تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

☻ A Fascinating Content | یه مطلب جالب بنویس☺

صفحه  صفحه 52 از 52:  « پیشین  1  2  3  ...  50  51  52  
#511 | Posted: 26 Oct 2011 11:17
راز سبیل معروف آدولف هیتلر فاش شد

یک کارشناس آلمانى علت روش اصلاح منحصر به فرد سبیل ادولف هیتلر را توضیح داده است.
روزنامه اینترنتى روسى لنتا نوشت: الکساندر موریتس فراى در یادداشت هاى خود اظهار داشته که در زمان جنگ جهانى اول به هیتلرکه درحال خدمت سربازى بود دستور داده شد که سبیل پرپشت خود را اصلاح کند تا پرپشتى سبیل مانع استفاده از ماسک هاى -- گاز جدید نشود.
به گفته این نویسنده المانى هیتلر پیش از ان سبیل خود را به خاطر پنهان کردن بریدگى بسیار زشت روى لب خود بلند نگه مى داشت.
بر اساس این گزارش تا کنون تصور مى شد که هیتلر به تبعیت از مد سبیل خود را کوتاه مى کرده است اما یادداشت هاى فراى که در دوران جنگ جهانى اول هم زمان با هیتلر در ارتش خدمت مى کرده علت اصلى این کار وى را مشخص کرده است.
این یاداداشتها به تازگى در بایگانى شهر کوچک مارباخ به دست امده اند و تاکنون منتشر نشده بوده اند.

منم فرزند ایران از نسل کوروش و داریوش بزرگ نه از نسل دروغ و فریب
     
#512 | Posted: 26 Oct 2011 11:35 | Edited By: e_h_s_a_n
بالاخره دلایل گرانی تخم مرغ اعلام شد!

1: بی بند وباری مرغان و خیانت به همسرانشان
2: افزایش بیداری اسلامی ! در منطقه
3: عدم پایبندی خروسها به موازین شرعی
4: شبیه خون فرهنگی و سست شدن بنیان خانواده در مرغ داریها
5: بالا رفتن سن ازدواج در بین مرغ و خروسها
6: فرار تخمهای دو زرده به خارج
7: کمبود امکانات آموزشی بهداشتی و تفریحی برای جوجه ها
8: نسل کشی و مصرف بی رویه جوجه کباب توسط مرغ داران
9: فراگیر شدن شعار دو تا جوجه کافیه در بین مرغهای پایبند به اصول
10: استفاده برخی از شیادان که نمیتونم اسمشون رو بگم (—— ) در گذاشتن تخم سه زرده

منم فرزند ایران از نسل کوروش و داریوش بزرگ نه از نسل دروغ و فریب
     
#513 | Posted: 3 Dec 2011 21:42




اي خداوند انديشه؛از تو ميخواهم كه خرد ما ايرانيان را بيش از پيش بيافزايي ؛ تا بدان سبب ميهني آباد و سربلند نصيبمان شده و ملتي سرفراز و پر آوازه در عرصه هاي جهاني گرديم؛بي آنكه ما را تروريسم بنامند و از ما بترسند.
آمين اي ايزد توانا
-------------------------------------------
هیچ‌کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد؛ و هیچ کس آنقدر ثروتمند
نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.
------------------------------------------
بچه كه بود می خواست دنیارو عوض كنه
بزرگ كه شد دنیا اونقدر اونو عوض كرد كه حتی با دیدن چهر ه ی خودش تو آینه احساس غریبی میكرد.

.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#514 | Posted: 3 Dec 2011 22:35




در زمانی كه وفا قصه برف به تابستان است و صداقت گل نایابی است به چه كس باید گفت با تو خوشبخت ترین انسانم!!
---------------------------------
تواناترین مترجم کسی است که: سکوت دیگران را ترجمه کند! شاید سکوتی تلخ، گویای دوست داشتنی شیرین باشد
-----------------------------------
این روزها در سرزمینی زندگی میکنم که در ان دختران هرزه شده اند !!!! و پسران هرزه پرست.. من امروز ایستاده ام !! و برای ایستادنم !! هزاران بار افتاده ام چه كسی میگوید كه گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی است !!! شرافت ارزان !! تن عریان ارزان !! و دروغ از همه چیز ارزانتر تن مرد و نامرد‌ يکيست ، روزگار بايد بگذرد , تا بدانيم (( مرد )) کيست
---------------------------------------
دوستش داشته باشید. سفت ببوسیدش . محکم بقلش کنید. قبل از اینکه یکی بهتر از اونو پیدا کنید
-----------------------------
يكي از برجسته ترين نكات ازدواج اين است كه جوانان را سر شب به رخت خواب ميفرستد.

(ام. سالمن)

.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#515 | Posted: 3 Dec 2011 22:41




در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان خارجي قرار دارد و شکل دگرگون شده آن وارد زبان عامه ما شده است به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زپرتي :
واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

هشلهف :
مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall have به معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فسان:
از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شر و ور:
از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

اسكناس:
از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني:
از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.

نخاله:
يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند

.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#516 | Posted: 4 Dec 2011 08:31




باورهای خرافی ایرانیان در مورد اعضاء بدن!

- سر بزرگ نشان عقل و کیاست است.

- پیشانى بلند علامت دولت است.

- ریش کوسه و چشم زاغ نشانه بدجنسى است.

- قد بلند نشانه حماقت است.

- قد کوتاه نشان زیرکى و دانائى و زرنگى است.

- ناخن گرفته شده را اگر زیر دست و پا بریزند فقر مى‌آورد بلکه آن را باید در پاشنهٔ در گذاشت تا روزى که دجال ظهور مى‌کند مانند خار روئیده نگذارد اهل خانه خارج بشوند.

- موى سر را اگر سر راه بریزند گنجشک برده و با آن لانه مى‌سازد و صاحب مو سرگیجه مى‌گیرد.

- دندان افتاده را باید سه بار کر داد و سپس دفن کرده در سوراخ دیوار گذاشت.

- سر بینى که سفت بشود علامت سن بلوغ است.

- سر بینى بخارد به مهمانى خواهند رفت.

- کف پا که بخارد راه دور مى‌روند.

- کف دست راست که بخارد باید آن را روى سر پسر اول مالید تا پول گیر آنها بیاید.

- کف دست چپ که بخارد خرج زیاد مى‌کنند.

- یک عطسه صبر است در جوابش مى‌گویند: عافیت باشد و براى شکستن صبر هفت صلوات باید فرستاد. دو عطسه علامت جخد (جهد) است باید تعجیل کرد. چه سالم و چه ناخوش هر کس عطسه بکند مسلماً تا سه روز زنده خواهد بود. (۱)

(۱) . خبر: العطاس امان من الموت الى ثلثة ایام. به همین جهت بعد از عطسه باید شکر خدا را کرد و گفت: 'الحمدالله رب العالمین' . خاصیت آن این است که در قبر وقتى نکیر و منکر بالاى سر آدم مى‌آیند و سرانسان به سنگ لحد مى‌خورد و عطسه مى‌کند چون عادت دارد الحمدلله رب‌العالمین را خواهد گفت و مسلمانى او بر نکیر واضح مى‌شود.

۱. اینکه چون از کسى که عطسه فراز آید یک ایتها اه‌هو ویریو و یک اشم و هو بیاید خواندن زیرا که در تن ما دروجى است و پتیارهٔ است که پیوسته با مردم کوشد تا علتى و بیمارى بر مردم مستولى کند و در تن ما آتش است که او را چهره خوانند با آن دروج پیوسته کار زار مى‌کند و او را از تن مردم باز مى‌دارد. پس چون آتش بر آن دورج چیره شود و او را هزیمت کند عطسه از بهر آن آید که آن دروچ بیرون آید

۲. پس چنان باید که این باز برخوانند و آتش را آفرین کنند که دیرگاه بماناد تا این دروج را شکسته مى‌دارد. چون عطسه از کسى دیگر شنود هم این باز یعنى بیاید گفتن و این آفرین مینو بکردن - صد در ص ۷ در هفتم' .

- هر کس سکسکه بکند به او تهمت مى‌زنند که چیزى دزدیده است تا این ترس برطرف شدن سکسکهٔ او بشود.

- پلک چشم چپ بپرد خوشحالى مى‌آورد.

- پلک چشم راست بپرد غم و اندوه مى‌آورد.(۲)

(۲) . جستن پلک بالاى چشم راست سلامت خوشحالى بعد از تنگى و از چپ نشانهٔ رسیدن غایبى است و (جستن پلک پائین) از راست غم و از چپ رسیدن خبرى است که در آرزوى آن باشد و یا از راست بیمارى و از چپ خوشدلى عاید گردد جنات الخلود.

- اگر مژهٔ چشم روى گونه بیفتد اجل است باید آن را برداشت.

- هر کس زبان خود را گاز بگیرد در آن ساعت غیبت او را مى‌کنند.

- در موقع صحبت بى‌اراده اسم کسى را ببرند معلوم مى‌شود آن شخص در همان ساعت یاد او بوده است.

- پس گردن یا روى چشم کسى را ماچ بکند از چشم آنکس مى‌افتد.

.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#517 | Posted: 4 Dec 2011 08:39




تجربه کردن تجربه احمقانست! از تجربه ها بايد آموخت
-------------------------------------------------------------
هر وقت در زندگی قدمی برمیداری که اشتباه است به این قدم میگن اشتباه زندگی ولی اگر همون اشتباه رو دوباره تکرار کنی اشتباه نمیگم میگن حماقت
------------------------------------------------------------
مردان بزرگ به بن بست نمی رسند
یا راهی می یابند یا راهی خواهند ساخت
------------------------------------------------------------
در اعماق دریا
بنا به پدیده ی شکست نور
هرچه در عمق بیشتر فرو برویم
میزان تنوع رنگی که میبینیم کاهش میابد
مثلا در اعماق زیاد با زخمی شدن غواص به جای خون قرمز رنگ خون را سیاه میبیند
--------------------------------------------------------
گاو كور رنگی داره
یعنی همه چیز رو سیاه سفید میبینه
اما به جز این دوتا قرمز رو هم میبینه
به خاطره همینه كه با دیدن قرمز دیوونه میشن

.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#518 | Posted: 8 Oct 2012 11:07
20 عامل عقب ماندگی ایرانیان

1-پیشداوری‌
اولین‌ خصوصیتی‌ که‌ در ما وجود دارد، پیشداوری‌های‌ فراوان‌ نسبت‌ به‌ بسیاری‌ از امور است‌. اگر هر کدام‌ از ما به‌ درون‌ خودمان‌ رجوع‌ کنیم‌ پیشداوریهای‌ فراوان‌ می‌بینیم‌. این‌ پیش‌داوری‌ها در کنش‌ و واکنش‌های‌ اجتماعی‌ ما تاؤیرات‌ منفی‌ زیادی‌ دارد. معمولا وقتی‌ گفته‌ می‌شود پیشداوری‌، بیشتر پیشداوری‌ منفی‌ محل‌ نظر است‌ ولی‌آؤار مخرب‌ پیشداوری‌ منحصر به‌ پیشداوری‌ منفی‌ نیست‌. پیشداوری‌های‌ مثبت‌ هم‌ آؤار مخرب‌ خود را دارد. از جمله‌ خوشبینی‌های‌ نابه‌جا که‌ نسبت‌ به‌ برخی‌ افراد و قشرها و لایه‌های‌ اجتماعی‌ داریم‌.

2-جزمیت و جمود
نوعی‌ جزمیت (دگماتیسم)‌ و جمود در ما ریشه‌ کرده‌ است‌. من‌ اصلا تحقیقات‌ روانشناختی‌ و تحقیقات‌ تاریخی‌ در این‌باره‌ ندارم‌ که‌ چرا ملت‌ ایران‌ تا این‌ حد اهل‌ جزم‌ و جمود است‌.
یعنی‌ واقعیت‌ آن‌ برای‌ من‌ محل‌ انکار نیست‌ ....
اگرچه‌ تبیینش‌ برای‌ من‌ امکان‌پذیر نیست‌. آنچه‌ که‌ در ما وجود دارد که‌ از آن‌ به‌ جزم‌ و جمود تعبیر می‌شود این‌ است‌ که‌ باور ما یک‌ ضمیمه‌ای‌ دارد. یعنی‌ ممکن‌ است‌ که‌ ما معتقد باشیم‌ که‌ فلان‌ گزاره‌ درست‌ است‌ این‌ سالم‌ است‌ اما اگر معتقد باشیم‌ که‌ فلان‌ گزاره‌ محال‌ است‌ که‌ درست‌ نباشد. این‌ محال‌ است‌ انسان‌ را تبدیل‌ به‌ انسان‌ دگمی‌ می‌کند. و ما کمتر می‌شود که‌ به‌ چیزی‌ معتقد باشیم‌ و یک‌ محال‌ است‌ منضم‌ به‌ این‌ اعتقادمان‌ نباشد. به‌ تعبیر دیگر وقتی‌ ما یک‌ عقیده‌ داریم‌ که‌ فلان‌ گزاره‌ صحیح‌ است‌ یک‌ عقیده‌ دوم‌ داریم‌ که‌ گریزناپذیر است‌ که‌ فلان‌ گزاره‌ صحیح‌ نباشد.

3-خرافه‌پرستی‌
ویژگی‌ دیگر ما خرافه‌پرستی‌ است‌ هم‌ خرافه‌ در بافت‌ دینی‌ و مذهبی‌ و هم‌ در بافت‌های‌ غیر دینی‌ و مذهبی‌، خرافه‌ در بافت‌ مذهبی‌ یعنی‌ چیزی‌ که‌ در دین‌ نبوده‌ و در آن‌ وارد شده‌ است‌.
اما مهم‌تر این‌ است‌ که‌ به‌ معنای‌ سکولار آن‌ هم‌ خرافه‌پرست‌ هستیم‌. خرافی‌ به‌ معنای‌ باور آوردن‌ به‌ عقایدی‌ که‌ هیچ‌ شاهدی‌ به‌ سود آن‌ وجود ندارد ولی‌ ما همچنان‌ آن‌ عقاید را در کف‌ داریم‌.
این‌ سه‌ مساله‌ را می‌توان‌ سه‌ فرزند استدلال‌ ناگرایی‌ ما دانست‌. هر که‌ اهل‌ استدلال‌ نباشد اهل‌ این‌ سه‌ است‌ بنابراین‌ راه‌حل‌ درمان‌ این‌ سه‌ تقویت‌ روحیه‌ استدلال‌گرایی‌ است‌.
4-بهادادن‌ به‌ داوری‌های‌ دیگران‌ نسبت‌ به‌ خود
ما به‌ ندرت‌ در منی‌ که‌ از خودمان‌ تصور داریم‌ زندگی‌ می‌کنیم‌ و همیشه‌ توجه‌مان‌ به‌ منی‌ است‌ که‌ دیگران‌ از ما تصور دارند و همیشه‌ ترازوی‌ ما در بیرون‌ ماست‌. این‌ بهادادن‌ به‌ داوری‌های‌ دیگران‌ علت‌العلل‌ یک‌سری‌ مشکلات‌ فرهنگی‌ جامعه‌ ماست‌.

5-همرنگی‌ با جماعت‌
نکته‌ پنجم‌ ناشی‌ از نکته‌ چهارم‌ است‌ به‌ این‌ معنا که‌ ما هیچ‌وقت‌ در برابر جمهوری‌ که‌ با آن‌ سروکار داریم‌ نتوانسته‌ایم‌ سخن‌ بگوییم‌ که‌ در مقابله‌ با آن‌ است‌ و همیشه‌ همرنگ‌ شدن‌ با جماعت‌ برای‌ ما مهم‌ است‌.

6-تلقین‌پذیری‌
تلقین‌ یعنی‌ رایی‌ را بیان‌ کردن‌ و آرای‌ مخالف‌ را بیان‌ نکردن‌ و مخاطب‌ را در معرض‌ همین‌ رای‌ قرار دادن‌. هر وقت‌ شما در برابر هر عقیده‌ای‌ نظر مخالفان‌ آن‌ را هم‌ خواستید نشان‌ می‌دهد که‌ تلقین‌پذیر نیستید. تلقین‌پذیری‌ یعنی‌ قبول‌ تک‌آوایی‌.

7-القاپذیری‌
القاپذیری‌ به‌ لحاظ‌ روان‌شناختی‌ با تلقین‌پذیری‌ متفاوت‌ است‌. در القا یک‌ رای‌ آنقدر تکرار می‌شود تا تکرار جای‌ دلیل‌ را بگیرد. اگر من‌ گفتم‌ فلان‌ گزاره‌ صحیح‌ است‌ شما از من‌ انتظار دلیل‌ دارید اما من‌ به‌ جای‌ اینکه‌ دلیل‌ بیاورم‌ 200 بار فلان‌ گزاره‌ را تکرار می‌کنم‌ و کم‌کم‌ ما فکر می‌کنیم‌ که‌ تکرار مدعا جای‌ دلیل‌ را می‌گیرد. یعنی‌ به‌ جای‌ اقامه‌ دلیل‌ خود مدعا تکرار می‌شود و این‌ هنری‌ است‌ که‌ در پرودیاگاندا یا آوازه‌گری‌ وجود دارد.
اینکه‌ رسانه‌ها وقتی‌ در دست‌ قدرت‌ها قرار می‌گیرند آنها خوشحال‌ می‌شوند به‌ دلیل‌ وجود همین‌ روحیه‌ القاپذیری‌ در مردم‌ است‌. والا اگر ملتی‌ القاپذیر نباشد هرچه‌ که‌ رسانه‌ها بگویند چون‌ دائما دلیل‌ می‌خواهند کسی‌ از به‌ دست‌ گرفتن‌ رادیو و تلویزیون‌ اظهار خوشحالی‌ نمی‌کند.

8-تقلید
منظور من‌ از تقلید نه‌ آنست‌ که‌ در فقه‌ گفته‌ می‌شود. مراد تقلید به‌ معنای‌ روانشناختی‌ آن‌ است‌. یعنی‌ اینکه‌ من‌ آگاهانه‌ یا ناآگاهانه‌ تحت‌ الگوی‌ شخصی‌ باشم‌.
یعنی‌ من‌ خودم‌ را مانند تو می‌کنم‌ و به‌ تو تشبه‌ می‌جویم‌ و تقلید، یعنی‌ من‌ تو را الگو گرفته‌ام‌. آن‌چه‌ که‌ در عرفان‌ گفته‌ می‌شود که‌ تشبه‌ به‌ خدا بجویید اگر این‌ کار را با انسان‌ها انجام‌ دادیم‌ تعبیر به‌ تقلید می‌شود و این‌ تقلید هم‌ در ادیان‌ و مذاهب‌ و عرفان‌ مورد توبیخ‌ است‌.

9-تعبد
تعبد یعنی‌ سخنی‌ را پذیرفتن‌ صرفا به‌ این‌ دلیل‌ که‌ فلان‌ شخا آن‌ را گفته‌ است‌. یعنی‌ اینکه‌ اگر صورت‌ استدلالی‌ من‌ ذهن‌ من‌ را آزار ندهد که‌ فلان‌ گزاره‌ صحیح‌ است‌ چون‌ فلان‌ شخا گفته‌ است‌ فلان‌ گزاره‌ صحیح‌ است‌ من‌ اهل‌ تعبدم‌. آیه‌ای‌ در قرآن‌ است‌ که‌ معمولا کمتر نقل‌ می‌شود اتخذو احبارهم‌ و رهبانهم‌ من‌ دون‌ا... که‌ در باب‌ روحانیت‌ نصاری‌ و یهود است‌ که‌ فراوان‌ می‌گوید که‌ یهودیان‌ و نصاری‌ روحانیون‌ خود را می‌پرستیدند چه‌ من‌ دون‌ا... را به‌ جای‌ خدا بگیرم‌ یا علاوه‌ بر خدا. صحابی‌ از امام‌ باقر می‌پرسد که‌ آیا واقعا می‌پرستیدند حضرت‌ در جواب‌ می‌گوید هرگز این‌گونه‌ نیست‌ روحانیون‌ مسیحی‌ به‌ مردم‌ نمی‌گفتند که‌ ما را بپرستید و اگر هم‌ می‌گفتند کسی‌ نمی‌پرستید. اما اینکه‌ قرآن‌ به‌ آنها این‌ نسبت‌ را می‌دهد به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ رفتاری‌ که‌ با خدا باید می‌داشتند با روحانیون‌ خود داشتند. مجموعه‌ عوامل‌ دسته‌ دوم‌ ناشی‌ از یک‌ عمل‌ واحد است‌ و آن‌ اینکه‌ ما زندگی‌ اصیل‌ نداریم‌. زندگی‌ اصیل‌ به‌ تعبیر روانشناسان‌ انسان‌گرا و به‌ تعبیر عرفا یعنی‌ زندگی‌ براساس‌ فهم‌ و تشخیا خود. زندگی‌ اصیل‌ را فقط‌ کسانی‌ انجام‌ می‌دهند که‌ دو سرمایه‌ دارندأ عقل‌ در مسائل‌ نظری‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملی‌.

10-شخصیت‌پرستی‌
کمتر مردمی‌ به‌ اندازه‌ ما شخصیت‌پرستند و شخصیت‌پرستی‌ جز این‌ نیست‌ که‌ شخصیتی‌ خود را بر خود عرضه‌ می‌ کند و خوبی‌هایی‌ که‌ در زندگی‌ اطراف‌ خودمان‌ نمی‌بینیم‌ از سر توهم‌ به‌ او نسبت‌ می‌دهیم‌ و او را به‌ دست‌ خودمان‌ بزرگ‌ می‌کنیم‌.

11-تعصب‌
تعصب‌ هم‌ افق‌ با شخصیت‌پرستی‌ است‌. تعصب‌ به‌ معنای‌ چسبیدن‌ به‌ آنچه‌ که‌ داریم‌ و نگاه‌ نکردن‌ به‌ چیزهای‌ فراوانی‌ که‌ نداریم‌. اگر من‌ شیفته‌ آن‌چه‌ که‌ دارم‌ شدم‌ و فکر کردم‌ و جای‌ نداشته‌ها را هم‌ برایم‌ می‌گیرد من‌ نسبت‌ به‌ آن‌ تعصب‌ پیدا کرده‌ام‌ و اینجاست‌ که‌ من‌ نسبت‌ به‌ کسانی‌ که‌ به‌ آن‌ وفاداری‌ ندارند دو دیدگاه‌ پیدا می‌کنم‌. گروهی‌ خودی‌ می‌شوند و گروهی‌ غیرخودی‌. قرآن‌ خودی‌ و غیرخودی‌ را رد کرده‌ است‌ چرا که‌ درباره‌ حب‌ و بغض‌ می‌گوید وقتی‌ با گروهی‌ دشمنید دشمنی‌ باعث‌ نشود درباره‌ آنها عدالت‌ و انصاف‌ را فراموش‌ کنید. درباره‌ دوستی‌ هم‌ می‌گوید همیت‌ جاهلیت‌ شما را نگیرد. همیت‌ جاهلیت‌ یعنی‌ اینکه‌ چون‌ فلانی‌ از قبیله‌ من‌ است‌. طرف‌ او را چه‌ ظالم‌ باشد یا عادل‌ می‌گیرم‌. به‌ عبارت‌ دیگر ویژگی‌های‌ خود او مهم‌ نیست‌ بلکه‌ ویژگی‌های‌ تعلقی‌ او مهم‌ است‌.

12-اعتقاد به‌ برگزیدگی‌
هر کدام‌ از ما اگر به‌ خودمان‌ رجوع‌ کنیم‌ می‌بینیم‌ به‌ نوعی‌ فکر می‌کنیم‌ و به‌ نوعی‌ مورد لطف‌ خدا هستیم‌. یعنی‌ درست‌ است‌ که‌ ممکن‌ است‌ وضع‌ ما به‌ مو بند باشد اما پاره‌ نمی‌شود و اکثر اهمالها و بی‌توجی‌ها ناشی‌ از همین‌ نکته‌ است‌. لاپینیس‌ اصطلاحی‌ داشت‌ که‌ برای‌ موارد دیگری‌ به‌ کار می‌برد. این‌ اصطلاح‌ هماهنگی‌ پیش‌ بنیاد بود به‌ معنی‌ اینکه‌ گویا همه‌ امور از پیش‌ حاصل‌ آمده‌ است‌ اما گویا ما این‌ هماهنگی‌ پیش‌بنیاد را راجع‌ به‌ خودمان‌ قائلیم‌.

13-تجربه‌ نیندوختن‌ از گذشته‌
پس‌ از اقدامات‌ انسان‌دوستانه‌ افرادی‌ چون‌ ماندلا واسلاوهاول‌ و اقدامات‌ انسان‌دوستان‌ که‌ در باب‌ فرهنگی‌ کردن‌ سیاسی‌ است‌ تلاش‌ کردند زیاد شنیده‌ایم‌ که‌ ببخش‌ و فراموش‌ کن‌ یا ببخش‌ و فراموش‌ نکن‌. اما داستان‌ بر سر این‌ است‌ که‌ اگر شما ببخشانید و فراموش‌ کنید باز هم‌ از همانجا ضربه‌ می‌خورید. انسان‌های‌ سالم‌ کسانی‌ هستند که‌ در درونشان‌ می‌توانند بزرگترین‌ دشمنان‌ خود را از لحاظ‌ عاطفی‌ ببخشایند، چرا که‌ از لحاظ‌ عاطفی‌ باید بخشود اما از لحاظ‌ ذهنی‌ نباید فراموش‌ کرد. اما متاسفانه‌ ما عکس‌ این‌ عمل‌ می‌کنیم‌،از لحاظ‌ عاطفی‌ نمی‌بخشیم‌ و کینه‌جویی‌ در ما زنده‌ است‌ اما به‌ لحاظ‌ ذهنی‌ فراموش‌ می‌کنیم‌ چرا که‌ حافظه‌ تاریخی‌ ملت‌ ما بسیار کند و تار است‌.

14-جدی‌ نگرفتن‌ زندگی‌
سقراط‌ از ما می‌خواست‌ که‌ در عین‌ شوخ‌طبعی‌ زندگی‌ را جدی‌ بگیریم‌ کسانی‌ زندگی‌ را جدی‌ می‌گیرند که‌ دو نکته‌ را باور کنند.
1-باور به‌ مستثنی‌ بودن‌ از قوانین‌ حاکم‌ بر جهان‌.
دلیل‌ هر جدی‌ نگرفتن‌ مستثنی‌ ندانستن‌ خود از قوانین‌ هستی‌ است‌.
2-نسبت‌سنجی‌ در امور
روانشناسان‌ اصطلاحی‌ دارند با این‌ مضمون‌ که‌ انسان‌ باید بتواند وزن‌ امور را نسبت‌ به‌ هم‌ بسنجد. انسان‌هایی‌ که‌ زندگی‌ را جدی‌ نمی‌گیرند چیزهای‌ مهمتر را برای‌ چیزهای‌ مهم‌ رها می‌کنند. فراوانند انسان‌هایی‌ که‌ در طول‌ زندگی‌ خطای‌ تاکتیکی‌ نمی‌کنند اما خطای‌ استراتژیک‌ عظیم‌ دارند یعنی‌ کل‌ زندگی‌ را می‌بازند اما در ریزه‌کاری‌ها وسواس‌ دارند.

15-دیدگاه‌ مبتذل‌ نسبت‌ به‌ کار
دیدگاه‌ کمتر مردمی‌ نسبت‌ به‌ کار تا حد دیدگاه‌ ما نسبت‌ به‌ کار مبتذل‌ است‌. ما کار را فقط‌ برای‌ درآمد می‌خواهیم‌ و بنابراین‌ اگر درآمد را بتوانیم‌ از راه‌ بیکاری‌ هم‌ به‌ دست‌ آوریم‌ از کار استقبال‌ نمی‌کنیم‌. در واقع‌ ما کار را اجتناب‌ناپذیر می‌دانیم‌ در حالی‌ که‌ باید دیدگاه‌ مولوی‌ را درباره‌ کار داشته‌ باشیم‌ که‌ معتقد بود کار جوهر انسان‌ است‌.

16-قائل‌ نبودن‌ به‌ ریاضت‌
ریاضت‌ در این‌ جا نه‌ به‌ معنای‌ آنچه‌ که‌ مرتاضان‌ انجام‌ می‌دهند ریاضت‌ به‌ معنای‌ اینکه‌ در زندگی‌ همه‌ چیز را نمی‌توان‌ باید دانست‌ بنابراین‌ باید چیزهایی‌ را فدا کرد تا چیزهای‌ باارزش‌تری‌ را به‌ دست‌آورد. قدمای‌ ما می‌گفتند دنیا دار تزاحم‌ است‌ یعنی‌ همه‌ محاسن‌ در یک‌جا قابل‌ جمع‌ نیست‌ به‌ تعبیر نیما یوشیج‌ تا چیزها ندهی‌ چیزکی‌ به‌ تو نخواهند داد. در زبان‌های‌ اروپایی‌ قداست‌ از ماده‌ فداکاری‌ است‌. عارفان‌ مسیحی‌ می‌گفتند اینکه‌ فداکاری‌ و قداست‌ از یک‌ ماده‌اند به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ قداست‌ به‌ دست‌ نمی‌آید مگر به‌ قیمت‌ از دست‌ دادن‌ چیزهای‌ فراوان‌. ولی‌ ما می‌خواهیم‌ همه‌ چیز را داشته‌ باشیم‌ و وقتی‌ دیدگاهمان‌ نسبت‌ به‌ کار آنگونه‌ است‌. نسبت‌ به‌ مصرف‌ هم‌ دیدگاهمان‌ این‌گونه‌ می‌شود و باعث‌ می‌شود دچار مصرف‌زدگی‌ شویم‌. وقتی‌ ما بحث‌ مصرف‌زدگی‌ را مطرح‌ می‌کنیم‌ مطرح‌ می‌کنند که‌ شما از اوضاع‌ جامعه‌ و فقر خبر ندارید. باید گفت‌ مصرف‌زدگی‌ یک‌ دیدگاه‌ است‌ نه‌ یک‌ امکان‌. یعنی‌ فرد فقیر هم‌ در سردل‌ خود می‌گوید کاش‌ بیشتر داشتم‌ و بیشتر مصرف‌ می‌کردم‌. کدام‌ یک‌ از ما برای‌ آرمان‌های‌ خود حاضر است‌ به‌ قدر ضرورت‌ اکتفا کند. این‌ مصرف‌زدگی‌ ما را به‌ دنائت‌ می‌کشد اگر ما بودیم‌ و فقط‌ ضروریات‌ زندگی‌ مجبور به‌ کرنش‌ کردن‌ نبودیم‌.

17-از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تمیز بین‌ خوشایند و مصلحت‌
مردمی‌ که‌ منافع‌ کوتاه‌مدت‌ را ببینند و قدرت‌ دیدن‌ منافع‌ درازمدت‌ را نداشته‌ باشند در معرض‌ فریب‌خوردگی‌ هستند. دلیل‌ موفقیت‌ سیاست‌های‌ پوپولیستی‌ در کشور که‌ در یک‌ سال‌ اخیر هم‌ رواج‌ پیدا کرده‌ ندیدن‌ منافع‌ درازمدت‌ است‌. وقتی‌ منافع‌ بلندمدت‌ دیده‌ نشود منافع‌ کوتاه‌مدت‌ تامین‌ می‌شود به‌ قیمت‌ نکبت‌ و ادبار درازمدت‌.

18-زیاده‌گویی‌
ما درست‌ برخلاف‌ آنچه‌ که‌ در ادیان‌ و مذاهب‌ گفته‌ می‌شود زیاده‌گو هستیم‌ و پرحرف‌ می‌زنیم‌. نقل‌ است‌ که‌ عرفا هم‌ در سکوت‌ تبادل‌ روحی‌ داشتند اما ما ملت‌ پرسخنی‌ هستیم‌ و آسان‌ترین‌ کار برای‌ ما حرف‌زدن‌ است‌.

19-زبان‌ پریشی‌
بدتر از پرسخنی‌ ما زبان‌پریشی‌ ما است. زبان‌پریشی‌ به‌ این‌ معنا است‌ که‌ انسان‌ حرف‌ خود را خودش‌ هم‌ متوجه‌ نمی‌شود یعنی‌ اگر تحلیل‌ روانشناختی‌ در سخنان‌ ما انجام‌ شود اصلا برخی‌ جملات‌ معنا ندارد. سخنان‌ همه‌ مانند شهرک‌های‌ سینمایی‌ است‌ که‌ در زمان‌ فیلم‌ پر از دژ و قلعه‌ است‌ اما وقتی‌ فشار می‌دهیم‌ فرو می‌ریزد. به‌ تعبیر دیگر حرف‌های‌ ما پشتوانه‌ ندارد و همه‌ ما از صدر تا ذیل‌ یاوه‌ می‌گوییم‌. و به‌ همین‌ دلیل‌ هم‌ به‌ لحاظ‌ ذهنی‌ تا این‌ حد پریشانیم‌. کسانی‌ که‌ سرگردانی‌ ذهنی‌ دارند اول‌ باید زبان‌ خود را پالایش‌ کنند. یعنی‌ باید حرف‌ را فهمیده‌ بزنند و از طرف‌ مقابل‌ هم‌ حرف‌ فهمیده‌ بخواهند. نوام‌ چامسکی‌ برای‌ اینکه‌ ؤابت‌ کند که‌ هر جمله‌ای‌ که‌ قواعد نحوی‌ و صرفی‌ آن‌ رعایت‌ شده‌ صرفا بامعنا نیست‌ جملاتی‌ می‌گفت‌ بطور مثال‌ می‌گفت‌: وقتی‌ می‌گویند »پسر برادر مثلث‌ ما عاشق‌ بیضی‌ شما شده‌ است‌«. قواعد صرفی‌ و نحوی‌ آن‌ رعایت‌ شده‌ اما بامعنا نیست‌.

20-ظاهرنگری‌
ظاهرنگری‌ به‌ دلیل‌ غلبه‌ روحیه‌ فقهی‌ در دین‌ بر کل‌ کارهایمان‌ سایه‌ افکنده‌ است‌. یعنی‌ به‌ جای‌ آنکه‌ ما به‌ ارزش‌ و انگیزه‌ کار توجه‌ کنیم‌ فریفته‌ ظاهر می‌شویم‌. این‌ ظاهربینی‌ها ما را برای‌ ظاهرفریبی‌ آماده‌ می‌کند. در هر جا که‌ اخلاق‌، عرفان‌ و روانشناسی‌ فدای‌ فقه‌ و ظواهر شود این‌ روحیه‌ غلبه‌ پیدا می‌کند.

در پایان‌ پیشنهادی‌ دارم‌ که‌ دارای‌ دو نکته‌ است‌:
اول‌ اینکه‌ در باب‌ هر کدام‌ از موارد مطرح‌شده‌ فکر کنیم‌ که‌ درست‌ است‌ یا نه‌. اگر درست‌ است‌ اول‌ کاری‌ که‌ باید کرد این‌ است‌ که‌ در شخصا خودمان‌ بررسی‌ کنیم‌.
یعنی‌ اینکه‌ این‌ نکته‌ها را ذره‌بین‌ نکنیم‌ و روی‌ دیگران‌ بگیریم‌ بلکه‌ اول‌ ذره‌بین‌ را روی‌ خودمان‌ بگیریم‌.
نکته‌ دوم‌: اینکه‌ اگر مطالب‌ گفته‌ شده‌ درست‌ است‌ روشنفکران‌ و مصلحان‌ اجتماعی‌ به‌ جای‌ اینکه‌ همیشه‌ مجیز مردم‌ را بگویند و فکر کنند تمام‌ مشکلات‌ متوجه‌ رژیم‌ سیاسی‌ است‌. باید از مجیزگویی‌ مردم‌ دست‌ بردارند و به‌ مردم‌ بگوییم‌ چون‌ شما اینگونه‌اید حاکمان‌ هم‌ آنگونه‌اند.

amirrf
     
صفحه  صفحه 52 از 52:  « پیشین  1  2  3  ...  50  51  52 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / ☻ A Fascinating Content | یه مطلب جالب بنویس☺ بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites