خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد /

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو


صفحه  صفحه 48 از 90:  « پیشین  1  ...  47  48  49  ...  89  90  پسین »
zarimm14 زن #471 | Posted: 9 Jan 2018 11:45
کاربر

 
خیلی وقت‌ها به امتحان دیکته فکر می‌کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.
چه امتحان سخت و بی انصافانه‌ای بود.
امتحانی که در آن، نادانسته‌های کودکی بی‌دفاع، مورد قضاوت بی‌رحمانه دانسته‌های معلم قرار می‌گرفت.
امتحانی که در آن با غلط‌هایم قضاوت می‌شدم نه با درست‌هایم.
اگر دهها صفحه هم درست می‌نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می‌گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می‌کشید که درست هایم رنگ می‌باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می‌کرد غلط‌هایم بود.
دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشته‌ها و توانایی‌هایم نیست بلکه نداشته‌ها و ضعف‌هایم است.
آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می‌آموزم اما ...
بعدها وقتی به خواهر کوچکترم دیکته می‌گفتم همان گونه قضاوت کردم که با من شد وحتی بدتر.
آنقدر سخت دیکته می‌گفتم و آنقدر ادامه می‌دادم تا دور غلط‌های خواهرم خط بکشم.
نمی‌دانم قضاوت‌های غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران می‌گذریم اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط می‌کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی‌دانی، که نمی‌توانی.
کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من می‌آموخت.
این روزها خیلی سعی می کنم دور غلط‌های دیگران خط نکشم.
این روزها خیلی سعی میکنم که وقتی به دیگران می‌اندیشم خوبی‌هایشان را ورق ورق مرور کنم.

کاش بچه هایمان مثل ما قضاوت نشوند.
در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی
بدون هیچ نائب السلطنه ای ♥♥
نمیدانی چه لذتی دارد
بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن...♥H
      
Erfan1993 #472 | Posted: 9 Jan 2018 18:48 | Edited By: Erfan1993
کاربر

 
امروز وقتی امتحان دادم سه تا سوال دیگر را میدانستم اما از ان جایی هل کرده بودم خودکار را در دست گرفته بودم و انگار خودکارم نمینوشت .استادم بالاسرم امد گفت تو سخت تر از این هم امتحان دادی فقط الان هل کردی ارام باش منم سه سوال اخر را حوصله نداشتم جواب بدم امدم خانه .خوابیدم خواب دیدم خواب های مزخرف .یه حسی داشتم نمیدونم چی بود و چی هست ادم هایی که دوست داشتم و دارم هیچ وقت به اونا نمیرسم یا اتفاقی برا اونا میوفته یا اتفاقی برا من . یه جور مثل اخته گی فلسفی شدم و انگار که دارم علاقه پیدا میکنم که غیر مسقیم زندگی مازوخیسم همرا ه با میل غیر مسقیم داشته باشم واقعا دارم دیوونه میشم نمیدونم چرا میدونم چرا نمیتونم مثل ادم مثل همه انسان های دیگه زندگی کنم .احساس کودن بودن دارم .

andishmand
      
nnasrin زن #473 | Posted: 10 Jan 2018 13:40
کاربر

 
The person I'd trust with my life is myself
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
      
maryy مرد #474 | Posted: 13 Jan 2018 20:02
کاربر
 
آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم
چون درگیر هزاران ثانیه اند
ثانیه هایی که در هرکدام
رنگی دگر به خود میگیرند !
جرات کنید راست و حقیقی باشید. جرات کنید زشت باشید! اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید. خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوع انگیز دورویی و دو پهلویی را از چهره روح خود بِزُدایید، با آب فراوان بشویید!



96/10/23
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
      
andishmand زن #475 | Posted: 15 Jan 2018 00:00


من هنوز در خدا نمرده ام
و برای رهایی از زندگی تهی از خدا
تلاش نکرده ام
من هنوز عاشقِ تاریکیِ توام
هنوز تنفسِ مه آلودت گرمم می کند
هنوز در خود زنده ام
و درخدا نزیسته ام
هنوز درخششِ چشمهای تو
خورشید را به زیر می کشد
هنوز تبسمِ لب هایت
طوفانی است که خانه خرابم می کند
هنوز در خدا نمرده ام
در خدا نزیسته ام
و در خویش زنده ام
و مانده ام زندگی در خشکسالیِ من
بدون هیچ رویشی از شعر
بدون هیچ معنایی
به چه می ماند؟
      
sa200222 #476 | Posted: 17 Jan 2018 00:33
کاربر

 
تو رویاهای بچه گی یه پسر همیشه مرد شدن و قوی شدن تکیه گاه شدن و خیلی چیزهای دیگه آرزو و هدف میشه و معمولا یکنفر رو الگو میگیره از اطرافیان و اقوام و نزدیکان. و بیش از ۹۰ درصد پدر قهرمان و الگو پسرهاست هر چی بزرگتر میشن میخوان خودشون رو به رخ پدر بکشن باهاش کشتی میگیرند مچ میندازن و کم کم کارهایی رو ازش میگیرند تا بگن ما هم مرد شدیم اما یه چیزی رو تو نوجوانی و جوانی زیاد متوجه نمیشن و اونم اینه که هر چقدر دارن سرو قامت میشن پدرشون داره پیرتر میشه و خیلی زود دیر میشه...وقتی پدر رفت تازه مشخص میشه چند مرده حلاجی و پشت پرده خیلی چیزها رو میشه درست مثل الکی باختن های پدر توی مچ انداختن یا توی کشتی گرفتن ها ...اره تا روز اخرم اون بوده که هواتو داشته و سنگها رو از جلوی پات برمیداشته و تو الان میفهمی که دیر شده....سخته پدر خواهر برادرت شدن..سخته تکیه گاه شدن برای مادرت باید بشکنی و لبخند بزنی و هر چقدر سخت تر میشه تازه متوجه میشه چرا پدر زود پیر شد....۲سال شد و من هر روز پیرتر میشم و لبخند بر لب میشکنم....سکوت میکننم و سکوت اینقدرتنها که توی اینجا حرف میزنم...سلامتی اونهایی که پدر دارن و گرامی یاد پدرانی که نیستند.
      
SexyBoy مرد #477 | Posted: 19 Jan 2018 18:05


.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
      
andishmand زن #478 | Posted: 19 Jan 2018 18:46


      
nnasrin زن #479 | Posted: 20 Jan 2018 15:20 | Edited By: nnasrin
کاربر

 
حکایت آن سربازی نباش که آنقدر نامه داد

تا عشقش، عاشق پستچی شد...

هر چیزی اندازه‌ای داره حتی خوبی!


نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
      
SexyBoy مرد #480 | Posted: 20 Jan 2018 21:34


اینو باس با آب طلا نوشت

وقتی احساس کردی یه نفر لاشیه به حست اعتماد کن
سند و مدرکش کم کم جور میشه
.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
      
صفحه  صفحه 48 از 90:  « پیشین  1  ...  47  48  49  ...  89  90  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا