تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

Silent Seconds | سكوت ثانيه

صفحه  صفحه 27 از 29:  « پیشین  1  ...  26  27  28  29  پسین »  
#261 | Posted: 26 Mar 2017 22:13
خــــــــــداونــــــــــدا !ماه من مرا گم کرده است . دلم برای تماشای ستارگانت تنگ گردیده است..بالهای پروازم شکسته است .. کسی نیست که به یاری من بیاید جزتو ..تواناترین آدمیان کسیست که دربرابر تو احساس ناتوانی می کند و می خواهد آن چه را که باید جز از تو از هیچکس نخواهد ..

خــــــــــداونــــــــــدا ! مرا به ماهم نشان بده تا تصویر خود را درآینه هستی من ببیند .

خــــــــــداونــــــــــدا ! آن کس می تواند به خود ببالد که تو را بی ریا بپرستد و شاهد لبخند رضایتت باشد . آن چنان کن که احساس نکنم آن که تو را نمی شناسد غرورمرا شکسته است ..


ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#262 | Posted: 2 Apr 2017 23:02
دلم گرفته .. به گرفتگی دل آسمانی که هرجا که دوست دارد می بارد ..
خــــــــــداونــــــــــدا ! باران چشمانم را بردامان تو می بارانم تا که شاید گناهانی را که به نام من نوشته ای بشویانی ..
خــــــــــداونــــــــــدا ! تومهربانی همین امروز ..مرا با خود ببر به آن جایی که نه شیطانی باشد و نه آدمی که دیروزش را فراموش کرده است ... ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#263 | Posted: 9 Apr 2017 01:03 | Edited By: aliazad77
خــــــــــداونــــــــــدا ! روان و جانم را سرشار از عشق به نیکی ها کن (گردان ) تا هرگز از تو دورنگردم

دلم پرمی کشد برای آن که دل و بالهایم را شکسته پرهایم را ریخته است ..

خــــــــــداونــــــــــدا ! بال پریدن و پرپروازی ده تا درآسمان عشق تو گدای بنده ات نگردم بلکه بنده گدای تو باشم


ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#264 | Posted: 11 Apr 2017 04:55
خدایا ! چطور دلت اومد دل مهربون خواهرمو که با جان و دل برای حفظ جان پدرمی جنگید بشکنی ....
خدایا ! پس کی نوبت من میشه ؟ یه وقتی فراموش نکنی که منم ادمم منو هم با خودت ببری ..
خدایا ! تو رو خدا یه وقتی منو جا نذاری

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#265 | Posted: 12 Apr 2017 07:00
خــــــــــدایــــــــــا ! من کی رو باید ببینم که حوصله دیدن این همه جمعیت مثلا عزادارو ندارم ؟.... ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#266 | Posted: 27 Apr 2017 22:09
بــــار الــهـــــــــا ! درهای هدایتت را به روی همگان بگشای که همگان بنده ناچیز تواند .. ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#267 | Posted: 27 Apr 2017 23:55
خــــــــــداونــــــــــدا ! به من قدرتی ده که تنها برای تو و در راه تو گام بردارم .. به من قدرتی ده که به خود بینان حسود نشان دهم که آن که تو را دارد بی نیاز از تکبر و غرور و بت های پوشالیست
خــــــــــداونــــــــــدا ! چشمان دل کوردلان را بیناساز تا آنان هم چون من لذت چشیدن همراهی تو را احساس کنند
خــــــــــداونــــــــــدا ! می دانم که به من توانایی پیکار با آنانی که تو را نمی دانند {را} می دهی تو خــــــــــدای مهر و محبتی و می دانی که من با اندیشه های پوسیده آنان می جنگم نه با خود آنان .. ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#268 | Posted: 28 Apr 2017 22:34
خــــــــــداونــــــــــدا ! به من قدرتی ده که دشمنانم را دوست بدارم نه آن که آنان را دوست بدانم ... ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#269 | Posted: 1 May 2017 19:32
خــــــــــداونــــــــــدا ! با زبان قلبم با تو سخن می گویم ..بگذار قلبم برای عشق و زندگی بتپد .. میوه های صبر کامم را تلخ کرده اند می دانم که فراموش نمی کنی وعده ات را به شکیبایان راه عشق و شهادت که به آنان شهد و شیرینی جاودانه بچشانی .

خــــــــــداونــــــــــدا ! دلم از دنیای پوچ پراست ..دلم را با مهرخودپرگردان ... ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
#270 | Posted: 9 May 2017 12:36
خــــــــــدایــــــــــا ! جنگلها سبز بودن و سبز شدن و سبزمیشن پس کی جنگل دل من سبزمیشه ؟..
پس کی اون بلبلی که یه روزی می گفت روی همین شاخه های خشکت احساس تازگی می کنم و واسم می خوند بازم می خونه ؟

خــــــــــدایــــــــــا ! من کی می تونم همه جا رو سبز ببینم و بخندم ؟کی میشه بارون اشکام دیگه شور نباشه وکویر دلمو سبز کنه؟

خــــــــــدایــــــــــا ! کی میشه وقتی که صبحها از خواب پا میشم دیگه غصه رسیدن به غروبو نداشته باشم ؟ کی میشه یامن برم یا اون بیاد ؟

خــــــــــدایــــــــــا ! کی میشه دیگه هیچ آرزویی نداشته باشم ؟ درسته که حالا پیشمی ..ولی ای خــــــــــدا ! تو رو خــــــــــدا منو ببر پیش خودت ..پیش خــــــــــدا ...

ایرانی

در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
     
صفحه  صفحه 27 از 29:  « پیشین  1  ...  26  27  28  29  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / Silent Seconds | سكوت ثانيه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites