تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
گفتگوی آزاد

خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم)

صفحه  صفحه 28 از 54:  « پیشین  1  ...  27  28  29  ...  53  54  پسین »  
#271 | Posted: 2 Mar 2014 23:36
nisha2552:
چرا؟؟؟

خب دیگه بهتره تجربه نکنی

راسی هَنار ینی چی؟
     
#272 | Posted: 2 Mar 2014 23:37
shakaat:
راسی هَنار ینی چی؟

این که آسانه
یعنی انار
نکنه اینم داستان داره؟
     
#273 | Posted: 2 Mar 2014 23:39
nisha2552:
یعنی انار
نکنه اینم داستان داره؟

عزیز ویسی رو مگه نمیشناسی؟
     
#274 | Posted: 2 Mar 2014 23:46
shakaat:
عزیز ویسی رو مگه نمیشناسی؟

میشناسم خب
اتفاقا چن روز پیش اومده بود دانشگاه بچه ها ریختن سرش
نمیدونم واسه چی اومده بود
     
#275 | Posted: 2 Mar 2014 23:48
nisha2552:
نمیدونم واسه چی اومده بود

احتمالا اومده واسه دهه فاطمیه وقت بگیره
     
#276 | Posted: 2 Mar 2014 23:54
shakaat:
احتمالا اومده واسه دهه فاطمیه وقت بگیره

     
#277 | Posted: 5 Mar 2014 00:54
جاتون خالی امروز زبان داشتیم استادم از این باحالاش بود!استاد از بچه ها پرسید که الان به جز دانشجویی چه کاره دیگه ای انجام میدن،از نصاب ماهواره داشتیم تا هکرحرفه ای عضو کا گ ب!رفتُ رفت تا نوبت رسید به این بغل دستی ما استاد گفت خب تو کارت چیه؟گفت قهوه خونه دارمبچه ها چون قبلش شغلای ضایعتری شنیده بودن زیاد نخندیدن استاد یکم خودش جمع کردُ گفت حالا قهوه خونت کجاست؟گفت تو فیسبوک (معلوم شد آقا تو فیسبوک یه گروه داره به اسم قهوه خونه ی فیسبوک!هیچی دیگه خودتون تصور کنین چی شد به من رسید میخواستم بگم شاهم که از ترس سربازان گمنام نگفتم گفتم من یه پابلیک فیگورم نیاز به کار ندارم!

ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
#278 | Posted: 7 Mar 2014 19:00
shah2000:
میخواستم بگم شاهم

     
#279 | Posted: 9 Mar 2014 23:31
امروز تو کلاس پایگاه داده قرار بود کوئیز بدیم..
همه شاکی که اُستاد ما نخوندیمُ از این حرفا
که اُستاد گفت کاغذ میذارم تو دستم یه نفر بیاد برداره!
خلاصه یکی از خانومای پُرادعا از نظر ظاهر و زیبایی رفت و برداشت و بنا به کوئیز گرفتن شد..
حالا اُستاد گفت اسم بنویسید ۲۵ صدم میدم، سوالا رُ بنویسید ۲۵ صدم دیگه میدم
بتونید راه حل ارائه بدید نیم نمره میدم
حالا ۳ تا سوال بود و ۷ نمره
که باقیشم موند برای جواب کامل سوال
بعده گفتن سوال‌ها، ۵ دقیقه نشده بود که دیدم تک‌تک بچه‌ها با فحش دارن بلند میشن..
منو این دوستم نشستیمُ نوشتیم ، دیگه آخرای کار از دخترا همون خانوم و ۵ نفر دیگه مثلا داشتن به مخشون فشار میاوردن و از پسرا منو دوستم بودیم که دیگه بصورت کاملا معلوم داشتیم با مشورت سوالا رُ حَل میکردیم و جوابارُ تو یه کاغذ به هم پاس میدادیم
آخرای کار اُستاد گفت ۵ مین دیگه تمومه دختره دید هیچی نداره شروع کرد به گیر دادن به ما که استاد اینا دارن مشورتی حَل میکنن، هی گفت و نمک ریخت تا اُستاد گفت اینا باز حَل میکنن شما چی خانوم ..... ؟
آخر کار که داشتیم برگه‌هارُ میدادیم این دختره باز گفت اُستاد با تقلب که حساب نیست.. مام میتونیم اینجوری حَل کنیم و کُلی قیافه بگیریم!
منم بهش گفتم؛ خانوم .... شما قیافت در حَد شیافه ، حالا واسه ما میخوای بری تو قیافه ؟!

دختره دیگه صبر نکرد با دوستش یه چی گُفتن که نشنیدم و رفتن!
حالا اُستاد هم خندش گرفته بود و هم میخواست برام سیاست کنه، گفت به خاطر این حرکت ۲ نمره بت میدم برا پایان ترم

هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
     
#280 | Posted: 9 Mar 2014 23:37
hassen:
منم بهش گفتم؛ خانوم .... شما قیافت در حَد شیافه

تخیلی بود دیگه؟

ما هم حرف های زیادی داشتیم... اما برای نگفتن!
     
صفحه  صفحه 28 از 54:  « پیشین  1  ...  27  28  29  ...  53  54  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / خاطرات و ماجراهای دانشجویی (نظرسنجی در پست دوم) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites