تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

شعرهای دوران کودکیتون چی بود؟

صفحه  صفحه 19 از 25:  « پیشین  1  ...  18  19  20  ...  24  25  پسین »  
#181 | Posted: 27 Feb 2012 14:51
سپیده زد، سپیده وقت سحر رسیده
خاموش شده ستاره صبح اومده دوباره
خروس پر طلایی با پاهای حنایی
قوقولی قوقو میخونه تو کوچه و تو خونه
اذان میگن دوبار ه از مسجد و مناره
بابام پامیشه از خواب میره لب حوض اب
می شوید او دست و رو با اب میگیره وضو
تمیز و پاکیزه باز میاد سر جا نماز
من هم کنار بابا نماز می خوانم حالا
     
#182 | Posted: 27 Feb 2012 14:53
ای یار با شهامت
من گویم از امامت
امامت خوش صفا
دوازده پیشوا

اول امام علی
دوم امام حسن
سوم امام حسین
چهارم علی ابن الحسین

ای یار خوش گفتگو
امام پنجم بگو
از طاهران طاهر است
محمد باقر است

ششم جعفر صادق
هفتم موسی کاظم
هشتم امام رضا
رضاست به حکم قضا

نهم محمد علی
دهم علی النقی
یازدهم عسکری
دوازدهم غایب است

مهدی (ع ) صاحب زمان
اوست خدای را نشان
     
#183 | Posted: 27 Feb 2012 14:53
من می دونم که هرسال

چهارتافصل داره

اول اون چهارتا

فصل خوب بهاره

بهار میاد با شادی

سبزه و گل میاره

رو شاخه ی درختا

برگ تازه میذاره

بعد از بهار،تابستون

هوای گرمی داره

تعطیلات تابستون

حال و هوایی داره

بعد از تابستون،پاییز

میاد با رنگای شاد

برگ درخت می ریزه

وقتی که می وزه باد

اما زمستون سرد

بعد از فصل پاییزه

آسمون ابری میشه

گوله گوله برف می ریزه

چهارتا فصل خدا

جالب و رنگارنگه

هر کدومش یه جوری

خوشگله و قشنگه
     
#184 | Posted: 27 Feb 2012 14:54
از پشت کوه دوباره
خورشید خانوم در اومد
با کفشای طلا و
پیرهنی از زر اومد

آهسته تو آسمون
چرخی زد و هی خندید
ستاره ها رو آروم
از توی آسمون چید

با دستای قشنگش
ابرا رو جابه جا کرد
از اون بالا با شادی
به آدما نیگا کرد

دامنشو تکون داد
رو خونه ها نور پاشید
آدمها خوشحال شدن
خورشید بااونها خندید...
     
#185 | Posted: 27 Feb 2012 14:55
باز برای آسمون
از راه رسید یه مهمون
یه ابر چاق سیاه
با خنده های قاه قاه

ابرِسیاه شیطون
دوید توی آسمون

نشست کنار خورشید
دامنشو روش کشید

آسمونو سیاه کرد
خنده ای قاه قاه کرد

خورشید به ابر نیگا کرد
پرنده رو صدا کرد

پرنده زود پر کشید
رفت تا به ابرک رسید

پاهاشو قلقلک کرد
به خنده هاش کمک کرد

ابر سیاه هی خندید
اشک چشاشو ندید

خنده ی ابر بارون شد

خورشید خانوم خندون شد
     
#186 | Posted: 27 Feb 2012 14:58
اي كفشاي من كه يار و جفتيد


شب خواب مي ديدم به من مي گفتيد


از ما ياد بگير رسم رفاقت


رسم ياري و مهر و محبت


هر كجا كه تو قدم ميذاري


چون ما با توايم غمي نداري


هرجا كه بري ما هم باهاتيم


پوششي واسه هر دو تا پاتيم


دوست پاي تو هم چپ و هم راست


راحتي پا در گرو ماست
     
#187 | Posted: 27 Feb 2012 14:58
مادربزرگ من
چون غنچه زيبا بود
او مادر عمه ،
عمو و بابا بود
گاهي براي من
او قصه اي مي گفت
هر قصه اش پندي
شيرين و گويا بود
افسوس ! ديگر نيست
او در ميان ما
از دوريش غمگين
عمه ، عمو ، بابا
من هم دلم تنگ است
از دوريش امروز
هستم به ياد او
هر لحظه و هر روز
     
#188 | Posted: 27 Feb 2012 14:59
لالالالا گل نازم
* تويي سرو سرافرازم
* تويي سرو و تويي كاجم
* تويي افسر، تويي تاجم

* لالالالا گل نرگس
* نباشم دور، ِز‌‌ تو هرگز
* هميشه در برم باشي
* چو تاجي بر سرم باشي

*لالالالا گل مريم
* چه گويم از غم و دردم
*غم من در دلم پنهان
* بيا اينجا بشو مهمان

* لالالالا گل مينا
* بخواب آروم ،گل بابا
* بابا رفته ، سفر كرده
* الهي زودي برگرده

* لالالالا گل شب بو
* نگاهت مي كند جادو
* ببينم چشم شهلايت
* به زير آن كمان ابرو

* لالالالا گل پونه
*انار كردم واسَت دونه
* انار سرخ ِ ياقوتي
* بخوراي گل، نگير بونه

*لالالالا گل صدپر
* نشه هرگز گلم پرپر
* بمون با من گل خندان
* نبينم چشم ِ تو گريان

* لالالالا گل لاله
* ميريم فردا خونه خاله
* نديدم خاله جانت را
* الان چندين و چن ساله

* لالالالا گلم خوابيد
* به رويش نورِ مَه تابيد
* لالالالا گلم زيباست
* براي من ، همه دنياست .
     
#189 | Posted: 27 Feb 2012 15:00
کنار گل تو باغچه

نشستن دو تا زنبور

یه مهمونی گرفتن

با یه دونه ی انگور

خانوم و آقا مورچه

رد میشدن از اونجا

زنبورای مهربون

صدا زدن بفرما!

شاپرک و کفشدوزک

می پریدن رو گلها

زنبورا ی مهربون

صدازدن بفرما!

کنار باغچه حالا

زیاد شدن مهمونا

مورچه ها و کفشدوزک

شاپرک و زنبورا

یه مهمونی گنده

دادن اون دو تا زنبور

منم بردم براشون

دو تا خوشه ی انگور
     
#190 | Posted: 27 Feb 2012 15:00
ديروز با مامان جوون

رفته بوديم خيابون

ماشينهاي جورواجور

اونجا ديدم فراوون

يك ماشين كوچولو

شبيه يك قورباغه

توي خيابون ديدم

گفتم چقدر اين ماهه!

اسمش چيه مامان جان

اين وانته يا پيكان؟

گفت : هيچكدوم عزيزم

نه وانت و نه پيكان

يك ماشين قديمي

اين كوچولو فولكسه

شنيده ام گفته اند

يه ماشين دو لوكسه.
     
صفحه  صفحه 19 از 25:  « پیشین  1  ...  18  19  20  ...  24  25  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / شعرهای دوران کودکیتون چی بود؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites