانی از نشانه های عجیب عمومی در باب یوفو ها را داراست . موضوع روح ها و پدیده های دیگر ماورالطبیعه در موقعیت های مناسب آورده شده است.من خوشبختم که به طور تصادفی با نیک پاپ محقق یوفو و همچنین نویسنده مشهور بریتانیایی آشنا شدم و نیک با مهربانی زیاد تحقیقاتش را در کتاب من نگاشت.با این همه درست پیش از به پایان رساندن کتابم در اواخر آن کشف باورنکردنی اتفاق افتاد من با مالک کتاب فروشی شاگرد جادوگر آقای کریس بری تماس گرفتم ، و چون او از کتابی که نوشته بودم خبر داشت از روی خیرخواهی و دوستی عکس هایی از کلکسیون خصوصی اش داد تا از آن استفاده کنم درست قبل از اینکه من نسخه دستنویسم را برای چاپ ببرم با وجود اشتیاقی که من و ناشرم ” canwritewillwrite” برای چاپ داشتیم ولی این افشاگری را داخل آن گنجاندیم . عکس قدیمی کریس مرا به شگفت وا داشت و به طور کامل گویای وابستگی به موضوع و همینطور میراث بیگانگان که در آینده موثر است بود .

من پیشتر مطالبی شامل آن در کتاب اطلاعات آمریکا از قسمت پروژه فرزند ستارگان که با عملیات علمی بوسیله لیو دینی ثابت شده است ، خوانده بودم . آزمایشات غیر معمول اخیر برروی جمجمه قدیمی از کودکان آشکار ساخت که یکی از والدین این کودکان DNAدارد که منبع آن قابل تشخیص نیست که DNAانسان نمی تواند باشد و منبع فرازمینی آن آشکار شده است . من از نشریه 2010 خود لوید نقل قول می کنم : ” در هفته گذشته ( مارس 2010)من با نسل شناسی که بر روی DNAفرزندان ستارگان کار می کند ملاقات کردم ، او تو ضیح داد که چگونه توانسته اثبات کند که فرزندان ستارگان کاملا از نوع بشر نیستند، که آنها در زندگی ما برای سالها بودندحالا سوال های ما زیاد طولانی نیست اگر چنین چیزی هست “کی” و ” چگونه ” به وجود آمده؟ ما متحیریم از گسترش حقیقت جدید که آن افشا کردیم لوید تصریح کرد که اثبات های علمی هم اکنون کاملا واضح توضیح می دهند که یک قسمت مهمی از ژن فرزندان ستارگان در زمین یافت نمی شود .” پیشگامان این یافته ها بوسیله لوید متخصصی که اعتقاد راسخ دارد که تاریخ تبدیل جهان و راهی که ما زندگی را درک کردیم در کائنات قرار دارد .مسلما لوید موضوع سر مقاله نقادانی قرارگرفت ، ولی هنوز من حس می کنم که او با شهامت در مقابل این حمله ایستادگی می کند تا روزی که پیروز شود .

کشفیات مربوط به گذ شته متاسفانه همیشه مورد تبعیض قرار می گیرند و جمعیت کوته فکران و کسانی که دوست دارند هر چیز جدیدی یا غیر معمولی را تحقیر کنند در این مرحله پیروز شدند لرزاندن پایه های سیاسی ، مذهبی بنیادگرا با کمک به اینکه فکرها باز شود صورت می گیرد. بهر حال عکس جدید با سخاوت کریس بری برای همگان نمایان شد این کار نوری جدید به این سوال انداخت که نوع بشر که واقعادورگه نژاد انسان و موجودات فضایی می باشد . این عکس مهربانی یک مادر فضایی را توصیف می کند که عکس واقعی یک مادر و فرزندش در سیبری است . این دوبا ویژگی فیزیکی منحصر به فرد خارج از زمین بصورت پنهان نگه داشته شده اند ، کریس در کتابم توضیح می دهد که این عکس تاریخی در حدود 1900 میلادی گرفته شده است توجه کنید به مدل خاص سر مادر و طول انگشتان او و کودک به نظر میرسد نتیجه آمیزش انسان های فضایی و نوع بشر است ، عکس واقعی است و هیچگونه ادعایی قبلا در مورد آن مطرح نشده است . اما اطلاعات زیادی در موردبالا وجود دارد در ژوئن 1908 در مورد رویدادهایی در تونگوسکا یا انفجار تونگوسکا ، انفجاری قدرتمند در جنوب مرداب اتفاق افتاده ، مرداب کوچک با پودکامنیا فاصله زیادی ندارد ، رودخانه تونگاسکا در حال حاضر در پودکامنیا در روسیه قراردارد . من معتقدم که در آن زمان کنجکاوی علمی زیادی در مورد آن صورت نگرفته است شاید به این علت که ایالت تونگاسکا طبیعتی جدا و مجزا دارد.

ماموریت ثبت شده این حقیقت را نشان می دهد که در واقع یک دهه بعد برای پیگیری این موضوع به آنجا رفته اند در 1921 معدن شناس روسی لئوید کوئیک کسی است که در حوزه رودخانه تونگاسگا به عنوان بخشی از مطالعات برای آکادمی علوم شوروی دیدن کرد و از تعدادی مردم محلی دریافت که انفجار بزرگی به علت تصادف سنگ آسمانی با زمین بوده است،کوینگ دولت را مجاب کرد که گروهی منطقه تونگوسکا اعزام کنند تا از بقایای انفجار و سنگ آسمانی در مقابل معدن کاران صنعتی که به دنبال آهن بودند محافظت کند در آخر گروه کوئیک در 1927 به آنجا اعزام شدند کوئیک با جلب موافقت شکارچیان انواکی که در آنجا محلی بودند موفق شدند به محل تصادف بروند . رسیدن به محل کاری بسیار دشوار بود بهرحال به محض اینکه به محلی که در جنوب آن منطقه قرار داشت رسیدند شکارچیان انواکی که خرافاتی بودند ترسیدندکه حتی یک قدم جلوتر بیایند آنها از کسانی به اسم ولیمن یا مردان کوهی می ترسیدند بنابراین کوئیک و گروه اعزامی در یک دهکده در نزدیک محل ساکن شدند تا راهنمایان جدید از راه برسند ، این مردان کوهی چه کسانی بودند که این رعب و وحشت را در دل این شکارچیان بوجود آوردند؟ آیا با انفجار تونگوسکا رابطه ای داشتند؟

بعدها ادعایی وجود داشت مبنی بر اینکه مقداری از وسایل و لاشه وسیله انسانهای بیگانه در محل انفجار یافت شده است . گزارشات دانشمندان روسی نشان می دهد که وسایل متعلق به پدیده فضایی تونگاسکا است که به وسیله گروه سرمایه گزار پیدا شده است وسایلی خارج از عالم خاکی است که در محل رودخانه تونگاسکا جایی که انفجار در 1908 اتفاق افتاده یافت شده اند. معما تونگاسکا هنوز ادامه دارد؟ و هنوز هم مطالعات برای اینکه ببینند این مادر سیبریایی و بچه اش پی آمد چه ماجرایی هستند ادامه دارد. این موضوع شخصا برای خودم باعث شد تا متقاعد شوم که مداخله ای خارج از محیط زمین برروی نژاد بشر صورت گرفته است براستی مدارک روشن و واضحی برای آن وجود دارد .من باید به کریس اجازه می دادم که بخصوص در مورد جالب عشق بازی و آمیزش موجودات بیگانه و نوع بشر بنویسد ، و اینکه چه تفکری باعث شد تا کریس این عکس را در کتابم بگنجاند، او مرا مطلع کرد: ” شما و من در بعضی موضوعات علاقه مندی های خاصی داریم ، این موضوع تونگوسکا و انفجاراتی که در سیبری شمالی اتفاق افتاده و مناطقی دیگر هم وجود دارند و ممکن این انفجارات و برخورد سفینه های فضایی در محل های دیگری هم باشد ( منظور اینکه یک محل انتخابی برای این کار وجود ندارد ) اما ما عکسی داریم از مادری که اجازه به وجود آمدن موجودی با نژاد موجودات بیگانه را در خود داده است ، و در قبل از آن یک ناهنجاری در مدت 1775 تا 1800 میلادی داشتیم اهمیت این عکس در این است که به نظر می رسد سابقه ویژگی های فیزیکی موجودات فضایی و اختلاط نژاد آنها شامل مدتی بعدتر هم نیز می شود چون تعداد زیادی از مردم سیبری میتوان این اختلاط نژاد رادید که از والدینشان به آنها رسیده است ، از این جهت فقط یک آنالیزگر DNAمی تواند اثبات کند که آیا این عکس نشان دهنده اختلاط ژنتیکی مردم سیبری هست یا نه .

تئوری اختلاط نژاد انسان موجودات فضایی منحصر بفرد است شاید موجب بوجود آمدن گروه جدیدی از دانشمندان برای تحقیق بر روی DNAشود مثل لوید که می تواند یکی از سردمداران این قضیه باشد .

آیا ما یکی از آخرین شواهد اثبات این تداخل ژنتیکی بین موجودات فضایی و انسانها داریم ؟ ما قبل از این گزارشات عجیب در مورد یوفوها را در خارج از منطقه سیبری و روسیه داشتیم ، تلاش کوچک من باعث شد تا خطی براین دیواره وارد شود ، شاید باعث به وجود آمدن راهی به تحقیقات بزرگتر شود. تحقیقات باعث می شود تا بفهمیم که نوع دیگری از زندگی در خارج از اینجا وجود داردو خوشامد می گوییم به دانشمندانی که در این زمینه وارد می شوند .

و من باید تشکر کنم از کسانی که کمک کردم از قبیل کریس بری ، نیک پاپ ، لوید پی، کریس هادسون (ویراستار مجله یوفوها و ماورالطبیعه)، یو پاونی (تهیه کننده برنامه تلوزیونی شکارچیان یوفو)و خیلی افراد دیگر مثل من مشتاق حقیقتند.

ضمنا برنامه گزارشگر بریتانیا در فوریه 2010 از قول لورد مارتین ریس ، ستاره شناس سلطنتی در انگلستان می گوید که او معتقده موجودات فضایی در میان ما هستند و نمیتوانیم آنها را از خودمان تشخیص بدهیم ، همچنین ریس به عنوان رئیس انجمن سلطنتی معتقد است که این مسئله که ما دنبال چیزی هستیم که خیلی شبیه ما است یکم خودخواهی و اینکه فکر می کنیم تکنولوژی و ریاضیات آنها چیزی شبیه ماست . ریس ندانسته در مورد این مادر فضایی صحبت کرده است ، بصورت مخفیانه با نژاد ما ادغام شده و بصورت خودمان در اینجا ظاهر شده است اگرچه در نگاه اول قابل تشخیص نیست . از نگاهی دیگر کشفیات اخیر کمی ترسناک است اما کسانی مثل دانشمند برجسته استیفن هاوکینگ معتقد است باید با موجودات فضایی صحبت کرد تا نکات مبهم را توجیه کرد.

وضعیت دورگه انسانها موجودات فضایی زمانی که کامل مشخص شود بی تردید بهم خوردگی در پایه های علم و حوزه دین خواهد داشت ، سوال بزرگ وقتی به وجود می آید که نوع بشر به بلوغ کامل فکری برسد که این باعث رسیدن به حقایق جدیدتری خواهد شد.

دین و علم بنیادگرا باید قبول کند که در عقاید متعصبشان بعضی اوقات خدشه وارد خواهد شد و با این واقعیت روبروشود که انشعابات بسیاری بوسیله این مادر وبچه فضائیش بوجود آمده است ، من معتقدم که ما باید بیشتر در مورد این قوم و خویشان بین کهکشانیمان بدانیم و بسلامت از این برحه بگذریم . فکر بسته ما را به تاریکی می برد فراگیری بیشتر در مورد کهکشان ها و ساکنانش راه رابرایمان به بزرگراه کیهان و آنسوی آن می گشاید.

منبع : http://www.ufodigest.com/article/alien-mom-humalien-axis-our-extraterrestrial-inheritance-finally-realised
     
#80 | Posted: 19 Oct 2011 08:48
نامه ی آلبرت پایک به گیسپپه مازینی در15 آگوست سال 1872 :

پروژه ایلومیناتی برای جنگ های جهانی وجنگ جهانی سوم

آلبرت پایک که یک ماسون درجه 33 بود .او الهامات تصویری را که داشته در نامه ای به گیسپپه مازینی رسانده است . در واقع پایک چگونگی طرح و ایجاد جنگ های بزرگ که در نهایت موجب به وجود آمدن نظم نوین خواهد بود را شرح داده است .



و شگفت زده خواهید شد اگر بدانید آنچه تاکنون به وقوع پیوسته درست با این الهامات و طرح پایک تطابق کامل دارد !

این نامه در اصل درکتابخانه ی موزه سطنتی انگلستان در دسترس بوده وتوسط رئیس سازمان اطلاعات پیشین نیروی دریایی سلطنتی کانادا به نام گای کارل کپی شده است . البته خود موزه وجود همچین نا مه ای را رد کرده ولی خود کارل در کتابش (شیطان شاهزاده ی این دنیا ) تصریح کرده که دارنده فعلی این نامه به او گفته است که در آن زمان این نامه در کاتالوگ دارایی های موزه وارد نشده بود . این مطلب را او در سال 1925 بیان کرده بود .

البته تا کنون مطلبی بر صحت وجود یا عدم وجود این نامه وجود ندارد ولی موضوع آن سالهاست مورد بحث در میان افراد مختلف می باشد .

حال به متن نامه میپردازیم و اینکه چگونه طرح سه جنگ جهانی از سالهای دور ریخته شده !

اولین جنگ باید ایجاد گردد تا ایلومیناتی ها بتوانند سزار روسیه را از بین ببرند و آن مکان را تبدیل به دژ کمونیستها کنند. اختلافات و واگرایی هایی که توسط ماموران ایلومیناتی بین انگلستان و آلمان ایجاد می شود می تواند جرقه ی این جنگ را بزند . در آخر این جنگ کمونیسم ساخته خواهد شد تا سایر دولتها را در هم بکوبد و مذهب را تضعیف نماید .

(( تاریخ دانان می دانند که پیمان اتحاد سیاسی بین انگلستان وآلمان در بین سالهای 1871 و 1898 توسط اوتو وان بیسمارک (یکی از یاران پایک ) ایجاد شد و همین امر وسیله ای شد که موجب بروز جنگ جهانی اول گشت . ))

دومین جنگ باید با بهره گیری از اختلافات میان فاشیست ها و سیاست مداران صهیونیست ایجاد گردد . روند جنگ باید به گونه ای باشد تا در انتهای آن نازیسم از بین برود و سیاست مدران صهیونیست آنقدر قدرتمند گردند تا بتوانند کشور اسرائیل را در فلسطین ایجاد کنند . در پایان جنگ کمونیسم جهانی باید آنقدر قدرتمند شود تا با مسیحیت جهانی یک تعادل قدرت ایجاد کند . سپس مهار گردد تا در موعد مقرر ما برای ایجاد آخرین تحولات ناگهانی جهانی از آن استفاده کنیم .

(( پس از جنگ جهانی دوم کمونیسم به شدت قدرت یافت و شروع به بلعیدن دولتهای ضعیف نمود . به طوری در سال 1945 در کنفرانس پاتس دام که استالین ترومن و چرچیل در آن حضور داشتند بخش بزرگی از اروپا به روسیه داده شده .

در ضمن افرادی شايد این ایراد را بگیرند که در سال 1872 نه صهیونیسمی بوده نه نازی . ولی باید این موضوع را مد نظر داشت که ایلومیناتی ها این جنبش ها به وجود آوردند. درضمن منشا واژه و ایدئولوژی کمونیسم از انقلاب فرانسه که در سال 1785 انجام شد حتی 4 سال پیش از آن بوده است . ))

سومین جنگ باید بوسیله ی ماموران ایلومیناتی و با استفاده از اختلافات میان سیاست مداران صهیونیست و لیدر های دنیای اسلام صورت بپذیرد . جنگ باید به گونه ای باشد که دو طرف (اسلامیون عرب و اسرائیلی ها ) کاملا یکدیگر را نابود کنند . در این مدت کشورهای دنیا نیز به دو گروه تقسیم شده بر سر این موضوع جنگ را تا نابودی کامل اقتصاد و اخلاق و …. به پیش می برند . بعد ازآن ما نهیلیسم (پوچ گرایی ) و بی خدایی را ترویج خواهند کرد ودامن خواهند زد به یک تحول اجتماعی جهانی گسترده ونیرومند که به جهانیان قدرت بی خدایی را نشان خواهد داد که این منشا تمام وحشی گری ها وآشفتگی ها خواهد بود . سپس ساکنان شهرها به مقابله یک عده انقلابی بر خواهند خواست و آنهایی را که مخالف تمدن هستند را نابود خواهند کرد و در این میان بسیاری از مسیحیت دست خواهند کشید . از این لحظه به بعد تعداد زیادی به جستجوی ایده آل های دیگر خواهند رفت و در میان این سردر گمی ما دکترین لوسیفر را علنی خواهند کرد که جریانی را بوجود خواهد آورد که در نهایت منجر به این خواهد شد که بیخدایی و مسیحیت را نابود می کند .
     
صفحه  صفحه 8 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / Spectacular & Amazing Facts | واقعيت های جالب و عجیب از هر گوشه دنيا! بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites