تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

از زندگی تون چی فهمیدین؟

صفحه  صفحه 7 از 19:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  18  19  پسین »  
#61 | Posted: 10 Aug 2013 22:24
از زندگی خودم جدا شیم از زندگی این آخوندا یه چی فهمید دزد بشی جانی بشی روانی بشی فاحشه بشی لواط بشی به همه چیز بشی اخوند نشی

پاییز یکی از فصل های سال هست بهار هم میاد
     
#62 | Posted: 12 Aug 2013 14:35
که همه چی مثله برق و باد میگذره و هیچی موندنی نیست جز خدا

Signature
     
#63 | Posted: 12 Aug 2013 23:38
هیچی نفهمیدم

روزگار سوار بر مرکب خود می تازد و خزان پشت خزان
بهاران از پس بهاران و من دست برندارم
و به امید آن آینده روشن، ظلمت سیاه شب را نظاره گرم
که صبح دولت امید بدمد
     
#64 | Posted: 26 Aug 2013 13:37
همه چى جز آسايش وآرامش!

بس كه ديواردلم كوتاه است
هركه ازكوچه تنهايى ماميگذرد
به هواى هوسى هم كه شده
سركى ميكشدو ميگذرد!!!
     
#65 | Posted: 28 Aug 2013 13:52
عشق زیباست
روزهای سخت به وفور
روزهای خوشی انگشت شمار
گرفتاری زیاد
آرامش کمیاب
تلاش فراوان
دستابی به اهداف پر هزینه

گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
Signature
تنهایی - loneliness
     
#66 | Posted: 22 Sep 2013 12:06
فهمیدم تو هر زمانی از زندگی نمیشه بدون مشکل بود
حتی اونی که ادعا میکنه خوشبخت ترینه یه مشکلی داره که نشون نمیده

Man_Of_Iran
     
#67 | Posted: 22 Sep 2013 12:07
زندگی مرگ


Signature

اندوه بزرگی ست انبوه انتظار
     
#68 | Posted: 26 Sep 2013 22:09
فهمیده ام که هنوز چیزهای زیادی برای فهمیدن هست اما مهم نیست که همه رابفهمی
مهم این است که هرچی رو فهمیدی به کار بگیری و آرامش عمل به هرچی میدونی رو تجربه کنی
فهمیدم گاهی خیلی زود دیر میشود
فهمیدم بعضی وقتا باید نفهمید
فهمیدم که دنیای درون هر کسی مخصوص خودشه و ما خیلی بهم بی شباهتیم

یکی مثل من ...
     
#69 | Posted: 27 Sep 2013 20:45
اینکه؟؟؟
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو هر چند که الان جماعت هزار رنگ داره

بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
#70 | Posted: 28 Sep 2013 22:33
اینو

مارها قورباغه ها را می خوردند .. و قورباغه ها غمگین بودند ..قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند ..لک لک ها مارها را خوردند .. و قورباغه ها شادمان شدند ..لک لک ها گرسنه ماندند .. و شروع کردند به خوردن قورباغه ها ..قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند..عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند ..و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند ..مارها باز گشتند و همپای لک لک هاشروع به خوردن قورباغه ها کردند ..حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که ..برای خورده شدن به دنیا می آیند ..تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است ..اینکه نمی دانند ..توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان ... !قورباغه ها - منوچهر احترامی

زندگیبه من آموخت هر چیز قیمتی دارد...پنیر مجانی فقط در تله ی موش یافت می شود
     
صفحه  صفحه 7 از 19:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  18  19  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / از زندگی تون چی فهمیدین؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites