خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد /

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو


صفحه  صفحه 90 از 90:  « پیشین  1  2  3  ...  88  89  90
lovesex1985 مرد #891 | Posted: 22 Sep 2020 00:26 | Edited By: lovesex1985
کاربر
 
یه مدتی اوضاع خیلی بد بود... همه چی بد بود.. نه یکی نه دو تا نه صد تا... هر جای زندگی رو نگاه میکردی بد بود... یادمه بچه بودیم فشار شدیدی روی درس خوندنمون بود، فشار که میگم نه یه گوش پیچوندن معمولی، واقعااا فشار، ینی یادم میاد خیلی وقتا بخاطر نمره ی ۱۸ هم لگد خوردم... البته شاید اون موقع ناراحت میشدمو گریه هم‌‌ میکردم چون بچه بودم خب...
اما همیشه یا نفر اول یه مدرسه ی ۳۰۰ نفره بودم یا نفر دوم... تو گوشمون یه از بچگی خونده بودن که تنها راه خوشبختی ماها از درس میگذره، اگر درس بخونی همه چی‌برات اکی میشه، به تمام ارزوهات میرسی، نخونی میشی یه بدبخت کف خیابونی.. این شده بود باور و دیدگاه ما... خودمونو فنا کردیم توی درس، تا دیپلم که بگیرم فک کنم نمره زیر ۱۸ کلا نداشتم هیچوقت تو زندگیم.. چون قرار بود خوشبخت بشیم با درس خوندن...!
خودمونو کشتیم کنکور رتبه دو رقمی اوردیم... شاد و‌شنگول... رفتیم دانشگاه خودکشیامونو تو دانشگاه ادامه دادیم... کنکور ارشد رسیدو رسما چیزی از خودمون نذاشتیم بمونه، روزی ۱۶ ساعت درس درس درس که باز یه رتبه ی دو رقمی... دیگه به خوشبختی نزدیک شده بودیم... فکر میکردیم الان‌که درس تموم بشه از فردا همه جا منتظرن مدرکو ببریو ماهی ۲۰ ۳۰ تومن بریزن تو حساب... یادمه شبی که پایان نامه دفاع کردم از شدت بغض داشتم خفه میشدم... دو نصف شب پاشدم رفتم بیرون بی اختیار گریه میکردم... شبی که هیچوقت فراموش نمیکنم... فقط به این فکر میکردم که چقدر تباه کردم خودمو.. هیچی از زندگی نفهمیدم و از روزی که چشم باز کردم سرم تو درس و‌کتاب بوده و اخرش هیچییی... چند سالی گذشتو چند جایی مشغول شدیم.. روزگار عجیب تلخی داشتم که خیلیاشو روم نمیشه بگم... مطمئنم خیلیا بدتر از شرایط منو داشتنو‌دارن.. اما شاید هیچکس باور نکنه یه استاد دانشگاه روزی بشه پول خرج روزانه تو‌جیبش نباشه.. دردناکه... بازم چند سالی گذشت و نمیدونم چه حماقتی کردم دکتری شرکت کردم.. یه سال عمرم دوباره تلف شد و تونستم قبول بشم.. دو‌ترم خوندمو خیلی شیک انصراف دادم.. دیگه وقتی به اینجا میرسی احساس میکنی ته راهه.. دیگه همش همین بود.. کل زندگی ای که اینهمه خون دل خوردیو دست و پا زدی همین بود... وقتی میخواستم برم انصراف بدم مادرم گریه کرد، نمیدونست چرا... چون رفتم تو یه شرکتی که جذب نیرو‌داشت گفتم دانشجوی دکتری هستم، گفت به سلامتی ولی توان شرکت بیشتر از دو میلیون تومن نیست... کاری که شما انجام میدین رو‌یه لیسانس هم برای ما میتونه انجام بده... تا عمق وجودت درد میگیره خب، گفتم‌مامان دیگه خسته شدم... دیگه نمیخوام‌مفتی درس بخونم... دیگه نمیخوام‌ خوشبختی ای که ۲۵ سال فقط براش درس خوندم...
وقتی کم‌میاری دیگه مهم نیست تو چه جایگاهی هستی، مهم نیست تو چه خط فکری ای هستی، ممکنه اشتباهی کنی که بچه ی دو ساله نکنه، دیگه مال خودت نیستی...
تو همون روزا با یه نفر کاملا اتفاقی اشنا شدم..
کاملا اتفاقی توی پارک...
کمی صحبت کردیم.. کلا کم حرف بود و بیشتر من صحبت کردم.. یه ادم شاید ۵۵ ۵۶ ساله... اخرش شماره دادمو گرفتمو یه روز زنگ زد دوباره همو دیدیم... فکر کنم یه ساعتی صحبت کردیم، راهنماییم کرد یه کارایی انجام دادم... خیلی مفصله... ۶ ماه وقت گذاشتم... همه چی‌زیر و‌ رو شد.. شاید تمام روزایی که عذاب کشیده بودم بی تاثیر نبود.. شاید صدای شکستن قلبمو یه جایی یه خدایی شنیده بود.. نمیدونم.. شاید ده تا شرکت رفته بودم پیشنهاد یک و نیم میلیون هم داده بودن بهم... میشد سالی ۱۸ میلیون.. اما توی ۶ ماه پولی که دستم اومد حساب کردم به اندازه ۳۰۰ سال کار توی این شرکت ها بود... هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم که چه زجری کشیدم... اما یه چیزی رو بد جور ایمان اوردم بهش..
به جز مرگ و‌درد بی درمون پول دوای هر دردیه... هر دردی...
آرزو میکنم عذاب و‌درد و‌ زجر هیچ‌کسی بی جواب نمونه فقط...

دستمو بگیر....
      
Steratulanch مرد #892 | Posted: 22 Sep 2020 01:07
کاربر

 
یک تابستان دیگه هم از عمر ما گذشت..
پائیز
یک نوار کاست قدیمی است
که یک طرفش
با صدای باران پر شده
و یک طرفش با صدای تو..
      
Hitler_is_all مرد #893 | Posted: 23 Sep 2020 16:50
کاربر

 
lovesex1985
عالی بود
از دل برآمد و لاجرم بردل نشست
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد
پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است .
      
kivanajt مرد #894 | Posted: 23 Sep 2020 17:00
کاربر

 
امیداورم واکسن و دارو کرونا کشف بشه تا منقرض نشدیم
عشقم عشق است.
      
kivanajt مرد #895 | Posted: 23 Sep 2020 17:17
کاربر

 
انجمن نسبت به قبل ها خیلی خلوت شده! چرا!؟
عشقم عشق است.
      
sense1 #896 | Posted: 23 Sep 2020 22:43
کاربر
 
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود
حسین منزوی
fogotten
      
صفحه  صفحه 90 از 90:  « پیشین  1  2  3  ...  88  89  90 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا