خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد /

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو


صفحه  صفحه 76 از 88:  « پیشین  1  ...  75  76  77  ...  87  88  پسین »
andishmand زن #751 | Posted: 1 Oct 2019 21:26


مادر بزرگ همیشه می گفت :
اگر چیزی را گم کردید
ته لباستان را گره ی کوچکی بزنید...
و مدتهاست که
زیر تمام لباس هایم گره خورده
اما
هنوز هم که هنوز است
تو
پیدا نشدی
به گمانم پدر بزرگ
هیچ وقت او را رها نکرده بود.
      
maryy مرد #752 | Posted: 4 Oct 2019 16:04
کاربر
 
تو در یک کلبه جنگلی
و من ، یک رود
گذران از کنار کلبه ات
وآنقدر من تکرار شده بودم
که تو دیگر حتی صدای من را به فراموشی سپرده بودی

تا روزی
به این نتیجه رسیدی
که تکرار بس است
که شاید در جای دیگری
آرام گیری
و در دل جنگل سفر کردی

در سکوت جنگل
زمانی ، صدای رود برایت تداعی شد
دیگر رود نبود
و حالا طنین گامش در گوشَت ناله می کرد
بازگشتی
اما رود
مرده بود
و دیگر کلبه ای نبود......
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
      
SARA_2014 زن #753 | Posted: 10 Oct 2019 02:08
کاربر

 
زندگی بر وفق ِ مراد ِ من می چرخد .
... الله ...
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود نام تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍
با دست های روشن تو می توان گشود
      
messi45 #754 | Posted: 16 Oct 2019 18:49
کاربر

 
ﺭﻭﺯﯼ ﯾﻘﯿـﻦ ﺑﺪﺍﺭ ﻧﻬﻢ ﺭﻭﯼ ﺳــــــﯿﻨﻪ ﺍﺕ
ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻏﻤﺖ ﺳﺮ ﺯﺍﻧﻮ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﻡ
      
lovesex1985 مرد #755 | Posted: 18 Oct 2019 02:14 | Edited By: lovesex1985
کاربر
 
دلم خیلی وقت بود چیزی نمیخواست, الانم فقط دلم میخواد سختیهای این دو سال خیلی زود بگذره و ببینم به چیزایی که براشون دست و پا زدم رسیدم...

دستمو بگیر....
      
Streetwalker #756 | Posted: 18 Oct 2019 23:33 | Edited By: Streetwalker
کاربر
 
آنفولانزا گرفتم اونم چه آنفولانزایی
معمولا از بیمارها بیماریشون رو نمیگیرم.واکسن آنفولانزا هم زدم.حالا شانس من این آنفولانزای جدیده...
تنها تو تختم افتادم.تب و لرز دارم.دارم از بدن درد میمیرم.عاغا پای من و تو افتاده.ظهر هم کنتاکت داشتیم با این حال و روز.پرستار بی پرستار منم...
یادمه اوایل کارم عفونت بیمارستانی سختی گرفتم.عفونت تنفسی بود.ریه هام از کار افتاد و بعد جفت کلیه هام رو از کار انداخت.عفونت به درمان پاسخ نمیداد.قرنطینه شدم و لوله گذاری تنفسی و به دستگاه تنفس مصنوعی و دیالیز وصل شدم.
بیهوش بودم.کارم تموم بود.عفونتهای بیمارستانی مهم ترین عامل مرگ و میر بیماران و کادر درمانی تو بیمارستانهاست.اینها میکروبهایی هستند که کاملا در مقابل دارو و درمان مقاوم شدند.
اما کار برا شبکه بهداشت مزایایی هم داره.کل شبکه برای نجاتم بسیج شد.متخصص پشت متخصص و فوق تخصص پشت فوق تخصص صبح و ظهر و شب و نیمه شب بالا سرم بود...
بیچاره مادرم چقدر برام گریه و زاری کرده بود...
گفتم قدر پدر و مادر رو بدونید.اگر اینقدر سعادتمندید که هنوز هستند.
هیچ همسر و شوهر فوق العاده خوبی به گردشون نمیرسه چه برسه به این....
ترانه قلب دیوار ایوان باند رو گوش میدم و با یاد لحظات آخر مادر اشک میریزم...
شبا هر شب غم تو یار منه کار منه کار منه...
دم تو گرم که غمت هنوز کنارمه طرفدار منه...
تو رو دزدیده ازم آخ که چقدر دنیا بدهکار منه...
من یه برگم تو باد تو به مقصد نرسیدم...
من یه قلبم که شکستم اما از تو نبریدم...
تو مثل ستاره ای که رفتی و دنباله داری...
من از اینکه با تو باشم خیلی وقته نا امیدم...
اما به دوست داشتنت که تا ابد ادامه میدم...
برایم حافظ بخوان تا برایت سهراب بخوانم.
      
Alex2as #757 | Posted: 21 Oct 2019 14:10
کاربر
 
این روزا انقدر خسته ام که فقط دلم میخواد یک ماه برم جایی که هیچکس ازم خبر نداشته باشه ...
      
Ali45784 مرد #758 | Posted: 21 Oct 2019 23:36
کاربر
 
آرامش نياز دارم...
      
Streetwalker #759 | Posted: 16 Dec 2019 02:13 | Edited By: Streetwalker
کاربر
 
همیشه پرستار دیگران بودم.زخمهای زیادی رو مرهم گذاشتم.چه زخمهای جسمی و چه روحی.در حالی که خودم زخمی و آش و لاش بودم.
هیچکس رو زخمای من مرهم نزاشت.همه یا نمک پاشیدن یا تماشا کردند.
همه میخواستنم.فقط برا جنسیتم.برا اینکه یه شب بام بخوابند و بس.
به هر کس تونستم کمک کردم.هر جا تونستم درمان کردم.کمک کردم.عشق دادم و محبت پاشیدم.سر کسی کلاه نزاشتم.یک ریال از کسی نگرفتم.همیشه با سیلی صورتم رو سرخ کردم.تو عمر کوتاهم یک عمر زحمت کشیدم.همیشه هشتم گرو نهم بود.
منتی رو سر کسی ندارم.طلبکار کسی نیستم.اما نمیدونم چرا بدهکار عالم و آدمم.
این روزها احساس فرسودگی میکنم.احساس ویرانی.حس میکنم که تو بدنم مشکل بزرگی به وجود اومده.حس میکنم دیگه اون آدم قبلی نیستم.خیلی سیگار میکشم...
خوب نیست...
خوب نیستم...
برایم حافظ بخوان تا برایت سهراب بخوانم.
      
Steratulanch مرد #760 | Posted: 17 Dec 2019 01:08 | Edited By: Steratulanch
کاربر

 
ای یوسف خوشنام ما خوش می روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما
ای نور ما ای صور ما ای دولت منصورما جوشی بنه برشور ما
تا می شود انگور ما
ای دلبرومقصود ما ای قبله ومعبود ما آتش زدی برعود ما نظاره کن در دود ما
ای یار ای یار ما دام دل خمار ما پا وا مکش از کار ما بستان گرو دستار ما
We found the love through suffering*
      
صفحه  صفحه 76 از 88:  « پیشین  1  ...  75  76  77  ...  87  88  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا