تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

خنده و تاسف

صفحه  صفحه 1 از 26:  1  2  3  4  5  ...  22  23  24  25  26  پسین »  
#1 | Posted: 10 Feb 2010 17:31




خوب در اینجا میخواییم از چیزایی بگیم كه شاید در وحله اول باعث خنده ما بشه ولی عمیق كه فكر كنیم جای تاسف برامون داره

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#2 | Posted: 10 Feb 2010 17:31




ما ايروني ها

بياييد از خود شروع كنيم ... !!




در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند.
بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد.. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود!
روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد...حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه منظره اي روبرو شد؟.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس چرا اين مردك مغازه اش را باز نمي كند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#3 | Posted: 14 Feb 2010 08:09




زمان : ساعت هفت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.

بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی " دکتر جاسبی " روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو... "

بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت... چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه... عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون... چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم... باشه مامان... باشه... اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ "

بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که اولین حالو حراست ورودی بهش می ده : " آقای خوشگل... بده ببینم کارت دانشجوییتو... نمی دونی همینجوری نمی شه رفت داخل؟ تازه واردی؟ "
راه می افته می ره دانشگاه و... ترم اول تموم می شه.

زمان : هفت و سی دقیقه صبح

مکان : سرویس دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم دوم.

بنده خدا بازم ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " ترم اول که خوب تموم شد بریم ببینیم این ترمو چیکار میکنیم. دیدی "جاسبی" هر کاری کردی نتونستی منو اخراج کنی؟
بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟ سلام مامان... آره خودمم دیگه پس می خوای کی باشه؟ آره هر چی تو می گی. آقا مهندس... خوبه؟ بابا اینا چطورن؟ بی خیال مامان خوبه... بد نیست دانشگاه... دارم می خونم... آره... چی؟ معدل؟... هفده و شصت و یک صدم. آره مامان... نه استادا حقمو خوردن... من رسیدم دانشگاه. کاری نداری؟... خدافظ "

زمان : ساعت هشت دقیقه به هشت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم سوم.

ای بابا این میترا چرا نیومد؟...ا؟...اون میترا نیس؟...پس این پسره کیه؟...بی وفای خیانت کار...بره گم شه...دختره هرزه...لیاقتمو نداشت...

کی حال داره بره سرکلاس حالا؟...آقا یه بسته " کنت " بده...

موبایلش زنگ می خوره.با خودش می گه : " مامانه س..." گوشی رو ورمی داره و : " الو؟... سلام... خوبم تو چطوری؟... چه خبر؟... نه می گذره دانشگاه... می گذره خلاصه... " . آروم به سیگار فروش می گه : " کبریت داری؟ ". مامانش می شنوه ازش می پرسه چی گفته. جواب مامانشو می ده : " نه هیچی. تو کلاسیم. این فندک بخاری کلاس خراب شده... نه مادر من شوفاژ کجا بود؟گاز کجا بود... ول کن ترو خدا... خدافظ... خدافظ... حوصله ندارم فعلا... دفه بعد باهاش صحبت می کنم... خدافظ... ".

اواخر ترم دستمال دستش می گیره تا از استاد نمره بگیره تا مشروط نشه... و موفق می شه.

زمان : ساعت هشت و سی دقیقه صبح

مکان : منزل دانشجویی

آغاز ترم چهارم.

سیگاری تو دستشه و داره با موبایل فک می زنه : " خوب می گفتی سپیده جان... آره بگو عزیزم... می شنوم... " صدای زنگ بلند می شه. از پنجره بیرونو نگاه می کنه و به سپیده می گه : " سپیده جون بچه ها اومدن درس بخونیم باهم... فعلا کاری نداری... منم دلم تنگ می شه ولی درسم باید بخونم دیگه... قربونت عزیزم...دوست دارم... بوس بوس... خدافظ ".

بعد درو باز می کنه : " سلام مژده جون چطوری؟.... بیا تا کسی ندیدت... "

تلفن زنگ می زنه. نگا می کنه می بینه مامانشه... گوشی رو ورمی داره می گه : " الو سلام مامان... من الان دارم... نه مامان من خوبم... فقط الان دارم درس می خونم... چی؟؟ صدام واسه چی گرفته؟؟؟ " پیش خودش می گه چون جنسش خوب بوده اما به مامانش می گه : " خوب مادر من مال بلند بلند درس خوندنه دیگه... الانم دارم درس می خونم... باشه... خدافظ "
زمان : ساعت یازده و نیم شب

مکان : مجلس پارتی

آغاز ترم پنجم.

صدای موزیک و دنس یه لحظه قطع نمی شه. " دی جی اگوستینو " داره می خونه. دود تمام فضا رو گرفته. چشماش سرخ سرخه. موبایلش زنگ می زنه. همینجور که داره خودشو تکون تکون می ده وشلنگ تخته می ندازه مونیتور گوشی رو می بینه و بعد دکمه سایلنت رو می زنه. رو مونیتور گوشی ، جای اسم تماس گیرنده نوشته : مامان

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#4 | Posted: 18 Feb 2010 03:06
باحال بود
     
#5 | Posted: 1 May 2010 11:02




فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره!


فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!


فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!



فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.


فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن می گن عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!


فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را

داشته باشند


فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه


فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه (همون بچه ننه رو ميگما كه گير قبلي بود!! لول)


فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"


فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته


فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه


فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره


فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره


فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره


فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی


فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه


فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!


فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟


فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!


فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره


فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!


فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل !


فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده !


فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه !


فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن !


فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه !


فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن !


فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل 5 ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست !


فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم !


فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره ميچرخه!


فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه...!


فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا پیش دوست دخترش کلاس بزاره!


فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیلتر رو دور بزنه!



فقط هم يك ايرانيه كه ميتونه به يك ايراني ديگه گير بده !!!

اونم كسي نيست جز :‌ پرنسس

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#6 | Posted: 19 Jun 2010 14:29
مردم ايران، شاد ترين مردم روي زمين


چندي پيش يک مجله ي اقتصادي، نام ده کشور را به عنوان کشورهايي که مردمانش شادترين مردمان روي زمين هستند منتشر کرد، براي من جاي شگفتي بود که در اين ليست هيچ نامي از کشور ايران برده نشده بود چون به حق مردم کشور ايران همواره شاد هستند. قطع به يقين انگيزه هاي سياسي باعث شده تا نامي از مردم کشورمان برده نشود اما آنچه عيان است چه حاجت به بيان است.
من براي اين که ثابت کنم جاي کشورمان در ليست مربوطه واقعا خالي است تنها به ذکر چند مورد از اتفاق هاي خوشايندي که در طول يک هفته ي اخير شاهدش بوده ام اشاره مي کنم.

1- هفت روز پيش، برق محله ي ما نوسان شديدي کرد و وسايل برقي تمامي همسايه ها سوخت به نحوي که هر کدوم از اون ها حداقل يک ميليون تومان ضرر کردند اما ما چون مسافرت بوديم و حتي يخچال رو هم از برق بيرون آورده بوديم هيچ خسارتي نديديم يا به عبارتي ديگر يک ميليون تومان سود کرديم. من و همسرم از اين بابت که هم مسافرت رفته بوديم و هم يک ميليون تومان سود کرده بوديم خيلي خيلي خوشحال شديم.

2- شش روز پيش ميني بوسي که پسرم رو به مهد کودک مي برد، تصادف شديدي کرد، دست و پاي اکثر بچه ها شکست اما پسر من حتي يک خراش هم بر نداشت، من و همسرم به خاطر اين که به پسرمون هيچ آسيبي نرسيده بود خيلي خيلي خوشحال شديم.

3- ما در يک آپارتمان شش واحد ِ زندگي مي کنيم، تنها مستاجر اين آپارتمان ما هستيم. همسرم هميشه از اين موضوع ناراحت بود تا اين که پنج روز پيش زلزله ي نسبتا شديدي اومد به نحوي که به ديوارها و سقف هاي هر شش واحد آسيب هاي جدي اي وارد کرد. اون روز من و همسرم خيلي خيلي خوشحال بوديم که تنها مستاجر اين آپارتمان هستيم.

4- چهار روز پيش قرار بود مراسم عروسي يکي از اقوام نزديک ما برگزار بشه. چون پول کادو نداشتيم، همسرم ميخواست تنها انگشترش رو به عنوان کادو بده به عروس اما درست يک روز قبلش پدر داماد مرد و عروسي بهم خورد. اون روز من و همسرم خيلي خيلي خوشحال بوديم که اون انگشترش رو از دست نداده.

5- از مدت ها قبل، رئيس شرکتي که اون جا کار مي کنم ميخواست تعديل نيرو کنه، سه روز قبل صد نفر رو اخراج کرد. اون روز من و همسرم خيلي خيلي خوشحال بوديم که من جزء اون صد نفر نبودم.

6- ماه پيش، بسيج ريخت و ماهواره هاي آپارتمان ما رو جمع کرد، دو روز قبل نوبت دادگاه من و بقيه ي همسايه ها بود، قاضي همه رو جريمه کرد. من و همسرم خيلي خيلي خوشحال بوديم که جريمه ي ما از مال بقيه کمتر بود.

7- ديروز رفتم بانک که حقوقم رو بگيرم اما به حساب نريخته بودند، ده هزار تومان از قبل توي حسابم بود که اون رو برداشت کردم اما توي بازار جيبم رو زدند. من و همسرم خيلي خيلي خوشحال بوديم که ديروز حقوقم رو به حساب نريخته بودند.

دین افساری است که به گردنتان میاندازند تا خوب سواری دهید و هرگز پیاده نمیشوند, باشد که رستگار شوید
     
#7 | Posted: 19 Jun 2010 16:01
ما در ایران بدبختهایی بیش نیستیم که همه افسرده ایم و هر کس از یک نو بیماری روحی رنج میکشد.

این بار تو بگو "دوستت دارم "
نترس........من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
     
#8 | Posted: 20 Jun 2010 16:05
بدبخت ترین مردم دنیا هستیم
نه از نظر مالی ، از نظر فکری و شعور که با دین سوارمون شدند و بدبختمون کردن باز هم ....

SUPER Lesbian
     
#9 | Posted: 20 Jun 2010 16:09
مهترینشون فرهنگ و شعوره!
     
#10 | Posted: 22 Jun 2010 12:12




گزارش تصویری/ اسکناس یا کاغذ یادداشت
همدان - خبرگزار ی مهر: اسکناس یک سند ملی است که بی توجهی در نگهداری و مخدوش کردن آن موجب فرسودگی این ثروت ملی شده و سالانه هزینه های ارزی و ریالی فراوانی را به کشور تحمیل می کند.
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت
اسکناس یا کاغذ یادداشت

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
صفحه  صفحه 1 از 26:  1  2  3  4  5  ...  22  23  24  25  26  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / خنده و تاسف بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites