تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

صفحه  صفحه 49 از 81:  « پیشین  1  ...  48  49  50  ...  80  81  پسین »  
#481 | Posted: 22 Jan 2018 09:34
شاهد بوده ای
لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟
و آبی که پیش از آن
چه حریصانه و ابلهانه، می نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!
تو، آن تیغی!
تو، آن آبی!

من!
من، آن پرنده بودم . . .

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#482 | Posted: 24 Jan 2018 13:11




از او پرسیدم:

مگر تو در کجای این جهانِ ،هستی زیسته ای
که هیچ کسی از سرگذشت تو خبر ندارد؟

کمی سکوت کرد...

به آرامی گفت:
«در آغوش کسی که
فکر می کردم دوستم دارد!»

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#483 | Posted: 24 Jan 2018 20:57 | Edited By: nnasrin

نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
     
#484 | Posted: 28 Jan 2018 11:27





به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#485 | Posted: 28 Jan 2018 17:26





.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#486 | Posted: 30 Jan 2018 22:41
قو
تنها پرنده ايه كه يک بار عاشق ميشه،
و براي هميشه پاي عشقش ميشينه،
و تو تمام زندگي هر كاري براي راحتي عشقش انجام ميده.
قو تنها پرنده ايه كه زمان مرگشو ميدونه كي هست!
قو يک هفته مانده به مرگش ميره جايي كه براي اولين بار عشقش يعني جفتشو ديده و عاشقش شده؛ اونجا ميمونه تا زمان مرگش فرا برسه
و يک روز مانده به مرگش يه آوازي براي عشقش از خودش سر ميده و ميخونه كه بهترين و زيباترين آواز ميان پرنده هاست.
و بعد سرش رو روي بال هاش ميزاره و میمیره

از پیام های همسرم به من در تلگرام : ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#487 | Posted: 1 Feb 2018 20:35




مرا روی زانوهایت نشاندی
موهایم را بوسیدی و گفتی:
«در آن ساحل باران خورده پاییزی
که موهایت روی شانه هایت می لرزید
چقدر زیبا بودی.»
گفتی:
«یادت می آید
جای لب های صورتی خوش رنگت
روی گونه ام پاک نمی شد
و یک نفر از آن دور دست ها
از بوسه هایمان شماره بر می داشت.»

... بلند شدم


و تکه تکه های خودم را
از روی زانوهایت جمع کردم
اما در میان تکه پاره ها
دهانم را پیدا نمی کردم
تا بگویم
من هرگز
ساحل باران خورده به چشم ندیده ام
هرگز لب هایم را صورتی خوش رنگ نکرده ام
و هیچ وقت موهایم تا روی شانه هایم نبود!

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#488 | Posted: 1 Feb 2018 23:28
ما می میریم
با حسرتهایی بزرگ
غم هایی پهناور
و سینه ای فشرده از درد
و از مزارمان بوته های گون می روید
سخت بیرحم
و سخت اندوهگین


چون مات توام دگر چه بازم ...!!؟!
     
#489 | Posted: 4 Feb 2018 21:59
سال ها پیش توی همچین روزی تصادف کردم.بی احتیاطی من بود یا ماشین مقابل یادم نمیاد.فقط یادمه از مامانم خداحافظی کردم و سمت باشگاه رفتم وسط جاده بودم که...وقتی چشم هامو نیمه باز کردم دیدم پرستارا با شگفتی میگن:آقای دکتر!به هوش اومده!دکتر گفت:مگه از سر آسیب ندیده؟چطوری بهوش اومده؟...دوباره بیهوش شدم،10روز بعد چشم هامو باز کردم.هیچی یادم نمیومد.تا یه مدت گیج بودم .بعدا فهمیدم بر اثر ضربه پرتاب شده بودم،سرم آسیب دیده بود،دست و پام هم شکسته بود.هنوزم آثارش روبدنم هست.با اون آسیب شدید چطوری زنده موندم یا حتی به هوش اومدم قبل از عمل ،برام همیشه سوال موند...
     
#490 | Posted: 6 Feb 2018 21:13





.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
صفحه  صفحه 49 از 81:  « پیشین  1  ...  48  49  50  ...  80  81  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / هر چه ميخواهد دل تنگت بگو بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites