تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

صفحه  صفحه 62 از 81:  « پیشین  1  ...  61  62  63  ...  80  81  پسین »  
#611 | Posted: 9 Oct 2018 23:10
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشکتمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم
     
#612 | Posted: 9 Oct 2018 23:10
دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟
     
#613 | Posted: 9 Oct 2018 23:10
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم
     
#614 | Posted: 10 Oct 2018 02:00
دلم می خواد یه چیزی بنویسم هرچی باشه .برای هر کسی .چرا اینطوری دوست داریم باشیم؟

ما آدمیم نه ربات !!
     
#615 | Posted: 10 Oct 2018 08:16
هنوز هم سایه ات را می بینم
برسرمن نیست
سایه ات پشت سرمن است
انگار یکی هست که همیشه با من می آید
یکی که ازمن می گریزد
اما بوی تورا احساس می کنم
بوی تو مثل بوی سایه ات نیست
نمی دانم به دنبال چه هستی ؟!
شایدمی خواهی به من بگویی که ....
بوی تو با بوی نفرت تفاوت دارد
خورشید تو چشمانش رابسته است
و خورشید نو ..نورش را از من می گیرد
تا با من یکی شود
تا به من بگوید
که بر مزار سایه دروغ مرثیه نخوانم
هنوزهم سایه ات رامی بینم ..

ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#616 | Posted: 11 Oct 2018 18:05
آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه با اسبش می‌تاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین می‌شده. بعد آن بیچاره را می‌گرفته و دور گردنش، زنگوله‌ای آویزان می‌کرده. در ‌‌نهایت هم ر‌هایش می‌کرده. تا اینجای داستان مشکلی نیست. درست است روباه مسافت، زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است. هم جانش را دارد، هم دُمش را. پوستش هم سر جای خودش است. می‌ماند فقط آن زنگوله!... از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا می‌کند. دیگر نمی‌تواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری می‌دهد. بنابراین «گرسنه» می‌ماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری می‌دهد، پس «تنها» می‌ماند. از همه بد‌تر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» می‌کند، «آرامش»‌اش را به هم می‌زند. دقیقا این‌‌ همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش می‌آورد. دنبال خودش می‌کند، خودش را اسیر توهماتش می‌کند. زنگوله‌ای از افکار منفی، دور گردنش قلاده می‌کند. بعد خودش را گول می‌زند و فکر می‌کند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آن‌ها را با خودش می‌برد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله...
     
#617 | Posted: 11 Oct 2018 20:57
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست
     
#618 | Posted: 13 Oct 2018 16:10

حال خوبت را به هیچ‌کس گره نزن
یاد بگیر بدون نیاز به دیگران
شاد باشی،بخندی
و امیدوار باشی
باور کن
این مردم حوصله خودشان را هم ندارند!
تو باید خودت
دلیل اتفاقات خوب زندگیَت باشی

     
#619 | Posted: 15 Oct 2018 00:58 | Edited By: sepanta_7

‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌
آنقدر "باورت" دارم...!!!

که "اگر" در "کویر" بگویی...!!!

"باران" هست...!!!

به "حرمت" صدایت...!!!

"خیس" می شوم...!

     
#620 | Posted: 20 Oct 2018 17:30
تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود؛

یادمان باشد
سنگ ها نه خرده حسابی با پاهای لنگ دارند
نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم...
هر سقوطی
پایان کار نیست ...

باران را ببین
سقوط باران
قشنگ ترین " آغاز " است ...

     
صفحه  صفحه 62 از 81:  « پیشین  1  ...  61  62  63  ...  80  81  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / هر چه ميخواهد دل تنگت بگو بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites