گفتگوی آزاد

ندای انسان | من یک فاحشه ام | پست اول خوانده شود


صفحه  صفحه 10 از 14:  « پیشین  1  ...  9  10  11  12  13  14  پسین »
 #91 Posted: 28 Oct 2012 10:17
‫پول؟ آنقدر شرف دارم که تنم را نفروشم...
ولی از آن آلت مردانه لذت می‌برم...
انسان در ازای لذتش از کسی پول میگیرد؟
آیا من یک فاحشه ام؟‬

روزگار غریبی ست نازنین ...
     
 #92 Posted: 2 Nov 2012 20:28

دخترک برگشت
چه بزرگ شده بود


پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟


پوزخندی زد و گفت


هان


گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد
جیغ بنفشی کشد نمیدانم از شوق بود یا


گفتم : می خواهم امشب
با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم !


دخترک نگاهی انداخت
تنم لرزیدگفت :


کبریت هایم را نخریدند
نمیدانم شاید بازار کساده
شایدم تقصیر یارانه هاس


از روی ناچاری و نداری باصراحت گفت


سالهاست تن می فروشم


مي خري ؟
از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
 #93 Posted: 11 Nov 2012 10:05

دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ، که بمانـد آنجا ، پـشـت یک پرده تـوری که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود...
دل من گوشه یک باغـچه بـود...
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟

روزگار غریبی ست نازنین ...
     
 #94 Posted: 25 Nov 2012 23:32
‎پسر به دوست دخترش زنگ زد...
سلام...
سلام...
میتونی امروز بیای خونه ی ما؟!
خانوادم اجازه نمیدن!
بگو میری استخر!
باشه عزیزم!سعی میکنم بیام!
دختر اومد خانه ی دوستس.موقع رفتن پسره بهش گفت اگه میخوای خانوادت نفهمن باید موهات خیس باشه!پس به حمام برو و موهات رو خیس کن...
دختر به حمام رفت و پسر سریع به چند تا از دوستاش زنگ زد!دوستاش به نوبت به داخل حمام رفتن و......!!
نوبت به نفر آخر رسید!به داخل رفت...چند ساعت گذشت و پسر بیرون نیامد!دوستاش نگران شدن!به داخل حمام رفتن و دیدن دختر و پسر رگ دستشون رو زدن و فوت شدن...!!و با خون روی دیوار نوشته بود"نامردا خواهرم بود...!!"
‏__________‏__________‏__________‏__________‏__________
آهای انسان ها...ما کجاییم؟کیستیم...شرم بر من...شرم برما...شرم بر زندگی...شرم بر دنیا...شرم بر خدا...........‏

من با خوندنش گریه ام گرفت‎
     
 #95 Posted: 25 Nov 2012 23:38
مرنگ

.
بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید
بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت
بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم
بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند
بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند
بعضی با کاغذ خارجی
بعضی آدمها تر جمه شده اند
بعضی تفسیر می شوند
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند
بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرندبعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفید
بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند
بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند
بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند
بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند
بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت
بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت
بعضی را توی کیف
بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند
بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند
بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان
ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت
از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت
به راستی ما کدامیم؟
از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
 #96 Posted: 25 Nov 2012 23:43
behnambala
چاکرتیم
قابلی نداشت
از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
 #97 Posted: 25 Nov 2012 23:43
مرنگ

چه دنیایی شده،یعنی تا کجا میخواد پیش بره!
ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
 #98 Posted: 9 Dec 2012 00:54
فاحشه را خدا فاحشه نکرد ...!
آنان که در شهر٬ نان قسمت میکنند
او را لنگِ تکه نانی گذاشته اند ..
.تا هر زمان که لنگِ هم آغوشی ماندند٬
او را به نانی بخرند ...‏
از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
 #99 Posted: 9 Dec 2012 00:57
King05: فاحشه را خدا فاحشه نکرد ...!
آنان که در شهر٬ نان قسمت میکنند
او را لنگِ تکه نانی گذاشته اند ..
.تا هر زمان که لنگِ هم آغوشی ماندند٬
او را به نانی بخرند ...‏
واقعا
ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
 #100 Posted: 10 Dec 2012 08:49
بفروش ! تنت را حراج کن…
من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت
دنیایشان،
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
از امروز این آیدی رو به بکی از دوستان واگذار کردم ...درپناه دوست
فرشاد
     
صفحه  صفحه 10 از 14:  « پیشین  1  ...  9  10  11  12  13  14  پسین » 
گفتگوی آزاد

ندای انسان | من یک فاحشه ام | پست اول خوانده شود

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites