خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد /

دنیای معلولان


صفحه  صفحه 1 از 9:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »
anna_nemati زن #1 | Posted: 22 Jun 2012 15:39 | Edited By: anna_nemati
کاربر

 
دنیای معلولان



مقالات.مشکلات.توصیه ها و...




      
anna_nemati زن #2 | Posted: 23 Jun 2012 06:49
کاربر

 
سلامت - معلولان - نحوه برخورد با معلولان

در زندگی هر فردی معلولیت نهفته است. پیری و دوران کهولت، حوادث، بسیاری از وقایعی که ممکن است بر سر کار، خیابان، حتی منزل برای ما رخ دهد و ما را دچار معلولیت کند. ولی آیا با معلول شدن و نقص عضوباید به گوشه ای رفت و عزلت برگزید یا این که دوباره چرخ زندگی را به حرکت در آورد؟...

دیدگاهی که خانواده و جامعه نسبت به معلولیت دارد(توانمندی، نقص، تحقیر، ترحم و...)بسیار مهم است و باعث می شودکه معلول با آن دیدگاه رشد کند و شکوفا شود یا عزلت تنهایی را برای خود برگزیند. احساس نقص عضو داشتن با معلولیت بسیار متفاوت است، گاهی فرد از نظر جسمی سالم است و حتی دارای تحصیلات عالیه نیز می باشد ولی نتوانسته در جامعه جایگاه خود را پیدا کند و بالعکس ممکن است شخص دچار نقص عضو باشد ولی آنچنان توانسته از توانمندیهای خود استفاده کرده باشد که جامعه نیز پذیرای مشارکت وی شده است.

می توان با دیدگاه مثبت در خانواده ، جامعه، ناتوانی، نقص عضو را از ذهن پاک کردوبه سایر توانمندی های معلول پرداخت. خانواده و جامعه می توانند فرد را با همان نقص عضو، وی را به شخصی توانا در جامعه تبدیل کنند. چرا که زندگی معلول نباید تحت الشعاع معلولیت وی قرارگیرد. به عنوان مثال اعضای خانواده نباید معلولیت فرد معلول را در خانواده خود ننگ بدانند و برهمین اساس کمتر با سایر افراد جامعه معاشرت کنند، چرا که این خود ما هستیم که به افراد اجازه می دهیم با چشم دیگری به معلولان بنگرند.

می توان با عادی ساختن این موضوع، سر معلول را در جامعه بالا نگاه داشت و با افتخار اعلام کرد که این آقا یا خانم معلول شوهر یا همسر ماست.

معلولان نسبت به سایر اعضای خانواده، نیاز بیشتری به رسیدگی و توجه سایرین دارند که در صورت وجود عشق و تفاهم این نیازها خود به خود مرتفع خواهد شد.

آنچه مهم است این است که اعضای خانواده به معلول خود بفهمانند هر فرد سالمی، توانمندی های وی را ندارند. اولیا نباید سعی کنند که به جای معلول فکر کنند، تصمیم بگیرند و اهداف خود را به آنها تزریق کنند بلکه باید توجه داشت که اگر در همه شرایط حاجات معلول بر آورده شود، او هیچگاه قدرتمند نخواهد شد و همیشه سربار دیگران خواهد ماند. پس باید سعی کرد تا جایی که امکان دارد.

وظایف شخصی معلول را به خود او بسپاریم چرا که با آموزش ماهیگیری می توان به خودکفایی فرد کمک کرد که در این خصوص جامعه می تواند گام های موثری را بردارد:

شکسته بال، پروازت چه معصوم

دل پر مهر تو از کینه ها دور

اگر چه راه ویران است و متروک

بدست خویش بنیان کن رهی نو
      
anna_nemati زن #3 | Posted: 23 Jun 2012 06:50
کاربر

 
چگونگی برخورد خانواده با افراد معلول

برخورد خانواده با افراد معلول باید چگونه باشد؟
درک این نکته مهم است که اگرچه ممکن است فرد معلول با دیگران تفاوت داشته باشد ولی تکیه بر ناتوانی فرد، نه تنها کمکی به وی نمی کند بلکه بر مشکلات وی خواهد افزود. افراد معلول، غالباً مشکلاتی دارند که مانع انجام برخی از فعالیت های آنها می شود یا احتمالاً آنها بعضی از کارها را به شکل دیگری انجام می دهند، اما اکثر افراد معلول نیز می توانند پس از آموزش لازم، بسیاری از فعالیت های عادی زندگی را با اندک تفاوت یا آهسته تر از دیگران انجام دهند. آنچه یک معلول نیاز دارد پذیرفتن و باور کردن توانایی های اوست نه غصه خوردن برای ناتوانی وی...

چگونگی برخورد خانواده با افراد معلول



علت معلولیت های جسمی و حرکتی چیست؟ و چگونه باید با آنها برخورد کرد؟

افراد مبتلا به ضایعات نخاعی، معمولاً از ناحیه پا دچار ناتوانی هستند و فلج های مغزی می تواند هر یک از اندام ها یا همه آنها را مبتلا سازد. بیماری ها، حوادث و تصادفات نیز می توانند سبب بروز نوعی نارسایی حرکتی در فرد گردند. در برخورد با معلول جسمی باید ضمن توجه به محدودیت های حرکتی فرد، دیگر توانایی های او در حدی تقویت شود که حتی الامکان بتواند نارسایی ها را جبران کند.

با افراد نابینا چگونه باید برخورد کرد؟

در برخورد با فرد نابینا باید تلاش نمود تا در صورت وجود بینایی حتی به صورت جزیی، با استفاده از روش های مناسب، مهارت های فرد را در استفاده از آن بالا برد. تقویت حواس دیگر فرد، وی را در مواجهه با عوامل محیطی موفق تر می سازد.

وضعیت زندگی و اثاثیه منزل، باید به نحوی چیده شود تا نابینا بتواند به راحتی وسایل مورد نیاز خود را پیدا کند. خوشبختانه امروزه با استفاده از الفبای بریل، نابینایان می توانند با سواد شوند، بخوانند و بنویسند.

با افراد ناشنوا چگونه باید برخورد کرد؟

در برخورد با افراد ناشنوا باید آرام و شمرده صحبت کرد و موقع صحبت روی خود را به سمت فرد نگهداشت تا بتواند با لب خوانی منظور ما را درک کند. صحبت با صدای بلند باعث می شود که وی نتواند منظور ما را به خوبی درک کند. چون در این حالت، لب خوانی مشکل می شود.
      
anna_nemati زن #4 | Posted: 23 Jun 2012 06:51
کاربر

 
چگونگی برخورد منطقی با افراد معلول

انسان موجود ی است اجتماعی كه برای ادامه حیات و تأمین نیازهای اولیه خود نیازمند برقراری ارتباط متقابل با دیگران است . یكی از عوامل م ؤثر در زندگی فردی و اجتماعی هر كس ت أمین نیازهای اوست . انسان ب ه جز نیازهای اولیه خود (لباس، غذا، خواب، مسكن و …) نیازهای دیگری هم دارد كه نقش مهمی در زندگی او ایفا می نماید (نیاز به محبت كردن، محبت دیدن، مصاحبت با دیگران و …) بدیهی است ت أمین این نیازها منجر به تأمین بهداشت روانی افراد خواهد شد . آمار و اطلاعات نشان می دهد كه درصدی از افراد هر جامعه در اثر عوامل گوناگون ارثی یا محیطی به معلولیت و ناتوانی گرفتار می شوند...

چگونگی برخورد منطقی با افراد معلول

(در آمریكا از هر 5 نفر یك نفر با ناتوانی مواجه است كه رقمی حدود 49 میلیون نفر را شامل می شو د) معلولین نیز ب ه عنوان یكی از اعضای گروه های متعلق به جامعه از این قاعده مستثنی نبوده و علیرغم وجود مشكلات و مع ضلات اجتماعی از قبیل موانع فیزیكی، عدم اشتغال مناسب، نداشتن شرایط ازدواج و … علاق ه مند هستند تا با دیگران ارتباطی منطقی و معقول داشته باشند.

یكی از تنگناهای عمده عزیزان معلول، ارتباط دیگران با آنهاست . اكثریت افراد جامعه مت أسفانه بدون در نظر گرفتن شرایط و ت وانمندی های معلولین ب ه طور خواسته یا نا خواسته و بیشتر با هدف دلسوزی و ترحم چگونگی تعامل با افراد معلول 10 افراطی با آنان رفتار كرده كه این امر ضربات روحی جبران ناپذیری را به آنان وارد می سازد. نكته مهمی كه باید به آن توجه داشت آن است كه افراد معلول در كنار محدودیت های خود از توانمندی ه ایی نیز برخوردارند كه در صورت ایجاد بستر مناسب می تواند تقویت گردد. در رابطه با معلولیت به توصیه های ذیل توجه داشته باشید:

• به خاطر داشته باشید كه هیچگاه به عدم توانا یی افراد توجه نكنید . مطمئن باشید هر كس دارای توانایی هایی است كه باید شرایط بروز آن فراه م گردد.

• افراد معلول مانند سایر افراد جامعه خواهان احترام متقابل هستند ، باید دقت داشت كه با آنها برخورد مناسب شود.

• با وقار ، متواضع و با احترام باشید و با دیگران طوری رفتار كنید كه انتظار دارید با شما رفتار كنند.

• در هنگام برخورد با افراد معلول در كنار ناتوان ایی به توانمندی آنها هم توجه داشته باشید.

• در لحظه بر خورد با ا فراد معلول با آنان به صورت واضح، شفاف و ساده صحبت كنید . از ادا كردن جملات به صورت دست و پا شكسته و نا مفهوم اجتناب ورزید.

• اگر در برقراری ارتباط با افراد معلول مشكل دارید ، موضوع را با آنان مطرح نمو ده و از آنها در این خصوص كمك بگیرید. چنانچه تا كنون عمل چگونگی تعامل با افراد معلول 11 اشتباهی انجام داده اید با شهامت عذر خواهی كنید و تلاش كنید آن رفتار را اصلاح كنید.

• از طریق ظاهر افراد معلول در مورد توانایی یا ناتوانی آنان قضاوت عجولانه نكنید، به خاطر داشته باشید برخی از ناتوانی ها در ظاهر افراد مشخص نبوده و امكان دارد شما نتوانید تصمیمات درستی را اتخاذ كنید.

• بدون اجازه و هماهنگی لازم از وسایل كمك توانبخشی افراد معلول (صندلی چرخدار ، عصا و…) استفاده نكنید و یا آن را جا به جا ننمایید.

• در هنگام مواجه شدن با افراد معلول بدون توجه به سن و جنسیت آنان رفتاری معقول و مناسب داشته باشید.

• افراد عادی جامعه هنگام مواجه شدن با یكدیگر و بروز احساسات مثبت ، با یكدیگر دست می د هند. در هنگام برخورد با افراد معلول به دلیل وجود برخی از محدودیت ه ا در دست دادن به آنها عجله نكنید و اجازه دهید اول آنها در این امر پیش قدم گردند . بدون دادن دست، با نشان دادن چهره بشاش و خندان هم می توان در برقراری ارتباط سازنده و دوستانه موفق بود.

• هیچگاه در مورد چگونگی بروز معلولیت از افراد معلول سؤال نكنید . چنانچه ضرور تی در آن احساس می كنید بهتر است ابتدا شرایط مناسبی را آماده كنید تا فرد معلول با رغبت به سؤالا ت شما پاسخ دهد. چگونگی تعامل با افراد معلول 12

• در هنگام مصاحبت با افراد معلول از گفتن كلمات منفی و تحریك آمیز اجتناب ورزید مثلا در هنگام روبرو شدن ب ا فردی كه ام اس دارد ، به جای گفتن كلماتی مانند ام اسی است و … به صورت شفاف بگویید كه این شخص بیماری ام اس دارد. • به یاد داشته باشید كه معلولیت به معنی از كار افتادگی و منزوی شدن نیست ، بسیاری از افراد معلول در بسیاری زمینه ها توانمند بوده و می توانند در صورت مناسب بودن شرایط به طور مستقل زندگی كنند.

• در هنگام مكالمه با افراد معلول ب ه ویژه افراد با محدودیت ه ای گف تاری باید زمان بیشتری جهت پاسخ گویی در اختیار آنان قرار داشته باشد.

• معلولیت و ناتوانی همیشه خود را به صورت واضح نشان نمی دهد ، افرادی كه دارای بیماریها یی مانند دیابت، صرع، انواع سرطان ها ، نارسایی كلیوی، بیماریهای عروقی و … هستند نیز ب ه نوعی با ناتوانی روبرو می باشند ، لذ ا لازم است در هنگام برخورد با آنان نیز رفتاری مناسب داشت.

• معلولین در برخی موارد به دلیل عوارض ناش ی از معلولیت از قبیل داشتن درد ، استفاده از داروها، عوارض جانبی داروها و … به نوعی بی قراری ، خواب آلودگی ، اختلال در قدرت تفكر و تكلم و … مواجه می گردند كه ضرورت دارد شرایط آنان را درك كرده و برخوردی مناسب با آنها داشته باشیم. چگونگی تعامل با افراد معلول

• فراموش نكن ید اكثریت افراد معلول این توانای ی را دارند كه به طور مستقل زندگی كنند، اغلب این افراد، از كار افتاده و بیمار نیستند.
      
anna_nemati زن #5 | Posted: 23 Jun 2012 06:52
کاربر

 
کودک نابینا وآموزش خانواده

نقص بینایی بر خلاف سایر اختلالات و نقص ها از ویژگی خاصی برخوردار است، زیرا بروز و جلوه ظاهری این نارسایی طبیعی بسیار زودتر از سایر انواع معلولیت ها در ظاهر و رفتار کودک مشخص می گردد. نوزادی که قادر به تعقیب نگاه والدین و اطرافیان نمی باشد و در مقابل لبخند و تحرکات آنان سرد و بی تفاوت باقی می ماند، نابینایی را در روزهای اول تولد آشکار می کند. در برخورد با این گونه والدین، همدلی و درک احساسات و عواطف آنان از موضعی دوستانه همراه با احترام و علاقه می تواند تا حد زیادی از احساس تنش و درماندگی والدین بکاهد و آنان را برای کسب شناخت و پذیرش موضوع آماده سازد...

کودک نابینا وآموزش خانواده

آگاه ساختن والدین – بویژه در مورد افراد کم سواد – نسبت به علل نابینایی فرزند باید با واقع بینی و درک موقعیت صورت پذیرد تا از ایجاد تنش های بعدی بین والدین پیشگیر ی کند. بویژه در این زمینه به طریقی باید عمل کرد که احساس تقصیر و گناه در هیچی ک از آنان ایجاد نشود.

نکته بعدی آگاه سازی پدر و مادر نسبت به وضعیت آینده کودک است. باید با ارائه شناختی دقیق از وضعیت تحصیلی و اجتماعی آینده کودکان نابینا و تأکید بر جنبه های مثبت و امیدبخش زندگی آنان، ترس و نگرانی نسبت به آینده را از خانواده سلب کرد. در این زمینه برخی روشها می تواند مؤثر باشد که مهمترین آنها بر اساس نوعی الگوهای موفق در بین افرا نابینا، برقراری ارتباط نزدیک والدین با مراکز توانبخشی و مربیان آموزش کودکان نابینا و ارائه اطلاعات به آنان در زمینه چگونگی پرورش مهارتهای خودیاری و حواس کودکان و در نهایت دادن اطمینان خاطر به والدین نسبت به حمایت همه جانبه از آنان و پیگیری مستمر مشکلات آنان، می باشد.

آموزش خانواده و کودک نابینا از همان روزهای نخستین شناخت و تشخیص مشکل آغاز می شود. خدمات مشاوره ای اولین و مهمترین صحنه برخورد خانواده ها با مسائل آموزشی در مورد کودک نابینا می باشد که به دنبال آن آموزش های مناسب زیر لازم است به خانواده ها ارائه شود:

1) نحوه برقراری ارتباطات لمسی و کلامی با کودک

2) برنامه پرورش حواس، شامل حس لامسه ، شنوایی ، بویایی و چشایی

3) آموزش مهارتهای روزمره زندگی شامل نحوه انجام کارهای روزانه شخصی ، نحوه برقراری ارتباط با اشخاص و شناخت موقعیت های اجتماعی مانند مشاغل ، اماکن ، و ….

4) آموزش تحرک و جهت یابی

5) شیوه های تقویت حافظه ، درک کلامی و افزایش معلومات عمومی کودکان نابینا

6) برنامه اصلاح رفتار و تقویت رفتارهای مثبت و کاستن رفتارهای منفی

اصول آموزش خانواده و کودک نابینا بر موارد فوق استوار است. ان شاءالله در قسمت پنجم در مورد هر یک توضیحات بیشتری ارائه خواهیم کرد
      
anna_nemati زن #6 | Posted: 23 Jun 2012 06:52
کاربر

 
پذیرش واقعیت معلولیت کودک

بدیهی است مشاوره در راهنمایی والدین کودکان معلول در مرحله آگاهی یافتن خانواده از وجود کودک معلول آغاز می شود، هر چند هدف از انجام آن کوتاه کردن فاصله زمانی شو ک وارده تا پذیرش واقعیت در مورد فرزندشان می باشد، لیکن این امر باید تا مراحل بعدی که برنامه های درمان و توانبخشی آغاز می شود، ادامه یابد. در این مرحله نقش والدین هر روز پررنگ تر می شود. پذیرش واقعیت – معلولیت کودک – از سوی پدر و مادر – دقت شود پذیرش هر دو نفر پدر و مادر لازم و ضروری است – می تواند در تسریع برنامه درمان و توانبخشی و شروع به موقع آن نقش داشته باشد...

پذیرش واقعیت معلولیت کودک

والدین باید از کودک معلول خود شناخت مناسبی را کسب نمایند. به عنوان مثال والدین یک کودک ناشنوا باید بدانند آنچه برا ی کودک رخ داده است، تنها اختلالی در شنوایی اوست و سایر حواس، اعضا و قوای ذهنی او سالم است و می تواند و باید مورد استفاده بیشتری قرار گیرد. به همین ترتیب در مورد کودک نابینا یا کم بینا، والدین باید به درکی واقعی از میزان اختلال ایجاد شده و نحوه جبران آن به وسیله دیگر اعضاء و حواس مثلأ حس شنوایی و لامسه دست یابند. والدین کودک مبتلا به کم توانی ذهنی نیز ، لازم است از میزان بهره هوشی باقی مانده در کودک اطلاع یابند تا میزان انتظار خود را از کودک بر آن اساس در نظر بگیرند. چنین شناختی می تواند در تسریع و بهبود کودک بسیار مؤثر باشد.

وجود رابطه صمیمانه بین پدر و مادر از جمله نکات مهم در رشد کودک و انجام به موقع و مفید برنامه های درمان و توانبخشی می باشد. هر چند سوابق و تجربیات حاکی از آن است که اغلب این مادران هستند که بار اصلی کار را بر دوش می کشند، لیکن لازم است تا پدران نیز در این زمینه احساس مسئولیت بیشتری نمایند و این زمانی حاصل خواهد شد که هر دو نفر ، بپذیرند در زمینه اتفاقی که رخ داده است مسئولیت مشترک و یکسانی دارند. در این مورد والدین باید خود را از ذهنیت های منفی مبتنی بر گناهکار بودن یکی از طرفین، رها نمایند و به امروز خود فکر نمایند و به گذشته بیندیشند. آنچه اهمیت دارد وظیفه ای است که والدین امروز در قبال ناتوانی کودک خود دارند و آن چیزی جز شروع به موقع برنامه های توانبخشی نیست.

تلاش والدین برای کسب اطلاعات و آگاهی در مورد بیماری و ناتوانی جامعه است فرزندشان و نیز چگونگی برنامه درمان و توانبخشی او بسیار بااهمیت است. از سوی دیگر وظیفه دست اندرکاران امور توانبخشی و تمهیدات که با تهیه مطالب آموزشی ساده و مناسب، به فعالیت های والدین برای ادامه درمان و توانبخشی جهت صحیحی بدهند. این گونه جزوات که می تواند در چند جلد و به ترتیب پیشرفت کودک تهیه شوند – نمونه های آن هم اکنون در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه مورد استفاده قرار می گیرد سهم به سزایی در بهبود کودک خواهد داشت.

نکته آخر در این بحث لزوم تماس والدین با سایر والدینی است که دارای کودکی با همین نوع معلولیت می باشند. والدینی که مراحل کار با کودک را در سالهای قبل آغاز کرده و کودکشان به شکلی موفقیت آمیز برنامه های توانبخشی خود را ادامه می دهد، می تواند بهترین مشاوره و راهنمایی را برای والدین جوان بر عهده بگیرند. این گونه ارتباطات می تواند به تأمین آرامش و اطمینان خاطر و نیز اعتماد به نفس انان کمک نماید.ضمن اینکه در ایجاد نگرش مثبت در والدین برای ادامه برنامه های آموزشی و توانبخشی مؤثر خواهد بود. شرکت والدین در برنامه های درمان گروهی – متأسفانه در حال حاضر در ایران کمتر انجام می شود – می تواند نقش ویژه والدین را در بهبود کودک نمایان تر سازد. همچنین لزوم کمک گرفتن از سایر اعضای خانواده همچون خواهران و برادران و نیز پدر یا مادر بزرگ در این مرحله مهم است.
      
anna_nemati زن #7 | Posted: 23 Jun 2012 06:53
کاربر

 
تصویر والدین از فرزند خود و چگونگی رفتار با او

همواره باید واقع بین بود. باید با کودک نابینا طوری رفتار کرد که او هیچ گونه تفاوتی با دیگر همسالان بینای خود احساس نکند. باید کودک را با نام صدا زد چرا که او هم در انتظار پاسخ مطلوبی است. وقتی به کودک نابینا نزدیک می شویم باید به خوبی از حضور خود، او را آگاه کنیم و اگر احتمال می دهیم که ما را نمی شناسد بهتر است خود را معرفی نماییم. وقتی در صدد راهنمایی فرد نابینایی هستیم باید ترتیبی دهیم که او بازوی ما را بگیرد و از ارائه کمک هایی که خود می تواند از عهده آن برآید پرهیز کنیم. از به کار بردن جملاتی از قبیل «اینجاست» «آنجاست» «برو آنطرف تر» «بگذار آن طرف»که برای او بی معناست اجتناب کرد...

تصویر والدین از فرزند خود و چگونگی رفتار با او

باید بسیار دقیق و با معنا و مفهوم روشن برای نابینا صحبت نمود و او را راهنمایی کرد، به هنگام صحبت با کودک بهتر است روبه روی او قرار گرفت و به طور مستقیم صحبت کرد و از مکالمه غیرمستقیم و یا توسط شخص ثالث خودداری نمود. حتی الامکان از جابه جایی وسایل کودک نابینا بدون اطلاع او باید پرهیز کرد. زیرا که آنها وسایل خود را بر حسب حافظه در آنجایی که خود می دانند جست وجو و پیدا می کنند. مهمترین مسأله کودک نابینا آن است که خود را به خوبی و به طور کامل قبول کند.

در این رابطه، تشویق او و یا انتقاد از او و یا انتظار رعایت اخلاق و رفتار، نظم و ترتیب از او باید به طور عادی و همانند دیگر کودکان همسال او باشد. لذا باید همواره از مقایسه نابینا با دیگر همسالان بینای او برای ارفاق و تخفیف های نابجا به او اجتناب کرد، چه این روش خود باعث تقویت ناتوانی نابینا می شود.

تا آنجایی که ممکن است آنها را در فعالیت های مختلف شرکت دهیم، نه همه فعالیتها، بلکه در آن دسته از فعالیتهایی که می توانند در آن شرکت داشته باشند. تحرک و جهت یابی از اساسی ترین برنامه های آموزشی و توانبخشی کودک نابینا است، همواره باید توقع داشت که کودک نابینا روز به روز مستقل و خودکفا و مسئول می گردد. بنابراین در واگذاری مسئولیت ها باید توجه داشت که او نیز می تواند همانند دیگر همسالان بینای خود به تدریج از عهده مأموریت ها و مسئولیت های روزمره به خوبی برآید.

اگر چه ظاهراً نقص نابینایی کودک نمی تواند مانعی باشد برای توانایی های او از جمله راه رفتن، اما ضعف اطلاعات و شناخت مادر نسبت به کودک نابینای خود همچنین عدم آموزش لازم، احساسات و عواطف مادری گاه ناخودآگاه باعث می شود که کودک او در حرکت و راه افتادن طبیعی دچار وقفه و رکود گردد.

خانواده نقش عمده ای در رشد شخصیت فرد بازی می کند. روابط با بستگان مخصوصاً در جامعه ما یک رابطه طویل المدت و مادتصویر والدین از فرزند خود و چگونگی رفتار با او همواره باید واقع بین بود.

باید با کودک نابینا طوری رفتار کرد که او هیچ گونه تفاوتی با دیگر همسالان بینای خود احساس نکند. باید کودک را با نام صدا زد چرا که او هم در انتظار پاسخ مطلوبی است. وقتی به کودک نابینا نزدیک می شویم باید به خوبی از حضور خود، او را آگاه کنیم و اگر احتمال می دهیم که ما را نمی شناسد بهتر است خود را معرفی نماییم. وقتی در صدد راهنمایی فرد نابینایی هستیم باید ترتیبی دهیم که او بازوی ما را بگیرد و از ارائه کمک هایی که خود می تواند از عهده آن برآید پرهیز کنیم. از به کار بردن جملاتی از قبیل «اینجاست» «آنجاست» «برو آنطرف تر» «بگذار آن طرف»که برای او بی معناست اجتناب کرد. باید بسیار دقیق و با معنا و مفهوم روشن برای نابینا صحبت نمود و او را راهنمایی کرد، به هنگام صحبت با کودک بهتر است روبه روی او قرار گرفت و به طور مستقیم صحبت کرد و از مکالمه غیرمستقیم و یا توسط شخص ثالث خودداری نمود. حتی الامکان از جابه جایی وسایل کودک نابینا بدون اطلاع او باید پرهیز کرد.

زیرا که آنها وسایل خود را بر حسب حافظه در آنجایی که خود می دانند جست وجو و پیدا می کنند. مهمترین مسأله کودک نابینا آن است که خود را به خوبی و به طور کامل قبول کند.

در این رابطه، تشویق او و یا انتقاد از او و یا انتظار رعایت اخلاق و رفتار، نظم و ترتیب از او باید به طور عادی و همانند دیگر کودکان همسال او باشد. لذا باید همواره از مقایسه نابینا با دیگر همسالان بینای او برای ارفاق و تخفیف های نابجا به او اجتناب کرد، چه این روش خود باعث تقویت ناتوانی نابینا می شود.

تا آنجایی که ممکن است آنها را در فعالیت های مختلف شرکت دهیم، نه همه فعالیتها، بلکه در آن دسته از فعالیتهایی که می توانند در آن شرکت داشته باشند. تحرک و جهت یابی از اساسی ترین برنامه های آموزشی و توانبخشی کودک نابینا است، همواره باید توقع داشت که کودک نابینا روز به روز مستقل و خودکفا و مسئول می گردد. بنابراین در واگذاری مسئولیت ها باید توجه داشت که او نیز می تواند همانند دیگر همسالان بینای خود به تدریج از عهده مأموریت ها و مسئولیت های روزمره به خوبی برآید.....
      
anna_nemati زن #8 | Posted: 23 Jun 2012 06:53
کاربر

 
در برخورد با نابینایان

1- در برخورد با نابینایان با احساس ترحم، مراقبت افراطی، ترس و یا فرار از تعامل با آنان رفتار نکنید.

2- مشکلاتی مثل افسردگی، گوشه گیری، احساس حقارت، خودپنداره منفی و بی تفاوتی به طور فراوان در بین نابینایان دیده می شود. سعی کنید با روش های صحیح مشاوره ای آنها را درمان کنید...

در برخورد با نابینایان

3- گاهی برای آموزش نابینایان آنان را در مراکز شبانه روزی قرار می دهند. باید مسئولان امر را با پیامدهای منفی این مراکز آشنا نمود. از جمله جدایی از اجتماع، روابط ناسالم، عوارض اجتماعی، روانی و شخصیتی، باید این محیط را با ارائه خدمات مشاوره ی بهداشت روانی مجهز نمود و از پیامدهای منفی آن کاست.

4- در برخورد با افراد نابینا در بسیاری موارد مشاوره ی خانوادگی لازم است. اولاً به اعضا خانواده اطلاعات کافی از توانایی و کاستی داده شود. ثانیاً در بسیاری موارد فرد نابینا با اعضاء خانواده مشکل دارد که انجام مشاوره ی خانواده برای حل آن ضروری است.

5- مشاوره گروهی در بسیاری موارد دارای اهمیت فراوانی برای افراد نابینا است. از طریق مشاوره ی گروهی آنها می توانند به یادگیری مسائل و مهارت ها بپردازند. روش مشاوره گروهی نابینایان به دو صورت انجام می گیرد:

الف: روش مشاوره گروهی: در این حالت اینان نوعی مشکل خاص دارند و می توانند از یکدیگر بسیاری چیزها را یاد بگیرند که از طریق مشاوره فردی نمی توان به آنان آموخت. علاوه بر این موارد این افراد حرف دل یکدیگر را بهتر می فهمند و پی می برند مشکل آنها منحصر به فرد نیست.

ب:مشاوره گروهی تلفیقی: از این طریق می توان افراد نابینا و بینا را در یک گروه قرار داد. هدف این است که افراد نابینا در واقع عصای آنها شوند و در فعالیت های عملی در مشاوره ی گروهی مثل مجسمه سازی، بازی درمانی به آنان کمک کنند. افراد عادی باید همسن و همجنس با آنان باشند. به طور داوطلب جهت کمک به رفع مشکلات نابینایان در این جلسات شرکت کنند. در مدارس می توان در جلسه گروهی برای نابینایان چند دانش آموز عادی را انتخاب نمود.

6- معلمان نابینایان باید حتما، جلسات توجیهی مشاوره را بگذرانند و از روحیه و شخصیت نابینایان آگاهی داشته باشند و نحوه ی برخورد صحیح را با آنان فرا بگیرند.

7- باید در مواقع مشاوره با فرد نابینا همواره از رفتار کلامی بهره گرفت و احساسات و عواطف را از طریق کلام به مراجع منتقل نمود. مراجع را همواره باید با اسم صدا زد. مشاور باید خود را به او معرفی کند. از واژه های اینجا و آنجا به کار نبرد و نباید مثالی آورد که نمی تواند آن را مجسم کند. مثلا به جای صحبت کردن از یک واحد اداره باید از کل اداره صحبت کرد. به عبارت دیگر نابینایان یکپارچگی و کلیت را بهتر از اجزا درک می کنند.

8- از آنجا که مراجع نابینا در اغلب موارد از طریق حس شنوایی اطلاعات را بدست می آورد بنابراین در جلسه مشاوره هم باید حتی الامکان اشیا و وسایل قابل لمس را در اختیار مراجع نابینا بگذاریم. باید زمینه فعالیت و خودپویشی و تحرک و فعالیت لازم را در کودک ایجاد کنیم. چون فرد نابینا شی را نمی بیند لذا برای آن جنب و جوش نشان نمی دهد، ما با در اختیار قرار دادن آن می توانیم در او انگیزه ایجاد کنیم.

9- کوشش کنید از پیشداوری منفی نسبت به افراد نابینا بکاهید. ذهن خود را از انواع پیشداوری ها خالی کنید تا بتوانید کودک نابینا را بپذیرید.

10- در انجام فعالیت مشاوره توانبخشی نابینایان مراقب میزان خستگی او باشید. چون افراد نابینا خیلی زود خسته می شوند. قبل از اعلام بیزاری به او استراحت دهید بعد فعالیت را شروع کنید.

11- در مشاوره با افرادی که از باقی مانده بینایی برخوردارند آنان را تشویق کنید که حداکثر بهره برداری از آنان باقی مانده ی بینایی را به عمل آورند. مدت ها عقیده بر این بود افرادی که کمی بینایی دارند اگر نوشته را نزدیک کنند یا بیش از حد از آن بهره گیرند ممکن است موجب از بین رفتن کل بینایی فرد شود. ولی مطالعات خلاف ایم امر را نشان می دهد، باراگا و هالی دی معتقدند که استفاده صحیح از باقی مانده بینایی به تقویت و تربیت بینایی کمک می کند و به چشم و باقی مانده بینایی لطمه ای وارد نمی کند.
      
anna_nemati زن #9 | Posted: 23 Jun 2012 06:54
کاربر

 
عدم شناخت صحیح از نابینایان و تغییر نوع برخورد

روان‏شناسان معتقدند که نابینا سعی دارد مستقل باشد. دوست ندارد مورد ترحم واقع شود. او می‏خواهد اعلام کند که مثل بقیه انسان‏ها می‏تواند از استعدادهای خدادادی خود استفاده کند و به رشد و کمال برسد؛ بنابراین، از اطرافیان و مربیان می‏خواهد که اجازه دهند خود او اداره امور خود را به عهده بگیرد و جای وسایل خود را انتخاب کند و در این میان، مربیان و اطرافیان تنها از دور مراقب آن‏ها باشند که خطر جدی‏ای آن‏ها را تهدید نکند...

عدم شناخت صحیح از نابینایان و تغییر نوع برخورد

نظرهای نادرست
عدم شناخت صحیح از دیگران، در نوع برخورد با آن‏ها مؤثر خواهد بود. در مورد نابینایان نیز گمان‏های نادرستی بین مردم شیوع دارد که باعث برخوردهای نامناسب با آن‏ها می‏شود؛ گمان‏هایی چون: افراد نابینا دارای یک حسّ اضافی هستند که آن‏ها را قادر می‏سازد تا مانع روبه‏رو را تشخیص دهند؛ نابینایان در حواس دیگر قوی‏تر هستند؛ آن‏ها از استعداد موسیقی برتری برخوردارند؛ افراد نابینا ناتوان و وابسته به دیگران هستند؛ کودکان نابینا به‏طور خودکار توانایی بیش‏تری در تمرکز و دقت دارند و شنوندگان بهتری هستند. با اصلاح نظرات و شناخت دقیق‏تر از شرایط نابینایان، می‏توان به آن‏ها کمک کرد، بدون این‏که بی‏جهت، آنان را مورد ترحم قرار دهیم و یا این که با دل‏سوزی بی‏مورد، باعث برهم زدن استقلال و احساس اعتماد به نفس آن‏ها شویم.

چگونگی رفتار با نابینایان
نوع رفتار با نابینایان در جامعه، می تواند در سرنوشت آن ها و حالات روحی و روانی شان تأثیرات متفاوتی بگذارد. برای رفتار و تعامل با نابینایان، باید از یک سری نکات غافل نبود؛ از جمله آن ها این که واقع بین باشیم و به آن ها بفهمانیم که با دیگران هیچ گونه تفاوتی ندارند؛ آن ها را با نام صدا بزنیم و وقتی به آن ها نزدیک می شویم، به نحوی آن ها را از حضور خود آگاه کنیم و اگر احتمال می دهیم ما را نشناسد، بهتر است خود را دقیق به آن ها معرفی کنیم؛ از کمک هایی که به استقلال و خودکفایی آن ها لطمه می زند، جدا بپرهیزیم. نباید با ترحم های بی خود و یا مهر و علاقه و احساس بی مورد، باعث رنجش آن ها شد؛ برای راهنمایی آن ها، از کلمه هایی مثل آن جا، این جا، کمی آن طرف تر و غیره استفاده نکنیم، بلکه باید از کلمات دقیق و با معنای روشن استفاده کرد؛ هنگام صحبت با آن ها روبه رویشان بنشینیم؛ از جابه جایی وسایل آن ها بدون اجازه شان بپرهیزیم؛ از او بخواهیم در فعالیت های مختلف شرکت کنند و والدین، اطرافیان و مربیان را از طریق آموزش های لازم و برنامه های مشاوره، با مسائل نابینایان آشنا ساخت.

پدر شعر فارسی
رودکی از جمله افرادی است که در عمل به اثبات رسانده که نابینایی، مساوی شکست و خزان زندگی نیست. او نابینایی است که در عرصه شعر، سخن و هنر درخشید و به تعبیرعالمان ادب فارسی، مقام پدر شعر فارسی را به خود اختصاص داد. او در سال 260 ق در «رودک» روستایی از ماوراءالنهر و نزدیک سمرقند به دنیا آمد. در هشت سالگی حافظ کل قرآن شد و در تلاوت آیاتْ مهارتی خاص پیدا کرد. این نابینای پرتلاش و باذوقْ با تسلط بر زبان عربی، کلیله و دمنه را به نظم درآورد. ترانه‏های نغز و حکیمانه و ماندگاری از او برجای مانده و در افکار و آثار سخنورانی مثل فردوسی، سعدی، جامی و دیگران، تأثیر ژرفی از این شاعر و هنرمند پرتوان مشاهده می‏شود.

زندگی مستقل
همواره باید در هنگام کار با نوجوانان و بزرگ‏سالانِ نابینا، احساس استقلال و نیز زندگی مستقل آنان حفظْ یا تقویت شود. اندیشه این‏که آن‏ها افرادی ناتوان هستند، اشتباهی نابخشودنی است که ریشه در تجربه‏های خود ما دارد. ما فکر می‏کنیم چون در اتاق بی‏نورْ کاملاً ناتوان هستیم، پس آن‏ها هم که جایی را نمی‏بینند، مثل ما درمانده‏اند، درحالی که آن‏ها چنین نیستند و احساس یک‏سانی با افراد بینا در موقعیت‏های کم نور یا بدون نور ندارند. ما باید بکوشیم با درک صحیح از آن‏ها و خواسته‏های منطقی‏شان، زمینه زندگی‏ای مستقل را برای‏شان فراهم آوریم.
وظیفه پدر و مادر
سلامت فرزندان، برای پدر و مادر از اهمیت فراوانی برخوردار است. به همین دلیل اگر فرزندان دچار مشکل و معلولیتی مثل نابینایی شوند، بهار زندگی آن‏ها تبدیل به خزان می‏شود و اگر این مشکل از طرف پدر و مادر و بی‏دقّتی آن‏ها باشد، با توفان ملامت‏های دیگران و شلاّق سرزنش‏ها مواجه خواهند شد. پس بر پدر و مادر ضروری است که با انجام مشاوره‏های مختلف، استفاده از اطلاعات و جزوات مراکز مربوطه مثل بهزیستی، از معلولیت‏های فرزندان خود مثل نابینایی، ناشنوایی و... جلوگیری کنند. آن‏ها می‏دانند که کسب اطلاعات پزشکی مربوط به سلامت فرزندان، حتی از تهیه غذا، پوشاک و مسکن آن‏ها مهم‏تر است.

وظیفه مهم مسئولان
از آن‏جایی که نابینایی و کم بینایی، در بسیاری از موارد به دلیل عدم دسترسی اطلاعات دقیق و عدم شناخت علل آن‏ها از سوی مردم، به ویژه مردم روستاهای دورافتاده و محروم است، اطلاع‏رسانی مردم از طریق رسانه‏ها، مطبوعات، مراکز بهزیستی و خانه‏های بهداشت روستاها اهمیت بیش‏تری دارد؛ از این‏رو شایسته است مسئولان و فرهیختگان جامعه مردم را به یادگیری این مسائل ترغیب کنند؛ زیرا هزینه پیش‏گیری برای دولت و خانواده‏ها، بسیار کم‏تر از هزینه خدمات بعدی به نابینایان و کم بینایان خواهد بود.
      
anna_nemati زن #10 | Posted: 23 Jun 2012 13:06
کاربر

 
نابینایان رادر این شهر نمی بینیم

تابلوها و علائم، این معلمان بی زبان كه صبح تا شب برای ما به صورت رایگان آموزش می دهند، كلاس می گذارند تا به ما بفهمانند كه راه درست كدام است. معلمانی كه برخی از مواقع مورد اصابت شاگردان بی فرهنگ نیز قرار می گیرند و گاهی هم برخی از سارقان كه به كاهدان می زنند، اقدام به سرقت آنها می كنند.
استفاده از تابلوها، علائم و نشانگرها در دنیای پیشرفته ارتباطات و كاهش عامل نیروی انسانی در راهنمایی مردم در اماكن مختلف مانند خیابانها، متروها، فروشگاه ها كاربرد وسیع تری یافته و حتی یكی از عوامل موفقیت مدیریت شهری به شمار می آید. در دنیای با فرهنگ و متمدن امروزی برای هر سؤالی نیازی نیست كه وقت كسی گرفته شود، تمامی تابلوها و علائم همواره راهنما و معلم قشر عظیمی از كسانی هستند كه سؤالات متعددی دارند...

نابینایان رادر این شهر نمی بینیم

عبور از یك خیابان یكطرفه، دور زدن ممنوع، به سمت پمپ بنزین، تابلوهای نشانگر محدودیت سرعت همه و همه برای راحتی در زندگی شهری امروزه طراحی شده است. اما سؤال این است آیا این علائم و نشانگر ها دقت و صحت كافی دارند تا بتوانند نیازها را پاسخ داده و راهنمای اشتباهی برای دیگران نباشند. با نگاهی كارشناسی و فراگیر و مدیریت كیفیت در بكارگیری این تابلوها متوجه این نكته می شویم كه بین این علائم باید تعاملاتی برقرار باشد تا بتواند به نحو ساده و راحت جوابگوی افراد مختلف باشد. تابلوها باید با یكدیگر حرف بزنند، همدیگر را پشتیبانی نمایند، برخلاف هم صحبت نكنند، علیه هم اقدام نكنند، در سطح یك شهر، یك فرودگاه، یك سازمان خدماتی كه روزانه تعداد كثیری از مردم به آن مراجعه می كنند، بكارگیری تابلوها و علائم و هدایت صحیح یك مشتری از اهمیت ویژه ای برخوردار است، در یك فرودگاه تابلوهای نشان دهنده صحیح هدایت كننده مسافر برای دریافت كارت پرواز و انتقال به سالن ترانزیت، یا تابلوهای نشان دهنده محل نمازخانه یا سرویس های بهداشتی و طرز نصب آنها می تواند از نارضایتی تعداد كثیری از مردم جلوگیری كند. نصب اشتباه یك تابلو ممكن است مسافرین را اشتباهی به مسیرهای ناخواسته هدایت كند.
در یك بیمارستان بكارگیری خطوط رنگی و هدایتگر می تواند براحتی بیماران و همراهان آنها را به بخش های مورد نظر هدایت نماید، برخی از بیمارستانها برای این كار از خطوط رنگی در كف سالن ها یا در كناره دیوار استفاده می كنند و تنها كافی است بیمار با نگاه بر آنها مسیر خود را پیدا كند، حال سؤال این است كه اگر فردی نابینا باشد، چه كار می توان انجام داد و بیمار را چگونه می توان به بخش مورد نظر هدایت كرد، در ژاپن برای این منظور از سرامیك های برجسته استفاده می شود و فرد نابینا كافی است برای پیمودن یك مسیر با پای خود كف سالن را لمس كند، البته این موضوع در اكثر اماكن عمومی ژاپن كاربرد دارد، از خیابانهای شهر، چهارراهها و متروها می توان نمونه ای از این معابر برای افراد نابینا نام برد.
همچنین بكارگیری صدای سوت در چهارراهها برای اعلام قرمز بودن چراغ برای عابرین را می توان نمونه ای از علائم و اصوات نام برد كه برای راحتی مردم طراحی می شود. در اكثر تقاطع ها و در كنار خطوط عابر پیاده در كشورهای توسعه یافته شاهد صدای نواختن زنگ ملایم در هنگام سبز شدن چراغ هستیم، با شنیدن صدای این زنگ عابرینی كه نابینا هستند براحتی می توانند این مسیر را بپیمایند، حال در نظر بگیرید كه برخی از عابرین بینای ما این اصل را رعایت نمی كنند چه برسد !!!
از سوی دیگر می توان حدس زد كه امكان خطا در نواختن اشتباهی این زنگ ها چه ضربه سنگینی را می تواند برای جامعه داشته باشد.
در یك شهر نیز علائم راهنمایی و رانندگی و طرز بكارگیری صحیح آنها نیز نقش مؤثری در كاهش حجم ترافیك دارند، محل نصب تابلوها از نكته های مهمی است كه در برخی از موارد ضروری است . مسئولان محترم راهنمایی و رانندگی نسبت به این موضوع دقت بیشتری بخرج دهند، اكثر تابلوها در سرپیچ ها نصب شده اند، آنهم بعد از پیچ، این موضوع منجر به ایجاد ترافیك در تقاطع ها و همچنین تصادف و در خیلی از موارد عبور اشتباه از یك مسیر درپی داشته و راننده برای ادامه مسیر خود مجبور به حركت دنده عقب و برگشت به سمت تقاطع می كند. این موضوع برای خروجی های اتوبان شهید حكیم به سمت كردستان شمالی و اتوبان همت به سمت مدرس شمال و جنوب بیشتر به چشم می خورد، در خروجی اتوبان همت و خروجی مدرس، زیر پل های فجر شاهد نصب تابلو مدرس شمال و جنوب هستیم، اگر راننده ای خطای چشم داشته باشد كه نباید باشد و یا پشت سر یك اتوبوس قرار گرفته باشد، قادر نخواهد بود مسیر را تشخیص دهد و ناخواسته ممكن است مسیر را اشتباه برود، همچنین در برخی از خروجی ها شاهد نصب تابلوهای نشاندهنده زیادی هستیم كه وقتی راننده به تقاطع نزدیك می شود باید در یك نگاه كوتاه و سریع تمامی تابلوها را مطالعه نماید. حال در نظر بگیرید در كنار این تابلوها، تابلوهای متعدد تبلیغاتی نیز وجود داشته باشد، در این صورت امكان تصادف را می توان پیش بینی كرد. این امر بویژه در فصول بارانی و برفی یا هوای مه آلود كه دامنه دید كاهش پیدا می كند حاد تر خواهد شد.
باید این واقعیت را در نظر داشت كه در پیچ ها و در محیط پرتردد و ترافیك امكان مطالعه این شعارهای پسندیده نخواهد بود و توصیه می شود در مسیرهایی از این شعارها استفاده شود كه فاصله تابلو و راننده كافی بوده و فضای مناسبی وجود داشته باشد.
یكی دیگر از موارد مهم نام گذاری مراكز و اماكن عمومی است كه می تواند نقش مناسبی در هدایت مردم داشته باشد. اتوبان، بزرگراه، آزاد راه و بكارگیری تابلوهای مناسب هركدام و استفاده صحیح نام مناسب با فرهنگ ایرانی از مواردی است كه باید بدان توجه كرد، با نگاهی به تابلوهای زرد رنگ كه نشان دهنده مترو است متوجه این نكته خواهیم شد كه براستی این تابلو نشانگر مترو است، قطار زیر زمینی، قطار شهری یا كدامیك از اینها است، جالب است كه بدانیم از زمانی كه مترو در تهران راه اندازی شده است و تابلوهای نشانگر متروها نصب شده است هیچ گونه اسمی برای این مراكز انتخاب نشده است، روی تابلوها نوشته شده است «به طرف ایستگاه میرداماد» یا به طرف ایستگاه حقانی و مانند اینها ولی گفته نشده است «به طرف ایستگاه متروی میرداماد یا متروی حقانی» اگر هنوز بعد از گذشت چندین سال كلمه مترو انتخاب نشده است پس بهتر است این كار را بكنیم. در اكثر كشورها از حرف بزرگ M برای نشان دادن ایستگاه مترو استفاده می شود درحالی كه در شهر تهران از آرم شركت متروی ایران استفاده شده است و البته بیشتر شبیه لیفت تراك است تا قطار.
باید این واقعیت را قبول كرد كه سازمانها در قبال مردم مسئولیت دارند و به این دلیل است كه استانداردهای مخصوص سازمانهای مدنی در اكثر كشورها بكارگرفته می شود. مسئولیت اجتماعی یك سازمان امروزه یكی از مهمترین استانداردهای مدیریتی است كه سازمانهای مرتبط با جامعه از آنها استفاده می كنند، البته ناگفته نماند كه طرح تكریم ارباب رجوع چندسالی است توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی به دستگاههای دولتی ابلاغ شده است و برخی از سازمانها در این زمینه قدم های مثبتی را برداشته اند. سخن آخر این كه نگاه مدیریت كیفیت به تمامی عوامل ایجاد كننده رضایت مندی مردم به عنوان مشتریان و بهبود مستمر آن نگاهی است كه همه مدیران و كارشناسان سازمان ها می توانند با استفاده از آن به بهبود وضع شهری ومدیریتی جامعه خود بپردازند. امید است این رویكرد در كشورما همه روزه با عمق بیشتر در سازمانهای عمومی بتواند رضایتمندی جامعه را به همراه داشته باشد.
      
صفحه  صفحه 1 از 9:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / دنیای معلولان

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا