تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

دوستهای واقعی

صفحه  صفحه 1 از 6:  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#1 | Posted: 17 Jun 2011 14:54
تاپیک:دوستهای واقعی.

کسانی که باعث رنجش دوستشون شدن(مثل خاطره ی زیر از خودم) بعدش دوستشون دوباره اونو پذیرفته، بیاد بگه. و همین طور كسایی كه خودشونو دوست واقعی میدونن یا یكی از دوستاشونو دوست خیلی خوب و واقعی میدونن، بیان با ذكر دلیل بگن كه چرا این فكرو میكنن و چه کارهای خاص و غیر خاصی کردن و یا از دوستاشون دیدن که این فکر رو در مورد خودشون و یا دوستشون میکنن.

اینم خاطره: (برای اینکه کامل دستتون بیاد)






alinumber7:
بعضی وقتا از عشق یا دوست قدیمیت خسته میشی. میگی لایق دوستی و ارتباط با من نیست. تو همین فكرایی كه نفر سوم وارد ماجرا میشه. كسی كه فكر میكنی عیبهای دوست قبلیتو نداره و بهتر، جذابتر، دوست داشتنی تر و لایق تر از دوست قدیمیه.

میری و با اون دوست جدید خوش میگذرونی. دوست قدیمی رو كم كم فراموش میكنی و رابطه تون كمرنگ میشه. هر چی هم ازت میپرسه كه چرا این طوری شده، جواب سربالا میدی و كم محلی میكنی.

یه چند وقت میگذره، دیگه اون دوست جدید هم برات تكراری و غیر جذاب شده. دوستیت باهاش داره به بن بست میرسه، از خودت و بقیه راضی نیستی. یه جای كار مشكل داره...

همین روزاس كه دوباره تصادفی اون دوست قدیمیتو میبینی. برای هم سری تكون میدید و یه احوالپرسی مختصر میكنید و هر كی میره دنبال كار خودش. یواش یواش داری میفهمی قضیه چیه.

من یه بار این کار رو با یکی از دوستای قدیمیم کردم، یعنی ناخودآگاه پیش اومد.البته نیازی به کم کردن ارتباط نبود. ولی کم شد.
بعد ازکمتر از یه سال،یواش یواش فهمیدم که قضیه چیه.
فهمیدم که چه دوستی داشتم و از دستش دادم،
تا یه ماه فقط افسوس میخوردم.
یه موقعیت دم دستم بود، یه موقعیت طلایی، روز تولدش.
از 3 هفته قبلش هر کی رو که میدیدم، ازش میخواستم یه ایده بده برای کادویی که براش بخرم.
هیچ ایده ای به دلم نمی چسبید.
از بس خوب بود، هیچ کادویی اصلن در حدش نبود.
ولی خدا خواست و یه چیزی به مخم زد و با یه چیز دیگه که برا محکم کاری گرفته بودم، براش خریدم.
از یه هفته قبلش کادوش کردم و فقط منتظر بودم.
از همون موقع هم یه اس ام اس 8 پارته رو از قبل نوشتم.
ساعت 0 روز تولدش بهش اس ام اس کردم.
رفتم روز تولدش کادو رو گذاشتم تو کیفش.
خودش از دیدن کادو تعجب کرده بود و واقعن از کادو خوشش اومده بود.
آخرین کاری هم که کردم این بود که 12 شب روز تولدش هم براش یه اس ام اس نوشتم و طراحی کردم. و جوری بود که گفت این کارایی که اون روز کردم، بهترین روز تولدی بوده که داشته.
و از تقریبن 2 هفته بعدش دوباره شدیم صمیمیترین دوستهای هم.
و اون دوست من دوباره ثابت کرد چه دوست خوبیه که به اون زودی منو پذیرفت و حتی به روم هم نیاورد، الان هم با اینکه به خاطر دانشگاه از تهران خارج شده، ولی بهترین و صمیمیترین دوستهای همیم و تا میاد تهران، یه قرار میذاره همدیگرو میبینیم.
اینارو گفتم که فکر کنید و ببینید چه دوستایی دارید که دارین بهشون کم لطفی میکنین و به خودتون بیاین و چه دوستایی داشتین که بهشون کم لطفی کردین و برین سراغشون.و حواستون باشه همیشه تمام اتفاقات دست به دست هم نمیده، که همه چیز درست شه، بعضی اوقات خلافش پیش میاد پس اشتباه منو نکنید
"

البته این پست رو سرسری نوشتم و نثر خوبی نداره، نوشتمش برا پرسیدن این سواله که همون بالا پرسیدم.

وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن.
پس
سکوت میکنم.
     
#2 | Posted: 22 Jun 2011 15:35 | Edited By: davoud
خب یعنی کسی دوست واقعی نداره؟
هیچکی احساس نمیکنه که دوست واقعی کسی باشه؟
davoud:
کسانی که باعث رنجش دوستشون شدن(مثل خاطره ی زیر از خودم) بعدش دوستشون دوباره اونو پذیرفته، بیاد بگه. و همین طور كسایی كه خودشونو دوست واقعی میدونن یا یكی از دوستاشونو دوست خیلی خوب و واقعی میدونن، بیان با ذكر دلیل بگن كه چرا این فكرو میكنن و چه کارهای خاص و غیر خاصی کردن و یا از دوستاشون دیدن که این فکر رو در مورد خودشون و یا دوستشون میکنن

یعنی انقدر وضع رفاقتا خراب شده؟

وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن.
پس
سکوت میکنم.
     
#3 | Posted: 22 Jun 2011 16:03
من دوست واقعی نداشتم بیشترشون دوست صمیمی بودن و فقط به خاطر حل مشکلشون با من دوست می شدند.اما تو دوران دانشگاهم دوست پسری داشتم که از ته دل منو دوست داشت ولی من رنجش دادم و به خواستش جواب رد دادم حالا پشیمون هستم.ولی حیای دخترانه این اجازه رو به من نمیده که بهش احساسمو بگم.

مـــن..
عــاشـــق نــيــســـتـــم..فقط گاهي حرف تو كه ميشود..
دلــم مــثــل ايــنــكــه تــب كــنـــد....گرم و سرد ميشود..
آب مــيــشـــود... تــنـــگ مــيـشــود..
ايــن عــشـــق نــيســـت..
هـــــســـــــت ؟؟؟؟؟
     
#4 | Posted: 22 Jun 2011 16:03
davoud:
یه موقعیت دم دستم بود، یه موقعیت طلایی، روز تولدش.

اینو كه گفتی یاد یكی از بهترین دوستام(نمیدونم شاید بهترین دوستم) افتادم...این دوستم میدونست كه تولدم كدوم ماه هست اما روزش رو بهش نگفته بودم.از روز اول همون ماه هر روز وقتی از خواب بلنئ میشدم میدیدم روز تولدمو تبریك گفته به هوای اینكه اونروز ممكنه روز تولدم باشه..به قدری اینكارش برام قشنگ بود مخصوصا از طرف كسی كه میدونستم چندان اهل احساسات و تولد بازی نیست كه دوست داشتم روز تولدم آخرین روز اون ماه بود.
گاهی كارها و محبت های كوچیك خیلی لذت بخش تر از بهترین كادوها هست.

چون مات توام دگر چه بازم ...!!؟!
     
#5 | Posted: 22 Jun 2011 17:28
تنها دوست واقعی من و کسی که منو به خاطر خودم می خواد و نیازی به من نداره خداست .

من عاشق سینه بزرگم
     
#6 | Posted: 22 Jun 2011 18:01
دوست واقعی اونیه كه برای بیشتر بودن با دوستش از جون خودش مایه میذاره، كاری رو كه ازش متنفره، انجام میده فقط به خاطر این كه دوستش از اون كار خوشش میاد و وانمود میكنه كه عاشق اون كاره.

دوست واقعی اونیه كه محبت و ابراز علاقه ی عمیق دوستش رو به پای این نمیذاره كه بهش نیاز داره.

دوست واقعی اونیه كه به خاطر دوستش از تنها چیزی كه براش مهمه، میگذره با وجود این كه خیلی براش سخته و حتی تا چند هفته نمیتونه به خاطر گذشتن از اون چیز مهم، مثل قبل زندگی كنه و 8 كیلو كم میكنه.

عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
#7 | Posted: 22 Jun 2011 20:07
دوست واقعی.....نمیدونم..واسه من یكی هیچ وقت معنی نداشته هر وقت هم تا الان همچین فكری راجب كسی كردم..متاسفانه اشتباه كردم....كم كاری از خودم بوده...نمیدونم...توقعم زیاد بالاس...نمیدونم...بد كسایی به تور ما می خورن...نمیدونم....هیچی نمیدونم
فقط تنها چیزی كه میدونم اینه كه همیشه یه جای كار می لنگه...كجا...نمیدونم...

برای جلوگیری از اعدام سعید ملک پور لطفا اینجا را امضا کنید
     
#8 | Posted: 7 Jul 2011 12:39
من خیلی جوون كه بودم و داشتم برای كنكور آماده میشدم یه دوست خیلی خوب داشتم كه حتی شبها هم خونه هم دیگه بودیم و درس می خوندیم. یه شب كه از دست من ناراحت شد همه شیطونی هایی كه من تا اون موقع انجام داده بودم رو به مادرم گفت و باعث خیلی مشكلات برای من شد. دیگه بعد از اون هرگز دوست صمیمی نداشتم

من هم خدایی دارم
     
#9 | Posted: 7 Jul 2011 12:41
دوست واقعی که داشتم دوست دوران ابتداییم بود که البته دوستان قضیه شو میدونن

hi dr!
     
#10 | Posted: 7 Jul 2011 12:45
دوست واقعي دوستي كه تو مشكلات سختيا تو همه چي باهات باشه
كه تقريبأ يه محال شده
خيليا تورو براي چيزاي كه داري ميخوان
مثل پول پست و چيزاي ديگه
دوست واقعي رويا شده براي من لاأقل ديگران رو نميدونم

تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
     
صفحه  صفحه 1 از 6:  1  2  3  4  5  6  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / دوستهای واقعی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites