تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

☻ A Fascinating Content | یه مطلب جالب بنویس☺

صفحه  صفحه 25 از 28:  « پیشین  1  ...  24  25  26  27  28  پسین »  
#241 | Posted: 2 Nov 2014 19:41




دیپلمات ایرانی که دو هزار یهودی را از مرگ نجات داد




هم زمان با نسل کشی يهوديان به وسيله رژيم نازی آلمان به رهبری آدلف هيتلر، مردان و زنان شجاعی با به خطر انداختن جانشان زندگی همنوعان خود را نجات می دادند.

گالری «اسپاس ماگ» در بروکسل، پايتخت بلژيک با برپايی نمايشگاهی به نام «درستکاران»(Simplemet Justes) ياد اين افراد را گرامی داشته است. اکثر کسانی که در اين نمايشگاه از آنها نام برده شده است، شخصيت های کمتر شناخته شده، مسلمان و اهالی کشورهای خاورميانه هستند. در ميان نجات دهندگان شهروندان يهودی، نام عبدالحسين سرداری، ديپلمات ايرانی و مسئول امور کنسولی ايران در پاريس در سال ۱۹۴۰ ميلادی به چشم می خورد.

بر اساس تحقيقات انجام شده، اين ديپلمات توانسته است از فرستادن کم و بيش ۲۰۰۰ شهروند يهودی به سوی کوره های آدم سوزِی جلوگيری کند و زندگی تازه ای به آنها هديه دهد.

به نقل از اطلاعات منتشر شده در نمايشگاه، آقای سرداری در ابتدا تنها برای ايرانيان يهودی ساکن فرانسه گذرنامه جديد صادر می کرده، اما پس از آگاهی از عاقبت يهوديان ديگر کشورها در اردوگاه های مرگ رژيم نازی، شروع به صدور مدارک ايرانی برای آنها می کند. او برای نجات جان هموطنانش ازعدم وجود يک تفسير واحد از قوانين ضد يهودی آلمان نازی استفاده و استدلال می کرده که يهوديان ايرانی متفاوت از يهوديان ديگر کشورها هستند.

در ماه دسامبر سال ۱۹۴۲ ميلادی، آدلف هيتلر شخصا اعلام می کند که استدلال آقای سرداری اشتباه است. پس از اشغال ايران در شهريور ۱۳۲۰ توسط نيروهای بريتانيا و شوروی و به دنبال آن امضای توافقنامه ميان دولت ايران و متفقين، آقای سرداری مصونيت ديپلماتيک خود را از دست می دهد و به او دستور بازگشت به ايران داده می شود. به رغم اين مشکلات، او تصميم به ماندن در پاريس می گيرد و با ثروت شخصی خود به کمک به يهوديان ادامه می دهد.

آقای سرداری در سال ۱۳۶۰ در شهر لندن درگذشت.

سه سال پس از مرگش، برای نخستين بار و به شکل رسمی مرکز « سيمون ويسينتهال » درشهر لوس آنجلس آمريکا از فعاليتهای انسان دوستانه او در زمان جنگ جهانی دوم تقدير کرد.

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#242 | Posted: 10 Dec 2014 18:46




«کریس هدفیلد» فضانورد کانادایی که در حال حاضر بازنشسته شده است تصاویر زیبای زمین از فضا انداخته و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته است
این فضانورد چند فیلم در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است که در آن در مورد زندگی روزانه در فضا توضیح داده است؛ وی کتاب‌هایی به نام «شما اینجا زندگی می‌کنید» و «دور دنیا در 92 دقیقه» نیز منتشر کرده است.
در اینجا برخی از تصاویر گرفته شده توسط «کریس هدفیلد» را مشاهده می‌کنید :



از هاوانا به واشنگتن


هیمالیا


آریکا در شیلی


بروم - استرالیا


قاهره و رود نیل


دیترویت و ویندزور


مزارع روسیه


دریاچه بزرگ نمک


منهتن در نیویورک


پریرا بارتو در برزیل


سان فرانسیسکو


کوه‌های آتشفشان


ونیز


موریتانی

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#243 | Posted: 1 Jun 2015 16:59
پست ها و مطالبتون با موضوع داستان, قصه و هرچيزى توى اين مايه ها ‏رو بر اساس سبك , در تاپيك هاى مرتبط ‏ارسال كنيد . . .

برخى از اين تاپيك ها :
تاپيك
تاپيك
تاپيك
و . . .

همچنين سخن و نقل قول از بزرگان و افراد مشهور و جملات كوتاه به اصطلاح تاثيرگذار رو توى اين تاپيك ارسال نكنيد , تاپيك مستقل براي اين دو موضوع وجود داره . . .

تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
     
#244 | Posted: 3 Jun 2015 16:50 | Edited By: andishmand




ﺁﯾﺎ ﻋﻠﺖ ﺗﻨﻔﺮ ﻧﺎﻧﺴﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻋﺮﺏ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ؟؟؟




ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺎﻧﺴﯽ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻭ ﻓﻘﯿﺮ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩ .
ﭼﻨﺪﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻠﯿﻂ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺳﮓ ﻭﺍﺭﺩ ﺳﺎﻟﻦ ﺷﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﻧﺸﺴﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﻧﺴﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻠﯿﻄ هاﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﮕﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺟﺮﺍ ... ﮐﻨﯽ

و این ﺷﺨﺺ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺟﺰ :
بیژﻥ ﭘﺎﮐﺰﺍﺩ


ﺩﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﺍﺵ

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#245 | Posted: 18 Jul 2015 00:51





عشق حد و مرز نمی شناسد


عشق پرنس ماکسیمیلیان شاهزاده ثروتمند لیختن اشتاین به یک زن پانامائی آفریقائی تبار از جمله عشق هائی است که اگر شکسپیر زنده بود رومئو و ژولیتی دیگر می آفرید منتهی این بار با پایانی خوش .






پرنس ماکسیمیلیان فرزند پرنس هانس شاهزاده لیختن اشتاین در سال ۱۹۶۹ بدنیا آمد و تحصیلات خود را در رشته اقتصاد در هاروارد به اتمام رساند . این شاهزاده بعد از پدرش جانشین سلطنت کشور ، و چشم و چراغ دربارهای سلطنتی اروپا و آرزوی پرنسس های اروپائی بود که دل به یک خانم طراح مد پانامائی آفریقائی تبار بنام خانم آنجلا فرانسیسکو براون که دقیقا" ۱۱ سال ازخودش بزرگتر بود سپرد و با وجود مخالفت پدر و مادر و تمام درباریان بالاخره در سال ۲۰۰۰ با وی ازدواج کرد . و آنجلا اولین سیاهپوستی بود که وارد دربار یک کشور اروپائی شد .
حال به زندگی این دو عاشق یک پسر کوچولوی زیبا بنام آلفونس هم اضافه شده است .







کمی هم درباره لیختن اشتاین بدانیم



لیختن‌اشتاین ((به آلمانی: Fürstentum Liechtenstein) تلفظ آلمانی: سومین کشور کوچک در اروپا است.

پایتخت آن شهر فادوتس است. زبان رسمی لیختن‌اشتاین آلمانی، مساحت آن ۱۶۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳۶ هزار نفر است. واحد پول این کشور فرانک سوئیس با واحد جزء (راپن) نام دارد.

این کشور در مرکز اروپا قرار دارد و از شرق با اتریش و از غرب با سوئیس هم‌مرز است.

کوه‌های آلپ در شرق این شاهزاده‌نشین قرار دارد. غرب کشور متشکل از جلگهٔ سیلابی رود راین است. رودهای مهم آن راین و سامینا و بلندترین نقطه آن گروز پیتز است که ۲۵۹۹ متر ارتفاع داردو این کشور آب و هوای آلپی معتدل دارد البته دارای زمستان‌هایی بسیار سرد و تابستانهایی خنک است.

پایتخت لیختن‌اشتاین فادوتس است اما بزرگ‌ترین شهر این کشور، شان با ۵ هزار و ۵۰۰ نفر جمعیت می‌باشد.

حکومت این کشور پادشاهی مشروطه و حاکم آن یک شاهزاده است. ۲۵ عضو لندستگ (پارلمان) تحت نظام تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه با رأی تمامی افراد بالغ برای مدت چهار سال انتخاب می‌شوند. لندستگ ۵ نفر از جمله نخست وزیر را به عنوان کمیتهٔ ملی (کابینه) انتخاب می‌کند. نخست وزیر رسماً از سوی شاهزاده گمارده می‌شود. احزاب مهم سیاسی لیختن‌اشتاین عبارتند از اتحاد میهنی، حزب شهروند مترقی و حزب لیست آزاد (سبز).

لیختن‌اشتاین یکی از بالاترین سطوح زندگی در جهان را دارد. صنعت گردشگری، بانکداری و تولیدات (ابزار دقیق) همگی با اهمیت است و صادرات این کشور را بیشتر فراورده‌های دندانپزشکی و ماشین آلات تشکیل می‌دهند. لیختن‌اشتاین در سازمان ملل متحد، شورای اروپا، کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا، و اتحادیه بازرگانی آزاد اروپا عضویت دارد. میزان با سوادی در آن ۱۰۰٪ میباشد .



لیختن‌اشتاین کشوری‌ست پادشاهی با پارلمان ۲۵ نفره و دولتی ۵ نفره. لیختن‌اشتاین و سوئیس تنها کشورهایی در اروپا هستند که دمکراسی مستقیم دارند.

از سال ۱۹۸۴ در این کشور زنان نیز حق رای دارند.

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#246 | Posted: 26 Sep 2015 21:31
ویژگی بی شعورها :

۱_ مراقبت خواهی؛ همیشه باید عده ای مثل نوکران دست به سینه از آنها مراقبت کنند.

۲_ اعتماد به نفس؛ از آنجایی که مسئولیت پذیر نیستند و هرگز خود را مقصر نمی دانند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

۳_ سرکوبی؛ بیشعورها به خود حق می دهند دیگران را سرکوب کنند اما کسی نمی تواند آنها را سرکوب کند.

۴_ تهاجم؛ نسبت به همه چیز حالت تهاجمی دارند؛ مانند زمانی که از آنها انتقاد می شود و ...

۵_ تعصب فکری؛ نسبت به بیشعوری خود تعصب دارند و با توجیه و دلیل تراشی در بیشعوری شان ثابت قدم اند.

۶_ وقاحت؛ هرگز خواهش نمی کنند. همواره دستور می دهند. هرگز تحقیق نمی کنند. نیشدار و یا با دادزدن صحبت می کنند.

۷_ تسلط بر دیگران؛ اکثر بیشعوران به دنبال حداکثر بهره کشی از دیگران و تغییر دائم قوانین بر اساس منافع خودشان هستند.

۸_ عدم شادی و شوخ طبعی؛ به هیچ وجه ظرفیت ندارند که با آنان شوخی کنید. به دنبال شاد کردن شما هم نیستند. به جای آن، تمسخر کردن، پوزخند زدن و به بدبختی دیگران خندیدن را دوست دارند.

۹_ انکار؛ بیشعورها انکار را نوعی هنر می دانند. معتقدند هرگز اشتباه نمی کنند و منکِر تمام مشکلاتی می شوند که آنها به وجود آورده اند.

۱۰_ ارعاب؛ سعی می کنند با ترساندن و اسارت فکری دیگران، آنان را برده ی خود کنند.

۱۱_ عشق صرفا به خود؛ یک بیشعور صرفا عاشق موقعیت، مقام و نظرات خودش است. تنها عاشق خود است و بس.

۱۲_ بی معنی بودن فداکاری؛ در قاموس یک بیشعور فداکاری معنایی ندارد.

۱۳_ در ارتباط با دیگران؛ عیب جو و به شدت دروغگو هستند.

۱۴_ شنونده های خوب؛ بیشعورها خوب به شما گوش میدهند تا نقاط ضعف شما را شناسایی و در زمان مناسب از آن سوء استفاده کنند.

۱۵_ غیر قابل اعتماد بودن؛ دروغگویی و دسیسه کار آنهاست و هرگز نمیتوان به آنان اعتماد کرد.

۱۶_ خشم؛ بیشعورها پُر از خشم اند. اعتقاد دارند خشم بهترین ابزار برای پیشبرد اهدافشان است.

۱۷_ شراکت؛ فقط شما را در بدبختی و تقصیرهایشان شریک می کنند نه در موفقیت و مقام شان.


خلاصه اى مفید از کتاب بیشعوری

خاویر کرمنت

تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
     
#247 | Posted: 29 Sep 2015 20:26




مجسمه شدن یک مرد در برج میلاد در اعتراض به خشک سالی»





یک جوان هنرمند ایرانی با نام مسعود نیکدل، چند روز پیش در حالی که سر و صورت و هیکل خود را گِل آلود کرده بود، با ثابت نشستن به روی پلکان برج میلاد تهران به مدت ۳ ساعت در اعتراض به بحران کم آبی در کشور، یک پرفورمنس هنری با عنوان «تجربه بحران» رو به نمایش گذاشت.



مردم با دیدن این جوان که ساعت‌ها بدون حرکت به روی پله‌های برج میلاد نشسته بود، در ابتدا فکر می کردند که او یک مجسمه است.
در آن میان عده‌ای از تماشاگران از هم می‌پرسیدند کی این مجسمه به برج میلاد اضافه شده؟


نمایش سمبُلیک این جوان در اعتراض به یک پدیده بحرانی در کشورش، بازتاب خاصی در رسانه‌های مختلف ایرانی و خارجی داشته است.




نیکدل بعد از پایان اجرایش در بیرون برج میلاد خطاب به مردم و خبرنگاران گفت: باید میزیستمش تا با مقیاس ذره‌ای در نقش زمین بی آب، حس همدردی با او را مشترک میشدم. کوچکتر و نا صبورتر از زمین بودم اما با همان سکون و سکوت ادامه دادم؛ زمین هنوز خشک شدنش را صبوری می ‌کرد که ۳ ساعت بیشتر نگذشته بود، من به لرزش افتادم.

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم
     
#248 | Posted: 21 Nov 2015 10:11
یا استادی میگفت بیست سال پیش این شعرو پشت کامیون دیدم.
منم دیدم قشنگه براتون مینویسم.

گرلقمه نان شود بیکصدتومان
هرگزنکنم دعا که گردد ارزان

بنده بسراغ بندگی باید رفت
رزاق خدا بود ، چه ارزان، چه گران

ای کاش به جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
     
#249 | Posted: 15 Dec 2015 19:10
پسر ایرانی

این بار اگر زن زیبا رویی دیدی هوس را زنده به گور کن

زیر باران اگر دختری را سوار کردی به جای شماره دادن به او امنیت بده و او را به مقصد

مورد نظرش برسان نه مقصد مورد نظرت..

اگر زنی به تو اعتماد کرد جوابش را با اعتماد بده نه خیانت

بگذار زن ایرانی وقتی مرد ایرانی میبیند احساس امنیت کند نه ترس

بیا فارغ از جنسیتت کمی مرد باش....
     
#250 | Posted: 25 May 2016 15:52
جمع کن کاسه کوزه تو


در قدیم برای قمار بازی علاوه بر خانه هائی که در آن قمار راه می انداختند مکانهای مثل خرابه ها و پشت دروازه های شهر و روی پشت بام حمامها و جاهای کم رفت و آمد سفره هایی برای این کار گشوده میشد و گرداننده قمار را کاسه کوزه دار می گفتند .
کاسه کوزه سمبل این حرفه بشمار میرفت و غرض از کاسه ظرفی بود که از هر یک تومان بُرد , یک قران سهم گرداننده یا قمار خانه دار در آن انداخته میشد یعنی یک دهم مبلغ بُرد و کوزه نیز گلدان دهن باریک یا کوزه کوچکی بود که تاس را در آن ریخته و تکان داده و روی بساط می انداختند تا از یک تا شش چه رقمی بنشیند .
در کنار کاسه کوزه دار و قمار بازها اشخاصی نیز بودند که به آنها جیزگر می گفتند یعنی پول قرض بده . به کسانی که باخته و همچنان اصرار به بازی داشتند .
این جیزگرها نزولی برابر تومان به تومان قرض می دادند .
که البته اصطلاح جیز شد یا جیز میشی از همین آمده در واقع به معنی سوزاندن طرف که وقتی از جوش و خروش و هیجان بازی بیرون می آمدند میفهمیدند که چه بلائی سرشان آمده است .
و البته هنگامی که کار به دعوا و چاقو کشی رسیده و آژان و پاسبان پست سر رسیده و به بساط قماربازها حمله می کردند اول کار آنها این بود که با لگدی کاسه و کوزه و بساط داخل سفره را به کناری پرت کرده و با گفتن جمع کن کاسه کوزه تو , همه اراذل را ریسه کرده و به کلانتری محل می بردند
     
صفحه  صفحه 25 از 28:  « پیشین  1  ...  24  25  26  27  28  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / ☻ A Fascinating Content | یه مطلب جالب بنویس☺ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites